راز شاد زیستن (اندرو متیوس)

 

 

 

1)خصوصیات افراد دنباله رورا بشناسید .

2)خود را از دنباله روی آزاد کنید.

3)موقعیت زندگی خود را ارزیابی کنید .

4)نگذارید دیگران شمارا اسیر خواسته های خود کنند .

5)با افراد ممتاز معاشرت کنید.

6)مواظب شغل خود باشید .

7)خودتان ،خود را قربانی نکنید .

8)قوی باشید .

9)باترس مقابله کنید .

10)هیچ کس را بالاتر از خودقرار ندهید .

11)احترم دیگران را برای خود جلب کنید .

12) از گذشته درس بگیرید .

13) نگذارید افرادی شمارا به خاطر گذشته تان به بازی بگیرند .

14)به آینده امیدوار باشید .

15)همرنگ جماعت نشوید بپذیرید که تنها هستید .

16)موفقیتهایتان را به رخ دیگران نکشید .

17)سفره دل خود را برای همه باز نکنید .

18)به گفتار واعمال خود بیندیشید .

19)انتظار نداشته باشید دیگران شما را درک کنند .

20) دیگران را همانطور که هستند بپذیرید .

21) توقع خود را از دیگران محدود کنید .

22) از افراد منفی باف فاصله بگیرید .

23) از گزافه گویی بپرهیزید .

24)دیگران را مقصر ندانید .

25) رفتار درست را به دیگران بیاموزید .

26) در هر موقعیتی خود را زنده وخلاق نگه دارید .Flower Sketches

27) قدر وارزش خود رابدانید .

28) سازنده وثمر بخش باید .

29)به آرامش درونی وشادمانی دست یابید .

30 )  بدانید برای آنکه شاهد موفقیت باشید هیچ گاه دیر نیست

 

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱۱

 

یک توصیه مهم در تحکیم روابط  زناشویی؛

 

 

 

 

هر فردی ابتدا باید در راه ساختن شخصیت انسانی خود گام بردارد تا بتواند در درجه اول انسان کاملی باشد و در درجه دوم با در نظر گرفتن تربیت و منش خود در روابط انسانی موفق باشد. لذا در این راستا باید به درک و شعوری رسید که بفهمیم انسانها با خصایص وعلا یق و دید گاهها و  توانایی های مختلف آفریده شده اند و با یکد یگر متفاوت هستند و در نتیجه با چنین نگرشی د یگر کسی توقع نخواهد داشت که دوست و یا همسر خود را شبیه سازی کند و در مقام مقایسه برآید.

لذا هرگز نگویید چون فلا ن کس فلا ن جور بود و یا بهمان  کار را انجام داد پس تو یا من هم باید همان رفتار را داشته باشیم یا اینکه همان کاررا انجام بدهیم یا ندهیم.

با چنین جملا تی مطمئن باشید اثرات منفی فراوانی را در طول روابط خود به صورت پنهان یا آشکارمشاهده خواهید نمود. بعضی افراد وقتی با        دیگران قیاس شوند برسرلجاجت می افتند و حتی ممکن است عمل درست را هم به خاطر لجبازی انجام ندهند و گاهی غرورشان جریحه دار شده و به شخصیتشان لطمه وارد می شود و اثرات منفی طولا نی مد ت در روح و روانشان ایجاد می شود که گرچه گاهی مشهود هم نمیباشد ولی تاثیرات منفی آن قاتل جبران نخواهد بود. از آنجا که مقایسه کردن کاریست نادرست و ناشی از عدم تعادل روانی مقایسه کننده ، از یاد نبرید که هرگز فرزندانتان را هم با د یگران و همسالا نشان مقایسه نکنید حتی اگر نزدیکترین کس به آنها مثل خواهر و برادرشان باشد ،چه رسد به اینکه نسبتی دورتر داشته باشد زیرا از لحاظ روانی اثرات سوء فرا وانی دارد. در صورتیکه تمایل دارید شاهد انجام عملی از سوی مخاطبتان باشید، بهتر است در چنین مواقع هرگز از کسی نام نبرید و مثلا بگویید :

چون ا ین عمل با توجه به مطالعات یا مثلا تجربیاتی که دارم به نظرمن صحیحتر است یا چون با سلیقه من همسویی بیشتر دارد و یا آن را بیشتر و بهترمی پسند م مایلم اینگونه انجام شود. بنابراین نظرات و اهدافتان را با جملا تی عنوان کنید که حاکی از تمایلا ت خود تان باشد نه د یگران، بخصوص کسانیکه بزبان آوردن اسمشان میتواند باعث رنجش خاطر، کدورت ویا حساسیت خاصی شده حتی حس حسادت ، بغض، کینه، ولجاجت شخص را برانگیزد. ضمن آنکه حتما اطمینان حاصل کنید که آنچه میخواهید بیان کنید اصولی، صحیح ومبتنی بر اصول روانشناسی مطابق با شخصیت طرف مخاب شماست. در آنصورت مطمئن باشید این گونه جملا ت اثرات مثبت بیشتری دارند و شما را هم به اهدافتان نزدیک تر می سازند.

روابط انسانی پیچید گی های خاص خود را دارد و هر یک از اعمال، رفتار و گفتار، حتی حالات تک تک اعضای چهره و نگاههای ما می توانند بطور مستقیم یا غیر مستقیم بر روی دیگران تاثیر گذار باشند. وزند گی ما متشکل از همین لحظات وجزئیاتی است که ممکن است خیلی وقتها حتی به نظر هم نیایند ولی درچگونگی اوضاع و بهبودی شرایط در بهتر شدن یا نشدن  روابط ما تاثیری بسزا دارند.  حالا دیگر به این بستگی دارد که شما چقدر به شخص مقابل و نوع روابط روابط با او اهمیت می دهید. اگر فردی هستید بی تفاوت و بی توجه به نوع روابطتان با اطرافیان که د یگر جای بحثی نیست واگر خدای نخواسته در زمره این قبیل افراد باشید که به د نبال هدف خاصی نیستند و بلکه هر چه پیش آید، خوش آید، و جزء افراد الکی خوشید و همین برایتان کافی است که عمرتان میگذرد و حالی خوش باش و بعد از آن هیچ.که واقعا مطمئن باشید دیگران هم با شما هیچ؛

 ولی اگر فردی مسؤلیت پذیرو حساس هستید که حتما هستید، و به نوع و چگونگی روابطتان با دیگران اهمیت می دهید پس سعی کنید همیشه تمرین نمایید در برخوردهای خود با دیگران بخصوص  همسرتان قبل از آن که حرفی را به زبان بیاورید در مورد آن کمی فکر کنید بعد آن را به زبان آورده بیان نمایید. مطمئن باشید در این صورت در راه تحکیم روابط خود گامهای محکم و موثری را برداشته هر لحظه زندگی زیباتری دارید چتر خوشبختی سایبان همیشگی زندگیتان و حاکم بر روابط شماست وشادیها یکی پس از دیگری چشم انتظار دیدار با شمایند، آشیان همای  سعادت  بربام آشیانه شما و مرغ سعادت دانه چین دام شماست.مطمئنا شادی همیشه یار شماست و هرگز از این عمل و اقدامتان پشیمان نخواهید شد.

 

 

و اما توصیه ای دوستانه و صمیمانه و البته مهم و روانشناسانه که با توجه به اوضاع و شرایط عمومی جامعه می توان به زوج های جوان سفارش کرد این است که : بعد از ازدواج سعی کنید سریعا" اقدام به بچه دار شد ن ننمایند.

براین رای و نظرباشید که دربدو زند گی زناشویی قبل از هر کاری در وهله اول خود تان و همسرتان را کاملا" بشناسید و وقتی به آن مرحله رسید ید که یکدیگر را کا ملا" درک میکنید و با هم تفاهم نسبتا کامل دارید وهر زمان احساس کردید واقعا" خوشبخت هستید. آن وقت اقدام به تقسیم این خوشبختی نمایید.

 قطعا منظورازخوشبختی، آن نوع روابط اولیه ناشی از احترام متقابل مبتنی بر رودربایستی و باورهای فرهنگی ، میراث اجدادی که درماههای اول و بعضا سالهای اول اکثرازدواجها ست نمی باشد. زیرا د رابتدا غالبا  احساس سعاد تمندی را درنظردارند ولی سعادت وخوشبختی را نمی شناسند. حسی عمیق و زیبا که اغلب در کتابه در رمانها خوانده اند واین نوع خوشبختی ها را فقط در کتابها میتوان پیاده کرد.  ولی با کمال تاسف پس از گذشت چند صباحی که شناختها بیشتر میشود ، روابط مبتنی بر شرم حضور وپرده های ماخوذ به حیا بودن قدری کنار میرود متاسفانه تازه مشکلا ت شروع می شود. و هر آنچه که بخاطرویژگی خاص عشقهای  جوانی در پس عاطفه های نابالغ پنهان مانده بود آشکارا سر بلند میکند.

 در همین دورانی که شرحش هرچند مختصر ولی عمیق و جانانه گذشت. راههای دیگری نیز پیش رو هست که اهمیت آنها از اینروست که با مد نظرقراردادنشان میتوانید تلخترین لحظات را به شیرینی زندگی مبدل کنید. مهم رسید ن به یک تفاهم ودرک متقابل ازیکد یگر و بلوغ فکری است. توجه به این مسئله از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است که بفهمیم وقتی دو نفر با هم توافق میکنند شریک زندگی همدیگر شوند به این معناست که دو نفر با دو نظریه مختلف، دو محیط ، دو خانواده و حتی دو فرهنگ متفاوت به توافقی رسیده اند و هر دو حامل اندیشه و تجربیاتی هستند که به همان نسبت که ممکن است درمورد یک موضوع مشترک یکی از آنها درست بگوید، احتمال درست گفتن طرف مقابل را هم در نظر بگیرد. اگر به این مرحله رسیدید به شما هزاران بارتبریک میگویم، تبریکی از صمیم قلب.

 شما با پذیرفتن این روش دل همهء اطرافیانتان را شاد میکنید. بعد از آن میتوانید مطمئن باشید که از معیار سلامتی روان در حد بسیار بالایی برخوردارید، حالا دیگر طرف مقابل شما هرشخصی باشد با اطمینان از تفاهم کامل با او سخن برانید. با اعتماد به نفس کامل و بی نظیر، با قدرت وشهامت اسب مراد زند گیتان چهار نعل به سمت شهر عشق، کوی محبت و دیار خوشبختی و سعادت در حرکت است. فقط چهار چشمی باید مراقب باشید، لحظه ای غفلت ممکن است شما را از روی این اسب تیز پا به زمین بکوبد و استخوانهای جوانتان را خورد کند. وقتی با گذشت باشید به معنای آنست که مواظب زندگیتان هستید. آنوقت است که خوشبختی  دیوانه وار سرش را به درو دیوار میکوبد تا خودش را حتی به زور شلاق به شما برساند. آنوقت است که قادرید خوشبختی را تعریف کنید ومیتوانید تشخیص دهید کاملا خوشبختید.  ودراینجاست که قدرت وتوانایی این راهم دارید که فرد د یگری را به د نیا بیاورید ومطمئن باشید او را هم میتوانید سعاد تمند نمایید.

تا زمانیکه هر کسی خصوصا جوانان ما خودشان نیازمند تربیت باشند چگونه می توانند مدعی شوند که مربی خوبی باشند؟ ومتاسفانه بعضی مواقع شاهد پدرها ومادرهایی هستیم که هنوز خود شان نیازمند نصیحت و تربیتند وحتی از پس حل مشکلا ت خودشان بر نمی آیند واز طرفی والدین فرزندانی هستند که نمیدانم چگونه ولی ناچار از تربیت آنها هم هستند.

از طرفی بارها اینجا و آنجاشنیده شده وقتی زوجی با هم دچارمشکل میشوند بزرگترها با بیان این نکته که بگذارید بچه دار شوید مشکلا ت خود به خود حل می شوند ومثلا با اصطلاحاتی نظیر اینکه پا قدم بچه خوب است وازاین جور حرفها... که بیشتربه نظر میرسد اگرچه ممکن است به اینوسیله مدت مدیدی این زندگی ادامه پیدا کند ولی سرنوشت چنین فرزندی در زندگی بدون عشق معلوم نیست سر از کجا در آورد. البته اگرنخواهیم با بد بینی به این مقوله نگاه کنیم که در آنصورت بقول بعضی افراد خیانتی فاحش به جان کسی کرده ایم که معلوم نیست در طول زندگیش باید تاوان چه چیزی را بدهد. چه بسا بچه ای به دنیا بیاید و مشکلا ت که حل نشد هیچ، بلکه مشکلات بیشتری نیز بوجودآید. اینهمه قرزندان طلا ق و بچه هایی که گرفتار آسیب های اجتماعی هستند نتیجه همین نوع دید گاه های به اصطلاح بزرگ مابانه اماغلط می باشد.

و اما توصیه ای مهم به جوانان برومند و سبز کشورمان؛ قبل از هر چیزخود و کاندیدای همسریتان را بشناسید وبه این میزان درک و آگاهی وشعور برسید که بدانید بالغ شده اید. بزرگی میگوید گمان نکنید پس از ازدواج بالغ و کامل میشوید. اول باید کامل و بالغ شوید بعد از آن ازدواج کنید. وآنگاه است که می توانید مربی و راهنمای خوبی نیزباشید، آن وقت با مطالعه و بررسی تمام جوانب پزشکی، جسمی، روحی واخلا قی و روانشناسی و محیطی واقتصادی وغیره اقدام به زایش و زادوولد کنید تا مطمئن باشید شادیهایتان را با او نمی شناسیدش ولی پاره تنتان و جان شماست بخوبی تقسیم کرده اید. وخدای نخواسته با چشمان بسته چنین  مسئولیت مهمی را نپذ یرفته اید. و بدانید برای صاحب فرزند شدن نیازی نیست فقط در غم اندیشه و خوراک و پوشاک امکانت اولیه و... باشید، بلکه هزاران فکر و اندیشه دیگر متوجه مسؤلیت مهم شماست  که می توانید با مطالعه، مشاوره با اهل نظرو تحقیق با آنها آشنا شوند.

مطمئن باشید همسران خوشبخت بطور یقین می توانند پدران و مادران و مربیان خوبی هم باشند. بنا بر آنچه از نظر گرامیتان گذشت ، اولین گام تشکیل زندگی سراسرعشق است. چرا که هر وقت مبنای آغازین قدمها بر عشق، محبت، تفاهم و دوستی بین دو نفرقلمداد گردد آنوقت است که هیچگاه طعم شیرین خوشبختی وسعادت را از دست نخواهند داد. و سایه خوشبختی همیشه برسرآنهاست .

 

فراموش نکنیم جمله بزرگی را که میگوید؛ بزرگترین گناه آنست که شادی و خوشبختی را نشناسیم و گناه بزرگتر آنکه آنرا به دیگران هدیه ندهیم ویا با آنان تقسیم نکنیم. و البته تا زمانی که خود تان خوشبخت نباشید هرگزو هرگز نمی توانید د یگری را خوشبخت نمایید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱۱

 

 اگر در خانواده پدری و زندگی مجردی خود ، مسئولیت کاری را به عهده نمی گیرید یا در مسئولیت محوله تعلل می ورزید. ( تنبلی و بی مسئولیتی)

 

اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود (‌که به نظر شما غیر منطقی بوده یا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضی کننده ندارید و نتوانسته اید تعامل قابل قبولی ایجاد نمائید.

(عدم تعامل و ارتباط اجتماعی صحیح با دیگران)

 

اگر در زندگی ، مرتب شغل خود را عوض کرده اید، با دوستان زیادی به خاطر مشکلاتی قطع رابطه نموده اید، رشته تحصیلی خود را تغییر داده  یا ترک تحصیل کرده اید، علائق خود را نیمه کاره رها کرده اید و ثبات فکری ، احساسی و رفتاری ندارید.( عدم ثبات فکری، احساسی و رفتاری)

 اگر تصور می کنید ؛ افکار ، احساس و رفتار همسرتان را در آینده به دلخواه خود تغییر می دهید.

 (خطای شناختی اگر به دنبال همسر مناسبی هستید به نحوی که در زندگی مشترکتان در آینده با هیچ گونه مشکلی مواجه نشوید.

 (خطای شناختی)

 

 اگر در پی کسب لذت و علائق خود ، کارها و مسئولیت هایتان بر دوش دیگران قرار می گیرد.

 (اصالت لذت، و عدم مسئولیت پذیری)

 

 اگر فقط منطق و طرز نگرش خویش را قبول دارید و در برابر دیگران حالت دفاعی یا حالت تهاجمی می گیرید و قادر به درک افکار ، احساس و رفتار دیگران نیستید. (واکنش دفاعی و خود میان بینی)

 

 اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمی بینید.

(عدم خودآگاهی)

 

 اگر تا کنون با نظرات، انتقادات و پیشنهادات دیگران، تغییری در رفتار های شما ایجاد نشده است.

(عدم مدیریت خود یا خود مدیریتی)

 

 اگر مسائل کاری شما مانع ارتباط دوستانه ، و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صمیمی در خانواده ( خانواده پدری) می شود یا مسائل و مشکلات شخصی شما در تمام حوزه های زندگیتان تاثیر می گذارد و در هم تنیده می گردد.

 (مشکل در تقسیم وظایف و تعارض نقش ها) 

 اگر به هیچ وجه قادر به تغییر برنامه های از قبل طراحی شده خود نیستید( حتی اگر شرایط تغییر کند) و بسیار متعصب ، خشک و غیر قابل انعطاف هستید.

(‌عدم انعطاف پذیری لازم)

 

 اگر قادر به درک احساسات ، رفتار و افکار خانواده ، دوستان و همکارانتان(که متفاوت از شما عمل می کنند)، نمی باشید.

(عدم اگاهی اجتماعی)

 

 اگر بیشتر به جای گوش کردن ، صحبت می کنید و بیشتر از آنکه سعی کنید دیگران را بفهمید ، سعی دارید که دیگران شما را درک کنند. (عدم مدیریت رابطه)

 

اگر بسیار هیجان طلب هستید و صرفاً ، هیجانات شما را به سویی می کشاند و قادر به تعویق انداختن خواسته هایتان نیستید.

 (خود یا اگو ضعیف ، هوش هیجانی پائین)

 

 اگر برای رفتار ، احساس و گفتار خود روش و برنامه ای ندارید و منفعلانه و واکنشی نسبت به دیگران عکس العمل نشان می دهید.

( رفتار بی تعقل یا انعکاسی، مشکل در شیوه حل مسئله)

 

اگر عادت دارید به جای حل مشکلات از آنها فرار کنید یا اجتناب بورزید یا واکنش شما به مسائل بی تفاوتی هست.

(پاسخ اجتنابی به رویدادها)

 

اگر در آینه نگاه دیگران، شما فردی غرغرو ، سرزنش گر، وابسته، احساساتی، بدبین، گوشه گیر، پرخاشگر، دمدمی مزاج، خودخواه، گوشت تلخ، غمگین یا تکانشی ( کسی که یکباره بدون مقدمه و از روی احساس دست به عملی می زند و پیامدهای آن را نمی سنجد) به نظر می آئید.

 (اختلال شخصیت)

 

  اگر فکر می کنید، از میان چند میلیارد ساکنین کره زمین ، فقط و فقط یک شخص مناسب شماست و ارزش ازدواج دارد و در غیر این صورت زندگی شما بی معنا شده و باید بمیرید یا تا آخر عمر مجرد بمانید.

( خطای شناختی ، عدم کنترل احساس ، هوش هیجانی ضعیف)

 

 اگر بدون اینکه خود را دقیقاً‌ ارزیابی کنید و بشناسید ،‌دنبال همسر مناسب می گردید.

 (‌عدم شناخت خود)

 اگر وضعیت فعلی اتان راضی کننده نیست و برای رهایی و فرار از موقعیت ، اقدام به ازدواج می کنید.

(مشکل در شیوه حل مسئله)

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱٠

 

رفتار مردانه با شوهر چه عواقبی دارد؟

 


س: ده سال است ازدواج کرده ایم و سه بچه کوچک داریم ولی من حس می کنم اگر شوهرم را به حساب بیاورم چهار بچه دارم. او عین یک بچه عمل می کند. چیزها را سر جای خودش نمی گذارد، قرارها یادش می رود، وسایلش در خانه ولو است. از این وضعیت متنفرم، می دانم اگر اعتراض کنم ناراحت می شود. چون که روابطی هم بین ما وجود ندارد.
چطور رفتار مادرانه را متوقف کنم؟
ج: مثل مادر با مرد رفتار کردن بزرگترین اشتباه زن است. هر چه بیشتر با او مثل بچه رفتار کنید، بچه تر می شود. آخرش هم دلش را می زند و رنجیده می شود و بر زن می شورد. درست مثل زمانی که جلوی مادرش ایستاده بود.
از همه بدتر اینکه رفتار مادرانه کوتاهترین و کشنده ترین راه برای از بین بردن رابطه جنسی است. چون هیچ مردی نمی خواهد کنار مادرش بخوابد. وقتی شما مثل مادرش رفتار کنید هرگز نمی توانید شور و شوق او را برانگیزید. البته مردانی که شیفته و خریدار غرغر و ملامت از ناحیه زن باشند، زنی را که رفتار مادرانه دارد، تحمل می کنند.
هر زن می داند که چقدر طبیعی است نسبت به کسی که او را دوست دارد مادرانه رفتار کند، این را از زمان کودکیش یاد گرفته است. اولین عشق فراوان که تجربه کرده از ناحیه مادر بوده است. مادری که بچه را در رحم خود پرورده، او را به دنیا آورده، شیر داده و همیشه از او حمایت کرده است. همه این محبت ها از جانب مادر بوده. حالا زن فکر می کند چون کسی را دوست دارد باید مثل مادر نسبت به او رفتار کند و مهر بورزد.
این نوع رفتار به ذائقه مرد خوش نمی آید، پس سعی خواهد کرد از او دوری کند.

شش مورد از رفتارهای مادرانه که بایستی از آنها اجتناب شود.


1- کمک و همیاری در مواردی که خودشان باید انجام دهند (خرید جوراب، پیدا کردن کلید و ...)
2- برای اینکه بفهمیم چه می خواهد از بازی (کلمه و حدس) استفاده کنیم. (گرسنه ای؟ پیتزا می خوری؟ نه؟ یک سوپ خوشمزه چی؟)
3- یا تلقی اینکه مرد حواس پرت و فراموشکار است، اطلاعاتی را با خودش می داند به او یادآوری کنیم. (این آشغال شبه، فراموش نکنی شیر بخری و ...)
4- غرغر زدن و اینکه او انگار بچه است. (چند مرتبه بگویم چراغ آشپزخانه را خاموش کن.)
5- به عهده گرفتن کارهایی که گمان می کنیم او نمی تواند درست انجام دهد. (بیرون بردن بچه ها و خرید لباس برای آنها، برنامه ریزی یک مسافرت)
6- آنها را راهنمایی می کنیم در حالیکه از ما کمک نخواسته اند. (نشان دادن روش پختن نیمرو

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱٠

 

ده راز درباره مردان

 

 

راز۱: مردان دوست دارند همیشه در ذهن همه یک قهرمان باشند. یک قهرمان بدون اشتباه. !!

پس بهتره اگه می خوایم در مورد اشتباهاتشون حرفی بزنیم در تنهایی و با احتیاط بگیم.

راز۲: در مورد اشتباهات مردا با اونا همدردی کنین نه سرزنش. چون مردا کلا در مواجهه با مشکلات ضعیف ترن و حتی ممکنه  مورد آسیب جسمی هم واقع بشن.

راز۳: مردها دوست دارن همیشه در ذهن شما باشن، که همه کارها را می تونن مثل یک مرد انجام بدن. پس بهتره  حتی اگه شده، به تظاهر نشون بدین که اونا هر کاری را بهتر انجام میدن. در این یه مورد تظاهر بهتر از ایمان قلبیه .

راز۴: کمتر غر بزنین. اصل مطلب و شکایتتون رو در چند جمله بگین اگه دوست داشت که ادامه بده خودش تمایل نشون می ده و الا بقیه حرفای شما رو مثل برنامه های رادیو فقط می شنوه و اصلا بهشون توجه نمیکنه. و این تجربه ای می شه تا دفعات بعد از ابتدای صحبت شما چنین حسی داشته باشه.

راز۵: هر کدوم از ما انسانها دوست داریم که اطرافیانمون به ما افتخار کنن. علی الخصوص همسرمون. پس به همسراتون افتخار کنین. پول و ثروت همه چیز نیست. اخلاق خوب و انسانیت و محبت و خیلی فاکتورای دیگه هست که باعث بشه ما به همدیگه افتخار کنیم.

راز۶: اگه در جمع دوستاتون هستین و این شمایین که جمع را در دست دارین اجازه بدین همسرتون هم گاهی فرد برتر جمع باشه و این شما هستین که باید همسرتون رو در جمع دوستانتون حل کنین و در بحث دخالتش بدین.

راز۷: مردا کسی را که "خیلی" دوست دارن نشون می دن که فقط " کمی" دوستش دارن. اینم خصلت مردای ایرانیه دیگه. مخصوصا در جمع انتظار نداشته باشین خیلی نشون بده که دوستتون داره. بیشتر از همه هم جلوی خانواده هاشون. البته به نظر من این اشتباهه.

راز۸: همه مردا  یه راه ورودی به قلبشون دارن و رمز عبور مردایی که ظاهر اخمو و خشن دارن ساده تره  و بعد از ورود می بینین که چقدر دنیای رئوف و مهربونی پشت چهره خشنشون داشتن.

راز۹: مردا کلا تصمیم گیرنده های خوبی نیستن و این مساله از ابتدا در ذهنشون قرار داده می شه. به همین علته که همیشه در مواجهه با شما طوری برخورد میکنن که انگار بیشتر می فهمن. این مساله حتی در مورد مادراشون هم نمود داره. اما اشکالی نداره و بهتره درمورد مسایل ساده و جزیی اجازه تصمیم اشتباه و غلط را به اونا بدین  این کار واسه تقویت اعتماد به نفسشون خوبه . البته نباید به اندازه ای باشه که در هیچ زمینه ای حاضر به قبول حرف شما نباشن و همیشه خودشونا  برتر و عاقلتر بدونن.

راز۱۰: خیلی از مسایلی که از نظر خانما یک امر معمولیه  از نظر آقایون یه رازه. پس بهتره که کلا در مورد مسایل زندگی زیاد با دیگران صحبت نکنین و اگه هم خواستین حرفی بزنین حواستون باشه که از رازهای همسرتون نباشه.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱٠

 

حسادت زنان ،

مکانیزم دفاعى

 

 

 

 

حسادت، نوعى خشم درونى است که مرتبه هایى از آن در همه افراد وجود دارد ولى ممکن است در بعضى کمتر و در برخى بیشتر دیده شود؛ اما آنچه در ادبیات قدیم ایرانیان یافت میشود اینست که دختران حسودتر از پسران دانسته شده اند. در روان شناسى امروز این مطلب ثابت شده است که دختران در روابط بین فردى و در رابطه با جنس مخالف، حساستر، خود محورتر و حسودتر از پسرانند، حسادت آنان در برخى موارد بحدى است که گاه به انتقام گرفتن از طرف مقابل نیز مى انجامد. حسادت و همچشمى جهالتى است که با سعادت و خوشبختى فاصله بسیار دارد. حسادت شکل ها و ظواهر مبدل بسیارى دارد؛

حسادت میتواند خود را در رقابتى پایدار یا در کناره گیرى از همه رقابتها آشکار سازد؛ حسادت در شهرت طلبى یا در فروتنى در بخشش، بى پروایى و یا در طمع ظالمانه نیز خود را ابراز میکند و ثمرات تلخ همچشمى هاى دوران کودکى در سالهاى بعد ما را احاطه میکنند. همچشمى هاى دوران کودکى اگر جدى گرفته نشود بطور دائمى بر فرد اثر میگذارد و صفات شخصیتى او را غیرطبیعى میسازد و باید افزود؛ گاه اختلالات سنى و جنسى بین فرزندان یک خانواده باعث حسادت میشود.

از نظر  کارشناسان روان شناسى تربیتی : حالات انسان چهار بخش دارد

 1- حسادت

 2- غبطه خوردن

 3- بخل ورزى

 4- ایثار

 

 

بنظر آنان: متأسفانه افراد فرق حسادت و غبطه را نمیدانند اگر  دوست کسی چیزى بخرد و او نیز مثل او بخرد این غبطه است نه حسادت؛ فردى که بخل ورزى میکند، میگوید؛ خدایا به من بده ولى به دیگرى نده، چرا که دوست دارد فقط خود مالک آن باشد. بنابرین حسادت در خانم ها یک مکانیزم دفاعى است که بعضاً باعث نابودى فرد مى شود. کارشناسان روانشناسى در مورد حسادت هاى زنانه معتقد ند: تفاوتهاى بین زن و مرد و تحول اجتماعى متفاوت در دختران و پسران در دوره هاى مختلف، موجب برخى مسائل در بزرگسالى میگردد و حسادتها نیز ریشه در کودکى دارند. بین مردان، حسادت بیشتر جنبه رقابت دارد و رقابت آنها در مسائل خارج از مالکیت بیشتر مشاهده میشود. حسادتهاى زنانه از یک سرى رفتارهاى بد آموخته شده نشأت میگیرد که گاهى بر عملکرد خانوادگى، تحصیلى و شغلى فرد نیز تأثیر میگذارد. در بعضى موارد زنها به مردها نیز به خاطر آزادى هایشان ممکن است حسادت کنند.

حسادت در برخى موارد باعث سقوط و گاه صعود میشود. برخی روانشناسان معتقدند: زن ها به لحاظ باورهاى جامعه از حساسیت بیشترى برخوردارند و زن حسود اغلب فکر میکند که «ندارم» ولى «دیگرى دارد» و خودباورى خود را از دست میدهد و راه غلط را انتخاب میکند و آرام آرام دچار بى ارزشى شخصیت میشود که حسادت نیز در وجودش بیشتر رخنه میکند. که باید علت حسادت بررسى شود و زن «خودش» را باور کند که اگر خود را باور نکند هرگز حسادت او از بین نخواهد رفت

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/۱٠

 



در این مقاله به تحلیل رفتار متقابل، نقش‌ها و بازی‌هایی که هریک از ما انسان‌ها در قبال نقش‌ها و بازی‌های دیگران، از خود بروز می‌دهیم، می‌پردازیم. براساس نظریه‌ی «اریک برن»، روان‌شناس معروف و بنیان‌گذار نظریه‌ی تحلیل رفتار متقابل، «همه‌ی ما انسان‌ها دارای حالت‌های نفسانی کودک، بالغ و والد می‌باشیم که در هر لحظه از عمر خود، یکی از آن‌ها را در مقابل حالت‌های نفسانی کودک، بالغ و والد فرد مقابل، بازی‌می‌کنیم و حالت‌های نفسانی شامل احساس‌ها، عواطف، نوع تفکر، رفتار و سلوک آدمی است.» پس حالت‌های نفسانی، مجموعه‌ای از رفتارها، فکرها و احساس‌های مربوط به هم است که به‌وسیله‌ی آن، بخشی از شخصیت خود را در یک زمان به‌خصوص، نمایان می‌سازیم.

«رابطه‌ی متقابل»، عکس‌العملی است که ما در برابر نحوه‌ی عملکرد طرف مقابل از خود نشان می‌دهیم و یا او در برابر نحوه‌ی عملکرد ما از خود بروزمی‌دهد. همه‌ی ما، کودکان ده یا دوازده‌ساله‌ای را دیده‌ایم که به‌طور کامل، نقش پدر و یا مادر خود را بازی می‌کنند و مانند آنان ایراد می‌گیرند و دستور می‌دهند و از طرف دیگر، افراد بزرگ‌سال و گاهی مسنی را نیز دیده‌‌ایم که هم‌چون یک کودک، بهانه‌گیری می‌کنند، نِق می‌زنند و یا لجبازی می‌کنند. حال ببینیم که این رفتارها از کجا می‌آیند؟

پیش‌نویس زندگی:
هریک از ما انسان‌ها در دوران کودکی و پیش از 7سالگی، پیش‌نویس زندگی خود را می‌نویسیم یعنی:
- آن‌طوری که در کودکی یادمی‌گیریم تا توجه بگیریم و کارمان را پیش‌ببریم، همان را در بزرگ‌سالی نیز پیاده می‌کنیم. برای نمونه، اگر در کودکی، کارمان را با نق‌زدن پیش‌می‌بردیم، اکنون نیز اگر یک فرد بزرگ‌سال و یا حتی کهنسال شده‌ایم، به همین روش، عمل می‌کنیم.
- گاهی نیز ما پیش‌نویس زندگی خود را از دیگران، برداشت می‌کنیم.
در تحلیل «رفتار متقابل»، ما هر نقشی را که ایفاکنیم، طرف مقابل خود را به نقش مقابل آن می‌بریم برای نمونه: اگر ما ناخودآگاه، نقش فرد سخت‌گیر را بازی کنیم، طرف مقابلِ ما در هر سن‌وسالی که باشد فرقی نمی‌کند، نقش کودک لجباز را بازی خواهد کرد.

این ما هستیم که با نقشی که بازی می‌کنیم، به دیگران اجازه می‌دهیم هر رفتاری را که می‌خواهند، داشته باشند. تا زمانی که از کودکِ خود درنیاییم و به بلوغ نرسیم، به‌طور دائم، افرادی با نقشِ والد، سر راه ما قرارمی‌گیرند تا برای‌مان بزرگ‌تری کنند و به ما سخت بگیرند یا به‌عکس، تا زمانی که نقش یک والد، به‌ویژه یک والدِ سخت‌گیر را بازی می‌کنیم، به‌طور دائم، افراد مقابل خود را به لجبازی‌های کودکانه، سوق می‌دهیم.
ما می‌توانیم با ایفای نقش یک انسان بالغ، افراد مقابل خود را نیز به ایفای نقشِ بالغانه، سوق‌دهیم ضمن آن‌که هم خود و هم آنان را به بلوغ نزدیک می‌کنیم.

فلسفه‌ی تحلیل رفتار متقابل چیست؟
«اریک برن» بر این باور بود که «انسان‌ها به‌طور ذاتی و فطری خوب هستند، زیرا روح خداوند در آنان وجود دارد.» اگر از سخنان یا رفتار فردی، آزرده می‌شویم، سخنان و رفتار اوست که اشتباه یا آزاردهنده است نه خود او، ولی ما اغلب، کارهای انسان‌ها را با خودشان، یکی می‌دانیم. یادمان باشد کارها و کردار هر انسانی از خود او و وجود پاک خدایی او جداست.
- هر انسانی توانایی فکرکردن و تصمیم گرفتن برای زندگی خود را دارد و هر فردی مسؤول فکرها، احساس‌ها، تصمیم‌گیری‌ها و درکل، زندگی خود است.
- سرنوشت انسان‌ها به دست خودشان و براساس باورها، فکرها و ذهنیت‌های خودشان ساخته می‌شود زیرا فکرها و ذهنیت‌های ما، احساس‌های ما و احساس‌های ما، نحوه‌ی عملکرد و برخورد ما و نحوه‌ی‌عملکرد و برخورد ما، عادت‌های ما و عادت‌های ما، نوع شخصیت ما و شخصیت ما، تقدیر و سرنوشت یا زندگی ما را می‌سازند.
پس باید باورها، ذهنیت‌ها و فکرهای اشتباه و منفی را دور ریخت و سرنوشت دیگری را برای خود، رقم زد.

«نورمن پیل» می‌گوید: «فکرهایت را عوض کن تا زندگی‌ات عوض شود.»
هر فردی دارای حالت‌های نفسانی کودک، بالغ و والد است و این حالت‌های نفسانی، دارای بُعد زمانی هستند. کودک و والد، هر دو پژواک و یا انعکاسی از گذشته و از دوران کودکی ما هستند. تنها بالغ است که این‌زمانی و این‌مکانی عمل می‌کند و زیاد تحت‌تأثیر گذشته‌ی خود نیست.
زمانی که ما با احساس‌ها و تجربه‌های حالت نفسانی خاصی در تماس هستیم، رفتارهای بیان‌کننده‌ی همان حالت را از خود بروزمی‌دهیم.

در حالت «کودک»، احساس‌ها، فکرها و رفتارهای گذشته‌ی خود را بازنوازی می‌کنیم یعنی با قهرکردن، زورگرفتن و یا با چشم گفتن و ناز کردن، می‌خواهیم کار خود را پیش‌ببریم.
در حالت «والد»، درگیر احساس‌ها، فکرها و رفتارهایی هستیم که در گذشته، پدر و مادر ما و یا افرادی که جانشین آنان بوده‌اند، داشته‌اند یعنی ما همان رفتار، کردار و برخورد آنان‌ را یاد می‌گیریم و در بزرگ‌سالی در زندگی خودمان، پیاده‌می‌کنیم.

در حالت «بالغ»، با تمام توانایی‌ها و منبع‌های فعلی خود به موفقیت‌ها، واکنش نشان می‌دهیم. رفتار و کرداری به‌طور کامل بالغانه و از روی خرد و تدبیر از خود، نشان می‌دهیم. از طرف دیگر، هریک از ما انسان‌ها در مقابل دیگری، نقش مقابل او را بازی می‌کنیم. برای نمونه، نقش‌های متقابل «والد- کودک»، یعنی اگر طرف مقابل ما، نقش والد را در این لحظه ایفا می‌کند، به‌احتمال زیاد، ما را به ایفای نقش کودک خود می‌کشاند.
نقش‌های متقابل «کودک- والد»، یعنی اگر طرف مقابل ما در نقش کودک خود باشد ، بدون
تردید، ما را به نقش والد می‌کشاند. حتی اگر او در نقش کودکِ لجباز خود باشد، ما را به نقش والدِ سخت‌گیر نزدیک می‌کند.
نقش‌های متقابل «بالغ- بالغ»، یعنی اگر طرف مقابل ما در نقش بالغ خود باشد، ناخودآگاه، ما را نیز به نقش بالغ می‌برد.

در تمامی این نقش‌ها نیز ممکن است ما خود، عامل باشیم یعنی نحوه‌ی برخورد، رفتار و عملکرد ماست که‌ دیگران را به ایفای نقش مقابل ما وا‌می‌دارد و از آن‌جایی که اگر دیگری عامل باشد، ما در بهبود رابطه، دخیل نخواهیم بود، بنابراین، بهترین کار، این است که ما خود، نقش عامل را بازی کنیم تا مشکل‌ها کم‌تر شود.
«اریک برن» معتقد است که: «انسان روان‌سالم به داشتن هر سه حالت‌ها‌ی نفسانی نیاز دارد ولی باید بداند که آن‌ها را کجا و چگونه استفاده کند.» برای نمونه:
نقش بالغِ سالم: برای حل مشکل‌های این‌زمانی و این‌مکانی به‌طور کامل منطقی، برای‌مان ضروری است.
نقش والدِ سالم: برای سازگاری سالم با جامعه و قانون‌های آن لازم است.
نقش کودکِ سالم: برای خودانگیختگی، خلاقیت و توانایی شهودی، لذت بردن، احساس شادی، رضایت داشتن و قانع بودن، مهم است.

پس باید در زمان برنامه‌ریزی‌ها، تعیین هدف‌ها، حل مسأله‌ها و گفتمان بین فردی، به‌طور حتم، در نقش بالغ خود باشیم تا فکر کنیم و بالغانه تصمیم بگیریم و عمل کنیم. زمانی که باید مقررات و قانون‌های خاصی را در خانواده و یا اجتماع رعایت کنیم، بهتر آن است که در نقش والد خود باشیم و بهتر آن‌که خود، والد خود باشیم ولی زمانی که به یک سفر یا پیک‌نیک برای تفریح می‌رویم، خوب است که در نقش کودک خود باشیم تا از این تفریح، بسیار لذت برده و احساس شادی و نشاط در ما برانگیخته گشته و موجب نشاط و شادی دیگران نیز گردیم.
حال ببینیم هریک از نقش‌ها، خود چه زیرمجموعه‌هایی را دربرمی‌گیرند:

نقش والد
1)والد مهربان و تغذیه‌کننده:
مثبت: حمایت‌کننده، نوازش‌گر و مهربان است.
منفی: خود را عاقل‌تر و فهمیده‌تر می‌داند و کودکِ بدون اعتمادبه‌نفس به‌وجود می‌آورد.
2) والد کنترل‌کننده و مستبد:
مثبت: دستوردادن زیاد ولی به منظور حمایت و رشد.
منفی: باید و نباید زیاد، انتقادکننده و تحقیر کننده.

نقش کودک
1) کودک مطیع و سازگار:
با چشم‌گفتن، کار خود را پیش می‌برد. بسیار وابسته، مطیع و سربه‌راه است. احساس‌ها و فکرهای واقعی خود را مخفی می‌کند و همواره تظاهر می‌کند (او در کودکی تحت فشار بوده و باید چشم می‌گفته).
مثبت: با قانون‌ها و مقررات اجتماعی و اخلاقی، راحت کنار می‌آید.
منفی: مطیع، مهرطلب و همواره زیر بار ظلم و جور است.

2) کودک طغیان‌گر و ناسازگار:
پرخاشگر و شر است، از قانون‌ها و مقررات، سرپیچی می‌کند، از طغیان خود، احساس رضایت دارد و اغلب با قهرکردن، اخم‌کردن و نق‌زدن، کار خود را پیش‌می‌برد.

3) کودک سالم و طبیعی
در کودکی تحت فشار نبوده است، مجبور نبوده خود را با انتظارها و قانون‌های مادر و پدر یا خانواده، هماهنگ کند، هر رفتاری که دوست داشته (رفتارهای مثبت) انجام می‌داده، به‌خاطر خشنود و راضی ساختن دیگران، چهره عوض نکرده است و به‌خاطر خودش و رضایت‌خاطر فردی، رفتار می‌کرده است.
مثبت: احساس‌هایی هم‌چون غم، اندوه، ترس، وحشت، خشم و حتی شادی را به‌راحتی بروز می‌دهد.
منفی: ممکن است در موردهایی مانند راندن دوچرخه، جان خود و یا دیگران را به‌خطر اندازد.

اگر بخواهیم بهتر نتیجه بگیریم، باید گام‌به‌گام جلو بیاییم یعنی اگر والد سخت‌گیر و کنترل‌کننده هستیم، کم‌کم خود را وارد نقش والدِ مهربان کنیم تا کودک لجباز و ناسازگار روبه‌روی ما در هر سنی که هست، وارد نقش کودک مطیع و سازگار خود گردد. به این شکل، هریک از ما بسیار آسان‌تر می‌توانیم به نقش بالغ خود نزدیک شویم.


   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢

 

چرا برخی مردم بی وقفه در زندگی "شانس" می آورند درحالی که سایرین همیشه "بدشانس" هستند؟ مطالعه برای بررسی چیزی که مردم آن را "شانس" می خوانند، ده سال قبل شروع شد.. می خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی ها را می زند، اما سایرین از آن محروم می مانند. به عبارت دیگر چرا بعضی از مردم "خوش شانس" و عده دیگر "بدشانس" هستند؟

آگهی هایی در روزنامه های سراسری چاپ کردم و از افرادی که احساس می کنند خوش شانس یا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگیرند. صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی شان را زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایش های من شرکت کنند. نتایج نشان داد که هرچند این افراد به کلی از این موضوع غافلند، کلید خوش شانسی یا بدشانسی آنها در افکار و کردارشان نهفته است.
برای مثال، فرصت های ظاهرا خوب در زندگی را در نظر بگیرید. افراد خوش شانس مرتبا با چنین فرصت هایی برخورد می کنند، درحالی که افراد بدشانس نه. با ترتیب دادن یک آزمایش ساده سعی کردم بفهم آیا این مساله ناشی از توانایی آنها در شناسایی چنین فرصت هایی است یا نه. به هر دو گروه افراد "خوش شانس" و "بدشانس" روزنامه ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگویند چند عکس در آن هست. به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که می گفت: "اگر به سرپرست این مطالعه بگویید که این آگهی را دیده اید 250 پوند پاداش خواهید گرفت." این آگهی نیمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسیار درشت چاپ شده بود. با این که این آگهی کاملا خیره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی می کردند عمدتا آن را ندیدند، درحالی که اغلب افراد خوش شانس متوجه آن شدند.
مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی تر از افراد خوش شانس هستند و این فشار عصبی توانایی آنها در توجه به فرصت های غیرمنتظره را مختل می کند. در نتیجه، آنها فرصت های غیرمنتظره را به خاطر تمرکز بیش از حد بر سایر امور از دست می دهند. برای مثال وقتی به مهمانی می روند چنان غرق یافتن جفت بی نقصی هستند که فرصت های عالی برای یافتن دوستان خوب را از دست می دهند. آنها به قصد یافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می زنند و از دیدن سایر فرصت های شغلی بازمی مانند.
افراد خوش شانس آدم های راحت تر و بازتری هستند، در نتیجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوی آنها هستند می بینند. تحقیقات من در مجموع نشان داد که آدم های خوش اقبال براساس چهار اصل، برای خود فرصت ایجاد می کنند.. اولا آنها در ایجاد و یافتن فرصت های مناسب مهارت دارند، ثانیا به قوه شهود گوش می سپارند و براساس آن تصمیم های مثبت می گیرند. ثالثا به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نیکی برای آنها رضایت بخش است، و رابعا نگرش انعطاف پذیر آنها، بدبیاری را به خوش اقبالی بدل می کند. در مراحل نهایی مطالعه، از خود پرسیدم آیا می توان از این اصول برای خوش شانس کردن مردم استفاده کرد. از گروهی از داوطلبان خواستم یک ماه وقت خود را صرف انجام تمرین هایی کنند که برای ایجاد روحیه و رفتار یک آدم خوش شانس در آنها طراحی شده بود. این تمرین ها به آنها کمک کرد فرصت های مناسب را دریابند، به قوه شهود تکیه کنند، انتظار داشته باشند بخت به آنها رو کند و در مقابل بدبیاری انعطاف نشان دهند. یک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشریح کردند.
نتایج حیرت انگیز بود: 80 درصد آنها گفتند آدم های شادتری شده اند، از زندگی رضایت بیشتری دارند و شاید مهم تر از هر چیز خوش شانس تر هستند. و بالاخره این که من "عامل شانس" را کشف کردم. چهار نکته برای کسانی که می خواهند خوش اقبال شوند به غریزه باطنی خود گوش کنید، چنین کاری اغلب نتیجه مثبت دارد.


   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢

ح

درزندگی هر فرد، زمانی فرا می رسد که بدنش از حالت کودکی به بزرگسالی تغییر شکل می یابد. در نظر اول شاید این دگرگونی چندان قابل ملاحظه نباشد، اما اختلاف آشکار آن با دوره های کودکی از لحاظ وضع ظاهر، رفتار و حالت های درونی کاملاً محسوس است.

احساس نوجوان این است که او دیگر آن کودک دیروز نیست. اینک چیزهایی را احساس می کند که در گذشته هیچ احساس از آن ها نداشت، یا قادر به انجام دادن اموری است که قبلاً از انجام آن ها ناتوان بود. خلاصه در تن و روان خود دگرگونی هایی را می بیند که برایش تازگی دارند و این دگرگونی ها آنقدر ادامه پیدا می کنند تا برای نوجوان رفتاری همانند بزرگسالان به وجود آورند.



رشد جنسی در پسران :
نزدیک به دوره بلوغ و اوائل این دوره در زمینه جنسی تغییرات عمده ای که اغلب باعث ناراحتی می شود در پسرها بوجود می آید. اعضاء جنسی بطور سریع رشد می کند و فرد به اشکال مختلف می تواند تمایلات جنسی خود را در شرایط تحریک کننده کنترل کند. چون تمایلات جنسی در افراد شدید است، عدم ارضاء این تمایل سبب ناراحتی فرد می شود. در پاره ای از اجتماعات افراد بالغ به جلق زدن مبادرت می کنند. رشد افراد در دوره بلوغ و بروز حالات مردانگی در آن ها توجه ایشان را به خود جلب می کند. رشد جنسی سبب تغییر احساس ها و تمایلات فرد می شود.


رشد جنسی در دختران:
علامت رشد جنسی در دختران شروع اولین عادت ماهانگی است. رشد جنسی در دخترها با رشد قد، وزن و رشد استخوان ها ارتباط دارد. دخترهایی که وزن آن ها بیشتر، قد آن ها بلندتر و رشد استخوان ها زیاد باشد رشد جنسی در آنها زودتر ظاهر می گردد.

ناراحتی شدید و غیرعادی در دوران پریودی می تواند معلول عوامل روانی باشد. این عوامل در قسمت ناآگاه ذهنی قرار دارند و فرد را دچار اضطراب و پریشانی می کنند. در موقع عادت ماهانه دختر ممکن است در اثر این احساس دچار ناراحتی شدید و غیرعادی شود. گاهی احساس حقارت در دختر ها سبب می شود که آن ها مونث بودن خود را مورد انکار قرار دهند.
در دوره ی بلوغ افراد متوجه روابط اجتماعی و آثار آن هستند و میل دارند موافق ذوق و تمایلات گروه رفتار نمایند و از این راه حیثیت اجتماعی خود راحفظ کنند. روابط افراد بالغ با هم عادی و نسبتاً معقول است، در صورتیکه اواخر دوره بچگی افراد بیشتر به منظور ایجاد حوادث هیجان انگیز با یکدیگر ارتباط پیدا می کند.


فیزیولوژی و روان شناسی مرحله جنسی:
ایجاد میل جنسی همانند گرسنگی، تشنگی یکی از خواسته های بیولوژیک بدن است. نیاز به غذا این احساس را در بدن به حرکت در می آورد، اگر این مراکز فعال نباشد، یعنی در آن ها به علت اشباع بودن یا تعارض یا دار و بازداری انجام گیرد بی اشتهایی حاصل می شود. مراکز جنسی مردان و زنان بر اثر محرک جنسی خاص تحریک می شوند. هنگامی که چنین تحریکات نورونی رخ می دهد. به فرد احساس جنسی که همان میل یا اشتهای جنسی است، دست می دهد. اگر از فعالیت مراکز جنسی در سلسله اعصاب به دلیل جسمی و روانی بازداری شود، میل جنسی فعالی نخواهیم داشت. در این صورت اشتهای جنسی خود را از دست می دهیم و بی اشتهایی جنسی دچار می شویم.

میل جنسی نه تنها ممکن است به علت عوامل جسمانی بازداری یا تحریک شوند بلکه عوامل روانی مانند ترس، خشم، افسردگی، تعارضات روانی، استرس و بعضی از بیماریها و داروها نیز مدارهای جنسی تاثیر می گذارند.
انحرافات جنسی را می توان از جهتی به سرکوبی شدید و غیرعادی میل جنسی دانست. بیماران مبتلا به انحرافات جنسی از ابزار تمایلات سالم به جنس مخالف احساس خطر می کنند و رفتار انحرافی به آنها امنیت بیشتری می دهد. بدین جهت میل جنسی آن ها فقط در ارتباط با جنس مخالف بازداری می شود.



عوامل روانی بوجود آورنده انحرافات جنسی:
مهمترین آن ها عبارتند از محرومیت از روابط جنسی طبیعی، انزوای کودکی، وقایع خاص که سبب یادگیری انحرافات در کودکی و نوجوانی می شود، اضطراب اخته شدن، تثبیت یا بازگشت به دوران کودکی، جهالت در امور جنسی، همانند سازی جنسی، بازداری کلی شخصیت، ترس از مسئولیت و بالاخره ترس از جنس مخالف .

محرومیت از روابطه جنسی طبیعی: تحت شرایط محروم کننده شدید که در آن زن و مرد فرصت رابطه جنسی طبیعی ندارند، انحرافات جنسی افزایش می یابد.
انزوای کودکی: کودکانی که در دوران طفولیت و کودکی مدت طولانی از دیگران جدا بوده اند در روند تکامل روانی- جنسی خود اختلال پیدا کرده اند. انحرافات مربوط به انزوای کودکی شامل بچه بازی و همجنس گرایی و زنا می باشد که در واقع جبرانی است برای محرومیت های عاطفی دوران کودکی
همجنس گرایی: اغلب هنگامی شروع می شود که در دوران کودکی به فرد تجاوز شود و یا فرد بدآموزیهایی داشته باشد.
شی ء پرستی (جایگزین کردن شی ء بجای دستگاه جنسی طرف مقابل): ممکن است به علت شرطی شدن هیجان جنسی با شیء در دوران کودکی یا نوجوانی به وقوع بپیوندد. مثلا در یک زمان یک شی ء را ببیند و توام با آن خاطره ای که باعث تحریک می شود، بعد از آن با دیدن آن شی ء خاص باعث تحریک او می شود.
ضربه زدن به نشیمنگاه کودک دردی توام با لذت در او ایجاد می کند و در نتیجه در بعضی از کودکان ممکن است سبب بیماری ماسوخیسم (خودآزاری) گردد.

روانکاوان معتقدند: ترس از جنس مخالف، استمناء، شی پرستی جنسی و همجنس گرایی ممکن است به دلیل ترسی باشد که فرد در دوران کودکی، در رابطه با مسائل جنسی و در رابطه با جنس مخالف بخصوص با مادر و محارم پیدا می کند. طبق این نظریه فرد به علت ترس از رابطه با جنس مخالف، با همجنس خود که از آن کمتر می ترسد و بیشتر با آن آشناست رابطه می گیرد.

نقش سازی یا نقش بازی: عبارت است از الگو پذیری، تقلید نمودن و ادای نقش فردی و اجتماعی از طرف دختر با قراردادن زن در آن فرهنگ به عنوان الگو و ازطرف پسر با پذیرفتن آن فرهنگ خاص به عنوان سرمشق و الگو.
این الگوپذیری و نقش پذیری شامل نحوه تکلم، حرکات، تفریح و بازی، پوشیدن لباس و آرایش و بسیاری از رفتارهای دیگر می شود. ممکن است عدم موفقیت در گرفتن نقش صحیح جنسی سبب اختلال جنسی گردد.


عواملی که سبب عدم موفقیت می شوند:
۱- نداشتن خصوصیات جسمانی کافی و لازم: مثلا پسری که ساختمان بدنی زنانه دارد نسبت به پسری که دارای ساختمان جسمی قوی است نقش جنسی مردانه را دشوارتر به خود می گیرد.
۲- فشار اجتماعی و خانوادگی فرد برای نقش پذیرفتن به او فشار می آورد : مثلا اگر توقعات جامعه و بخصوص خانواده، شدید اً با امکانات جسمی و روانی کودک در نقش پذیری جنسی مغایر باشد، کودک دچار تعارض می شود و درنتیجه زمینه انحراف را آماده می سازد.
۳- فقدان الگوی صحیح مرد یا زن در خانواده : معمولا این الگو شامل پدر و مادر می باشد، که آن ها همانند سازی جنسی کودک را شکل می دهند. اگر در جریان رشد، پسر نتواند با پدر خود به درستی و به اندازه کافی همانند سازی سالم جنسی نماید یعنی از او الگوی نادرستی بیاموزد یا امکان الگوسازی از پدر (در صورت نبود پدر) را نداشته باشد، امکان انحراف جنسی در او ایجاد می شود.
۴- یکی از علل انحرافات جنسی : جهالت و عدم دانش صحیح در رابطه با مسائل جنسی است، تعداد زیادی از منحرفین جنسی از کسانی بودند که فهم روشن و درستی ازمسائل جنسی نداشته و نیز در دوران کودکی از فهمیدن موضوعات به سختی بازداری، ترسانده و منع می شدند.
۵- ترس را از عوامل دیگر انحراف جنسی می توان نام برد، ترس از عهده دار شدن مسئولیت است، کسانی که شخصیت آن ها برای قبول مسئولیت ها و مسائل مربوط به آن رشد کافی نکرده است.


   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢

 

هیچ نوع فعالیت جنسی, بیشتر از خود رضایی مورد بحث قرارنگرفته, صریح تر و آشکارتر محکوم نگشته است و در عین حال, جهانگیرتر انجام نشده است.
تحقیقات آلفرد کینزی, در مورد شیوع خود ارضایی, حاکی از آن است که تقریباً همة (%100) مردان و سه چهارم (%75) زنان, زمانی در طول عمر خویش, خود ضایی کرده اند.
تحریم های اخلاقی بر علیه خود ارضایی موجب پدید آمدن چالش های ذهنی مثل پیدایش و ایجاد بیماری های روانی و جسمانی یا کاهش توانایی جنسی در نتیجة این عمل شده است.
واقعیت این است که شواهد اختصاصی به نفع یا رد همه این ادعاها وجود ندارد.
از جمله این چالش ها و عوارض, می توان به:
پیدایش کوری, ضعف و اختلالات بینایی, لرزش و رعشه بدن و اندام ها, ریزش مو و کچلی, کمر درد و ضعف و انحنای ستون فقرات, از دست رفتن شجاعت, زور عضلانی و قوای جسمانی و اختلالات, بیماریهای عصبی و روانی و حتی جنون و دیوانگی و . . . اشاره نمود.
البته گاهی افسردگی, اضطراب و بدین ترتیب لرزش بدن و دست ها, ریزش مو و ضعف بینایی (غیر ارگانیک) در افراد خود ارضاء مشاهده می شود که ثانوی به احساس گناه و عذاب وجدان خود آگاه و یا نا خودآگاه بوده, ( تعارض و عقده های روانی confilicts) در طبفه بندی اختلالات اضطرابی, هیستری و اختلال تبدیلی (conversion) قرار می گیرند.
خود ارضایی فقط وقتی یک نشانه روانی بیمار گونه به شمار می آید که به صورت وسواس گونه و خارج از کنترل ارادی شخص درآید. در چنین حالتی نه به دلیل ماهیت جنسی آن, بلکه به دلیل خاصیت وسواسی و جبریش نشانه ای از یک اختلال هیجانی محسوب می شود.
آلفرد کینزی, خود ارضایی را در مردان شایعتر از زن ها یافت, ولی امروزه احتمالاً این تفاوت وجود ندارد یا در حال کاهش است.
دفعات خود ارضایی از 3 الی 4 بار در هفته در دوران نوجوانی, تا یک تا دو بار در هفته در بزرگسالی متفاوت است. این حالت در بین افراد متأهل نیز شایع است.
خود ارضایی هنگامی بیمارگونه و همراه با عوارض محسوب می شود که:
1 ) تنها شکل فعالیت جنسی در بزرگسالی باشد
2) چنان به افراط صورت گیرد که حاکی از وجود یک وسواس عملی یا اختلال عملکرد جنسی باشد
3) وقتی مستمراً به رابطه جنسی با فرد دیگری ترجیح داده شود.

ادیان و مذاهب الهی – ازجمله دین مبین اسلام – خود ارضایی و به خصوص جنبه های وسواسی, افراطی و مستمر آن را, مطرود و ناپسند می دانند.
علاقمندان به مطالعه نظر اسلام راجع به خود ارضایی, می توانند به کتاب «گناهان کبیره آیت الله شهید دستغیب» مراجعه نمایند.
بسیاری از جوانان و نوجوانان, به دلیل تعارضهای روانی حاصل از تحریم های اخلاقی و ناآگاهی در مورد خود ارضایی, دچار استرس, اضطراب و تنش های روحی روانی و افسردگی می شوند. برخی از آنها به دنبال شکست در ترک دائمی خود ارضایی و شدت یافتن اضطراب و افسردگی اشان, به سوء مصرف سیگار, الکل, مواد مخدر و قرص های آرام بخش پناه می آورند. مواردی از افسردگی و خودکشی به دنبال احساس گناه و عذاب وجدان افراطی ناشی از انجام خود ارضایی مشاهده شده است.
برخی از راهکارهای درمانی:

* هر روز صبح سعی نمائید پنج دقیقه ورزش سبک بکنید.
* تابستان به شنا بروید و در زمستان با یافتن سرگرمی های دیگر فکر خود را انصراف دهید.
بر بستر بسیار نرم ومحرک نخوابید. اگر بستر شما خشن باشد قدر مسلم آن است که دیرتر شما را تحریک خواهد کرد
* زودتر از عادت معمول از خواب برخیزید.
* هنگام خفتن بر پشت بخوابید و سعی نمائید با محل نرم تماس نداشته باسید.
* از به یاد آوردن فیلمهای محرک که جز تحریک شما ثمری ندارد گریزان باشید. به جای آن بدیدن فیلمهای اخلاقی و درامهای زندگی بروید.
* اگر دیر به بستر بروید و تا وقت خواب خود را در بستر نبرید، خواب شما را زودتر در بر خواهد گرفت و فرصت نخواهید داشت به چیزی فکر کنید.


   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢

 

سرزنش کردن  وسیله ای  بدون اثر برای تغییر دادن است  ÷÷÷به نیروی خود تکیه کنید

 

ما  نباید  والدینمان  را  به خاطر قصور ونادانیشان در یاد دادن مسایا مربوط به روابط زناشویی مقصر  بدانیم  .

 

    مهارتهای پیشرفته          روابط در خصوص یک زن   به توانایی های بالقوه ای نیازمند است ولی با ترفندی جدید جهت مطمئن  ساختن او در براورده شدن نیازهایش  .÷÷

 

مرد ها باید یاد بگیرند که از مهارت های قدیمی شکار کردن یعنی مترصد  بودن و نگاه کردن در گوش دادن به حرفهای همسرانشان  استفاده  کافی را ببرند  .

 

نباید  از همسر مان انتظار داشته با  شیم بدون اینکه خودمان  چیزی به او بگوییم   بهطور غریزی به نیازهای ما واقف باشد ..

 

مردها به نیاز های همسرشان واقف نیستند وزنها  وزنها هم نمیدانند شوهرشان  واقعا  چه  می خواهد  ویا چگونه  باید  خواسته های  او را براورده  سازند  .

 

در هیچ دوره ای از تاریخ  برقرار کردن  ارتباط  برای مرد ها به دشواری  حال نبوده است .خنثی


 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢

تنوع

فرضیه تنوع طلبی آشفته در مردان
بعضی از مردان اقدام به تعدد زوجات می‌نمایند و اینان هیچ‌گونه مشکلی در ارتباط جنسی با همسرخود ندارند. به گونه‌ای تنوع در روابط جنسی با فرد دیگری را خواستار هستند. یعنی اینان زمانی که اقدام به  همسر گزینی می‌کنند، مشکلی خاص با همسر خود نداشته و فقط از بعد تنوع دست به این کار می‌زنند.
داشتن تجربه جنسی با شریک جنسی دیگر همان اندازه برایشان لذت‌بخش است که خرید یک گوشی تلفن همراه جدید و یا یک ماشین جدید. این نوع تنوع طلبی برای بسیاری از مردم جامعه ما امری عادی شده است. در این مورد با توجه به اینکه همسر اول مشکلی از نظر کلی و شرایط معمول ندارد و فقط طبع تنوع طلب فرد او را به این سو، سوق می‌دهد.
شما در خیلی از مکانها و کشورهای دنیا این تنوع طلبی را به این شدت نخواهید یافت.  استرس سبک زندگی تیپ شخصیتی A ، توجیهی است بر این موضوع. یعنی امروزه درصدی از مردم ما به دلایل  بودن در تیپ شخصیتی A ، این خصوصیات را نشان می‌دهند. اینان بی‌قرارند، عجول و تند در رفتار هستند. زندگی بدون کیفیت داشته و خیلی سریع از لوازم و امکانات خود زده می‌شوند. بی‌قرارند، کم تحمل بوده، یکسره خود را با دیگران مقایسه می‌کنند، دنیا را عرصه رقابت می‌دانند. در آن واحد چند کار انجام می‌دهند، از انجام امور زندگی لذت نمی‌برند. بلند پرواز و کمال‌گرا به صورت افراطی هستند.
زندگی‌شان کیفیت نداشته و فقط انجام وظیفه می‌کنند. دیگران برایشان خیلی مهم هستند. اعتماد به نفس پائین داشته و مستعد بیماری‌های قلبی عروقی، آسم، درد معده، ریزش مو و امثالهم هستند.

عوارض تعدد زوجات از دیدگاه روان‌شناختی
شاید به دید خیلی از افراد که از بیرون به موضوع تعدد زوجات نگاه می‌کنند این عمل یعنی تعدد زوجات جالب و توام با لذت باشد.  اما واقعیات موجود در جامعه ما و همچنین تجربیات کلینیکی در دفاتر مشاوره، گویای حقیقتی است که خیلی از افراد با  آن نا آشنا هستند.  هنوز این عمل به دلایل عرفی در جامعه ما  مورد قبول قرار نگرفته است. در کشور ما ملاکهای کنترل رفتار و یا ویژگی یک رفتار سالم از سه بعد یعنی بعد شرعی، قانونی و عرفی مورد ارزیابی قرار می‌گیرند.  شاید قانون راهکارهایی را برای این کار مشخص کرده است و همچنین شرع مجوز این عمل را برای عده‌ای فراهم آورده باشد، ولی عرف جامعه با این مسئله کاملا مخالف است و کسی که به طرف تعدد زوجات می‌رود را به دید ناخوشایند نگاه کرده و انواع بر چسب‌ها را به وی می‌زند.
این عدم پذیرش جامعه خود دلیلی است بر ایجاد استرس در زندگی فرد. فرض کنید شما قصد انجام یک کار را دارید. اگر این کار با سه محور کنترلی جامعه که در بالا ذکر شده هماهنگی داشته باشد، جامعه تائیدی بر این انجام کار خواهد نمود و نه تنها هیچ‌گونه استرسی را برای شما  به وجود نخواهد آورد، بلکه شما را در انجام این عمل که طبق عرف، شرع و قانون است، یاری خواهد کرد.
زمانی که فردی دست به انتخاب همسر برای دومین بار می‌زند و او دلیلی قانع کننده شرعی و عرفی و قانونی برای این کار ندارد، جامعه این رفتار را تائید نمی‌کند. او مجبور است تا مدتها این رفتار را پنهان کند. این پنهان کاری و انجام رفتارهایی بدور از انظار و همچنین ترس از آشکار کردن این رفتار، برای فرد تولید استرس می‌کند. او به ظاهر خود را موفق تلقی می‌کند ولی غافل از این‌که این مخالف عرف عمل نمودن او را از انجام رفتارهای عادی قبلی خود هم، محروم می‌کند.
به زبان ساده‌تر این‌که وقتی فردی مدتی با استرس و هیجان منفی زندگی کند و یکسره در این فکر باشد که نکند این کار و این عمل آشکار شود و دیگران از این عمل غیر عرفی مطلع شوند، کیفیت زندگی وی را کم خواهد کرد. به طور مثال رفتار جنسی با همسر دوم که در بسیاری از مواقع غیر عرفی است، اگر انجام شود که اکثراً طبق گزارش‌ها به صورت با استرس و بدون کیفیت است و یا حداقل با استرس صورت می‌گیرد (نسبت به انجام رفتار جنسی با همسر اول ) باعث می‌شود که فرد مثلاً یک رفتار جنسی ناخوشایند و همچنین با اختلال در کارکرد جنسی همراه باشد. زودانزالی یکی از عواملی است که دامن گیر مرد شده و در بین مراجعین به دفاتر مشاوره این موضوع  دیده می‌شود.
کند شدن رفتار و اعمال زندگی به دلیل اشتغالات فکری بعد از همسر گزینی، اختلالات فاحشی در سطح کارکردهای معمولی فرد، به وجود خواهد آورد. از زندگی با کیفیت دیگر خبری نیست . دروغ گفتن‌های فراوان و پنهان کاری‌های زیاد در رفتار فرد عاملی است که دیگران را به شک و تردید وا می‌دارد.  حساسیت ‌های زیاد را در همسر اول به وجود می‌آورد. همسر اول با کمترین شک و تردید دچار سوء ظن به مرد شده و افکار وی را مدتها مشغول این قضیه خواهد نمود.
 از بین رفتن وجه و اعتبار مرد در بین فرزندان و همسر اول و خانواده، موردی است که به مراتب گزارش می‌شود. پدر جایگاه ارزشی خود را در خانه از دست می‌دهد. وقتی به دختر خود می‌گوید که «دخترم تو مراقب کسانی باش که می‌خواهند به دلایل هوسرانی به تو نزدیک شوند و غیره» مسلماً این دختر پذیرای این صحبت‌ها نیست چرا که رطب خورده منع رطب کی کند. پدری که خود به دلیل هوسرانی تن به ازدواج دوم داده است نمی‌تواند دخترش را از خطرات افکار هوسرانانه دیگران باز دارد.
اختلال در خواب، اختلال در خوردن، بی‌قراری، تپش قلب شدید، رانندگی با شتاب و به همراه پرخاشگری و در نهایت کم بودن کیفیت در زندگی نتیجه یک ازدواج مجدد برای بسیاری از مردم است.  از هم پاشیدن سیستم خانواده، استرس و نگرانی و اضطراب که در بین کودکان خانواده دیده می‌شود و همچنین فرار دختران و پسران از سیستم گرم خانواده نتیجه دیگری از این عمل می‌باشد.
ورشکستگی مالی، از بین رفتن اعتبار و آبروی مرد در محل کار و بین همکاران، به وجود آمدن دید غیر خوشایند نسبت به فرد تجدید فراش کرده از سوی همکاران در اداره و یا بین همکاران بیرون از اداره از عوامل سوء این عمل خواهد بود.

توصیه های قابل ذکر
به نظر می‌رسد زمانی که مشکلی در خانواده به وجود می‌آید می‌توان مشکل پیش آمده را  با ریش سفیدان خانواده که همان مشاوران قدیمی و یا با مشاوران جدید که همیشه در دسترس هستند، مطرح نمود . قطعا راه حل‌های لازم ارائه خواهد شد. در بعد مسائل جنسی، تکنیک‌های لازم بکار گرفته خواهد شد تا  مشکل حل شود. تنوع طلبی آشفته فرد بعد از اصلاح سبک زندگی از رفتارهای پر استرس به رفتارهای بدون استرس و یا با حداقل استرس، اصلاح خواهد شد.  قبل از هر اقدامی جهت تعدد زوجات یا انتخاب همسر جدید با مشاوران، مشورت کنید تا از عواقب سوء آن مطلع شوید.
داستانی را ذکر می‌کنند که فکر می‌کنم نقل آن خالی از پند و اندرز نیست. می‌گویند در زمان قدیم شاه عباس شبها ملبس به لباس دراویش در قهوه خانه‌ها و مراکز تجمع مردم حاضر می‌شد و از این طریق از اوضاع سیاسی و اجتماعی اخباری کسب می‌کرد و امور مملکت را کنترل می‌کرد.
یک شب به صورت اتفاقی در حال گشت و گذار در یک قهوه‌خانه به سه نفر که سخت مشغول گفتن خاطرات و آرزوهای خود بودند برخورد کرد. یکی از این افراد گفت که من آرزوئی ندارم جز اینکه در ظرف مخصوص شاه عباس یک وعده غذای خوب بخورم.  دومی گفت که من در عمرم آرزوئی ندارم جز این‌که با اسب شاه عباس یک مرتبه دور کاخ شاه اسب سواری کنم. نفر سوم گفت من در دنیا آرزوئی ندارم جز این‌که یک شب کنار همسر شاه عباس،  شب را به صبح برسانم. شاه عباس آن سه مرد را شناسایی و فردا به وزیر و افرادش دستور داد که این سه نفر را به کاخ بیاورند. برای نفر اول دستور داد که یک ظرف پر غذا کنند به این مرد بدهند تا به آرزوی دیرینه‌اش برسد. اجازه داد تا نفر دوم هم با اسب زیبا و منحصر به فردش به دور کاخ شاه عباس دوری بزند. نوبت که به فرد سوم رسید  دستور داد چند تخم مرغ را آب پز نموده و به صورت ساده و چند تا را هم رنگ کنند و بیاورند. شاه عباس به مرد سوم گفت «تخم‌مرغ‌ها را پوست بکن و بخور».
آن مرد تخم‌مرغ‌ها را پوست کند و یکی بعد از دیگری خورد. شاه عباس از وی سئوال کرد که بین تخم‌مرغ‌های ساده و تخم‌مرغ‌های رنگ شده فرقی داشت؟ مرد جواب داد نه. دوباره سؤال کرد که آیا از خوردن تخم‌مرغ‌های رنگی بیشتر از تخم‌مرغ‌های ساده لذت بردی؟ مرد جواب داد که نه همه این‌ها شبیه به هم بودند و فقط تخم‌مرغ بودند. شاه عباس به مرد گفت: که ای بدبخت و ای آدم ابله زن من و زن تو شبیه به همین تخم‌مرغ‌ها هستند که فرقی با هم نمی‌کنند. زن من فقط رنگ و لعاب بیشتری نسبت به زن تو دارد. و می‌گویند که دستور داد مرد را برای مدتها در زندان نگه دارند و عنوان نمود که این آدم‌ها باعث فساد می‌شوند و برای مملکت آفت‌زا هستند.
به اعتقاد مؤلف هنر در این است که انسان‌ها تلاش کنند تا آنچه را که دارند به سوی کیفیت سوق دهند نه این‌که سعی در تعویض و یا انتخاب نمونه دیگر کنند. آرامش و آسایش روانی نعمتی است که به راحتی و با یک اقدام عجولانه و بدون توجه از دست می‌رود ولی در کسب مجدد آن باید بسیار تلاش نمود.
با امید به آن‌که کلیه رفتارهایمان، ما را به سوی سلامت روان و آرامش روانی بدون استرس توام با کسب لذت سوق دهد.

 


   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢

ارضا

فرضیه عدم ارضاء روانی کامل در ارتباط جنسی زوج با زوجه
عده‌ای از مردان عدم کیفیت بالا در روابط جنسی را بین خود و همسر اول، دلیل قانع کننده‌ای می‌دانند جهت رفتن به سوی تعدد زوجات. عدم کیفیت در رفتار جنسی در زنان به دلایل مختلفی عنوان شده است.  آمار و تجربیات  کلینیکی در مراکز مشاوره و روان‌شناسی در جامعه نشان می‌دهند که تعدادی در حدود 30 درصد از زوج‌های ازدواج کرده در ایران دارای رفتارهای جنسی توام با لذت و استاندارد شده نیستند. یعنی کیفیت رفتارهای جنسی در زوجین، زیاد بالا نیست. به‌طور مستقیم رابطه‌ای بین عدم رضایت از رفتار جنسی و گرایش به داشتن همسر دوم یافت شده است.
به زبان ساده‌تر اینکه یکی از طرفین و یا هر دو نفر از رفتار جنسی احساس لذت و رضایت خاطر ندارند.  اگر این عدم رضایت از طرف زن باشد، معمولا به دلایل عرفی‌، شرعی و قانونی‌، زن نمی‌تواند زوج دیگری برای خود انتخاب کند. اما اگر این عدم رضایت و عدم احساس لذت از طرف مرد باشد، وی به دلیل عدم محدودیت خیلی جدی، تمایل به انتخاب شریک جنسی برای خود پیدا می‌کند.
این عدم احساس لذت زمانی در رفتار زنان حاصل می‌شود که دلایل زیر وجود داشته باشد. به سخن دیگر این‌که اگر دلایل زیر وجود داشت، شما شاهد یک رفتار جنسی یکطرفه و بدون احساس لذت در زن خواهید بود و اعتقاد بر این است که با برطرف نمودن این دلایل یا کم‌رنگ نمودن آنها، می‌توان شریک جنسی (زن) را به‌طرف یک رفتار جنسی توام با لذت برای طرفین سوق داد.  
اولین دلیل،  نگرش زن به مسائل جنسی می‌تواند او را در به رفتار جنسی ناموفق هدایت کند.  به این معنی که بعضی از زنان این پنداره غلط را در ذهن خود دارند که مردان برای خوشگذرانی و هوسرانی تمایل به انجام رفتار جنسی با زنان خود دارند و یا اینکه احساس می‌کنند که هر وقت نیاز به داشتن فرزند باشد  باید نزدیکی کرد. دید توام با تابو و بد به مسائل جنسی در تعدادی از زنان و بانوان دیده می‌شود. کثیف و پلید بودن این رفتار در بیانات و صحبت‌های این بانوان قابل لمس می‌باشد.
دیگر این‌که مشکلات عاطفی در زنان هم می‌تواند دخیل در امر رفتار جنسی شود. زنانی که عدم رضایت از مردان از بعد عاطفی و روانی دارند، نمی‌توانند سرویس دهی جنسی خوبی به همسر خود داشته باشند. کدورت، بغض، نفرت و امثالهم اگر در زن نسبت به مرد وجود داشته باشد مانع بزرگی در انجام یک رفتار جنسی خوب، خواهد بود. افسردگی و خلق افسرده  یکی دیگر از عواملی است که امروزه در تعدادی از زنان و بانوان جامعه ما دیده می‌شود و این خود عاملی دیگر و بازدارنده قوی‌تر در رفتار جنسی مطلوب، به حساب می‌آید. بی‌قراری و داشتن تنش یکی از عوامل دیگری است که وقتی در رفتار زن دیده می‌شود او را در ارضاء شریک جنسی خود، محدود می‌کند.
خیلی از زنان همانطور که غذا را تند و سریع و با عجله می‌خورند، می‌خواهند که شریک جنسی (همسرشان) با همان عجله و سرعت رفتار جنسی را انجام داده و به اتمام برساند. اگر رفتار جنسی کمی طولانی‌تر و یا با کیفیت‌تر شود، احساس بی‌قراری و تنش در زن دیده می‌شود. اجبار در ازدواج توسط والدین یکی دیگر از مواردی است که در فرد باعث کاهش میل جنسی شده و زوجه تمایلی به انجام با کیفیت اعمال جنسی ندارد.
داشتن اختلال رفتاری وسواس یکی دیگر از این نوع اختلالاتی است که معمولا انگیزه داشتن یک رفتار جنسی سالم را در زن تحت تاثیر قرار داده و بانوان تمایلی به انجام اعمال جنسی با کیفیت بالا نداشته و فقط انجام وظیفه می‌کنند.
داشتن افکار خاص در زنان عاملی جهت عدم تمایل به یک رفتار جنسی سالم، دیده می‌شود. زنانی که فکر می‌کنند باید برابری کامل بین مرد و زن وجود داشته باشد و به دلایلی این برابری را احساس نمی‌کنند و اینکه احساس بهره‌برداری از خود را توسط شریک جنسی دارند و یا این‌که آنان هم می‌خواهند مانند مردان هر وقت اراده کردند و خلق و خویشان اجازه داد و به قول معروف سرکیف بودند، اقدام به انجام اعمال جنسی دهند، اگر این احساس برقرار نباشد، رفتار توام با انجام وظیفه و یا بدون کیفیت دارند.
منابع و تحقیقات نشان دهنده این موضوع هستند که رفتار جنسی در انسان‌ها بستگی فراوانی به افکار، احساسات و عوامل فرهنگی، روانی دارند.  بر عکس، این موضوع در حیوانات در دوره‌ای مخصوص، دوره‌ای که حیوان ماده تمایل به نزدیکی با جنس نر دارد صورت می‌گیرد . دراین دوره که توسط هورمون مشخص می‌شود، جنس نر  اجازه دارد با جنس ماده نزدیکی جنسی داشته باشد.
زمانی که در انسان‌ها این عوامل فرهنگی در راستای تمایل و کسب لذت نباشد، رفتار بدون احساس و بدون تمایل صورت می‌گیرد. در مردان اگر عوامل فرهنگی و روانی مهیا نباشد، کارکردهای جنسی به حداقل رسیده و به عنوان یک عامل بازدارنده انجام اعمال جنسی ظاهر می‌شود.


   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢

تعدد

 
 

حتماً تا کنون سری به تابلو فروشی زده‌اید، با دیدن تابلوهای نقاشی متعدد به وجد آمده‌اید و با تلاش فراوان بر وسوسه خود برای خرید بسیاری از آنها غلبه کرده‌اید. مطمئناً آنچه که شما یا هر کس دیگری را برمی‌انگیزد تابلویی خریداری کنید، شکل یا تصویری است که در قاب عکس جای گرفته است نه پس زمینه آن. البته پس زمینه تصویر نیز مهم است. چون اگر با شکل هماهنگ نباشد، شکل را از جلوه می‌اندازد، اما نه به اندازه شکل.همه ما در واقع پول را برای شکل یا تصویری می‌پردازیم که در قاب عکس جای گرفته است.
حال اجازه دهید به قضیه شکل و زمینه از زوایه روان‌شناختی نگاه کنیم و از آن بهره برداری روانی کنیم. به راستی چه کسی می‌تواند بگوید ذهنش به چیزی مشغول نیست. همه ما در تمام طول روز، علی‌رغم فعالیت‌های بدنی و کار فکری، مشغولیت‌های ذهنی خاص خود را داریم. کار فکری یا فعالیت ذهنی، فعالیت‌های هدفمندی هستند که ما آگاهانه به آنها می پردازیم. اما اشتغال ذهنی فعالیت‌هایی است که هدفمند نیست و ما به آنها عادت کرده‌ایم. حتی ممکن است نسبت به آنها آگاهی کامل نداشته باشیم.
اشتغال ذهنی معمولاً به مسائلی مربوط به گذشته، اتفاقات روزمره، مسائل مرتبط با آینده یا عوامل استرس‌زا اختصاص می‌یابد. مشغول شدن مداوم ذهن ما به این مسائل، از ما انرژی زیادی می‌گیرد و معمولاً بخش بزرگی از انرژی روانی ما به دلیل پرداختن به مسائلی که برایمان اشتغال ذهنی ایجاد می‌کنند، هدر می‌رود.
مواردی را به یاد آورید که ذهنتان درگیر مسائل خاصی بود و شما با وجودی که فعالیت بدنی چندانی انجام نداده‌ بودید به شدت خسته شدید. در آن شرایط تنها ذهن شما در فعالیت بوده است. آن هم فعالیت غیرسازنده. بله، اشتغال ذهنی ما را خسته می‌کند. شاید بیش از زمانی که فعالیت‌های جسمانی انجام می‌دهیم. در اینجا روشی را به شما پیشنهاد می‌کنیم که به کمک آن می‌توانید ذهنتان را از یوغ اشتغال ذهنی رها سازید. به عبارتی از بار ذهنی خود بکاهید، از خستگی مغز جلوگیری کنید و از هدر رفتن بی‌دلیل انرژی روانی ممانعت به عمل آورید. در این زمینه روش‌هایی برای مهار اشتغالات ذهنی به کمک تکنیک شکل و زمینه ارائه می‌شود. امید است مفید باشد.
قبل از هر چیز مواردی را که معمولاً در طی روز ذهن شما را به خود مشغول می‌سازد، یادداشت کنید. به این منظور لازم است چند روز تا حداکثر یک هفته بر فعالیت‌های ذهنی خود نظارت کنید و متوجه افکاری باشید که در ذهن شما جاری است. پس از این‌که به اشتغالات ذهنی خود پی بردید و متوجه شدید معمولاً چه نوع افکاری ذهن شما را مشغول می‌کند، مرحله بعدی تفکیک مسائل مهم و مسائل غیرمهم است. به یاد داشته باشید که قرار است مسائل مهم را در شکل و مسائل غیرمهم را در پس زمینه شکل جای دهید.
ممکن است از خود بپرسید، به‌راستی چگونه می‌توانم مسائل مهم را از غیرمهم تفکیک کنم. برای این کار می‌توانید معیارهای زیر را شاخص قرار دهید، مانند:

  • اتفاقات گذشته را کنار بگذارید، گذشته، گذشته است. برای تغییر آن نمی‌توانید کاری انجام دهید، جز آن‌که از آن درس بگیرید. پس افکاری را که درباره مسائل گذشته است و ذهن شما را به خود مشغول می‌سازند به پس زمینه برانید. چون این مسائل، جزو مسائل غیرمهم به شمار می‌روند.
  • مسائل حل ناشدنی زندگی را که راه حلی ندارند و باید با آنها کنار بیایید، جزو مسائل غیرمهم یادداشت کنید. جای آنها در پس زمینه است.
  • مسائل مربوط به زندگی، اهداف، مشکلات و برنامه‌های دیگران را جزء مسائل غیرمهم یادداشت کنید و به پس زمینه برانید. اگر هم تصمیم دارید به دیگران کمک کنید، با مشغول ساختن ذهنتان به مسائل آنان- آن هم به شیوه‌ای منفعل- نمی‌توانید کار مفیدی انجام دهید.
  • مسائل مربوط به آینده، نگرانی‌ها و آرزوها را در پس زمینه جای دهید.
  • مسائل پیش پا افتاده روزانه را که معمولاً تکراری هستند و فکر شما را مشغول می‌سازند، مسائل غیرمهمی هستند که باید به پس زمینه رانده شوند.

     

شاید از خود بپرسید، پس چه نوع اشتغالات ذهنی را می‌توان در خود شکل یا تصویر جای داد؟ برای راحتی کار می‌توانید یک قاب عکس را طراحی کنید. در این قاب عکس، بین زمینه و شکل تمایز قائل شوید. برای این کار می‌توانید از مداد رنگی و ماژیک استفاده کنید. قسمت مربوط به شکل قسمتی است که مسائل مهم مربوط به اشتغالات ذهنی را باید در آن جای دهید. خوب، مسائل مهم چه مسائلی هستند؟

  • طرح‌هایی را که برای آینده برنامه‌ریزی کرده‌اید، می‌توانید در این قسمت بگنجانید. البته به شرطی که در طول روند آگاهانه به آنها فکر کنید و راهبردهایی را برای رسیدن به آن برنامه‌ها طراحی کنید.
  • اهداف زندگی را که ممکن است کوتاه مدت، میان مدت یا دراز مدت باشند، می‌توانید جزء مسائل مهم طبقه‌بندی کنید و آنها را در بخش شکل قاب عکس جای دهید، چرا که اهداف شما جزو مواردی است که باید به عنوان دورنمای زندگی همیشه پیش روی شما باشند.
  • عواملی را که برای شما استرس ایجاد می‌کنند، باید در شکل بگنجانید. اینها مسائل مهمی است که باید حل کنید. اگر نتوانید آنها را حل کنید یا آنها را به حال خود بگذارید، این مسائل به کرات برای شما استرس ایجاد خواهند کرد. پس لازم است آنها را در بخش شکل قاب عکس جای دهید.
  • مشکلات بین فردی با افراد مهم زندگی یا افرادی را که با آنها سرو کار دارید، باید در قسمت شکل جای دهید. چون حل نشدن مشکلات می‌تواند منبع مهمی از استرس بین فردی برای شما باشد.
  • اگر دانشجویید یا در حال یادگیری حرفه یا تخصصی هستید، این را در قسمت شکل جای دهید و به یاد داشته باشید که قسمت شکل یک قاب عکس به مسائلی اختصاص می‌یابد که باید در مورد آنها آگاهانه فکر کنید و به آنها اهمیت دهید و برایشان راه حل ارائه کنید.
در مجموع ابتکار با شماست که چه مواردی را در چه قسمتی بگنجانید. البته این موارد ثابت نیستند و ممکن است بر حسب شرایط تغییر کنند. مثلاً چیزی که قبلاً آن را در شکل جای داده‌اید، ممکن است مدتی بعد در زمینه قرار گیرد یا برعکس. بنابراین می‌توان به تعدادی از مسائل اشاره کرد که در زمان‌های مختلف جایشان تغییر می‌کند، اما چیزی که تغییر نمی‌کند این است که قاب عکس باید دو بخش داشته باشد، شکل و زمینه و دیگر این که مسائل خود را باید از نظر میزان اهمیت و تاثیری که بر زندگی شما دارند، به مسائل مهم و غیرمهم تقسیم بندی کنید.
   
 

چرا هر وقت تعدادی از مردان جامعه ما به دور هم جمع می‌شوند و سرحال و سرکیف هستند، بحث تعدد زوجات را پیش کشیده و با شور و شوق فراوان پیرامون آن بحث و اظهار نظر می‌کنند؟ آیا جذابیت این بحث یعنی تعدد زوجات اینقدر بالا است که خیلی از مردان برای آن بها و ارزش فراوان قائل می‌شوند؟ چرا این مبحث اهمیت فراوان به خود گرفته است؟ آیا کثرت زنان به دلایل خاص عاملی در مهم شدن بحث تعدد زوجات می‌باشد؟ آیا استرس و سبک زندگی می‌تواند عاملی برای تعدد زوجات در بین مردان باشد؟
موضوع فوق‌الذکر همیشه برای مردان جامعه ما جذاب بوده است. تعداد افرادی که در جامعه ما تن به ازدواج دوم با وجود داشتن همسر اول، می‌دهند، زیاد هستند. تعدد زوجات هم به‌صورت رسمی و هم به صورت نیمه‌رسمی (همسر موقت) دیده می‌شود.
فرضیات و آراء مختلفی پیرامون این گرایش به تعدد زوجات وجود دارد که در این نوشتار سعی بر آن شده است که علل را ریشه‌یابی کرده و از بعد استرس این عمل یعنی تعدد زوجات مورد بررسی روان‌شناختانه قرار گیرد.

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢

مهارت

 
 

عقل سلیم می‌‌گوید که ارتباطات خوب باعث بهبود و تقویت رابطه  دوستی و افزایش صمیمیت و اعتماد می‌‌گردد. عکس این قضیه هم صادق است. یعنی ارتباطات ضعیف می‌‌تواند باعث تضعیف پیوندهای دوستی، ایجاد عدم اعتماد و حتی بی‌احترامی‌ نسبت به یکدیگر گردد. آنچه در زیر آمده است، نمونه‌هایی از برخوردها و الگوهای ارتباطی منفی و گاه مخرّب است که می‌‌تواند باعث عمیق‌تر شدن اختلافات در یک رابطه  دوستانه گردد.

1- سکوت
برخی افراد به جای شرکت در بحث‌های سازنده به منظور ریشه‌یابی و فرونشانی اختلاف در محیطی آرام و محترمانه، ترجیح می‌‌دهند هیچ چیز نگویند و فقط سکوت اختیار کنند. این کار، طرف مقابل را به مرز انفجار می‌‌رساند و باعث می‌شود که کنترلش را بر روی حرف‌هایی که می‌زند از دست بدهد. هر چند کناره‌گیری از جرّ و بحث ممکن است مسیر کم استرس‌تری به نظر آید امّا معمولاً به ایجاد استرس بیشتری برای هر دو طرف می‌انجامد و نهایتاً باعث جرّ و بحث‌های به مراتب بیشتری می‌گردد.

2- موضع دفاعی گرفتن
برخی افراد به جای گوش دادن دقیق به حرف‌های طرف مقابل و درک صحیح نقطه نظرات او، موضعی دفاعی در پیش گرفته و صرفاً به انکار انجام هر کار اشتباهی از سوی خود می‌پردازند و احتمال مشارکت داشتن خود در اختلاف پیش آمده را نادیده می‌گیرند. انکار مسئولیتِ خود، ممکن است در کوتاه مدّت باعث کاهش استرس گردد امّا هنگامی که طرفین احساس کنند که حرفشان از سوی طرف مقابل درست شنیده نمی‌شود، این امر به مشکلات بلند مدت و اختلافات فزاینده‌ای منجر می‌گردد.

3- عمومیت بخشیدن
برخی افراد هنگامی که اتفاق ناخوشایندی برایشان می‌افتد به جای آن که به همان مورد بپردازندو مشکل را حل کنند، با عمومیت بخشیدن بیش از حدّ به آن رویداد، عملاً حل مشکل را خارج از دسترس می‌سازند. از بیان جملاتی که با «تو همیشه ... » و «تو هرگز ... » شروع می‌شوند، مثل «تو همیشه دیر به منزل می‌آیی» یا «تو هرگز کاری که من می‌گویم را انجام نمی‌دهی» اجتناب کنید. یک لحظه درنگ کنید و فکر کنید که آیا این حکم شما همیشه درست است. همچنین، اختلافات گذشته را به میان نکشید که شما را به بیراهه می‌کشاند و اثر منفی بر روی حل اختلاف فعلی می‌گذارد.

4- حق به جانب بودن
اگر همیشه فکر کنید که یک راه «درست» برای نگریستن به امور وجود دارد و یک راه «نادرست»، و روش نگریستن شما به امور «درست» است به رابطه‌تان آسیب جدّی می‌رسد. انتظار نداشته باشید که طرف مقابل شما هم همان شیوه  نگرش شما را داشته باشد و وجود عقیده  متفاوت را حمله  شخصی به خودتان تلقی نکنید. همیشه به دنبال مصالحه یا توافق بر سر اختلافات باشید و به یاد داشته باشید که همه چیز را نمی‌توان به «درست» و «نادرست» تفکیک کرد و دو نقطه نظر متفاوت ممکن است هر دو معتبر باشند.

5- روانکاوی و خواندن ذهن
برخی افراد به جای آن که از طرف مقابل درباره  افکار و احساساتش سوال کنند، گاهی اوقات تنها بر اساس تفسیرهای اشتباه از اعمال آن‌ها، فکر می‌کنند که «می‌دانند» طرف مقابل دارد چه فکری می‌کند و معمولاً همیشه آن را منفی در نظر می‌گیرند! (برای مثال، فکر می‌کنند دوستی که دیر بر سر قرار آمده است اهمیتی به وقت‌شناسی نمی‌دهد.) این کار باعث دشمنی و سوء تفاهم می‌گردد.

6- گوش نکردن
برخی افراد به جای آن که به دقت به حرف‌های طرف مقابل گوش کنند و سعی در درک آن نمایند، یا مرتب حرف‌های او را قطع می‌کنند و یا هنگامی که او دارد حرف می‌زند پیش خود تمرین می‌کنند که چه جوابی به او بدهند. این کار باعث می‌شود که نقطه نظرات او را درک نکنید و او را نیز به مقابله به مثل وادارید! اهمیت گوش کردن دقیق و همدلی را دست کم نگیرید.

7- سرزنش کردن
برخی افراد از طریق انتقاد و سرزنش کردن طرف مقابل به حل اختلاف می‌پردازند. به نظر آن‌ها پذیرش هرگونه ضعفی از جانب خود، باعث تضعیف اعتبارشان می‌گردد و به هر قیمتی از آن اجتناب می‌کنند و حتی برای کارهای اشتباهی که مرتکب شده‌اند نیز دیگران را سرزنش می‌کنند. به جای این کار، سعی کنید وجود اختلاف را به عنوان فرصتی برای تحلیل وضعیت، برآورد نیازهای هر دو طرف و دستیابی به راه حلی که برای هر دو قابل قبول و مفید باشد، در نظر بگیرید.

8- سعی در «پیروز» شدن
هرگاه کسی بر پیروز شدن در بحث و بگومگو تمرکز نماید، بازنده  نهایی «رابطه  دوستی» خواهد بود! بنابراین، هدف یک بحث دوستانه باید درک متقابل و دستیابی به توافق یا راه حل مورد قبول دو طرف باشد. اگر سعی دارید نشان دهید که طرف مقابل چقدر اشتباه می‌کند و بر سر نقطه نظر خود قرص و محکم ایستاده‌اید بدانید که در جهت اشتباه حرکت می‌کنید!

9- حمله به شخصیت طرف مقابل
گاهی اوقات افراد یک عمل اشتباه طرف مقابل را دست آویز قرار داده و آن را به یک نقص شخصیتی تعمیم می‌دهند. (برای مثال، اگر مردی هر لنگه جورابش را جایی انداخته، این را به عنوان نقص شخصیتی تلقی کرده و به او برچسب «بی‌ملاحظه و تنبل» بزنیم و یا اگر زنی می‌خواهد درباره  مشکلی در رابطه  فی‌مابین حرف بزند به او برچسب «زیاده‌خواه» یا «تسلّط جو» بزنیم.) این کار باعث درک منفی در هر دو طرف می‌گردد. همیشه به یاد داشته باشید که به طرف مقابل احترام بگذارید، حتی اگر از رفتارش خوشتان نمی‌آید.

10- طفره رفتن
هنگامی که یک طرف می‌خواهد درباره  مشکلات موجود در رابطه  فی‌مابین حرف بزند، گاهی اوقات طرف دیگر از حرف زدن یا گوش‌کردن به حرف‌های طرف مقابل طفره می‌رود و به شیوه‌های مختلف در این کار سنگ‌اندازی می‌کند. این رفتار، نشانه  بی‌احترامی و حتی گاهی نشانه  تحقیر است و در عین حال باعث بیشتر شدن اختلافات می‌گردد. طفره رفتن، هیچ چیز را حل نمی‌کند و بر عکس باعث آسیب رساندن به رابطه  فی‌مابین می‌شود. گوش سپردن به طرف مقابل و بحث کردن با او به شیوه‌ای محترمانه، بسیار مثمرثمرتر

 

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢

چند راه

اگر در نقطه  ای از زندکی هستید که دقیقا  نمیدانید چه می خواهید11یا انچه را که همیشه فکر می کردید 11می خواهید به دست اورید 11ولی از ان لذت نمی برید 11بگذارید به یک حمله پانزده دقیقه ای حسادت دچار شوید . بگذارید  حسادتتان  خود را بیان کند و به ارامی شما را در جهتی که نیاز دارید 11 راهنمایی  کند .حسادت  میتواند خیلی هم سالم باشد .و به ما امکان میدهد تا ببینیم ارزوهای واقعیمان کدامهاست  .قهرحسادت تحسین تلخ است  .در پشت حسادت 11نگرشی دست ودلبازانه  از تمام ویژگیهای خوب  1÷واحساس تحسین وعلاقه  به انهاست.حسادت  میتواند  به چیزی خوب ختم شود 1÷در صورتی که بتوانیم ان را تحمل کنیم .شیطان

 

چند راه  برای به دست اوردن  هر انچه که میخواهیم 000(حتی  شوهر00خوشمزهدرمورد علاقه اتان               یک     یادداشت شیطانخطی به شخص مقابل بفرستید  ((÷÷÷÷÷÷÷÷÷              راجع به این که چقدر از صمیم قلب ان چیز را میخواهید 1÷بفرستید .خواب به ان شخص تلفن بزنید 1÷هر چند که ممکن است این کار خیلی   سخت باشد .خواب  از کسی که میشناسید بخواهید که شما را معرفی کند .شیطان   در جلسه ملاقات بهترین لباسها را بپوشید گاوچراندر مهمانیها  خود را به افراد ناشناس معرفی کنی  از د .این کار میتواند زندگی شما را تغییر دهد .بازنده  برای کسی شام خوبی بدهید دل شکسته

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢

 

نوع موهای ما شخصیت ما را لو می‌دهد
برخی روانشناسان معتقدند مدل و رنگ موی شخص نشانگر شخصیت فرد است. به عقیده این کارشناسان موی کوتاه نشانه محافظه‌کاری و سازگاری و موی بلند نشانه ماهیتی هنری و عصیانگری است. البته موهای بسیار کوتاه می‌تواند نشانه موارد دیگری باشد، نظیر اهل ورزش بودن، نظامی بودن یا بیمار بودن فرد.
در مورد مردان موی آراسته با کفش و لباس آراسته نشانه به رخ کشیدن موقعیت و پایگاه اجتماعی و شغلی فرد است. نشانه‌های مرتبط با ریزش، کم‌پشتی و طاسی سر مردانی که معدود تارهای باقیمانده بر روی سر خود را با دقت و وسواس شانه می‌زنند، نشان‌دهنده خودخواهی آنان است.

مدل یا رنگ موی غیرعادی و نامتعارف نیز می‌تواند به دلیل موارد زیر باشد:

داشتن این نوع مو نشانه ماهیت ناسازگار، عصیانگرانه و شورشی است، همچنین ممکن است فرد گرایشات مدپرستانه و هنری داشته باشد.

در مورد زنان بالای چهل سال، موی بلند ممکن است معنای دیگری داشته باشد چون در غالب فرهنگ‌ها موی بلند نشانه جذابیت و زیبایی است، زن مسن اگر موهای بلندی داشته باشد، لزوما در برابر پیر شدن از خود مقاومت نشان می‌دهد و بالاخره موی بلند، کثیف و ژولیده نشانگر خصوصیاتی چون فقدان قوه تشخیص و داوری، بیماری کاهلی تن‌آسایی، دلزدگی و لاقیدی شخص است.

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢

تست عشق

زیر تلاش می‌کنند که دیدگاه شما نسبت به عشق را توضیح دهند.

1- پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانید یک نوع از حیوانات را نجات دهید، کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف) خرگوش ب) گوسفند پ) گوزن ت) اسب

2- به آفریقا رفته‌اید. به هنگام بازدید از یکی از قبیله‌ها، آنها اصرار می‌کنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید. کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف) میمون ب) شیر پ) مار ت) زرافه

3- فرض کنید خطای بزرگی انجام داده‌اید و خداوند برای مجازات شما تصمیم گرفته است که به جای انسان، شما را به صورت یکی از حیوانات زیر در آورد. کدام را انتخاب می‌کنید؟
الف) سگ ب) گربه پ) اسب ت) مار

4- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره زمین نابود کنید، کدام را انتخاب می‌کردید؟ الف) شیر ب) مار پ) تمساح ت) کوسه

 

 

5- یک روز، با حیوانی برخورد می‌کنید که می‌تواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان می‌خواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد؟
الف) گوسفند ب) اسب پ) خرگوش ت) پرنده

6- در یک جزیره دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب می‌کنید؟
الف) انسان ب) خوک پ) گاو ت) پرنده

7- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دست‌آموز کنید. کدامیک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب می‌کردید؟
الف) دایناسور ب) ببر پ) خرس قطبی ت) پلنگ

8- اگر قرار بود برای 5 دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در می‌آمدید، کدامیک را انتخاب می‌کردید؟
الف) شیر ب) گربه پ) اسب ت) کبوتر

 


1- در زندگی واقعی، برای چه نوع آدمهایی جذابیت و کشش دارید.
الف:
خرگوش– کسانی که دارای شخصیت دوگانه هستند، به سردی یخ در ظاهر اما به گرمی آتش در باطن
ب:
گوسفند– مطیع و گرم
پ:
گوزن– زیبا و آداب دان
ت:
اسب- کسانی که غیرقابل جلوگیری، بی‌بند و بار و آزاد هستند.

2- در فرایند ابراز عشق و درخواست ازدواج، کدام رویکرد برای شما خوشایندتر و موثرتر است.
الف:
میمون – مبتکر و باذوق که هیچگاه احساس خستگی نکنید.
ب:
شیر- سرراست، صاف و پوست کنده به شما بگوید که دوستتان دارد.
پ:
مار- دمدمی مزاج، پر نوسان، نفس گرم و عشق سرد
ت:
زرّافه- صبور، هرگز شما را رها نکند.

3- دلتان می‌خواهد معشوقتان چه عقیده‌ای در باره شما داشته باشد.
الف:
سگ- باوفا، صادق، ثابت قدم
ب:
گربه- شیک و زیبا
پ:
اسب- خوش بین
ت:
مار- انعطاف‌پذیر

4- چه اتفاقی باعث می‌شود که شما رابطه‌تان را قطع کنید/ از چه خصوصیتی بیش از همه نفرت دارید.
الف:
شیر- متکبر و خودخواه، امر و نهی کن
ب:
مار- هیجانی و دمدمی مزاج، نمی‌دانید چگونه او را خوشحال کنید.
پ:
تمساح- خونسرد، بیرحم، سنگدل
ت:
کوسه- ناامن

5- دوست دارید چه نوع رابطه‌ای با او برقرار سازید.
الف:
گوسفند- سنتی، بدون آن که چیزی بگوئید او بفهمد چه می‌خواهید، ارتباط برقرار کردن از طریق قلب‌ها.
ب:
اسب- هر دو بتوانید درباره همه چیز با هم صحبت کنید، هیچ چیز مخفی در میان نباشد.
پ:
خرگوش- رابطه‌ای که همیشه خود را گرم و عاشق او حس کنید.
ت:
پرنده- رابطه‌ای پایدار و طولانی و بالنده

6- آیا به او خیانت می کنید.
الف:
انسان- شما به جامعه و اخلاقیات احترام می‌گذارید، پس از ازدواج هیچ کار خلافی نمی‌کنید.
ب:
خوک- نمی‌توانید در مقابل تمایلاتتان مقاومت کنید، به احتمال زیاد خیانت می‌کنید.
پ:
گاو- خیلی سعی می‌کنید که چنین کاری نکنید.
ت:
پرنده- شما هرگز نمی‌توانید استوار و ثابت قدم باشید، شما واقعاً برای ازدواج مناسب نیستید و نمی‌خواهید تعهدی بپذیرید.

7- درباره ازدواج چه فکر می‌کنید.
الف:
دایناسور- شما خیلی بدبین هستید و فکر می‌کنید این روزها دیگر ازدواج سعادتمندانه وجود ندارد.
ب:
ببر- شما به ازدواج به صورت یک چیز گرانبها فکر می‌کنید. پس از آن که ازدواج کردید، پیوند زناشویی و همسرتان را بسیار باارزش و گرامی می‌دارید.
پ:
خرس قطبی- شما از ازدواج می‌ترسید، فکر می‌کنید آزادیتان را از شما خواهد گرفت.
ت:
پلنگ- شما همیشه طالب ازدواج بوده‌اید ولی در واقع، شناخت دقیقی از آن ندارید

8- در این لحظه، به عشق چگونه فکر می‌کنید.
الف:
شیر- شما همیشه تشنه عشقید و می‌توانید هر کاری برای آن بکنید اما به راحتی در دام عشق نمی‌افتید.
ب:
گربه- شما خیلی خودمحور و خودخواهید. شما فکر می‌کنید عشق چیزی است که می‌توانید به دست آورید و هرگاه که خواستید آن را دور بیاندازید.
پ:
اسب- شما نمی‌خواهید در قید و بند یک رابطه پایدار قرار بگیرید. به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو
ت:
کبوتر- شما به عشق به صورت یک تعهد دو طرفه فکر می‌کنید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢

رنگ

میتوانید از طریق 3 رنگ، سرنخ های شگفت انگیزی بدست آورید

آیا تا بحال میدانستید که رنگهای سبز و بنفش و نــارنجی (رنگ های فرعی) میتوانند نشان دهنده آرزوها و نیازهای شما در روابط عاطفی باشند؟ اگر یکی از این رنگ ها را انتخاب کنید می توانید از روی آن تشخیص دهید که شخصیت شما جذب چه تیپ مردهایی می شود، که البته شامل مرد ایده آل شما نیز می شود! اگر می خواهید از اسرار رنگها سر در بیاورید، و بفهمید که تاثیر و معنای آنها در زندگی شما چیست این تست کوتاه را انجام دهید


مرحله 1: رنگ مورد علاقه خود را انتخاب کنید .

به رنگ های زیر نگاه کنید، و هر یک را که بیشتر از سایرین  دوست می دارید انتخاب کنید: (البته لازم نیست رنگی را انتخاب کنید که در لباس پوشیدن و آرایش خود به کار می برید .)

سبز بنفش نارنجی

مرحله 2: نتیجه

حال که رنگ مورد علاقه خود را انتخاب کردید، نگاهی به تفسیر آن بیندازید تا با شیوه های عشق ورزی خود آگاه شوید، و بدانید که خصوصیات اخلاقی مرد ایده آلتان چگونه است

اگر رنگ منتخب شما سبز باشد
زمانی که برای اولین بار با مردی ملاقات می کنید رفتار شما باعث می شود که او از همان آغاز سفره دلش را برای شما باز کنید و در مورد زندگیش با شما صحبت کند. شما راحتی و آرامش را به فرد مقابل منتقل می کنید و او احساس می کند که تحت حمایت کامل و همه جانبه شما قرار گرفته است

شما از همان آغاز به راحتی می توانید تشخیص دهید که فرد مقابل چه نیازهایی دارد. شما به غرایز خود اعتماد می کنید و به نداهای درونیتان گوش می سپارید و از همین طریق متوجه می شوید که او در رابطه چه چیزی را طلب می کند

نکته قابل توجهی که در شما وجود دارد توانایی کسب اطلاع از طرف مقابل است. شما از این طریق حس کنجکاوی خود را تطمیع می کنید

در نهایت شما با کسی ازدواج می کنید که بتواند آسایش و امنیت را برای شما به ارمغان آورد. شما صاحب خانه ای پر از بچه می شوید، از نظر مادی بی نیاز هستید، برای همسر خود ارزش قائل می شوید و او نیز به شما احترام می گذارد. مرد ایده آل شما باید دارای یک شخصیت ثابت باشد"سبزی ها" با مردهای با ثبات و قاطع ازدواج می کنند

اخطار: شما همواره با روی باز با دنیای اطراف خود ارتباط برقرار می کنید و انسان پاک و معصومی هستید. داشتن این خصوصیات اندکی کار شما را در پیدا کردن مرد ایده آلتان دشوار می کند. بیشتر افراد نمی توانند شخصیت واقعی شما را به درستی بشناسند به همین دلیل زمانی که با خود واقعی شما مواجه می شوند ممکن است شکه شده و نا امید گردند، زیرا ممکن است که شما با معیارهای ذهنی آنها مطابقت نداشته باشید

اگر رنگ منتخب شما بنفش باشد
در اولین ملاقات بیشتر جذب انرژی و تحرک فرد مقابل می شوید، اما در واقع شما به مردی علاقمند هستید که در کنار او احساس راحتی کنید و از او آرامش بگیرید. رمز موفقیت شما در مقابل مردها گیرایی، جذبه و هیجانتان است. شما سرشار از ذوق و اشتیاق هستید به همین دلیل آقایون نیز احساس می کنند که زندگی شان در کنار شما مهیج و جالب خواهد شد

شما وفادار و وظیفه شناس هستید و ارتباط عاطفی برای شما یک امر جدی تلقی می شود


اگر فردی را برای ازدواج انتخاب کردید، به این معناست که او تمام معیارها و ملاک های مورد نظر شما را دارا بوده که توانسته به این مرحله راه پیدا کند. در ضمن لازم به ذکر است که شما برای وضعیت ظاهری افراد اهمیت خاصی قائل هستید. "بنفشی ها" با مردهای خوش تیپ و قیافه ازدواج می کنند

اخطار: بهتر است اگر فرد مناسب پیدا شد اندکی به او فرصت دهید و شروع نکنید به حدس زدن خصوصیات اخلاقی او. بهتر است وی را بر اساس رفتارش ارزیابی کنید نه اینکه او را با مرد ایده آل ذهنی خود مقایسه کنید

اگر رنگ منتخب شما نارنجی باشد
شما یک فرد جذاب، دوست داشتنی، مهربان و خونگرم هستید و با این خصوصیات می توانید دل مردها را بدست آورید. باید حقیقت را لمس کنید تا بتوانید آنرا باور کنید. با رفتار خود به دیگران نشان می دهید که به حرف های آنها گوش می دهید و برایشان ارزش قائل هستید

به راحتی فریفته ظاهر افراد می شوید اما جای هیچ گونه نگرانی وجود ندارد چراکه ازدواج شما همیشه از روی عقل و منطق می باشد

شما جذب مردهای با هوش می شوید و هنگامیکه به او بله گفتید، بله شما به معنای تا ابد و همیشه و در رنج و شادی است. شما با مردی ارتباط برقرار می کنید که بتوانید از او چیزی بیاموزید. "نارنجی ها" با مردهای با هوش ازدواج می کنند

اخطار: شما فردی هستید که سعی می کنید نقاط ضعف و منافذ حساس و نفوذ پذیر خود را پنهان کنید، تنها چیزی که فرد مقابل می تواند در شما ببیند استحکامات زیرکانه است. او احتمالا در مورد شخصیت اصلی شما دچار اشتباه می شود. سعی کنید در طول زمان وی را با کاراکتر واقعی تان آشنا کنید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢

رنگ

قرمز: خوش قلب اما خودپرست

این رنگ مظهر شدت و زیاده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداکاری و خشونت و خون و آتش. کسی که به این رنگ علاقه دارد هرگز نمی تواند در زندگی بی تفاوت باشد.
این گونه اشخاص تند و سرکش و در عین حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شکست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.
قضاوتهای عجولانه و ناگهانی در مورد دیگران اغلب سبب از بین رفتن دوستی هایشان می شود، با آن که در عشق کاملاً فداکارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفکر و جویا شدن علت می جنگند.
دو عیب بزرگ خودپرستی و عدم کنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور کلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصیات متضادی هستند.

صورتی: مورد علاقه دیگران



رنگ صورتی درواقع همان قرمز است که کمرنگ شده باشد. اگر به این رنگ علاقه دارید تمام صفات رنگ قرمز را کمی ملایمتر دارا می باشید، با گذشت هستید و در عشق، تندی نشان نمی دهید
.

دیگران را خوب درک می کنید و با اطرافیان خود با ملایمت و لطف رفتار می کنید و به دلیل نشاط و شادابی تان مورد علاقه اطرافیان خود هستید. آنهایی که به این رنگ علاقه دارند اغلب شکستها، خشونتها و دشواری های زندگی را تحمل کرده اند و با مشکلات فراوان مواجه شده اند.

آبی: نظم، پشتکار، تنهایی

رنگ آبی از رنگهایی است که طرفداران زیادی دارد. اگر به این رنگ علاقه دارید، کاملاً می توانید هوس و احساسات و هیجانات خود را کنتر ل کنید
.

ظاهر آرام شما دیگران را وادار می کند که به شما احترام بگذارند و دوست دارید پیوسته مورد احترام و ستایش دیگران قرار بگیرید.

در خرید و پوشش لباس قناعت می کنید و به علت شرم و حیا و گاه غروری که دارید میل دارید اغلب تنها باشید. حماقت و عدم فهم دیگران شما را کسل می کند و کسانی که از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می کنند.

کارهای خود را از روی نظم و ترتیب و بر پایه قواعد معینی انجام می دهید. یکی از صفات مشخص شما پشتکار شماست.

ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران
رنگ اسرارآمیز و باشکوهی است. دوستداران این رنگ پیوسته مجذوب زیبایی ها و ظرافتها می شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با این دسته لذتبخش است که امور معنوی بیشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نیز هست
!

قهوه ای: قابل اعتماد

اگر رنگ قهوه ای را دوست دارید کاملاً می توان روی شما حساب باز کرد. باثبات و مقدس، شاعرپیشه وکمی فیلسوف مآب هستید.

به ندرت تغییر عقیده می دهید و با آن که کمتر تصمیم می گیرید اما هر بار که تصمیمی بگیرید آن را به مورد عمل می گذارید.

شما کاملاً در نگهداری پول و اسرار دیگران قابل اعتماد هستید. میل دارید پیوسته در عالم خودتان باشید و گاهی اوقات با اطرافیان خود رفتار خشونت آمیزی در پیش می گیرید. در عشق هرگز بدبین و تند نیستید.

خاکستری: احساس بی نیازی

این رنگ مظهر چشم پوشی از خوشی های دنیاست. کسانی که به این رنگ علاقه دارند اغلب در زندگی احساس رضایت می کنند، خاکستری رنگ عقلا است و جوانانی که به این رنگ اظهار علاقه می کنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال میدانند و در زندگی احساس بی نیازی می کنند
.

در عشق بر افراد مسن تر از خود تمایل دارند و اغلب کسانی که از نظر فکر و ایده به آنها برتری دارند خیلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.

پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز

رنگی است ترکیبی و آنهایی که این رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متکی به نفس نیستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می کنند
.

نفوذ در این گونه افراد مشکل است کسی که آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج کند. هوسباز نیستند و اگر با کسی دوستی کنند صداقت و فداکاری دارند. اگر افراد این دسته با کسی که خصوصیات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج کنند سعادتمند می شوند.

سبز: کنجکاوی

رنگ سبز طبیعت وتازگی است. اگر به این رنگ علاقه دارید زندگی با شما آسان است. نقطه اشتراک فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی دارید روابط شما با دیگران بر پایه ی اصول و قرارداد است
.

دوست ندارید که در زندگیتان حوادثی به وقوع پیوندد اما کنجکاوانه به ماجراهای زندگی دیگران توجه دارید.

فیروزه ای: اسرارآمیز و پند ناپذیر
دوستداران این رنگ اسرارآمیزند و احساساتی و کارهای شخصی خود را به خوبی اداره می کنند. پشتکار دارند و باثباتند و به نصایح دیگران در مورد کارهای خود کمتر توجه دارند. فیروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است
.

سیاه: خوش ذوقی و ظرافت طبع

این رنگ برخلاف عقیده ی همگان رنگ نومیدی و عزا نیست بلکه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران این رنگ هستید مسلماً به شخصیت اطرافیان خود احترام می گذارید و برای آن که دیگران را با ارزش و برجسته نشان دهید از هیچگونه کمکی به آنها دریغ نمی کنید و هرگز خود را به دیگران تحمیل نمی نمایید همچنین عقاید و نظریات دیگران را به آسانی می پذیرید
.

یک نکته ی رنگی :
توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغییر می کند به دلیل آن که خصوصیات اخلاقیتان نیز در سالیان دراز تغییر خواهد کرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقیده خود را عوض کنید به علت ضعف شما و یا به علت نیازتان به تغییر محیط است.


 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۸/٢