خانواده خوشبخت

همانطور که می دانیم نحوه ارتباط و طرز برخورد افراد یک خانواده با یکدیگر جو عاطفی خانواده را بوجود می آورد. رابطه اعضای یک خانواده در پرورش کودکان، سلامت روح و رفتار آنها اثربخش بوده و آینده یک فرد و یک جامعه را می سازد.

این رابطه به سه صورت ممکن است ظاهر گردد ( دموکراسی، آزادی مطلق و دیکتاتوری ) .

متخصصین امور خانواده و آسیبب شناسان اجتماعی دموکراسی را عاقلانه ترین و انسانی ترین روش زندگی می دانند. بر این اساس دو جامعه شناس آمریکایی طی ده سال بررسی ویژگیهای خانواده خوشبخت سراسر جهان را که از لحاظ اقتصادی، نژادی، تحصیلی و طبقاتی با هم متفاوت بوده اند مورد مطالعه قرار داده و نتایج تحقیق خود را این چنین مطرح می کنند.

ویژگیهای خانواده های خوشبخت و موفق:

1-تعهد:

اعضای خانواده نسبت به هم متعهد بوده و به نیازهای خانواده بیش از نیازهای خود اهمیت می دهند و با آنکه خود مشکلاتی در زندگی دارند ولی این مشکلات به تعهد آنها نسبت به خانواده آسیبی نمی رساند. اعضای خانواده های خوشبخت در پیگیری اهداف فردی مشوق هم بوده و از هر گونه فعالیتی که دوام و بقای خانواده را مورد تهدید قرار دهد پرهیز می کنند.

2-قدردانی:

اعضای این خانواده ها برای یکدیگر ارزش و احترام قائلند. آنها با هم دوستانه رفتار می کنند و به جای عیب جویی و انتقاد، هنرها و فضیلتها و کارهای خوب یکدیگر را به یاد می آورند.

3-ارتباط و با هم بودن :

امروزه اکثر مردم گرفتارند هر یک از اعضای خانواده به نوعی مشغول کار است آنها به علت مشکلات روزانه و شرایط اجتماعی اکثرا" دور ار خانه و یا دور از یکدیگر در محیط خانه بسر می برند بنابراین بهتر است ساعتی از روز را در کنار هم قرار گیرند. ( مانند صرف شام ) .

خانواده های موفق و خوشبخت غالبا" از فرصتهای کوتاه برای ارتباط و ابراز علاقه استفاده می کنند. آنها بدون واهمه با هم به بحث و گفتگو می پردازند و به حرفهای یکدیگر توجه می کنند همه افراد خانواده حق دارند تصمیماتی که در باره آنها گرفته می شود شرکت کنند و در عین حال مسئولیت دارند که در گرفتن تصمیم و انجام وظایف خود عاقلانه رفتار کنند.

اعضای این خانواده ها آشکارا و شرافتمندانه با هم ارتباط برقرار می سازند و از آزار رساندن، سرزنش، تسلط جویی و کنترل یکدیگر خودداری می ورزند. آنها از با هم بودن یعنی حضور فعال در بحثهای جمعی خانوادگی و بیان افکار و نظرات و مصاحبت یکدیگر لذت می برند.

4-همکاری و تعاون:

مشکلات زندگی اعضای خانواده های خوشبخت در مقابل مشکلات با هم متحد می شوند تا با دشواریها و هر بحرانی مقابله نمایند.

5-انضباط:

انضباط به معنای خویشتنداری و کنترل و هدایت رفتارهای خود می باشد. مشخص و معین بودن هدفها و نظم و ترتیب کارهای خانوادگی، راه و رسم زندگی اعضا را مشخص می کند. آنها می فهمند که چرا باید از انجام کاری خودداری کنند یا در مواقع معین وظایف خاصی را انجام دهند.

بنابراین بهتر است که تعهد ، قدردانی، ارتباط - همکاری و تعاون و انضباط را از یاد نبریم.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢

 

مسائل در روابط بین‌فردی:

بشر، موجودی اجتماعی است. از این‌رو، ما در جامعه زندگی می‌کنیم و ناگزیر، روابط معینی با دیگران داریم. پدران و مادران، فرزندان، زن و شوهرها، با هم روابطی دارند و ممکن است در این ارتباط‌ها درگیر شوند و مخالفت‌هایی بروز دهند.
‌از این درگیری‌ها و مخالفت‌‌ها نمی‌توان پرهیز کرد ولی می‌توان برای حل آن‌ها اقدام نمود. نتیجه‌ی تلاش ما به چگونگی گفت‌‌وگو‌، بخشش و میزان استفاده‌ی ما از مکانیزم‌های اصلاحی، بستگی دارد. البته می‌دانیم که گاهی‌‌وقت‌ها درگیری‌ها و اختلاف‌ها به‌طور تقریبی، راه‌حلی ندارند. در این مورد، نتیجه‌ی مطلوب به این بستگی دارد که ما تا چه حد، قدرت کنار‌آمدن و ساختن با یکدیگر را داریم.

از طرف دیگر، هر نوع رابطه،‌ تقاضا، خواسته و وظیفه‌هایی را در هر دو‌طرف رابطه به‌وجود می‌آورد و می‌بایست تا آن‌جا که امکان‌پذیر است، تحقق پیدا کند و به اجرا درآید. هر دو‌طرف حق دارند خواسته‌های خود را داشته باشند. اگر یکی از آنان، این خواسته‌ها را برآورده نسازد، طرف دیگر، آگاهانه یا غیرآگاهانه، دست به گله و شکایت، انتقاد و اهانت می‌زند که ما انتقاد و اهانت را شکل ناسالم ارزیابی می‌کنیم. بنابراین، درگیری و حتی رنجیدن پیش‌می‌آید که به‌طور کامل ‌عادی و طبیعی است ولی خردمند می‌کوشد آن‌ها را حل کند، اشتباه را تصحیح کند و به جبران خطا بپردازد.

البته همه‌ می‌دانیم که حل مسائل، اغلب آسان نیست و ما نیاز داریم به مهارت‌هایی تسلط پیدا‌کنیم و فنونی را بیاموزیم. فرض کنیم از مهارت‌ها و فنون هم آگاه شدیم، باید بدانیم که آگاهی کافی نیست، ما زمان لازم داریم و به تمرین‌هایی نیازمندیم تا بتوانیم آن‌ها را به اجرا بگذاریم. ما به جرأت، قدرت، اراده و اعتماد متقابل نیازمندیم، به‌ویژه وقتی احساس می‌کنیم آسیب دیده‌ایم، عصبانی هستیم و قربانی شده‌ایم، اگر این مهارت‌ها و فنون را به‌کار ببریم، رفته‌رفته آن‌ها به عادت ‌تبدیل می‌شوند ‌و هر وقت ضرورتی پیش‌آید، بدون آگاهی حاضر می‌شوند‌.
در زیر به برخی از مکانیزم‌های اصلاحی در این زمینه اشاره شده است:

آرام بگیرید:
تقاضای زنگ تفریح یا به‌اصطلاح، فاصله‌ای بکنید. پیشنهاد ‌کنید بحث و مجادله تا مدت معینی به تأخیر بیفتد. توضیح ‌دهید که قصد پشت گوش انداختن بحث را ندارید‌ و فقط می‌خواهید فاصله‌ای داشته باشید تا آرام بگیرید. در این‌صورت، بهتر می‌توانید حرف طرف مقابل خود را بشنوید و نقطه‌نظرهای او را بهتر درک کنید.
یادگیریِ آرام‌شدن به‌ویژه برای مسائل خاصی، کارساز است. نیاز به حالت دفاعی یا قهر کردن را کاهش می‌دهد و ضدعصبانیت می‌باشد.
در طول این فاصله، ‌هر کاری که شما را آرام می‌سازد، انجام دهید. برخی با ترک مکان، آرام می‌گیرند‌، گروهی سوار ماشین می‌شوند و دوری می‌زنند، برخی دوش می‌گیرند، به موسیقی گوش می‌دهند، به دوستی تلفن می‌زنند‌ و... وقتی احساس کردید آرام‌گرفته‌اید و تنش ندارید، بازگردید و به گفت‌وگوی خود ادامه دهید.

‌غیردفاعی حرف بزنید:
غیردفاعی شنیدن و حرف‌زدن، کمک می‌کند با برخی از عادت‌های ویران‌کننده مقابله کنیم. با این شیوه، ‌طرف مقابل را وادار می‌کنید کمتر حالت دفاعی به خود بگیرد. می‌توان به‌ روش‌های‌ زیر ‌نیز عمل کرد:

الف- قدردانی و تحسین کنید:
هر شخصی به قدردانی و تحسین واقعی و اصیل و تعریف صمیمی، و‌اکنش مثبت نشان می‌دهد. قبل از شروع هر بحثی، نقاط مثبت طرف خود را به زبان آورید و قسمت پر لیوان آب را ببینید.
ب- خشم طرف مقابل را بپذیرید:
خشم به‌طور معمول، نوعی تأکید است. معنای آن، این است که به خواسته‌ی من توجه کن. به آن‌چه می‌گویم، گوش بده و به آن‌چه که نیاز دارم، توجه کن.
ج- حالت‌های زبان بدن را بخوانید:
شما می‌توانید با چشمان‌تان هم بشنوید. مراقب حالت‌های بدن و چهره‌ی طرف مقابل خود‌ باشید. هرگز با زبان بدن‌‌تان، کسی را دست‌نیندازید و مسخره نکنید.

نکته‌های زیر را رعایت کنید:
- احساس خود را نشان دهید.
- روراست باشید.
- تنها روی یک مورد معین، انگشت بگذارید.
- از عبارت‌های خود، انتقاد و اهانت را حذف کنید.
- از شخصیت طرف مقابل انتقاد نکنید.
- توهین نکنید، دست‌نیندازید و نیش و کنایه نزنید.
- شخصیت طرف مقابل را تحلیل نکنید.
- ذهن‌خوانی نکنید.

‌اعتباربخشی:
منظور‌ از اعتباربخشی، این است که خود‌ را به جای طرف مقابل بگذارید. ‌درک احساس او به شما کمک می‌کند تا مسأله را بهتر حل کنید. وقتی طرف مقابل احساس کند که ما برای فکر و خواسته‌اش اعتباری قائل هستیم، به ما اعتماد بیشتری خواهد داشت و کمتر حالت دفاعی یا قهر به خود خواهد گرفت.

در این زمینه، نکته‌های زیر را بیشتر رعایت کنیم:
- مسؤولیت خود را بپذیرید. اگر اشتباهی کرد‌ه‌اید، آن‌را قبول کنید.
- عذرخواهی کنید. تنها می‌توان گفت: «من به احساس یا خواسته‌ی تو توجهی نکردم، کارم اشتباه بود، از تو عذر می‌خواهم.» از عذرخواهی شرمی نداشته باشید. هرکسی گاه‌به‌گاه خطایی دارد. عذرخواهی، کسی را کوچک نمی‌کند‌ بلکه به بزرگی او می‌افزاید و می‌توان آن‌را نوعی بزرگ‌منشی به‌حساب آورد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢

 

سی باور غلط در ازدواج :

* ازدواج باعث درمان مشکلات روانی می شود.
* اساس ازدواج فقط و فقط عشق است (عشق کافی است).
* عشق مال داستانهاست و در زندگی واقعی وجود ندارد.
* ازدواج راهی برای سعادتمند شدن است.
* ازدواج راهی برای تضمین زندگی فرزندان است (از دیدگاه والدین دختران و پسران جوان).
* ازدواج راهی برای پیشگیری از انحراف فرزندان است.
* ازدواج راهی برای فرار از مشکلات است.
* ازدواج راهی برای جلب رضایت والدین است.
* دوستی قبل از ازدواج، تضمین کننده یک ازدواج موفق است.
* حالا ازدواج می کنم و بعد «او» را تغییر می دهم.
* باید با کسی ازدواج کرد که از همه نظر کامل باشد.
* زن باید وارد یک زندگی کامل شود.
* مهم این است که جوان ازدواج کند، بقیه مسایل حل می شود.
* یک ازدواج هرچند ناموفق بهتر از تجرد است.
* کسی که به خانواده خود خیلی اهمیت می دهد پس حتماً در زندگی مشترک نیز موفق خواهد بود.
* ازدواج می کنم و بعد طلاق می دهم (می گیرم).
* اگر با فلانی ازدواج کنم خوشبختم، ولاغیر.
* ازدواج یعنی خوشبختی و رفاه .
* ازدواج یعنی اسارت.
* مهریه تعیین کننده موفقیت در ازدواج است.
* شاید اگر با دیگری ازدواج می کردم موفق تر بودم.
* زن و شوهر باید کاملاً شبیه هم باشند.
* زن و شوهر باید همه مسایل خود را به یکدیگر بگویند.
* زن و شوهر باید کاملاً وقتشان را با هم بگذرانند.
* زن باید تابع و مطیع محض مرد باشد.
* شوهر باید همسرش را به همه خواسته هایش برساند؛ شوهر باید همه مشکلات او را حل کند.
* به هیچکس نمی توان اعتماد کرد. («مردها غیر قابل اعتمادند» یا «زن ها فریبکارند»)
* چون خودم تصمیم گرفتم باید تا آخرش بروم؛ هر قولی که می دهی باید تا آخرش بایستی.
* زن و شوهر باید در همه مسائل اتفاق نظر داشته باشند. زن و شوهر باید تابع هم باشند. زن و شوهر باید همه فعالیت هایشان مشترک باشد.
* مرد باید جلوی زنش در بیاید. به زن نباید رو داد. نباید محبتت را نشان دهی. نباید طرف مقابلت بفهمد که دوستش داری چون آن وقت سوءاستفاده می کند.
* افرادی که طلاق می گیرند حتماً افراد مشکل داری هستند. کسی که طلاق می گیرد حتماً آدم بدی بوده است.
* والدین نباید در تصمیم ما دخالت کنند اما باید زندگی ما را تأمین کنند.
* هر نوع زندگی بهتر از طلاق است.
* طلاق یعنی بدبختی. 
* رابطه جنسی پدیده ای گناه آلود یا زشت است.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢

 

ازدواج یعنی خداحافظ زندگی :
علل فرار جوانان از ازدواج


نگرش افراد به ازدواج ، به عنوان یک واقعیت اجتماعی، تحت تأثیر فرهنگ و نقش و موقعیتی است که فرد، در آن زندگی می‌کند. بنا بر این، دیدگاه فرد نسبت به ازدواج ، تابع فرهنگی است که به آن تعلق دارد. این دیدگاه، همچنین با جایگاه فرد در جامعه ، ارتباط تنگاتنگ دارد.
از طرف دیگر، مسئله مشکلات و موانع ازدواج از یک سو و آرزوها، ایده‌آل‌ها و تصویری که دختران و پسران از آینده و زندگی مشترک خود دارند، از سوی دیگر، موجب شده است که جوانان، به آسانی، تن به ازدواج ندهند و به عبارت دیگر، از آن بگریزند.
عوامل بسیاری در این زمینه مؤثّرند که برخی از آنها واقعی و برخی دیگر ساخته و پرداخته ذهنیات فرد هستند. این عوامل، عبارت‌اند از:

ا . تحوّل در الگوهای رفتاری
در دهه‌های اخیر، در الگوهای رفتاری خانواده‌ها، تحوّل جدّی‌ای به وجود آمده است. تغییر در الگوی مصرف، نوع پوشاک، مسکن، سطح انتظارات خانواده‌ها و توجّه به آراسته بودن ظاهری، موجب گردیده است که مفهوم زندگی، به طور کلّی دگرگون شود. امروزه رفاه، از مهم‌ترین مسائلی است که خانواده‌ها توجّه بیشتری به آن مبذول می‌دارند.
جوان امروز، در جستجوی رسیدن به شکلی از زندگی است که رهیافت واقعی جامعه است امّا از سوی دیگر، فرصت‌ها و امکانات مساوی برای دستیابی به این شرایط ، برای همگان وجود ندارد.

بسیاری از جوانان می‌اندیشند که تأمین هزینه‌های گزاف عقد و عروسی، تهیه منزل و پرداخت اجاره‌خانه، بسیار سخت است و از آن جا که نمی‌توان از عهده مخارج آینده زندگی برآمد ، بر خلاف میل باطنی، از ازدواج می‌گریزند.
در پژوهش آماری صورت‌گرفته از میان دانشجویان، بسیاری از آنان، مشکلات مالی را از موانع ازدواج ذکر کرده‌اند و متأسفانه تعداد این قبیل افراد ، نسبتاً زیاد است.
امروزه با توجّه به تغییرات کیفی صورت‌گرفته در امر ازدواج ، در مورد مهریه ، گرایش برتر جامعه ، موافقت با تعیین مهریه است امّا اغلب خانواده‌های دختران، مهریه بالایی را پیشنهاد می‌کنند که معقول و منطقی نیست و معمولاً یک جوان یا حتّی یک فرد میان‌سالِ شاغل در ایران، با چند سال پس‌انداز کردن تمامی درآمد خویش هم به سختی از عهده پرداخت آن برمی‌آید. چنین تعهّدی (که طبق قوانین ایران، مرد در لحظه ثبت ازدواج ، پرداخت نقدی آن را تضمین می‌نماید)، کارایی دیگری جز ایجاد نگرانی و اضطراب و دلخوری و کدورت ندارد.

تا چندی قبل، زندگی بسیاری از زوج‌های جوان، در کنار پدر و مادر پسر آغاز می‌گردید امّا امروزه ، تشکیل یک زندگی باید در محلّ جدیدی باشد و همین موضوع ، توقّع دختران را از پسرها ، برای داشتن توانایی و قدرت اقتصادی، افزایش می‌دهد و تأمین مالی، اشتغال و نوع شغل پسران را حائز اهمیت می‌کند.

2 . ادامه تحصیل و تحوّل در موقعیت زنان
یکی دیگر از عواملی که موجب فرار جوانان از ازدواج شده است، گرایش به ادامه تحصیل در بین جوانان است. در جامعه امروز ایران، اغلب پسران و دختران، علاقه دارند که تحصیلات خود را ادامه دهند و برداشت بسیاری از آنان این است که ازدواج ، فرصت ادامه تحصیل را از آن ها سلب می‌کند. به ویژه تحوّل موقعیت اجتماعی زنان و گرایش آن ها به تحصیلات عالی، موجب شده که در امر ازدواج جوانان، تأخیر رخ دهد.
خانواده‌ها عقیده دارند که دختر و پسر، پس از ازدواج ، به دلیل پذیرش مسئولیت همسری، نمی‌توانند درس بخوانند و غالباً حاضر نیستند که درباره ازدواج فرزندان خود در ایام تحصیل آن ها اقدام کنند.

3 . وسواس بیش از حد در انتخاب همسر
یکی دیگر از عوامل گریز جوانان از ازدواج، وسواس و احتیاط بیش از اندازه دختر و پسر، در مورد همسر اینده است. افرادی که بیش از اندازه ، در این زمینه وسواس به خرج می‌دهند ، نمی‌توانند در مورد ازدواج و انتخاب همسر آینده خود ، تصمیم قطعی بگیرند و حتی گاهی ساعتی قبل از مراسم خواستگاری یا چند روز مانده به مراسم عقد ، قول و قرارها را زیرِ پا می‌گذارند و حاضر به ازدواج نمی‌شوند.
وسواس در انتخاب همسر، تقریباً هیچ گاه موجب انتخاب بهتر و مناسب‌تر نمی‌شود و تنها سالیانی از عمر دختر یا پسر را هدر می‌دهد و روحیه ی آن ها را با اندوه و حسرت و افسردگی و بدبینی همراه می‌سازد.

4 . فراهم بودن زمینه ارضای نیاز جنسی در بیرون از چارچوب خانواده
بین فرار از ازدواج و انحرافات اخلاقی، رابطه‌ای دوسویه وجود دارد. برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهند که روابط آزاد بین دختر و پسر و امکان ارضای جنسی در بیرون از چارچوب خانواده (چه به صورت مشروع و چه نامشروع) ، نیاز به ازدواج را در جوانان، کم‌رنگ کرده است.
برخی جوانان برای ارضای غرایز طبیعی خود ، به ارتباط آزاد با جنس مخالف، بسنده می‌کنند و چون این گونه روابط، مسئولیت چندانی بر عهده فرد نمی‌گذارد ، خود زمینه‌ساز فرار دختران و پسران از ازدواج می‌شود.
ازدواج کردن در زمان مناسب و بدون سختگیری و وسواس، پیشنهاد عقل، دین و حتّی دانش جدید است.

5 . اعتقاد به داشتن زندگی آزاد
برخی از جوانان، بر این باورند که ازدواج ، باعث ایجاد محدودیت در بسیاری از خواسته‌ها و نیازهای آنان می‌شود و از این رو، ترجیح می‌دهند که به شکل آزاد زندگی کنند.
شاید بیشتر افرادی که ازدواج را عمل محدودکننده ی آزادی‌های فردی می‌دانند ، فلسفه و حقیقت ازدواج را به خوبی درک نکرده و طرفدار آزادی به معنای غربی آن باشند و از این رو ، حاضر نمی‌شوند که ازدواج کنند.
همسر خوب، در درجه نخست، یک تکیه‌گاه روحی و مایه آرامش روانی است که هیچ چیز حتّی تحصیلات دانشگاهی، نمی‌تواند جای آن را بگیرد.

فرجام سخن
فرار از قانون طبیعت، ممکن نیست و غریزه و فطرت را نیز نمی‌توان سرکوب کرد. به علاوه، میل فطری انسان به زندگی مشترک و داشتن فرزند ، برای همیشه ، قابل سرکوب کردن نیست. جوامع غربی که امروزه با پیری جمعیت و عدم تمایل جوانان به ازدواجْ مواجه‌اند ، از طرق دیگری همچون پذیرش مهاجران خارجی، سعی در جوانْ نگه‌داشتن جامعه خود دارند. به علاوه، در این جوامع، زنان و مردان میان‌سال ، بدون ازدواج ، از طریق پذیرفتن فرزند‌خوانده‌ها، سعی در تشکیل خانواده دارند. دو پدیده غیر اخلاقی خریدن کودکان جهان سومی و قاچاق آنها به غرب و نیز زندگی کردن زن و مرد در زیر یک سقف و بدون عقد ازدواج ، از دیگر تبعات کاهش ازدواج در جوامع غربی و بالا رفتن سنّ ازدواج در این جوامع (و طبعاً بی‌فرزند ماندن زوجین) است.

ازدواج کردن در زمان مناسب و بدون سختگیری و وسواس، پیشنهاد عقل، دین و حتّی دانش جدید است


   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢

 

جذابیت مردان از نگاه زنان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــ

1- حداقل 10 سانتیمتر بلند قامت تر از همسر خود باشد.
2- نـسـبـت ایـده آل دور کـمر به دور باسن برای مردان 0.9
میباشد.
3- جسم عضلانی، قفسه سینه بزرگ، تناسب اندام.
4- استخوان گونه و فک برجسته.
5- مدل موی منحصر بفرد.
6- صورت باریک و پوست قهوه ای تر.
7- نیمه فوقانی صورت عریض تر از نیمه تحتانی باشد.
8- عدم وجود چین و چروک میان بینی و گوشه دهان.
9- تقارن در دو نیمه بدن و صورت.
10- پاهای کشیده.
11- موی بدن کم.
12- ناخنهای کوتاه و آراسته.
13- دندانهای سفید، بزرگ و ردیف.
14- چهره کودکانه.

* زنان مردان مسن تر از خودشان را ترجیح میدهند.( بعلت توانایی و استقلال مالی بیشتر)
* میزان سلطه و قدرت مردان تعیین کننده میزان جذابیت و زیبایی آنان نزد زنان میباشد. (توانایی مردان در محفاظت و پشتیبانی از زنان)
* مردان با اجزاء صورت و بدن متقارنتر نیز اسپرمهای بارور تر و سالم تری دارا میباشند.


   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢

 

ساعت ۶:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۶/٧    
 


اساسا وضع زن با مرد در اصل خلقت متفاوت است و به همین دلیل این زن است که خودآرایی می کند برای جلب مرد. مرد هرگز با خودآرایی نمی تواند نظر زن را به خود جلب کند. زن و زیور، زن و آرایش دو موجود توأم با یکدیگرند. اگر زن دارای جسم و جان و خلق و خوی مردانه بود محال بود که بتواند مرد را به خدمت خود وادارد و مرد را شیفته وصال خود نماید، و اگر مرد همان صفات جسمی و روانی زن را می داشت ممکن نبود زن او را قهرمان زندگی خود حساب کند و عالی ترین هنر خود را صید و شکار و تسخیر قلب او به حساب آورد. مرد جهانگیر و زن مردگیر آفریده شده است.
قانون خلقت زن و مرد را طالب و علاقه مند به یکدیگر قرار داده است، اما نه از نوع علاقه ای که به اشیاء دارند. علاقه ای که انسان به اشیاء دارد از خودخواهی او ناشی می شود، یعنی انسان اشیاء را برای خود می خواهد، به چشم ابزار به آنها نگاه می کند، می خواهد آنها را فدای خود و آسایش خود کند، اما علاقه زوجیت به این شکل است که هر یک از آنها سعادت و آسایش دیگری را می خواهد و همواره از گذشت و فداکاری درباره دیگری لذت می برد. در اینجا بد نیست از دیدگاه های متنوع و بعضا متفاوتی در مورد زن از زبان بزرگان، دانشمندان و فلاسفه معروف مطلع شویم.


زن شاهکار خلقت است
برنارد شاو

زیباترین خوی زن ، نجابت اوست
ارد بزرگ

در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل
مالرب

انتقام شیرین است مخصوصا برای زنان !
بایرون

تمدن چیست ؟ نتیجه نفوذ زنان پاکدامن است
امرسون

زن رسماً مربی مرد و مهّذب اخلاق اوست
آناتول فرانس

اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد ؟
ناپلئون

مردها را شجاعت به جلو می‌راند و زنها را حسادت
برنارد شاو

به سراغ زنان می روی ؟ تازیانه را فراموش مکن !
فردریش نیچه

مردان آفریننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان
رومن رولان

اگر از طبقه‌ بالا زن‌ بگیرید، به‌جای‌ خویشاوند ارباب‌ خواهید داشت‌
لئوپول

مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند
کونته ورسیه

با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد
بردون

خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند
رابیندرانات تاگور

زن همیشه سن خود را از تاریخ ازدواج حساب می کند ، نه تاریخ تولد
ارهارد

هرچه ایمان مرد به هوشش بیشتر شود زن بهتر میتواند گولش بزند
لرد بایرن

زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است
گوته

زنانیکه می خواهند مرد باشند ، زنانی هستند که نمی دانند زن هستند
الکساندر دوما

برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ...
مارکوس آنا

زن کودکی است که با اندک تبسم خندان و با کمترین بی مهری گریان می شود
هرود

منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود
لامارتین

چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش
ویلیام شکسپیر

جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترین غرایز خود دور می شود
فردریش نیچه

شیرین ترین سخنان در زندگی ، خوش آمد گویی بی غل و غش زن به شوهر خویش است
جورج ولز

زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمی‌توانند خود را زیبا جلوه دهند
برنارد شاو

هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است
شیلر

زن عاقل به تربیت همسرش همت می گمارد و مرد عاقل می گذارد که زنش او را تربیت کند
مارک تواین

هیچ چیز غرور مرد را مثل شادی زنش ارضاء نمی کند ، چون همیشه آنرا مربوط به خود میداند
جونسون

مردانیکه بیشتر از حقوق و هنجار زنان پشتیبانی میکنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن میتازند
ارد بزرگ

زنان بخوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر میگویند تا در حفظ آن شریک باشند
داستایوفسکی

اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد
کمتر دچار گسست می شوند
ارد بزرگ

زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمایشگر پاکی ،
نمونه عطوفت و چشمه عنایت است
اقبال لاهوری

آیندۀ اجتماع در دست مادران است. اگر جهان به میانجیگری زن گرفتار شود ،
تنها اوست که می تواند آن را نجات دهد
ابوفور

به هر اندازه که زن آرام و مطیع و با عصمت و با عفت است ،
به همان اندازۀ قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است
میشله

آیا برده هستی؟ پس دوست نتوانی بود. آیا خودکامه هستی؟ پس دوستی نتوانی داشت
در زن دیر زمانی است که برده ای و خودکامگی نهان گشته اند
از این رو زن را توان دوستی نیست او عشق را می شناسد و بس
فردریش نیچه

زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هر چه عاطفه ،
مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد
آلفونس دوده

زنان تحصیلکرده همسران خوبی از آب در می آیند ، زیرا برای اینکه توضیح بدهند
که چرا غذا شور یا بیمزه شده است کلمات بیشتری در اختیار دارند
باب هاپ

کسانیکه ازدواج کرده اند خود را ناراضی نشان می دهند و می گویند زن بد است ، زیرا می خواهند فقط و فقط خودشان از این موهبت تمتّع گیرند
دیسرائیلی

خودپسندی زنان بزرگترین علت بد بختی ایشان و زوال خانواده هاست.
هیچ چیز به اندازۀ خودپسندی زن ها بنای خانواده ها را ویران نکرده است
چارلی چاپلین

کشتن میل ستیزه جوئی در بسیاری زنان کاری بی اثر است و درست مانند آن است
که سعی کنی با فشار بادکنکی را در زیر آب نگه داری که خواهی دید دوباره بیرون می زند!
ورا هتریکس

زن ها علاقۀ زیادی به ریاضیات دارند ، زیرا آنها سن خود را تقسیم بر دو و قیمت لباسهایشان را ضرب در دو و حقوق شوهرانشان را ضرب در سه می کنند
و پنجاه سال هم بر سن بهترین دوستان خود می افزایند
مارسل آشار


   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢

 

باور نادرست مردها درباره ی زن ها :

1- زن ها سیری نا پذیرند
2- حفظ و نگهداری آن ها مشکل است
3- زن ها می خواهند مردها را کنترل کنند
4- زن ها حسود هستند
5- زن ها زیاده از حد احساساتی هستند
6- زن هایی که قوی و توانا هستند، نیازی به مراقبت ندارند
7- زن ها آزادی مرد را مختل می کنند

باور غلط : زنها سیری ناپذیرند
مردها،تمایل و گرایش همیشگی زن مبنی بر بهبود و اصلاح کارها را با پر توقع بودن و سیری ناپذیری مزمن او اشتباه گرفته اند. این طبیعت زن است که به فکر بهبود، اصلاح و ارتقاء همه چیز است.
زنها- دست کم بیش تر آنها- بسیار کم توقع اند و می توان به راحتی با کوچک ترین چیزها خوشحالشان کرد. با یک لبخند، اظهار محبت و دلتنگی در آغوش گرفتن و ... خواهید دید چطور از شادی لبریز خواهند گشت.

باور غلط : حفظ و نگهداری زن ها مشکل است
واقعیت این است که حفظ و نگهداری روابط صمیمی مشکل است. زن ها می خواهند رابطه شان سالم و صمیمی باشد و بدین جهت ازمردها توقع دارند برای این منظور وقت بگذارند و بر روی صمیمیت رابطه تلاش کنند.
زنها استانداردهای بالایی برای روابط صمیمی خود دارند، نه از آن رو که ایرادگیر و پرتوقع هستند، بلکه از آن جهت که عمیقاً متعهد و پایبند بوده و می خواهند که موفق باشند.

باور غلط : زن ها می خواهند مردها را کنترل کنند
مردها تلاش زن را برای سازمان دهی، برنامه ریزی و حل مشکلات می بینند و سپس آن را به اشتباه به عنوان تلاشی از جانب زن برای کنترل مرد و بهره کشی از آن تعبیر می کنند.
واقعیت این است که زنها می خواهند کمک کنند، ایفای نقش کنند، بهبود بخشند، ارتقاء دهند و به حساب آورده شوند.
یکی از رایج ترین شکایت های زن ها از مرد زندگی شان آن است که بیش تر مردها، در فرآیند تصمیم گیری خود، زن ها را دخالت نمی دهند. از آن جا که زن ها از این احساس بیزارند، پس تلاش می کنند تا خود را به نحوی در جریانات زندگی همسرشان وارد کنند. بدین معنا که سوال می پرسند و راه حل ارایه می دهند. مرد، علاقه و کمک همسرش را به معنای تلاش برای مداخله و سلطه جویی معنا می کند.
اولویت اول یک زن در زندگی محبت است. اگر همسرش را ناراحت ببیند، دوست دارد به او کمک کند. اگر او را در مواجهه با مشکلی ببیند، می خواهد راه حلی ارایه کند، همه ی اینها به خاطر این است که همسرش را دوست دارد و به او عشق می ورزد.

باور غلط : زن ها حسود هستند
واقعیت این است که زن ها محافظ و نگهبان روابط صمیمی و نزدیک خود هستند و می خواهند از رابطه ی خود با مردی که دوستش دارند محافظت کنند. نه از آن جهت که به همسر خود اعتماد ندارند، بلکه از آن رو که او را دوست دارند. به طور غریزی و فطری، زنان از هر چه برایشان ارزشمند باشد، مراقبت می کنند.

باور غلط : زن ها زیادی احساساتی هستند
یکی از زیباترین ویژگی های زنها این است که قابلیت این را دارند که حس کنند و احساس داشته باشند و این احساسات را نشان دهند و ابراز کنند و این موهبتی بس گران بهاست. اما باور غلط این است که نشان دادن احساسات ،کیفیتی ضعیف تر و ناخواستنی تر از پنهان کردن احساسات می باشد. این همان پیامی است که اغلب مردها در کودکی وهنگامی که پسربچه ای بودند دریافت کرده اند. این که گریه نکردن، بهتر از گریه کردن است. خشن و قوی بودن، بهتر از ترسو بودن است. مستقل بودن بهتر از نیازمند بودن است.
بنابراین مردها، اغلب احساسات طبیعی زن ها را به غلط ،ضعف نفس تلقی می کنند و توانایی آنها را در حس کردن و احساس داشتن را به زیاده روی احساسی تعبیر می کنند.

مردها معمولاً زن را متهم می کنند که زیاده از حد احساساتی هستند. به این دلیل که مسئولیت گفتار یا رفتار نامهربانانه و احیاناً خشونت آمیز خود را نپذیرند.
بیشتر زن ها زیادی احساساتی نیستند، بلکه فقط احساساتی هستند! مردها هم همینطور. اما نمی توانند به راحتی احساسات خود را نشان دهند یا ابراز کنند. حقیقت آن است که مردها به همین دلیل زن ها را بسیار دوست دارند، همین حساس بودن، احساساتی بودن و توانایی حس کردن زن، دلیل آن است، زیرا همین احساساتی بودن زنهاست که به آنها امکان می دهد به مردها محبت بورزند و چنین احساسات خوبی را در آنها تولید کنند.

باور غلط : زن های قوی نیازی به توجه و مراقبت ندارند
اشتباهی که مردان مرتکب می شوند این است که قدرت و توانایی را با خودکفایی اشتباه می گیرند. صرف این که زنی قوی و با اعتماد به نفس است به این معنا نیست که هیچ گونه نیازی ندارد و اصلاً به این معنا نیست که به شخص توانمند و نیرومند دیگری نیاز ندارد و این گونه نیست که هرگز خسته، ترسیده، وحشت زده و بی رمق نمی شوند.
واقعیت این است که اگر زنی به تنهایی هم قادر به انجام تمام کارها باشد، باز دوست دارد قدرت، توان، حمایت و مراقبت مردش را حس کند. هر قدر هم زنی قوی و مستقل باشد، همچنان نیاز دارد که احساس کند به طرق مختلف از او مراقبت می شود.
زن هایی بیش تر نیاز به توجه، حمایت و مراقبت دارند که از دیگران بیش تر حمایت و مراقبت می کنند.

باور غلط : زن ها آزادی مرد را مختل می کنند
مردها اغلب به اشتباه، درخواست های طبیعی و منطقی زن ها را مبنی بر شرکت در رابطه، با تلاش زن برای سلب آزادی مرد اشتباه می گیرند. زن ها دوست دارند روابطی متعهدانه و صمیمانه ایجاد کنند.
هر کسی به مجرد این که به رابطه ای وارد می شود، مقادیری از آزادی های شخصی خود را از دست می دهد. چرا که از حالا به بعد شخصی که با او رابطه برقرار کرده اید، به آنچه می گویید یا رفتار می کنید، واکنش نشان خواهد داد.
آزادی واقعی به این معنا نیست که چه کارهایی می توانید بکنید و چه کارهایی نمی توانید بکنید. بلکه به معنای آزادی در محبت ورزیدن آن هم بدون ترس و دریافت کردن بدون مقاومت و دادن و بخشیدن بی دریغ می باشد.

زن ها هرگز سعی ندارند چیزی را از مرد سلب کنند. برعکس آنها می خواهند محبت، فداکاری، از خودگذشتگی، تعهد، پایبندی و وفاداری خودشان را به مرد هدیه کنند. تمام تلاش های یک زن برای ایجاد رابطه با همسرش و صمیمی بودن و حل مشکلات است نه برای سلب آزادی از مرد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢

 

فریبندگی یعنی اینکه بتوانید دیگران را به سوی خود جذب کنید. این خصلت اخلاقی به مرور زمان بدست می آید، از آنجایی هر یک از افراد در زمان تولد با میزان مختلفی جذابیت پا به این دنیا می گذارند می توان گفت که درصد بسیار زیادی از جذابیت اکتسابی است و با کمی تمرین به راحتی قابل دسترسی خواهد بود. مانند رقصیدن هر چه بیشتر تلاش کنید، موفق تر خواهید بود. تلاش و توجه تمام و کمال به نیازها و خواست های دیگران می تواند به شما این اطمینان را بدهد که به چهره یک فرد جذاب تبدیل شده اید.....
مراحل

1- طرز ایستادن خود را تصحیح کنید. اگر شرایط بدنی شما در حد مطلوب قرار داشته باشد، گویای این مطلب است که یک فرد با اعتماد به نفس بالا هستید، حتی اگر از درونتان هم یک چنین احساسی نداشته باشید. در زمان راه رفتن باید محکم و ثابت قدم بردارید. کمرتان کاملاً صاف باشد، و شانه ها به سمت عقب گرایش داشته باشند. شاید در ابتدا زمانیکه یک چنین وضعیتی را تمرین می کنید برایتان قدری عجیب و دشوار باشد، اما پس از سپری شدن چند روز به آن عادت پیدا می کنید.

2- ماهیچه های صورت را رها کنید. سعی کنید ماهیچه های صورتتان را رها کنید تا صورت، حالت طبیعی و دلپذیر خود را داشته باشد. با این چهره می توانید رو به دنیا کنید و به همگان بگویید که از هیچ چیز نمی هراسید.

3- ارتباط برقرار کنید. هنگامیکه با فرد دیگری روبرو می شوید، با چشم های خود با او ارتباط برقر کنید، سرتان را به نشانه تائید تکان دهید، لبخند بزنید و شادی خود را به او انتقال دهید. اصلاً نگران عکس العمل فرد مقابل نباشید و البته در عین حال باید به یاد داشته باشید که در این کار زیاده روی نکنید.

4- نام افراد را به خاطر بسپارید. زمانیکه برای اولین بار کسی را ملاقات می کنید سعی کنید که نام او را به خاطر بسپارید. این کار برای خیلی از افراد دشوار است. زمانیکه نامشان را می گویند، آنرا چندین مرتبه با خود تکرار کنید تا نامشان در ذهنتان باقی بماند و سپس نام خود را نیز به آنها بگویید؛ به عنوان مثال سلام "سارا" من "مانی" هستم. زمانی هم که با آنها خداحافظی می کنید، باز هم سعی کنید چند مرتبه دیگر نام آنها را تکرار کنید تا به طور کامل در ذهنتان باقی بمانند. هر چقدر بیشتر نام آنها را تکرار کنید، بیشتر به یادتان می ماند و طرف مقابل هم احساس می کند که او را بیشتر دوست می دارید و احتمال این امر که با شما بیشتر گرم بگیرد افزایش پیدا می کند.

5- به دیگران علاقمند باشید. اگر شما یکی از آشناهای قدیمی را ملاقات کردید به عنوان مثال یک همکار، همکلاسی، دوست یکی از دوستان و ... در مورد خانواده و علاقمندی های جدید آنها سوالاتی مطرح کنید. اسم افراد نزدیک به آنها را بپرسید و نام آنها را به خاطر بسپارید. مطرح کردن یک چنین مسائلی، موضوعات جدیدی برای صحبت کردن در اختیار شما قرار می دهد و آنوقت مجبور نیستید که تنها در مورد کار و کلاس های درسی با هم صحبت کنید. می توانید تا حدودی در مورد خودتان نیز صحبت کنید. در تمام طول بحث خودتان را علاقمند نشان دهید و نشان دهید که تمایل دارید به گفتگوی خود با او ادامه دهید.

6- گفتگو در مورد موضوعات مناسب. باید در مورد موضوعاتی صحبت کنید که طرف مقابل به آنها علاقه دارد، حتی اگر خودتان هم علاقه شدید به آنها نداشتید، بازهم این کار را ادامه دهید. به عنوان مثال اگر در یک جمع ورزشی قرار گرفتید، در مورد بازی دیشب یا گل کردن تیمی که به تازگی وارد لیگ شده صحبت کنید. اگر با کسانی هستید که به سرگرمی های مختلفی علاقمند هستند، می توانید در مورد سرگرمی های مورد علاقه آنها از جمله ماهیگیری، بافتنی، کوهنوردی، و سینما صحبت کنید.

هیچ کس از شما انتظار ندارد که در تمام زمینه ها یک متخصص باشید، باید به آنها بگویید که فقط به دلیل علایق شخصی است که تمایل دارید در مورد موضوعات مختلف با دیگران به بحث و گفتگو بنشینید. ذهن خود را باز کنید، اجازه دهید تا دیگران توضیحات لازم در مورد موضوعات مختلف را برای شما بازگو کنند. روراست باشید و به آنها بگویید که دانشتان در مورد برخی چیزها محدود است و بدتان نمی آید که چیزهای بیشتری در مورد آن مبحث یاد بگیرید.

7- به جای غیبت کردن دیگران را تکریم کنید. اگر در جمعی در حال صحبت کردن هستید که همه افراد به نحوی در مورد یک شخص بخصوص در حال غیبت کردن هستند، بد نیست شما چیزی در مورد آن بگویید که دوست می دارید. گفتن چیزهایی که در دیگران دوست می دارید می تواند 100% شما را تبدیل به یک فرد جذاب کند. در عین حال با این کار می توانید حس اعتماد دیگران را نیز به خود جلب کنید. همه اطرافیان به این نتیجه می رسند که شما هیچ وقت ایده ی بدی نسبت به دیگران ندارید. همه به این نتیجه می رسند که آبرویشان در دست شما محفوظ خواهد بود.

8- دروغ نگویید. شاید به دلایلی دروغ بگویید اما مدارک و شواهدی وجود دارد که بر خلاف گفته های شماست. اگر به مریم بگویید که عاطفه را دوست دارید و به نسیم بگویید که عاطفه را دوست ندارید، مطمئن باشید که مریم و نسیم با هم صحبت می کنند، حرف های شما را با هم در میان می گذارند، و با این کار اعتبارتان را نزد آنها از دست خواهید داد، و از آن به بعد هم دیگر هیچ کس حرف های شما را باور نخواهد کرد.

9- با صداقت از دیگران تعریف و تمجید کنید. این کار خصوصاً در ارتقای عزت نفس دیگران نقش مهمی را بازی میکند. چیزهایی که خوشتان می آید را انتخاب کنید و در هر شرایطی به آنها اشاره داشته باشید. اگر از کاری و یا از کسی خوشتان می آید راهی برای بیان آن پیدا کنید و فوراً به آن اشاره کنید. اگر برای انجام این کار بیش از اندازه صبر کنید، ممکن است حرف های شما قدری ریاکارانه جلوه کنند. زمانیکه احساس می کنید با تشویق های خود می توانید زمینه پیشرفت را برای آنها فراهم آورید، حتماً این کار را انجام دهید و از آنها تعریف کنید. اگر احساس میکنید که چیزی در مورد فردی تغییر پیدا کرده است (به عنوان مثال مدل مو، طرز لباس پوشیدن و .. به آن توجه کنید و چیزی را که در مورد آن خوشتان آمده، به زبان بیاورید. اگر مستقیماً سوالی می پرسید، با خوشرویی آنرا بیان کنید و سپس سوال خود را با یک تعریف بجا به پایان برسانید.

10- در پذیرش تعریف و تمجید مهربان باشید. این فکر را که برخی از تعریف و تمجید ها هدف خاصی را در پس خود دارند را از ذهن بیرون کنید. در قبول هر نوع تعریف و تمجیدی پرحرارت و علاقمند ظاهر شوید. خیلی بیشتر از گفتن یک "خیلی ممنون" ساده پیش بروید و آنرا با جملاتی نظیر: "خوشحالم که خوشت آمده" و یا "خیلی مهربانی که به این مورد اشاره کردی" همراه کنید. این عبارات خودشان می توانند به عنوان نوعی تعرف و تمجید در جواب تعریف های فرد مقابل به شمار روند. در عین حال باید دقت داشته باشید که برداشت بدی از تعریف های دیگران نکنید. به عنوان مثال اگر کسی به قصد تعریف از شما گفت: "نمیدانی چقدر دلم می خواست که من هم به اندازه تو ... بودم" شما نباید در جواب او بگویید من اصلاً هم یک چنین خصوصیتی را نداشته و ندارم و احساس می کنم که برداشت تو در این مورد غلط بوده و قضاوت نادرستی داشتی."

11- تن صدای خود را کنترل کنید. یکی از نکات ضروری که باید همواره به خاطر داشته باشید، ماهیت صحبت کردن است. برخی از افراد هستند که در درون خود احساس ناامنی می کنند و به راحتی نمی توانند تعریف و تشکر دیگران را پذیرا شوند. در مورد یک چنین افرادی بیشتر باید دقت کنید و روان و سلیس با آنها صحبت کنید. اگر تمایل داشتید به آنها بگویید که "امروز زیبا شده اید" تن صدایتان باید همانطوری باشد که می گویید: "امرور روز زیبایی است." هر گونه تغییر در تن صدا و نحوه بیان کردن آن، این شک را در آنها بوجود می آورد که گفته های شما از سر صدق و درستی نیست. می توانید برای تمرین، صدای خود را روی نوار ضبط کنید و چند مرتبه آنرا گوش کنید تا متوجه هر گونه تغییری بشوید. از خودتان سوال کنید که صدای شما نشان می دهد که از روی صداقت صحبت می کنید؟ تا زماینکه به یک عبارت خالصانه و صادقانه نرسیده اید، به ظبط کردن صدای خود ادامه دهید.



چند نکته

* همیشه خونسرد باقی بمانید. قصد شما خوشحال کردن دیگران است و نباید به این موضوع فکر کنید که ممکن است آنها در قبال شما چه واکنشی نشان داده و چه خیال بافی هایی در ذهن خود انجام دهند. اگر این کار را انجام دهید، آنوقت تمام تاثیر این کار بر روی صورت شما نمایان خواهد شد، و تبدیل به فردی می شوید که فقط در پی راضی کردن اطرافیانش است. کسی که نیازهای شخصی اش را زیر پا می گذارد تا دیگران دوستش بدارند. باید همیشه به خاطر داشته باشید که مردم آنقدر کارهای متنوع دارند که نمی توانند که همواره به شما فکر کنند. بیشتر اوقات در مورد خودشان و کارهایی که باید انجام دهند، فکر می کنند.
* میزان جذابیتی که می توانید بدست آورید، به میزان خلاقیت شما در تحسین کردن دیگران بستگی دارد. تعریف ها و تحسین های خود را با لحنی قاطع اما در عین حال شاعرانه بیان کنید. هیچ اشکالی ندارد که چند قطعه از قبل آماده شده را در ذهن داشته باشید تا در زمان تحسین کردن از فردی بیان کنید، اما افراد جذاب کسانی هستند که بتوانند در همان لحظه چیزی را ابداع کنند و نوآوری به خرج دهند. اگر ذهن شما خلاقیت داشته باشد و دائماً ابداع و نوآوری کنید، دیگر نگران تکرار مکررات هم نخواهید شد.
* گاهی اوقات مجبور می شوید عقایدی را بیان کنید که شاید کمتر اتفاق می افتد دیگران نظر مثبتی نسبت به آن داشته باشند. در چنین شرایطی می توانید این کار را با قدری شوخی بیامیزید. شوخی و خنده مانند قاشق پر از شکری هستند که به بیمار کمک می کنند دارو را راحت تر فرو ببرد.
* همدلی یکی از ملزومات بی چون و چرای جذابیت است. باید بدانید که چه چیزهای اطرافیانتان را خوشحال میکنند و چه مواردی موجبات ناراحتی آنها را فراهم می آورند، آنوقت می توانید بهترین انتخاب را در مورد آنها داشته باشید.
* اگر احساس می کنید که به یکباره نمی توانید عضلات صورت خود را رها کنید، می توانید این کار را از شانه های خود شروع کنید، اگر از جای اصلی خود بالاتر آمده باشند، نشان دهنده این مطلب هستند که شما قدری عصبی هستید. آنها را به سر جای خودشدان بازگردانید، ژست عمومی بدن خود را تصحیح کنید، نفس عمیقی بکشید و لبخند بزنید. از بحث و جدل بپرهیزید. حتی اگر نیمی از افراد با شما مواق باشند، باز هم شما نمی توانید جذابیت 100% پیدا کنید. چیزهایی که بر زبان می آورید باید برای تمام افراد خوشایند باشند. زمانی که احساس کردید دلتان می خواهد در یک بحث شرکت کنید، از خودتان بپرسید که: "آیا واقعاً لازم است که در همین لحظه، نظر خودم را مطرح کنم؟" اگر احساس می کنید که هیچ گونه الزامی در این کار وجود ندارد، بنابراین قدری بذله گویی کنید و مطرح کردن نظر خود را بگذارید برای یک وقت دیگر.
* هیچ گاه به جوک هایی که خودتان تعریف می کنید، نخندید. این کار سیمای قشنگی ندارد. می توانید لبخند بزنید؛ همین کفایت می کند، اصلاً هم ناراحت نشوید اگر هیچ کس به آن نخندید. گاهی اوقات افراد متوجه جوک نمی شوند. این امر باید برای خود آنها ناراحت کننده باشد که متوجه منظور شما نشده اند. هدف شما صرفاً خوشحال کردن آنها بوده است.
* هیچ گاه در مورد مسائل مختلف توضیح بیش از اندازه ندهید چون صرفاً ارزش گفته های خود را از بین می برید. این کار نشان دهنده این مطلب است که شما از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستید و به سختی می توانید باور کنید که دیگران حرف های شما را متوجه شده اند. همچنین ممکن است این سوء تفاهم را نیز ایجاد کند که شما به مخاطبان خود اعتماد ندارید و تصور می کنید که آنها متوجه منظورتان نمی شوند و خودتان قصد دارید به جای آنها تصمیم بگیرید. زمانیکه نکات غیر ضروری را از گفته های خود حذف می کنید، مردم با اشتیاق بیشتر به حرف های شما گوش می دهند. با این کار ممکن است که برای کسب اطلاعات بیشتر نیز وارد بحث شده و سوالاتی را مطرح کنند. باید اعتماد کنید که مخاطبانتان حساب دو دوتا چهارتا سرشان می شود.
* برخی از افراد هستند که مقوله تکبر و جذابیت را اشتباه می گیرند. درحقیت باید دانست که تکبر نقطه مقابل جذابیت است. جذابیت حس رضایت دیگران را بر می انگیزد، اما تکبر فقط می خواهد حس رضایت فردی را برانگیزاند. تکبر افرادی را جذب می کند که در وجود خود ناامنی هایی دارند، اما جذابیت توانایی جذب تمام افراد را دارد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢

 

زیـبـایی فیزیکی شـاید در زنان همه چیز نباشد، اما یقینا"
یـک عـامــل بسـیار حیاتی میباشد. درست است که ما در
قـرن 21 بسر میبریم امـا حقیقت تلخ و بی رحم آنست که
اغــــلب زنان به اینکه ظـاهر و جذابیت جسمی آنان در نزدزن
مردان بسیار حائز اهمیت اسـت، واقف میباشند. مردان در
رتـبـه بندی زیبـایـی زنـان از فـهرستـی از مشـــخصات بارز
فیـزیکـی بـهره مــیگیرند. این ویژگیها و مشخصات جسمی
که "زیبا" قلمداد میگردند در واقع شاخصها و علایم باروری،
تندرستی و جوانی میباشند که مردان بطور ناخودآگاه آنها
را در هنـــگام همسر گزینی در زنان جستجو میکنند. برای
مـثـال زنـی کـه (متـاثـر از هورمـون اسـتـروژن) دارای چـانه
کـوچـک و نـسـبت دور کمر به دور باسن پایین است از دید
مـردان زیبا بنظر میرسد زیرا این خصایص جسمی نمایانگر
باروری خوب، سلامت عمومی و توانایی زایمان است.



در واقع میزان بارور بودن یک زن به سطح هورمون استروژن بدن وی بستگی داشته و سطح بالای این هورمون در زنان خود را بصورت چهره و اندام زیبا نمودار میسازد. تعیین ارزش هر فرد بر اساس زیبایی و جذابیتهای فیزیکی صرف آن فرد گرچه موجب آزردگی خاطر و بی عدالتی مفرط میگردد اما هیچگاه این نوع رویکرد به افراد متوقف نخواهد گشت.
در جامعه معمولا خصوصیات شخصیتی مثبت به زیبا رویان و خصوصیات شخصیتی منفی به افراد نا زیبا و غیر جذاب نسبت داده میشود. برای مثال یک فرد زیبا و جذاب در عین حال فردی موفق، باهوش، دوست داشتنی، اجتماعی، قابل دسترس، مهیج، خلاق، پر مشغله، با اخلاق، وفادار و مهم ارزیابی میگردد اما یک فرد غیر جذاب از نظر مردم فردی غیر اجتماعی، تنبل، ناموفق، کسل کننده، دروغگو، خلافکار و خیانتکار تعریف میگردد. به خاطر داشته باشید که زیبایی ظاهر و اندامها تنها یکی از فاکتورهای جذابیت بوده و زیبایی ایده آل نیز بندرت در افراد مشاهده میگردد.

1- علائم جـوانی ( انـرژی، انــعطاف پذیری، پوست هـموار
و شفاف، سرزندگی )
2- علائم تندرستی ( پوســت شـــفـاف، فـقـدان بـیماری،
تناسب اندام)
3- بالا تنه (سیـنــه های) بزرگ.سیـنه ها و باسن خوش
فـرم، سـفـت و کـامـلا گـرد. (که نشانه سلامتی و توانایی
تولید مثل میباشند)
4- نسبت دور کمر به دور باسن. هر چه این میزان کمتر باشد زن جذاب تر و زیبا تر

بنظر میرسد. نسبت 0،6 تا 0،8 نشانه سلامتی و باروری زن بوده و 0،7 ایده آل ترین نسبت میباشد.


5- تقارن در جسم و صورت.
یـــکی از عوامل بسیار مهم در هر
دو جنس محسوب میگردد. تطابق
نیمه راست و چپ بدن.



5- چهره کودکانه (بیبی فیس) و تخم مرغی شکل.
6- عدم وجود هر گونه نشان بیماری و یا پیشرفت سن: چین وچروک، موی سر خاکستری، رنگ رخسار نامناسب، لکه های روی پوست، دندانهای ناسالم در تمام جهان نازیبا تلقی میگردد.
7- موهای براق، ضخیم و پرپشت.
8- دندانهای سفید، متقارن و بزرگ.
9- پیشانی بلند تر. (نشانه حجم مغز بیشتر و هوش بالاتر)
10- چشمان درشت با فاصله بیشتر از یکدیگر.
11- ابروهای نازک و تیره.
12- مژه های تیره تر و بلندتر.
13- بینی باریک و کوچک.
14- لبهای پر.
15- صورت باریک.
16- استخوان گونه برجسته و چانه کوچک.
17- پاهای کشیده و بلند. (البته متناسب با دیگر اجزاء بدن) زانوهای لاغر- بدن بی مو، ناخنهای آراسته و اندکی بلند (و نه ناخنهای مصنوعی!)


* زنان برای افزایش تقارن و برجسته نمودن علایم جوانی و زیبایی و باروری متوسل به: جراحی زیبایی، رژیم غذایی، لوازم آرایشی و آرایشگاهها می گردند.
* بر خلاف تصور مردان زنان لاغر را نمی پسندند بلکه مردان شیفته انحناء، پیچ و خمها و قوسهای ظریف اندام زنان میباشند.
* مردان پوست تیره و سبزه را بیشتر از پوست رنگ پریده و سفید می پسندند.
* مردان ترجیح میدهند با زنی باشند که سنش 2 سال کمتر از آنان باشد.
* هر اندازه سن مردان افزایش می یابد همسر (جفت) جوانتر و کم سن و سالتر را ترجیح میدهند!
* پیری (سن) مهمترین دشمن زیبایی است. یکی از علایم پیری همانا چین و چروک پوست میباشد که معمولا قرار گرفتن بیش از اندازه در معرض تابش آفتاب مسبب آن است و احتراز از نور خورشید و استفاده از کرمهای ضد آفتاب یکی از راهکارهای اساسی در پیشگیری از بروز چین وچروک میباشد.

نکته: چگونه هنگام عکس انداختن جذابتر بنظر آیید:
1- اندکی دهان خود را باز نگه دارید.
2- به پایین نگاه کنید.
3- موهای خود را از پیشانی کنار بزنید. تا پیشانی شما کاملا نمایان گردد.
4- اندکی چشمان خود را ببندید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢

 

 یک شریک عشقی عاقل از خطرات احتمالی حرف های بی ربط آگاه است. حرفهایی که در عصبانیت به زبان می آید، زخم هایی ایجاد می کند که التیام آن زمان زیادی می برد. پس اول فکر کنید و بعد حرف بزنید.

اینکه احساساتتان را به زبان بیاورید یک چیز است و اینکه بدون در نظر گرفتن عواقب دردی که ممکن است همراه کلماتی باشد که به همسرتان می زنید، ابراز احساس کنید، چیز دیگری است.

حرف هایی که به زبان می آوریم به ما این امکان را می دهند که وضعیت خطرناکی که ممکن است در رابطه مان ایجاد شود را پیشبینی کنیم. عاقلانه این است که قبل از به زبان آوردن کلمات خوب روی آنها فکر کنیم. فکر کردن روی این حرفهای میتواند تمرینی باشد برای آنچه که پیشبینی می کنیم اتفاق بیفتد. به زبان آوردن آنها قانون علت و معلول را به فعالیت می کشد.

از طرف دیگر، حرف های دلگرم کننده و از روی درک و عشق، همیشه ما را تا همان سطح بالا می برد. این نقطه احتمالاً از نقطه شروع ما خیلی بالاتر خواهد بود. تا می توانید فقط کلمات عاشقانه بر زبان بیاورید.

روابط به خودی خود نابود نمی شوند. این ما هستیم که آنها را با کلمات و حرف های بیجای خود، حرف هایی که از مغزمان می آید نه از دلمان، می کشیم.

کلمات وقتی به زبان بیایند، واقعیت کنونی ما را می سازند. یادتان باشد: زنگ وقتی صدا خورد، نمی توانید کاری کنید که انگار به صدا درنیامده است.

این کلمات هیچوقت به خاطر نمی آیند. باید یادمان باشد قبل از اینکه حرف بزنیم فکر کنیم. باید به دقت بهای به زبان آوردن هر چه که دلمان خواست را بسنجیم. ملاحظه همسرتان را بکنید.

معمولاً افکار ما به "قلمرو امن" برمی گردند...یعنی همانطور که قبلاً هم بودیم...همان طریق آشنای قدیمی...که اصلاً هم برایمان جوابگو نبوده است.

وقتی روی فکر کردن و به زبان آوردن افکار قدیمی اصرار می کنیم، متوجه می شویم که همه توجه ما را به خود جلب می کنند. اگر می خواهید زندگی خوب و فوق العاده ای داشته باشید، باید بدانید که تمرین و تکرار ذهنی چیزی که جوابگو نیست، باز هم جوابگو نخواهد بود. اینکار فقط عمیقتر چیزی که نمی خواهید را در درونتان ثبت می کند. پس روی چیزی تمرکز کنید که می خواهید در رابطه تان باشد.

در درون، ما باور می کنیم که چیزی که فکر می کنیم، ایده جدید خودمان است. اما در واقعیت، آن افکار مربوط به گذشته ما هستند و اگر روی آنها تمرکز کنیم، تبدیل به زمان حال و حتی آینده ما خواهند شد. پس ولشان کنید. چند راه جدید و جالب برای زندگی پیدا کنید. برای اینکه اتفاقی که دوست داریم بیفتد، باید چیزهایی که دوست نداریم را کنار بگذاریم.

در انجیل، یعقوب می گوید، "چیزی که از آن می ترسیدم به سراغم آمد". این سخن اقرار قدرت تفکر منفی او بوده است که وقتی به زبان او آمده، جزء واقعیت او شده است.

قدرت کلماتی که به زبان می آوریم در اتفاقاتی که در زندگیمان می افتد کاملاً نمایان است. همه ما سعی میکنیم تقصیر را بر گردن شرایط محیط اطراف بیندازیم به جای اینکه این مسئولیت را قبول کنیم که خودمان باعث افکاری بودیم که به زبان آوردیم و وقتی این کلمات را بیان کردیم، درواقعیت، وضعیت کنونی ما ساخته شده است.

نتایج بیرونی ما چیزی بهتر از این نخواهد بود مگر اینکه تغییراتی درونی در طریقه فکر کردن خود ایجاد کنیم و مراقب حرف هایی که به زبان می آوریم باشیم.

حرف هایی که به زبان می آورید، برد و باخت شما را تعیین می کنند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢

 

 به حال برایتان اتفاق افتاده که بخواهید حرفی به همسرتان، دوستتان، یا رئیستان بزنید و نتوانسته باشید منظورتان را به او برسانید؟ یا احساسی را از ته قلبتان بروز داده باشید و طرفتان متوجه آن نشده باشد؟ درست مثل این می ماند که به یک زبان کاملاً جدید حرف می زنید. تقریباً در 80% از خانواده ها، مردها در مورد همسرشان زبانی که زبان عقل خوانده می شود را به کار می گیرند، درحالیکه خانم ها از زبان قلبشان برای حرف زدن با همسرشان استفاده می کنند. مردها، عموماً منطقی، واقع بین، و جزئیگرا هستند و خانم ها در مقابل دوست دارند افکار، احساسات، اهداف و آرزوهایشان را به زبان بیاورند. درنتیجه این دو تفاوت، خیلی از خانم ها یادشان می رود که ممکن است همسرشان نیازها و دغدغه های آنان را متوجه نشود. در اکثر موارد، زن و شوهر به دو زبان مختلف صحبت می کنند.

 

 

                 
                              
                 
                  
                             


 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۳:٢۶ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۶
تگ ها : عشق ، لب


 

 

   

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۵
تگ ها : عشق


 

 

hearts-desi-glitters-221hearts-desi-glitters-211hearts-desi-glitters-39hearts-desi-glitters-38hearts-desi-glitters-44hearts-desi-glitters-521hearts-desi-glitters-48hearts-desi-glitters-37hearts-desi-glitters-58hearts-desi-glitters-57

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۴:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۴
تگ ها : عشق


 

 

hearts-desi-glitters-17hearts-desi-glitters-15hearts-desi-glitters-16hearts-desi-glitters-13

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۴:۳۶ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۴
تگ ها : عشق


 

 

hearts-desi-glitters-43hearts-desi-glitters-22hearts-desi-glitters-10hearts-desi-glitters-8hearts-desi-glitters-6

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۴:۳۴ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۴
تگ ها : عشق


 

 

hearts-desi-glitters-1

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۴:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۴
تگ ها : عشق


 

 

angelFlowersHearts By Fiazhearts-desi-glitters-64

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۴:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۴
تگ ها : عشق


 

 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۴:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۴
تگ ها : عشق


 

 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۴:٠۵ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۴
تگ ها : عشق


 

 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۴:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۴
تگ ها : عشق


 

 








 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۴:۵۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۶
تگ ها : عشق


 

 


 



 


 


 



     

 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۶
تگ ها : عشق


 

 


   


 

   

 

                  




 

                  



     


 

   



       

 

 



 

   


 

                  





 


 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٢:۵۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۶
تگ ها : عشق


 

 


 

   


          

 

            

 

 

 



     
 

 

 

     


 

 

 



        
 

 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٢:۴۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۶
تگ ها : عشق


 

 

   
 




 






             

 

 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٢:۴۵ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۶
تگ ها : عشق


 

 


 

   

 


 

 

 



     

 

 

 





 

 

               

 




 

 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٢:۴۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۶
تگ ها : عشق


 

 

 

 


 

 



 

 

 

 


 

 


 

 


 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۶
تگ ها : عشق


 

 

 


 





 








 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۶
تگ ها : عشق


 

 

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۴
تگ ها : عشق


 

 

   

   

   
   

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ٢:٠۵ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۴
تگ ها : عشق


 

 

                                

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۵:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۳
تگ ها : عشق


 

 

                                

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۵:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۳
تگ ها : عشق


 

 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٢:۱۴ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢۸
تگ ها : عشق


 

 

Recados Amor - 320

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۶:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۸
تگ ها : عشق


 

 

Recados Amor - 329Recados Amor - 329Recados Amor - 329

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۶:٠۶ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۸
تگ ها : عشق


 

 



عصبانی شدن از یک مرد برای تشویق او برای پا گذاشتن به یک سطح درک عمیق تر، ندرتاً موثر واقع می شود. در عوض چرا نباید از قوی ترین ابزار گفتگویی که می شناسیم برای کمک به همسرمان برای رسیدن به درکی عمیق تر از احساسات و افکار ما استفاده کنیم؟ ما این ابزار را بیان تصویری احساس می نامیم. بدون اغراق باید بگویم که موارد زیادی از روابط را دیده ایم که بااستفاده از این تکنیک به ارتباطی فوق العاده تبدیل شده اند که عقل و دل را در یک زمان تحت تاثیر قرار می دهد. توانایی اصلی این تکنیک این است که می تواند بین منطق (قدرت طبیعی مردان) و احساس (قدرت طبیعی زنان) پل بزند.

این ابزار، یک ابزار ارتباطی است که احساسات و منطق فرد را به طور همزمان درگیر کرده و تحریک می کند و باعث می شود که حرف یکدیگر را بهتر بشنویم و تجربه کنیم.

بیان تصویری بدون شک راهی عالی برای رساندن حرف هایمان مستقیماً به دل شنونده است. اما این تکنیک ارتباطی می تواند به دیگران کمک کند که حرفتان را فوراً درک کنند. اجازه بدهید کمی درمورد این درک آنی توضیح بدهیم. اگر من می خواستم ابراز کنم که چقدر برای یک نفر احترام قائل هستم، ممکن بود بگویم که، "واقعاً فکر میکنم که تو فوق العاده ای!" البته بد نیست اما به طور کامل نمی رساند که آن فرد از چه ارزشی برخوردار است. اما می توانستم هم بگویم، "واقعاً برایت ارزش قائلم—تو منو یاد بزرگترین الماس جهان می اندازی!" آیا جمله دوم حس ارزش عمیق تری را نمی رساند؟ با این جمله فرد مقابلم به خوبی می تواند تصور کند که چه ارزشی پیش من دارد. حالا اگر می خواستم بگویم که رفتار یک فرد تا چه حد احمقانه است چه؟ به جای اینکه بگویم، "این چه رفتار عجیبیه!" می توانم بگویم، "یه پله با جنون محض فاصله داری!" تفاوت این جملات در احساسی است که در فرد مقابل ایجاد می کند. به خاطر همین است که میگوییم، یک تصویر به اندازه هزاران کلمه ارزش دارد.Recados Amor - 329

هفت قدم تا خلق بیان تصویری

1) هدفی مشخص پیدا کنید. مهمترین مسئله اینجا این است که هدفتان را پیدا کنید: می خواهید افکار و احساساتتان را روشن کنید؛ به یک سطح عمیق تر از صمیمیت برسید؛ کسی را تحسین یا تشویق کنید؛ یا دوستانه نصیحت کنید. دلیل اینکه یافتن هدف اهمیت زیادی دارد و ضروری است این است که نوع بیانات تصویری که می خواهید خلق کنید را به شما دیکته می کند.

2) علایق فرد مقابل را در نظر بگیرید. این قدم، قدم بسیار مهمی است. فقط درصورتی فرد مقابلتان حرف شما را متوجه خواهد شد که آن را با توجه به علایق او خلق کنید. به عبارت دیگر، اگر حرفتان مورد علاقه آن فرد نباشد، هیچ تاثیری در او نخواهد داشت. برای مثال، اگر همسر من بخواهد از یک بیان تصویری برای اصلاح رفتار شلختگی من استفاده کند، باید علایق من را در نظر بگیرد. ازآنجا که من علاقه زیادی به ماهیگیری دارم، او می تواند آن تصویر را حول ماهیگیری بسازد. اما اگر مثلاً می خواست حرفش را به چیزهایی مثل گلکاری یا آشپزی ربط دهد، چون اصلاً علاقه ای به این کارها ندارم، نمی توانستم به راحتی خودم را به تصویری که برایم می سازد، مرتبط کنم. پس، اگر میخواهید بیشترین تاثیر را در طرف مقابلتان بگذارید، علایق او را بشناسید. برای شناختن علاقه یک فرد می توانید از شغل او، غذاهای مورد علاقه اش، کتاب هایی که میخواند، فیلم هایی که می بیند، آهنگ هایی که گوش می کند یا از این قبیل کمک بگیرید.

3) از چهار چشمه خستگی ناپذیر استفاده کنید. وقتی هدفتان را پیدا کردید و علایق فرد مقابل را نیز شناختید، می توانید از چهار چشمه برای خلق تصویرتان استفاده کنید. این چهار چشمه عبارتند از:

- طبیعت و شگفتی های آن (گل ها، درختان، ابرها، رودخانه ها و ...)

- اشیاء روزمره ( اتومیل، الماس، کامپیوتر و ...)

- داستان های خیالی (هر داستانی که می توانید با تخیلتان بسازید)

- تجربیات و خاطرات گذشته (به نظر ما این قوی ترین چشمه است چون فرد قبلاً آن احساسات را لمس کرده است. تنها کاری که باید بکنید این است که تلنگری به آن خاطرات بزنید.)

4) داستانتان را تمرین کنید. یادتان باشد که "کار نیکو کردن از پر کردن است." اگر زمان بگذارید و به اندازه کافی تلاش کنید تا تصویری بامفهوم و پرمعنی بسازید، مطمئناً تاثیرگذار خواهید بود.

5) زمانی مناسب و بی دغدغه انتخاب کنید. بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد این است که حرفتان را در زمان نامناسب منتقل کنید. مثلاً وقتی طرفتان قرار دارد و دیرش شده است و درست قبل از اینکه از اتاق بیرون برودف یا وقتی بچه ها دور و برتان هستند یا دیروقت که او خوابش می آید و یا ...این زمانها تاثیر تصویر را شما از بین خواهند برد. پس زمانی را انتخاب کنید که از هر لحاظ برای آن کار مناسب باشد.

6) پشتکار داشته باشید. اگر بارها و بارها شکست خوردید، امید و پشتکارتان را از دست ندهید. بعضی وقت ها طرف مقابلتان تصویری که ساخته اید را درک نمی کند یا اتفاقی می افتد که حرفتان تاثیر نمی گذارد. اگر چنین اتفاقی افتاد، دلسرد نشوید. راه دیگر، زمانی دیگر یا محلی دیگر را انتخاب کنید.

7) بیان تصویری خود را جاودانه کنید. وقتی توانستید یکی از چراغهای خانه را روشن کنید، سراغ بقیه چراغها بروید. این یعنی می توانید از تصویری که خلق کرده اید و تاثیر گذاشته استفاده کنید، سوالهای بیشتری بپرسید، یا بعدها جزئیات بیشتری به آن اضافه کنید و درصورت لزوم دوباره از آن استفاده کنید.

روابط ناخوشنود و خسته کننده زیادی بعد از استفاده از تکنیک بیان تصویری تغییر کردند. این تغییر با جادو و جمبل اتفاق نیفتاد و آن مشکل عمیق ناگهانی محو نشد. برای حل مشکلات، زوج باید بطور مداوم روی آن کار کنند و برای حل آن به خدا توکل کنند. اما تکنیک بیان تصویری که برایتان شرح دادیم، به حتم تغییر ایجاد میکند. شاید اول کار مایوس شوید و هر قدم خسته کننده به نظر برسد اما پشتکارتان را نباید از دست بدهید. به راهتان ادامه دهید و مطمئن باشید زودتر از آنچه که فکر می کنید به نتیجه خواهید رسید       

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢

عش

امروز می خواهیم این مقاله را با یک حقیقت غیر قابل انکار و کاملاً ملموس زندگی  شروع کنیم؛ روشن است که: "به عمل کار برآید، به سخنرانی هرگز" بله، از حرف تا عمل فاصله ی بسیار زیادی وجود دارد! همه از این امر مطلع هستیم و بارها و بارها چنین عباراتی به گوشمان خورده است، اما تا چه حد در زندگی روزمره خود به آن بها می دهیم؟ هر فرد می تواند [و باید] دیگران را از روی کارهایی که انجام می دهند قضاوت کند نه از روی حرف هایی که بر زبان جاری می سازند.

کلمات دارای بار اجرایی بسیار پایینی هستند و این اعمال انسان هاست که نشانگر کلیت فردی وی می باشند! این روزها هوش اجتماعی عامه مردم ارتقا یافته و همه افراد به راحتی قادرند حقایق را دریابند، در اکثر موارد بر اساس کارهایی که دیگران در مقابلشان انجام می دهند - و نه حرف هایی که به زبان می آورد- از خود عکس العمل نشان می دهند؛ و اما در مورد آقایون: باید گفت یک مرد واقعی کسی است که حرف هایش را به نقطه عمل می رساند. در ذیل بررسی اجمالی در این زمینه خواهیم داشت.

در پاسخ به این سوال که: "چگونه می توانم تشخیص دهم که می توانم به او اعتماد کنم؟" باید همیشه به این نکته توجه داشته باشید: می توانید از روی کوچک ترین کارهایی که یک مرد انجام می دهد، به ژرف ترین خصوصیات اخلاقی او پی برده و متوجه نکات بسیار ریزی در مورد شخصیت درونی او شوید. دقت کنید که واکنش او در مقابل شما، خانواده تان، فرزندان، دوستان، حتی حیوانات و سایر کسانی که دوستشان می دارید چگونه است. با سرایدار چه برخوردی دارد؟ با باغبان و یا مغازه دار چطور؟

یک مرد واقعی زمانی حرفی را می زند که عمیقاً به آن اعتقاد داشته باشد و سپس به مثابه آن اقدام مقتضی بعمل می آورد. مرد واقعی، مرد خوب، مردرویایی همیشه حسن نیت خود را با اعمالش نشان می دهد. کشف حقیقت حاکم بر درون مردها کار ساده ای است، فقط کافیست برای چند هفته کلیه کارهایی را که انجام می دهد زیر ذره بین بگیرید و بعد از خودتان این سوال را بپرسید: آیا حرف و عملش یکی است؟ آیا واقعاً همان چیزی است که نشان میدهد؟ اعمالی که متعاقب حرف هایش از او سر می زند، تمام چیزی است که شما برای شناخت هر چه بهتر او لازم دارید و او به راحتی این اطلاعات را در اختیار شما قرار می دهد. حال چه خوب باشند چه بد.

اخیراً روی زوجی کار می کردیم که برای بیش از 20 سال با هم زندگی کرده بودند اما در ارتباط خود به بن بست رسیده بودند و تصمیم گرفته بودند که از یکدیگر جدا شوند؛ اما چرا بعد از این همه مدت؟ خانم به من می گفت که دیگر وقت آن رسیده که خودش را از این ارتباط ناسالم بیرون بکشد. او اظهار می داشت که شوهرش طی همه ی این سال ها او و فرزانداشن را از نظر روانی آزرده می ساخته و هیچ گاه به حرف هایش عمل نمی کرده! او حتی در مورد عشق و علاقه ی خود نیز به آنها دروغ می گفته.

تصور کنید به کسی قول می دهید کاری را برایش انجام دهید، زمانیکه اهمیت قائل نمی شوید و آنرا پشت گوش می اندازید، آیا تصور می کنید که با این کار علاقه ی خود را به او اثبات می کنید؟ البته که نه؛ اگر به اطرافیان خود اهمیت ندهید ، مرتباً سر آنها داد بزنید، و دائماً اشتباهاتشان را به رخشان بکشید و از ضعف هایشان سخن به میان آورید، نمی توانید ادعا کنید که عاشقشان هستید.

اگر واقعاً کسی را دوست دارید باید بتوانید با اشتباهات، شکست ها، و خطاهایشان کنار بیایید. نکته اینجاست که شما آنها را همانطور که هستند دوست می دارید، با ه


             

 مه ی خوبی ها و بدی ها. آنها را به خاطر موجودیت فردی شان دوست دارید، به خاطر چیزی که در قلب و روحشان دارند.

همه ما در زندگی خطا می کنیم، دچار اشتباه می شویم، و ممکن است در زمان های مختلف کارهای غیر عقلانی زیادی انجام دهیم ولی ماهیت درونی انسان ها به گونه ای است که در اکثر موارد این قبیل نقص ها و کاستی ها را جبران می کند. اشتباهات محدود و صادقانه قابل بخشش هستند. در عین حال باید توجه داشت که تکرار پیاپی یک اشتباه نشان از شخصیت درونی فرد دارد – حال چه خوب باشد چه بد.

یکی از دوستان روانکاو ما همیشه در مورد "شخصیت غالب" صحبت می کند. این شخصیت، کاراکتر بنیادین مسلط بر روی کلیه رفتارهای انسان بوده و متشکل از الگوهای اصلی فکری و اخلاقی وی می باشد. این دقیقاً همان چیزی است که یک انسان را می سازد به ما می گوید که آنها واقعاً چه کسی هستند. باید توجه داشت که اصولا این شخصیت فراگیر کمتر امکان تغییر دارد (به ویژه برای بزرگسالان) و اصولاً در مرحله بلوغ فکری به تثبیت نهایی می رسد. البته در برخی موارد مشاهده شده است که بعضی از افراد می توانند تعدادی از خصوصیات اخلاقی خود را بسته به شرایط محیطی و زمانی تغییر دهند، اما اگر رفتارها واکنش های آنها برای دراز مدت زیر نظرگرفته شود، خود واقعی آنها که نمودی از همان "شخصیت غالب" را دارد نمایان خواهد شد.

زمانی که شما حرکات شخصی را برای مدت زمان مناسب تحت نظر می گیرید، در این حالت می توانید با توجه به کارها و اعمالش به "شخصیت غالب" او پی ببرید. به عنوان مثال اگر می خواهید ببینید آقایی، مرد ایده آل شما هست به راحتی می توانید کلیه کنش ها و واکنش های او را بررسی کنید. نباید با کلماتی که خلاف اعمالش هستند فریب بخورید و ساده لوحانه تصمیم گیری نمایید.

متاسفانه تعداد بسیار زیادی از افراد در طول زندگی خود به صورت کورکورانه به دام عشق اسیر می شوند. این افراد چشم خود را بر روی تمام حقایق عینی و ملموس می بندند و فقط دلشان را به حرف های آرمانی و خیالی طرف مقابل خوش می کنند. اگر می خواهید عاشق شوید، به اندازه کافی برای خود دلیل و مدرک بیاورید که فرد مناسب را انتخاب نموده اید و سپس دل خود را به اوهدیه کنید. هیچ گاه از هیچ نشانه ای سرسری و بی دقت عبور نکنید. مطمئن باشید که اگر با این شیوه زندگی کنید به موفقیت های بیشتری دست پیدا خواهید کرد. در این حالت می توانید عشق خالصانه ای در مقبال فردی که واقعاً شما را دوست می دارد داشته باشید. در غیر اینصورت شما آزاد هستید که به کارهایش توجه ن     کنید و با این اشتباه خودتان را در لبه پرتگاه زند     گی قرار دهید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢

نفوذ

1-‌ ابراز علاقه و دوستی ‌:
             
محبت، رمز و راز زندگی است و بعضی از روانشناسان معتقدند که بسیاری از بیماری‌های درونی فقط به خاطر فقدان ‌محبت و سرکوب کردن عاطفه هاست. ‌همان گونه که قبلاً آوردیم دوستی و محبت دارای مراتبی است.اگر می خواهیم محبوب دلها شویم باید دیگران را دوست بداریم. دیگران را دوست بداریم تا دیگران نیز ما را دوست ‌بدارند. باید به آنان عشق بورزیم تا آنان هم به ما عشق بورزند. تنها از راه محبت و دوستی است که می توان مالک دل ها ‌شد و در قلب ها نفوذ پیدا کرد. برای زیاد شدن دوستی و استحکام آن باید این محبت و علاقه را ابراز کرد و آن را با زبان ‌و با عمل (یعنی با نیکی به او و نزدیکان و دوستداران او) نمایان نمود. ‌محبت همچون آبی است که به جریان می افتد. این آب هم پاک است و هم پاک کننده. ابراز علاقه و محبت، هم بر ‌دوستی می افزاید و هم نامهربانی ها را از بین می برد. ‌تنها در سایه محبت و ارادت است که ناملایمات و لغزش ها و غفلت ها- که طبیعت بشر است- مزاحم دوستی نمی شوند ‌و آتش گرم محبت همه ناملایمات را می سوزاند. ‌


2-‌ تواضع ‌:

تواضع یکی از اصول مسلم اخلاقی است و انسان با تواضع می تواند بالاترین درجات را کسب نماید زیرا ‌هر کس فروتنی را پیشه سازد خداوند تعالی مقام او را بالا می برد. ‌اما آنچه که در اینجا مورد بحث ما می‌باشد آن است که تواضع می تواند مایه تقویت دوستی شود. برعکس، هرگونه تکبر و ‌بزرگ نمایی بین دوستان صمیمیت را از بین می برد و موجب تفرقه می شود. ‌از یکی از علمای معاصر نقل شده که در یکی از نیمه شب ها وی از خواب بیدار می شود و حس می کند که صدایی ‌از داخل حیاط می آید. بیرون می رود و می بیند دزدی آمده و میوه های باغچه را جمع کرده ولی طوری سنگین است که ‌نمی تواند آن را بلند کند و به دوش بیندازد. ایشان خیلی آهسته وارد حیاط می شود و بدون آنکه آن شخص متوجه شود، ‌کمک می کند تا وی گونی را بلند کند و بر دوش بگذارد. ‌ناگهان دزد متوجه می شود که شخصی آمده. نگاه می کند و می بیند که آن جناب است. ابتدا عذرخواهی می کند اما ایشان ‌در جواب با کمال ادب و تواضع می فرماید: خیر آقا، شما به منزل پدرتان آمده اید و نیازی به گرفتن اجازه ندارید ‌و با اصرار زیاد وی را مجبور می کند میوه ها را با خود ببرد. ‌فردای آن روز دزد به محضر ایشان می آید و توبه می کند و از آن پس انسانی مومن و پرهیزکار می شود. آری اگر تواضع و ادب چنین در روحیات اشخاص خلافکار تاثیرگذار است قطعاً اثر آن در جان و روح دوستان با ایمانی که ‌برای زندگی خود دوستی و محبت و ارادت را برگزیده اند بـه مـراتب بیشتر و عمیق تر است. ‌بنابراین تا می توانیم به دیگران محبت کنیم و با ادب و احترام در دل ها وارد شویم. ‌

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢

 

 
  ساعت ۳:۵۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۴/۸    
 


وجه اشتراکات پیشنهادی برای برخورداری از یک رابطه رضایت بخش:

1- اعتقادات و ارزشهای اساسی و مهم در رابطه با اخلاقیات، مذهب، مسایل فرهنگی، سیاسی و معنوی.

2- روش زندگی. میزان نیاز و میل به عطوفت، محبت و در کنار یکدیگر بودن. نحوه تعلیم و تربیت فرزندان. معیارهای بهداشت و نظافت فردی و نظم و ترتیب. داشتن و یا نداشتن فرزند. اعتقادات نسبت به تقسیم کار و مسئولیت ها.

3- سطح نیاز و تمایل به فعالیتهای اجتماعی (نوع فعالیت و تناوب آنها). میزان معاشرت با خانواده، دوستان و دیگران.

4- سطح تحصیلات.

5- پایگاه اجتماعی و اقتصادی.

6- اهداف مهم زندگی شخصی.

7- جذابیت و زیبایی چهره.

8- نگرش شما به ازدواج، پول و رابطه جنسی.

نکته:در ابتدای رابطه ار آنجایی که احساسات در اوج خود میباشند، ممکن است موارد فوق بی اهمیت جلوه کننده. اما بی اعتنایی به هر کدام از آنها میتواند به شکست در رابطه منجر گردد.

نکته: با اینکه موارد فوق بطور 100 درصد نمیتواند متضمن یک ازدواج رضایت بخش باشند، اما عدم توجه به آنها به حتم رابطه را با خطر ناکامی مواجه میسازد.

نکته:البته احتمال اینکه دو فرد در تمام موارد مذکور با یکدیگر همخوانی داشته باشند، بسیار اندک است. اما باید تا حد امکان هنگام همسر گزینی آنها را لحاظ کرد.

اجتناب از اشتباهات رایج:

1- انکار و یا نادیده گرفتن اطلاعاتی که تاکنون از طرف مقابلتان کسب کرده اید و نشانه یک مشکل و یا رفتار نامناسب است.

2- تنها بروی جنبه های مثبت تمرکز کردن. عدم تمایل به شناخت ضعف ها، محدودیتها، جنبه های منفی و عادات ناپسند طرف مقابل. شما بایستی منصفانه جنبه های منفی و مثبت فرد مقابل خود را ببینید و مورد ارزیابی قرار دهید.

3- تصمیم گیری درباره اینکه فرد مقابلتان مناسب و درخور شماست یا خیر، هنگامی که دیوانه وار عاشق وی شده اید و یا در مراحل نخست رابطه بسر میبرید. هنگامی که شما دیوانه وار عاشق کسی هستید، از احساس خود لذت ببرید، اما محتاط باشید. در این وضعیت شما در یک حالت خلسه و سرخوشی شگفت انگیزی بسر میبرید و براحتی توسط احساسات خود گمراه میشوید. بنابراین در این مقطع و برهه حساس هیچگونه تصمیم مهمی اتخاذ نکنید. اجازه دهید این احساسات خوشایند فروکش کنند و سپس در مورد فرد مقابل و رابطه خود تصمیم نهایی را اتخاذ کنید.

4- نادیده گرفتن احساسات خودتان. چنانچه شما در کنار فرد مورد نظرتان احساس خوبی ندارید، از اینکه خودتان باشید بیم دارید، و یا قادر به صحبت کردن در مورد برخی مباحث خاص و یا مسایل حساس نیستید، از وی صرفنظر کنید و به جستجوی خود ادامه دهید. چنانچه به طرف مقابل خود اعتماد ندارید و یا هنوز بطور کامل مورد پذیرش وی قرار نگرفته اید، به فرد مقابل خود بعنوان یک شخص ویژه و مهم در زندگی خود ننگرید.

5- انتخاب فردی که نیاز به تغییر دارد. تصور کنید که قادرید وی را تغییر داده و به وی رفتار صحیح را بیاموزید، در زندگی هدایتش کنید و یا آنقدر دوستش دارید که قادرید از کاستی ها و عیوب وی چشم پوشی کرده و آنها را تحمل کنید.

6- انتخاب فردی که به شما نیاز دارد. فردی را برگزینید که شما را دوست دارد و تمایل دارد در کنار شما باشد. نه کسی که به شما محتاج است. چراکه ممکن است پس از برآورده شدن نیازش در آینده، دیگر خواهان شما نباشد.

7- وارد رابطه ای شوید در حالی که کماکان عشق پیشین خود را فراموش نکرده اید، و خاطرات گذشته و اندوه از دست دادن شریک پیشین از ذهن و دل شما بطور کامل خارج نگشته است.

8- همیشه مهربان و سازگار بودن، همواره به فکر خوشحال کردن و راضی نگه داشتن طرف مقابل بودن، انجام ندادن کاری که طرف مقابل را ناراحت کند. و یا تلاش فراوان برای آنکه طرف مقابل شما را دوست داشته باشد. رابطه باید برای هردوی شما مفید و موثر باشد. مسئولیت شکل دهی این رابطه مفید و موثر نیز به عهده هر دوی شماست.



نکات مهم دیگر:

1- شما قادرید با اجتماعی بودن و دوستانه برخورد کردن با دیگران احتمال یافتن شریک مناسب خود را افزایش دهید، و در مقابل با صحبت نکردن با دیگران و منزوی کردن خود این احتمال را کاهش دهید.

2- یافتن شریک را هدف اصلی زندگی خود قرار ندهید. برخورداری از سلامت جسم وروان و تامین نیازهای شخص خودتان باید هدف اصلی زندگی یتان باشد. دوست داشتن خودتان باید در اولویت باشد.

3- در جهان خیالی و فانتزی زندگی نکنید و مفهوم ازدواج را از فیلم ها و رمان های عاشقانه اقتباس نکنید.

4- علت اصلی ازدواج ناموفق و انتخاب یک فرد نامناسب عزت نفس و اعتماد بنفس پایین شخص انتخاب کننده میباشد.

5- هیچگاه عشق و رابطه جنسی را با یکدیگر اشتباه نگیرید.

6- تساوی حقوق باید شالوده رابطه شما باشد. افراد باید متناسب با چیزی که می بخشند از یک رابطه منتفع شوند.

7- برخورداری از بلوغ هیجانی و اجتماعی شما و شریکتان قبل از قدم نهادن به یک رابطه بلند مدت ضروری است.

8- فراگیری نحوه رفتار صحیح با جنس مخالف و روابط جنسی سالم و رضایت بخش توسط هر دو طرف پیش از ازدواج الزامی است.

9- علاقه، دوستی، احترام، پذیرش و اعتماد دو جانبه لازمه یک زندگی مشترک است.

10- استقلال مالی و فکری فرد مقابل شما بسیار مهم است. هیچگاه به فردی که به لحاظ مادی و مهم تر از آن از نظر فکری و تصمیم گیری به خانواده خود وابستگی دارد، پای بند نگردید.

11- واقع گرا باشید و نه آرمانگرا. از شریک خود انتظار نداشته باشید تمام نیازهای شما را برآورده سازد.

12- شناخت کافی خود و آگاهی از اهداف شخصی در زندگی، پیش شرط آغاز هر رابطه ای است.

13- اینکه چگونه دو فرد پیش از ازدواج با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و گفتگو میکنند پیش آگهی میزان رضایتمندی پس از ازدواج است. چنانچه شریک شما چندان با شما گفتگو نمیکند و تعاملات عمدتا بصورت بحث و جدل میباشند، تصور نکنید وی پس از ازدواج تغییر خواهد کرد.

14- دخترانی که پدری دلسوز و صمیمی دارند، تمایل دارند جذب یک مرد قابل اعتماد گردند. پسرانی که مادری سرد وبی محبت دارند، تمایل دارند با زنان مضطرب و سرد قرار ملاقات بگذارند. پژوهشها حاکی از آن است که دختران جذب مردی میشوند که شباهت به پدرانشان دارند و پسران نیز جذب دخترانی میشوند که شباهت به مادرانشان دارند.

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢

ازد

-همه ما درزندگی شخصی مشکلاتی با همسرمان داریم. مشکل شما چیست ؟ فرزند؟ پول؟ خانواده .... مشکل شما هر چیزی که هست قهر نکنید . بدترین و بچه
 گانه ترین کار ، قهر کردن است . البته منظور من این نیست که ناراحتی خود را نشان ن

دهید ، اما قهر نکید.

2 – به راحتی از کنار احتلافات اساسی خود نگذرید . مردی را می شناختم که بر سر رفت و آمد با والدین همسرش مشکل داست . بعد از هر رفت یا آمدی مدتی با همسرش قهر می کرد، و یعد از مدتی آشتی می کردند و دوباره این چرخه ادامه پیدا می کرد.

3 – با یکدیگر بر سر مسائل ایجاد شده صحبت کنید. حتی اگر شده شب را تا نیمه های شب بیدار بمانید با همسرتان حرف بزنید، راه حل های مختلف ارائه بدهید و نظر او را جویا شوید . مانند دوست من ، که بالاخره متقاعد شد به جای قهر کردن با همسرش صحبت کند . آن ها پس از دو روز بحث و گفتگو عامل اصلی ناراحتی را پیدا کردند .

4 – نخواهید که یکدیگر را محکوم کنید و مقصر را پیدا کنید. به دنبال راه حل اختلاف باشید نه ضربه زدن به شخصیت یکدیگر. او همسر شماست . حتی اگر مقصر هم جلوه کند باز گوشه ای از این ناراحتی دامن شما را می گیرد.

5 – در زندگی مشترک ، غرور بی معنی ترین واژه است. عذرخواهی کردن از ابهت شما کم نمی کند. بدون این که خود را کوچک جلوه دهید یا با عجز و لابه درخواست بخشش کنید ، با منطق قاطعیت عذرخواهی کنید.

6 – سعی کنید هیچ لحظه ای را برای ابراز احساسات صمیمانه از دست ندهید. اجازه دهید نزدیک ترین کسان شما بدانند که برایتان مهم هستند.

7 – قبل از ازدواج به شغل همسر خود توجه کنید و بدانید حرفه او همان کاری است که او هر روز انجام می دهد و شخصیتش بر مبنای آن شغل ساخته شده است.

8 – به شما خانم های عزیز توصیه می کنم با کلماتی واضح ، بدون کنایه زدن صحبت کنید. یادتان باشد که یک ازدواج موفق هیچ گاه به سرعت صورت نمی گیرد و تنها بستگی به شانس یا پیدا کردن فردی خاص ندارد ، بلکه نیازمند گذشت و سختکوشی است.

9 – نیروی شتاب دهنده به موتور هر ازدواجی باید از عشق و احساس باشد وگرنه در نیمه های راه باز می ماند . آن چه باعث پذیرفتن اشتباهات ، گذشت ، همدردی و همدلی می شود ، علاقه و احساس است . در غیر این صورت ، محیط خانواده گرم و رضایت بخش نخواهد بود.

10 – ازدواجی موفق است که بر پایه عقل و عاطفه بنا شود . عقل مواردی را که باید در نظر گرفته شوند بدون دخالت عشق یررسی کند و سپس به عشق اجازه دهد تا آن ها را رنگ آمیزی کرده و تابلوی زیبای خوشبختی را تکمیل نماید . عشق ، احساس و دوراندیشی در ازدواج را تواما با هم درنظر یگیرید . هیچ گاه از روی اجبار ، هیجان یا حسابگری ازدواج نکنید.

و در آخر 

11 – اگر می خواهید عشق و علاقه خود و همسرتان را مادام العمر کنید . اول باید زمان کافی برای با هم بودن و ابراز محبت کردن داشته باشید . هر از گاهی رابطه صمیمانه اول ازدواج را تجدید کنید . به انگیزه عشق و ازدواج تان بیندیشید. خاطرات گذشته را مرور کنید . با یکدیگر صادق باشید . صداقت و اظهار پشیمانی از اشتباهات باعث می شود تا شما بیش از حد به یکدیگر نزدیک شوید.

طوری زندگی کنید که منتظر خوشبختی در آینده نباشید . قدر همین لحظات ساده زندگی را بدانید و هم اکنون خوشبخت باشید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢

 

نکاتی که پیش از ازدواج باید بدان توجه کنیم



"ازدواج یک نـهاد فـوق الـعـاده اســت، امـا آیا کسی دوست دارد کـه در یـک نـهـاد قــرار بگیرد؟" ازدواج یکی از مـهمترین تصمیماتی است که شما در زندگی خـود می گیرید. من و هـمسرم چندین سـال پیش با هـم ازدواج کـردیــم. در آن زمان خیلی از چیزهایی را که الآن می دانیم را نمی دانستیم و مـطمئن هسـتم کـه تـعداد زیـادی از افراد نیز هستند که از همان موارد مشابه اطلاع کافی ندارند. در اینجا 12 نمونه از بینش هایی را که قبل از ازدواج طرفین رابطه باید نسبت به آن آگاهی داشته باشند را در این قسمت برای شما تشریح می کنم. امید است مورد توجه قرار گیرد.

1- ازدواج از سوی خدا برنامه ریزی و طراحی می شود. به همین دلیل در این امر خیر باید به دنبال رهنمود های خداوند باشیم. اغلب اوقات ما کاری را انجام می دهیم که دیده ایم دیگران انجام می دهند. افراد مختلف ایده های متفاوتی نسبت به ازدواج دارند، اما نمی توانیم نظر همه افراد را در مورد ازدواج بدانیم و در عین حال باید به خاطر داشته باشیم که چیزی که در مورد یک زندگی مشترک کار می کند، ممکن است در مورد سایر زندگی های مشترک درست از آب در نیاید. بنابراین به حرف چه کسی باید گوش کنید؟ خوشحالم که این سؤال برای شما پیش آمد. به عقیده من باید مطالعه خود را زیاد کرده و در برخی مواقع به کتب مذهبی نیز مراجعه کنید. از جمله کتاب های مفید در این زمینه می توان به موارد زیر اشاره کرد: "پیش از اینکه بله بگویید" نویسنده نورمن رایت، "خیلی زود، خیلی صمیمی" نویسنده جیم تالی.

2- به نظر من بهتر است پیش از ازدواج چند جلسه مشاوره خانوادگی را طی کنید. مراکز مشاوره ای وجود دارند که می توانند به شما کمک کنند تا در وهله اول خودتان را بهتر بشناسید و سپس ببینید چه کسی می تواند شریک مناسبی برای زندگی با شما باشد. سوابق خانوادگی، خصوصیات اخلاقی، و سایر جنبه های زندگی توسط مشاور تحلیل و بررسی می شود. یک سری سؤال های از پیش تعیین شده در داخل یک پرسشنامه تهیه و تدوین شده اند و پر کردن آن می تواند کار جالب و سرگرم کننده ای باشد.

3- زمانی که تازه وارد زندگی زناشویی می شوید، شور و هیجان بسیار زیادی از قبل از عروسی تا ماه عسل وجود دارد. به مرور زمان همه شور و هیجان ها آرام می گیرد و شما آهنگ زندگی جدید خود را احساس می کنید. در این زمان ناگهان نگاهی به شریک زندگی خود می اندازید و از خودتان سؤال می پرسید که: "چرا من اینکار را کردم؟" برخی از افراد به این مرحله که می رسند قدری می ترسند و احساس می کنند که کار اشتباهی انجام داده اند. باور کنید که این مسئله یک امر کاملاً عادی است. اولین دعوای شما شکل می گیرد و بر سر این مطلب که جعبه دستمال کاغذی باید در کجا گذاشته شود، با هم جر و بحث می کنید. به مرور زمان یاد می گیرید که باید مصالحه و سازش بیشتری با هم داشته باشید. به هر حال در همه مراحل زندگی انسان ها با شک و تردید های مختلفی روبرو می شوند. آگاهی از این مطلب می تواند شما را آرام کند. شما یک فرد کاملاً نرمال هستید.

4- برای تفریح وقت بگذارید. یک زندگی موفق نیازمند کار و تلاش است. اما شما باید برای تفریح نیز وقت بگذارید. یاد گرفتن طریقه زندگی با یک فرد جدید در یک رابطه دو جانبه صمیمی، نیازمند تلاش هر دو نفر است. باید یاد بگیرید چگونه می توانید با هم ارتباط برقرار کرده و یکدیگر را درک کنید، در سمینارهای مربوط به ازدواج و زندگی مشترک شرکت کنید، هم فال است و هم تماشا. تفریح و خوشحالی را تبدیل به خاطره ای نامحسوس از زمان مجردی نکنید. با هم خاطرات جدید را خلق کنید. به هم توجه کنید و از بودن با هم لذت ببرید.

5- این روزها به دلیل وجود فشارهای اجتماعی و اعتقادات غیر مذهبی تاکید چندانی به عدم برقراری رابطه جنسی پیش از ازدواج نمی شود. عدم رابطه جنسی پیش از ازدواج تبیین کننده بنیان اعتماد طرفین نسبت به یکدیگر است. بسیاری از افراد هستند که به دلیل عدم اطمینان به یکدیگر ساعت های طولانی در پی تعقیب هم هستند، یکدیگر را متهم به خیانت می کنند و هیچ ارزشی برای هم قائل نمی شوند. شاید قدری بی معنی باشد، اما به هر حال اینچنین است. ما به بسیاری از زوج هایی که به هم در مورد مسائل جنسی بدبین هستند پیشنهاد می کنیم که ازدواج نکنند. منظور از عدم برقراری رابطه جنسی کلیه رفتارهای جنسی است و فقط به نزدیکی محدود نمی شود. به عنوان مثال اورال سکس و یا حتی معاشقه نیز می تواند به عنوان نوعی رابطه جنسی در نظر گرفته شود. خداوند تعیین کرده که رضایت جنسی فقط باید در زندگی مشترک وجود داشته باشد. زمانیکه با هم نامزد می کنید به هیچ وجه دلیلی وجود ندارد که رابطه جنسی برقرار کنید. طبق روایات، بستر مکان مقدسی است و خداوند خود سزای افراد هرزه را می دهد. سکس نوعی ورزش نیست که هر زمان که اراده کردید آنرا انجام دهید بلکه یکی شدن فیزیکی، عشقی، و روحی است. سکس مسئله ای است که ازدواج را ازدواج می کند. شما با شریک زندگی خود یکی میشوید. همه ما نزد خداوند جایگاه ویژه ای داریم و او می خواهد ما از هر گونه گناه، شرمساری، بیماری، حقارت و ناپاکی به دور باشیم. او هم دوست دارد که ما صمیمانه ترین رابطه محبت آمیز را تجربه کنیم. اگر شما و نامزدتان در حال حاضر نمی توانید شهوت خود را کنترل کنید چه تضمینی وجود دارد که پس از ازدواج بتوانید این کار را انجام دهید؟

6- باید بدانید که ارزش های شریک زندگیتان چه چیزهایی هستند. همچنین باید از ارزش های فردی خود نیز آگاهی داشته باشید. چه چیزی برایتان اهمیت دارد؟ آیا ارزش های شما دو نفر با هم سازگار هستند. در طول مدتی که صرف قرارهای ملاقات می کنید، باید در مورد یک چنین مسائلی با هم صحبت کنید. آیا بچه می خواهید؟ اگرجوابتان مثبت است، چند تا؟ عقاید مذهبی یکسانی دارید؟ آیا از نظر مذهبی عقاید یکسانی دارید؟ این مقوله از اهمیت خاصی برخوردار می باشد, شاید وقتی که فقط با هم قرار ملاقات می گذارید و حتی در ابتدای زندگی مشترک درگیری های چندانی در مورد مسائل دینی با هم پیدا نکنید، اما زمانیکه پای بچه ها به زندگی مشترک باز میشود، معمولاً مسائل مذهبی اهمیت بیشتری پیدا می کنند، چرا که هر یک از والدین تصمیم می گیرد به فرزندش اعتقادات و ارزش های مذهبی شخصی خود را منتقل کند.

7- در مورد کلیه روابط عاشقانه گذشته با هم صحبت کنید. مسائل عاطفی گذشته را برای شریک زندگی خود باز کنید، چرا که درمیان گذاشتن یک چنین مسائل خصوصی و شخصی می تواند شما را به سطوح عمق تری از صمیمت برساند. هر کدام از طرفین حق دارند که از جزئی ترین مسائل زندگی شما آگاهی داشته باشند. زمانیکه با هم ازدواج کردید نباید هیچ نقطه مبهمی وجود داشته باشد که طرف مقابل را سورپریز کند. اگر با هم توافق می کنید که گذشته مربوط به گذشته است و بهتر است حرفی در این مورد نزنید، من به شما قول می دهم که یک روز وقتی اصلاً انتظارش را ندارید یک نفر از گذشته می آید و برای شما مشکل درست می کند. زمانیکه این اتفاق بیفتد احساس ناامنی ایجاد شده و درد و رنج بیشتری وارد رابطه می شود. اگر احساس میکنید که نمی توانید به طور کامل به طرف خود اعتماد کنید شاید هنوز به مرحله ای نرسیده باشید که آماده ازدواج باشید. این یک امتحان صداقت و آسیب پذیری است.

8- هیچ گاه سازش نکنید. درست است که هیچ انسان کاملی وجود ندارد، اما شما استحقاق بهترین همسر را دارید. برخی از افراد پیشنهاد ازدواج را فقط به دلایل زیر قبول می کنند: فکر می کنند شاید دیگر یک چنین اتفاقی در زندگی برایشان رخ ندهد، بچه دارند و شاید کسی حاضر به زندگی کردن با آنها نباشد، فکر می کنند که: "من آدم خاصی نیستم به همین دلیل حق انتخاب ندارم"، و یا "دوستش ندارم ولی این فرد با ثبات است و می تواند حامی خوبی برای من باشد. هیچ کدام از این موارد نمی توانند دلیل خوبی برای "بله" گفتن به شمار روند. از آنجایی که ازدواج را خداوند پایه ریزی کرده می تواند مکان امنی برای اجتماع دو انسان که پایبند ارزش های الهی هستند، باشد. هدف اصلی ازدواج این است که انسان ها ابتدا بتوانند عشق را در روی زمین احساس کنند تا بعدها به جمع خانوادگی بزرگ خود در بهشت بپیوندند. از خداوند بخواهید که شریک مناسب زندگیتان را پیش رویتان قرار بدهد. منتظر نشانه خداوند باشید و جان فشانی نکنید.

9- از یکدیگر سؤال های مهم بپرسید. زمانی که با هم قرار ملاقات می گذارید زمان مناسبی است که سؤال های مهم و کلیدی را مطرح کنید: در چه نوع خانواده ای بزرگ شدی؟ پدر و مادر در کنار هم زندگی می کردند یا از هم جدا شده بودند؟ با توجه به خانواده اصلی خود از زندگی مشترک خود چه انتظاراتی دارید؟ چه تصمیماتی در ابتدای زندگی برای تعلیم و پرورش بچه خواهید گرفت؟ این جمله را کامل کنید: "زمانیکه ازدواج کنم و بچه دار شوم هیچ وقت...."
در مورد رابطه خود با والدین جنس مخالف خود صحبت کنید به عنوان مثال پسر و مادر، دختر و پدر. ارتباط با والدین جنس مخالف می تواند اثر مهمی بر روی نحوه رفتار ما با همسرمان داشته باشد. اگر پدر او با مادرش بدرفتاری کند به احتمال زیاد او نیز با خانمش بدرفتاری خواهد کرد. در این زمینه می توانیم یک کتاب به شما معرفی کنیم با نام "1000 سؤال برای زوج ها"

10- قبول نامزد به عنوان همسر آینده مسئله مهمی است که در همان ابتدا شما باید بر روی آن فکر کنید. برای پذیرش یک فرد دیگر شما باید ابتدا خودتان را بپذیرید. شاید در خیلی از کارها خوب ظاهر شوید اما در عین حال اموری نیز وجود دارند که شما نیاز به تمرین و ممارست بیشتری در آنها دارید. تمام این نقاط ضعف و قوت در کنار هم جمع می شوند و شما را می سازند. پذیرش سبب می شود که افراد خودشان باشند و بی قید و شرط به هم عشق بورزند، همانطور که خداوند به بنده هایش عشق می ورزد. اگر فرد احساس کند که پذیرفته نمی شود و از عزت نفس پایینی برخوردار باشد، آنوقت پذیرش خود را برای دیگران نیز سخت می کند و هیچ کس نمی تواند او را واقعاً از صمیم قلب دوست بدارد. در اینجا به اهمیت مشاوره های قبل از ازدواج پی می بریم. زمانیکه ما دانه ای را می کاریم، بالای سر آن نمی ایستیم و نمی گوییم: "زود باش، زود باش، رشد کن، تو سریع رشد نمی کنی، خیلی کندی!" مانند گیاهان انسان ها نیز برای رشد و تعالی، نیازمند زمان هستند و برای این امر نیازمند مراقبت، اهمیت و عشق هستند، درست مانند یک گیاه که نیاز به آب و نور خورشید دارد. هر چقدر خودتان را بهتر بشناسید، آنوقت خیلی راحت تر می توانید شریک زندگیتان را بشناسید. هیچ وقت تلاش نکنید که طرف مقابل را عوض کنید.

11- نسبت به انجام هر گونه آزار و اذیتی هشیار باشید. آیا شریکتان تاکنون سعی کرده با بی حرمتی، توهین و حقارت حرف خودش را به کرسی بنشاند؟ آیا شما را با برخوردهای فیزیکی تهدید کرده؟ آیا احساس می کنید تهدید می شوید؟ آیا تا کنون مورد اصابت قرار گرفته اید؟ شما را هل داده؟ اشیاء را پرتاب می کند؟ هر زمان به هر دلیلی سیلی میزند؟ هیچ یک از رفتارهای ذکر شده قابل قبول نیستند. کسی حق ندارد شما را مورد اصابت قرار دهد و تقصیر شما هم نیست که مورد آزار و اذیت قرار گرفته اید. آیا همسرتان قصد دارد تا شما را از دوستان و کسانیکه دوستشان می دارید، دور کند؟ با مشاهده هر یک از این موارد باید یا رابطه را تمام کنید و یا به آنها بگویید تا زمانیکه به روانپزشک مراجعه نکنند، قادر به ادامه رابطه نخواهید بود. خودتان را گول نزنید، هر رفتار بد قبل از ازدواج، پس از ازدواج چند برابر بدتر خواهد شد. همه روزه افراد بسیار زیادی قربانی خشونت کسانی می شوند که آنها را می شناسند. لطفاً این مسئله را جدی بگیرید.

12- زمانی را نیز به عبادت دو نفری اختصاص دهید. ارزش این کار آن است که وقتی یک زندگی روحانی را پایه ریزی می کنید، در مسیری قرار می گیرید که خداوند در تمام مراحل زندگی حامی و پشتیبانتان خواهد بود. در یک ازدواج روحانی 3 طرف وجود دارد: شما، خدا، همسرتان. در زمان بروز مشکلات پیروی از رهنمون های الهی می تواند بزرگترین کمک را به شما کند.

13- نکته اضافی: افراد مجردی که بچه دارند؛
زمانی که پای بچه ها به میان می آید، لطفاً از آنها سؤال کنید که احساسات خودشان را با شما در میان بگذارند. اگر احساسات منفی داشتند، روی این مسئله دقیقتر بشوید و به دنبال علت ها بگردید. من به شدت توصیه می کنم که تمام افرادیکه در ازدواج دخیل هستند تحت مشاره قرار بگیرند. باید برنامه هایی پیرامون تسهیل ارتباط میان همه افراد طراحی و تنظیم شود. اگر هر دو طرف بچه داشته باشند همه باید در مشاوره های خانوادگی پیش از ازدواج شرکت کنند. کتاب پیشنهادی "قبل از ازدواج مجدد"

14- نکته اضافی: ازدواج با کسی که بچه دارد؛
از خود این سؤالات را بپرسید: آیا من با احساسات کودکان می توانم هماهنگ شوم؟ آیا می توانم به حرف های آنها گوش دهم؟ آیا آنقدر انعطاف پذیری دارم که بتوانم با آنها سازش کنم؟ آیا می توانم کلاس ها، کتب و مشاوره های لازم در این زمینه را پشت سر بگذارم؟ و برای آقایون: آیا می توانم مردانگی خود را وقف کنم و نکات منفی بچه ها را تحمل نمایم؟ آیا تصور می کنید که همسرتان بتواند از پس بچه ها بربیاید؟

15- نکته اضافی: تست های پزشکی را جدی بگیرید؛  


   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢

انت


.
 
معیارهایی که برای انتخاب همسر باید در نظر گرفت :

از زمان های خیلی دور همواره این سؤال بین روان شناسان خانواده مطرح بوده است که آیا شباهت ها باعث به وجود آمدن ازدواج موفق می شود یا تفاوت ها؟
پژوهش های به عمل آمده نشان می هد که با ثبات ترین ازدواج ها آنهایی هستند که زن و شوهر بیشترین شباهت ها را با هم داشته اند. استفن وایت معتقد است:« با توجه به بررسی های بالینی، شباهت های اخلاقی و شخصیتی زن و شوهر روی موفقیت ازدواج آنها نقش تعیین کننده ای دارد،» میزان بی ثباتی و طلاق در زوج های به هم شبیه، کمتر مشاهده می شود. با توجه به نتایج به دست آمده، نداشتن شباهت با بی ثباتی و طلاق همراه است. بعضی از روان شناسان شباهت های موجود بین زوجین را در حکم سپرده بانکی تلقی می کنند و اشاره می کنند اگر میزان سپرده بانکی شما رقم بزرگی باشد و میزان بدهی بانکی شما کم باشد در آن صورت در مقابل بحران های اقتصادی بهتر می توانید مقاومت کنید و به نحو احسن می توانید احساس امنیت نمایید، ولی اگر میزان بدهی های شما نسبت به سپرده بانکی کم باشد به همان نسبت احتمال این که دچار مشکل شوید زیاد خواهد بود.
این تشبیه نشان می دهد که هر قدر تشابه بین زوجین بیشتر باشد به همان نسبت احتمال این که دچار بحران شوند زیاد خواهد شد، سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که وجود کدام یک از تشابهات مطلقاً برای ازدواج لازم هستند؟

هوش: اگر هوش زن و شوهر به یک اندازه باشد رابطه زناشویی با گرفتاری کمتری روبه رو می شود. توجه داشته باشید که «تحصیلات» ملاک نظر نیست چرا که بعضی از اشخاص بسیار باهوش به هر دلیل ممکن است به کالج و دانشگاه راه پیدا نکنند. منظور این است که زن و شوهر به لحاظ بهره هوشی باید در یک ردیف قرار داشته باشند، باید بتوانند اشیاء و امور را به یک شکل ببینند و درباره آنها به یک شکل صحبت کنند. اگر یکی از طرفین ازدواج اغلب گمان می کند که همسرش متوجه منظور او نشده است، شرایط خوشایندی بین آنها برقرار نمی شود.
بررسی های به عمل آمده نیز نشان می دهند، اگر بهره هوشی زن و شوهر در یک ردیف یا نزدیک به هم باشد ثبات ازدواج بیشتر می شود.


ارزش ها:
لازم است که زن و شوهر درباره بسیاری از ارزش ها وحدت نظر داشته باشند. مثلاً مهم است که زن و شوهر درباره معنویات و یا زندگی خانوادگی اختلاف نداشته باشند. اگر در این زمینه ها وحدت نظری وجود نداشته باشد، بروز اصطکاک میان آنها حتمی است.

علایق:
اگر زن و شوهر در بسیاری از زمینه ها علایق مشترک داشته باشند زندگی به کامشان شیرین می شود. در این میان هر چه تنوع علایق مشترک بیشتر باشد بهتر است.

توقع از نظامات خانوادگی:
زن و شوهر بایستی درباره وظایف و مسئولیت های یکدیگر در رابطه زناشویی وحدت نظر داشته باشند. طرز فکر افراد در این زمینه کلاً به دو نوع تقسیم می شود. بعضی از افراد در مورد وظایف و مسئولیت های زن و شوهر به طور سنتی فکر می کنند بدین معنا که مدیریت داخلی منزل به عهده زن است و مرد نیز به عنوان مدیر بیرونی منزل ، یا نان آور خانواده تلقی می شود. فردی که در این زمینه به طور سنتی فکر می کند باید با فردی ازدواج کند که با او همفکر است. اما اکنون که نقش های زن و مرد دستخوش تغییرات زیادی شده است، عده ای معتقد به تساوی حقوق بین زن و مرد هستند و وظایف و مسئولیت های مشابهی نیز برای آنان قائل می شوند. افرادی که این اعتقاد را دارند باید با همفکران خود ازدواج کند. سؤال دیگری که مطرح می شود این است، تفاوت های مسئله ساز کدام ها هستند؟ یا به عبارت دیگر، چه تفاوت هایی می توانند به خوشبختی زندگی زناشویی آسیب برسانند.

در پاسخ به این سؤال باید گفت وجود اختلافاتی که می توانند به خوشبختی زندگی زناشویی لطمه بزنند عبارت اند از:
1 - میزان انرژی:
وقتی یکی از طرفین ازدواج پر انرژی باشد و در مقابل همسر او کم انرژی این افراد با مشکلات عدیده ای برخورد می کنند. اختلاف در میزان انرژی در زمینه های مختلف خود نمایان می شود که از جمله می توان به معاشرت های اجتماعی، فعالیت های مذهبی و غیره اشاره کرد. در انجام فعالیت های مربوط به خانه نیز سطح انرژی میان زن و شوهر اغلب مسئله ساز می شود، مثلاً ممکن است زن بخواهد کارهایی را در روزهای تعطیل آخر هفته در منزل انجام دهد و شوهرعلاقه مند باشد که پای تلویزیون بنشیند یا روزنامه بخواند.

2 - عادات شخصی:
وقتی زن و شوهر عادت های شخصی متفاوتی داشته باشند، به تدریج وحدت میان آنها رو به نقصان می رود. از جمله عادت های مسئله ساز می توان به این موارد اشاره کرد:وقت شناسی، نظم و ترتیب، وابستگی ، احساس مسئولیت ، ... می توان به عادات شخصی متعددی اشاره کرد که زن و مرد باید قبل از ازدواج به آن توجه داشته باشند. مثلاً اگر یکی از آنها سیگاری باشد و دیگری نه ، این اختلاف می تواند در رابطه زناشویی آنها دردسر ساز شود. اگر یکی از آنها به خوردن غذاهای مقوی و مغذی علاقه مند باشد و دیگری به این که چه می خورد بها ندهد، مشکلاتی در زندگی زناشویی ایجاد می کند.

3 - استفاده از پول:
بسیاری از زوج ها در اثر نداشتن توافق بر سر مسائل مالی ، دچار مشکل می شوند. یکی به فکر آینده است و می خواهد پولش را پس انداز کند و دیگری به خرج کردن پول و خوش بودن در لحظه حال علاقه مند است. یکی معتقد به ریسک کردن است و دیگری فکر می کند که باید به تدریج و با ضریب اطمینان بالا بر دارایی های خود بیفزاید. یکی می گوید درآمد را باید خرج فرزندان کرد و دیگری می خواهد پول را نگه دارد. اختلافاتی از این قبیل می تواند شیرازه زندگی زناشویی را تحت تأثیر قرار دهد، به همین دلیل لازم است که قبل از ازدواج در این موارد بیشتر موشکافی شود.

4 - علایق و مهارت های کلامی:
اگر یکی از طرفین ازدواج زیاد حرف بزند و دیگری کم حرف باشد چه مشکلی پیش می آید؟ اگر زن یا مرد علاقمند به گفت و گو و دیگری خواهان سکوت باشد، استرس فراوانی ایجاد می شود.
اگر کسی به هنگام صرف غذا علاقه مند به صحبت باشد و همسرش بخواهد به هنگام صرف غذا سکوت کند و یا اگر یکی از طرفین ازدواج به صحبت تلفنی طولانی علاقه مند باشد زمینه های اختلاف را پایه ریزی کرده اند.
سؤالی که با توجه به مسائل فوق مطرح می شود این است اگر افرادی با هم ازدواج کنند که در موارد فوق اختلاف داشته باشند چه ویژگی را باید در خود بپرورانند تا بتوانند به زندگی زناشویی ادامه دهند؟
در پاسخ باید اشاره کرد، اگر زوجین دارای ویژگی انعطاف پذیری باشند می توانند به جای این که تحت تأثیر اختلافات قرار بگیرند با تفاوت ها کنار بیایند و برای حل مشکلات راه حل مناسب را پیدا کنند .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢

دخ

12 مورد وجود دارد که دختر خانم‌ها را در همان شروع انتخاب و تصمیم‌گیری برای ازدواج به اشتباه می‌اندازد. به عبارت دیگر، باید برای انتخاب شوهر مناسب از این 12 خطا دوری کنید:
1.تهیه یک فهرست بلند بالا از خصوصیات همسر مورد نظر با تمام جزئیات و ریزه‌کاری‌ه ا اشتباه است. درست است که باید فردی را انتخاب کنید که خصوصیات او به نظرات شما شبیه‌تر باشد اما اگر زیاده از حد محافظه‌کارانه عمل کنید و تمام زیر و بم او را مورد قضاوت قرار دهید، بالاخره مواردی پیش می‌آید که با فهرست شما همخوانی ندارد و همین موضوع باعث می‌شود به دلیل مسائل جزئی، فرد مورد نظر را قبول نکنید.
2. اگر تا یک سنی ازدواج نکرده‌اید و حالا فکر می‌کنید دیر شده و دیگران شما را زیر ذره‌بین قرار داده‌اند و بعد فقط به همین دلیل، فورا به یک خواستگار بله می‌گویید، اشتباه می‌کنید.
3. مقایسه همیشه کار را خراب می‌کند. اگر دائم خواستگارها را با هم یا با سایر افرادی که اطرافتان هستند و مورد تایید شما قرار گرفته‌اند، مقایسه ‌کنید، مطمئنا نمی‌توانید تصمیم درستی بگیرید.
4. اگر از آن دسته آدم‌هایی هستید که دو دستی به غم و غصه یا گذشته چسبیده‌اید، اشتباه می‌کنید. اگر به هر دلیل موقعیت‌هایی را در گذشته از دست داده‌اید، دیگر به آن فکر نکنید. پویا باشید و خودتان را برای آینده آماده کنید.
5. بعضی‌ها به خودشان اجازه نمی‌دهند کسی را دوست داشته باشند و این مساله برایشان مشکل ایجاد می‌کند. مثلا ممکن است فردی از بسیاری جهات مورد تایید شما و دوست داشتنی باشد اما به دلیل حرف و حدیث‌ بی‌منطق و دور از عقل دیگران، مورد تایید خیلی‌ها قرار نگیرد. در این شرایط اگر فرصت دوست داشتن و بله گفتن را از خودتان بگیرید، خطای بزرگی مرتکب شده‌اید.
6. گاهی بعضی دختر خانم‌ها اعتماد به نفس پایینی دارند و فکر می‌کنند پر از اشکال هستند و مورد تایید دیگران قرار نمی‌گیرند، در حالی که اگر به نکات مثبت خودشان توجه کنند، از خیلی‌ها بهتر به نظر می‌رسند.
7. در مواردی، دختر خانم‌ها انتظار دارند فورا عشق و علاقه شدید و رویایی بین آنها و همسر آینده‌شان به وجود بیاید و به عبارتی طرف مقابل فورا یک دل نه صد دل عاشقشان بشود. وقتی چنین توقعی دارند و زلزله مورد نظر آنها اتفاق نمی‌افتد، فورا دلسرد شده، عقب می‌کشند. اگر انتظار دارید در همان برخورد اول یک رابطه شدید عاشقانه به وجود بیاید؛ جلوی این ازدواج، یک پرچم قرمز بزرگ نگه داشته‌اید. با این کار واقع‌بینی را کنار گذاشته‌اید، در حالی که دنیای ما کاملا واقعی است.
8. مرد ایده‌آل زندگی شما با مردهای به اصطلاح ایده‌آل فیلم‌ها کاملا فرق می‌کند. به عبارتی منتظر چنین موجوداتی نباشید، چون فقط به فیلم‌ها تعلق دارند.
9. گاهی دخترها سراغ فردی می‌روند که هیچ شباهتی به آنها ندارد و فقط به یک دلیل خاص مورد تایید آنهاست. یادتان باشد تنها با یک خصوصیت نمی‌توان زندگی کرد.
10. تمرکز روی نکات منفی خطای بزرگی است. یادتان باشد اگر به هر دلیلی درباره مردها احساسات منفی در شما ‌وجود داشته، آنها را کنار بگذارید و با دیدگاه مثبت، انتخابی مناسب داشته باشید.
11. بعضی دختر خانم‌ها که تحصیل و شغل مناسبی دارند، فکر می‌کنند به دلیل رفع نیاز مالی می‌توانند از موضع بالا صحبت کنند و به کمک یک مرد احتیاج ندارند. این دختر خانم‌ها با این طرز تفکر سد بزرگی مقابل خودشان ایجاد می‌کنند و نمی‌توانند درست انتخاب کنند، چون مدام دیگران را از خود می‌رنجانند.
12. ایثار و فداکاری بیش از حد، به دیگران بیش از خود فکر کردن و نیاز دیگران را به خود مقدم دانستن اشتباه بزرگی است که بعضی دخترها مرتکب می‌شوند. اگر به هر دلیل بار مسوولیتی به دوش شماست قبول؛ اما باید اول به خودتان، نیازهایتان و آینده شخصی‌تان فکر کنید و موقعیت‌ها را از دست ندهید.‌

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢

زن

پژوهشگران می گویند که با نگاهی به چهره افراد می توان دریافت که نسبت به رابطه با جنس مخالف خود چه طرز فکر و رفتاری دارند.

 


 





چهره سمت راست، گویای علاقه به رابطه ای کوتاه مدت است

پژوهشگران دانشگاههای ابردین و سنت اندروز در اسکاتلند و دورهام در انگلستان در تحقیق مشترکی که انجام داده اند به این نتیجه رسیده اند که مردها عموما زنهایی را ترجیح می دهند که از برقراری رابطه جنسی کوتاه مدت رویگردان نیستند. در حالی که زنها مردانی را ترجیح می دهند که بتوانند با آنها رابطه ای طولانی برقرارکنند.
در این پژوهش که گزارش آن در ژورنال "تکامل و رفتار انسانی" منتشر شده، چهره ۷۰۰ نفر که بین ۲۰ تا ۲۹ سال سن داشته اند بررسی شده است.
محققان می گویند که افراد می توانند با در نظر گرفتن بعضی ویژگیهای ظاهری و با توجه به نوع رابطه ای که ترجیح می دهند داشته باشند، شریک زندگی شان را آگاهانه تر انتخاب کنند.
در این پژوهش به داوطلبان شرکت کننده در تحقیق، تصاویری از چهره های زنان و مردانی از گروه سنی یاد شده نشان داده شد و بعد آنها می بایست عکس فردی را انتخاب کنند که به اعتقاد آنها از رابطه ای کوتاه مدت استقبال می کند.

 

 

                 
                              
                 
                  
                             


 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۳:٢۶ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱/۶
تگ ها : عشق ، لب


 

 

   

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۵
تگ ها : عشق


 

 

hearts-desi-glitters-221hearts-desi-glitters-211hearts-desi-glitters-39hearts-desi-glitters-38hearts-desi-glitters-44hearts-desi-glitters-521hearts-desi-glitters-48hearts-desi-glitters-37hearts-desi-glitters-58hearts-desi-glitters-57

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۴:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۴
تگ ها : عشق


 

 

hearts-desi-glitters-17hearts-desi-glitters-15hearts-desi-glitters-16hearts-desi-glitters-13

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۴:۳۶ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۴
تگ ها : عشق


 

 

hearts-desi-glitters-43hearts-desi-glitters-22hearts-desi-glitters-10hearts-desi-glitters-8hearts-desi-glitters-6

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۴:۳۴ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۴
تگ ها : عشق


 

 

hearts-desi-glitters-1

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۴:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۴
تگ ها : عشق


 

 

angelFlowersHearts By Fiazhearts-desi-glitters-64

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۴:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۴
تگ ها : عشق


 

 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۴:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۴
تگ ها : عشق


 

 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۴:٠۵ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۴
تگ ها : عشق


 

 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۴:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۴
تگ ها : عشق


 

 








 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۴:۵۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۶
تگ ها : عشق


 

 


 



 


 


 



     

 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۶
تگ ها : عشق


 

 


   


 

   

 

                  




 

                  



     


 

   



       

 

 



 

   


 

                  





 


 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٢:۵۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۶
تگ ها : عشق


 

 


 

   


          

 

            

 

 

 



     
 

 

 

     


 

 

 



        
 

 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٢:۴۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۶
تگ ها : عشق


 

 

   
 




 






             

 

 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٢:۴۵ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۶
تگ ها : عشق


 

 


 

   

 


 

 

 



     

 

 

 





 

 

               

 




 

 

 

  
نویسنده : فرزانه (ربابه)دریاباری ; ساعت ۱٢:۴۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۶
تگ ها : عشق


 

 

 


چهره سمت چپ گویای علاقه به رابطه ای بلندمدت است

همچنین از شرکت کنندگان خواسته می شد از میان عکسها، عکس جذابترین فرد را برای رابطه ای کوتاه یا طولانی انتخاب کنند و بگویند که کدام چهره از نظر آنها زنانه تر یا مردانه تر و در مجموع جذابتر است.
داوریهای غریزی
پژوهشگران که عقاید واقعی صاحبان تصاویر را نسبت به روابط عاشقانه، پیشاپیش از طریق پرسشنامه بدست آورده بودند، در مرحله بعد، نظرات شرکت کنندگان را با آنچه در پرسشنامه ها نوشته شده بود مقایسه کردند. این مقایسه آنها را متقاعد کرد که حدس و گمان بسیاری از شرکت کنندگان درست بوده و حس غریزی آنها به آنها راست گفته است.
زنهایی که با ایجاد رابطه کوتاه مدت مشکلی نداشته اند، معمولا از نظر شرکت کنندگان جذاب بوده اند.
بر اساس قضاوت شرکت کنندگان در این تحقیق، مردانی که روابط کوتاه مدت را ترجیح می دهند اغلب کسانی هستند با ظاهری مردانه، چانه برآمده، بینی درشت و چشمهای ریز.
دکتر لیندا بوتروید، استاد دانشکده روانشناسی در دانشگاه دورهام به بی بی سی گفته است: "این مطالعه نشان می دهد که ما می توانیم در روابط مان با دیگران از قضاوتهای غریزی خود استفاده کنیم. این قضاوتها همیشه درست نیستند اما راهنمای مفیدی هستند."
دکتر بوتروید یادآور شده که برداشت اولیه آدمها نسبت به هم بر اساس ویژگیهای ظاهری شان، تا حدی در ارزیابی آنها از فردی که می خواهند با او رابطه عاشقانه داشته باشند و یا فردی که او را به چشم رقیب عشقی خود می نگرند، تاثیرگذار است.


محققان می گویند که افراد می توانند با در نظر گرفتن بعضی ویژگیهای ظاهری و با توجه به نوع رابطه ای که ترجیح می دهند، شریک زندگی شان را آگاهانه تر انتخاب کنند.





دکتر بن جونز، استاد دانشگاه ابردین که ازمحققان این پژوهش بوده است می گوید: "بسیاری از مطالعات پیشین نشان داده است که بخش عمده ای از قضاوتهای مردم نسبت به دیگران، از قضاوت راجع به سلامت افراد گرفته تا میزان برونگرایی و درونگرایی آنها، بر اساس چهره انجام می شود.
اما این اولین مطالعه ای است که نشان می دهد مردم در نوع رابطه عاشقانه ای که خوشایند آنها باشد، نسبت به ویژگیهای چهره فرد مورد نظرشان حساسند."
بر اساس یافته های این تحقیق، زنها از مردانی که در روابط جنسی بی بند و بارند رویگردان هستند و این نوع مردها را نه برای رابطه ای موقت و نه رابطه ای بلند مدت، جذاب نمی دانند.


   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢

به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com

   + پرشین بلاگ - ٦:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٢