مقابله با پایان یافتن یک رابطه


در عالم تجرد و تلاش برای یافتن شخص مناسب، همیشه این امکان وجود دارد که پس از مدتی معاشرت با شخصی جذاب یا قابل قبول، با جمله ناراحت کننده ای از این دست روبرو شوید: "ما به درد هم نمیخوریم" یا " این رابطه به جایی نمیرسه.

گذشته از این که دنیا بر سرتان خراب میشود، چه کار دیگری میتوانید انجام دهید؟ گریه کنید؟ سعی کنید او را به ادامه دادن رابطه تشویق کنید؟ وسایلش را از پنجره به بیرون پرتاب کنید؟ آنچه مسلم است این است که شما خود را در یک کشمکش احساسی شدید خواهید یافت. اما برای بازگشت به زندگی طبیعی، روشهای متعددی وجود دارد که در اینجا به آن اشاره کرده ایم.

یک دقیقه بعد از به پایان رسیدن رابطه
آنچه میخواهید انجام دهید:
شما یک یا چند مورد از صدها واکنش ممکن را تجربه خواهید کرد، از جمله خشمی شدید و طوفانی، حمله اشک و داد و فریاد یا بهت زدگی.

روش بهتر مقابله:
دکتر دن نوهارت (Dan Neuharth) روانپزشک و نویسنده کتابهای بسیار مفید خودشناسی میگوید:" هنگامی که خبر بدی را میشنویم، بدن وارد حالت وحشت شدید و جنون آمیز شده و همه چیز در آن سرعت میگیرد." او میگوید که بهترین روش در دست گرفتن کنترل در چنین لحظات سرسام آوری، متوقف شدن، نگاه کردن و گوش دادن است.

" بر وجود خودتان متمرکز شوید، به تنفس خود توجه کرده و کوشش کنید که سرعت حرکات و واکنشهای بدن خود را پایین بیاورید." این خودآگاهی میتواند به شما کمک کند تا در 60 ثانیه پر تنش اولیه منطقی و هوشیار باقی بمانید. به محض اینکه آرام شدید، از یار سابق خود دور شوید تا مدتی تنها یا با دوستان خود باشید و به تدریج موقعیت جدید را درک و هضم کنید. بیهوده در کنار او نمانید و برای یافتن پاسخ به این در و آن در نزنید زیرا کار عاقلانه ای نیست و نتیجه ای هم نخواهد داشت. قطع رابطه نوعی مذاکره نیست و هر کاری که پس از آن برای تغییر نظر طرف مقابل یا تنبیه او انجام دهید، در نهایت موجب ناراحتی خودتان خواهد شد.

یک ساعت بعد
آنچه میخواهید انجام دهید:
کوشش میکنید که حال خود را بهتر کنید. مینشینید و اندوه خود را در الکل غرق میکنید، به خریدی بی قید و بند میروید یا نیمه شب به یار سابق تلفن میکنید تا "آخرین حرفتان" را به او بزنید.

روش بهتر مقابله:
انجام دادن کارهایی که به شما آرامش روحی ببخشند، بسیار عالی است به شرط اینکه با انجام دادن آنها دچار پشیمانی نشده و حال خود را بدتر نکنید. به گفته نوهارت:" گاهی در زمانی که دل شکسته شده اید فکر میکنید که تنها عامل تسکین بخشی که به آن نیاز دارید میتواند دو کیلو شکلات باشد. اما اگر علاوه بر تنها شدن، احساس چاقی هم به سراغتان بیاید، باید به فکر روش مقابله دیگری باشید. و اینرا هم بگویم، اثبات اینکه دوست سابقتان اشتباه کرده است تاثیری در اصل ماجرا که رها شدن شما باشد، نخواهد داشت. اینکار تنها موجب میشود که شما کمی نامتعادل به نظر برسید. شما دونفر میتوانید "بعدا" گفتگویی منطقی با یکدیگر داشته باشید.

از جمله رفتارهای مثبت میتوان به موارد زیر اشاره نمود: گفتگو با یک دوست نزدیک که بتواند فقط به درددل شما گوش کند یا رفتن به باشگاه ورزشی. میزان اندورفین  (نوعی پروتئین مسکن) دریافتی شما پس از ورزش یا حتی یک پیاده روی طولانی، میتواند امواج اندوه را خنثی کند.

یک روز بعد
آنچه میخواهید انجام دهید:
عمل از روی انگیزه آنی و بدون تفکر. شما میل فراوانی برای تماس با او احساس میکنید، با 50 نفر از دوستان اینترنتی خود قرار میگذارید، روی بدنتان خالکوبی میکنید یا نیمی از موهای سرتان را میتراشید.

روش بهتر مقابله:
کنترل نکردن انگیزه های ناگهانی و غیر عقلانی، واکنش دفاعی ذهن برای کنار راندن صدمه روحی وارده است. دکتر نوهارت میگوید:" در این زمان اطلاعات هنوز در حال هضم هستند. کسانی وجود دارند که صبح روز بعد هنگام بیدار شدن، به خاطر نمی آورند که از طرف شخص مورد علاقه خود رها شده اند." هنگامی که این افراد متوجه میشوند آنچه به یاد می آورند، تنها یک خواب بد نبوده است، به این فکر می افتند که شاید یک تغییر بتواند همه چیز را بهتر کند یا لااقل آغازی تازه باشد. " باید متوجه باشید که این ایده جدید، تنها در اثر یک انگیزه آنی ایجاد شده است و بلافاصله آنرا عملی نکنید." او در این زمان نوشتن خاطرات روزانه را تمرینی مفید میداند. هیچ کس نمیخواهد طرد شود، اما تراشیدن مو هم نمیتواند فایده ای داشته باشد.

سه روز بعد
آنچه میخواهید انجام دهید:
خزیدن در یک حفره تاریک، ماندن در رختخواب، بارها و بارها شنیدن یک ترانه غمگین.

روش بهتر مقابله:
بله، حقیقت تلخ است. "بین یک روز و سه روز تفاوت کیفی بسیاری وجود دارد. حالا زمانی است که این قطع رابطه به خوبی درک شده و حالاست که شما درهم شکسته خواهید شد." ترشح آدرنالین (و خشم) موجب میشود که دو روز اول را بگذرانید، اما پس از تحلیل رفتن این هورمون، خود را با همان میزان درد و خستگی ناشی از حرکت در طوفان احساسات مختلف، خواهید یافت. سیل اشکهایی که تصور میکردید فرو نخواهند ریخت، جاری میشوند. لحظه ای خشمگین و لحظه ای غمگین خواهید شد و در مراحل مختلف اندوه به حرکت درخواهید آمد. در اینجا باید حواس خود را به اینکه استراحت کرده، غذا خورده و در کل از خود مراقبت کنید، معطوف نمایید زیرا بخشی از وجود شما، از درون زندگیتان کنده شده است. اگر به یک روند مشخص که شما را مشغول نگه دارد بچسبید، کار عاقلانه ای انجام داده اید.

یک هفته بعد
آنچه میخواهید انجام دهید:
تلفن کردن به او، ورود به صندوق پست اینترنتی او، چک کردن مدام و وسواس گونه پیامهای روی تلفن، چک کردن پیامهای دوستان او در صفحات عمومی مانند یاهو 360.

روش بهتر مقابله:
تبریک! شما اکنون در مرحله " او را برمیگردانم" هستید! نوهارت میگوید: "در این مرحله شما سعی میکنید به شیوه ای عقلانی از این شوک خارج شوید، اما این تصور که شاید دل او برایتان تنگ شده باشد، فقط وضعیت را بدتر خواهد کرد." فکر کردن مداوم به او تنها درد و رنج شما را افزایش خواهد داد. پذیرفتنش مشکل است، اما اگر شخص مورد نظر واقعا نخواهد با شما باشد، شما نمیتوانید هیچ کاری برای بازگردانش انجام دهید. در برابر وسوسه تحلیل تمام دلایل او برای پایان دادن به رابطه مقاومت کنید و تصور نکنید که تنها با تغییر دادن یک بخش کوچک از این موارد میتوانید دوباره وارد زندگی وی شوید. اما اعتقاد به اینکه میتوانید از میان این حادثه با بلوغ بیشتر خارج شوید و رنج فعلی را دور بیاندازید بسیار مفید خواهد بود. شاید در این مرحله متوجه نشوید، اما بدانید همانطور که زخمها، بدون اینکه از آنها بخواهید، درمان میشوندف قلب شکسته هم التیام میابد.

دو هفته بعد
آنچه میخواهید انجام دهید:
فکر کردن به اینکه در روزها و موقعیتهای آتی، داشتن یک یار و یک زوج بودن چگونه میتوانست باشد، یادآوری نکات مثبت و مواهب بودن در یک رابطه عاشقانه و فکر کردن به اینکه دیگر عاشق نخواهید شد.

روش بهتر مقابله:
از خود بپرسید که آیا واقعا برای او دلتنگ شده اید یا دلتان برای آنچه در رابطه بوده، مانند نجواهای عاشقانه و قرارهای معمول شبهای تعطیل تنگ شده است. در حال حاضر شما تنها به یاد لحظات خوش گذشته و وارونه و زیبا جلوه دادن تاریخچه رابطه خود با کسی هستید که عملا شما را از زندگی خود بیرون انداخته است. آیا این شخص ارزش این همه اشک و آه را دارد؟ آیا زمان دور ریختن نشانه های حضور وی در زندگی شما نرسیده؟ عکسها را در جایی دور از دید قرار دهید، ای-میلهای مشترکتان را پاک کنید، خانه را مجددا و به میل خود بچینید تا با نگریستن به آنها مدام به یاد اطرات گذشته نیافتید. نوهارت میگوید:" روابط عاشقنه در اصل عادت هستند، و شما باید این عادت را ترک کنید. اگر نشانه های این شخص را مدام در اطراف خود ببینید، خارج کردن وی از ذهنتان دشوارتر خواهد شد."

یک ماه بعد
آنچه میخواهید انجام دهید:
سعی میکنید حضور این شخص ناراحت کننده را در زندگی خود فراموش کنید، انگار هرگز او را نمیشناخته اید.

روش بهتر مقابله:
قبل از اینکه معشوق سابق خود را به کلی فراموش کنید، با توجه با فاصله ای که در این مدت ایجاد شده، مدتی صبر کنید تا بیشتر درباره او فکر کنید. نه به خاطر اینکه دوباره وی را به دست آورید، بلکه برای اینکه این رابطه را مرور کرده و از تکرار اشتباهات اجتناب کنید. (البته اگر هنوز به اندازه روز سوم احساس درماندگی میکنید، برای پیشگیری از افسردگی با یک مشاور تماس بگیرید.)

یک خط زمانی مشخص را در نظر بگیرید و از زمان آشنایی خود، اولین قرار ملاقات عاشقانه، اولین مشاجره و هر واقعه مشخص دیگر یادداشتهایی بردارید. اکنون دورنمایی از این رابطه در دست دارید و میتوانید از بیرون به آن نگاه کنید و نکات مثبت، منفی و زمانی که هشدارهای پایان رابطه آغاز شده و شما آنرا ندیده گرفته بودید را بیابید. زمانی که توانستید بدون احساس درد و اندوه به نکات مثبت او فکر کنید میتوانید مطمئن باشید که از او دور شده و از رابطه خود چیزی آموخته اید.


حالا زمان جلو رفتن در زندگی و آغاز راهی جدید فرارسیده است

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٢٥

 

خصوصیت یک مرد واقعی





ویژگی اول: یک مرد واقعی محکم و قوی است
یک مرد واقعی گریه نمی کند، زاری نمی کند، شکایت از چیزی نمی کند، بیمار نمیشود، و لازم نیست هر بار که عطسه کرد به پزشک مراجعه کند. یک مرد واقعی تصمیم می گیرد و با عواقب و نتایج این تصمیمات روزگار می گذراند. یک مرد واقعی مسئولیت اعمال و حرف های خود را بر عهده می گیرد. یک مرد واقعی، محکم و استوار است. و با سختی های زندگی مقابله می کند. یک مرد واقعی خشن و سرسخت است و از خود احساسات نشان نمی دهد. یک مرد واقعی ستون فقرات خانواده است و نمی تواند از خود ضعف نشان دهد. اگر از عنکبوت می ترسید، مسلماً یک مرد واقعی نیستید.


ویژگی دوم: یک مرد واقعی متمرکز است
یک مرد واقعی تفاوت بین مهم بودن چیزی و مهم نبودن آن را می فهمد. یک مرد واقعی وقت خود را صرف کارهای بیهوده ای که هیچ عایدی برای او ندارند، نمی کند. مطمئناً کارهای زیادی برای تفریح و سرگرمی وجود دارد، اما او باید برای انجام این کارها هم دلیل داشته باشد. یک مرد واقعی خود را روی قدرت، پول و خانواده اش متمرکز میکند. هیچگاه خود را روی سکس متمرکز نمی کند. سکس در نتیجه ی داشتن قدرت، پول و خانواده، خود به خود به سراغش می آید.


ویژگی سوم: یک مرد واقعی، اهمیت خانواده را درک می کند
یک مرد واقعی خانواده اش را قدرتمند نگاه می دارد و به تاریخچه ی خانوادگی خود اهمیت زیادی می دهد. یک مرد واقعی می داند که فرزندانش هدیه ای از جانب خداوند هستند و باید با آنها به خوبی رفتار کند، هرچند هر از گاهی باید برای آنها قوانین و مقرراتی تعیین کند.


ویژگی چهارم: یک مرد واقعی غیبت نمی کند
یک مرد واقعی دهانش را می بندد و اطلاعاتش را درمورد دیگران پیش خود نگاه میدارد. یک مرد واقعی در بحث های هیچ و پوچ شرکت نمی کند و درمورد چیزهایی که از آن اطلاع ندارد و مطمئن نیست حرف نمی زند.


ویژگی پنجم: یک مرد واقعی همیشه سر حرفش هست
هر وقت قولی بدهد، آن را عمل می کند. و اگر بداند که از عهده ی انجام قولی بر نمی آید، هیچوقت حرفش را نمی زند. یک مرد واقعی مردن را به شکستن عهدش ترجیح می دهد. او می داند که حرفش نیز باید به قدرت عملش باشد.


ویژگی ششم: یک مرد واقعی تلاش می کند تا الگو باشد
یک مرد واقعی همیشه به خود و دیگران احترام می گذارد، مگر اینکه مورد بی احترامی قرار گیرد. او الگو و نمونه ای برای پیروان خود و به خصوص فرزندانش است. من هیچوقت کارهایم را به خانه نمی آورم، به همین دلیل فرزندانم من را فقط به عنوان یک پدر میشناسند. شما نیز باید همین کار را بکنید. یک مرد واقعی هیچگاه اجازه نمی دهد که فرزندانش پی به ضعف های او ببرند.


ویژگی هفتم: یک مرد واقعی پول مورد نیازش را خود به دست می آورد
یک مرد واقعی در انتظار صدقات و نیکوکاری های دیگران نمی نشیند. و پول پدرش نیز برای او کفایت نمی کند. او خود در جستجوی روزی خود بر می آید و اگر از پدرانش به او ارثیه ای برسد، به جای هدر دادن آن، ده برابرش می کند.


ویژگی هشتم: یک مرد واقعی زن نما نیست
یک مرد واقعی در گوشهایش گوشواره نمی اندازد و موهایش را بلند نمی کند. روی سینه و شکمش را نمی تراشد. او می داند که به استثنای آرایشگرش، سایر ملزومات و نیازهای بهداشتی او باید توسط یک زن انجام گیرد. یک مرد واقعی باید حداقل سه دست کت و شلوار در کمد داشته باشد و حداقل سه بار در هفته باید کت و شلوار بپوشد. یک مرد واقعی می داند که چطور باید شیک باشد.


   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٢٥

 

چه زمانی متوجه حضور کسی در قلب خود میشوید؟ عشق در کیمیای ذهنتان باعث چه رویدادی میگردد؟ و آیا عاشق شدن صرفاً طریقه ای طبیعی برای حفظ بقای نوع بشر است؟

ما نام عشق را بر آن می نهیم. عشق به مانند روشنای آفتاب حس میگردد. اما روح بخش ترین احساسات انسانها شاید همین راه حل زیبای طبیعت برای بقای نسل آدمیان و تولید مثل آنها باشد.
مغر توسط مجموعه ای از مواد شیمیایی اثر بخش، ما را در دام عشق گرفتار می آورد. تـصور بر این است که در حال گزینش شریکی برای خود هستیم، در حالی که ممکن است طعمه ای دلباخته برای دام دوست داشتنی طبیعت بیش نباشیم.
آنگونه که شما تصور میکنید نیست...

روان پژوهان نشان داده اند در حدود 90 ثانیه تا 4 دقیقه زمان لازم است تا شما درباره عشق کسی تصمیم گیری نمایید.

تحقیقات گویای این مطلب میباشند:
 از طریق زبان جسمانی علاقه پدید می آید
از طریق لحن صدا و سرعت سخن گفتن
فقط %8 از طریق گفتگو عاشق میشوند
3 مرحله عشق
روانشناسان برای عشق سه مرحله پیشنهاد نموده اند: شهوت، مجذوبیت و تعلق. هر کدام از این مراحل بدلیل وجود هورمونها و مواد شیمیایی خاصی ایجاد میشوند.
مرحله 1: شهوت
این اولین مرحله عشق بوده و در هر دو جنس زن و مرد بدلیل وجود هورمونهای جنسی استروژن و تستسترون پدید می آید.
مرحله 2: مجذوبیت

زمانی شگفت انگیز، هنگامیکه به عشقی حقیقی مبتلا شده اید و بسختی میتوانید به دیگران فکر کنید. دانشمندان بر این باورند که سه انتقال دهنده عصبی اصلی در این مرحله دخیل میباشند: آدرنالین، دوپامین و سروتونین
آدرنالین
مراحل ابتدایی علاقمندی به یک فرد باعث فعال شدن واکنشهای استرس زا و افزایش سطح آدرنالین و کرتیزول در خون می گردد. این فرآیند تاثیر فریبنده ای در فرد ایجاد میکند: وقتی او را برای اولین بار می بینید بدنتان عرق می کند، قلبتان سریعتر میتپد و دهانتان خشک میگردد.
دوپامین
یک زوج تازه ازدواج کرده تحت معاینه مغزی قرار گرفتند و مشخص گردید که میزان سطح دوپامین که نوعی انتقال دهنده عصبی بشمار میرود در آنها بالا است. این هورمون از طریق رهاسازی حس شدیدی از لذت، باعث تحریک 'میل و رغبت' در شخص میگردد. این دقیقاً همان تاثیری است که بعد از مصرف کوکائین در مغز بوجود می آید!
نتایج آزمایشات دال بر وجود مقدار قابل توجهی از دوپامین در اغلب زوجین میباشد: افزایش انرژی، کاهش نیاز به خواب و غذا، حواس متمرکز و لذتی مطبوع در کوچکترین جزئیات رابطه.
سروتونین
و در انتها سروتونین، یکی از مهمترین هورمونها، که باعث میگردد بسیار زیاد به معشوقتان فکر کنید.
آیا عشق شیوه تفکرتان را تغییر می دهد؟

در یک بررسی علمی مشخص شد که در مراحل اولیه ایجاد عشق ( مرحله مجذوبیت ) نحوه فکر کردن دچار دگرگونی شگرفی می شود. از بیست زوج جوان که ابراز علاقه بسیار شدیدی نسبت به هم می نمودند، دعوت بعمل آمد تا مشخص گردد که آیا مکانیزم تفکر دائمی به معشوق در مغز با مکانیزمی که باعث بروز اختلال وسواس فکری-عملی میشود ارتباطی دارد یا خیر.
با تحلیل نمونه های خونی گرفته شده معلوم گردید که میزان هورمون سروتونین در زوجهای جوان با سطوح پایین این هورمون در بیماران وسواس فکری-عملی برابری میکند.
عشق نیاز به ناپیدایی دارد
افرادی که بتازگی عاشق هم شده اند صورتی خیالی، شاعرانه و ایده آل به شریک زندگیشان می بخشند، محاسنشان را بزرگ نمایی نموده و عیوبشان را می پوشانند.

همچنین زوجهای جوان، خودِ رابطه را نیز متعالی جلوه می دهند و تصور میکنند که رابطه شان از هر زوج دیگری صمیمی تر و زیباتر است. روانشناسان معتقدند که ما به چنین نگرش خالصانه ای نیازمندیم. این نگرش باعث میگردد، تا زمان وارد شدن به مرحله بعدی عشق، یعنی تعلق، در کنار یکدیگر باقی بمانیم.
مرحله 3: تعلق
تعلق ضمانتی است که زوجین را متعهد میکند برای بچه دار شدن و پرورش آنها به اندازه کافی در کنار هم زندگی کنند. دانشمندان تصور میکنند که دو هورمون اصلی در رابطه با ایجاد حس تعلق دخیل هستند: اکسیتوسن و واسوپرسین.
اکسیتوسین - هورمون نوازش
اکسیتوسین هورمونی قدرتمند است که توسط زنان و مردان در حیم ارگاسم ترشح میشود. این هورمون احتمالاً حس تعلق را عمیق تر نموده و باعث میگردد زوجین بعد از اتمام رابطه جنسی بیش از پیش نسبت به هم احساس نزدیکی کنند. مطابق با این نظریه، هر قدر زوجین بیشتر رابطه جنسی برقرار کنند، پیوستگی و صمیمیت بین آنها نیز بیشتر خواهد شد. اکسیتوسین هنگام زایمان نیز ترشح شده و به ایجاد پیوند عاطفی قوی بین مادر و کودک، کمک شایانی می نماید. یکی دیگر از وظایف این هورمون خروج اتوماتیک شیر از سینه مادر در هنگام گرسنگی کودک است.
یک استاد روانشناسی نشان داد که اگر ترشح طبیعی هورمون اکسیتوسین در گوسفندان و موشها متوقف شود، آنها تازه متولدین خود را پس خواهند زد.
بطور عکس، تزریق اکستوسین به موشهای ماده ای که هیچگاه رابطه جنسی نداشتند، باعث دوستی کردن آنها با نوزادان موشهای دیگر گردید. موشهای ماده این نوزادان را گونه ای مراقبت میکردند که گویی متعلق به خودشان است.
واسوپرسین
واسوپرسین یکی دیگر از هورمونهای مهم در مرحله تعهد بلند مدت است و بعد از رابطه جنسی ترشح میگردد.
واسوپرسین (هورمون ضد ادرار) به همراه کلیه ها جهت کنترل تشنگی کار میکند. نقش بالقوه این هورمون در روابط بلند مدت زمانی که محققان مشغول مشاهده رفتارهای موشهای صحرایی بودند مشخص گردید.
موش های صحرایی در روابط جنسی که لزوماً برای تولید مثل نبود، بیشتر شرکت میکردند. آنها همچنین - همانند انسانها - رابطه زوجیت مستحکم تر و پایدارتری را بنا مینمودند.
زمانیکه به این موشها داروی متوقف کننده اثر واسوپرسین خورانده می شد، بدلیل از بین رفتن صمیمیت و عدم مراقبت احساسی از جفت، ارتباط آنها با جفتشان بسرعت قطع میگشت.
و در نهایت... چگونه عاشق شویم
شخصی کاملاً غریبه را بیابید.
به مدت نیم ساعت اطلاعاتی صمیمی درباره زندگیتان در اختیار یکدیگر قرار دهید.
سپس به مدت چهار دقیقه بدون اینکه حرفی بزنید عمیقاً به چشم های هم خیره شوید.
یک روانشناس مشهور که در حال مطالعه دلایل عاشق شدن انسانها میباشد، از چندین زن و مرد درخواست کرد تا سه مرحله بالا را انجام دهند و متوجه گردید که بسیاری از زوج ها بعد از یک آزمون 34 دقیقه ای عمیقاً احساس مجذوبیت می نمودند. دو زوج مورد مطالعه وی بعدها با یکدیگر ازدواج کردند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٢٥

 

اگر آن چه را که در تلویزیون می بینید باور کنید, زنان را اسرارآمیز و غیرقابل درک, عشوه گر, دچار هیستری و پرتشنج و مستعد تغییر عقیده بدون دلیل می دانید. بعضی از مجلات زنان هم با توصیه کردن به این که چگونه زنان می توانند مردان را در دام خود اسیر کنند و یا آنها را در حالت حدس و گمان نگه دارند, این رفتارهای کلیشه ای را دایمی و ابدی می کنند. بعضی از تفاوت های اساسی که به نظر می رسد بین مردان و زنان وجود دارد به نقطه نظر خود شما بستگی دارد.

نکته جالب این است که تا هفته هشتم دوران بارداری مادر, مردان و زنان تقریباً کاملاً شبیه هم اند. تنها تفاوت در سطح کروموزومی در عمق داخلی سلول های جنینی وجود دارد. داخل هر سلول بدن هر شخص, دی ان ای ((DNA به شدت در داخل جفتی از ساختمان هایی به نام کروموزوم پیچ خورده. یک جفت از کروموزوم ها تعیین می کنند که آیا یک شخص مؤنث است یا مذکر. به استثنای موارد بسیار غیرطبیعی نادر, شخصی با دو کروموزوم ایکس (X) مؤنث است و یک فرد با یک کروموزوم X و یک کروموزوم ایگرگ (Y) مذکر است. در عرض چند هفته در نهایت این کروموزوم ها باعث ایجاد تفاوت در جنین های نر و ماده می شوند.


مجموعه خصوصیات کروموزومی یا "نقشه" کروموزومی برای یک انسان مذکر طبیعی که کروموزوم های X و Y را نشان می دهد.


در نهایت زمانی که شخص از یک جنین مؤنث به یک زن بالغ تبدیل می شود, بسیاری از خصلت ها او را از یک مرد متمایز می کند. به طور میانگین زنان کوتاه تر و کوچک تر از مردان هستند. اگرچه زنان درصد بالاتری از چاقی بدن دارند. زنان اندام های تناسلی و تولیدکننده ای دارند که می تواند از یک بچه در حال بزرگ شدن حمایت کند و بچه به دنیا آمده را نیز بعد از تولد پرورش دهد. فشار خون زنان پایین تر است و قلب آنها حتی موقعی که خوابیده اند, سریع تر می زند. همچنین خون سریع تر به مغز زنان جریان پیدا می کند و هنگامی که آنها پیر می شوند, نسبت به مردان بافت مغزی کمتری را از دست می دهند.

نکته دیگر وجود هورمون هاست که افراد بسیار زیادی به آن به عنوان تفاوت عظیم بین زنان و مردان نگاه می کنند. بدن هر شخصی چه او زن باشد و چه مرد, هورمون ها را برای تنظیم و کنترل یک طیف وسیع از فرایندها مورد استفاده قرار می دهد. هورمون ها, محصول سیستم درون ریزی هستند که شامل غده های بی شماری اند و در بخش های مختلف بدن قرار گرفته اند. برای مثال دو هورمون خیلی خوب شناخته شده آدرنالین و انسولین هستند. آدرنالین از غده آدرنال و انسولین از پانکراس می آیند. این ها و هورمون های دیگر برای زندگی و سلامت هم زنان و هم مردان حیاتی است.

از طرف دیگر هورمون های جنسی در بدن های زنان و مردان با کمی تفاوت نسبت به همدیگر کار می کند. در مردان بیضه ها هورمون تستوسترون تولید می کند که تولید اسپرم را تنظیم می کند و باعث بروز صفات جنسی ثانویه مذکر می شود. در زنان, تخمدان هورمون هایی مثل استروژن و پروژسترون تولید می کند که فرایندهای مولد و تناسلی زن را تنظیم می کند. بدن های مردان یک کمی از تستوسترون را به استروژن تبدیل می کند و بدن زنان مقادیر کمی تستوسترون می سازد. بنابراین هیچ هورمونی برای یک جنس یا جنس دیگر انحصاری نیست.



مولکول استروژن


سطوح هورمون مردانه می تواند در طول روز چنان بالا و پایین برود که بدن او تولید اسپرم را تنظیم کند. اما سطح هورمون جنسی زن نوسانی دارد که به عنوان بخشی از چرخه مولد و تناسلی اوست و یک ماه طول می کشد تا کامل شود. در طول حاملگی زن, تغییرات دوباره در سطح هورمونی می تواند باعث بروز علایمی مثل تندخویی و دمدمی مزاج شدن بشود که به عنوان سندرم پیش از قاعدگی شناخته می شود. هنگامی که یک زن به زمان قاعدگی می رسد, تولید هورمون های جنسی اش آهسته می شود. در طول دوره سطح استروژن و پروژسترون او می تواند به شکل معناداری تفاوت کند و باعث بروز علایمی مانند گرگرفتگی و خواب آشفته بشود.

هورمون های جنسی می تواند در خلال بیشتر زندگی یک زن روی عاطفه و فیزیولژی او اثر بگذارد. اما برخلاف تصور بعضی از مردم, هورمون ها مسئول هر جنبه از رفتار زنان نیستند.

بچه پسرها و بچه دخترها
تحقیقات احتمال می دهند که تستوسترون موجود در بدن یک زن ممکن است به جنسیت بچه ربط داشته باشد. ممکن است این تستوسترون تخم را ترغیب کند که اجازه باروری از اسپرمی که کروموزوم Y حمل می کند را بدهد و در نتیجه پسر متولد شود.
در سال 2001 مؤسسه نظرسنجی "گالوپ" از بزرگسالان آمریکایی پرسید که کدام سری از کیفیت ها بیشتر به مردان مربوط است و کدام یک مناسب زنان است. نود درصد کسانی که مورد نظرسنجی قرار گرفتند گفتندکه مشخصه "احساساتی" بیشتر به زنان مربوط است. این نظرسنجی درباره احساسات به خصوصی یا درباره مضمون های مثبت و منفی ویژه ای برای کلمه "احساس" نپرسید. اما احتمالاً از نتایج به نظر می رسد که بیشتر آمریکایی ها زنان را در مقایسه با مردان یا قادر به تجربه یا مستعد تجربه یک دامنه گسترده تر و شدیدتر از احساسات می بینند.

سردرگمی در مورد هدف؟
یک کلیشه رایج این است که زنان علایم ترکیبی می دهند, مخصوصاً موقعی که پای درگیری های رمانتیک به میان می آید. یک مطالعه در دانشگاه تگزاس در اوستین حاکی است که جنس ها یکدیگر را درست نمی فهمند و در این امر نیروهای تکاملی دخیلند. سرگشتگی ممکن است از بشر مرد اولیه باشد که سعی می کرده فرزندان بیشتری داشته باشد در حالی که بشر زن اولیه سعی می کرده تا از خودش در برابر نیرنگ و اغوا شدن از طرف مرد محافظت کند.


آیا زنان احساساتی از مردان هستند؟ آیا آنها بیشتر گریه می کنند؟

این دیدگاه که زنان بیشتر از مردان گریه می کنند, شیوع زیادی دارد. اما در دوران نوزادی یا بچگی, دختران و پسران تقریباً به طور متوسط به اندازه هم گریه می کنند. تنها در طول دوران بلوغ دخترها شروع می کنند به این که بیشتر از پسرها گریه کنند. مطابق با مقاله سال 2005 نیویورک تایمز, تا سن 18 سالگی, زنان چهار برابر بیشتر از مردان گریه می کنند.
یک توضیح احتمالی برای این امر هورمون پرولاکتین است که به این که مردم چه قدر گریه می کنند ربط دارد. پرولاکتین در خون و اشک ها وجود دارد و در زنان بیشتر از مردان وجود دارد. مجراهای اشک زنان هم یک کمی متفاوت تر از مجرای اشک مردان شکل گرفته که می تواند یا باعث گریه شود و یا تأثیر فزاینده ای بر گریه داشته باشد [منبع:نیویورک تایمز]. به علاوه افرادی که دچار افسردگی هستند ممکن است چهار برابر بیشتر از افرادی که افسرده نیستند گریه کنند و دوسوم افرادی که بیماری شان افسردگی تشخیص داده شده زن هستند.

البته توضیح معمولی دیگر هم این است که بعضی از جوامع زنان را به گریه کردن تشویق می کنند در حالی که مردان را از گریه کردن نهی می کنند. در آمریکا, استثنا بر این استاندارد به نظر می رسد که در جهان کسب و کار باشد. در بعضی از مشاغل, گریه کردن نهی می شود- به زنی که در اداره گریه می کند ممکن است به چشم ضعیف یا غیر مؤثر نگاه شود.

آیا زنان پراسترس تر از مردان هستند؟

زنان بعضی وقت ها به این شهرت دارند که نگران تر از مردان هستند. مطابق با نظرسنجی مؤسسه گالوپ در سال 2005, زنان درباره دامنه ای از موضوعات اجتماعی نگران تر از مردان هستند. تعداد معنی داری از زنانی که مورد پرسش قرار گرفتند بیشتر از مردانی که از آنها سؤال شد, پاسخ دادند که در مقابل حدود هفت قضیه از 12 قضیه اجتماعی مورد نظرسنجی" به مقدار زیادی" نگرانند.

مطالعات این را نشان می دهد که علاوه بر نگرانی که اغلب در زنان بیشتر است, زنان ممکن است از نظر فیزیولوژیکی مستعد تجربه استرس بیشتری باشند. برای مثال "امیگدالا"ی (amygdale) مغز, احساساتی مثل ترس و اضطراب را پردازش می کند. در مردان "امیگدالا" با اندام هایی ارتباط برقرار می کند که اطلاعات بصری را می گیرند و پردازش می کنند, مثل قشر بصری ((visual cortex. اما در زنان "امیگدالا" با بخش هایی از مغز که هورمون ها و گوارش را تنظیم می کند ارتباط برقرار می کند. این ممکن است به این معنی باشد که واکنش های استرس بیشتر احتمال دارد که در زنان نسبت به مردان باعث بروز نشانه های فیزیکی شود.




به علاوه, بدن زنان نسبت به بدن مردان هورمون های استرس بیشتری تولید می کند. همچنین هربار که یک حادثه اعصاب خردکن تمام می شود, زمان طولانی تری طول می کشد تا بدن زنان تولید هورمون ها را متوقف کند. این امر ممکن است در افکار زنان, تمایل آنها به پاسخ به وقایع اعصاب خردکن و پرتنش و فکر کردن درباره شرایط رنج آور و عصبانی کننده را باعث شود یا بر این امر تأثیر بگذارد.

آیا زنان حسودتر از مردان اند؟

به نظر بعضی از مردم, زنان حسودتر و سلطه گرتر از مردان هستند. به خصوص در روابط رمانتیک. اما تحقیقات حاکی از آن هستند که زنان حسودتر از مردان نیستند. آنها فقط در شرایط متفاوتی حسود هستند.

در یک مطالعه در آلمان, محققان چندین تصویر نمایشی را به شرکت کنندگان نشان دادند. شرکت کنندگان از رایانه استفاده می کردند تا توصیف کنند که کدام یک از سناریوها عصبانی کننده تر است. نتایج حاکی از این بودند که در تمام فرهنگ ها, زنان خیانت عاطفی را عصبانی کننده تر از خیانت جنسی می یابند. پاسخ های مردان در همه فرهنگ ها متفاوت بود. اما عموماً آنها نسبت به خیانت جنسی حسادت داشتند.

از طرف دیگر, طی مطالعه ای در دانشگاه کالیفرنیا در سن دیگو, در حالی که از شرکت کنندگان خواسته شده بود تا جواب هایشان را توصیف کنند, همان موقع فشارخون و ضربان قلبشان هم اندازه گیری می شد. مردان واکنش های فیزیکی بیشتری به خیانت فیزیکی داشتند, در حالی که زنان همان حدود هیجان و تنش را به هر دو نوع نمایش نشان دادند. به هر صورت, 80 درصد زنان در مطالعه فکر می کردند که خیانت عاطفی بیشتر از خیانت جنسی آنها را از کوره در می برد.
در سال 1992, شرکت اسباب بازی های متل (Mattel Toys) یک باربی سخنگو عرضه کرد که این عبارت را می گفت:"کلاس ریاضی سخت است!" این عروسک باعث جنجال و بحث, مخصوصاً میان والدین و معلمانی شد که فکر می کردند که این عروسک این کلیشه را که دخترها در ریاضی خوب نیستند را تقویت می کند. نمره های "تست استاندارد" هم به نظر می رسید که این کلیشه را تقویت می کند. معمولاً نمره های پسران در ریاضی بالاتر از نمره های دختران بود.

تحقیق درباره تفاوت مغزهای زنان و مردان هم به نظر می رسید این ایده را که مردان باید در ریاضی بهتر باشند را تقویت می کند. مردان 5/6 برابر بیشتر از زنان در مغزهایشان ماده خاکستری دارند. در حالی که زنان ده برابر بیشتر از مردان ماده سفید دارند. ماده خاکستری, مراکز پردازشگری در مغز هستند و ماده سفید اتصالات بین آنها را به وجود می آورد. به عبارت دیگر مردان مقدار بسیار زیادی مناطق برای پردازش داده های به هم پیوسته دارند –مثل معادلات ریاضی- و زنان مقدار زیادی از اتصالات دارند که به آنها اجازه می دهد تا الگوها و قالب ها را ببینند و پردازش کنند. بعضی از محققان باور دارند که این تفاوت در ساختمان مغز این ایده که مردان در ریاضی بهتر از زنان هستند در حالی که زنان در زبان بهتر هستند را تقویت می کند.


به هرصورت, محققان دیگر در این مورد که مردان واقعاً در ریاضی بهتر از زنان هستند بحث دارند. دختران اغلب در ریاضیات از پسران نمره های بهتری می گیرند. محققان این تئوری را مطرح می کنند که این کلیشه که زنان در ریاضیات خوب نیستند ممکن است به خاطر ترس از سرزنش شدن به خاطر اختلاف نمره با پسران باشد. به گفته دکتر ربرت جوزف از دانشگاه اوستین تگزاس, زنان می ترسند که عملکردشان در تست های استاندارد ثابت کند که آنها در ریاضیات بد هستند. به همین دلیل آنها به خوبی تست ها را انجام نمی دهند. علی رغم این که نمرات خوبی در کلاس های ریاضی می گیرند. از طرف دیگر مردان چنین تست هایی را به منزله فرصتی می بینند که ثابت می کند که آنها در ریاضی خوب هستند. بنابراین آن را بهتر انجام می دهند.

به علاوه, اگر مردان هنگام امتحان در سالن حضور نداشته باشند زنان مایلند تا نمرات بهتری در تست های ریاضی بگیرند. طبق یک مطالعه که بر روی مردان و زنانی که نمرات تست استاندارد شبیه هم گرفته بودند انجام شد, موقعی که از زنان بدون حضور مردان در اتاق تست گرفته می شود, نمرات زنان بیش از 12 درصد افزایش می یابد. محققان می گویند این به خاطر تهدید کلیشه است یا ترسی ست که باعث می شود شخص از کلیشه رایج پیروی کند.

صرف نظر از این که زنان در تست های استاندارد چه نمره هایی می آورند, به نظر می رسد که می توانند مهارت های ریاضیشان را که مساوی با مردان است پیشرفت دهند. تحلیل از مقیاس بزرگی از داده ها هم حاکی از آن است که تفاوت های خیلی کمی بین توانایی های زنان و مردان در ریاضیات وجود دارد.

آیا زنان تحملشان در برابر درد از مردان بیشتر است؟

بعضی از مردم گمان می کنند که به خاطر این که زنان می توانند بچه بزایند, تحمل دردشان از مردان بیشتر است. چند مطالعه از این تئوری حمایت نمی کند. یک مطالعه در واحد مدیریت درد دانشگاه بت ((Bath گزارش داد که در مقایسه با مردان, زنان در تمام دوران زندگی شان بیشتر احساس درد می کنند و برای مدت طولانی تری درد را احساس می کنند. یک آزمایش انجام شد که در آن زنان و مردان بازوهایشان را در آب یخ فرو بردند. در آن آزمایش زنان آستانه درد پایین تری داشتند و نسبت به مردان تحمل کمتری برای درد داشتند.

مغز زنان هم یک کمی متفاوت از مغز مردان به درد پاسخ می دهد. اصطکاک قابل ملاحظه ای در مناطق مغز که به درد و استرس پاسخ می دهد وجود دارد. اما علاوه بر این نواحی مراکز لیمبیک زنان هم در هنگام درد فعال تر می شود. مرکز لیمبیک مسئول احساسات شخص است. بنابراین گمان می رود که زنان احتمال دارد که پاسخ های احساسی به درد و استرس داشته باشند. محققان این نظریه را مطرح می کنند که این امر به خاطر نقش جنسی سنتی زن به عنوان مراقبت کننده است.

آیا باربی واقعاً زنان را از بدنشان متنفر می کند؟
در سال 1995, محققان در دانشگاه آریزونا درباره این موضوع مطالعه کردند که دختران آفریقایی-آمریکایی و قزاقی بدن هایشان را چگونه می بینند. آنها از دختران نوجوان خواستند تا بدن هایشان را توصیف کنند و همچنین بگویند که یک دختر کامل شبیه به کیست. دختران آفریقایی-آمریکایی نسبت به ذکر کردن نشانه های فیزیکی برای یک دختر ایده آل بی میل بودند, اما دختران قزاقی یک توصیف را ارایه می کردند. عقیده آنها از یک دختر ایده آل 5 پا و 7 اینچ طول قد, حدود 100 پوند وزن و موهای بلند بود. محققان این توصیف را مطابقت زنده از یک عروسک باربی نامیدند.

بعضی از محققان این را به عنوان مدرکمورد استفاده قرار می دهند تا نشان دهند که عروسک های باربی زنان را تشویق می کنند تا گرسنگی بکشند و بدن هایشان را به حد باربی برسانند. بعضی می گویند که باربی مسئول کاشت سینه و بی نظمی های خوردن است. به هرحال یک مطالعه با مقیاس وسیع انجام نشده که مستقیماً نشان دهد بازی با عروسک های باربی احترام به خود را پایین می آورد یا آشفتگی ها در خوردن را افزایش می دهد. هیچ مطالعه ای وجود نداشته که ثابت کند که دختران می خواهند شبیه به عروسک های باربی شوند. در حقیقت, یک مطالعه در سال 2005 در انگلیس نشان داد که دختران اغلب عروسک های باربی شان را از ریخت می اندازند یا آنها را ناقص می کنند در حالی که اسباب بازی های دیگرشان را بدون صدمه زدن رها می کنند.
به هرصورت, یک مطالعه حاکی از این است که اسباب بازی ها با شکل های ظاهری دست نیافتنی ممکن است بر تصویر شخص از خودش اثر بگذارند. اما این مطالعه باربی را درگیر شامل نشده بود. این مطالعه عروسک های مذکر و عروسک های کن را در برابر تیپ های اکشنی مثل هوک و جی. آی.جو مورد مطالعه قرار داد. مردان در مطالعه بعد از بازی با تیپ های فعال مافوق عضلانی از خود تصویر منفی بیشتری نسبت به بعد از بازی با کن گزارش کردند. اگر بازی با یک اسباب بازی می تواند به این شکل روی مردان اثر بگذارد, به طور مشابه روی زنان هم اثر می گذارد.


دکترها و دانشمندان هنوز در حال کشف مشابهت ها و تفاوت ها در مردان و زنان هستند. و به بعضی از کشف های جالب دست یافته اند. برای مثال بعد از جنگ جهانی دوم, شرکت های دارویی می ترسیدند که تست های دارویی می تواند به زنان باردار صدمه بزند و این که هورمون های زنانه می تواند روی نتایج تست اثر بگذارد. بنابراین آنها داروها را در ابتدا روی مردان تست می کردند. اما چند سال بعد, جامعه پزشکی کشف کرد که زنان و مردان اغلب پاسخ های متفاوتی به داروها می دهند. به این دلیل, آزمایش های پزشکی داروهای جدید هم بر روی مردان و هم بر روی زنان صورت می گیرد.



زنان در ریاضیات و علم

معمولاً شمار مردان نسبت به زنان در حوزه هایی مثل ریاضی و علم بیشتر است. یک مطالعه نشان می دهد که زنانی که وارد این حوزه ها می شوند بیشتر احتمال دارد که زنانگی و ظرافتشان به منظور تطبیق با این علوم کاهش پیدا کند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٢٥

 

دختر خانم، اگر قصد ازدواج دارید از این مردان 8 گانه پرهیز کنید!

اخیراً «دکتر گینورد آدامز» سرپرست انیستیتو راهنمایی ازدواج در دانشگه پنسیلوانیا، کتابی تحت عنوان «چگونه دوست خود را انتخاب می کنید» منتشر کرده و در آن راجع به ازدواج مطالب مهمی نوشته است. در این کتاب دکتر «آدامز» دخترانی را که قصد ازدواج دارند راهنمایی و ارشاد کرده و آنها را از ازدواج با «8» نوع مرد که به عقیده ی او خطرناک هستند بر حذر داشته است.

نوع اول: مرد خودخواه و متعصب افراطی
این نوع مرد ممکن است برای زن چهار مشکل بزرگ ایجاد کند : اختلاف عقیده ی دایمی ، نزاع همیشگی ، عصبی بودن و سختی معاشرت!

نوع دوم: مرد عصبی مزاج
این نوع مرد ، در واقع یکی از انواع مردانی است که دکتر آدامز اصلاً سخن گفتن با آنها را نیز برای دختران خطرناک می داند. چنین مردانی که روحی عصبی دارند با همسر خود سر کوچک ترین مسأله نزاع و مشاجره ی سختی می کنند و یک زندگی شیرین و مفرح را به کام همسر بدبخت و بچه های بیگناه و حتی آشنایان دور و نزدیک تلخ می سازند!

نوع سوم : شوهر سختگیر و بی گذشت در امور مالی
شوهری که در امور مالی زن بسیار سختگیری می‏کند و سر سوزنی گذشت ندارد ، به درد زندگی نمی خورد. البته مقصود این نیست که باید زن بی اجازه ی شوهر هر چه می‏خواهد خرج کند ، بلکه دکتر آدامز معتقد است که بیشتر مشاجراتی که در خانه روی می ‏دهد فقط بر سر پول است. حال آنکه در اصل نباید چنین باشد ، خیلی از زن و شوهرها چندان که به پول اهمیت می دهند، هرگز برای تربیت بچه ها ارزش قایل نیستند، البته زن و شوهر به واسطه ی پول مشاجره نمی کنند، بلکه در اکثر اوقات طریقه ی خرج کردن آن است که موجب سر و صدا و نزاع ایشان می‏گردد. پس زنی که به خوبی مدیریت خانه را انجام می‏دهد، پول را با حساب و کتاب و مناسب خرج می‏کند و یک شاهی را هم حرام نمی کند و باز مورد شماتت و سختگیری شوهر قرار می گیرد، حق دارد گلایه مند باشد.

نوع چهارم : مردی که سریع و آسان دروغ می گوید!
شوهرانی که برای پیشرفت مقاصد خود ، دروغ های کوچکی می گویند و یا گاه این کار را برای تمسخر همسر خود انجام می‏دهند. بالاخره یک روز کارشان به دادگاه خانواده می کشد. این گروه مردان همواره در دنیایی از وهم و خیال در پروازند و معمولاً فراموشکار هم می‏شوند و تمام دروغ هایی را که گفته اند از یاد می برند چون از قدیم گفته اند که «دروغگو همیشه فراموشکار است! »

نوع پنجم : مردان فراری از میدان مبارزه!
پنجمین گروه مردانی هستند که از موانع و مشکلات فراری هستند و به جای اینکه از مشکلات زندگی استقبال کرده و در رفع آن کوشا باشند ، فرار را بر قرار ترجیح می‏دهند. طبیعی است مردانی که حاضر نیستند به جنگ موانع و مسایل زندگی بروند و همواره میدان مبارزه را ترک می گویند، در زندگی زناشویی هم برای همسر خود تکیه گاه مناسبی نخواهند بود.

نوع ششم : مردان نامنظم و بی ادب در نزاکت!
ازدواج با مردان نامنظم و به دور از ادب و نزاکت نیز به صلاح نیست. بی نظمی خواه در تعیین وقت ، خواه در لباس و غذا و یا هر چیز دیگر، شما را از زندگی بیزار می‏کند.

نوع هفتم : مردانی متعلق به خویشاوندان خود!
شوهری که فقط به اقوام و خویشان خودش تعلق دارد نیز از جمله شوهرانی است که ابداً به درد شما نمی خورد. چون این گونه مردان اصلاً به شما متعلق نیستند و از آن دردانه های عزیز کرده ی پدر و مادر خود هستند که می خواهند همیشه کنار آنها باشند . پس چه وقت می‏تواند به شما رسیدگی کند، چه وقت فرصت حرف زدن با شما را دارد؟ سرپرست انیستیتو راهنمایی ازدواج اعتقاد دارد که زندگی با این نوع مردان، همواره اختلاف در منزل به وجود می آورد و حرف‏های بی مورد و بی ارزش همیشه در منزل شما منعکس می‏شود که به دنبال خود دعوا مرافعه خوهد آورد.

نوع هشتم : مردان راحت طلب!
شوهر راحت طلب، از جمله خطرناکترین مردان جهان خلقت است . مردی که بی هدف و بیهوده پشت شیشه رستورانی نشسته، از پنجره بیرون را تماشا می کند و پک به سیگارش می زند و وقت کشی می کند، یا مردی که در خیابان بدون برنامه مشغول قدم زدن است و یا با اتوبوس به اول خط و آخر خط می رود و مردم را تماشا می کند و با آسودگی خاطر وقت خود را بی سبب تلف می کند، موجودی است که خوشبختی در کنار او امکان ندارد، بلکه اساساً زندگی با چنین مرد راحت طلب و بی درد و سهل گذرانی به هیچ وجه صلاح نیست

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٢٥

 

از دیرباز بشر به پدیده ی عشق علاقمند بوده اما تـا مدتها تعریف دقیق و فراگیری از عشق که بتــوانـد هـمه را قانع کند ارایه نشده بود ولی

درسـالـهـای اخـیـر دانشمندان تـحـقـیـقـات گـسترده ای درباره عشق صورت داده و به یافته های بسیار جالبی نیز دست یافتـه انـد.


از جمله آنها مـیـتـوان به فرضیه: "مثلث عشق" اشاره کـرد. این فرضیه

عشق را به سه مولفه تقسیم بندی مـیـکنـد: صمیمیت، شهوت (هوس) و تعهد.

هـمچنـیـن بر اساس آزمـایشهای گـونـاگون تـفاوتهای ابراز عشق در دو جنس مرد و زن مشخص شده اند. برای نمونه مشـخص شده کـه زنـان در عـشـق بـه دوسـتی و منافع مـشـتـرک بـیـشتـر بـها می دهند و بـیـشتر از مـردها از حـسادت رنـج بـرده و وابـستگی بیشتری به فرد مقابل خود پیدا می کنند. در زیـر به سبـک های گوناگون عشـق اشاره میشود:

۱- اروس (EROS):

عشق شهوانی - عـشق بـه زیبایی -فاقد منطق - عشق فیزیکی که بواسطه جذابیت و کشش های جسمانی و یا ابرازآن بطور فیزیکی نمایان میگردد - همان عشق در نگاه اول - با شدت آغازشده و بسرعت فروکش میکند.

۲- لودوس (LUDUS):

عـشق تـفننی - ایـن عشـق بـیـشتـر مـتعلق به دوران نوجوانی میباشد - عشق های رمانتیک زودگذر - لودوس ابراز ظاهری عشق است-کـثرت گرا نسبت به شریک عشقی - به اصطلاح فردرا تا لب چشمه برده و تشنه بازمی گرداند - رابطه ی دراز مدت بعید بنظرمیرسد.

۳- فیلو (PHILO):

عشق بـرادرانـه - عـشـقـی کـه مبتنی بر پیوند مشترک می باشد - عـشقی کـه بـر پـایـه وحـدت و هـمـکاری بـوده و هـدف آن دسـتـیـابی بـه منافع مشترک است.

۴- استورگ (STORGE):
عشق دوستانه - وابسته به احترام و نگرانی نسبت به منافع مـتقابل - در این عشق همنشینی و همدمی بیشتر نمایان می باشـد -صـمـیـمـانـه و متعهد - رابطه دراز مدت است -پایدار و بادوام - بدون شهوت.

۵- پراگما (PRAGMA):
عشق منطقی - این ویژه ی کسانی است که نگران این موضوع میباشند که آیا فرد مقابلشان در آینده پدر یا مادر خوبی برای فرزندانشان خواهد شد؟ عشقی که مبتنی بر منافع و دورنمای مشترک می باشـد -پـایـبند بـه اصـول مـنـطـق و خردگرایی همبستگی برای اهداف و منافع مشترک.

۶- مانیا (MANIA):
عشق افراطی - انحصارطلب، وابسته و حسادت برانگیز - شیفتگی شدید به معشوق - معمولا فاقد عزت نفس - عدم رضایت از رابطه - مانند وسوسه میماند و میتـواند بـه احساسات مبالغه آمیز و افراطی منجر گردد - عشق دردسر ساز - عشق وسواس گونه.

۷- اگیپ (AGAPE):
عشق الهی - عشق فداکارانه و از خودگذشته - عشق نوع دوستانه (تمایل انجام دادن کاری برای دیگران بدون چشمداشت) - عشق گرانقدر.

پژوهشها نشان میدهند که زنان بیشتر به عشق از نوع پراگما، استورگ و مانیا و مردان به لودوس و اروس گرایش دارند.

مثلث عشق:
به عقیده ی دانشمندان تجربه ی عشق شامل عملکرد اجزاء صمیمیت، هوس (شهوت) و تعهد میباشد. شما برای دسـتـیـابـی بـه یک رابـطه ی سـالم و پـایدار مـی بــاید اعتدال را میان این سه عنصر برقرار سازید. اکنون به تعریف آنها میپردازیم:

تعهد: تا چه اندازه شما از خودتان مایه میگزارید تا رابطه یتان را شاداب و با تازه نگاه دارید؟ و یا تا چه اندازه با یارتان درستکار هستید؟ شـامل مسئولیت پذیری، وفاداری و وظیفه شناسی هستید؟
تعهد در رابطه به مفهوم آن است که بیشتر موانع و مشکلات را می توان با کمک یکدیگر از میان برداشت - وفادار حتی در سخت ترین شرایط.
صمیمیت: نزدیکی در رابطه - اموری که شما و یارتان در آن سهیم می بـاشـیـد اما فرد دیـگری از آنـها آگـاهـی ندارد - رازها و تجربـیات فردی و مشترک - صمیمیت امری فراتر از نزدیکی جنسی و فیزیکی می باشد.
تا چه اندازه شـما در کنـار یـارتان احـساس راحت بودن میکنید؟ آیا قادر به بیان عقاید و نقطه نظرهای خود میباشید؟بـدون آنـکه از مـورد انتقاد قرار گرفتن و نکوهش شدن واهمه داشته باشید؟آیا هنـگامی کـه صحبت میکنید واقعا به حرفهای شما گوش میدهد؟

هوس و شهوت:
انرژی بخش رابطه یتان می بـاشد. تمایل بـه بازگشت به منزل، تـنها برای کنار یار بودن - هوس فوریت، شهوت و تمایلات جنسی، رمانتیک بودن، اشـتـیـاق برای در کنار هم بودن و رفع سریع موانع برای وصال میباشد - احساسات شدید - جاذبه جسمانی.
اکـنـون به ابعاد متفاوت عشق در شرایط وجود و
یا نبود سه خصیصه فوق در یک رابطه توجه کنید:
تعهد+صمیمیت و نبود هوس: ایـن رابـطـه در خـطـر فروپاشی قرار ندارد اما نیازمند خلاقیت و انگیزه برای شعله ور ساختن مجدد عشق میباشد.

تعهد+هوس و نبود صمیمـیت: ایـن رابـطه عذاب آور است - گـاهـی اوقـات انـگـیـزه شدیدی آنها را جذب یکدیگر میکند اما سرانجام به یاس و ناکامی منجر میگردد زیرا قادر به آن نمیباشند که رابطه یشان را عمیق تر سازند. یا آنکه افکار، علایق و آرزوهای قلبی یکدیگر را بشناسند.

صمیمیت+هوس و نبود تعهد: این رابطه یک شبه است - کشش و اشتیاق شدیدی حکمفرماست اما عدم امنیت از آنـکه رابـطـه تـا چـه مـدت دوام خـواهـد آورد هر دو فرد را مایوس میسازد. عشق رمانتیک.

صمیمیت و نبود هوس و تعهد: علاقه (این عشق نیست) هـوس و نبود صـمـیـمیـت و تعهد: عشق شیدایی.
تعهد و نبود صمیمیت و هوس: عشق تو خالی و راکد.
هوس+صمیمیت+تعهد: عشق کامل و ناب و بی عیب و نقص.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٢٥

 

برخی از پژوهشگرها روی این موضوع متمرکز شده‌اند که «آیا عشق آتشین صرف نظر از عشق نافرجام، یک بیماری است یا نه؟» و جالب است بدانید روان‌شناسان بیشترین شباهت را بین عشق و یک بیماری خاص روانی به نام وسواس اجباری مشاهده کرده‌اند.

در این بیماری، افکار خاصی به ذهن هجوم می‌آورد که فرد گریزی از آنها ندارد؛ این افکار او را مجبور به ایجاد رفتارهای خاصی می‌کند که اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زیادی می‌شود. مثلا کسی عادت دارد هر شب 70 بار ریشش را شانه بزند و اگر 69 بار این کار را انجام بدهد درونش منقلب می‌شود و نمی‌تواند آسوده بخوابد.

عشق نه فقط در ظاهر و علایم بالینی شبیه این بیماری است، که از نظر آزمایشگاهی هم به آن شباهت دارد. در بیماری وسواس اجباری، یک ناقل خاص در سلول‌های پلاکت خون بیمار افزایش پیدا می‌کند. پژوهشگری به نام مارازیتی، افراد عاشق را به این طریق آزمایش کرده و به این نتیجه رسیده که آنها هم درست همین حالت را دارند. یعنی انگار عشق یک حالتی شبیه به وسواس اجباری ایجاد می‌کند که در آن فرد عاشق دچار افکار و عادت‌های خاصی می‌شود که نمی‌تواند از دست آنها خلاص شود- مثل تماس گرفتن پی در پی با معشوق و فکر کردن مداوم به او که عملکرد عادی ذهنش را مختل می‌کند.

هوش عاطفی‌ات را بالا ببر

با تمام این حرف‌ها، امروز دانشمندان به این نقطه رسیده‌اند که «اگر عشق و احساسات قابل اتکا نیستند پس چه چیز قابل اتکا است؟» یعنی چه چیزهایی باید وجود داشته باشد تا عشق افراد پایدار بماند. ابتدا نظریه‌ای شکل گرفت که اگر برخی شباهت‌های اولیه بین افراد وجود داشته باشد صممیت و رفاقت بیشتری بین آنان به وجود می‌آید و می‌تواند ازدواج موفق را تضمین کند. اما تجربه نشان داد که این اتفاق هم نمی‌افتد. آقای اشتنبرگ که مثلث عشق را ارائه کرده بود به این نتیجه رسید که خیلی از طلاق‌ها، بر خلاف انتظار، در مواردی اتفاق می‌افتد که انتخاب اولیه اشتباه نبوده است.

یعنی افراد در ابتدای ازدواج، شباهت‌هایی به هم داشته‌اند اما پس از ازدواج تغییر کرده‌اند. پس خیلی وقت‌ها مشکل اینجاست که آدم‌ها تغییر می‌کنند؛ اما با هم نه: در دو مسیر یا با سرعت‌های متفاوتی تغییر می‌کنند. پس حالا این سوال به وجود می‌آید که «اگر شباهت اولیه هم ضامن صمیمیت نیست پس چه چیز می‌تواند صمیمیت و رفاقت درازمدت بین زوج‌ها را تضمین کند؟»

پژوهشهای زیادی نشان داده‌اند که «هوش عاطفی» یکی از مهمترین عوامل موفقیت ازدواج است. هوش عاطفی نوعی از هوش است که به ما کمک می‌کند به احساساتمان آگاه باشیم، بتوانیم عواطفمان را خوب بیان کنیم، آنها را خوب کنترل و هدایت کنیم، ظرفیت های خودمان را بشناسیم و در مجموع یک حس مثبت کلی نسبت به خودمان داشته باشیم. از طرف دیگر بتوانیم عواطف فرد مقابلمان را درک کنیم و نسبت به آن واکنش اجتماعی یا بین فردی مناسب داشته باشیم.

هوش عاطفی به ما کمک می کند که وقتی دچار تعارض در احساساتمان می‌شویم فرو نریزیم و بتوانیم به عنوان مساله‌ای معمولی حلش کنیم. این نوع هوش، یک چیز ذاتی نیست و در شرایط محیطی شکل می‌گیرد و در میان تمام عوامل موثر در موفقیت در ازدواج، کلیدی‌ترین نقش را دارد؛ اگر دو طرف دارای هوش عاطفی بالایی باشند می‌توانند بفهمند که چطور همراه و همگام با تغییر احساسات و عواطف یکدیگر تغییر کنند تا به زندگی‌شان به رشد و صمیمیت بیشتری منجر‌شود.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٩

 

زنی با طراوت وسرزنده
چند توصیه به آقایان برای حمایت عاطفی از همسرانشان
اگر می خواهید همسرتان همواره زنی با طراوت وسرزنده و مادری سنجیده ومهربان باشد تصور نکنید
که مجبورید بهای سنگینی را برای حصول این نتیجه بپردازید. فقط کافیست روزانه دقایقی به دقت به
حرفهای او گوش فرا دهید. دراین شرائط طبیعی ترین کاری که او خواهد کرد همان صحبت کردن است.
دراین مواقع برای اینکه همسرتان احساس کند که مورد پذیرش بیشتری است ، بهتر است چند توصیه
زیر را رعایت کنید:

1- وقتی احساس می کنید همسرتان ناراحت است، منتظر حرف زدن او نمانید. اگر شما آغاز گر حرف
باشید، 50 درصد ناراحتی اش را از بین می برید.
2- وقتی به او اجازه صحبت می دهید ، بدانید ناراحت شدن ازاینکه او چرا ناراحت است کمکی به حل مسئله نمی کند.
3- از قطع کردن سخن او اجتناب کنید.
4- وقتی نمی دانید که چه بگویید ، حرفی نزنید. اگر نمی توانید حرف مثبتی بزنید و یا اگر نمی توانید
جانب احترام را بگیرید، ساکت بمانید.
5- اگر همسرتان قصد صحبت نداشت با طرح سئوال او را به صحبت تشویق کنید.
6- احساسات او را اصلاح نکنید و در مقام داوری برنیایید .
7- تا حد امکان آرامش خود را حفظ کنید. واکنش نشان ندهید چرا که اگر حتی برای لحظه ای
کنترل خود را از دست بدهید، بازنده می شوید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱۱

 

من داشتم فکر می کردم که ...
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ
اگر او به شما بگوید که " من فکر می کنم..." شما واقعا باید با مسئله جدی برخورد کنید. من با شما شرط می بندم که موضوع بحث چیزی جز ازدواج، ارتباط جنسی و یا یک پایان تلخ نخواهد بود. خانم ها معمولا چنین مسائلی را به روش های مختلف بیان می کنند مثلا: "تو چرا منو دوست داری؟" و یا "آیا تا حالا در مورد آینده فکر کردی؟". در برخورد با این مسائل شما باید همیشه یک راه فرار زیرکانه در سر داشته باشید و چه کاری بهتر از تغییر موضوع بحث.
مرد باش
ــــــــــــــــــــ
هیچ چیز به اندازه زیر سوال بردن مردانگی آقایون دردآور نیست. شما می توانید به راحتی مردانگی خود را با سبیلتان! اثبات کنید و از این طریق او را شرمنده کنید. اما اگر نمی خواهید کار به این جا کشیده شود می توانید موضوع بحث را عوض کنید. به عنوان مثال "آیا تو خودت یک زن کاملی؟ شاید به خاطر همینه که اینقدر غر میزنی"

پدر و مادرم می خواهند تو را ببینند
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــ
مفهوم این عبارت از دو مورد خارج نیست:
- رابطه شما کاملا جدی می شود و اتفاقات مهمی در حال وقوع است.
- قرار است تا مشکلات روانی شما در زیر میکروسکوپ روان شناسی خانواده مورد بررسی قرار گیرد.
تنها کاری که از دست شما بر می آید این است که امیدوار باشید تا پدر خانواده به یاد تعمیر آن چند سیم چین قدیمی که دارد نیفتد.

سرم درد میکنه
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ
عبارت مذکور به این معناست که امشب ابراز عشق و علاقه تعطیل است، رفیق. اما شما در این مورد هم می توانید او را گول بزنید. اگر احساس می کنید که او اصلا دوست ندارد که شهوت شما را فرا بگیرد، می توانید یک عدد آسپرین برای سردردش به او بدهید. این کارخود به خود همه چیز را روبه راه می کند.

نامزد قبلیم این کار رو نمی کرد
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــ
چون شما هیچ وقت در مورد روابط قبلی خود با او صحبت نمی کنید به همین دلیل انتظار ندارید که او هم در این مورد با شما صحبت کند. در چنین شرایطی او شما را علنا با مردی مقایسه می کند که خودش او را به زباله ها سپرده! اوه، خدای من، خیلی سریع از خودتان دفاع کنید.


به چی فکر می کنی؟
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
خانم ها خیلی کنجکاو هستند. آنها باید از تمام افکار، احساسات، علایق، عقاید، گمان ها و اشارات شما سر دربیاورند. از سوی دیگر آقایون اصلا دوست ندارند که در مورد همه چیز کاوش کنند و بحث راه بیندازند. سکوت آنها را بیشتر راضی نگه می دارد.

به نظرت اون خوشگله؟
ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــ
مطمئنا او شما را دیده که در حال نگاه کردن به آن خانم زیبا که عقل و هوش را از سر میبرد بوده اید. اصلا مهم نیست که تا چه حد زیرکانه و پنهانی نگاه می کردید، در هر حال او متوجه شده است. بنابر این اگر بگویید "نه" او می داند که شما دروغ می گویید و بحث و جدل آغاز خواهد شد. پس باز هم زمان استفاده از حقه های هنرمندانه است: "یک کم، ولی خیلی چاقه" و بعد هم برای اتمام قضیه دعا کنید.

چه تغییری کردم؟
ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــ
به طور حتم اگر نتوانید تشخیص دهید گرفتار درد سر بزرگی می شوید. و هر چه مدت زمان بیشتری را برای جواب دادن صرف کنید او نا امید تر شده و شما را احمق تر فرض می کند. زمانی که شما بالاخره فریاد می کشید " اوه، مدل موها تو عوض کردی!" او از عصبانیت منفجر می شود و گوشواره های جدیدش را به زمین پرتاب می کند و میرود.

دوستم نامزد کرده / باردار شده
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــ
شاید این عبارت در نگاه اول بی خطر به نظر برسد البته تا زمانیکه صدای او نازک نشده و نا امیدی در آن موج نزند. شما باید بدانید که منظور واقعی او چیست: " کی ما نامزد می کنیم / بچه دار می شویم؟" مسیر انحرافی فوق العاده در این قسمت این است که به ظاهر وانمود کنید که همه چیز را قبول می کنید. اما متاسفانه هیچ کاری از دست شما بر نمی آید هنگامی که او به کنار شما بیاید و با صدای آرام بگوید: "من باردارم". موفق باشی رفیق.

ما باید با هم صحبت کنیم
ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ
به خاطر داشته باشید که هیچ چیز مثبتی در مورد این عبارت وجود ندارد. شما باید انتظار بر هم خوردن رابطه و یا شرکت در یک بحث طولانی که چطور نمی تواند نیازهای او را براورده کنید را داشته باشید. به هر حال هیچ یک از موارد ذکر شده خوشایند نیستند و نمی توانید کار چندانی نسبت به آن انجام دهید. این عبارت یک ضربه شست واقعی است. حال تصور کنید که او از شما سوال کند " تو فکر می کنی من چاقم؟" هیچ چیز بدتر، نیشدارتر و آزاردهنده تر از این وجود ندارد. به هر حال همه چیز به خودتان بستگی دارد.

راه فرار
ــــــــــــــــــــ
در حالیکه هیچ یک از مردها دوست ندارند که عبارات مذکور را بشنوند، ولی متاسفانه مجبور هستند. بعضی از آنها را می توان تا حدودی تحمل کرد اما تنها کاری که می توانید انجام دهید این است که خود را برای شنیدن آنها آماده کنید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

انسان موجودی است که برای زندگی اجتماعی آفریده شده و هنگامی که احساس کند دوست ‌داشتنی و مورد پذیرش نیست، احساس بدبختی و تیره روزی می‌کند. ‌‌ واقعیتی که شامل من، تو و همه مردم دنیا می‌شود. برای ایجاد روابطی دوستانه و شادی بخش چه باید ‌کرد؟

اگر آدم‌ها رفتارهایشان را مورد بررسی و کند و کاو قرار دهند و آنها ‌را با روش‌های علمی توصیه شده بسنجند می‌تواند کمک بزرگی باشد برای کشف اینکه ‌مردم چه دوست دارند، چه می‌خواهند و به چه چیزهایی نیاز دارند؟‌‌

برای به حداقل رساندن اصطکاک خود با دیگران و افزایش میزان محبوبیت‌تان میان افراد ،کافی است به 8 توصیه ای که در پی می آید عمل کنید:


[تنها کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به مشاهده لینک هستند]


1-‌ راه کمک به دیگران را پیدا کنید :‌ نسبت به همه کس مهربان، همدل و سرشار از حس یاری و یاوری باشید چرا که ممکن است روزی ‌سرنوشت شما در دستان آنها قرار گیرد و یا حداقل، دوستی به حلقه دوستانتان اضافه شود.‌


2-‌ بـه آنـچـه مـی‌گـویـید عمل کنید :‌ دوستانتان هنگامی به شما اعتماد خواهند کرد که ببینند شما آنچه را که می‌گویید انجام می‌دهید. آنها ‌همچنین توقع دارند که شما آن را به بهترین شکل ممکن انجام دهید. هیچ چیز نباید مهم‌تر از قولی که ‌می‌دهید، باشد. وقتی شما به طور ذهنی و اخلاقی به قول‌هایی که می‌دهید پایبند باشید، پلی ‌بین ‌خودتان و موفقیت می‌زنید.

3-‌ بردبار باشید و کم انتقاد کنید :‌ این واقعیتی است که همه اشخاص نکات قابل انتقادی دارند و ممکن است کارهایی انجام دهند که از نظر ‌شما ناپسند باشد اما شما زمانی نسبت به دیگران موفق‌تر خواهید بود و دشمنان کمتری خواهید داشت ‌که آن ها را آن‌طور که هستند بپذیرید.‌

4-‌ سعی نکنید بر دیگران حکمفرمایی کنید :‌ هیچ‌کس دوست ندارد به عنوان فردی ضعیف به حساب بیاید، توانایی‌هایش به هیچ گرفته شود و ‌همیشه به او بگویند چه کاری را چگونه انجام دهد. اگر شما دائماً خواسته ‌های خود را به دیگران تحمیل ‌کنید، با به وجود آوردن حس برتری جویی و سلطه طلبی در منزل یا محیط کار، دیگران را از خود دور می‌کنید.

5‌- معلوماتتان را به رخ نکشید :‌ هر فردی دوست دارد در دید دیگران مهم و ارزشمند بـه نـظر بیاید. پس هنگامی که شما تلاش می‌کنید این ‌احـساس را به فردی تقدیم کنید، بهترین موقعیت را در روابط ایجاد و ادب و نزاکت خود را متجلی کرده‌اید، اما ‌اگر تلاش کنید با فضل فروشی، خود را فرد مهمی نشان دهید اگر چه ممکن است دیگران شما را به خـاطـر ‌دانـش‌تان تحسین کنند اما شما را دوست نخواهند داشت. بهتر است مورد علاقه باشید تا مورد تحسین. ‌توجه کنید کسی که تلاش می‌کند تا اطلاعات و دانش‌ خود را به رخ شما بکشد شاید تلاش‌می‌کند ‌احساس عمیق خودکم‌بینی در سایر زمینه‌ها را مخفی کند، او به دلسوزی و همدلی شما نیاز دارد.‌

6-‌ هرگز به گونه‌ای رفتار نکنید که گویی شما بالاتر و برتر از اطرافیانتان هستید :‌ اگر خداوند به شما توانایی‌های برتری بخشیده است برای آن است که در رشد و ارتقای آن بکوشید و از ‌مواهب آن بهره‌مند شوید. اگر تـلاش مـی‌کـنـیـد تا این برتری‌ها را به رخ اطرافیانتان بـکـشـیـد، متاسفانه یک ‌جزیره کوچک تنها خواهید شد و در جمع مجبورید مدام سر به این سو و آن سو بچرخانید تا شاید شنونده‌ای ‌برای حرف‌هایتان پیدا کنید. این سرنوشت در انتظار همه کسانی است که دروغ می‌گویند و بدون وقفه ‌مبالغه می‌کنند.

7-‌ با گوشه و کنایه و متلک صحبت نکنید :‌ اگر شما بتوانید شرایط حاکم بر جمع و حال و حوصله افراد دور و برتان را درک کنید، روابط شخصی شما ‌مانند یک سفر دریایی، نرم وآرام خواهد شد. زمانی ممکن است یک پاسخ کنایه‌آمیز بتواند توفانی از خنده ‌به راه بیندازد، اما باید متوجه باشید این شادی زودگذر باعث دلخوری و دلتنگی فرد دیگری نشود.‌

8-‌ هرگز مردم را مسخره نکنید :‌ اشتباه کردن جزء لاینفک رفتار بشری است و هیچ‌ چیزی به اندازه مسخره شدن به خاطر آن اشتباه، فرد را ‌مورد اذیت و آزار قرار نمی‌دهد. مسخره کردن سبب می‌شود فرد احساس حقارت کند. این کار اهانت بزرگی ‌است به اندازه‌ای که گاهی وقت‌ها زمان زیادی طول می‌کشد تا شخص بتواند فرد مسخره کننده را ببخشد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

کاریزما قدرتی ناملموس است که سبب می شود افراد از شما پیروی کنند، در اطرافتان باشند و از شما تأثیر و الگو بگیرند.

هر فردی با تمایلات قوم گرایانه متولد می شود، و در چند سال اول زندگی معیار او همان رویدادهایی است که در اطراف او می گذرد. و دید او به زندگی همان دید و معیار است که به آن دید درونی می گوییم. بعضی از افراد این دید درونی را تا بزرگسالی حفظ می کنند. چنین افرادی که همه چیز را با محوریت خود می بینند هیچگاه نمی توانند ایجاد جاذبه کنند. و افرادی پر طرفدار باشند.

افراد موفق که می خواهند تأثیر گذار باشند، دایره توجه و فعالیتهای خود را به سمت بیرون از خود گسترش می دهند. به گونه ای که از اتفاقات اطراف و شرایط دیگران آگاهند گویی خود در آن شرایط قرار گرفته اند. آنچه آنها با این عمل سعی در ایجاد و تقویت آن دارند کاریزما یا جاذبه فردی است.

برای ایجاد کاریزما باید یاد بگیرید:

با اعتبار بالا عمل کنید.

افرادی که در رفتار خود متناقض و غیر قابل پیش بینی هستند، دیگران را دفع می کنند. و در مقابل افرادی که در رفتار خود ثابت قدم هستند، دیگران را به سمت خود جذب می کنند. برای ایجاد کشش در دیگران باید صداقت داشته باشید. در مورد اعتقاد خود با دیگران صحبت کنید و شفاف باشید، و بر طبق آن عمل کنید. در این صورت آنقدر اعتبار اخلاقی دارید که مورد احترام دیگران واقع شوید.

جری اسپنس یکی از بزرگترین وکلای ایالات متحده امریکا می گوید: «اگر سخنرانی قدرت سخن پردازی بالا داشته باشد، تیز هوش ترین فرد باشد، از روانشناسی سر در بیاورد و از همه ابزارها لازم بهره مند باشد ولی اعتبار نداشته باشد آنگاه باید برای پلیکانها سخنرانی کند.»



جذاب باشید

برای دیگران جذاب باشید. با شخص مقابل خود به گونه ای برخورد کنید، گویا مهمترین شخصی است که امروز ملاقات می کنید. به آنها لبخند بزنید، نه یک لبخند کوتاه از روی اجبار بلکه یک لبخند جادویی 2 یا 3 ثانیه ای.

وقتی لبخند می زنید کمی به سمت طرف مقابل متمایل شوید، و با خود بگویید «چقدر من به تو علاقه مندم. تو انسان بزرگی هستی. من می خواهم بیشتر در مورد خوبیهای تو بدانم.» به عبارت دیگر باید با دید مثبت به دیگران بنگرید. و این جملات به شما در تلقین این احساس کمک می کند. شاید این جملات به نظر شما احمقانه برسد ولی بعد از انجام این عمل خودتان از ارتباط و اعتماد خلق شده شگفت زده خواهید شد.



افزایش احترام

برای این منظور چند مهارت وجود دارد که با پرورش آنها فضای احترام متقابل در سازمان شما افزایش می یابد. مثلاً صحبت کسی را قطع نکنید، اگر می خواهید با افراد صحبت کنید از آنها بپرسید آیا برای گفتگو وقت دارند؟ و به عقاید دیگران گوش کنید.

به خاطر داشته باشید، هیچگاه خود را شخصی که همه چیز را می داند نشان ندهید. یا در صحبت کردن آنقدر عجله نکنید تا صحبت دیگران را تمام کنید. نظر فرد مقابل را تفسیر کنید تا به آنها بفهمانید که واقعاً به حرف آنها گوش داده اید.



بی ریا نظر خود را ابراز کنید.

افرادی که با شما کار می کنند به نظر شما در مورد خود اهمیت می دهند. یک یادآوری یا قدردانی از کار خوب کارمندان و همکاران برای آنها ارزشمند است.

در تعریف کردن از افراد از گفتن جملات کلی خودداری کنید. مثلاً نگویید: «کارت را بسیار عالی انجام دادی» سعی کنید آن را شخصی تر کنید مثل این جمله: «این بهترین تحقیقی بود که در شش ماه گذشته دریافت کرده ام. کارت عالی بود.»



تعاریف را پذیرا باشید.

اگر یکی از اطرافیان از شما تعریف می کند از گفتن جملاتی مانند «اینکه چیزی نبود.» یا «من اینکار را سالها قبل انجام می دادم اینکه چیز جدیدی نیست» خودداری کنید.

پس زدن یک ستایش همیشه سبب احساسات ناخواسته و تحقیر کردن خود و طرف مقابل می شود. فقط بگویید «متشکرم» آنگاه احساس دلپذیرتری در هر دو طرف بوجود می آید.



موضع خود را مشخص کنید در مقابل آنها نباشید.

افراد دوست ندارند با کسانی که فکر می کنند در مقابل آنها هستند همکاری کنند. وقتی که شما با بعضی از اعمال افراد مخالفت می کنید آنها جبهه می گیرند و فکر می کنند با شخص آنها مخالفت می کنید. وقتی که مخالفت خود را با عقیده افراد ابراز می کنید بخشی از مشکل می شوید. این بدان معناست که اگر جنگ آغاز شود جنگیدن کار درستی به نظر می رسد. پس بهتر نیست جنگی که لزومی ندارد شروع نشود.

اگر در فکر عملی کردن کارهایی که در ذهن خود دارید هستید، در حال شروع یک فرایند همکاری هستید. و اگر در آن موفق باشید تبدیل به فرد قدرتمندی شده اید.

این بار که با کسی در تضاد فکری قرار گرفتید سعی کنید بیشتر روی نظر فرد مقابل فکر کنید. شاید احتیاجی به مخالفت نباشد و شاید با کمی خلاقیت و رفتار خوش بتوانید به یک نظر واحد برسید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

می دانید چه چیز باعث می شود که بعضی افراد همیشه در کارهایشان موفق شوند ولی بعضی دیگر همیشه شکست بخورند؟ آنهایی که موفق می شوند همیشه کارهایشان را از روی برنامه انجام می دهند، اما آنها که شکست می خورند فقط در رویاهایشان غوطه ورند.

اگر برای زندگی و فرصت های شغلی که برایتان پیش می آید طرح ریزی کنید، نسبت به کسی که هیچ برنامه ای برای زندگیش ندارد بسیار جـلوتر هستید. افرادی که در تجارت--تنها موفقیتی که حداقل می توان آن را با شمردن تعداد صفرهای جلوی حساب بانکیمان اندازه گیری کنیم-- موفق می شوند، در مقایسه با آن افرادی که کماکان مشغول واکس زدن کفشهایشان هستند چون نقشه ها و طرح هایشان بهترین ها از آب درآمده اند، بسیار موفق تر هستند.

افرادی که همیشه موفق می شوند و بهترین نقشه ها را می کشند، مطمئناً چیزهایی می دانند که شما نمی دانید. من همیشه گفته ام که اختلاف بین آدم ها در جزئیات مسائل است. دانستن پیچیدگی های زندگی باعث می شود که بین شما و افراد دیگر تفاوت باشد. پس اگر چیزی می دانید که سایرین از آن خبر ندارند، چه لزومی دارد که به آنها بگویید؟

به همین دلیل یکی از قانون های طلایی من این است که هیچگاه صد در صد هیچ چیز را برای کسی برملا نکنید. همیشه چیزی را مخفی نگه دارید، %50، %10 یا حتی %1 از چیزهایی که می دانید را پیش خودتان نگه دارید. آن %1 درصد می تواند همان جزئیاتی باشد که بتوانید با دانستنش یک قدم از سایرین جلو بیفتید.

نقشه تان را پیش خودتان نگه دارید
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ
وقتی فکر ایده آلی به سرتان زد که می تواند خوشبختیتان را تضمین کند، نباید آن را با دیگران در میان بگذارید. همان ثانیه که نقشه تان را به زبان بیاورید، دیگر فایده ای نخواهد داشت و مثل شیشه شیری است که وسط آشپزخانه داغان شود و فقط یک گربه احمق است که به طرف آن خواهد رفت.

یک نقشه خوب حتی نباید روی کاغذ هم برده شود. فقط باید آن را در مغزتان نگه دارید تا زمانی که موقعش برسد.

در زندگی همیشه فکر می کردم که همه قصد سوء استفاده از من را دارند. از این رو خیلی وقت پیش یاد گرفتم که دهانم را بسته نگه دارم و حرفی نزنم. حتی زمانی که لازم است حرف بزنم، بسیار مراقب هستم.

اگر می خواهید کسی به شما کمک کند تا فکر بکرتان را به انجام برسانید، لازم است که او از نقشه تان خبر داشته باشد. شما باید اطلاعات کافی برای انجام کارش به او بدهید. اما فقط به حد نیازش—به خصوص زمانی که می خواهید این کار را نه با یک فرد از فامیل بلکه با یک همکار انجام دهید. لزومی ندارد که آنها از هدف نهایی کار شما اطلاع پیدا کنند.

کار خودتان را انجام دهید
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ
در دنیای کار وضع به همین منوال است. اگر شما رئیس هستید، لزومی ندارد که همه کارکنان زیردستتان را از تمام اطلاعات و مسائل شرکت مطلع کنید. لازم نیست که آنها برای انجام وظایفشان از همه چیز اطلاع داشته باشند.

به انجام رسیدن کاری ربطی به دانستن در مورد آن ندارد. پس چرا وقتتان را برای دادن اطلاعات به دیگران که به دردشان هم نمی خورد تلف کنید؟ که به پیشنهاداتشان گوش دهید؟ اما اگر پیشنهادات فوق العاده ای دارند، پس چرا برای شما کار می کنند؟

و به یاد داشته باشید که حتی نزدیکترین دوستتان هم نباید از نقشه های شما آگاهی پیدا کند. چون هیچ اطمینانی نیست که او این مطلب را پیش خود نگه دارد. مردم معمولاً دوست دارند که پیش این و آن با دانسته هایشان خودنمایی کنند. وقتی کسی از مطلب مهم و با ارزشی باخبر باشد، فکر می کنید می تواند تمام مدت آن را پیش خود حفظ کند؟

خانواده تان
ــــــــــــــــــــ
اگر نباید هیچگاه صد در صد مطلبی را برای بهترین و نزدیکترین دوستتان فاش کنید، پس برای خانواده تان هم نباید این کار را بکنید. کارهایی که در اداره انجام می دهید، ربطی به خانواده تان ندارد و نباید آن را در خانه بیان کنید. حتی همسرتان هم نباید از نقشه های شما باخبر شود. تنها چیزی که باید بگذارید او بداند اسم وکیلتان است، چون ممکن است اتفاقی برایتان پیش بیاید که به او نیاز پیدا کند. و اگر نه از تک تک اطلاعاتی که در رابطه با مسائل کاری و نقشه هایتان به او می دهید، سوء استفاده خواهد کرد.

نتیجه کار
دوست دارید بدانید چه می شود اگر همه چیز را فاش کنید؟

کنترل موقعیت از دستتان خارج می شود. دیگر نمی توانید کنترل همه جانبه نقشه تان را در دست داشته باشید. اگر هر کسی فکر کند که می تواند کاری برای پیشبرد هدف انجام دهد، دیگر شما رئیس نیستید.

کنار گذاشته می شوید. اگر کسی از نقشه عالی شما باخبر شود، دیگر به چه دردی می خورید؟ اگر همه بفهمند که از کجا اون کت و شلوار مارک آرمانی را 200 هزار تومان می خرید، فکر نمی کنم دیگر کسی پیدا شود که آن را از شما 400 هزار تومان بخرد.

حسادت و طمع از راه می رسند. طبیعت انسان قابل پیش بینی است. اگر کسی موفق شود یا به پول برسد، بقیه به او حسادت خواهند کرد. هر نقشه قابل اجرایی سودمند خواهد بود. پس اگر به دیگران در مورد مقدار پولی که به دست خواهید آورد چیزی بگوئید، فقط دشمنانتان را بیشتر کرده اید.


نکته آخر
ـــــــــــــــــ
هر نقشه ای را که می خواهید اجرا کنید، فقط زمانی باید فاش شود که مرگتان فرا رسد. ولی چون نمیدانیم که عمرمان کی تمام می شود، در اینجا چند توصیه برای شما داریم:

هر قسمت از نقشه تان را با یک وکیل در میان بگذارید.
یک وکیل اجرایی استخدام کنید تا اسامی سایر وکلا را که هر کدام از قسمتی از نقشه شما آگاهی دارند فاش کند.
به این وکلا بگویید که تنها کسی که باید از این نقشه بعد از مرگ شما باخبر شود وارث شما ( همسر، فرزندان، یا هر کس دیگر ) است.
اگر می خواهید که نقشه تان در زمان مشخص به فرد تعیین شده برسد، این بهترین

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

چرا دل شکستگی واقعا درد دارد؟
این ژن در افراد مختلف متفاوت بوده و نوعی نادر از آن باعث افزیش حساسیت فرد در برابر پس زده شدن در اجتماع و بروز تجربه افسردگی در وی خواهد شد.

محققان دانشگاه کالیفرنیا با کشف ژنی که میان دردهای فیزیکی و ذهنی انسان ارتباط برقرار می کند اعلام کردند شکستهای احساسی و یا عدم پذیرش اجتماعی یا به بیان عامیانه دل شکستگی به معنی واقعی در بدن انسان درد فیزیکی به وجود می آورند.
محققان موفق به کشف ارتباط ژنتیکی میان درد فیزیکی و شکستهای اجتماعی شدند این به آن معنی است که قطع ارتباط عاطفی میان افراد یا دل شکستگی به معنی واقعی دردناک است.
روانشناسان دانشگاه کالیفرنیا اعلام کردند بدن انسان دارای ژنی است که می تواند حساسیت دردهای فیزیکی را به حساسیت دردهای اجتماعی ارتباط دهد. این یافته در راستای نظریه مشهوری است که معتقد است پس خوردگی یا عدم پذیرفته شدن در اجتماع دردناک است و در بدن انسان درد فیزیکی ایجاد می کند.
این ژن تنظیم اصلی ترین بخش تسکین درد در بدن انسان به نام Mu-Opioid را که با دردهای تجربیات دردناک اجتماعی نیز درگیر است به عهده دارد. مطالعات جدید نشان می دهد تنوع میان ژن گیرنده های Mu-Opioid با نام OPRM1 که اغلب با دردهای فیزیکی در ارتباطند به میزان درد اجتماعی و ذهنی که فرد در هنگام عدم پذیرش یا شکست عاطفی تحمل می کند نیز ارتباط دارد.
این ژن در افراد مختلف متفاوت بوده و نوعی نادر از آن باعث افزیش حساسیت فرد در برابر پس زده شدن در اجتماع و بروز تجربه افسردگی در وی خواهد شد. محققان به منظور بررسی نوع ژن موجود در بدن نمونه های بزاق 122 داوطلب را جمع آوری کرده و میزان حساسیت این افراد را در برابر دردهای اجتماعی و فیزیکی به دو شیوه مورد آزمایش قرار دادند.
نتیجه آزمایشها نشان داد افرادی که نسبت به دردهای فیزیکی بسیار حساس بوده از نوعی خاص از ژن OPRM1 برخوردار بودند در هنگام آزمایشهایی که برای آنها به صورت آزمایشگاهی حس شکست یا عدم پذیرش را به وجود می آورد، در برابر عدم پذیرش از خود حساسیت بسیار بالاتری نشان داده و در عین حال فعالیت بخشی از مغز این افراد که با دردهای اجتماعی در ارتباط است افزایش پیدا کرده است.
بر اساس گزارش تلگراف، این اولین باری است که ارتباط ژنتیکی میان دردهای فیزیکی و ذهنی به این شکل به اثبات می رسد. به گفته محققان به دلیل اینکه ارتباطات اجتماعی در زندگی انسان از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند، درک احساس درد از نداشتن چنین ارتباطی می تواند انگیزه ای محکم برای حفظ ارتباطات اجتماعی فرد به شمار رود.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

شما هم شب ها تا دیر وقت بیدار می مانید و نگران این هستید که رقیب، عشقتان را از چنگتان درآورد؟ مظنون هستید که همسرتان، نامزدتان یا عشقتان به جز شما با کس دیگری هم رابطه دارد؟ می خواهیم به شما آموزش دهیم که چطور بر رقیبتان پیروز شوید و عشقتان را برای همیشه به دست آورید.


1) به او نشان دهید که برای انتخاب او بیشتر از هر چیز دیگری احترام قائلید.


کاری نکنید و چیزی نگویید که طرفتان را مجبور کند آنطور که شما می خواهید زندگی کند و همه چیز را مثل شما ببیند. اگر او دوست دارد که خودش انتخاب کند، حال این انتخاب شما باشید یا کس دیگری، به او نشان دهید که برای نظرش احترام قائلید. اگر بتوانید به او ثابت کنید که آزادی انتخاب به او می دهید و برای نظر او احترام قائلید، مطمئن باشید که انتخاب او شما خواهید بود.


2) سعی نکنید رقابت کنید.


سعی نکنید با رقیبتان رقابت کنید. وقتی رقابت می کنید یعنی با او وارد مبارزه شده اید و وقتی وارد مبارزه شوید، انرژی منفی خیلی زیادی تولید می کنید و منجر به تجربه های ناخوشایندی با اطرافیانتان می شود. درعوض، سعی کنید فرصت هایی ایجاد کنید که منجر به تجربه های مثبت شوند، به ویژه با عشقتان. اجازه بدهید طرفتان وقتی باشماست احساس راحتی بیشتری کند.

3) از بحث کردن درمورد مسائل مربوط به رقیبتان خودداری کنید.


وقتی کنار عشقتان هستید، سعی نکنید مداوماً از او درمورد مسائل مربوط به رقیبتان سوال کنید: مثلاً دیروز کجا رفتی؟ چرا فلانی اینکار را می کند؟ چرا فلان چیز را به او دادی و ...پرسیدن چنین سوالاتی فقط او را به حالت دفاعی می کشاند و پاسخ هایی که می دهد هم صادقانه نخواهد بود.چنین بحث هایی اکثر اوقات تجربه های ناخوشایندی ایجاد می کند و باعث می شود هر دو شما سر یک موضوع کوچک و بی ارزش به بجث و جدل بپردازید. پس به طرفتان آزادی انتخاب بدهید. اجازه بدهید هر کاری که دوست دارند انجام دهند و بعد می بینید که از این درک شما قدردانی خواهند کرد. اگر طرفتان متوجه شود که وقتی با شماست می تواند راحت تر از وقتی که با رقیبتان است نفس بکشد، مطمئن باشید که به سمت شما می آید، بدون اینکه ت برای آن کرده باشید.


4) سعی نکنید مثل سیریش به طرف مقابلتان بچسبید.


خودتان را به یاد بیاورید که تازه با طرفتان آشنا شده بودید. آن فردی که آنموقع بودید همان کسی است که طرفتان عاشقانه و عمیقاً دوست می دارد. پس همان آدم باشید. وقتی آن آدم بودید، کسی بودید که مثل سییش به طرفش نمی چسبید. فردی مستقل، بی خیال، و سرشار از انرژی زندگی بودید. این خود واقعی شماست که طرفتان عمیقاً دوستش دارد و می خواهد که با او باشد. پس همه آن وابستگی ها را دور بریزید و سعی کنید استقلال فردیتان را حفظ کنید. اگر رابطه تان رو به انهدام است، افراد دیگر به شما خواهند گفت، "طرفت عوض شده" یا "آدم ها عوض می شوند، زندگی همینه". درعوض لحظه ای مکث کنید و از خودتان بپرسید ایا طرف من واقعاً تغییر کرده است؟ یا این خودم هستم که تغییر کرده ام؟ آیا به کسی تبدیل شده اید که خیلی از رابطه تان توقع دارید؟ عشق شما، شما را به خاطر آن که هستید دوست دارد، پس همان آدم مستقلی باشید که یک روز بودید.



نکات بالا را همیشه در خاطر داشته باشید و با رعایت این نکات مطمئن باشید که قلب کسی را که دوستش دارید به دست خواهید آورد، بدون اینکه تلاش زیادی کرده باشید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

یکی از لذت بخش ترین تجربیات زندگی مشترک این است که حرف مبهمی را بزنید و بدانید که همسرتان دقیقاً منظور شما را می فهمد.
توانایی در صحبت خودمانی، ایماء و اشاره، نکته پرانی و چشمک زدن و نظایر آن، نشانه ی نزدیکی و صمیمیت است. گفت و گویی که پایان خوش دارد نشانه صمیمیت است. طرفین می دانند که دیگری چه می گوید و تدریجاً از این که می توانند آزادانه حرف بزنند و منظور یکدیگر را بفهمند لذت می برند. اما در ازدواج های ناموفق ، لذت گفت و گو در فضای شکایت ها و گله مندی های خشمگینانه و سوءتفاهم ها گم می شود و جای اشارات دلنشین ابروها و چشمک های خوشایند را نگاه های خیره و اشارات انتقادی و بهانه گیری ها و تهدیدها پر می کند. چه اتفاقی می افتد؟ چرا صحبت های دلنشین از دست می روند؟ مسئله اینجاست که به مرور شیوه های متفاوت صحبت، منافع و چشم اندازهای متفاوت و سوءتفاهم ها روی هم انباشته می شوند و آهنگ دلپذیر صحبت را تغییر می دهند.

برخی از اشخاص نسبت به وضع ظاهر خود حساس هستند و بعضی دیگر به طرز صحبت خود با سایر اعضای خانواده حساسیت دارند. اگر با همسر خود صحبت می کنید، از توهین، تهمت و سرزنش بپرهیزید. از زدن برچسب مانند ش ل خ ته، خودخواه یا بی ملاحظه، لجباز و غیره خودداری کنید.

زن و شوهر ممکن است هنگام صحبت علی رغم حُسن نیت به بیراهه بروند. به جای صحبت نرم و ملایم ، با هم مشاجره کنند و چون یکی از آنها به قصد سبک کردن فضای سنگین صحبت، به شوخی حرفی بزند، دیگری چنان واکنش نشان دهد که انگار در شوخی هم قصد و شری در کار بوده است. در این شرایط هر اقدامی برای تلطیف فضای صحبت، نتیجه معکوس می دهد.

هم صحبتی زن و شوهر با هم، برای رشد و بقای احساس صمیمیت آنها نقش قطعی دارد. متأسفانه بسیاری از زوج ها و شاید بتوان گفت اغلب آنها از مهارت های لازم برای گفت و گو با یکدیگر برخوردار نیستند و بی آنکه بخواهند گرفتار سوءتفاهم و دلسردی و تکدر خاطر می شوند.


در این جا به چند نمونه از مسائل و مشکلاتی که بر سر راه گفت و گوی مؤثر همسران وجود دارد اشاره می کنیم:

1- مسئله: نمی توانم با همسرم صادق باشم.

2- مسئله: نمی توانم خودم باشم بسیاری
از اشخاص مدعی هستند که نمی توانند با همسرشان راحت صحبت کنند، باید احتیاط کنند مبادا حرفی بزنند و همسرشان را ناراحت کنند. زنی شکایت می کند که وقتی به شوهرم حرفی می زنم واکنش بسیار بدی نشان می دهد. باید مواظب باشم، باید روی کلماتم فکر کنم.

سؤال می تواند آغازگر صحبت و ادامه آن ، و در نهایت اسباب توقف و ناتمام ماندن آن گردد. گاه یک سؤال دقیق و حساب شده می تواند به گونه ای اعجاب انگیز همسر شما را به صحبت تشویق کند. اما یک پرسش نابهنگام، طعنه آمیز یا بی تناسب می تواند از ادامه صحبت جلوگیری کند.

برای آموختن شیوه های جدید صحبت با همسر خود،کلمات را با سیاست و با رعایت همه جوانب ادا کنید، سعی کنید لحن خوشایندی داشته باشید. می توانید اگر خواستید یاد صحبت های مؤدبانه روزگار قبل از ازدواج بیفتید. استفاده از این طرز صحبت در مناسبات زناشویی، به خصوص اگر در برخورد با همسر خود لحن انتقاد آمیز دارید، ساده نیست. در این صورت برای ایجاد تغییر باید تلاش بیشتری کنید. شکستن عادت ها ساده نیست، اما با یاد گرفتن الگوهای جدید می توانید بدون کنترل و به طیب خاطر با همسرتان حرف بزنید.

- مسئله: همسرم مرتب سر من داد می کشد به اعتقاد بعضی ها بلند صحبت کردن همسر، نشانه عصبانیت و حتی ضعف اخلاقی است. در این مورد زن و شوهر می توانند با گفت و گو، مسئله بلند صحبت کردن را حل کنند. زن یا مردی که از صدای بلند همسرش رنجیده ، باید این احتمال را در نظر بگیرد که ممکن است بلند صحبت کردن همسرش را اشتباه تفسیر کرده باشد. از سوی دیگر همسر نیز می تواند لحن صدای خود را ملایم تر کند. راه حل بهتر این است که کسی که از صدای بلند همسرش ناراحت می شود نسبت به آن حساسیت نشان ندهد. می تواند به ملایمت اعتراض کند، اما رنجشی به دل نگیرد.

4- مسئله:شوهرم فقط به خودش فکر می کند و به صحبت های من گوش نمی دهد بسیاری از زن ها از شوهرانشان انتظار دارند که از احساسات خودشان حرف بزنند، این موجب می شود که آنها نسبت به شوهرانشان احساس صمیمیت بیشتری کنند. واکنش احساسی زن و مرد نسبت به فراز و نشیب های زندگی، به آنها احساسی از وحدت و انسجام می بخشد. بسیاری از نویسندگان، احتیاط در ابراز احساسات از سوی مردها را یکی از اشکالات عمده آنها می دانند. بسیاری از زن ها هم درباره همسرشان همین نظر را دارند: شوهرم مثل آهن سرد و خشک است. اگر احساساتش را بروز می داد خیلی بهتر می شد. اما اغلب شوهرها، احتیاط در ابراز احساسات را دلیل نقص و ضعف نمی دانند. مردها در مقایسه با زن ها اغلب خویشتن نگری کمتری دارند و احتمالاً به قدر زن ها از احساسات خود، آگاه نیستند. مردی که به احساسات خانمش توجه می کند، نسبت به احساسات خودش هم حساس می شود.

5- مسئله:با هم صحبت می کنیم اما صحبت ما سرد و بی روح است مسئله این است که طرفین موضوعات مورد علاقه یکدیگر را طرح نمی کنند. از آن گذشته طراوت و شادابی گفت و گوهای اوایل آشنایی، دیگر وجود ندارد و طرفین اقدامی برای جلب نظر یکدیگر صورت نمی دهند. دلیل دیگر این است که زن و شوهر نتوانسته اند گفت و گو برای حل مشکلات را از مکالمات خوشایند جدا کنند. بنابراین وقتی یکی از آنها با یک تعریف محبت آمیز شروع می کند، دیگری ممکن است فرصت را برای طرح یکی از گرفتاری های خود مناسب بپندارد، در نتیجه گفت و گوی محبت آمیز و لذتبخش کمیاب می شود.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

خصوصیاتی که شعله تحریک جنسی آقایون را خاموش می کند

خانم ها آیا می دانید که چه چیزهایی شعله جنسی آقایون را خاموش می کند؟ خیلی چیزها البته ممکن است رفتار یا خصوصیتی که شعله جنسی یک مرد را خاموش می کند، برای مرد دیگر اینطور نباشد. بعد از انجام تحقیقات مختلف، ما به این نتایج رسیده ایم. در این مقاله لیستی 10 موردی از مهمترین چیزها و رفتارهایی که تحریک جنسی آقایون را متوقف می کند، گرد آورده ایم. خانم ها همیشه به یاد داشته باشید ممکن است همه این موارد شعله تحریک همسر شما را خاموش نکند اما در هر حال از جمله متداولترین مسائلی است که می تواند منجر به آن شود.

1. زن هایی که مثل پلیس های ترافیک عمل می کنند.

یعنی زنهایی که حین عمل جنسی از مردشان می خواهند کاری را انجام دهد. مثلاً می گویند، لباسم را آرام دربیار، حالا گردنبندمو دربیار، نه نه نه اینقدر تند، با دستت موهامو نوازش کن، و و و.... بله خیلی از خانم ها هستند که موقع روابط جنسی چنین رفتاری دارند. در تحقیقاتی که ما انجام دادیم مردها واقعاً از این رفتار متنفر بودند. البته ابراز احساستان درمورد روابط جنسی با اینکه مثل یک پلیس ترافیک دستور بدهید، خیلی فرق می کند.

2. زنهایی که در بستر، بی تحرک هستند (واکنش نمی دهند).

کاملاً واضح است که این کدام دسته از خانم ها می باشند. خیلی از زنها هستند که فقط در تختخواب دراز می کشند و بقیه کارها مسئولیتش با مرد است. قدیم عرف به این شکل بوده است اما امروز اصلاً برای هیچ مردی قابل قبول نیست. مردها دوست دارند خانمشان به آنها واکنش دهد. این مهمترین شکایتی بود که در این تحقیقات مردها از خانم هایشان داشتند.

3. زنهایی که به خودشان نمی رسند.

این مسئله بیشتر مربوط به خانم های متاهل است. خیلی از ما اینطور هستیم. بعد از ازدواج چندان به خودمان رسیدگی نمی کنیم. چند نفر از شما تا به حال این جمله به ذهنتان خطور کرده که "الان دیگر زنش هستم لازم نیست تحت تاثیرش بگذارم."؟ مطمئن باشید نظر مردها چیز دیگری است. در این تحقیقات، مردها از زنهایی که خودشان را ول کرده و دیگر رسیدگی های لازم را به خودشان نمی کنند، بدگویی می کردند. مثلاً اصلاح نکردن بدن، درست نکردن موها، پوشیدن لباسهای زیر پاره، بوی بد دهان، رسیدگی نکردن به ناخن ها و از این قبیل. پس کمی برای خودتان وقت بگذارید و همیشه خودتان را مرتب و سرحال نگه دارید.

4. زنهایی که مداوم از خودشان و بدنشان بدگویی می کنند.

باید یاد بگیرید که جسمتان را دوست داشته باشید. این شوهرتان را خیلی تحریک می کند. آنها از اینکه بخواهید مدام در مورد نواقص و اشکالاتتان غر بزنید خسته می شوند.

5. زنهایی که فقط به وضعیت مادی مرد توجه دارند.

می دانم که خیلی از شما ممکن است بگویید که این آخرین چیزی است که به ذهنتان خطور می کند. اما خیلی از زنها هم هستند که فقط به خاطر پول مرد با او همخوابه می شوند. مردها واقعاً از این رفتار متنفر هستند و مطمئناً حق هم دارند. این خیلی سنگدلانه است.

6. زنهایی که درمورد دوست پسرهای قبلیشان حرف می زنند.

این مسئله برای مردها بسیار ناراحت کننده است و آیا می توانید حق را به آنها ندهید؟ خواهشاً تاریخچه روابط خودتان را با مردهای دیگر برای خودتان نگه دارید. اگر شما هم جای او بودید، مطمئناً دوست نداشتید بایستید و او از دوست دخترهایش برایتان تعریف کند.

7. زنهایی که لباس زیر های زیبا نمی پوشند.

مردها اصلاً شبیه هم نیستند و سلیقه آنها در لباس زیر هم شبیه به هم نیست. همه چیز به سلیقه مرد شما بستگی دارد. پس با خود او در این باره صحبت کنید و ببینید او چه دوست دارد. طبق تحقیقات، لباس زیر نقش بسیار مهمی در تحریک مردها دارد.

8. زنهایی که خیلی در بستر حرف می زنند.

این مسئله کمی برای من عجیب بود چون اصلاً نمی توانم به ذهنم راه بدهم که ممکن است فکر کنید، صحبت کردن درمورد پرداخت قبض ها می تواند باعث تحریک همسرتان در تخت شود. اما خیلی افراد هستند که این رفتار را دارند و خیلی از مردها این را بعنوان یکی از مهمترین رفتارهایی که تحریک جنسی آنها را متوقف می کند، گزارش کرده اند.

9. زنهایی که تظاهر می کنند.

مطمئنم همه ما یکی دو بار هم که شده اینکار را انجام داده ایم. دربرخی از مراحل زندگی برای اینکه مردمان فکر نکند اشکالی دارد، نقش بازی کرده ایم. اما برای او بهتر است که به او حقیقت را بگویید و بگویید که فعلاً حال و حوصله روابط جنسی ندارید تا اینکه بخواهید برایش تظاهر کنید. خیلی اوقات زنها آنقدر فکر و خیال در سرشان است که نمی توانند روی آن موضوع تمرکز کنند و حوصله روابط جنسی ندارند و بنابر تحقیقات اکثر مردها می توانند این مشکل شما را بپذیرند. پس دفعه بعدی که حوصله روابط جنسی نداشتید، به جای نقش بازی کردن حقیقت را به همسرتان بگویید.

10. زنهایی که هیچوقت شروع کننده روابط جنسی نیستند.

این رفتار هم از جمله رفتارهایی است که قدیم کاملاً طبیعی بوده است. قدیم این مردها بودند که همیشه باید روابط جنسی را شروع می کردند و اولین حرکات را انجام می دادند اما در این دنیای جدید، همه چیز فرق کرده است. مردهای ما دوست دارند که هر از گاهی هم خانمشان شروع کننده باشد. اینکار برای خیلی از خانم ها سخت است چون از آن اول تصورشان این بوده که نباید خودشان را پایین بکشند و پیشقدم شوند. اما من این اطمینان را به شما می دهم که بااینکار نه تنها خودتان را کوچک نمی کنید، بلکه همسرتان را هم به ادامه رابطه بیشتر تحریک می کنید.

همانطور که قبلاً گفتیم مردها خیلی با هم تفاوت دارند. این شما هستید که باید روحیات آنها را شناخته و ببینید کدامیک از این خصوصیات شعله تحریک جنسی آنها را خاموش می کند. در این زمینه با خود او حرف بزنید و از جوابی که ممکن است به شما بدهد اصلاً ناراحت نشوید. فقط سعی کنید که خودتان را اصلاح کرده و برای بهبود رابطه تان بکوشید.

خصوصیاتی که شعله تحریک جنسی خانم ها را خاموش می کند

اگر می خواهید همسرتان را از روابط جنسی بیزار کنید، یا او را به آن علاقه مند کنید، باید همه اینکارها را انجام دهید.

اما اگر می خواهید یک زندگی جنسی کاملاً راضی کننده و خلاق داشته باشید، پس به هیچ عنوان نباید کارهای زیر را انجام دهید.

اول اینکه، اگر می خواهید واقعاً حال و هوای یک روابط جنسی عالی را از بین ببرید، باید آن را هر هفته، شب جمعه ها ساعت 10 انجام دهید. این می تواند خیلی خسته کننده باشد.

با ایجاد برنامه برای زندگی جنسی خودتان، همه لذت و تفریح آنها را از بین می برید و آن را هم به یکی دیگر از کارهای روزمره تبدیل می کنید. درعوض باید کاری بکنید که همسرتان را به شوق بیاورید.

یک نباید دیگر برای روابط جنسی این است که فقط زمانی به همسرتان دست بزنید که می خواهید روابط جنسی داشته باشید. اگر برای ابراز احساس به همسرتان به خودتان زحمت ندهید، همسرتان خیلی زود روابط جنسی با شما را کنار خواهد گذاشت. چون دیگر برای او آشکار خواهد شد که شما او را فقط به خاطر رابطه جنسی می خواهید نه چیز دیگر.

احساس چیزی است که باید همیشه و در همه اوقات بین شما رد و بدل شود نه فقط حین رابطه جنسی. همچنین اگر همیشه به یک طریق روابط جنسی کنید، همان کارهای همیشگی و پیشنوازی های همیشگی را داشته باشید، این هم برای همسرتان خسته کننده خواهد شد.

تنوع دادن به رفتارهایتان حین روابط جنسی و اضافه کردن عنصر هیجان به زندگی جنسیتان، آتش آن را همیشه شعله ور نگه می دارد. نباید به همسرتان بگویید که چون در یک رابطه متعهدانه هستید، از او انتظار دارید که با شما روابط جنسی داشته باشد. اینکار مسلماً تحریک او را متوقف می کند. چون رابطه جنسی نباید به شکل یک اجبار و وظیفه درآید.

رابطه جنسی تجربه ای است که باید با رضایت دو طرف انجام شود. اگر بخواهید همسرتان را مجبور به روابط جنسی کنید، وقتی که به هیچ وجه تمایلی به آن ندارد، مطمئن باشید که دیگر هیچ تمایلی به روابط جنسی با شما پیدا نخواهد کرد. اگر همسرتان خسته است یا حال و حوصله ندارد، به هیچ وجه نباید او را مجبور به اینکار کنید.

یک مسئله دیگر که میل جنسی همسرتان را به کلی کور می کند، این است که بدون هیچ مقدمه سازی و پیش نوازی یک راست به سراغ بخشی از روابط جنسی بروید که بیشتر از همه به آن علاقه دارید. صادقانه باید بگویم که اینکار یکی از مهمترین رفتارهایی است که همسرتان را از روابط جنسی با شما بیزار می کند.

بهداشت ضعیف

زنها از اینکه مردشان بوی بد بدهد بیزارند. قبل از اینکه حتی فکر رفتن در رختخواب با همسرتان به ذهنتان خطور کند، باید حتماً دوش بگیرید. علاوه بر این، کارهایی مثل اصلاح صورت، زدن عطر، تمیز کردن گوش ها، و مسواک زدن دندانها نیز نباید فراموش شود. بااینکه خیلی از زنها ممکن است از بوی بدن شما خوششان بیاید اما بیش از اندازه آن هم نفرت انگیز است. بوی بد دهان، به خصوص بوی سیر یا پیاز، یکی از مهمترین دلایل متوقف شدن تحریک خانم هاست.

سست نباشید

یک حقیقت ساده درمورد روابط جنسی این است که زنها دوست دارند با مردهایی روابط جنسی داشته باشند که واقعاً مثل مردها رفتار کنند. اگر در اتاق خواب مثل اواخواهرها برخورد کنید، مطمئن باشید که هیچ کششی به شما پیدا نخواهد کرد. از جمله این رفتارها این است که از او بپرسید، آیا لذت می برد یا نه یا اینکه از انجام کارهای جدید واهمه داشته باشید.

خشونت بیش از حد

خشونت بیش از حد هم از جمله خصوصیات بدی است که می تواند کشش خانمتان را تحت تاثیر قرار دهد. اگر او تصور کند که فقط به فکر لذت خودتان هستید مطمئن باشید که هیچ لذتی از روابط جنسی با شما نخواهد برد. با اینکه زنها از مردهایی خوششان می آید که با اعتماد به نفس عمل می کنند اما نباید هیچوقت در برخورد خود با آنها بیش از حد خشونت به خرج دهید. ملایم و در عین حال محکم باشید و قبل از اینکه هر نوع رفتار خشونت آمیز را شروع کنید، اطمینان یابید که او به آن علاقه دارد. در غیر اینصورت شعله کشش او را به کلی خاموش خواهید کرد.

رفتارهای عجله ای

بدون مقدمه رفتن سر روابط جنسی یکی از عواملی است که کشش طرف شما به رابطه جنسی کاهش می دهد. اگر شما هم یکی از آن مردهایی هستید که فکر می کنید روابط جنسی اصلاً نیازی به مقدمه و پیش نوازی ندارد، و می توانید بدون آن سریعاً به سراغ قسمتی بروید که خودتان بیشتر می خواهید، مطمئن باشید که فقط همسرتان را ناراحت خواهید کرد. پس اگر او هم خیلی در رفتارش با شما خوب نبود، دیگر گلایه نکنید چون این عمل واقعاً برای او رنج آور است. زنها برای تحریک شدن نیاز به عشق دارند و برای آنها پیش نوازی و مقدمه به همان اندازه عمل اصلی اهمیت دارد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

تفاوت عاشق بودن وکسی را دوست داشتن

بین کسی که عاشق شده است و کسی که تنها شخصی را دوست دارد تفاوتهایی است .نکات زیر به شما کمک خواهد کرد تا این تفاوت را درک کنید .
1ـ هنگام دیدن کسی که عاشق او هستید تپش قلب شما زیاد شده و هیجان زده خواهیدشد اما هنگامی که کسی را می بیند که آنرا دوست داریداحساس سرور و خوشحالی می کنید.
2ـ هنگامی که عاشق هستید زمستان در نظر شما بهار است ولیکن هنگامیکه کسی رادوست دارید زمستان فقط فصلی زیبا (زمستانی زیبا ) است .
3ـ وقتی به کسی که عاشقش هستید نگاه می کنید خجالت می کشید و لیکن هنگامی کهبه کسی که دوستش دارید می نگرید لبخندخواهید زد .
4ـ وقتی که در کنار معشوقه خود هستید نمی توانید هر آنچه را در زهن دارید بیانکنید اما در مورد کسی که دوستش دارید شما توانایی آنرا دارید .
5ـ در مواجه شدن با کسی که عاشقش هستید خجالت میکشید و یا حتی دست و پای خودرا گم میکنید اما در مورد فردی که دوستش دارید راحت تر بوده و توانایی ابراز وجودخواهید داشت .
6ـ شما نمی توانید به چشمان کسی که عاشقش هستید مستقیم و طولانی نگاه کنید (زل بزنید ) اما می توانید در حالیکه لبخندی بر لب دارید مدتها به چشمان فردی کهدوستش دارید نگاه کنید .
7ـ وقتی معشوقه ی شما گریه می کند شما نیز گریه خواهید کرد و اما در مورد کسیکه دوستش دارید سعی بر آرام کردن او می کنید .
8ـ احساس عاشق بودن و درک آن از طریق نگاه ( دیدن ) است اما در درک دوست داشتنبیشتر از طریق شنوایی است ( از طریق ابراز علاقه به صورت کلامی )
9ـ شما می توانید یک رابطه ی دوستی را پایان دهید اما هرگز نمیتوانید چشمانخود را بر احساس عاشق بودن ببندید چرا که حتی اگر اینکار را بکنید عشق همچنان قطرهای در قلب شما و برای همیشه باقی خواهد ماند.

مطالب بالا اگر چه تا حدود زیادی درست است اما به خاطر داشته باشید که مطلقنیستند و اصولا انسانها و احساسات آنها پیچیده تر از اینگونه تحلیل ها هستند .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

خیلی سخت است که بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقی که جنس مخالف آنها را می پسندد رفتار کرد.

معمولاً هنگامیکه زمان قرارهای ملاقات فرا می رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان می رسند، اما در مقابل آقایون همان چهره خسته و عرق کرده باشگاه را ترجیح می دهند.

نکته مهمی که آقایون نباید هیچ گاه از نظر خود دور کنند این است که خانم ها همیشه آن
طور که وانمود می کنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت چیزهایی را که دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمی آورند. شاید برخی از خانم ها نسبت به بعضی از خصوصیات اخلاقی همسرشان دل خوشی نداشته باشند و همیشه از او ایراد بگیرند و به او غر بزنند؛ اما بد نیست که در این قسمت از برخی خصوصیاتی که می تواند یک خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نیز چیزهایی بدانیم.

شاید خانم ظاهراً از تعدادی از رفتارهای بخصوص آقا رضایت نداشته باشد، اما واقعیت این است که او در باطن خود، از زور خوشحالی در حال انفجار میباشد. تعجب آور است؟!

این مقاله را بخوانید تا ببینید کدامیک از رفتارهای "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر می انگیزد و برای تغییر آنها مجددا فکر کنید.

1- مرد مردها

هر چند خانم ها ادعا می کنند که از مردهای مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان می آید، اما گاهی اوقات اگر با لباس های ورزشی کج و کوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در کوچه فوتبال بازی کنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه کنید.

او بدش نمی آید که هر چند وقت یکبار برای نجاتش تلاش کنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخی وسایل بر می آیید این کار را انجام دهید، و یا حتی با دوستان خود گپ بزنید.

یک خانم با یک آقا قرار نمی گذارد تا بر سر این موضوع که کدامشان کفش ها و یا موهای شیک تری دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلکه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است که منجر به اتصال هر چه بیشتر شما به هم می شود.

البته نباید فراموش کنید که زمانیکه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون می روید، او از شما انتظار دارد که لباسهای مناسب و آراسته ای به تن کنید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید که در بقیه ساعات بیشتر از حس مردانگی شما لذت می برد - هر چند این امکان وجود دارد که هرگز به این موضوع اعتراف نکند - همیشه لازم نیست شیک ترین لباس ها را به تن کنید و درهای مختلف را پیش از او برایش باز کنید، فقط کافی است که آروغ های بعد از نوشیدنی را در زمان مناسب و هنگامیکه با دوستانتان هستید بزنید.

2- نه گفتن

شما باید تصمیماتی که به ذهنتان را می رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور می دهد، عمل کنید؛ حتی اگر این کار سبب عصبانی شدن خانم شود.

آقایون تصور می کنند که دخترخانم ها به دنبال نامزدهایی می گردند که او را بتوانند روی یک انگشت خود بچرخانند و هر چه که می گویند انجام دهد.

اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیکته می شود، عمل کنید، دیری نخواهد گذشت که رابطه تان کسل کننده و ملال آور می شود.

خانم ها به دنبال مردی هستند که چیزی برای ارائه کردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد کند.

آنها به دنبال مردی هستند که شخصیت منحصر بفردی داشته باشد.

اگر تمام زندگی یک مرد را تنها "همسرش" تشکیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی ماند که بتواند در مواقع ضروری آنها را رو کند.

حتی اگر همسر شما از آن دست خانم هایی باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمی آید که گه گاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد.

بنابراین اگر تا به حال تصور می کردید که باید کنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد دست از این کار بردارید؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یک خدمتکار خانگی دست آموز تبدیل کنید.

3- داشتن شهوت جنسی شدید

کاملاً روشن است که اگر یک رابطه، تنها به برقراری روابط جنسی محدود شود، طرف مقابل احساس می کند که مورد سوء استفاده قرار می گیرد؛ اما از سوی دیگر باید این امر را نیز در نظر گرفت که یک خانم زمانیکه می بیند شوهرش در مقابل او کنترل خود را از دست می دهد و ابزار علاقه می کند انگار دنیا را به وی داده اند.

اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از یک روز سخت کاری و سرو کله زدن با ارباب رجوع و همکاران او را در خانه می بینید هیچ چیز جز معاشقه نمی تواند او را خوشحال کند؛ این امر سبب می شود که او خودش را در راس تمام شادی های جهان قرار دهد.

اگر او شغل حساس و با ارزشی دارد و در سمت مهمی قرار دارد، بهتر است شما شروع کننده ارتباط جنسی باشید. این امر به او اجازه می دهد که با خیال راحت از رابطه خود لذت ببرد.

4- مستقل بودن

شاید همیشه خانم ها به این دلیل که همسرشان ادعا می کنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه کافی مبذول نمی دارند، وقت زیادی را در محل کار خود سپری می کنند و یا با دوست های خود خوش گذرانی می کنند، ناراحت می شوند.

باید توجه داشت باشید که اگر می خواهید همسرتان در کنارتان باقی بماند، باید مانند یک شاهزاده با او رفتار کنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید که اگر سرگرمی، تفریح و کارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممکن است خانم احساس کند که در حال خفه شدن در رابطه است.

همان اندازه که شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت می برند و شدیداً به آن محتاج هستند.

یک مرد مستقل و متکی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار می باشد.

یک مرد محتاج و بدون آرزو های بزرگ، برای بیشتر خانم ها هیچ گونه جذابیتی ندارد.

بنابراین شما مجاز هستید که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی مخصوص به خودتان را داشته باشید.

5- حسود بودن

حسادت یکی از احساسات قوی به شمار می رود.

هر چند انسان ها نمی توانند میزان دقیق حسادت خود را کنترل نمایند، اما مقدار کمی حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقی، به راحتی می تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد.

اگر شما نسبت به مردهایی که با اوصحبت می کنند، هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهید، او تصور می کند که به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال کسی می رود که این خلا را برایش پر کند.

اگر او در مورد یک همکار مذکر خیلی صمیمی و یا مربی اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لب هایش نقش خواهد بست.

توجه: زمانیکه نوبت به حسادت می رسد، مقدار کمی از آن می تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج کردن آن به شدت صرفه جویی کنید.

از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او می تواند عاشق مردی شود که نسبت به دارایی های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت کند.

6- آسیب پذیری گاه به گاه

هر انسانی دوست دارد که احساس کند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی که کمتر اتفاق می افتد یک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نیست که به او اجازه دهید این کار را از طریق روش های دیگر به شما اثبات کند.

برای مثال بد نیست که به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ کند نیاز به جوراب های بیشتری دارید، یا اینکه همیشه یادتان می رود رخت ها را به خشک شویی ببرید، و برای بستن کروات خود به کمک او احتیاج دارید.

شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب می شود که او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند و بیش از پیش جذب شما شود.

البته این امر بدان معنا نیست که سعی کنید از او برای خود یک مادر بسازید - هر چند او از این کار بدش نمی آید - اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایی باشد که او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانیکه نیاز به کمک داشتید و احساس می کردید که او می تواند به شما کمک کند، از او درخواست همکاری کنید.

با این کار بدون شک به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد.

اغلب مردها تصور می کنند که برای کشاندن خانم ها به سمت خود باید از خودشان یک قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد.

مقداری نیازمندی و کمک خواستن سبب می شود که شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه کنید، و در چنین موقعیتی تمام خانم ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند.

7- پنهان کردن احساسات

شاید او همیشه اعتراض می کند که چرا نباید بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعی هستید.

شاید دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار برای شما چه اتفاقاتی رخ داده، شاید همیشه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت کنید، و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز کنید تا بتواند به عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا کند.

شما می دانید که خانم ها با دوست های دختر در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود، صحبت می کنند.

به همین دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو کنید، خیلی راحت می تواند به شما نمره دهد.

در برخی مواقع اگر کمی از او دوری کنید و خود را کمی اسرار آمیز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما پیدا خواهد کرد.

نکته جالب اینجاست که خودش به شخصه برای پیدا کردن حقیقت تلاش می کند.

خانم ها لذت می برند تا بدون اینکه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند.

شاید آنقدرها هم که شما تصور می کنید از این کار متنفر نباشد.

8- سرتاپای او را وارسی کنید

خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند که دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین کنند، و زمانیکه کاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه و تشویقی نیز دارند.

اگر یک خانم با حالت جذابی صحبت میکند دلش می خواهد مورد توجه قرار بگیرد.

البته این امر به شرایط و کسانیکه به او توجه می کنند هم بستگی دارد.

اما زمانیکه نوبت به مردی می رسد که خانم دوستش می دارد، با کمال میل به او اجازه می دهد که کلیه متعلقاتش را چک کند.

خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت می برند.

اگر به او توجه کنید او واقعا خوشحال می شود و این خوشحالی شما را به هر کجا که بخواهید خواهد رساند.

همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نکنید

هر چند خانم ها در بیشتر موارد، زمانی که غر زدن هایشان را شروع می کنند کاملاً جدی هستند، (به ویژه زمانیکه آشغال غذاهای خود را روی میز بگذارید و یا جوراب هایتان را برندارید) اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید که اگر بخواهید همیشه با او موافقت کنید و مطابق خواسته هایش رفتار کنید، او دلش برای خود واقعی شما تنگ خواهد شد.

این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم می شوند: آنهایی که خود واقعی شما را نمایان می سازند و آن دسته ای که شما را به او نشان می دهند.

از آنجایی که ما کاملاً واقف هستیم که خانم ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون می شود، این احتمال وجود دارد که برخی رفتارهای منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لب های او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد نماید.

بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه کنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست می دارد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

بن سیلیمان روانشناس خانواده و استاد دانشگاه ویومینگ می گوید، "هر ازدواج از آمیخته شدن دو خانواده تشکیل می شود."

هر طرف یک دسته از انتظارات و توقعات را با خود وارد زندگی زناشویی می کند که معمولاً نشاندهنده تاریخچه خانوادگی فرد و چیزهایی است که در خانواده و دوستان خود دیده است. ازدواج ادغام سنت ها و انتظارات دو خانواده است.

دکتر بن سیلیمان در ادامه می گوید،"آنچه برای هر طرف مهم است این است که از انتظارات طرف مقابل خود قبل از وارد شدن به زندگی زناشویی باخبر شود. برای موفقیت هر ازدواج و رابطه زناشویی، آشنایی با انتظارات و توقعات طرف مقابل لازم و ضروری است چون جور شدن رفتارها و توقعات در هماهنگی و رضایت طرفین بسیار مهم است."

زوج هایی که توقعات متعارض دارند معمولاً مشکلات بیشتری در رابطه خود تجربه می کنند. برای مثال، آیا زن باید کار و تحصیلات خود را کنار بگذارد و برای تربیت فرزندان خانه نشین شود؟ دو نفر چطور مسئولیت نگهداری از فرزندان، کارهای خانه، و مدیریت مالی خانواده را با هم تقسیم می کنند؟ ****** و رابطه جنسی چقدر اهمیت دارد؟ و آیا باید زمان مسافرت را برای دیدن افراد فامیل صرف کنند یا یک مسافرت هیجان انگیز و مجراجویانه داشته باشند؟ پاسخ دادن به برخی از این سوالات تا حد زیادی به نحوه برخورد والدین هر یک از طرفین با این مسائل بستگی دارد.

آگاهی داشتن از انتظارات و توقعات طرف مقابل می تواند رابطه ها را محکمتر کند. همچنین به زوج ها کمک می کند درمورد سابقه خانوادگی هم بیشتر بدانند و موفقیت ها و شکست های نسل های قبل را تکرار نکنند. زوج های موفق همیشه سعی می کنند از نقاط قوت ریشه های خانوادگی همدیگر نهایت استفاده را برده و محدودیت های آنرا کنار بگذارند.

دکتر سیلیمان می گوید، "اما انتظارات به مرور زمان تغییر می کنند، مثلاً وقتی خانواده توسعه می یابد، میل به داشتن خانه ای بزرگتر جایگزین میل به خرید ماشین یا یک مسافرت گران می شود.

همچنین با متعهد شدن زوج ها به هم انتظارات هم تغییر می یابد. زوج هایی که تصمیم می گیرند با هم بدون رسمی کردن ازدواجشان باهم زندگی کنند معمولاً روابطی دارند که در انتظاراتشان کم می آورد. بدون تعهد، یکی یا هر دو طرف گاهی اوقات زندگی خود با هم را یک قرارداد موقتی فرض می کنند نه یک تعهد همیشگی. بدون تعهد زوج ها نمی دانند که در مراحل بعد باید چه انتظاراتی داشته باشند."

در هر رابطه ای حدس و گمان خطرساز است. فکر کردن به اینکه "او تغییر خواهد کرد" یا "بعد از اینکه ازدواج کنیم این چیزها دیگر اهمیتی ندارد" ممکن است منجر به ناامیدیتان شود. نادیده گرفتن علائم هشدار دهنده یا رفتارهایی که می تواند برایتان آزار دهنده باشد یا با سبک زندگی شما تناقض داشته باشد، می تواند برایتان مشکل ساز شود. برای مثال، یکی از طرفین ممکن است دوست داشته باشد که روزهای تعطیل زود از خواب بیدار شود و دیگری ترجیح می دهد که بیشتر بخوابد و دیرتر بیدار شود. به این روش بعد از مدتی طرفی که زود بیدار می شود دیگری را متهم به تنبلی می کند و آن یکی این را به وسواسی بودن متهم می کند.

زوج ها باید بتوانند عشق را از واقعیت جدا کنند. اگر اینطور فکر کنند که "پدر و مادر من خوشبخت بودند پس من هم خوشبخت می شوم" خیلی اشتباه است. رابطه های موفق تصادفی اتفاق نمی افتند؛ نیازمند تلاش روزانه و لذت بردن از رابطه است. زوج ها اگر از نقاط مثبت خود بهره برده و با کار کردن روی نقاط منفی خود آنها را برطرف کنند بسیار راحت تر در رابطه پیشرفت می کنند.

هیچوقت نباید از کس دیگری انتظار داشته باشید که خوشبختتان کند. باید یاد بگیرید که قبل از اینکه زندگیتان را با کس دیگری تقسیم کنید، بتوانید با خودتان خوشحال و خوشنود باشید. این هم غیرمنطقی است که انتظار داشته باشید رابطه تان همیشه خوب و خوش باشد. این غیر ممکن است.

برای موفقیت رابطه میل به سازگاری اهمیت زیادی دارد چون محیط مستعد تغییر است. یک تعهد طولانی مدت مبنی بر انتظارات منطقی و واقعبینانه بین تغییرات فردی، زوجی و اجتماعی تعادل ایجاد میکند. خوشبین بودن هم خیلی کمک می کند.

می خواهید به رابطه تان انرژی بیشتری بدهید؟

طرف مقابلتان را اول بگذارید. قبل از ازدواج دو طرف معمولاً به همدیگر اولویت می دهند اما بعد از متعهد شدن تمایل چندانی به اینکار نشان نمیدهند. اما وقتی از یک زوج می پرسید که دلیل موفقیت رابطه شان چه بوده است معمولاً می گویند که آنچه در رابطه عرضه کرده اند، نه آنچه که انتظار داشته اند بوده است که رضایت و رشد را برایشان به ارمغان آورده است. آنها با جریان پیش می روند. انتظاراتشان در طول سالها تغییر و رشد کرده است اما کار کردن در جهت این تغییرات بوده که رابطه شان را قوی تر کرده است.

نکته 1: اگر والدینم زندگی خوشبختی باهم داشتند آیا احتمال اینکه من هم زندگی خوبی داشته باشم بیشتر خواهد شد؟

پاسخ مثبت است به شرطی که زوج بتوانند انتظارات واقعبینانه و منطقی را با هم در میان بگذارند و هر روز سعی بکنند که رابطه شان را بهتر کنند.

وقتی زندگی والدین به نظر موفق و خوشبخت می آید، ممکن است بچه ها روابط خودشان را دست کم بگیرند و این فکر که رابطه خودشان هم شاد و خوشبخت خواهد شد کمی غیرواقعی است. وقتی دو نفر آشنایی بیشتری با هم داشته باشند، انتظارات و ارزش ها و هدف های هم را قبول داشته باشند، و در تعهد خود نسبت به همدیگر جدی باشند، احتمال موفق شدن رابطه شان خیلی بیشتر خواهد بود.

نکته 2: در روابط طولانی مدت این سوالات را از خود بپرسید:

· آیا زمان کافی برای شناخت همدیگر گذاشته ایم؟

· آیا اهداف، ارزشها و انتظارات یکسانی داریم؟

· آیا علائم هشدار دهنده ای مثل سوءاستفاده، خشونت، مسائل مالی، مشکلات جنسی و از این قبیل را بررسی کرده ام؟

· آیا میتوانیم با هم گفتگو کنیم؟ آیا می توانیم در حین حرف زدن به حرف همدیگر هم گوش دهیم؟

· آیا می توانیم در جهت یک هدف مشترک تلاش کنیم؟ و به خاطر همدیگر از خود گذشتگی کنیم؟

· آیا می توانیم انعطاف پذیر باشیم؟ سازگار باشیم؟

· آیا هر دوی ما خوشبین هستیم؟

البته نباید خودتان را فقط به این سوالات منحصر کنید اما این سوالات از جمله سوالات خیلی مهمی هستند که می توانند باعث شوند زوج ها کمی سرعت پیشروی خود را کم کنند و دوباره به جهت خود فکر کنند.

قبل از ازدواج درمورد انتظاراتتان صحبت کنید

به زودی در شرف ازدواج هستید؟ وقت بگذارید و این سوالات را از خودتان بپرسید:

· آیا زمان کافی برای شناخت همدیگر گذاشته ایم؟

· آیا اهداف، ارزشها و انتظارات یکسانی داریم؟

· آیا علائم هشدار دهنده ای مثل سوءاستفاده، خشونت، مسائل مالی، مشکلات جنسی و از این قبیل را بررسی کرده ام؟

· آیا میتوانیم با هم گفتگو کنیم؟ آیا می توانیم در حین حرف زدن به حرف همدیگر هم گوش دهیم؟

· آیا می توانیم در جهت یک هدف مشترک تلاش کنیم؟ و به خاطر همدیگر از خود گذشتگی کنیم؟

· آیا می توانیم انعطاف پذیر باشیم؟ سازگار باشیم؟

· آیا هر دوی ما خوشبین هستیم؟

سوالاتی از این قبیل باعث می شود زوج ها قبل از ازدواج روند پیشروی خود در رابطه را کندتر کرده و انتظارات و توقعاتشان را با هم در میان بگذارند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

چیزی وجود دارد که هر مردی لازم است درمورد همسرش از آن مطلع باشد: گفتن چه حرفهایی باعث خوشحالی او میگردد.

وقتی سخن از تعریف و تمجید به میان می آید زنان تـبـدیل به هیولای خـون آشـام گـرسـنـه ای می گـردند که همیشه بیشتر و بیشتر و بیشتر طلب می کنند ، و اگر شما خواسته شان را برآورده نمایید، در عـوض بـسیـار بـیـشتـر از طرف همسرتان مورد محبت و توجه قرار خواهید گرفت و آنها خوب می دانند که چطور این کار شما را جبران کنند.

چه ازدواج کرده باشید و چه در دوران نامزدی بسر می برید، این قانون را بیاد داشته باشید: برای آمـاده نـگاه داشـتـن یک زن جهت ابراز مهر و محبت به شما، کافی است نکات مثبت بسیاری از او را به وی یادآوری نمایید.

در ادامه به 10 مطلبی که همسر شما عاشق شنیدن آنها است اشاره می کنیم:

شماره 10

" روز خوبی داشتی ؟ "

هـنـگامیـکه از همسر خود در مورد چگونگی گذراندن روزش پرسش می کنید، برداشت او این خواهد بود که شما انسان با فکری هستید و مشتاقید بدانید وی ساعات کاری خود را چگونه سپری کرده است. اما یـک هشـدار: ایـن سـؤال بـه هـمـسـر شـمـا مجوز آن را خواهد داد که چند ساعتی در مورد کوچکترین اتفاقاتی که برایش افتاده صحبت نمایـد. پس برای مدت زمانی طولانی آماده نشستن و شنیدن داستانهای او شوید.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما می گردد: زنها به آنچه که در فکر شما میگذرد، توجه زیادی دارند. پرسش در مورد چگونگی روز او نشان می دهد کـه شمـا پذیرا، مشتـاق و علاقمند به گوش دادن حرفهای همسرتان هستید. با این عمل به او فرصتی می دهیـد تا خودش را خـالی نـموده و شما را به عنوان همراز و محرم اسرار خود در نظر بگیرد. اگر چه ممکن است بیش از زمانی که انتظار دارید مجبور به شنیدن صحبتهایش شوید، اما وقتی تمام شد، او شروع به صحبت در مورد شما خواهد کرد.

شماره 9

" نمی تونم بگم چقدر دلربا و زیبا هستی"

همانطور که مشخص است، این بـه او مـی رسـاند که وی برای شما جذاب بوده و فرد دیـگری بـه چشمتان نمی آید. از طرف دیگر باعث افزایش اعتماد بنفس در او خواهد شد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما می گردد: این جمله بخصوص در روابط زناشویی بلند مدت مؤثر واقع می شود چرا که شما به همسر خود اطمینان می دهـید هنوز به او علاقه دارید. در عوض همسرتان نیز سعی خواهد کرد این زیبایی و دلربایی را با شما تقسیم نمایید.

شماره 8

" در مورد ‌[ هر چیزی ] چه احساسی داری ؟ "

پـرسیدن این سؤال به همسرتان نشان می دهد که شما خالصانه برای احـساسـات او اهمیت قائل هستید. زنها عاشق بیان احساسات خود در مورد هر موضوع قابل تصوری می بـاشند. با این حـال بـدانید که خود را در دام گفـتگویـی طولانی و عمیق در مورد آن موضوع گرفتار خواهید کرد. بنابراین اگر شب تصمیم دیدن مسابقه فوتبالی را دارید، این سؤال را مطرح نکنید.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما می گردد: این سؤال بیانگر جنبه مهربانی و دلسوزی یک فرد است. وقتی همسرتان در می یابد که شما توجهتان را به وی مبذول داشته اید، او نـیـز متقابلا تمام احساسات خود را با شدتی بسیار بیشتر، اهدا خواهد نمود. یعنی اگـر قـبـلا فـقـط فردی جذاب بشمار می آمدید، اکنون همانند جواهری در چشم او جلـوه خواهید کرد.

شماره 7

" تو زیبا تر از دوستان دیگرت هستی "

قرار دادن او از بین همتاهایش بر سکوی نخست زیبایی باعث بالا رفتن اعتمـاد بـنفـس وی شـده و سـبـب می گـردد تا هـمـسر شمـا در تـصـوراتش بر دوستان هم جنس خود بتواند فرمانروایی کند. این تحسین و تعریف بسیار مهمی در دنیای زنانه محسوب شده و امتیاز شما را در نزد همسرتان ارتقای چشمگیری خواهد داد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما می گردد: گذشته از اینکه باعث می گـردد او از لحاظ زیبایی ظاهری خود را برتر از اطرافیانش تصور کند، این جمله کوتاه به همسرتان تفهیم می کند که شما تا چه حد برای وی ارزش قائل هستید. بعلاوه زمانی که دوستانش پیش شـما هستند، کمتر احساس نگرانی خواهد کرد. او در مـورد خـودش احـسـاس خـوبـی نموده و پاداش سلیقه به خرج دادن شما را خواهد داد. با این حال یک احتمال جانبی بالقوه وجود دارد: یک همسر حسود این سخن را مدرکی برای متهم نمودن شما به اینکه قصد برانداز نمودن و چشم دوختن به دوستانش را دارید، بشمار خواهد آورد.

شماره 6

" تو واقعا زرنگ و باهوشی "

با تـصـدیـق نـمودن هـوش و ذکـاوت وی، ایـن معـنی را می رسانید که علاوه بر محاسن ظاهری، متوجه ذهن و فکر توانمندش نیز شده اید. هـمـسر شـما بـا شنیدن این جمله در مورد همه جوانب زندگی خود احساس رضایت و خوشنودی خواهد نمود. این سخـن نشانه احترام از طرف شما برای همسرتان محسوب میگردد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما می گردد: همسرتان این مسئله را که شما فقـط بـه فـکر روابط جنسی نیستید و قادرید ماورای چنین موضوعات فکر کنید را تحسین خواهـد کرد. زنها عاشق مردان صـمـیمی و خـوش قـلب مـی بـاشند و هیچ چیزی بهتر از بیان و تشخیص هوش و ذکاوت آنها نمی تواند صفات آقا منشانه شما را آشکار نماید.

شماره 5

" در روابط زناشویی بسیار خوب هستی "

بیان این جمله باعث می گـردد هـمـسرتان احساس کند که یک الهه است. شنیدن این عبارت به همسر شـما تفهیم می کنـد کـه روابـط جنسی و زناشویی او به چشم شما بی عیب و نقص بوده و باعث می گردد که احساس نماید واقعا می داند کـه چگـونه باید مرد خود را راضی نگاه دارد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما می گردد: تحسین و تمـجید از عملکرد او نشانگر این است که شما به روابط جنسی فقط به عنوان ابزاری برای ارضا نــمودن خود نگاه نکرده، بلکه همه جنبه های آنرا مورد ستایش قرار می دهید.

شماره 4

" می خواهم همه عمرم را با تو سپری کنم "

ایـن جمله ای سنگین است؛ معنی آن فاصله زیادی با دادن پیشنهاد برای ازدواج نـدارد. بنابراین پیش از گفتنش به نامزدتان مراقب عواقبش باشید. اما بخاطر داشته باشید که ریسک کردن اغلب پاداش و نتیجه مطلوب به دنبال خواهد داشت. هنگامیـکه این جـمله را بیان می دارید، او از لحاظ روانی بسیار سرکیف می گردد. جـمـلات دیـگـری کـه تقریبا همین نتیجه را داشته ولی تعهدآوری آنها کمتر می باشد، عبارتند از: " فقط تو می تونی تا این حد منو خوشحال کنی" و " من دوست ندارم با هیچ کس دیگری جز تو باشم."

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما می گردد: همـه زنـها عاشق شنیدن جملاتی حاکی بر سرسپردگی دیرپا و با دوام از همسرشان هستند. مطمـئـن بـاشیـد کـه بـعد از گفتن این جمله سلامی همیشگی را از او خواهید شنید.

شماره 3

" تو بهترین دوست منی "

به او می گویید که چگونه ماورا و فراسوی مسائل جنـسی می اندیشید و به این معنی اسـت که برای رابطه اتان ارزش قائل هستید و مایلید کارهایی را به همراه او انجام دهید که مردان دیگر ممکن است رغبتی به آن نداشته باشند. همسرتان بعد از شنـیـدن ایـن جمله پیوستگی مقاومت ناپذیری با شما پیدا خواهد نمود.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما می گردد: این جـملات شـما را در نـظر وی بـجای یـک فرد عادی که مجبور به گذراندن وقتش با او است، به انسانی معنی دار و جذاب تـبـدیـل می کند. این شما را به ابتدای لیست خواسـتگـاران پرتاب می کند چرا که شما به مهمترین نکته اشاره کرده اید: دوستی و رفاقت.

شماره 2

" تو یک مادر ایده آل خواهی شد "

اغلب زنها به دنبال این هستند که روزی بچه دار شونـد. هـمـچـنین اکـثـرا با خود کلنجار می روند که آیا در این راه مـوفـق خـواهد بـود یـا خـیر. بـا گفـتن این جمله به او اطمینان می دهید که حتما به هدفش خواهد رسید. به علاوه با ارضـای نیازهای درونی او باعث آرامش و تسکین وی می شوید. بیان این کلمات از زبان شما به عنوان یک همسر، او را تبدیل به خوشحال ترین انسان روی زمین خواهد نمود.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما می گردد: اینـگونه بطور غیر مستقیم به همسر خود می فهمانید که مایلید از او بچه دار شوید. واضح است که این نوایی بسیار خوشایند در گوش او می باشد. از این نقطه، همسرتان بیشتر پذیرای پیشرفت و ترقی شما خواهد شد.

شماره 1

" تو زندگی منو کامل می کنی "

این به او می گوید که تنها فرد مورد علاقه شما است. همه زنها دوست دارند این جمله را از شوهرشان بشنوند. بـیـان ایـن عبـارت بـه مفهوم آن است که شما همسر خود را بصورت کامل پذیرفته ایـد و ایـنـکه او به صـورت موجودی اجتناب ناپذیر و همیشگی برای شما در آمده است. در همسرتان احساس لـذت بـخش غیر قابل تصوری به وجود آمده و تا چندین روز لبخند از لبانش جدا نخواهد شد.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما می گردد: این جـمـله اسـاسـا مـی گـوید که شما در زندگی به او نیاز داشته و نمی توانید بدون او به زندگی ادامه دهید. زنها از شنیدن چنین جملاتی بسیار مشعوف می گردند.

اشاره باشکوه

" دوستت دارم "

این جمله "دو کلمه ای" معروف و کوتاه کـه هـمگی ما برایـش اهـمیت بسیار زیادی قائل هستیم، می تواند تاثیر شگرفی به همراه داشته بـاشد. اگر ازدواج کرده اید خوب است هر روزه چندین بار برای همسرتان تکرارش نمایید.

چرا باعث زیبا شدن وجهه شما می گردد: گفتن این عبارت به همسرتان بـاعث روشن نگاه داشتن شعله های آتشی می گردد که همیشه نیاز به برافروزی دارند. اگـر در بـین شما کسانی تـا حال این جمله را به همسرشان نـگفـتـه انـد، هر گاه احساس آمادگی نمودید، تردید به خود راه نداده و آن را بیان کنید. هیچگاه از گفته خود پشیمان نخواهید شد وقتی که عکس العمل او را می بینید ( یا احساس می کنید ).

گفتگوی عشق

اکنون که آموختید که چگونه می توانید همسر خود را خوشنود کرده و صورتش را سـرخ نمایید، اینکار را انجام دهید ، فقط به این نکته فکر کنید که او در جواب کار شما در آینده چطور جبران خواهد نمود.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

محققین این پدیده را « سندروم قلب شکسته » نام گذاری کرده اند: اندوه عشق نه فقط دارای صدمات روانی است که می تواند با رساندن صدمات بدنی به بیماری های اندامی نیز منجر شود. با این وجود فوایدی هم در اندوه عشق وجود دارد: پس از آن انسان معمولاً ارزیابی بهتری از خودش خواهد داشت.


قلبی که در عشق می شکند می تواند بسیار دردناک باشد: اندوه عشق به سوگواری در غم از دست دادن فردی نزدیک شباهت بسیار دارد.


برای ادبیات، داستانهایی درباره ی قلب های شکسته از دیرباز بسیار مهم و ضروری بوده اند. « ورتر جوان » که درگیر عشقی بی سرانجام شده بود بلادرنگ باعث به شهرت رسیدن گوته گردید. هرچند برای دانش بشری، از پزشکی گرفته تا زیست شناسی انسانی (Humanbiologie) تعریف دقیق از موضوع اندوه عشق دشوار است و یک توضیح یکسان برای آن وجود ندارد. اما بالاخره کدام یک از شاخه های دانش بشری مسئول بررسی این پدیده هستند.


یکی از معدود مطالعات علمی زیست شناسی انسانی که در موضوع « سندروم قلب شکسته » به انجام رسیده مربوط است به موسسه
تحقیقاتی رفتارشناسی شهری لودویک بولتسمن در دانشگاه وین که دهه 1990 به انجام رسیده است. میشائیل بچینی که متخصص
رفتارشناسی است احساسات و رفتار تعداد زیادی از کسانی که مبتلا به اندوه عشق بودند را مورد بررسی قرار داده است. برای بچینی اندوه عشق در حکم یک وضعیت استثنایی روحی و نامناسب بود و بسیار شباهت به واکنش اندوهگین انسان به از دست دادن فردی خویشاوند و نزدیک داشت. حتی 45 درصد از کسانی که در این بررسی علمی شرکت کرده بودند از احتمال تصمیم به خودکشی نیز سخن گفته بودند.


البته بچینی در سندروم قلب شکسته فایده ای نیز می بیند و از « خاصیت سازشی » آن سخن می گوید. به عقیده او غم عشق می تواند دارای سازوکار تنظیمی بخصوصی در تصوری که انسان از خود دارد باشد و فرد مبتلا به اندوه عشق را در جستجوی بعدی خود برای جفت یابی کمک نماید.


با این وجود به عقیده ی هلن فیشر انسان شناس آمریکایی اندوه عشق می تواند به معنای شرایط بسیار حاد تنشی برای بدن فرد باشد: « در شرایطی که انسان تحت چنین تنش های روحی قرار می گیرد احتمال بروز بیماری های بیشمار وجود دارد زیرا عملکرد مقاومت بدن در برابر انواع بیماری ها کاهش می یابد. » به این ترتیب داستان هایی که از مرگ انسان ها در اثر اندوه عشق شدید تعریف می شود را نباید قصه پردازی صرف تصور کرد.


خانم فیشر می گوید: « در افراد مبتلا به اندوه عشق من در درجه اول متوجه دو نوع احساس درونی شدم که در شدیدترین شکل ممکن خود را نشان می دهند: خشم و ناامیدی. » و قبل از این که سرانجام شخص به چنین وضعیتی منتهی شود او در خودش حالت هایی از ناتوانی و ضعف، درماندگی و عجز، فقدان انگیزه، خودآگاهی درهم شکسته، احساسات مالیخولیایی و احساس و ترس و نفرت را تجربه خواهد کرد. اما آن تغییرات فیزیولوژیکی که با روش های علمی در چنین شخصی قابل اثبات است کاهش سروتونین یا « هرومون خوشبختی » در مغز بیمار می باشد.


خانم فیشر می گوید: « شخصی که مورد بی مهری قرار گرفته است در یک دوره اولیه ی اعتراضی تلاش میکند که از هر طریقی که مقدور است وضعیت خود با معشوق را به حالت قبل بازگرداند. خاتمه ی رابطه با طرف مقابل تولید دوپامین یا ماده پیام آور عشق را به حداکثر می رساند، و این در حالی است که از پاداش خبری نیست. » هرچقدر شریک جنسی ما فاصله بیشتری از ما بگیرد، احساس عاشقانه ی ما به او شدیدتر می شود. شریک جنسی قبلی دوباره به مرکز تمامی افعال ما تبدیل می شود و عشق ما به او تشدید می گردد. اما بالاخره زمانی فرامی رسد که شریک تنهاگذارده شده به این نتیجه می رسد که باید از محبوبش دست شوید و همین باعث می شود که دچار احساس نومیدی شدید گردد و حتی شاید به افسردگی مبتلا شود. شخصی که گرفتار بیماری افسردگی شود در مغزش مقدار دوپامین کمتر از معمول خواهد بود.


احساس خشم، تنفر و تمایل برای انتقام جویی به سراغ کسانی می آید که دوست سابق آنها را تنها گذاشته و رفته است. البته کسانی که
خودشان رابطه با شریک جنسی را قطع کرده اند ـ مطابق با یافته های خانم روان شناسی به نام اینا گراو ـ دچار همان صدمات روحی می شوند که افراد تنهاگذارده شده. اما در چنین حالتی احساس خشم نسبت به دیگری بسیار به ندرت پیش می آید.


زنانی که دچار اندوه عشق شوند بسیار شدیدتر از حالت مشابه در مردها درد می کشند. در ولین تحقیقاتی که خانم گراو به انجام رساند به نظر می رسید که زنان پس از گرفتار شدن به اندوه عشق دچار صدمات روحی بیشتری می شوند. آیا غم عشق در آنها شدیدتر از مردها است یا این که مردها حاضر به پذیرفتن جریحه دار شدن احساساتشان نیستند؟ در یک بررسی علمی دیگر خانم گراو به این نتیجه رسید که زنان بیشتر دچار سردرد، درد در ناحیه شکم و دست و پای خود می شوند. آنها از ناراحتی های گردش خون، خستگی و بی خوابی رنج می برند. در عین حال خانم گراو دریافت که استعداد و احتمال مبتلا شدن به بیماری اندوه عشق به ویژگی های فردی نیز بستگی دارد. آن گروه از انسان هایی که در رابطه ی عاشقانه احساس مالکیت نسبت به طرف مقابل دارند دفعات بیشتری ممکن است دچار اندوه عشق شوند. این البته در مورد انسانهای خجالتی
و کسانی که اتکاء به نفس کمتری دارند صادق است.


به عقیده ی خانم فیشر انسان های عاشق مانند معتادین به مواد مخدرند یا در واقع فعالیت هایی که در مغز این دوگروه از انسان ها روی می دهد بسیار به یکدیگر شباهت دارد. برداشتن همان گام هایی که برای کنارگذاردن اعتیاد به مواد مخدر مفید است به کسانی که از دوست خود جدا شده اند نیز کمک خواهد کرد: باید تمامی رشته های اتصال با شریک جنسی سابق گسسته شود، آنچه در واقع در حکم ماده مخدر برای بیمار عشقی است. هدایا و نامه هایی که پیشتر دریافت شده است باید دور ریخته شوند و شخص بیمار به جایی نرود که او را به یاد شریک سابقش می اندازد. و حتی اگر انجامش دشوار است باید چنین افرادی تلاش کنند که دست به کارهای تازه ای بزنند: هرچیز تازه ای توجه را از مشکلات دور می کند و مقدار ماده دوپامین را افزایش می دهد.


و نکته ی تسلی بخش آن که گذشت زمان در بیشتر موارد حتی زخم های یک قلب شکسته را نیز درمان می کند و این واقعیتی است که در تحقیقات میشائیل بچینی عملاً به اثبات رسیده است. هرچقدر از زمان جدایی بیشتر گذشته باشد احساسات ناراحت کننده و فسردگی بخش کاهش می یابند و گرایش به درونگرایی کمتر می شود و این درحالی است که قدرت تمرکز، خوداتکایی و وضعیت خوب روحی به کندی افزایش می یابد. و اگرچه هیچ گونه دارویی هنوز هم برای بهبود بیماری اندوه عشق پیدا نشده است خانم گراو توصیه می کند که چنین شخصی سعی کند تا با دوستان دیگرش وقت بیشتری بگذارند و حتی اگر فقط برای منحرف کردن افکار ناراحت کننده اش باشد.


اما از یک نکته نباید غافل شد: انده عشق را نباید دستکم گرفت: به ویژه در مورد افرادی که در نقاطی با شکبه های اجتماعی ضعیف زندگی می کنند، چنانچه اندوه عشق ادامه یابد باید حتماً به مشاوره های درمانی مراجعه کنند.


عشق بی سرانجام شدن ورتر جوان به لوته عاقبت او را به خودکشی کشانید. نویسنده ی آن اثر بهترین راه چاره را انتخاب کرده بود: انحراف فکر از رویدادی عذاب آور. زیرا مطابق با سخنان خود گوته وی رمان « رنج های ورتر جوان » را طی 4 هفته نوشت و این برای آن بود که وی به نوعی با اندوه عشقی که خود دچارش شده بود مبارزه کند و خود را از اندیشه ی تصمیم به خودکشی دور سازد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

چرا برخی مردم بی وقفه در زندگی "شانس" می آورند درحالی که سایرین همیشه "بدشانس" هستند؟

مطالعه برای بررسی چیزی که مردم آن را "شانس" می خوانند، ده سال قبل شروع شد.

می خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی ها را می زند، اما سایرین از آن محروم می مانند. به عبارت دیگر چرا بعضی از مردم "خوش شانس" و عده دیگر "بدشانس" هستند؟

آگهی هایی در روزنامه های سراسری چاپ کردم و از افرادی که احساس می کنند خوش شانس یا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگیرند.

صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی شان را زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایش های من شرکت کنند.

نتایج نشان داد که هرچند این افراد به کلی از این موضوع غافلند، کلید خوش شانسی یا بدشانسی آنها در افکار و کردارشان نهفته است.

برای مثال، فرصت های ظاهرا خوب در زندگی را در نظر بگیرید. افراد خوش شانس مرتبا با چنین فرصت هایی برخورد می کنند، درحالی که افراد بدشانس نه.



با ترتیب دادن یک آزمایش ساده سعی کردم بفهم آیا این مساله ناشی از توانایی آنها در شناسایی چنین فرصت هایی است یا نه.

به هر دو گروه افراد "خوش شانس" و "بدشانس" روزنامه ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگویند چند عکس در آن هست.

به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که می گفت: "اگر به سرپرست این مطالعه بگویید که این آگهی را دیده اید 250 پوند پاداش خواهید گرفت."

این آگهی نیمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسیار درشت چاپ شده بود.

با این که این آگهی کاملا خیره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی می کردند عمدتا آن را ندیدند، درحالی که اغلب افراد خوش شانس متوجه آن شدند.

مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی تر از افراد خوش شانس هستند و این فشار عصبی توانایی آنها در توجه به فرصت های غیرمنتظره را مختل می کند.

در نتیجه، آنها فرصت های غیرمنتظره را به خاطر تمرکز بیش از حد بر سایر امور از دست می دهند.

برای مثال وقتی به مهمانی می روند چنان غرق یافتن جفت بی نقصی هستند که فرصت های عالی برای یافتن دوستان خوب را از دست می دهند.

آنها به قصد یافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می زنند و از دیدن سایر فرصت های شغلی بازمی مانند.

افراد خوش شانس آدم های راحت تر و بازتری هستند، در نتیجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوی آنها هستند می بینند.

تحقیقات من در مجموع نشان داد که آدم های خوش اقبال براساس چهار اصل، برای خود فرصت ایجاد می کنند...

اولا آنها در ایجاد و یافتن فرصت های مناسب مهارت دارند،

ثانیا به قوه شهود گوش می سپارند و براساس آن تصمیم های مثبت می گیرند.

ثالثا به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نیکی برای آنها رضایت بخش است،

و رابعا نگرش انعطاف پذیر آنها، بدبیاری را به خوش اقبالی بدل می کند.

در مراحل نهایی مطالعه، از خود پرسیدم آیا می توان از این اصول برای خوش شانس کردن مردم استفاده کرد.

از گروهی از داوطلبان خواستم یک ماه وقت خود را صرف انجام تمرین هایی کنند که برای ایجاد روحیه و رفتار یک آدم خوش شانس در آنها طراحی شده بود.

این تمرین ها به آنها کمک کرد فرصت های مناسب را دریابند، به قوه شهود تکیه کنند، انتظار داشته باشند بخت به آنها رو کند و در مقابل بدبیاری انعطاف نشان دهند.

یک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشریح کردند. نتایج حیرت انگیز بود: 80 درصد آنها گفتند آدم های شادتری شده اند، از زندگی رضایت بیشتری دارند و شاید مهم تر از هر چیز خوش شانس تر هستند.

و بالاخره این که من "عامل شانس" را کشف کردم.


چهار نکته برای کسانی که می خواهند خوش اقبال شوند


به غریزه باطنی خود گوش کنید، چنین کاری اغلب نتیجه مثبت دارد.


با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شوید و عادات روزمره را بشکنید.


هر روز چند دقیقه ای را صرف مرور حوادث مثبت زندگی کنید.


پیش از یک دیدار یا یک تماس تلفنی مهم، آن را برای خود مجسم کنید و خود را در آن موفق ببینید. بخت و اقبال اغلب همان چیزی است که انتظارش را دارید.

ریچارد وایزمن
روانشناس دانشگاه هارتفوردشایر

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

مردم در همه جای دنیا عاشق می شوند، از عشق دست می کشند یا در عذاب عشقند.

عبارات عاشقانه به شما کمک می کند تا عمیق ترین افکار و احساساتتان را در زمانهایی که کلمات به راحتی بر زبانتان جاری نمی شوند، ابراز کنید. در اینگونه مواقع علیرغم تمام تلاشتان برای پیدا کردن کلمات و جملات، هیچ کلمه ای به ذهنتان نمی رسد.

ممکن است ذاتاً یک نویسنده یا شاعر به دنیا نیامده باشید، درست است. اما توانایی انتخاب دارید. پس بهترین و زیباترین عبارت عاشقانه را انتخاب کنید که حرف دلتان را به عزیزتان برساند تا او بفهمد که در عمق ذهن و قلبتان چه می گذرد.

وقتی کلمات به یاریتان نمی آیند، اجازه بدهید عبارات عاشقانه کمک حالتان باشند. اجازه بدهید عبارات عاشقانه به شما کمک کند افکارتان را به زیبایی بر صفحه کاغذ نقاشی کنید.

چه برای کارت تبریک روز ولنتاین باشد، چه برای سالگرد دوستی یا ازدواج، یا نامه ها یاایمیل های عاشقانه، اگر نمی دانید چه بگویید و چه بنویسید، اصلاً نگران نباشید.

با عبارات عاشقانه عشقتان را جاری کنید و ببینید که این جملات چطور به کارت، نامه یا پیام شما جان می بخشد.

چرا همین امروز امتحان نمی کنید؟

10 نمونه از بهترین عبارات عاشقانه

1) "ما نه برای یافتن فردی کامل، بلکه برای دیدن کامل یک فرد ناکامل عاشق میشویم." – سام کین

2) "من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نیست که چه کار می کنید، که هستید و کجا زندگی می کنید؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت." – جولیا رابرتز

3) "دوستت دارم نه به خاطر اینکه چه کسی هستی، به این خاطر که وقتی با توام چه کسی میشوم." – ناشناس

4) "زندگی به ما آموخته که عشق در نگاه خیره به یکدیگر نیست، بلکه در یک سو نگریستن است." – آنتونیو دو سنت اگزوپری

5) "در عشق حقیقی، کوتاهترین فاصله بسیار طولانی است و از طولانی ترین فاصله ها می توان پل زد." –هانس نوون

6) "عشق یعنی وقتی دور هستید دلتنگ شوید اما از درون احساس گرما کنید چون در قلبتان به هم نزدیکید." –کی نودسن

7) "اگر هر بار که لبخند بر لبانم می نشانی، می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای بچینم، آسمان شب دیگر مثل کف دست بود." – ناشناس

8) "بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند—باید آنها را با قلبتان احساس کنید." –هلن کلر

9) "این عشق نیست که دنیا را می چرخاند، عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می کند." – فرانکلین پی جونز

10) "اگر معنای عشق را می فهمم، همه به خاطر توست." – هرمان هسه

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

شـنیدن جواب رد از طـرف یـک زن بـرای مـردان اصـلا''مسئله خوشایندی نمی باشد.

هیچ چیـز بـه انـدازه اینکه زن رویاهایتان تقاضای ازدواج شمـا را نـپـذیـرد، براییـتـان گـران تـمـام نـمی شود. پـیـش خـود تـصـور می کردید که او به شما علاقه مند است ولی احتمالا''برداشتتان از علائم علاقمندی او اشتباه بوده است.

از نقطه نظر مردان، زنان هنگام ابراز علایق رومانتیک خود بصورتی زیرکانه و پیچیده عمل می کنند (مگر اینکه طرف مقابلشان خوش تیپ و پول دار باشد آن جوریکه خودشان اظهار می کنند) و اکثر آنها جوابهای ضـد و نقیضی میـدهـند چون خودشان مطمئن نیستند که چـه چیزی در سرشان می گذرد.

بنابراین آنچه که اغلب آقایان به دنبالش هستند ، یک سری علائم و نشانه هایی اسـت که بوسیله آنها متوجه علاقمندی حقیقی طرف مقابلشان شوند.

در زیر برخـی از نـشـانه هـای کـه می تـواند نـشانه علاقمندی یک زن باشد را مشاهده می کنید:

او همگام با شما است

ناگهان متوجه می شوید که او همه جا حضور دارد. او ''بطور اتفاقی'' هر کجا شما هستید پیدایش می شود، یا در راه روی محل کارتان مرتب جلوی شما قدم میزند، یا ''تصادفی'' به شما برخورد می کند ، یا در میهمانی در اطراف شما مانور می دهد.

آنچه که او انجام می دهد تلاش برای جلب توجه شما است ، و بـرای این اسـت که خود را در موقعیتی قرار دهد تا شما ''قدم اول'' را بردارید. مسئله اینـجا اسـت کــه بـسـیـاری از مردان نسبت به این عمل زنان بی توجه هستند و به همین دلیـل بسیاری از فرصت ها را از دست می دهند. مردان مستقیم عمل می کنند ، زنان غیر مستقیم. بنابرایـن اگر زنـی مکررا'' شروع به قـرار گـرفـتـن سـر راه شـما نـمود ، احتمال اینکه او اینکار را عمدا'' انـجام می دهد زیاد است.

او حرکاتی بخصوص انجام می دهد

یک جمله قدیمی می گوید:''جسم دروغ نمی گوید.'' طبیعت بشر را جوری برنامه ریزی نموده که هنـگام ابـراز عـلاقه بـی اخـتیـار شـروع بـه انـجام یـک سـری حرکات جسمانی مشخص می کند. این اعمال غیر شفاهـی از گـشاد شـدن چشم هنگام نظاره به چیزی جالب گرفته تا لبخند زدن و لمس کردن ، متغیر است.

در اینجا برخی از علائم زبان جسمانی را مشاهده می کنید:

اشاره نمودن در جهت شما با پاها یا شانه ها
خم شدن به طرف شما هنگام صحبت
بازی کردن با مو و دست کشیدن لای موها
نوازش کردن جواهرات ( مانند گوشواره ) و لمس نمودن دسته عینک
چشم برنداشتن از شما هنگام صحبت و گفتگو
تقلید از حرکات شما ( مثلا'' اگر دست خود را روی میز بگذارید او هم همین کار را می کند)
لبخند زدن هنگامیکه شما او را برانداز می کنید.

اگر برخی از این علائم را هنگام حضور طرف مقابل مشاهده نمودید ، تقریبا'' می توانید مطمئن شوید که او چراغ سبز شروع رابطه برای ازدواج را دارد به شما نشان می دهد.

او هیچگاه برای شما سرش شلوغ نیست

این اصلی ترین قانون بازی عشق است. اگر زنی علاقه به برقراری رابـطـه و بـیرون رفتن با شما داشته باشد ، همیشه خودش را در دسترس قرار می دهد. یـعنـی او یـک شـمـاره تلفن کاری یا آدرس ایمیل به شما خواهد داد. او در اسرع وقت به تلفـن یا ایـمیـل شـما جواب خواهد داد. او دعوت شما را برای با هم بودن خواهد پذیرفت - و اگر او در روزی که شما تعیـین کرده اید وقت نداشت ، چیزی شبیـه این خواهد گفت: ''خوب، این پنجشنبه نمی تونم ، اما اگر اشکال نداره بندازیم برای پنجشنبه دیگه ، باشه؟

شـمـا هـرگـز از یـک زن عـلاقـمـند چـنین جملاتی را نخواهید شنید: '' الان واقـعـا'' سـرم شلوغه'' ، یا ''بذار بینم وقت دارم'' ، یا ''نمیدونم بتونم بیام یا نه".

او در مورد شما کنجکاو است

زنی که به شما علاقمند است دوست دارد همه چیزتان را بداند ( تا بتواند در این مـورد با دوستان دخترش صحبت کند). او درمورد خانواده ، پیشینه ، سلیقه غذایی ، موسیقی ، فیلم و مسائل گوناگون شما پرسش خواهد کرد. انگیزه اصلی او این اسـت کـه عـلایـق شما را بشناسد تا بتواند خود را دارای علایق مشــتـرک بــا شما نموده و پـیـوسـتـگـی بیشتری با شما ایجاد کند- اگر از قایق سواری خوشتان نمی آید ، او نیز ناگهان از این کار متنفر می شود.

او وضعیت مالی شما را می سنجد

زن علاقمند دوست دارد منابع و بنیه مالی همسر آینده خود را مورد سنجش قرار دهد. سؤالاتی مانند: ''کجا زندگی می کنی؟'' ، ''چه ماشینی داری؟'' و ''شغلت چیه؟'' مـی تواند نشانه علاقمندی وی باشد. اگر پاسخ این سؤالات مطابق با ''استانداردهای'' او باشــد ، علائم بعدی ظاهر خواهند شد و گرنه او در غباری از مه فرو خواهد رفت.

او در مورد آینده صحبت می کند

یک زن علاقمند همیشه دوست دارد در مورد نقشه های آینده و کارهایی که می توانید با هم انجام دهید اشتیاق نشـان مـی دهد. درواقع او اغلب چیزی شـبـیـه ایـن میـگـویـد: ''وای... تـو هـم از بـولیـنگ خوشت میاد؟ باید یه بار با هم بریم بازی کنیم.'' اگر او چنین عمل نمود ، شک نکنید که دوست دارد ازش بخواهید با شما بیرون برود.

او بیقراری و بی تابی می کند

اگر او واقعا'' علاقمند باشد ، همانند یک گربه دور و بر شما دستپاچه و بیقرار خواهد بود ، بخصوص هنگامیکه شما نتوانید متوجه علائم اشتیاق او شوید. البته ممکن است که ذاتا'' یک شخص خجالتی نرمال باشد - اگر او فقط پیش شما بی قراری می کند ، احتمالا در سرش فکر ازدواج دارد.

او نسبت به زنان دیگر، حسادت می ورزد

یک زن سعی می کـند از مـرد مـورد علاقه خود همانند یک عقاب مراقبت نموده و او را با چنگ و دندان حفظ کند. بنابراین اگر در حـال جوک گفـتن بـرای زنـان دیـگر متـوجـه حرص خوردن و جلز و ولز کردن او شـدیـد ، بـدانـید کـه او انـتظار دارد برایش بیشتر از یک دوست باشید.

نشانه های فوق ممکن است لزوما'' دلیل بر علاقـمـندی یک زن نـبـاشد چـون بـرخـی از زنان کلا'' با دیگران حالتی دوستانه دارند اما اگر تـعـداد زیـادی از ایـن عـلائم را در فـردی مشاهده نمودید می توانید به خود امیدواری دهید و به دلتان صابون بزنید.

مردان زمانیکه نسبت به چیزی یا کسی علاقه داشته باشند بصورت غیر ارادی و ناخداگاه حرکات جسمانی بخصوصی از خود نشان می دهند که نشانگر وجـود اشتیاق نسبت به آن چیز یا فرد است. در این قسمت برخی از این علائم را یادآور می شویم:

نزدیک آمدن

اگر مردی علاقمند باشد ، به شـما نزدیـک می شود ، شکمکش را تو و سینه اش را جلو می دهد ، صاف می ایستد و سپس ژست گرفتن شروع می شود...!

ژست

دستش را به طرف گلویش برده و کراوات خود را صاف می کند
یقه اش را میزان می کند
گرد و غبار فرضی روش شانه هایش را می تکاند
آستین ، پیراهن و لباسهای دیگر خود را مرتب و صاف می کند
موهایش را مرتب می کند
قلاب کردن شست در کمربند این عمل به معنای ابراز و بیان قدرت و صلابت مردانگی بوده و فرد سعی در نشان دادن قدرت و توانگری خود می کند.

حالت بدن وضعیت بدن یک نشانه است ، اگر او علاقمند باشد ، به سمت شما قرار خواهد گرفت. اگر در حال نشستن پایش به سـمت شما اشاره نماید ، این یک علامت خوب خواهد بود.

خیره شدن به شما حتی چند ثانیه بیشتر از حد لزوم ، همراه گشاد کردن چشم ها به معنای نشان دادن چراغ سبز است.

نگاه معنی دار به حالت نظاره سه ضلعی او توجه کنید: - چشم در چشم - سپس به سوی دهان و چانه - بسمت قسمت های دیگر بدن - برگشت دوباره به سمت چشم ها بفرمی سه ضلعی.

دست به کمر ایستادن این حالت ایستادن برای بزرگتر جلوه نمودن و ابراز آمادگی برای گرفتاری و درگیری است.

نشانه های دیگر:

بالا بردن ابروها
جدا شدن لب ها از یکدیگر
تکان خوردن لبه های بینی
بازی کردن با جوراب و بالا کشیدن آن
برانداز کردن طرف مقابل
باز و بستن دکمه ژاکت
لمس نمودن صورت خود هنگام صحبت
فشردن دسته عینک

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

آیا میتوانید براحتی ابراز احساسات کنید ؟
آیا میتوانید حرفهای دل خود را به طرف مقابل بزنید ؟
ایا میتوانید دستان دوستتان را بگیرید و به او بگوید که چقدر از با او بودن خوشحالید ..
آیا میتوانید به همسر خود عاشقانه بگویید که دوستش دارید
آیا میتوانید پیشانی پدر مادر خود را ببوسید و از آنها برای بودنشان تشکر کنید .؟
آیا علاقمند هستید که با تهیه کردن هدایای مختلف با سلیقه و هنر خودتان احساسات خود را به فرد مقابل نشان دهید
ایا قادرید احساسات خود را در قالب نوشتار بیان کنید ؟
آیا میتوانید در کنار دوست خود بلند بلند گریه کنید ؟
آیا میتوانید خواهر یا برادر خود را در آغوش بگیرید و بگویید چقدر به پشتیبانی اش احتیاج دارید ..
آیا به غرورتان بر نمیخورد اگر به کسی بگویید که چقدر از تماشای چهره اویا از شنیدن صدای او لذت میبرید
آیا قدرت این را دارید که به دوست صمیمی تان بگویید چقدر از یافتن او خرسندید ...
آیا میتوانید به آن کسی که دوست دارید بگویید که تنهایتان نگذارد

*** گمان میکنم ابراز احساسات و بیان کردن آنچه که در قلب ما وجود داردیکی از مسائل مهم درونی انسان است مسئله ای که میتواند براحتی بسیاری از مشکلات را سروسامان دهد .چه مابین دوستان چه مابین افراد خانواده و چه مابین زوجین ...
چه بسیار از افراد که یک عمر حسرت آن لحظه ای را خوردند که احساس قلبی خود را پنهان کردند و از گفتنش ابا داشتند ... .


*با اجازه از صاحبان نظر و متخصصین در امر روانشناسی بنده ابراز احساسات رو به چند دسته تقسیم میکنم:

1- کلامی : بیان کردن احساسات در قالب الفاظ مختلف ....مثلا : دوستت دارم ، بدون تو هرگز نمیتونم این کارو انجام بدم ...از اینکه کنر توام خوشحلم ..برای داشتن تو خدا رو شکر میکنم و ...............

2- رفتاری : مانند درآغوش گرفتن ...هدیه دادن ....بوسیدن ....نوازش کردن ...دست در دست گرفتن...ابراز کردن محبت با نگاه و حالات صورت

3- نوشتاری : نوشتن احساسات برای طرف مقابل، نامه نگار ی، گذاشتن یادداشت

جسارتا خلاصه ای از عقاید خودم را بیان میکنم :

مورد اول که بی شک یکی از مهم ترین و مهم ترین و مهم ترین و البته مثمر ترین نوع ابراز احساسات است ، بیان کردن آنها به صورت کلامی . و به نظر میرسد که اکثر انسانها با این نوع از ابراز احساسات مشکل وسیعی دارند .

اما نوع دوم ، که صد البته باز هم بیان کردن احساسات به این شیوه ، هنر خاصی میخواهد که شاید درصد فراوانی از افراد آنرا به خوبی نیاموخته اند .و یا مایل به انجام آنها نیستند ..که آن هم میتواند دلایلی از نوع خود داشته باشد به عنوان مثال : نادانی ، کمرویی ، غرور، بیهوده انگاری و....

و سرانجام مورد سوم ، که به نظر میرسد اکثر انسانها با آن بیشتر کنار آمده و میتوانند آنچه نمیتوانند بگویند بنویسند .
اگر آموزش دیده باشند قادرند که حرفهای نگفته خود را در قالب نوشتاربه طرز زیبایی به فرد مقابل بگویند ....البته آنهم شامل گروههای مختلفی میشود .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

زن و شوهری را در نظر بگیرید که برای شما الگوی یک زوج موفق‌اند. آنها با یکدیگر رفتار خوبی دارند و به هم احترام می‌گذارند و زندگی مالی مستحکمی‌ بنا نهاده‌اند. به خواسته‌های هم ارج می‌نهند و در نهایت زوج موفقی به نظر می‌رسند.
این طرز فکر شما، یک روز در حالی که مشغول خوردن شام و گفتگوی خانوادگی هستید به یکباره با شنیدن خبر جدایی آن زوج به هم می‌ریزد. هرچه فکر می‌کنید نمی‌توانید علتی منطقی برای این اتفاق بیابید. تمام زوایای مغزتان را می‌کاوید تا نشانه‌ای دال بر مشکلات زناشویی آن زوج بیابید اما به نتیجه خاصی نمی‌رسید. چه اتفاقی می‌افتد که روابط عاطفی و پیوند‌های خانوادگی و اجتماعی از بین می‌روند و جدایی جای آنها را می‌گیرد؟ حتما دلیلی هست ولی ناشناخته‌تر از آن است که شما به وجودش پی ببرید...
در مرگ روابط عاطفی زندگی زناشویی، چهار مرحله وجود دارد که کارشناسان خانواده به این صورت تقسیم‌بندی می‌کنند: مخالفت، رنجش و عصبانیت، عدم پذیرش یا طرد و سرکوبی.
در مرگ روابط عاطفی زندگی زناشویی، چهار مرحله وجود دارد که کارشناسان خانواده به این صورت تقسیم‌بندی می‌کنند: مخالفت، رنجش و عصبانیت، عدم پذیرش یا طرد و سرکوبی.
● مرحله ۱: مخالفت
در زمینه عاطفی و در زندگی زناشویی این مسأله به کرات اتفاق می‌افتد زیرا تعداد تعاملات میان فردی زوجین خیلی زیادتر از انواع دیگر روابط است و به همین نسبت احتمال بروز اختلاف میان آنها بیشتر است. اگر مخالفت‌های کوچک خود را بیان نکنید و با توجه به تعداد موارد پیش آمده، از خیر مطرح کردن آنها بگذرید، این مخالفت‌های کوچک جمع شده و کم‌کم به علامت هشداردهنده بعدی یعنی رنجش و عصبانیت تبدیل می‌شود.
● مرحله ۲: رنجش و عصبانیت
در این مرحله شما فرد مقابل را سرزنش و ملامت می‌کنید و فرد مقابل هم عکس‌العمل نشان می‌دهد و شما را مورد حمله قرار می‌دهد. خیلی مواقع که سر موضوع کوچک و بی‌ربطی دعوای بزرگی راه می‌افتد علت آن را باید در جای دیگر و موضوع دیگری جستجو کنید. اگر رنجش و عصبانیت، مدام تکرار شود شما در مقام جلوگیری از آن، با به درون ریختن این عصبانیت و رنجش و انباشت انرژی منفی بسیار در درونتان پا به مرحله سوم می‌گذارید
● مرحله ۳: عدم پذیرش و طرد
بعد از یک دعوای مفصل، در را به هم می‌کوبید و از منزل خارج می‌شوید. شما در منزل و زیر یک سقف هستید ولی به یکدیگر بی‌اعتنایی می‌کنید و یکدیگر را مورد بی‌توجهی قرار می‌دهید. در واقع طرف مقابل را هم از دیده و هم از دل بیرون می‌کنید. بیشتر جدایی‌ها و طلاق‌ها در این مرحله اتفاق می‌افتد. این دوره بحرانی ترین دوره اختلافات و در حقیقت زمان به زانو در آمدن آخرین تلاش‌های عاطفی طرفین برای بقای زندگی مشترکشان می‌باشد.
● مرحله ۴: سرکوب
سرکوبی نوعی احساس کرخی و بی‌حسی است. شما دیگر احساسات منفی خود را حس نمی‌کنید اما در مقابل، بهای بزرگی می‌پردازید و دیگر احساسات مثبت خود را نیز لمس و درک نخواهید کرد. آنچه این مرحله را فاجعه‌آمیز می‌کند نوع رابطه‌ای است که بین زوجین وجود دارد. به این ترتیب که همه چیز خوب و مرتب به نظر می‌رسد و طرفین به ظاهر زندگی خوبی در کنار یکدیگر دارند اما در واقع بسیاری از استعدادها و مهارت‌های عاطفی خود را فراموش کرده‌اند و به یک جسد ماشینی و متحرک تبدیل شده‌اند که زندگی محدود و بی‌طراوتی را دنبال می‌کند.
▪ داریم از هم دور می‌شویم!
زمانی که روابط عاطفی مناسبی در میان زن و شوهر وجود داشته باشد خانواده با آرامش بیشتری به فعالیت خود ادامه می‌دهد و در انجام امور بیرون از خانه نیز موفق‌تر عمل می‌کنند. زن وشوهری که ذهن و رفتار یکدیگر را درک کنند، روابط عاطفی مثبتی هم با یکدیگر برقرار می‌کنند. روان‌شناسان تنها راه‌حل این مسأله را داشتن هوش عاطفی زن و شوهر در خانواده می‌دانند و می‌گویند: «هوش عاطفی مجموعه‌ای از مهارت‌ها و شاخص‌ها برای شناخت احساس خود، کنترل احساس خود، شناخت احساس دیگران و تنظیم روابط با دیگران است که در خانواده جایگاه بسیار بالایی دارد.»
▪ متاسفانه ماشینی شدن زندگی‌ها و بروز مشکلات متعدد اقتصادی و اجتماعی مانع از انسجام بین اعضای خانواده شده است و میان پدر و مادر و فرزندان در برخی خانواده‌ها فاصله عاطفی زیادی ایجاد شده که این امر امکان تبادل نظر و ایجاد همدلی را بین اعضای خانواده به حداقل رسانده است.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

تعاریف اعتماد:

· داشتن اطمینان به چیزی یا کسی

· تکیه: براساس تجارب قبلی

· اجازه دادن بدون ترس

· باور داشتن

· اعتقاد داشتن به صداقت و قابلیت اطمینان یک فرد

· امید: انتظار داشتن و آرزو کردن

· ایمان: اطمینان کامل به چیزی یا کسی

· اطمینان: یک رابطه مطمئن

اعتماد یعنی چه؟ تعاریفی که در بالا ذکر شد معانی لغت نامه ای اعتماد بود. آن مفهومی که بیشتر به بحث خیانت نزدیک است، "اجازه دادن بدون ترس و واهمه" است.

دروغ اعتماد را از بین می برد و اصلاً هم فکر نکنید که چون فقط بخشی از حقیقت را می گویید، دروغ نگفته اید. اگر چیزی را به طرفتان بگویید که دوست دارد بشنود، یا شما دوست دارید بشنود، حتی اگر کمی از حقیقت رادر خود داشته باشد، اگر حقیقت کامل نباشد، یک دروغ است.

خیانت اعتماد را از بین می برد. خیانت بزرگترین نابودکننده اعتماد بین افراد است که برگشت از آن بسیار دشوار یا غیرممکن است. چون خیانت نه تنها دروغ است بلکه سوءاستفاده کامل از اطمینان و اعتماد طرف مقابل است.

خیانت معمولاً با دروغ هم همراه است—پس گناه دوچندان می شود، چون فرد نه تنها خیانت میکند، بلکه برای پوشاندن خیانتش، دروغ هم می گوید. و رفته رفته این دروغ ها بزرگتر می شوند و سوءاستفاده از اعتماد طرف مقابل بیشتر می شود و به همین ترتیب است که برگشتن از خیانت را دشوار یا غیرممکن می کند و دیگر شانسی برای "اجازه دادن بدون ترس و واهمه" نیست.

اگر طرفتان به شما خیانت کرده باشد، دوست دارید از آن مطلع شوید؟ آیا ناآگاهی در این یک مورد خاص بهتر نیست؟ آیا بعد از اینکه فهمیدید طرفتان خیانت کرده است می توانید دوباره به همان صورت قبل به رابطه تان نگاه کنید و دوباره اعتماد کنید؟ آیا خاطراتتان دوباره همانطور خواهند بود؟

در خیانت این نفس خیانت نیست که آسیب می رساند، این نابود شدن اعتماد بین طرفین، از دست رفتن اطمینان، و تغییر دیدگاه فرد نسبت به طرف خود است که قلب او را می شکند و خشم را در او به وجود می آورد.

در این زمانهاست که خاطرات خوبتان از شما دور می شود چون حقیقت دیدگاه شما را تغییر می دهد. این خیانت نیست که شما را داغان می کند، این از بین رفتن رویاها، از دست رفتن اطمینان، و از دست رفتن اعتماد سات؛ این دیدن طرفتان از زاویه ای جدید است که باعث می شود از او متنفر شوید.

متنفر شدن از کسی کمتر از اینکه بگویید، "دیگه دوستت ندارم"، کمتر از اینکه بگویید، "من بهت اعتماد داشتم ولی دیگه ندارم" اذیتتان می کند.

دوستی دارم که درمورد مسائل فلسفی زندگی با او حرف می زنم ، همیشه با حرفهای او موافق نیستم اما واقعاً به نظراتش احترام می گذارم حتی اگر مخالف با نظر خود من باشد. امروز صبح درمورد اعتماد با این دوستم صحبت می کردم. می گفت لازم نیست برای تصمیم گیری همه واقعیت را بدانیم. در واقعیت وقتی می فهمید که طرفتان به شما خیانت کرده، فکر می کنید که باید براساس اطلاعاتی که به دست آورده اید تصمیم گیری کنید: یعنی رابطه را قطع کرده و به راه خودتان ادامه دهید.

برای دوستم درمورد درس گرفتن از اشتباهم حرف زدم.

از من پرسید که اشتباهم چه بوده و من گفتم، "اعتماد کردن دوباره".

او گفت که اعتماد کردن دوباره اشتباه تو نبوده، اینکه آدم باید وقتی وارد هر رابطه می شود اعتمادش را وسعت بدهد و مهم نیست که اینکار چه خطراتی را به دنبال داشته باشد. می گفت که اگر اعتماد نمی کردم اشتباه کرده بودم.

حق با اوست. وقتی کسی به آدم خیانت می کند نمی توانی ببینی که خودت چه اشتباهی کرده ای.

هیچکاری نیست که اینقدر اشتباه بوده باشد که باعث شود طرف مقابل به آدم خیانت کند. اگر رابطه تان بد است، اگر کار اشتباهی انجام داده باشید، آنوقت طرف مقابل باید بیاید و با شما حرف بزند و اگر به هیچ نتیجه ای نرسیدید و وضع همینطور بد و بدتر شد، آنوقت باید رابطه را قطع کند، نه اینکه خیانت کند.

خیانت کردن اشتباه فرد خائن است نه اشتباه شما. کار شما هیچوقت اینقدر بد نبوده که مستحق خیانت کردن باشد. حتی اگر اشتباهاتی در رابطه مرتکب شده باشید، حتی اگر از صمیمیت طی رابطه مضایقه کرده باشید، حتی اگر شب و روز با هم دعوا کرده باشید، به هیچ طریق نمی توان خیانت طرف مقابل را توجیه کرد.

طرف مقابل می توان شما را ترک کند، تقاضای طلاق کند، یا خیلی کارهای دیگر اما خیانت هیچوقت راه حل قابل قبولی نیست.

اما سوالی که باید پرسی این است که آیا می توان بعد از خیانت رابطه را از سر گرفت؟ آیا می توان از دست رفتن اعتماد را جبران کرد و دوباره اطمینان را در رابطه به وجود آورد؟

من فکر نمی کنم که بتوان، حداقل با همان فرد خاص. اما نمی توان با اشتباهی که یک نفر مرتکب شده، درمورد همه مردم قضاوت کرد. این عادلانه نیست.

یک ضرب المثل معروف می گوید، "اگر یکبار خیانت کرد، کمک بخواه، اگر دوبار خیانت کرد، بگذار برو".

توصیه بدی نیست چون گاهی اوقات پیش می آید که یک نفر اشتباه کند و زود پی به اشتباه خود ببرد و شروع به جبران آن کند. در این مواقع رابطه از سر گرفته شده می تواند حتی از رابطه قبلی هم قوی تر شود.

اما اگر فرد خائن دوباره خیانت کند، دیگر وقتش رسیده که رابطه را رها کنید و دنبال رابطه های بهتر باشید. هیچ اعتمادی بدون وفاداری نیست، هیچ اعتمادی بدون دروغ نیست، هیچ اعتمادی بدون خیانت نیست، و وقتی هیچ اعتمادی نباشد، دیگر رابطه ممکن نخواهد بود.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 



- برخی دختر ها احساس تنهایی می کنند،به محبت نیاز دارند،و نیز برخیاز پسرها...همه ما به محبت نیاز داریم و به هر شیوه ای از جمله خانواده،دوست،همسر،..باید به نیاز خود پاسخ دهیم . ولی گاهی مشکلات موجود در جامعه باعث می شود که بسیاری از نیازهای و خواسته های طبیعی خود را ( از جمله نیاز به محبت)فراموش کنیم.

- توصیه من به دخترهایی که دوستی را تجربه نکرده اند این است که پاکی خود را حفظ کنید.رابطه اصلا مهم نیست.خودتان مهمید.ولی ارتباطات معمولی خود را گسترش دهید و بر اطلاعات خود درباره ارتباطات انسانی بیفزایید.آری،پاکی و همه عشق و احساس خود را برای موفقیت در زندگی آینده خود حفظ کنید.

 داشتن دوست دختر و یا دوست پسر های فراوان نمی تواند مانع احساس تنهایی در فرد شود،بلکه چند رابطه ای می تواند مشکلات ما را بیشتر کند . مهم ترین عامل چند رابطه ای شدنطرف مقابل عدم توجه شما به نیازهای اوست.

- داشتن رابطه یا دوست به خودی خود کار بزرگی نیست.داشتن رابطه موفقیت آمیز کار بزرگی ست.

-اگر تنها هستید اصلا ناراحت نباشید،دوستی و رابطه هم معایبی دارد،تنهایی هم محاسن و لذت های خاص خود را دارد.از کسانی که رابطه را تجربه کرده اند بپرسید،بیشترشان ناراضی اند ، ولی کسی که آگاهانه و عاشقانه زندگی می کند موفق تر و راضی تر است.می توانید به تنهایی خود افتخار کنید!

- احساس تنهایی حالتی کاملا غیر طبیعیست و یک نوع مشکل روحی است.احساس تنهایی یعنی ضعف و ناتوانی.با تجربه آگاهانه دوستی می توان آن را درک کرد.و پس از درک دیگر عذاب نیست ، لذت است.فقط با درک احساس تنهایی و دوستی می توان از تنهایی لذت برد ، لذتی جاودانه....

-در مورد ارتباط جنسی باید آگاهانه رفتار کنید،مبادا به خاطر نیاز، در دام شهوت پرستی و هوس بازی گرفتار شوید .مبادا عشق وانسانیت را فراموش کنید.

به این متن از اوشو توجه کنید :

پیوند جنسی هرگز کسی را ارضا نکرده است.این پیوند بیشتر و بیشتر عدم رضایت ایجاد می کند.پیوند جنسی هرگز کسی را به کمال نرسانده-با کمال بیگانه است.پیوند جنسی زمانی معنا می یابد که با عشق همراه باشد.پس عشق و پیوند جنسی به هم می آویزند..و عشق مرکزیت عظیم تری است،مرکزیتی والاتر.آنگاه که پیوند جنسی به عشق گره می خورد،بالا و بالاتر جریان می یابد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

اغلب مردهایی که در معرض استرس شدید قرار دارند در خود فرو‌می‌روند ، سکوت می‌کنند و بی‌احساس می‌شوند تا مسئله ی خود را به شکلی حل کنند.
از آن جایی که طبیعت اصلی مرد ، مردانه و مذکر است برای مبارزه با استرس به این نیاز دارد که خود را از معرکه عقب بکشد و مدتی را به تنهایی بگذراند.

از آنجایی که طبیعت اصلی مرد ، مردانه و مذکر است برای مبارزه با استرس به این نیاز دارد که خود را از معرکه عقب بکشد و مدتی را به تنهایی بگذراند. این رفتار قدرت مردانه او را تشدید و تقویت می‌کند. بنابراین زمان مناسبی برای رسیدگی به واکنش‌های عاطفی و احساسی نیست. اغلب مردها در برخورد با استرس ابتدا با احساسات خود قطع رابطه می‌کنند تا بتوانند به طور عینی و منطقی با مسئله پیش آمده برخورد کنند.

زن‌‌ها از این رفتار مردها به هراس می‌افتند زیرا اگر قرار باشد زنی با احساسات خود قطع ارتباط کند باید به قدری ناراحت باشد که بخواهد کسی را رد کند اما این موضوع در مورد مردها صدق نمی‌کند در حالی‌که مردها خود به خود در واکنش به استرس با احساسات خود قطع رابطه می‌کنند.



مرد توانایی آن را دارد که در لحظه‌ای در خود فرو برود و سکوت اختیار کند به همین شکل می‌تواند در لحظه‌ای از این حال خارج شود.
وقتی مردها متعادل‌تر می‌شوند برای آن ها صحبت درباره ی این‌که از چه موضوعی ناراحت بودند ساده‌تر می‌شود.
وقتی مرد از دنیای سکوت و تنهایی بازمی‌گردد ممکن است حرفی برای گفتن نداشته باشد زیرا ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که دلیل و موضوعی برای ناراحت شدن وجود ندارد. در اغلب موارد وقتی مرد از سکوت و انزوا خارج می‌شود و می‌گوید که همه چیز خوب و عالی است ، بهتر است زنش به این گفته او اطمینان کند و در شرایط آرام قرار بگیرد.

]
زن‌ها را درک کــنید

وقتی مرد ، زمان کافی برای درک کردن احساسات و نیازهای همسرش صرف نمی‌کند ، زن به سادگی سردرگم می‌شود و امکان این‌که واکنشی شدید و بی‌تناسب نشان دهد ، افزایش می‌یابد.
وقتی زنی احساسات خود را با شوهرش در میان می‌گذارد اگر شوهر به حالت انفعالی به صحبت‌های او گوش فرا دهد و امیدوار باقی بماند که به زودی حرف‌های زنش تمام خواهد شد ، روی او اثر می‌گذارد و بر ابهامات یا ناراحتی‌هایش می‌افزاید.

وقتی زن‌ها تصمیم می‌گیرند مانند مردها رفتار کنند و به منطق بیش از احساسات خود بها بدهند ، گیج و سردرگم می‌شوند. به خصوص اگر قرار باشد زیر فشاری برای تصمیم‌گیری باشند. معمولا وقتی زنی سردرگم است، می‌خواهد تصمیمی بگیرد در این زمان او بیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد و باید آرام بگیرد و احساساتش را مرور کند. در این زمان است که می‌تواند به راحتی تصمیم بگیرد. وقتی مردی برای درک کردن زنش به حرف‌های او گوش می‌دهد خود به خود متعادل‌تر می‌شود و زن زمانی متعادل‌تر می‌شود که بتواند حرف‌ها و احساساتش را بازگوید و این تنها زمانی میسر است که مردها بتوانند زبان تکلم زن‌ها را بیاموزند و زن‌ها هم به طریقی سخن بگویند که مردها میل به شنیدن داشته باشند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

در این تحقیق مشخص شده است که رنگ قرمز می تواند احساسات مردان را تحت تاثیر قرار دهد و این در حالی است که خود متوجه چنین تاثیری نیستند.

در این تحقیق مشخص شده است که رنگ قرمز می تواند احساسات مردان را تحت تاثیر قرار دهد و این در حالی است که خود متوجه چنین تاثیری نیستند. رنگ قرمز با عشق رمانتیک و شور و هیجان ارتباط داشته است ولی این اولین بار است که این ارتباط به صورت علمی ثابت می شود. اطلاعات زیادی راجع به خاصیت فیزیکی و ماهیت آن انجام شده است ولی از نظر تاثیر روانشناسی بحث کمتری در این زمینه شده است و این جالب است که چیزهایی مثل رنگ که در همه جا وجود دارد ، می تواند بر رفتار انسان تاثیر داشته باشد، حتی بدون آگاهی انسان از این تاثیر. در این مطالعه تصاویری چند از زنان که بلوز آنها به صورت دیجیتالی قرمز یا آبی شده بود در معرض دید مردان قرار داده شده و از مردان راجع به جذابیت هر تصویر سوال شد ونهایتا مشخص شد که در مقایسه با سایر رنگها ، رنگ قرمز تاثیر به سزایی در جذابیت برای مردان به عهده دارد.




اما باید خاطرنشان کرد که رنگ قرمز تاثیری بر ارزیابی مردان در مورد زکاوت ، مهربانی و ...زنان ندارد و بعلاوه چنین تاثیری در دیدگاه زنان نسبت به زنان دیگر مشاهده نشده است. این ارتباط و تاثیر در حیوانات نخستین نیز ملاحظه شده است. به عنوان مثال بوزینه ها و شامپانزه های مونث در هنگام تخمک گذاری قرمز می شدند واین بارزترین علامت جنسی برای مردان بود. چنین پاسخ موازی به رنگ قرمز در مردان انسان و حیوان می تواند ادعای زنان در مورد رفتار حیوان گونه مردان پیرامون مسائل جنسی را تا حدودی تصدیق کند.!


لذا بر خلاف تصور عام که فکر می کنند نظر مردان راجع به زنان بسیار فرهیخته و اندیشمندانه است باید گفت که این ارزیابی تا حدودی نیز بدوی است. چنین یافته ای می تواند تولید کنندگان لباس و طراحان صنعت مد را تحت تاثیر قرار دهد.

یک نکته: در حالیکه این مطالعه ثابت کرده که رنگ قرمز احساسات عاشقانه مردان را ارتقا می بخشد ، مطالعات دیگر نشان می دهد که تاثیر رنگ ها وابسته به شرایط و زمینه نیز می باشد. برای مثال باید گفت که وجود رنگ قرمز در صحنه های هماوردی مثل مسابقات ورزشی و نوشتن امتحانات باعث بدتر شدن اجرا و ارائه می گردد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

ساده کردن زندگی به شما زمان بیشتری برای انجام کارهایی که وقت و انرژی برایشان می خواهید، می دهد (مثل ورزش، کتاب خواندن یا شرکت در یک کلاس آموزشی). این ایده ها را امتحان کنید تا زمان، هزینه، پشتیبانی و فضای بیشتری در زندگی پرمشغله تان ایجاد کنید.
1. یک عادت جدید در خودتان ایجاد کنید و آنرا به سایر اعضای خانواده هم آموزش دهید: هیچوقت بدون اینکه چیزی با خود ببرید اتاق را ترک نکنید. مثلاً اگر در طول شب می خواهید از اتاق نشیمن به آشپزخانه یا اتاق خواب بروید، وسیله ای که باید به محل خود برگردانده شود را در راه با خود ببرید.
2. اگر خانواده پرجمعیتی دارید که تعداد زیادی باید از یک حمام و دستشویی استفاده کنند، برای هرکس یک سبد مخصوص درنظر بگیرید که وسایل مخصوص حمام خود را در آن نگه دارند و حتماً پس از استفاده آنرا به اتاق خود برگردانند. درست مثل زندگی در خوابگاه های دانشجویی. اینکار باعث می شود فضای حمام شلوغ و بی نظم نشود و هرکس به راحتی از وسایل خود استفاده کند و جروبحثی هم پیش نیاید.
3. سبد یا جعبه ای در کمد یا گوشه ی از اتاق قرار دهید. در طول کار روزانه، مطمئناً چیزهایی پیدا می کنید که به هر دلیلی دیگر تمایلی به استفاده از آن ندارید و فقط خاک می خورند. آن وسیله را درون آن سبد یا جعبه بیندازید. وقتی جعبه پر شد، می توانید آنرا به افراد نیازمند ببخشید.
4. گفته می شود که انیشتین هیچوقت برای به یاد آوردن چیزهایی که چک کردن آنها راحت است به خود فشار نمی آورد (حتی شماره تلفن خودش). عقیده او این بوده که اینکار باعث می شود فضای کافی برای اموری که می خواسته از قدرت مغزش برای آنها استفاده کند خالی شود. شما هم از این راهکار استفاده کنید و همه امور خود را در دفترچه ای یادداشت کنید که نیازی به به خاطر سپردن آنها نداشته باشید و بعد درصورت نیاز به آن رجوع کنید.
5. صندوق پستتان را چک کنید. نگذارید صورتحساب ها و قبض ها آنجا تلنبار شود و بعد به سراغشان بروید. روزنامه و مجلات ارسالی را هم در جای مخصوص خود (نه روی میز آشپزخانه) قرار دهید.
6. برای هرکدام از اعضای خانواده سبد مخصوص تهیه کنید که وسایل روزمره شان را در آن بریزند (مثل تکالیف و وسایل مدرسه، نامه های اداری، لباسهای کثیف و ...) به جای اینکه دور تا دور خانه پخش کنند.
7. با گذراندن فقط 15 دقیقه هر شب برای آماده کردن همه چیز برای روز بعد، از آشفتگی و سردرگمی صبحها نجات پیدا کنید. می توانید از کارهایی که باید فردا انجام دهید یادداشت بردارید تا روز بعد بدانید که دقیقاً چه باید بکنید. لباسی که برای بیرون رفتن می خواهید تن کنید را آماده کنید. وسایل و لباسهای مدرسه بچه ها را آماده کنید. و مواد و وسایل لازم برای پختن ناهار فردا را نیز آماده کنید. میز صبحانه را بچینید و ....
8. قبوض را سر وقت و در یک روز مشخص پرداخت کنید. بااین روش همیشه می دانید که از نظر مالی در چه وضعیتی هستید و دیگر پرداخت قبض ها عقب نمی افتد.
9. یک روز شنبه همه کارهای ناتمام خود را لیست کنید، چیزی که باید برای یکی از دوستانتان بفرستید، هدیه ای که دیر شده است، تلفنی که باید بزنید و ... همه هفته نوشتن آن را ادامه دهید. شنبه آینده لیستی درست و حسابی از همه کارهایی که باید انجام دهید دراختیار دارید. و همان روز یکی یکی همان کارها را با دقت و به نوبت انجام دهید.
10. این رسم را در خانه راه بیندازید که هرکس مسئول شام و ناهار خودش و شستن ظرفهای خودش باشد. بچه ها غذاهایی مثل سیریال، ساندویچ و از این قبیل را خیلی دوست دارند. اینکار یک تنفس خوب برای آشپزی کردن است و به شما کمک می کند به فرزندانتان آموزش دهید در امور خود استقلال داشته باشند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

هیچ می‌دانستید خراب کردن یک زندگی راحت‌تر از ساختن آن است. برای در امان ماندن از نابودی زندگی این روش‌ها را که در زیر به آن اشاره می‌شود اصلا به کار نبرید. به نظر می‌رسد بعضی از این موارد بلافاصله لطمه‌ای به رابطه نمی‌زنند اما دیر یا زود اوضاع بدتر خواهد شد. اگر فکر می‌کنید یکی از کارهای زیر را انجام می‌دهید قبل از اینکه خیلی دیر شود ، سعی کنید این عادت خود را کنار بگذارید.



گفتگو نکردن : این جمله که گفتگوی مناسب و خوب بین زوجین ضروری است ، تقریبا تبدیل به کلیشه شده اما واقعا جمله درستی است. شما باید با یکدیگر در مورد احساسات، نظرات، چیزهایی که دوست دارید یا دوست ندارید ، ترس‌ها و آرزوهایتان صحبت کنید. تا آنجایی که به عنوان یک زوج ، به طور کامل یکدیگر را بشناسید باید روشن و صادقانه با یکدیگر گفتگو کنید.


خودخواه بودن : فقط فکر کردن به خودتان، نیازها و خواسته‌هایتان و کارهایی که باید انجام دهید ، ممکن است باعث مشکل شود. مادامی که ازدواج می‌کنید « من » تبدیل به « ما » می‌شود. به احساسات، نیازها و خواسته‌های طرف مقابلتان توجه کنید. هرگاه در این موارد دچار شک شدید از همسرتان سوال کنید ، هرگز خیال نکنید همه چیز را در مورد احساسات، نیازها و خواسته‌های او می‌دانید.

کینه به دل گرفتن : رنجیدن خیلی زود تبدیل به عصبانیت می‌شود و عصبانیت به همان سرعت تبدیل به دلخوری خواهد شد. روی دلخوری‌ها و عصبانیت‌هایتان تمرکز کنید و طرف مقابل را ببخشید. اگر همیشه از طرف مقابل خشمگین باشید در آخر فقط به خودتان صدمه خواهید زد. با شریک زندگی خود صحبت کنید و سعی کنید مشکل را برطرف سازید. بخشیدن طرف مقابل رابطه‌تان را نزدیک‌تر و دلپذیرتر می‌کند.


خیانت کردن : بعد از ازدواج هر دو طرف در قبال هم مسوول هستند ، پس اگر می‌دانید رابطه شما با افراد خاصی باعث ناراحتی همسرتان می‌شود ، هرگز سعی نکنید او را آزرده کنید.



تمام وقت‌های خود را با یکدیگر گذراندن : وقتی ازدواج می‌کنید به طور قطع بیشتر ساعات شبانه‌روز را با یکدیگر خواهید بود. وقتی ساعت کار خارج از منزل هر دو شما تمام می‌شود خیلی خوب است که ساعات مفیدی را با یکدیگر بگذرانید. به هر حال، به هیچ وجه درست نیست همه اوقات فراغت‌تان را با همسرتان سپری کنید. سرگرمی‌ای برای خود درست کنید که طرف مقابل دوست ندارد یا کمتر به آن علاقه دارد ، با دوستان هم‌جنس‌تان بیرون بروید یا در تنهایی تمدد اعصاب کنید. یک ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید: دوری اشتیاق را بیشتر می‌کند. اگر برای مدت کوتاهی در دسترس یکدیگر نباشید، دیدن یکدیگر یک جرقه خوشایند خواهد بود.



هرگز مصالحه نکردن : ازدواج نوعی بده بستان است. توافق در زندگی زناشویی باید به یک امر عادی تبدیل شود. هر کدام از زوج‌ها باید در بیان احساساتشان آزاد باشند و براساس یک توافق دوجانبه هر بار یکی از طرفین کوتاه بیاید. علاوه بر این، در بعضی از تصمیمات، شما می‌توانید با توافق یکدیگر از بین نظرات ارائه‌شده یکی را انتخاب کنید یا طوری برنامه‌ریزی کنید که از نظر هر دو طرف استفاده شود.



هدر دادن بودجه مالی : خرید غیرمسوولانه باعث به وجود آمدن مشکلات اساسی خواهد شد. بهتر است یک حساب مشترک با همسرتان داشته باشید (شما باید به یکدیگر اعتماد کنید) و در مورد نحوه خرج و مخارج خانه به طور متناوب با یکدیگر گفتگو کنید (گفتگو نه دعوا). مصالحه در این موقعیت به شما کمک زیادی می‌کند. هرگز بدون مشورت با همسرتان، تصمیمات مهم مالی نگیرید ، این یک اشتباه است.



حسودی بیش از اندازه : اگر شما احساس ناامنی می‌کنید و فکر می‌کنید همه چشم‌ها به دنبال همسر شماست یا همسر شما به دنبال دیگران است، باید در مورد این رابطه دوباره فکر کنید. به همسرتان اعتماد کنید. اعتماد به نفس شما و اعتماد به طرف مقابل، جذابیت شما در چشم همسرتان را دوچندان می‌کند. هرگز به همسرتان شک نکنید مگر این‌که دلیل واقعی برای سوءظن داشته باشید. این حقیقت که تصور می‌کنید شما فرد مناسبی برای همسرتان نیستید دلیل کافی برای شک داشتن به او نیست.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

بعضی‌ از مردها معتقدند که‌ نباید به‌ همسرشان‌حقیقت‌ را ابراز کنند و تصور می‌کنند بادروغ‌گویی‌ می‌توانند همسر خود را قانع‌ کرده‌ وبه‌ قول‌ معروف‌ گول‌ بزنند. اما در اکثر موارد این‌مسئله‌ به‌ نتیجه‌ نامطلوب‌ نمی‌رسد و سبب‌اختلافات‌ شدید خانوادگی‌ می‌شود. زیرا مردان‌مانند زنان‌ آن‌قدر با ظرافت‌ دروغ‌ نمی‌گویند که‌دروغ‌شان‌ برای‌ همیشه‌ پنهان‌ بماند. زنان‌ نیز به‌خاطر دروغ‌ گفته‌ شده‌ از سوی‌ همسرشان‌ دلخورمی‌شوند. در این‌ مقاله‌ به‌ دلایل‌ عمده‌ دروغ‌مردان‌ به‌ همسرانشان‌ خواهیم‌ پرداخت‌. ازطرفی‌زنان‌ به‌ دلیل‌ احساسات‌ لطیف‌شان‌ زودرنج‌تر ازمردان‌ هستند آنان‌ با تلنگری‌ کوچک‌ روحیه‌شان‌به‌ هم‌ ریخته‌ می‌شود و حالت‌ افسردگی‌ واضطراب‌ در چهره‌شان‌ به‌ خوبی‌ مشاهده‌ خواهدشد.لذا مردان‌ برای‌ گفتن‌ بیاناتشان‌ باید دقت‌بیشتری‌ داشته‌ باشند.

به‌ دروغ‌های‌ مردان‌ که‌ به‌همسرانشان‌ می‌گویند توجه‌ کنید:
1. بسیاری‌ از مردان‌ از این‌ که‌ احساس‌می‌کنند زنان‌ تحمل‌ شیندن‌ دروغ‌ را ندارند، به‌سادگی‌ دروغ‌ می‌گویند. شاید دروغ‌گویی‌ آنهافقط به‌ خاطر ناراحت‌ نکردن‌ همسرشان‌ باشد. امااین‌ را بدانند که‌ هر چقدر هم‌ که‌ همسران‌شان‌ ازبیان‌ حقیقت‌ نگران‌ و مشوش‌ می‌شود اما بهتر ازگفتن‌ دروغ‌ می‌باشد. زیرا روزی‌ حقیقت‌ در نزدزن‌ فاش‌ شده‌ و آن‌ زمان‌ است‌ که‌ دنیا در برابرچشمان‌ زن‌ و شوهر سیاه‌ خواهد شد و کار به‌جاهای‌ باریک‌ خواهد کشید. پس‌ اجازه‌ ندهیدچنین‌ شود.
و اما یک‌ توصیه‌ به‌ زنان‌; در صورتی‌ که‌ احساس‌کردید همسرتان‌ به‌ دلیل‌ مصلحت‌ زندگی‌اش‌ به‌شما دروغ‌ گفته‌ و این‌ دروغ‌ تاثیر چندانی‌ دروضعیت‌ زندگی‌ زناشویی‌ و عشق‌ و محبت‌ میان‌تان‌ندارد. پس‌ بهتر است‌ به‌ روی‌ خود نیاورید و ازکنار آن‌ بگذرید. مطمئن‌ باشید همسرتان‌ خواهدفهمید و شرمنده‌ شما خواهد شد.
2. تعریف‌ و تمجید را به‌ پای‌ دروغ‌ نزنید.بعضی‌ از مردان‌ تصور می‌کنند اگر از همسرشان‌تعریف‌ کنند دچار دروغ‌گویی‌ شده‌اند. اگر این‌مسئله‌ را دروغ‌گویی‌ فرض‌ می‌کنید، بهتر است‌ به‌این‌ دروغ‌گویی‌ ادامه‌ دهید. زیرا همسر شما ازتشویق‌ و تحسین‌ شما خشنود شده‌ و به‌ زندگی‌امیدوارتر خواهد شد و با نیرو و انرژی‌ بیشتری‌ به‌زندگی‌ ادامه‌ می‌دهد. برای‌ مثال‌ در برابرخانواده‌ خودتان‌ شروع‌ به‌ تعریف‌ از همسرتان‌کنید. کفش‌هایش‌ را جلوی‌ پای‌ او جفت‌ کنید.برایش‌ میوه‌ پوست‌ بکنید. حتی‌ اگر فکر می‌کنیدهمه‌ این‌ کارها را از روی‌ تملق‌ و دروغ‌ انجام‌می‌دهید با انجام‌ چنین‌ کاری‌ نزد خانواده‌تان‌،نتیجه‌اش‌ را ببینید، همسرتان‌ پروانه‌واربه‌ دور شماخواهد چرخید، احترام‌ دو صد چندان‌ به‌ شماخواهد گذاشت‌ پس‌ ارزشش‌ را دارد که‌ دست‌ به‌چنین‌ تملق‌ و دروغی‌ بزنید.
3. بعضی‌ از مردان‌ سیاست‌ خوبی‌ را اززندگی‌شان‌ دارند. آنان‌ بدون‌ این‌که‌ خود راخسته‌ کارخانه‌ کنند به‌ نحویی‌ با همسرشان‌ برخورددارند و خود را درگیر کمک‌ به‌ وی‌ می‌کنندکه‌ اوواقعا احساس‌ می‌کند همسرش‌ در کارهای‌ خانه‌ اورا همراهی‌ کرده‌ است‌. البته‌ بد نیست‌ که‌ همسرتان‌را کمک‌ کنید و دست‌ یاری‌ به‌ او بدهید. زندگی‌یعنی‌ همکاری‌ و همیاری‌، وقتی‌ مهمانی‌ به‌ خانه‌شما می‌آید روی‌ صندلی‌ ننشینید و به‌ همسرتان‌دستور ندهید. بلکه‌ ظاهرا هم‌ که‌ شده‌ او را کمک‌کنید. حتی‌ از لحاظ لفظی‌ مثلا بگویید کمک‌می‌خواهی‌. من‌ در انجام‌ هر کاری‌ آماده‌ هستم‌.ولو این‌ که‌ روی‌ صندلی‌ بنشینید و با دوستانتان‌مشغول‌ به‌ حرف‌ زدن‌ شوید. هر چندوقت‌ یک‌باراو را صدا بزنید و از او سوال‌ کنید! بیایم‌ کمکت‌کنم‌؟ این‌ نوع‌ دروغ‌گویی‌ نیز می‌تواند تاثیر خوبی‌بر همسرتان‌ بگذارد و در برابر مهمان‌ها سربلندباشد.
4. بعضی‌ از مردان‌ در برابر غر زدن‌ زنان‌شان‌مجبور به‌ گفتن‌ دروغ‌هایی‌ می‌شوند که‌ در انجام‌ وبرآورده‌ ساختن‌ آن‌ ناتوان‌ هستند. این‌ چنین‌زنان‌ باید گفت‌ که‌ هیچ‌ گاه‌ همسر خود را تحت‌فشار نگذارید و از او درخواست‌های‌ ناشدنی‌نخواهید. مردی‌ که‌ زیر بار فشار سخن‌های‌همسرش‌ باشد، دست‌ به‌ دروغ‌ گویی‌ می‌زند و به‌همسرش‌ وعده‌هایی‌ می‌دهد که‌ خودش‌ هم‌می‌داند از عهده‌ آن‌ برنمی‌ آید اما به‌ خاطر ساکت‌کردن‌ همسرش‌ و جلوگیری‌ از کشمکش‌ و جنگ‌اعصاب‌ مجبور به‌ دروغ‌ گویی‌ می‌شود. در این‌ جازن‌ مقصر است‌. او سبب‌ این‌ دروغ‌ شده‌ است‌. هرزنی‌ باید شرایط همسرش‌ را بداند و بیش‌ از آن‌ ازهمسرش‌ توقع‌ نداشته‌ باشد.
غرور و شخصیت‌ مرد نباید زیر پا لگدمال‌ شود.یک‌ زن‌ باید همسرش‌ را آن‌قدر دوست‌ داشته‌باشد که‌ اگر زندگی‌ کمی‌ و کاستی‌ به‌ وجود آمدهمراه‌ و در کنار همسرش‌ با مشکلات‌ دست‌ و پنجه‌نرم‌ کند. نه‌ این‌ که‌ سبب‌ لاف‌زنی‌ و اغراق‌گویی‌ ودروغ‌گویی‌ همسرش‌ شود.
5. مردان‌ برای‌ این‌ که‌ در برابر همسر خود به‌قول‌ معروف‌ کم‌ نیاورند، سعی‌ می‌کنند دروغ‌بگویند. بعضی‌ از زنان‌ عادت‌ دارند مزایای‌ مردان‌دیگر را به‌ رخ‌ همسر خود بکشند. برای‌ مثال‌می‌گویند شوهر دوستم‌ مرد بسیار شجاعی‌ است‌ ویا این‌ که‌ بسیار دست‌ و دلباز است‌ و همه‌ مال‌ واموالش‌ را در اختیار همسرش‌ گذاشته‌ است‌.مردان‌ به‌ این‌ مسئله‌ حساسیت‌ نشان‌ می‌دهندوآنان‌ دوست‌ ندارند همسرشان‌ مرد دیگری‌ را برتراز او ببیند شاید یک‌ حس‌ حسادت‌ ناخودآگاه‌باشد که‌ زنان‌ باید به‌ این‌ حس‌ توجه‌ کنند. گاهی‌مردان‌ در برابر تمجید همسرشان‌ از مرد دیگردست‌ به‌ گفتن‌ دروغ‌هایی‌ می‌زنند. مثلا می‌گویندامروز در خیابان‌ با پسری‌ جوان‌ هیکل‌مندی‌ دعواکردم‌ و او را به‌ شدت‌ زدم‌. او چنین‌ دروغی‌ را به‌همسرش‌ می‌گوید تا اظهار دارد که‌ او هم‌ شجاع‌است‌. زنان‌ نباید محیطی‌ فراهم‌ کنند که‌همسرشان‌را وادار به‌ دروغ‌هایی‌ شاخدار کنند.هر فردی‌ یک‌ حالت‌ و روحیه‌ و شخصیت‌ خاص‌ به‌خودش‌ را دارد. شما نباید شوهر خود را با مرددیگری‌ مقایسه‌ کنید. بلکه‌ او را همان‌طور که‌ هست‌دوست‌ داشته‌ باشید. همان‌ طور که‌ مشاهده‌می‌کنید بعضی‌ از دروغ‌ها بار منفی‌ و گاهی‌ هم‌ بارمثبت‌ دارد. البته‌ یک‌ زن‌ و شوهر باید حقیقت‌ گراباشند و در هر شرایطی‌ راست‌گویی‌ را سرلوحه‌زندگی‌ خود بدانند و حتی‌ اگر در گذشته‌ رخ‌دادناگواری‌ داشته‌اند، همچون‌ دوست‌ واقعیت‌ رابگویند. در زندگی‌ زناشویی‌ بیان‌ حقیقت‌ ولو این‌که‌ منجر به‌ دلخوری‌ شود باارزش‌ و مهم‌ نیست‌.البته‌ همان‌طور که‌ در مقاله‌ فوق‌ درج‌ شده‌ گاهی‌دروغ‌ و تملق‌ در زندگی‌ سبب‌ ایجاد اعتماد به‌نفس‌ در فرد مقابل‌ می‌شود و او را به‌ زندگی‌امیدوارتر و سرزنده‌تر می‌کند. پس‌ زن‌ و شوهرباید در زندگی‌ محتاطانه‌ عمل‌ کنند و در جهت‌ایجاد یک‌ زندگی‌ مستحکم‌تر و پرمحتواتر سعی‌ وتلاش‌ خود را به‌ کار گیرند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

چرا خانم‌ها به روزهای تولد و سالگردها توجه دارند?!






برخلاف باورهای عموی که بیشتر مردم تصور می‌کنند خود و حتی دیگران را مانند کف دستشان می‌شناسند، یکی از موارد اساسی که هر زن و مرد با آن روبه‌رو است، شناخت ”هویت واقعی“ خویشتن است“ چرا که به‌علت پیچیده بودن شخصیت انسان‌‌ها، شناخت ”هویت و شخصیت واقعی“ خویش و اینکه ”کی هستند“ یا ”چی هستند“ بسیار مشکل بوده و به تخصص و دانائی و توانائی فراوانی نیاز دارد. بنابراین، شناخت ”هویت و شخصیت خویشتن“ به‌صورت عدسی، فقط به کمک کارشناسان ماهر، خیره و متخصص امکان‌پذیر است بسیاری از انسان‌ها معیار و ارزش‌های واقعی خود را نمی‌شناسند و نمی‌دانند کسیتند… و نمی‌دانند از زندگی چه می‌خواهند و … نمی‌توانند به موقع تصمیم‌های لازم و قاطع بگیرند. نمی‌توانند خود را در مسیر کامیابی‌ها قرار بدهند… بیشتر افراد در تردیدها، ناامیدی‌ها و نگرانی‌ها رها شده و سرگردان می‌مانند.

به‌طور کلی، اگر هویت خود را به‌درستی بشناسیم و بدانیم کیستم و آن وقت همان‌طوری که هستیم، خود را بپذیریم. از کیفیت زندگی بهتری بهره‌مند می‌شویم و زندگی مطبوعی در انتظار ما است.

به یقین، هر کسی بارها از خود پرسیده ”من کیستم“، ”هویت من کدام است؟“ تا معیارها و ارزش‌های واقعی خود را نشناسیم و ندانیم چه کسی هستیم و هویت خود را به‌درستی نشناسیم، هرگز قادر نخواهیم بود. درون و ذهن خود را به درستی کشف کنیم و به پرورش و گسترش آن کمک کنیم و زندگی خود را در جهت مثبت تغییر دهیم، هر فردی با تصویر ذهنی و باورهایش شناخته می‌شود، چرا که شخصیت و هویت هر کس، تحت‌تأثیر تصویر ذهنی و باورها شکل گرفته و ساخته می‌شود و هر فردی با توجه به تصویر ذهنی و باورها و اندیشه‌های خود، با رویدادهای بیرونی برخورد می‌کند و احساس‌ها و عملکرد لازم را از خود بروز می‌دهد. حتی اگر تصویر ذهنی و باورهای ما این باشد که فردی لایق، شایسته و موفق هستیم یا فردی بیچاره، بدبخت و ناموفق می‌باشیم، احساس‌ها و عملکردمان در هر موردی، مطابق باورهای‌مان عمل می‌کنند.

به‌طور نمونه وقتی باور ما این باشد که سوپ قورباغه چیز بدی است. از خوردن آن خودداری می‌کنیم. بدون توجه به اینکه ممکن است سوپ قورباغه بسیار خوشمزه، جالب و مفید باشد، ولی چون از کودکی به ما گفته‌اند قورباغه موجودی کثیف و چندش‌آور است، باورمان شده است که قورباغه موجود بدی است. بنابراین از دیدن و خوردن آن بدمان می‌آید.

باید بدانیم که در این سیاره، هر انسانی یگانه، بی‌همتا و محصربه‌فرد است. هویت این انسان یگانه از طریق عملکردش مورد ارزیابی و داوری قرار می‌گیرد و شناخته می‌شود؛ به این معنی وقتی از کسی رفتار خوب و شایسته‌ای ببینیم و آن رفتار چندین بار تکرار گردد، می‌گوئیم آن شخص، آدم خوبی است. بنابراین از او خوشمان می‌آید و به او اعتماد می‌کنیم. حتی نحوهٔ داوری ما نسبت به خودمان نیز، براساس رفتار و عملکردمان است.

یکی از تفاوت‌های مهم بین زنان و مردان، توجه به زمان جریان‌های زندگی و به خاطر سپردن تاریخ‌ها است. به یاد داشتن تاریخ مناسبت‌ها برای زنان همانند به خاطر سپردن موجودی بانکی برای مردان است و از اهمیت فراوانی برخوردار است. برای زنان، داشتن روزهای تولد و سالگردها، اهمیت دارد و با جشن گرفتن آن روزها را گرامی می‌دارند، از نظر بیشتر مردان، توجه به روزهای تولد و سالگردها و برگزاری جشن‌ها، بیشتر کاری کودکانه جلوه می‌کند.

زنان از بی‌توجهی مردان به سالگردها در حیرت هستند و مردان از توجه و دقت خانم‌ها به این مراسم، در شگفت می‌باشند! به‌طور کلی درک چرخهٔ زندگی از نظر مردان و زنان متفاوت است. ثبت زمان جریان‌های جاری زندگی به‌صورت خودکار در ذهن صورت می‌گیرد، ولی خانم‌ها آنها را با دقت بیشتری پی‌گیری می‌کنند و در به یادآوری آنها حساسیت بیشتری به خرج می‌دهند. در واقع زنان با به یاد آوردن موضوع‌های مورد بحث، آنها را جشن می‌گیرند و خوشبختی خود را گرامی می‌دارند.

▪ به مردان توصیه می‌شود که:

هرگز روزهای سالگرد، تولد و ازدواج را فراموش نکنید. در این روزها به همسرتان یادداشت‌های کوتاه و متن‌های عاشقانه همراه با هدیه بدهید که اثر معجزه‌آسائی دارد. آقایان بدانند وقتی زنی به هسمرش می‌گوید برای تهیه هدیه، خودت را به زحمت نینداز، در واقع از ته دل می‌خواهد آن را تهیه کنید! در واقع مفهوم این گفته که به خاطر من به خودت زحمت نده یعنی اینکه به طور دقیق همان کار را باید بکنی!

▪ آقایان توجه کنند که:

از آنجائی که قدرت سازش در زنان زیاد است، خیلی زود به سختی‌ها عادت می‌کنند. ولی اگر زنی تصور کند قربانی عشق خود شده است دیر یا زود علیه شوهر خود قیام خواهد کرد.

▪ آقایان توجه کنند که:

خانم‌ها با وجود اینکه به دنبال برابری و آزادی هستن، ولی دوست دارند مورد حمایت (شوهر) قوی و محکم قرار گیرند. به این علت زنان به مردان توانمند احترام می‌گذارند و آنان را مورد تحسین قرار می‌دهند؛ چرا که می‌خواهند به او تکیه کنند. مردان هم از اینکه حامی همسرشان باشند، لذت می‌برند. بنابراین به خانم توصیه می‌شود به‌جای افتخار و تکیه کردن به پدر، برادر، خواهر و … به شوهر خود تکیه و افتخار کنند تا همسر خود را هر چه بیشتر به سوی خویش جذب نمایند.

▪ خانم‌ها توجه کنند که:

برای مردان پیروزی و غلبه بر مانع‌ها و حل مشکل‌ها و انجام دادن درست کارها بسیار مهم است، به‌عبارت دیگر، برای مردان بسیار اهمیت دارد که کارها را درست و بدون اشتباه انجام دهند، چرا که وقتی اشتباهی کنند به غرور و خودباوری آنان لطمه وارد می‌شود و اعتمادبه‌نفسشان متزلزل می‌گرد و شخصیتشان زیر سؤال می‌‌رود. به این علت مردها از اشتباه کردن متنفر هستند، از اینکه به آنان گفته شود اشتباه می‌کنند، بدشان می‌آید، حتی از اینکه دیگران بفهمند که آنان اشتباه کرده‌اند، خیلی ناراحت می‌شوند. آقایان از اینکه با دیگر مردان مقایسه شوند متنفر هستند. اگر مردی را نصیحت کنید، احساس بی‌لیاقتی می‌کند. مردها کمتر عذرخواهی می‌کنند. چرا که با عذرخواهی، احساس شکست می‌کنند.

▪ خانم‌ها توجه کنند که:

مردان در مقابل انتقادها و سرزنش‌ها حساس بوده و واکنش نشان می‌دهند. از کارهای انجام یافته و نیافته‌ای درست یا نادرست خود دفاع می‌کنند، دلیل می‌آورند، عصبانی و خشمگین می‌شوند، حتی به‌منظور رهائی از فشارهای واردهٔ بیرونی و درونی، ممکن است به راحتی دروغ بگویند، تا خود را از فشارها و گرفتاری‌های موجود نجات بدهند؛ در حالی که ممکن است خود متوجه اشتباه خود شوند، ولی از بیان آن خودداری می‌کنند. چرا که فکر می‌کنند با این کارها به حفظ غرور خودباوری و اعتمادبه‌نفسشان کمک می‌کنند. بنابراین برای اخذ نتیجهٔ مثبت به خانم‌ها توصیه می‌شود بپذیرند که مردان در برابر انتقادها و سرزنش‌ها، بسیار حساس هستند و به‌جای انتقاد از عملکرد شوهرها و به‌جای انگشت گذاشتن روی نکته‌های منفی و اشتباه‌های همسرشان، بهتر است روی نقاط و عملکردهای مثبت همسرشان تأکید ورزند تا در ایجاد تعادل و توازن و در ساخت زندگی مشترک شاد و موفق، نقش سازندهٔ خود را ایفاء کنند.

▪ آقایان بدانند که:

همسرتان انتظار دارد که به پرسش‌هایش توجه کنید و کوتاه جواب ندهید و زمانی‌که با شما حرف می‌زند، روزنامه نخوانید و تلویزیون تماشا نکنید. در مورد کارهای روزانه‌اش در مورد آشپزخانه از او پرسش کنید به او کمک کنید و در مورد بچه‌ها نظر او را به حساب بیاورید.

▪ آقایان بدانند که:

همسر شما انتظار دارد همیشه و در همه حال حامی او باشید، حق را در مورد دوستانش، به او بدهید و اگر از کسی ناراحت شد، جانب او را بگیرید همبستگی او را بپذیرید نه وابستگی‌اش را. خانم‌ها هم توجه کنند که مردها نیز به عشق و حمایت همسرشان نیاز مبرم دارند.

▪ آقایان بدانند که:

همسرش دوست دارد به چهره، لباس، آشپزی، رفتار و کردارش توجه کرده و از آنها تعریف کنید که نیاز به تأیید و تشویق شما دارند، به آزادی‌های او احترام بگذارید، همسرتان می‌خواهد با هم پرواز کنید و در این راه به او کمک کنید.

▪ خانم‌ها بدانند که:

همسرتان نیاز دارد غذاهای خوشمزه میل کند؛ از روابط جنسی عالی، بسیار آرام می‌گیرد و احساس خیلی خوبی نسبت به شما پیدا می‌کند، در این صورت است که به بسیاری از نیازها و درخواست‌های شما جواب مثبت می‌دهد.

▪ خانم‌ها توجه کنند که:

مردان همانند زنان به تحسین، حسن‌جوئی و تمجید به‌ویژه از طرف شما نیاز دارند، هر چند وانمود کنند که از تعریف بدشان می‌آید.

جالب است بدانیم که خانم‌ها به راحتی گریه می‌کنند و لحظه‌ای دیگر می‌توانند شاد باشند، در حالی که مردان فقط در مواقع ناتوانی و بیچارگی به گریه می‌افتند.

▪ خانم‌ها و آقاها بدانند که:

در زندگی چیزی به‌دست می‌آوریم که انتظارش را داریم، بنابراین اگر انتظار آن را داشته باشیم که زندگی زناشوئی خوبی خواهیم داشت… یا زندگی زناشوئی بدی نصیبمان خواهد شد… یا همسرم به من خیانت خواهد کرد.. یا همسر بداخلاق و غیرقابل تحمل نصیب من می‌گردد… یا برای بهتر شدن زندگی مشترک به‌طور حتم موفق خواهم شد… یا هر چه تلاش و کوشش کنم. زندگی مشترکمان نه تنها بهتر نمی‌شود، بلکه روز به روز بدتر می‌گردد و … به‌طور کلی به‌ هر چیزی که بیشتر فکر کنیم و انتظارش را بکشیم، همان برای ما اتفاق می‌افتد؛ بنابراین با تفکر مثبت به زندگی مشترک نگاه کنیم و همیشه انتظار داشتن زندگی مشترک شاد، پرطراوت و عالی را داشته باشیم.

▪ خانم‌ها و آقاها توجه کنند که:

بیشتر زمان‌ها (مردان و زنان) فکر می‌کنند که مسبب همهٔ درد، رنج، عذاب، ناراحتی، بیماری، فقر، ناموفق بودن و ناشاد شدن و راضی نمودن از زندگیشان، دیگری یا دیگران هستند چرا که اگر فکر کنیم که مشکل‌ها، مانع‌ها و مصیبت‌ها را خود به‌وجود آورده‌ایم. حالمان بد می‌شود و تحت شرایط شدید روانی قرار می‌گیریم. بنابراین در بسیاری از مواقع، بسیاری از علت‌های مشکل‌ها و مانع‌ها را به گردن دیگری می‌اندازیم و فرافکنی می‌کنیم.

▪ خانم‌ها و آقاها بدانند که:
برای اینکه زندگی مشترک شاد و موفقی داشته باشید، احساس کنید که آدم خوشبختی هستید، به نکته‌های مثبت، به دارندگی‌های خود و همسرتان توجه کنید، از مقایسهٔ خویشتن و زندگی مشترک خود با دیگران خودداری کنید. خود را عادت بدهید نکته‌های مثبت خود و دیگران را ببینند و آنها را بیان کرده و حسن‌جوئی کنید و بدانید که منفی‌نگری و احساس بدبختی دائمی، می‌تواند یک نوع بیماری روانی باشد و همانند بسیاری از بیماری‌های دیگر برای کسانی‌که معتقد به درمان‌پذیری آن هستند، قابل علاج می‌باشد. برای درمان هر بیماری نیاز به آگاهی، خواستن، تلاش و شهامت است.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

ابراز علاقه بموقع !! چه وقت؟


چه موقع آقایون می‌توانند علاقه خود را نسبت به همسر خود ابراز کنند، در قرارهای اولیه چه کار انجام دهند که تاثیر مثبتی بر روی طرف مقابل بگذارند، چه کار کنند که خانم احساس بهتری نسبت به آنها پیدا کند و چه موقع باید با مسائل رک برخورد کنند.

چه موقع باید ''علاقه'' خود را به همسر آینده تان ابراز کنید؟

در این قسمت یک نکته حساس وجود دارد: اگر شما با یک خانم مانند یک دوست معمولی برخورد کنید و در رمانتیک بودن زیاده روی نفرمایید، او خیلی بیشتر مجذوب شما خواهد شد. 



آقایون معمولا با خانم‌های جذاب و زیبا طور خاصی برخورد می‌کنند: در بیان احساسات خود زیاده روی کرده و از همان روز اول به آنها چسبیده و ولشان نمی‌کنند. این امر واقعا کار زننده ای است.

بنابراین به جای این کار، به صندلی خود تکیه دهید، و خونسرد باشید؛ آنوقت میتوانید از نتایج بدست آمده، نهایت لذت را ببرید.

برای اولین قرار چه کاری انجام دهیم که او جذب ما شود؟

اگر شما یک خانم را با این امید به بیرون می‌برید که صرفا کاری انجام دهید که او مجذوبتان شده و به شما علاقه پیدا کند، فقط شرایط را برای خودتان مشکل تر و بدتر می‌کنید.

چرا؟

چون اگر بیش از اندازه برای او پول خرج کنید، به این نتیجه می‌رسد که شما انسان کاملی نیستید و می‌خواهید از طریق پول خودتان را نشان داده و او را به سمت خود بکشانید. و دیگر اینکه با این کار ثابت می‌کنید که خیلی خوش شانس بوده اید که او را پیدا کردید و وقت خود را با او سپری می‌کنید.

به جای این باید او را به نوشیدن یک قهوه دعوت کنید. اگر دیدید که او با معیارهای ذهنیتان تطابق ندارد، به راحتی و بدون فوت وقت می‌توانید قهوه خود را تمام کرده و او را ترک کنید.

و اصلا هم لازم نیست برای بیان این امر خجالت بکشید.

برای جلب نظرش لازم نیست برایش بیش از اندازه مایه بگذارید. اگر قرار باشد کسی در رابطه چنین کاری را انجام دهد، بهتر است او سعی کند که نظر شما را جلب کرده و رضاییتتان را فراهم آورد.

این موارد دقیقا بر خلاف کارهایی است که اکثر آقایون انجام می‌دهند، غافل از اینکه رعایت آنها می‌تواند شما را به سمت نتایج مطلوب رهنمون سازد.

چه کارهایی باید انجام دهید که او بیشتر از شما خوشش بیاید؟

- خانم‌هایی هستند که شاید اصلا از شما خوششان نمی‌آید، اما با این وجود هم جذبتان می‌شوند و تصمیم به ازدواج می‌گیرند.

بله درست است

بیشتر آقایون در اشتباه هستند و اغلب اوقات از استراتژی ''لطفا منو دوست داشته باش'' استفاده می‌کنند.

آنها نمی‌دانند که علاقه داشتن به یک فرد و جذب شدن به او دو مقوله کاملا مجزا هستند.

به همین دلیل کارهایی از قبیل: گل خریدن، تهیه غذا و تعریف و تمجید نمودن را انجام می‌دهند، به این امید که جرقه ای از دوست داشتن در دل خانم پدیدار شود.

یقینا این کارها هیچ کمکی به افزایش جذابیت شما نخواهند کرد.

اصل قضیه اینجاست: از آنجایی که این امور هیچ کمکی به شما در راه افزایش جذابیت نمی‌کنند، به خرج دادن تلاش بیش از حد در مورد این نوع استراتژی‌ها هیچ گاه شما را به اهدافی که در نظر دارید، نزدیک نمی‌کنند.

درست مثل اینکه بخواهید یک کیک را با دستور العمل پخت اسپاگتی درست کنید.

به جای آن شما نیازمند یک تکنیک کاربردی هستید. تلاش در راه متقاعد کردن او برای ''دوست داشتنتان'' را متوقف کنید.

به جای آن سعی کنید میزان جاذبه و مردانگی خود را افزایش دهید.

آیا رک بودن با خانم‌ها کار درستی است؟

بله، حتما

در این قسمت یک نمونه از روش‌های برخورد مستقیم، که نتیجه مثبت در بر دارد را برایتان ذکر می‌کنیم.

سعی کنید از آنها این سوال زیبا و ساده ( که البته مورد علاقه خود من نیز هست) را بپرسید: ''آیا مجردی؟''

بیشتر خانم‌ها عادت کرده اند که آقایون از آنها بپرسند ''آیا دوست پسر داری؟''

پرسیدن ''آیا مجردی'' آنقدر بی پرده است که آنها را شکه می‌کند. و پیش از اینکه فرصت صحبت کردن را پیدا کرده باشند شما تمام قدرت موجود را به سمت خود میکشانید. پیش از رفتن بر سر قرار، بر روی صحبت کردن و راه رفتن خود کمی تمرین کنید و سعی کنید روند این کارها را آرام تر کنید، هنگام حرف زدن به صندلی تکیه دهید، دست‌هایتان را از جیب‌ها در آورید و لبخندی بر روی لب داشته باشید.

سعی کنید درب ورودی مکان‌های مختلف، نظیر کافی شاپ را برای خانم‌ها باز کنید. معمولا نیمی از آنها اصلا از شما برای انجام این کار ''تشکر'' نمی‌کنند.

روی همین نکته دست بگذارید و از آنها ایراد بگیرید، تازه شاید بتوانید او را متقاعد کنید که برای جبران این کار خود، برایتان قهوه بخرد!
این ایراد گرفتن‌های اولیه به شما کمک می‌کند که در آخر کار اگر تمایل داشتید، بتوانید خیلی راحت از او خواستگاری کنید!

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

سونیا لوبومیرسکی، روانشناسی که در دانشگاه کالیفرنیا تدریس می‌کند، برای احساس خوشبختی کردن پیشنهاد‌هایی دارد. کتاب‌های روانشناسی پر است از این جملات تأمل‌برانگیز. ارنست فریتز شوبرت، مدیر یکی از مدارس آموزش حرفه‌ای در هایدلبرگ آلمان، وجه دیگری هم به این تعریف افزوده است: «خوشبختی، آموختنی است.» بنا بر این باور، این مدیر کارآمد، یک واحد انتخابی به مواد درسی مدرسه‌ خود افزوده است.
شوبرت به خوبی واقف است که آموزش و خوشبختی، دوپدیده‌ نامتجانس‌اند. برای همین، طبق آمار، اغلب دانش‌آموزان "‌رفتن به مدرسه" را چیزی شبیه پیش دندانپزشک رفتن می‌دانند. ارنست فریتز شوبرت، با ابتکار خود در صدد است این تصور مایوس‌کننده را تغییر دهد: «برای من مهم این است که شادی، به‌معنای جلوه‌ای از خوشبختی، به مدرسه راه ‌یابد. چون شادی، در واقع زیربنای آموزش است.»

لمس خوشبختی

از این‌رو دانش‌پژوهان مدرسه‌ خوشبختی‌آفرین شوبرت از امکانات استثنایی‌ای برخوردار می‌شوند: از تمرین‌های تنفسی و تنش‌زدا گرفته تا گفت‌وگو درباره‌ رابطه‌های دوستانه و غیردوستانه یا ابراز خواست‌ها و آرزوها و اهداف خود.
در اولین ساعات لمس خوشبختی در کلاس درس شوبرت، هر دانش‌پژوهی باید از میان انبوهی کارت پستال، یکی را به سلیقه‌ خود انتخاب کند. توضیح این که چرا او چنین کارتی را برگزیده، به عهده‌ کسی است که در کنارش نشسته. مثلاً، همسایه‌ کسی که یک کارت‌پستال درخت انتخاب کرده، در تمرینی خطاب به او می‌گوید: «تو درخت را انتخاب کردی، چون ریشه‌های قوی‌ای داری و میوه‌های خوبی به بار می‌آوری، چون تو در برابر هر طوفانی می‌ایستی و ...»

راهنماهای خوشبختی‌‌ساز

این واقعیتی است که "راهنماهای" احساس خوشبختی کردن و خوشبخت شدن در آلمان کم نیستند. کتاب‌های متعدد، سی‌دی‌هایی که هر روز با آهنگ‌های آرامش‌بخش‌تری به بازار عرضه می‌شوند. پژوهشی درباره‌ محتوای این کتاب‌ها و مجلات و نوارها. .. نشان می‌دهد که تفاوت‌ این تولیدات را باید تنها در مضامین حاشیه‌ای یا پانویس‌های آن‌ها‌ جست.
همگی این "خودآموز‌های خوشبخت‌شدن" توصیه می‌کنند که در مراحل بحرانی زندگی، مهم است که شخص به دلایل بحران فکر کند و ریشه‌های آن را بکاود، ولی این کند و کاو نباید تا ابد ادامه داشته باشد. تال بن ـ شاهر، استاد دانشگاه هاروارد می‌گوید: «این‌جور تفکر، حال طرف را بهتر نمی‌کند. بهتر این است که آدم همه چیز را بنویسد و درباره‌ آن‌ها با دیگران یا با روانکاو حرف بزند.»

۱۲ توصیه‌ اجتناب ناپذیر

چگونه می‌توان خوشبین بود؟ در این که واکنش‌های خودجوش و افکار بدبینانه را کنار گذاشت. این‌که انسان بتواند دیگران را ببخشد و سپاسگزار و راضی باشد هم جزو ۱۲ توصیه‌ای است که لوبومیرسکی در کلاس‌های خود بر آن‌ها تأکید می‌کند: «راضی بودن خیلی مهم است. این که آدم بپذیرد، آن‌چه که دارد، بدیهی نیست و سپاسگزار باشد. سپاسگزاری، حتی وسیله‌ای است ضد احساس‌های منفی. آدم نمی‌تواند هم‌زمان خودخواه، حسود یا بدخو باشد و احساس رضایت هم بکند.»

خلاصه کنیم: تمرین رضایت کردن‌، خوش‌بین بودن، توجه به تغذیه،‌ ورزش، خوشحال شدن به‌خاطر چیزهای کوچک، حفظ دوستی‌ها، عدم مقایسه‌ دائم خود با دیگران، هدفمند عمل نمودن و هر قدمی را تجزیه و تحلیل کردن... و چندین و چند توصیه‌‌ دیگر

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

زنان نسبت به همسرانشان مهارت بیشتری در حل کشمکش ها دارند. زندگی دنباله بی پایان از گفتگوهای کوچک و بزرگ دارد. معامله خوبی بر سر یک اتومبیل، جلب نظر همسر برای رفتن به مسافرت، جلب موافقت همکاران برای سازگاری با ایده جدید شما، همراه کردن دوستان با خواست و عقیده خود، اینها همگی نیاز به قدرت و هوشمندی برای قانع کردن افراد دارد.با ادغام نتایج تحقیقات روانشناسان و اقتصاددانان در کنار هم، می‌توان مهارت لازم برای باز کردن راه را به شما بدهد.

برنده بهترین قیمت ممکن باش!

از قانون 15 تا 20 درصد استفاده کنید. نتایج تحقیقات نشان میدهد، زمانی که نوبت به یک معامله بزرگ مثل خرید خانه یا ماشین می رسد، خریداران و فروشندگان همیشه با غلو کردن و دست بالا گرفتن می خواهند نشان بدهند که معامله بسیار خوب و عادلانه است.
اگر شما خریدارید، به فروشنده 15 تا 20 درصد پایین تر از آنچه می‌توانید پرداخت کنید، پیشنهاد دهید. به این وسیله شما امتیاز بیشتری برای خود نگه می‌دارید. برای مثال اگر شما تنها تا 6000 دلار برای یک ماشین که 7000 دلار تبلیغ شده، می‌توانید بپردازید، مبلغ 5100 دلار را پیشنهاد دهید. سپس شرح دهید که چرا این قیمت معقولانه است (ماشین گارانتی محدودی دارد یا امکاناتی کمتر از انچه فکر می‌کردید، دارد). اگر فروشنده اید، روش معکوس را بکار گیرید، قیمت ابتدایی را 15 درصد بیشتر از انچه در نهایت قبول می‌کنید، اعلام کنید. اگر شما برای یک ماشین باید 6000 دلار دریافت کنید، قیمتش را در حدود 7000 دلار پیشنهاد دهید. به یاد داشته باشید که محدودیتهای معقولانه‌ای قایل شوید و اگر به نتیجه نرسیدید از نقشه B استفاده کنید.
موافقت همسرت را جلب کن!

زنان نسبت به همسرانشان مهارت بیشتری در حل کشمکش ها دارند. این بدین معنی نیست که شما همواره باید از این مهارتها برای رسیدن به مقصد خود استفاده کنید. بلکه با تکیه بر توانایی برتر خود در حل مشکلات باید قدرت هدایت برای یافتن راهی به سمت سازش و مسالمت بیابید. یک راه خوب برای شروع این است: "یک بحث کوچک درباره مقصد مسافرتتان راه بیندازید و از همسر خود بخواهید که در بحث شرکت کند."
لیندا بابکوک در کتابش با نام "چطور زنان می تواند از قدرت گفتگو برای دستیابی به آنچه می خواهند استفاده کنند" می گوید: "استراتژی شما : بر مشابهت‌ها تمرکز کنید."
به همسرتان نگویید: "من می‌خواهم به فلان شهر بروم." – زیرا این یک موقعیت ستیزه جویانه ایجاد خواهد کرد. بجای آن، بگویید که دوست دارید در سفر چه کنید: "من دلم می‌خواهد قایق سواری کنم و مدتی را در کنار ساحل بگذرانم." سپس پیشنهاد دهید که او هم همین کارها را انجام دهد و به دنبال نقاط مشترک باشید و به تدریج با علایق او پیش بروید و هدف را به سمت محلی که در نظر دارید هدایت کنید.
همکارت را تحت تاثیر قرار بده! خواسته خود را بارها و بارها اظهار کنید. وقتی یک نفر نظرش را مکرراً و به شکلی دوستانه بیان می‌کند، تاثیرش مثل این است که عده ای مردم با هم متحد شوند و اعمال نفوذ کنند. تکرار حس آشنایی ایجاد می‌کند و باعث می‌شود به نظر آید که این عقاید به طور گسترده‌ای با همه در میان گذاشته شده .
استراتژی شما، پیام خود را با کلمات آنها بیان کنید. قبل از اجرای یک ایده جدید در محیط کار، سعی کنید استایل ارتباطی همکارانتان را تقلید کنید. قبول کردن سخنان کسی که مثل شما صحبت می‌کند، راحت‌تر است.
جلب موافقت دوستان مردم زمانی که یک ایده را همراه با داستان خوبی که درباره اش ترسیم شده، می‌شنوند، راحت تر آن را می‌پذیرند. برای مثال بینندگان یک سریال تلویزیونی به نام ER بعد از دیدن اپیزودی که درباره بیماران چاق با فشار خون بالا بود، 65 درصد بیشتر از دیگران تصمیم داشتند غذای سالم بخورند.
اگر می‌خواهید توجه کسی را به هدف خیرخواهانه تان جلب کنید، از شرح حقایق پرهیز کنید و از داستانهای واقعی فقیران و کسانی که بهشان کمک شده است برایش بگویید. همه می دانند که فقط مشکل بزرگی است اما شرح ماجرای مشکلات کسی که آن را تجربه کرده تاثیر گذار تر است.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

خیلی از مشاجرات و جروبحث‌‌ها ‌به دلایل نادرستی، اتفاق‌می‌افتند؛ به گونه ای که طرفین، به آسانی نمی‌توانند خود را کنترل کنند. این دستورالعمل می‌تواند شما را برای جلوگیری از ایجاد این نوع اتفاق‌ها، کمک‌کند.
برای این کار در آینده، وقتی شما احساس می‌کنید که یک برخورد جدیدی ممکن است پیش‌بیاید، این سئوال‌ها را دقیقا از خود بپرسید.
احساس‌های شما

1-آیا شما بیش از حد احساساتی شده‌اید و واکنش تند نشان می دهید؛ به دلیل اینکه خسته و مضطرب‌هستید؟
2-آیا این خشم باعث‌شد که احساس کنید درگیر با کسی یا چیز خاصی‌شده‌اید‌ که نسبت به آن حساسیت‌دارید؟
3-آیا در یک لحظه دچار وضعیت هورمونی خاصی‌شده‌اید که احساس‌می‌کنید به طور غیرمعمولی، حساس‌، بی حوصله و زودرنج شده‌‌اید؟
4-آیا شما تحت تاثیر یک بیماری این واکنش را نشان‌می‌دهید؟


احساسات همسر‌شما
1-آیا همسر‌شما خیلی‌احساساتی برخورد می‌کند چون خسته و مضطرب‌است؟
2-آیا شما می‌دانید که این احساس‌ عصببیت ‌همسرتان در موارد دیگری نیز بروز‌می‌کند؟
3-آیا همسر شما در تلاش برای کسب سلامتی در مورد خاصی است یا تحت تاثیر تغییرات هورمونی است؟


وجدان شما
1-آیا احساس تدافعی‌شما در مورد گفته‌همسرتان یا کاری که او انجام داده، بخاطر این است که شما احساس‌گناه دارید؟
2-آیا شما برخورد‌دفاعی دارید زیرا می‌خواهید از اینکه بگویید متاسف هستید، اجتناب‌کنید؟
3-آیا شما کینه‌ای را نسبت به همسرتان با خود حمل می‌کنید که نیاز‌دارید به این ترتیب، با اظهار خشم تان از آن رها شوید؟
4-اگر شما بخواهید یک بحثی را گسترش دهید، آیا مطمئن‌هستید که این بحث، موضوع اصلی است که شما را ناراحت کرده؟(این مسئله را به طور واقعی بررسی‌کنید.)

5-اگر می‌خواهید بحثی را شاخ و برگ دهید، آیا مطمئن‌هستید که آن، ارزش خطرکردن ایجاد یک مشاجره بالقوه را دارد؟

6-اگر می خواهید بحثی را طولانی کنید، آیا دستورالعملی برای اینکه بحث‌مفیدی را دنبال کنید، بکار‌می‌برید؟

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

آگاهی از معانی رنگ گلها، تعداد شاخه های گل در یک دسته می تواند ما را در اهدای درست و افزایش تاثیرگذاری آنها یاری دهد.

فراموش نکنید که لازم نیست حتما منتظر موقعیت و اتفاق خاصی برای هدیه گل به کسانی که دوستشان دارید باشید، در حقیقت گل هدیه ایست که اگر به صورت غیر منتظره تقدیم شود ارزش بیشتری دارد.

● معنی تعداد شاخه گلها بصورت کلی در یک دسته

- ۱ شاخه گل نشانه توجه یک فرد به طرف مقابل

- ۳ شاخه گل نشانه احترام به طرف مقابل

- ۵ شاخه گل نشانه علاقه و محبت به طرف مقابل

- ۷ شاخه گل نشانه عشق

● معنی تعداد شاخه گل های رز در یک دسته

- ۱ شاخه رز : یک احساس عاشقانه فقط برای تو

- ۳ شاخه رز: دوستت دارم

- ۵ شاخه رز: بی نهایت دوستت دارم

- ۱۲ شاخه رز : عشق ما به یک عشق دو طرفه تبدیل شده است

- ۳۶ شاخه رز : احساس وابستگی رمانتیک

- ۹۹ شاخه رز : عشق من برای تو جاودانه و تا ابد می باشد.

- ۳۶۵ شاخه رز : هر روز سال به تو می اندیشم و دوستت دارم.

- همچنین ۱۰ شاخه گل لاله عمومآ به نشانه یک عشق بی نظیر است بکار برده می شود.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

دوست دارم رازهایی رو با تو در میان بگذارم، خوب در مورد این حرف ها فکر کن ، اگر این جوری به جهان نگاه کنی ، همه چیز زیبا می شود:
- حداقل 5نفر در این دنیا تو را دوست دارند. آنقدر که حاضرند به خاطر تو بمیرند.
- حداقل 15 نفر در این دنیا تو را به دلایلی دوست دارند.
- تنها دلیلی که ممکن است کسی از تو متنفر باشد این است که می خواهد مثل تو باشد.
- یک لبخند تو می تواند برای هر کسی خوشبختی بیاورد، حتی اگر او از تو خوشش نیاید.
- هر شب کسی با فکر تو به خواب می رود.
- تو برای یک نفر یک دنیایی.
- بدون تو شاید کسی نتواند به زندگی ادامه دهد.
- تو فردی بخصوص و بی همتایی اما به روش خودت.
- کسی که حتی تو از وجودش بی خبری، تو را دوست دارد.
- وقتی احساس می کنی دنیا به تو پشت کرده، نگاهی بینداز. بیشتر مانند این است که تو به دنیا پشت کرده ای.
- وقتی فکر می کنی شانسی نداری به آنچه که می خواهی برسی، به آن نخواهی رسید، اما وقتی به خود ایمان داری دیر یا زود به آن خواهی رسید.
- همیشه شکایاتی را که به تو می شود، به یاد داشته باش و کلمات زشت آن را فراموش کن.
- همیشه احساست را بیان کن به این ترتیب دیگران از آن با خبر می شوند.
- اگر دوست خیلی خوبی داری، زمانی برایش بگذار تا دریابد که چقدر برایت با ارزش است.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

آنچه سایز زنان را تعیین می کند نوع یا میزان مواد غذایی نیست بلکه عشق است که مشخص کننده وزن آنهاست.
به گزارش آر.ایکس.پی.جی ، گروه انگلیسی ناظران وزن (ویت واچرز) که بیش از 40 سال است به میلیون ها نفر در سراسر جهان کمک کرده اند تا وزن کم کنند ، 3000 زن متاهل را مورد بررسی قرار دادند و دریافتند اندام زنان طی دوره زندگی شان تحت مراحل مختلفی قرار می گیرد.
تقریبا 66 درصد افراد مورد بررسی اظهار داشتند وزنشان بسته به شاد بودن آنها در یک زمان خاص تغییر می کند. و 84 درصد گفتند روابط آنها مهم ترین عامل موثر در حس شادکامی محسوب می شود.
احساسات و روابط تاثیر ژرفی بر سلامت و بویژه بر وزن بدن زنان دارند. در صورت متحمل شدن یک دوره نا کامی و اندوه طبیعی است که خورد و خوراک کم می شود و در صورت قرار گرفتن در موقعیتی مانند ازدواج بیشترین تلاش خود را برای برخورداری از ظاهری آراسته بکار می گیرند.
طبق نتایج این مطالعه یک زن ابتدا ماه عسل را تجربه می کند یعنی زمانی که زندگی با همسر مورد علاقه اش را آغاز کرده و همه چیز برایش جالب و هیجان انگیز است. در این دوران قدری وزن کم می کند.
سپس یک دوره همراه با آرامش و خوشی را سپری می کند که چند سالی بطول می انجامد و در این مدت بالحظات خوبی که می گذراند وزن اضافه می کند.
در مرحله بعد با بچه دار شدن بر وزن او افزوده می شود. افزایش وزن در این دوران امری طبیعی است چرا که خواه نا خواه مادر بیش از قبل غذا می خورد و بالاخره مرحله ای فرا می رسد که مجددا وزن کم می کند.
بچه ها بزرگ شده اند و مادر و پدر زمان بیشتری را در اختیار دارند تا دوباره لحظات شیرین همراهی با هم را تجربه کنند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

روش مناسب انتقاد کردن از مردان :
1- زن باید قبل از مطرح کردن دلخوری، آن را روی
کاغذ بنویسد، زیرا به این ترتیب سهم خود را در
پیشامد مربوط بهتر خواهد دید، از سوی دیگر نوشتن
ماجرا موجب آرامش نسبی فرد می‌شود و در عین حال با
نوشتن، بیشتر به علت‌های آن واقف می‌گردد.
2- پیش از صحبت کردن خود را به جای همسرش بگذارد.
با این کار بهتر به مشکلات همسرش پی می‌برد.
3- حتی‌المقدور قبل از صحبت با همسر خود ، موضوع
را با دیگران مطرح نکند، مگر نیاز مبرم احساس
نماید.
4- در ابتدای صحبت تاکید کند که قصدش از مطرح کردن
رنجش، رسیدن به حسن تفاهم است.
5- پیشاپیش یادآوری نماید شاید اصل ماجرا یک
سوء‌تفاهم باشد، غرض از صحبت، رفع کردن آن است.
6- سعی نمایند از نکات مثبت شخصیت او و کارهای
مطلوبی که انجام داده است ذکری به میان آورد تا
فضای مذاکره صمیمی شود.
7- در حین صحبت کردن به جای زخم زبان و کنایه زدن
و تحقیر و تمسخر با لحنی دوستانه و مهربان صحبت
کنند.

طریقه مناسب انتقاد کردن از زن
1- قبل از مطرح کردن موضوع آن را روی کاغذ بنویسید
، تا متوجه خطاهای خود نیز بشوید.
2- هرگز وی را با دیگران مقایسه نکنید و مزایای
آنها را به رخش نکشید، اگر می‌خواهید مقایسه‌ای در
کار باشد او را با خودش مقایسه کنید یعنی خطاهای
احتمالی را با رفتارهای خوب خودش در موقعیتی دیگر
مقایسه نمائید.
3- از دلخوری‌ها و رنجش‌های کوچک شروع کنید. پس از
رفع دلخوری وی را وادار نکنید به گناهش اعتراف
کند.
4- کارهای خانه را به اندازه کارها و امورات بیرون
از خانه، مهم بشمارید و قدردان زحماتش باشید.
5- از یکدندگی و لجاجت بپرهیزید.
6- در موقع صحبت کردن مواظب لحن و طرز ادای کلمات
خود باشید، زیرا همانگونه که ذکر شد زنان به
فراپیام پیش از پیام اهمیت می‌دهند.
7- زیاد سوال کردن خانم‌ها را به نحوه ی ادراک
جزیی آنها نسبت دهید، نه به استنطاق خودتان.
8- به هر شکلی که می‌توانید رفع دلخوری را جشن
بگیرید، (با هدیه دادن، شاخه‌گل یا هر چیز مورد
نیاز طرف مقابل

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

ادراک شنوایی
دارند که از هر صد محرک صوتی تقریباً تمامی آنها را می شنوند. در این زمینه تحقیقی در یک سالن بزرگ ارکستر صورت گرفت که در حدود دویست و پنجاه نفر سازهای مختلف می نواختند و خانم ها صدای اکثر آنها را تشخیص دادند ؛ در حالی که آقایانی که رهبر ارکستر بودند صداهای تعدادی از سازها را نمی شنیدند. این نشنیدن آقایان به علت ضعف دستگاه شنوایی نیست بلکه بدین علت است که انسان در مغز یک پالایه یا صافی دارد که تمام صداها از آن صافی رد می شود و صدای مطبوع از آن پالایه عبور می کند و ما آن را می شنویم، گویا این پالایه در مغز خانم ها به خوبی کار نمی کند از این رو خانم ها تقریباً تمام صداها را می شنوند و آقایان تنها صداهای انتخاب شده را می شنوند.
شنیدن زیاد انسان را خسته می کند، به خاطر همین می گویند زن موجودی است عصبی، زیرا همه صداها و محرکه های صوتی را می شنود و در بسیاری از مواقع توان پاسخگویی به همه آنها را ندارد . آقایان کمتر می شنوند لذا کمتر انرژی مصرف می کنند ، پس کمتر خسته می شوند.


قدرت بینایی
زنهاست که همانند قدرت شنوایی ، از مردها بیشتر است و این امر به خاطر این است که زنان ادراک جزئی دارند و مردها ادراک کلی .خانم ها تمام جزئیات را می بینند و آقایان فقط کلیات را می بینند. از این لحاظ سرعت ادراک در زن ها بیشتر است. منظور از سرعت درک این است که فرد با سرعت و دقت متوجه جزئیات امری شود و سپس توجه خویش را معطوف به مرحله دیگری از درک کند . آزمون های این توانایی زمانی بوده، و شخص باید در فاصله زمانی خاصی دو رشته عدد و یا حرف را با یکدیگر مقایسه کرده و به جواب های مورد نظر برسد . براساس رویکرد «فرا تحلیلی» کارایی زنان بیشتر از مردان بوده و مقدار 32/- = d است این میزان نشانگر تفاوت جزئی تا متوسط است.
در تحقیق دیگری هزار نفر زن و مرد را وارد یک سالن کردند که سن تمام این افراد نزدیک به هم بود و سواد و فرهنگ آنها نیز مشابه بود. از آنها خواسته شد هر آنچه در سالن می بینند بنویسند . سپس اطلاعات به دست آمده را مقایسه کردند. نتیجه به دست آمده بسیار جالب بود : خانم ها چندین صفحه نوشته بودند و آقایان فقط چند خط .

از طرف دیگر مردها در چهره شناسی و بازشناسی چهره ها از زن ها موفق ترند . می توان گفت زن ها در تشخیص رنگ ها و ادراک اندازه ها برتری قابل ملاحظه ای نسبت به مردها دارند.
امروزه جای تردید باقی نمانده است که کور رنگی جنبه ارثی دارد و از صفات وابسته به جنس است، زیرا تعداد مردان کور رنگ شانزده برابر تعداد زنان کور رنگ است . حتی اگر افراد کور رنگ را کنار بگذاریم باز هم برتری زن ها بر مردها از نظر ادراک رنگ به راحتی تأیید می شود. برای مثال زن ها بین رنگ صورتی تا بنفش طیف گسترده ای از رنگ ها از قبیل صورتی ، سرخابی، یاسی ، بادمجانی، پوست پیازی و نهایتاً بنفش را شناسایی می کنند و اختلاف بسیار ظریف رنگ ها را بهتر درک می کنند، در صورتی که این تنوع رنگ با جزئیات در مردها نیست.
احساس و ادارک بویایی
نیز نتیجه به نفع خانمهاست، و این قدرت بویایی در زنان زن باردار قوی تر از افراد عادی است و یکی از دلایل ویار خانم ها نیز قدرت بویایی قوی آنهاست . علت این امر آن است که حس بویایی به میزان استروژن بستگی دارد و استروژن در این دوران افزایش می یابد . اصلاً قدرت بویایی ، سنگ بنای رابطه احساسی بین مادر و کودک است . در تحقیقی چشم های تعدادی از مادران را بستند و سپس آنها را تک تک در مقابل عده ای نوزاد قرار دادند و مادران از طریق حس بویایی نوزاد خود را تشخیص دادند.


قدرت چشایی
، زنان از قدرت بالایی نسبت به مردان برخوردارند. گاهی اوقات زنان شکایت می کنند که شوهرانشان در اوایل ازدواج از کیفیت غذای پخته شده توسط آنها تعریف می کنند ولی بعداً بی تفاوت می شوند. این امر مربوط به چشایی ضعیف مردان است.


حساسیت نسبت به درد
، بعضی از تحقیقات نشان می دهد آستانه درد زن ها پائین است . قدرت تحملشان هم کم است یعنی با کمترین ضربه ، احساس درد می کنند . در مقابل ، آستانه درد مردها بسیار بالاست و قدرت تحملشان نیز بیشتر است و شاید یکی از علل آن ضعف نیروی ماهیچه ای در زن باشد. البته بعضی از یافته ها نیز عکس مطالب فوق را نشان می دهد.
از تحقیقات فوق چنین استنباط می شود که به طور کلیقدرت ادراک در زن ها بالاتر از مردهاست.


تفکر



تفکر انتزاعی
. انتزاعی کردن به معنای بیرون کشیدن است. این نوع تفکر بدین معناست که شما قادر باشید معنای صحیح را از یک موقعیت استنتاج کنید. این تفکر یک پیشرفت و گسترش همیشگی دارد.خانم ها در تفکر انتزاعی جزیی گرا هستند و آقایان کلی گرا. به همین خاطر حرف زدن با خانم ها مشکل است. رابطه و مباحثه با ایشان سخت است. یک خانم تا مباحثه را به مجادله نکشاند، از پا نمی نشیند؛ ولی آقایان در مباحثه و مجادله به سرعت موضوع را ختم می کنند.
گاهی وقت ها مشکلات خانواده ها بر سر همین ادراک کلی و جزئی است. خانم ها وقایع را با جزئیات کامل و به صورت نمایشی تعریف می کنند ولی آقایان کلیات را مطرح می نمایند. به همین خاطر اگر برای مثال آقایی به تنهایی در یک مهمانی شرکت کند وقتی برمی گردد خانم دائماً از کیفیت مهمانی، تعداد افراد و وقایعی که گذشته است سؤال می کند، اما آقا به خاطر ادارک کلی توضیح زیادی ندارد که بدهد؛ دائم می گوید خوب بود، بد نبود ولی باز هم خانم سؤال می کند. در این شرایط آقایی که از روان شناسی و نوع ادراک زن ها اطلاعی ندارد، عصبانی می شود و فکر می کند خانم می خواهد استیضاحش کند و خانمی هم که از نوع ادراک مردها بی اطلاع باشد، می پندارد همسرش می خواهد چیزی را از او پنهان نماید.
از جمله اشکالات یک تفکر انتزاعی گسترده این است که خانم ها عصبانی هستند و مردها که این گستردگی تفکر انتزاعی را ندارند آرام اند.


تفکر حل مسئله
ای است که از طریق آن می توانیم براساس معلومات به دسته ای از مجهولات پی ببریم. در این نوع تفکر مردها از زن ها جلوترند. مردها برای حل کردن یک مسئله زمان کمتری می طلبند. کیفیت سرعت در حل مسائل در مردها بهتر است. تفکر حل مسئله ای در زن ها تحت تأثیر تفکر انتزاعی آنها به کندی پیش می رود. حافظه زنان مانند بایگانی، پرونده های قطور دارد و بسیار گسترده است ، به همین خاطر دیر به جواب می رسند. جزئی نگریستن در زن ها و توجه و حساسیت بیش از حد به مسائل جزئی ، آنها را از پرداختن به مسائل مهم و با ارزش باز می دارد.



تفکر فیلسوفانه
که عالی ترین نوع تفکر است، تفکری که به متافیزیک و به جهان ماوراء طبیعت می پردازد مردها جلوترند، حقیقت این است که زن فیلسوف در دنیا نادر است. یک زن در طول عمر خود، وقتش را چنان صرف امور ناچیز و یا کارهای مختلفی که به وی محول کرده اند می کند که فرصت تفکر فیلسوفانه پیدا نمی کند.


هوش
- هوش مکانیکی پسران بهتر از دختران است . در فهم مطالب نیز پسران راحت تر از دختران مطالب را می فهمند. از طرفی پژوهش های انجام شده در زمینه توانایی فضایی حاکی است که سه نوع توانایی فضایی وجود دارد و هر کدام در میان دو جنس تفاوت های محسوسی دارد.


توانمندی تجسم فضایی
است. در این آزمایش شخص باید شی ء پنهان شده در میان اشکال پیچیده را پیدا کند. نمره اختلاف دو جنس در این بررسی 3/0 - = d است . این میزان گرچه اندک می باشد با این وجود نشان دهنده برتری جنس مذکر است . دومین نوع توانایی فضایی، درک فضایی است. در این آزمون شخص باید در برابر اطلاعات گمراه کننده خط عمودی و یا خط افقی را تشخیص دهد. در این آزمون نیز مردان موفق تر از زنان بوده اند و میزان 44/0 =d بود. سومین نوع آزمون چرخش ذهنی است. در این آزمون ، فرد مورد آزمایش باید شیئی را در ذهن خویش گردانده تا به جواب درست برسد در این آزمون تفاوت دو جنس کاملاً چشمگیر و مقدار اختلاف دو جنس ، مساوی با 73/0 بود.بعضی از مشاغل همچون مهندسی به توانایی فضایی نوع سوم ( چرخش ذهنی) نیازمندند.


توانایی ریاضیات
. در میان تفاوت های شناختی مرد و زن، توانایی دریافت ریاضیات بیشترین توجه اندیشمندان را به خود جلب کرده است. پژوهش ها در بعضی از موارد همانندی و در مواردی دیگر ، ناهمانندی را نشان می دهد. براساس بررسی های «مک کوبی» و «جاکلین» ، پسران و دختران تا پایان دوره کودکی از نظر توانایی دریافت ریاضیات همانند یکدیگرند. از آغاز 12 سالگی پسران در مقایسه با دختران نمره های بالاتری از درس ریاضی می گیرند. اما تفاوت های پایدار و معنی دار آنها در حدود 15 سالگی آشکار می شود. پژوهشگران علت این امر را چنین می پندارند که پسران در مقایسه با دختران، بیشتر به بازی های ریاضی و فضایی می پردازند و این خود انگیزه آنان را برای یادگیری بهتر و بیشتر افزایش می دهد.


بینش و بصیرت نسبت به خود
خانم ها از وضعیت ظاهری و از حالات روانی و درونی خود از آقایان آگاهترند، و به خاطر همین برتری با کوچکترین نشانه بیماری به پزشک مراجعه می کنند، تعداد مراجعین زن به پزشک بیشتر از مردان است، اما آقایان گاهی چنان از جسم و روان خود بی خبر می شوند که گاهی جان خود را از دست می دهند و پس از مرگ مشخص می شود که به بیماری های مزمن مبتلا بوده اند. آقایان بیش از خانم ها به روان خود تسلط دارند و به خاطر همین توان سازگاری و انطباق بیشتری نیز دارند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

آیا واقعاً نظر آقایون درمورد رنگ موی خانم ها هنوز هم به دوران ماقبل تاریخ برمی گردد؟
برای رسیدن به پاسخ این سوال، اخیرا تحقیقی جامع انجام شده و از چهار هزار مرد بین 18 تا 34 ساله درمورد رنگ موی خانم ها (بلوند یا قهوه ای) نظرخواهی کرده است.

روز ولنتاین: بله بزرگترین شب برای قرار ملاقات های عاشقانه. تحقیقات نشان داده که بیشتر از 65 درصد از آقایون پولشان را برای قرار گذاشتن با یک خانم مو قهوه ای خرج می کنند تا یک زن بلوند و اینکار البته دلیل خیلی خوبی هم دارد. تقریباً همان تعداد (63 درصد) از این آقایون ادعا کردند که وقتی شب ولنتاین با خانمهاهای مو قهوه ای قرار می گذارند، خیلی بیشتر به آنها خوش می گذرد!
بیشتر از 87 درصد از آقایون ادعا کرده اند که با خانمهای مو قهوه ای می توانند بحث های منطقی و جدی بیشتری داشته باشند تا خانم های بلوند و تقریباً 75 درصد از مردهایی که روی آنها تحقیق کردیم، تصمیم داشتند که با خانمی مو قهوه ای ازدواج کنند. تقریباً 80 درصد از مردها ترجیح می دهند دختری را که موهای قهوه ای دارد به خانه نزد خانواده شان بیاورند و معرفی اش کنند تا دختری که بلوند است.
نکته جالب توجه دیگر این است که 75 درصد از مردها ترجیح می دادند وقتی صبح از خواب بیدار می شوند، خانمی مو قهوه ای کنارشان خوابیده باشد تا زنی با موهای بلوند.
همه ما می دانیم که مردها همیشه درمورد هنرپیشه ها و ستاره های معروف مو بلوند یا مو قهوه ای مورد علاقه شان خیالپردازی هایی می کنند، اما آیا می دانید کدامیک از این زن های معروف در همه این خیالپردازی ها غالب بوده اند؟
6 ماه بود که موهایم را بلوند کرده بودم اما حالا به رنگ اصلی موهای خودم که قهوه ای است برگشته است. بحث پیرامون موی روشن درمقابل موی تیره مسخره و خنده دار است. آیا واقعاً چند تا ژن ناچیز تعیین می کنند که یک نفر بی عقل، ساده، جذاب است یا هر چیز دیگر؟ من وقتی موهایم تیره بود، دوست پسر داشتم ولی وقتی بلوند بودم هیچ دوست پسری نداشتم. این درحالی است که فکر می کنم وقتی موهایم بلوند بود، وقتی در خیابان راه می رفتم توجه بیشتری از همه طرف به سمتم جلب می شد و مردهای خیلی بیشتری دنبالم راه می افتادند. با خودم فکر می کنم شاید موهای بلوند ابهت بیشتری دارد و باعث می شود هر مردی به خودش جرات ندهد و جلو بیاید و ایجاد رابطه کند و یا شاید هم مردها واقعاً ترجیح می دهند دوست دخترشان یا همسرشان موهای تیره و قهوهای داشته باشد. اکثر مردهایی که اطراف من هستند من را با موهای تیره ترجیح می دادند اما آنهایی که واقعاً دوستشان داشتم رنگ مویم اصلاً فرقی برایشان نمی کرد. هر کسی در این رابطه نظر خاص خودش را دارد اما واقعاً دلیل آن چیست؟ از این گذشته، مگر مو چقدر اهمیت دارد؟ باید اعتراف کنم که وقتی موهایم از بلوندی درآمد و دوباره قهوه ای شده، احساس می کنم کمتر از وقتی که موهایم بلوند بود، جذاب هستم اما واقعاً دلیل آنرا نمی دانم. شاید هم به خاطر الگوهایی که همیشه در سر داریم مثل اسکارلت جوهانسون، کریستینا آگیلرا، جسیکا سیمسون و از این قبیل. بلوند همیشه رنگ موی ستاره های هالیوودی بوده است، البته درست است که اکثر آنها موهایشان را رنگ کرده اند تا بلوند شده است. عقیده شخصی من این است که موی تیره خوشرنگ تر و درعین حال نامتعارف تر و مرموزتر است. به نظر من یک زنی که موهای تیره دارد باید دوبرابر یک مو طلایی زیبا و جذاب باشد تا به چشم بیاید. اما واقعاً تا کی باید این موضوع برتری موی تیره و روشن یکی از بحث های داغ مردها باشد؟ آیا واقعاً هوش و اخلاق زنها نیست که مردها باید به آن توجه کنند؟

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

در زیر خصوصیات 8 تیپ از مردانی را که خانم ها سعی می کنند خودشان را از آنها دور نگه دارند آمده است. ما این اطلاعات را از طریق مصاحبه هایی که با جمع کثیری از خانم ها داشتیم بدست آورده ایم.
البته اگر یکی یا چند تا از خصوصیات زیر در شخصیت شما وجود داشت جای هیچ گونه نگرانی وجود ندارد چرا که اغلب آنها باعث بر هم خوردن رابطه نخواهند شد. نظر ما این نیست که خصوصیات اخلاقی خود را به طور کلی تغییر دهید بلکه مراقب آن دسته از رفتاری که به مزاج خانم ها چندان خوشایند نیست باشید. خواندن مقاله را ادامه دهید تا متوجه شوید که خانم ها چه چیزهایی را دوست ندارند. از این طریق دفعه آینده که با همسرتان ملاقات داشتید راحت تر می توانید اثر گذار جلوه کنید.
1- مردهای نیازمند
او بیش از اندازه احساساتی است و از همان آغاز کار تمام عواطف خود را به بیرون میریزد. این مرد نسبت به خود شک دارد و دائما نیازمند اطمینان های مکرر در زمینه شغلی دوستی و رابطه ای است.
چرا او جذاب نیست: اعتماد به نفس و استقلال از جمله خصوصیات جذاب آقایون در نظر خانم ها هستند و عدم اطمینان و وابستگی نکوهیده هستند. بیشتر خانم ها به دنبال مرد قدرتمندی هستند که در زندگی بتوانند بر او تکیه کنند. بنابراین اگر شما همیشه بر آنها تکیه کنید – به ویژه در مراحل ابتدایی رابطه – او ممکن است نسبت به توانایی های شما مشکوک شود و از آنجایی که خانم با تمام ناامنی ها به یک رابطه قدم می گذارند دیگر انتظار ندارند که از جانب شما نیز شاهد عدم اطمینان باشند.
اگر چنین فردی هستید چه بکنید: زمان بندی راه حل کار شماست. شما در آغاز ارتباط می بایستی خیلی مراقب اخلاق و رفتار خودتان باشید. نا امنی ها و تمام احساسات خود را یک جا بروز ندهید. زمانی که رابطه شما به اندازه کافی صمیمی شد می توانید عواطف خود را تا آنجا که میل دارید با او در میان بگذارید. در آن زمان او حتی به خاطر انجام این کار از شما سپاسگزار نیز خواهد شد.
2- مردی که رفتارش قابل پیش بینی باشد
خانمها از این نوع مردها خوششان نمی آید چراکه می توانند به راحتی تمام عکس العمل هایش را پیش بینی کنند. چنینی مردی در ذهن خود پیرو یکسری قوانین و مقررات خاصی است که همیشه رفتارهایش را بر پایه آنها انجام می دهد. به عنوان مثال هیچ گاه برای اینکه خانم را سوپرایز کنند بدون قرار قبلی او را به گردش نمی برند.
چرا او جذاب نیست: خانم ها تا حدی به دنبال رفتار غیر قابل انتظار در آقایون می گردند (مردهایی با روح آزاد) به این دلیل است که اکثر خانم ها به دنبال "پسرهای شیطون" می گردند. این تنها به دلیل شیطنت نیست که خانم ها جذب می شوند بلکه دلیل اصلی آن غیر قابل پیش بینی بودن آنهاست.
اگر چنین فردی هستید چه بکنید: اگر می خواهید در خانم ها تاثیر بگذارید لزوما نباید آدم بدی باشید بلکه سعی کنید خصوصیات مثبت را با هم جمع کنید – به ویژه در ابتدای رابطه - به راحتی با او تماس بگیرید و برای آخر هفته او را به یک پیک نیک و یا شام خوشمزه دعوت کنید. زمانی که این کار را انجام دهید اگر تا چند وقت هم درگیر کارهای روزمره خود باشید او از دست شما ناراحت نمی شود. سعی کنید هر چند وقت یکبار با انجام کار های این چنینی او را شگفت زده کنید و سرزندگی و شادابی را به رابطه خود دعوت کنید.
3- مردهای متکبر
او بسیار خود خواه و خود بین است. همچنین بی ادب نیز می باشد نه تنها با خانم ها بلکه با تمام افراد و احساس می کند که همه از او پایین تر هستند. حتی اگر در روز ملاقات شخصی که دارای چنین خصوصیتی است با خانم مورد نظر مهربان باشد و برخورد خوبی داشته باشد باز هم کافی نخواهد بود زیرا خانم ها رفتار شما را با سایر افراد را نیز مد نظر می گیرند.
چرا او جذاب نیست: خانم ها اغلب برای ارزیابی خصوصیات اخلاقی مردها رفتار آنها را با افراد دیگر می سنجند. بنابر این اگر در روز ملاقات با او مهربان باشید خانم رفتار شما با سایر افراد را نیز مد نظر قرار می دهد.
اگر چنین فردی هستید چه بکنید: هیچ خانمی دوست ندارد که در جلوی مردی کم بیاورد بنابراین در زمان ملاقات بهتر است خود پرستیتان را پنهان کنید و اگر می خواهید که حقیقتا در او تاثیر بگذارید باید با تمام افرادی که در کنار شما هستند با احترام رفتار کنید. چرا که او در حال نظاره شماست.
4- مرد خشن و بی نزاکت
چنین مردی در نزد شما خانم های دیگر را هم از زیر نظر خود می گذارند. با خدمتکار رستوران بیش از اندازه صحبت کرده و احساس عشق ورزی می نماید. روی هم رفته او برای خانم ها هیچ گونه ارزش و اعتباری قائل نیست.
چرا او جذاب نیست: این کار نه تنها نوعی بی نزاکتی قلمداد می شود بلکه باعث می شود تا خانم حس عزت نفس خود را نیز از دست بدهند. اگر در اولین قرار ملاقات با یک خانم چنین رفتاری را از خود بروز بدهید بدون شک هیچ شانسی برای برقراری ارتباط پیدا نخواهید کرد.
اگر چنین فردی هستید چه بکنید: اگر نمی توانید چنین اخلاقی را برای مدت زمانی طولانی از خود دور نگه دارید حداقل سعی کنید که در اولین ملاقات چنین کارهایی از شما سر نزند. اگر بخواهید دائما نگاه هایتان را به این طرف و آن طرف بچرخانید این کار پس از مدتی به صورت یک عادت ناپسند در می آید. اگر بخواهیم با صداقت کامل به قضییه نگاه کنیم باید بگوییم که بروز چنین رفتاری در هیچ مرحله ای از رابطه برای طرف مقابل به هیچ وجه قابل قبول نمی باشد.
5- مردهای چیپ
این نوع از آقایون خانم را به شام دعوت می کنند و زمانی که موقع پرداخت صورتحساب فرا می رسد با وقاهت تمام از خانم می خواهند که پول غذا را دانگی حساب کنند. هیچ گاه پول هایش را به خاطر خرید گل برای همسرش خرج نمی کند و همیشه ارزانترین نوشیدنی را انتخاب می کند. او از همان اولین قرار ملاقات طوری برخورد می کند که گویی در تنگنای مالی قرار دارد.
چرا او جذاب نیست: چند ملاقات اولیه معمولا باید با سخاوت تمام انجام شود. و لغاتی نظیر " پس انداز" و "بودجه" نباید حرفی برای گفتن پیدا کنند. اگر در اولین قرار ملاقات برایش خاطره ای از جمع کردن پول بسازید شانس خود را برای ادامه رابطه از دست خواهید داد.
اگر چنین فردی هستید چه بکنید: سر کیسه را شل کنید. لازم نیست برای تاثیر گذاری هزینه زیادی در نظر بگیرید اما باید کاری کنید که او تصور کند که وجودش برای شما خاص است. خرید گل هم هر از چند گاهی مزه خوبی دارد.
6- مرد جر و بحث کن
این تیپ مردها عادت دارند که هر گفتگوی را به سرعت به مشاجره تبدی کنند. اما باید بدانید که اگر خانم ها را مجبور کنید که تمام مدت به دفاع از خود بپردازند زندگی آانچنان که باید و شاید برایشان دلپذیر نخواهد بود. او زمانی که خانم را با خود به بیرون می برد به جای اینکه او احساس کند به گردش و تفریح آمده بیشتر تصور می کند که در یک جلسه مناقشه است. به همین دلیل به لاک دفاعی فرو رفته و آسیب پذیر می شود.
چرا او جذاب نیست: قرار ملاقات باید یک تجربه دلپذیر باشد. اگر او مجبور باشد که تمام مدت با شما سر و کله بزند دیگر وقتی برای لذت بردن باقی نخواهد ماند. جر و بحث بیش از اندازه باعث ایجاد استرس می شود و شما هم به طور یقین هر گز نمی خواهید که همسرتان از شما خاطره های استرس زایی را در ذهنش ثبت کند.
اگر چنین فردی هستید چه بکنید: مهمترین کار این است که آرامش خود را در هر شرایطی حفظ کنید. شما به این دلیل جر و بحث راه می اندازید که در مورد موضوعی عصبی و نا مطمئن هستید. بنابر این قبل از قرار ملاقات تمام چیزهایی که در ذهن دارید بر روی کاغذ بیاورید و سوالات مناسب را از بین آنها انتخاب کنید. با این کار نه تنها کار شما به جر و بحث کشیده نخواهد شد بلکه گفتگو آرام و دلنیشی نیز دارید.
7- عقل کل
این گونه افراد فقط در پی قضاوت رفتار سایرین هستند. او احتمالا نه سیگار می شکد و نه از مشروبات الکلی استفاده می کند. او از همان روز اول شروع می کند به گفتن چیزهایی از این قبیل "شما اصلا نباید لب به مشروب بزنید"، " دسر باعث ایجاد چاقی می شود " و ...
چرا او جذاب نیست: هیچ کس دوست ندارد مورد قضاوت دیگران قرار بگیرد به ویژه در روز ملاقات. انسان ها این کار را آزار دهنده و بی ادبی قلمداد می کنند.
اگر چنین فردی هستید چه بکنید: شما می توانید نطق های خود را برای زمانی نگه دارید که رابطه اندکی صمیمی تر شد. اما تا قبل از زمان سیگار کشیدن، مشروب خوردن و سفارش دسر او به شما ارتباطی پیدا نمی کند.
8- مردهای زن گریز
این تیپ مردها با تلخکامی تمام با خانم ها برخورد می کنند. آنها در روز ملاقات نمی توانند خود را نگه دارند و مرتبا از جنس مونث ایراد گرفته، دشنام می دهند و از او انتقاد می کنند.
چرا او جذاب نیست: در این لیست این خصوصیت تنها رفتاری است که مطمئنا باعث بر هم خوردن ارتباط خواهد شد. و اصلا هم جای تعجب وجود ندارد. آیا شما به شخصه خانمی را سراغ دارید که از بودن در یک چنین رابطه ای لذت ببرد؟
اگر چنین فردی هستید چه بکنید: شما نیاز دارید که مجددا نگاهی به طرز برخورد خود بیندازید. این رفتار نه تنها بی ادبانه و کثیف است بلکه تنها تیری است که باعث از بین رفتن علاقه می شود.
مرد شگفت آوری باشید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

باید از خود در مقابل خانم هایی که در لیست زیر می بینید، به شدت محافظت کنید، تا بتوانید درقرارهای ملاقات خود یک قدم به سمت موفقیت نزدیک تر شوید البته همیشه اقایان خطر ناک تر از خانوم ها هستند


.۱) خانم های فمینیست
این دست از خانم ها تصور می کنند که تمام ناخوشی های زندگی از مردها نشئات می گیرد و تنها کاری که یک مرد می تواند انجام دهد، همان است که می دانید. آنها تصور می کنند که وجود خانم ها، فرشته وار است و می توانند تمام دنیا را عوض کنند، البته فقط در صورتی که معضل "مردسالاری" از جلوی پای آنها برداشته شود. رفتار این مدل خانم ها با آقایان اصلا مناسب و قابل قبول نمی باشد. شما می توانید آنها را به راحتی از شعار معروفشان تشخیص بدهید، چرا که همیشه زیر لب زمزمه می کنند : "تمام مردها به یک چیز فکر می کنند!." بهتر است در هر شرایطی از آنها دوری کنید.


۲) خانم های پولکی
خیلی ساده و راحت: او تنها به خاطر پول با شما رابطه برقرار می کند. او خیلی زود با شما صمیمی می شود. آنها از آقایان انتظار دارند که تمام هزینه های زندگی آنها را برآورده سازند، تنها به این دلیل که آنها از نظر زیست شناختی مونث هستند. آنها تصور می کنند که یک مرد باید هزینه نوشیدنی، شام، مسافرت، گل، جواهر و .. را بپردازد بدون اینکه هیچ گونه وظیفه جبران و یا تلافی بر گردنشان بیفتد. او هیچ چیز نیست جز یک انسان مادی. فکر می کنند که از طلا درست شده اند و میلیون ها دلار می ارزند. او یک طماع دغل باز است. او فقط به فکر بر آورده کردن نیازهای خودش است و برای دیگران هیچ اهمیتی قائل نیست. بهتر است که حواس خود را جمع کنید، چراکه عده بسیاری از دخترهای جوان جزء این گروه قرار دارند.


۳) خانم های رمانتیک
این نوع خانم ها زندگی خود را بر طبق فیلم های عاشقانه و کتاب های رمان سپری می کنند. او هر شب مجله های مربوط به عروسی را ورق می زند و در عین حال در انتظار شاهزاده ای است که با اسب سفیدش از میان آسمان به زمین فرود آید و او را سوار بر اسب سفیدش کرده ، به جایی ببرد که هیچ مشکلی وجود نداشته باشد، تا بتوانند به خوبی زندگی کنند. آنها خانم هایی هستند که توسط پدر و مادرها و خانواده هایشان نازپرورده بار آمده اند و چیزی از واقعیات زندگی، نظیر پرداخت صورتحساب ها و تمیز کردن دستشویی ها نمی دانند. او انتظار دارد کسی تمام مدت از او مراقبت و نگهداری کند، شب ها ملافه را بر رویش بکشد و تمام شب بر بالینش بیدار بماند تا مبادا او خواب بدی ببیند و بترسد. فرار کنید!


۴) خانم های بدگمان
این خانم ها تمام خصوصیات منفی افراد رمانتیک را با خود به همراه دارد. او همیشه جزء "زخم خوردگان" اجتماع است. کسی که در روابط گذشته خود شکست خورده و به طور ناخودآگاه از برقراری ارتباط مجدد واهمه دارد. ارتباط شما با این افراد به جایی راه نمی برد، چرا که آنها در ابتدا علاقه فراوانی از خود نسبت به شما نشان می دهند، اما پس از چندی اثری از آن باقی نخواهد ماند و این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند. شما همیشه در رابطه خود با او سردر گم هستید. با شما قرار ملاقات می گذارد و معاشقه راه می اندازد، اما رابطه شما فراتر از یک دوستی ساده نمی رود. تنها چیزی که تحویل شما می دهد یک مشت معذرت خواهی بیهوده است. هیچ وقت به اندازه کافی برای شما زمان ندارد؛ شما هم که به اندازه کافی غم و غصه برای خودتان دارید. پس بهتر است با چنین زنی ازدواج نکنید.



۵) خانم های عصبانی
مثل خانم های فمینیست، خانم های عصبانی نیز دل خوشی از مردها ندارند. آنها به مردها اهانت می کنند، و می توانند بدی ها و خطاهای تمام مردانی را که از ابتدای زندگی با آنها ملاقات کرده اند را به سادگی به خاطر بیاورند. برای خانم عصبانی چیزی به عنوان "مرد خوب" وجود ندارد و تمام مردها "احمق" و "عوضی" و "کثیف" هستند. خون آنها از دست مردها به جوش می آید و در هر لحظه می توانند مانند یک کوه آتشفشان منفجر شوند. ازدواج با این نوع خانم ها مساوی است با ورود به تراژدی داد و فریاد ، پس بهتر است عقب بایستید


۶) خانم های نامطمئن
در نگاه اول چنین خانم هایی خیلی خوب جلوه می کنند؛ با شما به مهربانی رفتار می کنند و خوش مشرب هستند. اماچیزی نمی گذرد که ترس های درونی اش پدیدار می شوند. روزی ۱۰ مرتبه به شما تلفن می زند تا بپرسد "رابطه در چه حالی است؟" یا اینکه "تنها می خواهد صدای شما را بشنود." او می خواهد مطمئن شود که به اندازه کافی جذاب است؛ دائما نگران آرایش صورت و موها و همینطور لباس هایش می باشد. او محتاج و نیازمند است و همواره با این ترس زندگی می کند که مبادا آقا او را به خاطر "خانم بهتری" ترک کند. این دسته از افراد خیلی زود خود را آویزان شما می کنند.



۷) خانم های دمدمی
او در ابتدا از خیلی چیزها چشم پوشی می کند که همین امر باعث جذب شدن مردها به سمتشان می باشد. او به شما چیزی را تحویل می دهد که دقیقا توقع شنیدش را دارید؛ اما زمانی که رابطه عمیق تر شده (یا به ازدواج کشیده می شود) شما تازه با چهره حقیقی او آشنا می شوید. بانوی عزیز شما یک شبه، تبدیل به یک آدم حریص، طماع، پولکی، و حیوان صفت می شود که اگر به خواست هایش نرسد شما را عذاب خواهد کرد.


۸) خانم های قدرت طلب
آنها انسان های قدرت طلبی هستند که می خواهند قدرت کنترل تمام امور زندگی شما را به دست گیرند. آنها به شما می گویند چه لباسی بپوشید، کجا بروید، با چه کسی صحبت کنید، با چه کسانی می توانید دوست باشید، چه چیزی می توانید بخورید. و خلاصه همه چیز. اگر بخواهید در مقابل عقاید آنها از خود مقاومت نشان دهید، اخم هایشان در هم فرو می رود، شما را از همه چیز محروم می کنند، گریه و زاری راه می اندازند و از هر سلاح و تاکتیک دیگری که بلد هستند کمک می گیرند، تا شما را از پای در آورند و چاره دیگری جز سر فرود آوردن در مقابل خواست هایشان برایتان باقی نخواهند گذاشت.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

چه قدر عاشق هستید؟ ( تست )



چه قدر عاشق هستید؟

عشق هم بالاخره اتفاقی است که به قول شاعر ، خواه ناخواه رخ می‌دهد. برای خیلی از روان‌شناس‌ها مطالعه این پدیده جالب است . بعضی‌ها مانند استرنبرگ حتی نظریه‌ای علمی ‌درباره عشق دارند. استرنبرگ معتقد است که یک عشق کامل سه جنبه دارد. اولین جنبه، وفاداری به معشوق است، دومی، ‌احساس صمیمیت نسبت به او و سومی، ‌داشتن میل جنسی به معشوق است. به نظر استرنبرگ، هر کدام از اینها که وجود نداشته باشد، یک جای کار دارد می‌لنگد. پرسشنامه زیر خیلی به جزییات عشق کاری ندارد و می‌خواهد به طور کلی بگوید که آیا شما عاشق هستید یا نه ؟ این تست در دانشگاه نورس ایسترن بوستون تهیه شده است و خوب، معلوم است که بیشتر برای دانشجوها کاربرد دارد.


چگونه از این تست استفاده کنیم ؟

عبارات زیر را بخوانید. معشوق‌تان را تصور کنید و نام معشوق‌تان را به جای کلمه او بگذارید. حالا اگر با هر عبارت به طورکامل موافق بودید، عدد 7، اگر نسبتا موافق بودید، عدد 6 ، اگر کمی‌ موافق بودید عدد 5، اگر عبارت را هم درست می‌دانستید و هم غلط (یعنی در مورد نظرتان مطمئن نبودید)، عدد 4، اگر با آن کمی ‌مخالف بودید، عدد 3، اگر نسبتا مخالف بودید، عدد 2 و اگر به‌طور کامل مخالف بودید عدد 1 را جلو عبارت بنویسید.

1) برای رسیدن به او خیلی عجله دارم ؟
2) او را خیلی جذاب می‌دانم ؟
3) او نسبت به بیشتر مردم، عیب‌های کمتری دارد ؟
4) برای او هر کاری که لازم باشد، انجام می‌دهم ؟
5) به نظر من، او خیلی دلربا است ؟
6) دوست دارم احساساتم را با او در میان بگذارم ؟
7) وقتی با هم کاری را انجام می‌دهیم، کار برایم خیلی خوشایند است ؟
8) دوست دارم که او حتما مال من باشد ؟
9) اگر اتفاقی برای او بیفتد؛ خیلی ناراحت می‌شوم ؟
10) خیلی وقت‌ها به او فکر می‌کنم ؟

11) خیلی مهم است که او به من علاقه داشته باشد ؟
12) وقتی با او هستم، کاملا خوشحالم ؟
13) برایم دشوار است که برای مدتی طولانی از او دور باشم ؟
14) خیلی به او علاقه دارم ؟


راهنمای نمره‌گذاری :

حالا عددهایی را که جلوی هر عبارت گذاشته‌اید، با هم جمع بزنید .
• شمایی که بالای 89 نمره آورده‌اید، وضع ‌تان خراب است. شما بدجوری عاشق شده‌اید و اگر صادقانه به پرسش‌ها پاسخ داده‌اید، در عشق‌تان هیچ شکی نمی‌توان کرد .

• اگر نمره‌تان حول و حوش 78 تا 88 می‌چرخد ، شما هم به احتمال خیلی زیاد عاشق هستید و چیزی نمانده است که در بالای قله عشق بایستید .

• اما اگر نمره‌تان بین 68 تا 77 باشد، احتمال کمتری وجود دارد که عاشق باشید. اما شما هم به هر حال عاشق‌اید .

• کسانی که از 68 پایین‌تر آورده‌اند ، بهتر است که خودشان را گول نزنند. به احتمال زیاد چندان عاشق نیستند .

• کسانی که از 58 پایین‌ترند، به‌ هیچ‌وجه عاشق نیستند. این گروه بهتر است پیشه دیگری برای خودشان دست و پا کنند و یا اسم احساسات رقیق‌شان را نگذارند عشق !

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

چهار روش برای گفتن دوستت دارم!!!




گفتن "دوستت دارم" معمولاً برای افراد بسیاری دشوار بوده و نیازمند یک زمان مناسب است؛ اما حتماً لازم نیست که عبارت "دوستت دارم" را بر زیبان بیاورید تا طرف مقابل متوجه احساسات درونی شما بشود. هر چند این عبارت می تواند گویای احساسات بدیهی باشد، اما می توان از راههای دیگر نیز عشق را اظهار نمود، که چه بسا میتواند تاثیرگذار تر بوده و رابطه را بیش از پیش شاداب، سرزنده و سالم نگه دارد.
راههای ساده ای وجود دارند که می توانند بدون اینکه حرفی به زبان بیاورید، به همسرتان ثابت کنید که دوستش دارید. و علاوه بر همه این موارد: آیا شما در بوسیدن تبحر دارید یا خیر؟
1- تایید کرده، تشکر کنید و قدردان باشید
یکی از خصلت های طبیعی هر انسانی این است که به دنبال تایید از طرف کسانی است که دوستشان می دارد.
به همین دلیل کاملاً معقول می باشد که تا جایی که می توانید تلاش کنید تا مطمئن شوید که شریک زندگیتان می داند که تا چه اندازه او را دوست می دارید و برایش ارزش و احترام قائل هستید. در میان گذاشتن این امر که چه احساسی نسبت به همسرتان دارید، اصلاً نیازی به صرف وقت آنچنانی ندارد. اگر هم احساس می کنید که او در حال حاضر می داند که شما چه احساسی نسبت به او دارید، بد نیست گاه و بی گاه یادآوری های کوچکی داشته باشید تا او هم بیشتر ترغیب به عشق ورزی نسبت به شما شود.
همه ما دوست داریم تا به خاطر کارهایی که انجام می دهیم، مورد تایید و پذیرش سایرین قرار بگیریم. حال چه این کار تامین مالی خانواده باشد، چه پرورش مناسب فرزندان باشد، نحوه انجام کارهای فردی، نحوه نگاه ما به مسائل مختلف، و یا سایر موفقیت هایی که در زندگی بدست می آوریم.
بنابراین اگر دائماً بخواهید نقد کنید و فقط جنبه های منفی شریک زندگی خود را ببینید، گفتن "دوستت دارم" نمی تواند کاری را از پیش ببرد. در حقیقت با این کار بدتر ارزش خود را زایل کرده و به راحتی او می تواند متوجه شود که حرف هایتان از ته دل نخواهد بود.
متاسفانه بیشتر ما چنین کاری را انجام می دهیم. در قدم اول ابتدا باید آسیب هایی را که به طرف مقابل وارد آورده اید را شناسایی کنید و سعی کنید تا انتقادهایتان آزار و اذیتی را به طرف مقابل وارد نسازد. باید راه نبرد خود را به درستی انتخاب کنید و با شیوه های مسالمت آمیز از او انتقاد کنید. به جای اینکه تمام توجه خود را بر روی اشتباهات و عیوب طرف مقابل متمرکز نمایید، باید سعی کنید در مسائلی که او توانایی بیشتری دارد را تایید، و تصویب کرده و از او قدردانی نمایید. به عنوان مثال زمانیکه همسرتان مثلاً با بیرون بردن زباله ها قصد دارد تا به نوعی، عشق و محبت خود را به شما نشان دهد و یا روغن ماشین شما را تعویض می نماید، یادتان نرود که از عباراتی به این شرح استفاده کنید.: "مرسی از اینکه.....را انجام دای" و یا "از تو سپاسگزاری می کنم که....." و یا "من تو را تحسین می کنم که........" سعی کنید محدوده استفاده از این کلمات و عبارات را افزایش دهید.
2- کاری کنید که احساس کند شماره یک است
سرسپردگی و تعهد اساس یک رابطه را تشکیل می دهد به ویژه در روابط خانوادگی.
هر چند در یک زندگی مشترک زن و شوهر مسائل مربوط به روابط زناشویی خود را باید در اولویت کارهای خود قرار دهند، اما هیچ شکی وجود ندارد که هر یک از افراد کارهای بسیار زیاد دیگری نیز برای انجام دادن در دست دارند. شغل، فرزندان، دوستان، سایر افراد فامیل و قوم و خویش و سایر مسئولیت های اجتماعی معمولاً وقت بسیار زیادی را از شما گرفته و اجازه نمی دهند آنطور که باید و شاید به مسائل زناشویی توجه کنید. با انجام سایر کارها به راحتی توجه تان می تواند از زندگی گرفته شده و زمانی هم که بچه ها را به زندگی مشترک اضافه کنیم، دیگر صحنه دشوار تر از هر زمان خواهد شد. شرکای زندگی، به ویژه مادرها زمانیکه بچه دار می شوند، فکر می کنند که تنها الزامی که در زندگی دارند چیزی نیست جز مراقبت و نگهداری از فرزندانشان. تحت این شرایط طرف دیگر زندگی مشترک به کنار زده می شود.
می بایست به این مطلب توجه داشته باشید که همسرتان هم مانند سایر التزام هایی که در زندگی دارید، پر اهمیت است و باید مانند سایر مسائل به او توجه کنید. و این امر میسر نخواهد شد مگر با صرف وقت و مهر و علاقه. تنها گفتن "دوستت دارم" کاری را از پیش نمی برد و کافی هم نیست. این امر نیازمند عمل کردن از جانب شما می باشد. باید سعی کنید که وقتی را برای همسر خود در نظر گرفته و در آن زمان توجه و تمرکز خود را به طور کامل در اختیار او قرار دهید. به نیازهای او بی توجهی نکنید و به خاطر مسائل جزئی با سایر خواست های او مخالفت نکنید. به خاطر اشتباهاتی که انجام می دهد، او را اینگونه تنبیه نکنید که وقتتان را با او صرف نکنید. اگر تصمیم بگیرید که هر شب با دوستانتان بیرون بروید، این امر به هیچ وجه به او ثابت نمی کند که شما دوستش می دارید و قصد دارید وقت بیشتری را با او صرف کنید. این بر عهده شماست که یک تعادل مناسب میان کارهایتان برقرار کنید.
3- کارهای کوچک خیلی به چشم می آیند
با ملاحظه بودن و ابتکار عمل به خرج دادن برای وارد کردن شادی به زندگی یکی دیگر از راهکارهای ساده ای است که می تواند "دوستت دارم" را به طرف مقابل اثبات کند.
مهربانی و توجه، به ویژه زمانیکه فردی بوده و نشئت گرفته از صمیمیت موجود میان دو نفر باشد، نشان می دهد که شما برای طرف مقابل ارزش قائل هستید. سعی کنید تا جایی که می توانید به خواست ها و نیازهای همسرتان با روی باز برخورد کنید و پیش از آنکه چیزی را از شما درخواست کند، نیازهایش رامرتفع سازید.
با به یاد آوردن رویدادهای مهم زندگی، سعی کنید که همیشه یک قدم جلوتر باشید. سعی کنید نیازهای او را پیش از آنکه آنها را ابراز کند، پیش بینی نموده و او را در کارهایش کمک وهمراهی نمایید.
به عنوان مثال اگر قرار بوده در محل کار در مورد مسئله ی مهمی سخنرانی کند، دست پیش بگیرید و به او زنگ بزنید تا ببیند نتیجه کارش چطور شده. کاری را که از شما درخواست نکرده برایش انجام دهید. منتظر نباشید تا از شما درخواست کند تا شانه هایش را پس از یک روز سخت کاری بمالید. پیش از اینکه فرصت مطرح کردن این درخواست را پیدا کند، شما باید آنرا انجام داده باشید. یاد بگیرید که شنونده خوبی باشید، حتی اگر در مورد چیزی صحبت می کرد که برای شما اصلاً اهمیتی نداشت. و سعی کنید که نصیحت های غیر معقول را برای خودتان نگه دارید.
4- همه چیز او باشید
چه در دوران نامزدی به سر می برید، چه ازدواج کرده اید، موقعیتتان خیلی مهم تر از عنوانی است که بر روی شما گذاشته اند. شما باید دوست، معشوقه و محرم اسرار او باشید.
حتی اگر فرزند دارد، می توانید مادر فرزندانش هم باشید.
سعی کنید که همه این نقش ها را به طور 100% انجام دهید. دوستی باشید که شاد و صادق است. معشوقه ای باشید که پراحساس و صمیمی است و و محرم اسراری باشید که قابل اعتماد است. باید یک گوش شنوا برای او باشید و فردی باشید که هر موقع خواست، بتواند به شما تکیه کند.
در صورت داشتن همسر، اگر بتوانید یک مادر متعهد باشید، او متوجه می شود که به اندازه کافی دوستش دارید که از بچه هایی که با هم آنها را به وجود آورده اید مراقبت و نگهداری کنید.
اگر بخواهید همه چیز او باشید، باید تلاش کنید و زمان و انرژی صرف نمایید؛ اما این تلاش های شما بیش از گفتن هر گونه "دوستت دارمی" به او اثبات میکند که دوستش می دارید.
زمانیکه چنین شیوه های متفاوت گفتن دوستت دارم را در زندگی روزانه خود تمرین می کنید، مطمئن باشید که پاسخ مثبتی را از سوی شریکتان دریافت خواهید کرد و حتی چه بسا او واکنش های بهتری در مقابل شما انجام خواهد داد.
خوب بنابراین همین حالا دست به کار شوید و به شریک زندگیتان ثابت کنید که چقدر او را دوست می دارید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

چقدر با کسی که دوستش دارید همدلید؟

۱) آیا هر دو از یک سبک موسیقی لذت می‌برید و به آن علاقه‌مند هستید؟
الف) بله
ب) تا حدودی
ج) خیر

۲) سلیقه‌های شما در دکوراسیون منزل، نوع خانه، اتومبیل، لباس و ... چه‌قدر به‌هم نزدیک است؟
الف) خیلی
ب) ۵۰ درصد
ج) خیلی کم

۳) آیا پیشینهٔ مشترکی دارید؟
الف) بله
ب) در بیشتر موارد یکسان هستیم، اما تفاوت‌هائی هم داریم
ج) خیر، متفاوت است

۴) با خانوادهٔ همسرتان، مانند خانوادهٔ خودتان صمیمی هستید؟
الف) بله
ب) نه زیاد، با احترام اما رسمی برخورد می‌کنیم
ج) خیر، تفاهم نداریم، یا زیاد همدیگر را نمی‌بینیم

۵) در مورد انتخاب غذا، آیا ذائقهٔ مشترکی دارید؟
الف) بله
ب) در مورد بعضی از غذاها
ج) نه، هرگز

۶) آیا مذهب و اعتقادهای مشترک دارید؟
الف) بله
ب) مسئلهٔ مهمی در زندگی ما نیست
ج) خیر

۷) آیا به هدف‌های همدیگر در زندگی احترام می‌گذارید؟
الف) بله
ب) تا حدودی
ج) خیر

۸) در مورد تفریح‌ها، ایا نظر مشترکی دارید؟
الف) بله
ب) بعضی وقت‌ها
ج) خیلی کم

۹) آیا دست کم سه سرگرمی و علاقه‌ٔ مشترک دارید؟
الف) بیشتر از سه تا است
ب) یکی یا دو تا
ج) خیر، فقط یکی

۱۰) آیا نگرش شما نسبت به زندگی یکسان است؟
الف) بله
ب) نه زیاد
ج) هرگز

۱۱) ر ارتباط با درآمد، خرج کردن و پس‌انداز، آیا با هم تفاهم دارید؟
الف) بله
ب) بعضی وقت‌ها
ج) خیر، طرز فکر ما در این مورد، متفاوت است

۱۲) معیارهای مشترکی دارید؟
الف) بله
ب) بعضی وقت‌ها
ج) خیر

۱۳) آیا به حق تقدم یکدیگر در زندگی، معتقد هستید؟
الف) بله
ب) تا حدود زیادی
ج) خیر، مایل هستم که همسرم تقدم نداشته باشد

۱۴) دربارهٔ بچه‌دار شدن یا نشدن و تعداد بچه‌ها، با هم، تفاهم دارید؟
الف) بله
ب) بعضی وقت‌ها
ج) خیر

۱۵) آیا به تفاوت‌های همدیگر احترام می‌گذارید؟
الف) بله
ب) بعضی وقت‌ها
ج) بیشتر وقت‌ها این اختلاف‌ها غیرقابل تحمل می‌شوند

۱۶) آیا بزرگترین خوشحالی شما، بودن با همسرتان است؟
الف) بله
ب) بعضی وقت‌ها
ج) خیر

۱۷) وقتی با هم به توافق می‌رسید، رابطهٔ زناشوئی شما، محکم‌تر می‌شود؟
الف) بله
ب) بعضی وقت‌ها
ج) خیر

۱۸) آیا اختلاف‌نظر شما، روی عشق و احساسی که به هم دارید، تأثیر می‌گذارد؟
الف) بله
ب) بعضی وقت‌ها
ج) خیر

۱۹) آیا حاضر هستید برای همدیگر هر کاری بکنید؟
الف) بله
ب) بستگی دارد
ج) خیر

۲۰) آیا دوست دارید، چیزهای دیگری علاوه بر دوست داشتن و احترام متقابل، به هم هدیه بدهید؟
الف) بله
ب) بیشتر وقت‌ها
ج) خیر





● کلید تست
در هر موردی که گزینهٔ ”الف“ را انتخاب کردید، به خود ”۴“ امتیاز بدهید و امتیازها را با هم جمع کنید؛ سپس نتیجهٔ تست را بخوانید.

● امتیاز بین ۰ تا ۲۷
شما دو نفر، مثل شب و روز با هم متفاوت هستید.
البته این به آن معنا نیست که زندگی کردن شما با یکدیگر امکان‌پذیر نمی‌باشد. فقط باید بدانید اگر علاقهٔ شما به یکدیگر واقعی است، این محبت، تفاوت‌ها را از بین می‌برد. به این ترتیب، چگونه بهتر زندگی کردن را خواهید آموخت. جواب شما به ۵ سؤال آخر، بازگوکنندهٔ این مطلب است که شما چه‌قدر به هم علاقه‌مند هستید و همین‌طور مشخص می‌کند جادهٔ زندگی شما در آینده هموار است و یا پر از سنگلاخ خواهد بود. کلید موفقیت، آموختن، بخشیدن و به‌دست آوردن است. همیشه سعی کنید خودتان را جای دیگران بگذارید.

● امتیاز بین ۲۸ تا ۵۱
شما و همسرتان، دارای شباهت‌ها و تفاوت‌های زیادی هستید و در عین حال، تفاوت‌هائی نیز دارید این تفاوت‌ها و شباهت‌ها مطلوب هستند و زندگی شما را زیباتر می‌سازند. شما باعث پیشرفت یکدیگر در زندگی می‌شوید. پاسخ شما به پنج سؤال آخر، تعیین‌کنندهٔ این مطلب است که اختلاف‌های بین شما چه‌قدر عمیق هستند و علاوه بر اختلاف‌ها، می‌توانید علاقهٔ خود را به یکدیگر با جواب دادن به این پنج سؤال بسنجید. سعی کنید همیشه در هر مشکلی، احساس همسر خود را درک کنید و تفاوت‌های خود را قبول نمائید. متفاوت بودن، امری بدیهی است. علاوه بر آن، هر دو، شخصیت مجزائی دارید و دوست ندارید آن را تغییر دهید.

● امتیاز بین ۵۲ تا ۶۰
شما به‌طور کامل، مناسب همدیگر هستید. در بیشتر موارد تفاهم دارید. تنها مشکل زندگی شما به‌وجود آمدن یک زندگی کسل‌کننده در آینده است. به‌عبارت دیگر، شما باید رابطهٔ خود را جذاب و باروح نگه دارید. برای رسیدن به این هدف، موارد گوناگون، جدید و مفیدی را در زندگی خود امتحان کنید. زندگی نباید یکنواخت باشد. با علاقه‌مند بودن به یکدیگر، زندگی خود را زنده نگه دارید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

بغل کردن مطمئناً احساس خیلی خوبی به شما می بخشد و شواهد نشان می دهد تاثیرات بسیار خوبی هم بر سلامتی ما دارد. در تحقیقی که در دانشگاه کارولینای شمالی انجام گرفت، محققان دریافتند که بغل کردن هورمون "اکسیتوسین" را افزایش داده و خطر ابتلا به بیماری های قلبی را کاهش می دهد.
درواقع، وقتی زوجین 20 ثانیه همدیگر را بغل می کنند، سطح اکسیتوسین در بدنشان که طی تولد بچه و شیردهی آزاد می شود، بالا می رود. افرادیکه در روابط عاشقانه هستند، بیشترین افزایش اکسیتوسین را دارند.




ضمناً سطح هورمون استرس، کورتیزول، هم در خانم ها همراه با فشارخون پایین آمد. دکتر کارن گورون یکی از محققین این تحقیق می گوید، "هرچه حمایت عاطفی بیشتر باشد، این افزایش میزان اکسیتوسین نیز نیز هم در مرد و هم در زن بیشتر خواهد شد. اما اهمیت اکسیتوسین و اثرات محافظت کننده آن دربرابر بیماریهای قلبی، میتواند برای خانم ها بیشتر باشد."




دکتر کارمین گریفیت، سخنگوی بنیاد قلب بریتانیا، می گوید، "دانشمندان علاقه زیادی به این مسئله نشان می دهند که احساسات مثبت می تواند برای سلامتی مفید باشد. این تحقیق نشان میدهد که ساپرت عاطفی، مثلاً به شکل در آغوش کشیدن های عاشقانه می تواند تاثیرات مثبتی بر سلامت قلب داشته باشد. "




در واقع، در یک تحقیق دیگر که آنهم توسط دکتر گورون انجام شد، به اثبات رسید که بغل کردن و گرفتن دستها، تاثیرات استرس را کاهش می دهد. از دو گروه زوج خواستند که درمورد یک موضوع ناراحت کننده با هم صحبت کنند، اما یک گروه از قبل دست های همدیگر را در دست گرفته بودند و همدیگر را بغل کرده بودند درحالیکه گروه دیگر اینکار را انجام نداده بودند. در این تحقیق مشخص شد که:


- افزایش فشارخون در گروهی که هیچ تماسی با هم نداشتند درمقایسه با گروهی که همدیگر را در آغوش گرفته بودند، بیشتر بود.




- ضربان قلب در گروهی که تماسی نداشتند 10 ضربه در دقیقه بود درحالیکه برای گروه دیگر این مقدار 5 ضربه در دقیقه بود.




دکتر گورون پیشنهاد می کند که تماس های گرم و در آغوش کشیدن و گرفتن دست ها قبل از شروع یک روز سخت می تواند شما را در طول روز محافظت کند.




انسانها موجوداتی اجتماعی هستند، همانطور که در تحقیقات مختلف ثابت شده است که آنهایی که در زندگی دوستانی برای خود دارند، و همچنین آنها که ازدواج کرده اند، سالمتر هستند.




ما به ارتباطات اجتماعی احتیاج داریم و این ارتباطات شامل لمس کردن، حتی فراتر از ظرفیت یک زوج است. مثلاً این واقعیت که نوزادان از تماس های پوستی مستقیم با مادرشان فایده می برند و رشد بهتری خواهند داشت را در نظر بگیرید.




مثالی که گفته شد یک تحقیق کره ای بود که روی نوزادان پرورشگاهی انجام شد. آندسته از نوزادان که 5 روز در هفته و به مدت 4 هفته، 15 دقیقه بیشتر صدای زنانه شنیدند، ماساژ و ارتباط چشمی مستقیم داشتند، بعد از گذشت چهار هفته و در سن 6 ماهگی، وزن و قد بیشتری اضافه کردند و شکل گیری سرشان نیز بهتر بود تا آنهایی که این تحریک اضافی را نداشتند.


شواهد نشان داده است که تماس درمانی استرس و درد را در بزرگسالان کاهش می دهد و نشانه های بیماری آلزایمر مثل بیقراری، آواگری، قدم زدن های عصبی و از این قبیل را نیز کاهش می دهد.




وقتش رسیده بیشتر بقیه را بغل کنید




تحقیقات نشان می دهد که زوج های امریکایی چندان تمایلی به آغوش کشیدن در مجامع عمومی را ندارند. طبق تحقیقات زوج های پاریسی سه مرتبه بیشتر از زوج های امریکایی وقتشان را به بغل کردن هم میگذرانند.




بغل کردن در روابط زناشویی فوایدی دارد که احتمالاً هیچوقت فکرش را هم نمی کردید. بغل کردن...



- احساس خوبی به شما می دهد.




- حس تنهایی را از بین می برد.




- بر ترس غلبه می کند.




- دریچه احساساتتان را باز می کند.




- اعتماد به نفس را بالا می برد.




- حس نوع دوستی شما را تقویت می کند.




- روند پیر شدن را کندتر می کند.




- اشتها را فرو می نشاند.




- استرس و فشارهای عصبی را کاهش می دهد.




- با بیخوابی مبارزه می کند.




- عضلات بازوها و شانه ها را شکل می دهد.




- اگر قدتان کوتاه باشد، یک نوع تمرین کششی به حساب می آید.




- یک جایگزین عالی برای بی بند و باری است.




- یک جایگزین سالم و مطمئن برای مصرف الکل و دخانیات است.




- وجود فیزیکی شما را تایید می کند.




- دموکراتیک است (هر کس حق در آغوش کشیده شدن دارد).




فواید بیشتر بغل کردن




- از نظر اکولوژیکی خوب است (محیط را خراب نمی کند)




- برای صرفه جویی در انرژی بسیار خوب است (گرما را حفظ می کند)




- قابل حمل است.




- به هیچ ابزار خاصی نیاز ندارد.




- هیچ محل خاصی نمی طلبد (یک محل خوب برای بغل کردن هرجایی می تواند باشد)




- روزهای شاد را شادتر می کند.




- فضاهای خالی زندگی را پر میکند.




- حتی بعد از جدا شدن از آغوش، باز هم فایده می رساند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

چطور روزتان را برنامه ریزی کنید

افراد موفق می دانند که باید هر روزشان مفید و پربار باشد و به همین دلیل سعی میکنند از هر روزشان بیشترین استفاده ممکن را ببرند، چه در جهت رشد فردی یا کاری خود. ابزاری که برای انگیزه دادن به خودشان استفاده می کنند، برنامه روزانه شان است. وقتی عادت کنید که برای هر روزتان برنامه داشته باشید، روی کارها تمرکز بیشتری داشته و اولویت های آن روز را خوب می فهمید. با این روش احتمال انجام شدن کارها خیلی بیشتر است .
- برای هر روزتان از شب قبل برنامه ریزی کنید
20-15 دقیقه را هر شب صرف برنامه ریزی برای روز آینده کنید. متخصصین می گویند یک دقیقه برنامه ریزی، در 10 دقیقه وقت شما در اجرای کار صرفه جویی می کند. اگر برای برنامه ریختن تا روز بعد صبر کنید، ممکن است خیلی اتفاقات بیفتد که فکرتان را منحرف کند و نتوانید روی برنامه تمرکز داشته باشید. وقتی از روز قبل برنامه تان را آماده داشته باشید، می توانید هر اتفاق دیگری که در طول روز افتاده را در نظر گرفته و به برنامه تان اضافه و کم کنید. همچنین وقتی شب قبل برنامه ریزی می کنید، باعث می شوید که ذهن ناخودآگاهتان در طول شب روی این برنامه ها کار کند و بعد که صبح بیدار شدید، می دانید که دقیقاً چه کار باید بکنید و دیگر وقتتان را برای اینکه ببینید چه باید بکنید یا نکنید هدر نمی دهید.
- یک لیست مستر تنظیم کنید
این لیست از همه کارهایی که فکرش را بکنید تشکیل شده است. اگر کاری به فکرتان می رسد که لازم است انجام دهید، فوراً آنرا در این لیست جای دهید. هیچ تعهدی به انجام همه کارهایی که در لیست مستر نوشته شده است ندارید. هدف این لیست این است که صرفاً آن کارها را فراموش نکنید. هر کار دیگری هم که در طول روز به ذهنتا می رسد را به این لیست اضافه کنید.
- یک لیست از حتماً های روزانه تهیه کنید
این لیست از کارهایی تشکیل شده است که بالاترین اولویت را دارند و سنگین ترین نتیجه را در بر خواهند داشت، چه مثبت و چه منفی. برای تنظیم این لیست وقت بگذارید و خوب فکر کنید چون وقتی کاری وارد این لیست می شود باید تا آخر روز بعد بی بر و برگرد انجام شود. کارهایی که در این لیست نوشته می شوند به هیچوجه نباید به تاخیر بیفتند چون باعث می شود که اینکار برایتان شکل عادت درباید و به اولویت های روزانه تان بی توجه شوید. این لیست باید کوتاه بوده و بیشتر از 6 مورد روی آن نوشته نشده باشد.

([تنها کاربرانی که ثبت نام کرده اند قادر به مشاهده لینک هستند])
- یک لیست از بایدهای روزانه تهیه کنید
این لیست شامل کارهایی می شود که باید در طول روز انجام دهید اما حتمی و لازم نیستند که بخواهید آنها را روی لیست حتماً ها قرار دهید. این کارها را باید بعد از اتمام کارهای نوشته شده در لیست حتماًها به انجام برسانید.
- قرارملاقات ها را فراموش نکنید
ساعت های خاصی در روز هستند که به یک ملاقات خاص تعلق دارند. وقتی قراری با کسی می گذارید حتماً آن را روی تقویم خود یادداشت کنید و بعد آن قرارها را به برنامه روزانه تان منتقل کنید.
- بعضی کارها را به دیگران محول کنید
خیلی از کارهای قید شده در لیست روزانه تان هستند که می توانید انجام آنها را به دیگران واگذار کنید. افراد موفق می دانند که نمی توانند همه کارهایشان را شخصاً تمام کنند و همیشه خیلی از کارهایشان را به کسانی می سپارند که انجام دهند.
- سه بار تاخیر در انجام کار
اگر می بینید که چند روز پشت سر هم کارهایتان را نیمه تمام می گذارید و به روز بعد معوق میکنید آنوقت باید از خودتان بپرسید چرا آن روز اول این کار در لیستتان بوده است و چه ارزشی در زندگیتان دارد. تا می توانید نباید بیشتر از سه روز کاری را به تاخیر بیندازید.
- تنظیم وقت برای تهیه غذا
معمولاً چیزی که از خیلی برنامه ریزی ها جا می ماند تنظیم ساعتی برای خوردن غذاست. این مسئله اهمیت زیادی دارد، اول به این دلیل که در پولتان صرفه جویی کرده و برای غذاخوردن بیرون نمی روید، و دوم اینکه برای سلامتیتان بهتر است. خیلی از افراد موفق برای صرفه جویی در وقت به رستورانهای فست فود می روند و وضعیت سلامتیشان هم وخیم است. یادتان باشد، مدیریت زمان، مدیریت زندگی است و بالاترین اولویت زندگی، خودتان هستید.
با اجرای این استراتژی ها در تنظیم برنامه روزانه می توانید بازده کاری خود را به طور قابل توجهی بالا برده و سریعتر به اهداف و آرزوهایتان دست پیدا کنید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

چرا آقایان اشتباهات خود را قبول نمی‌کنند؟
هرگز تا زمانی که مرد (شوهرتان) تقاضا نکرده، او را نصیحت نکنید. به او بگویید که به توانایی او در حل مسائل و مشکلاتش اطمینان کامل دارید! این بار قصد داریم تا شما عزیزان و خوانندگان خوب و همیشگی‌مان را با چندین نکته از زندگی مردان آشنا کنیم.
مردان از قبول بسیاری از رفتارهای خود گاهی سر باز می‌زنند و حتی تعبیر و تفسیر این‌گونه برخوردها و بازتاب‌ها در مقابل همسرانشان، اندکی برایشان سخت و دشوار جلوه‌گر می‌شود!

یقینا پذیرفتن برخی رفتارهای غیراصولی و غیرعلمی مردان، می‌تواند به آنان در جهت داشتن یک رابطه زناشویی زیباتر کمک نماید. اما یکی از پرسش‌هایی که می‌تواند در این راستا مطرح شود، این است که چرا مردها از اشتباه کردن بیزار و گریزانند؟
برای این‌که پی ببریم چرا مردان از اشتباه کردن بیزار و گریزانند باید به یک واقعیت مهم و اساسی اشاره کنیم و آن این است که وقتی مردی اشتباهی را مرتکب می‌شود، احساس گناه می‌کند، زیرا پی می‌برد که نتوانسته، آن طور که باید، کارش را به خوبی و درستی به انجام برساند.
اما آنچه در این بین مهم است این‌که گفتن واژه متاسفم یا ببخشید یا پوزش می‌خواهم، برای این مردان بسیار سخت و دشوار است! به عبارت دیگر، عنوان کردن متاسفم به معنای پذیرفتن اشتباه و پذیرفتن اشتباه به معنای شکست آنان تلقی می‌شود! این نگرشی است که مردان برای خود در ذهن خویش خلق ساخته‌اند.
برای حل این مشکل زنان باید کاملا دقت کنند که هنگام گفتگو درباره مشکلات و مسائل «احساس اشتباه را در مردان» به وجود نیاورند.
باید به این نکته توجه کنید که مردان از این‌که مورد سرزنش و انتقاد قرار بگیرند، بیزارند.
مرد به زنی نیاز دارد که اشتباهاتش را به روی او نیاورد! چنین زنی او را یاری و کمک می‌کند و مرد متوجه می‌شود که جایگاه ویژه‌ای در نزد همسرش دارد، زن می‌خواهد مرد مورد علاقه‌اش در انجام برخی کارها کمکش کند، اما تصور مرد بر این است که شاید من توانایی انجام چنین کاری را ندارم!
مرد اشتباهات خود را نخواهد پذیرفت، چون فکر می‌کند با پذیرفتن و قبول کردن اشتباه خود، همسرش دیگر او را دوست نخواهد داشت.
اما واقعیت امر این است که زن، مردی را بیشتر دوست دارد که اشتباهاتش را می‌پذیرد و به آنها پی می‌برد.
یکی دیگر از پرسش‌هایی که معمولا برای خانم‌ها مطرح می‌شود، این است که چرا مردها از نصیحت بیزارند؟
برای رسیدن به پاسخی معقول و منطقی در این مقوله به ادامه بحث توجه کنید.
اساسا مرد نیاز دارد احساس کند که از عهده حل گرفتاری‌ها و مشکلاتش برمی‌آید. برای مرد بحث درباره مشکل فردی با دیگران به معنای تحمیل باری بر دوش آنهاست! او حتی بهترین دوستش را با طرح مشکل خود به دردسر نمی‌اندازد، مگر این‌که فکر کند، دوستش راه حل بهتری دارد.
توصیه مهم به خانم‌ها
هرگز تا زمانی که مرد (شوهرتان) تقاضا نکرده، او را نصیحت نکنید. به او بگویید که به توانایی او در حل مسائل و مشکلاتش اطمینان کامل دارید!
وقتی زن تلاش می‌کند تا مرد را وادار به صحبت درباره احساس یا مشکلش کند، یقینا مقاومت از جانب مرد دو دلیل می‌تواند داشته باشد:
1- مرد چنین برخوردی را از سوی همسرش انتقاد و سرزنش برای خود تلقی می‌کند.
2- مرد تصور می‌کند که زنش او را فردی ناتوان شمرده و می‌خواهد راه‌حل بهتری به او ارائه نماید.
در واقع هدف زن، کمک به مرد برای رسیدن به احساسی بهتر می‌باشد. برای زن نصیحت کردن، نوعی ایجاد اعتماد و اطمینان در رابطه زناشویی است و به عنوان نشانه‌ای از ضعف و سستی مرد تلقی نمی‌شود.
بنابراین با توجه به آنچه گفته شد باید مردان اندکی در رفتارها و کردارهایشان، تامل و بازبینی نمایند.
بدون شک همه زنان دوست دارند که رابطه خوب و خوشایندی با مردان خود خلق کنند و بتوانند از آن لذت ببرند، نه این‌که خواستار پیدایش یک رابطه نامعقول و آزاردهنده باشند.
و کلام آخر این‌که:
اگر مردان در تنهایی خویش اندکی به عملکرد رفتاری خود، نگاهی بیندازند، پی خواهند برد که آنچه همسرانشان از آنان می‌خواهند دلیل بر این نیست که آنان دچار ایراد و یا اشکالی هستند. آگاهی داشتن و دانستن یک واقعیت در زندگی زناشویی برای مردان باید آنان را به این مرحله برساند که تداوم و ماندگاری یک رابطه زناشویی پایدار در کنار یکدیگر شکل خواهد گرفت و زن و مرد به عنوان یک زوج در سایه‌سار عشق، همدلی، محبت، وفاداری و صداقت به دور از هرگونه حسادت و انتقاد، خواهند توانست روزهایی سرشار از شادکامی و صمیمیت را با هم سپری سازند و خاطرات خوب با هم بودن در افکار و زندگیشان نقش ببندد و جاویدان بماند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

وقتی مردی یک خانم را بخواهد...


- وقتی مردی شما را بخواهد، هیچ چیز نمی تواند جلوی او را بگیرد.

- اگر شما را نخواهد، هیچ چیز نمی تواند نگهش دارد.

- دست از بهانه گیری برای یک مرد و رفتار او بردارید.

- هیچوقت خودتان را برای رابطه ای که ارزشش را ندارد تغییر ندهید.

- رفتار آرامتر همیشه بهتر است.

- قبل از اینکه بفهمید واقعاً چه چیز خوشحالتان می کند، با کسی ارتباط برقرار نکنید.

- اگر رابطه تان به این خاطر که مردتان آنطور که لیاقتش را دارید، با شما رفتار نمی کند، به اتمام رسید، هیچوقت سعی نکنید که با هم دو دوست معمولی باشید.

- یک دوست با دوست خود بدرفتاری نمی کند.

- پاگیر نشوید. اگر فکر می کنید که شما را در حالت تعلیق نگه داشته است، مطمئن باشید که حتماً اینکار را کرده است.

- هیچوقت به خاطر اینکه فکر می کنید گذر زمان ممکن است اوضاع را بهتر کند، در یک رابطه نمانید. ممکن است یکسال بعد به خاطر اینکار از خودتان عصبانی شوید، چون اوضاع هیچ تغییری نکرده است.

- تنها کسی که در رابطه می توانید کنترلش کنید، خودتان هستید.

- از مردانی که پیش از ازدواج تقاضای رابطه جنسی میکنند دوری گزینید.

- برای رفتاری که با شما دارد، حد و مرز بگذارید.

- اگر چیزی ناراحتتان می کند، حتماً با او درمیان بگذارید.

- هیچوقت اجازه ندهید، طرفتان همه چیزتان را بداند. ممکن است بعدها بر ضد شما از آن استفاده کند.

- شما نمی توانید رفتار هیچ مردی را تغییر دهید. تغییر از درون ناشی می شود.

- هیچوقت نگذارید احساس کند او از شما مهمتر است...حتی اگر تحصیلات یا شغل بهتری نسبت به شما داشته باشد. او را به یک بت تبدیل نکنید.

- او یک مرد است، نه چیزی بیشتر، و نه کمتر.

- اجازه ندهید مردی هویت و وجود شما را توصیف کند.

- هیچوقت مرد کس دیگری را هم قرض نگیرید.

- اگر به کس دیگری خیانت کرد، مطمئن باشید که به شما هم خیانت خواهد کرد.

- مردها طوری با شما رفتار می کنند که خودتان اجازه می دهید رفتار کنند.

- همه مردها بد نیستند.

- نباید فقط شما همیشه انعطاف از خودتان نشان دهید...هر مصالحه ای دو جانبه است.

- بین از دست رفتن یک رابطه و شروع یک رابطه جدید، به زمانی برای ترمیم و التیام نیاز دارید....قبل از شروع کردن یک رابطه تازه، مسائل قبلیتان را باید به کل فراموش کنید.
- هیچوقت نباید دنبال کسی باشید که مکمل شما باشد. یک رابطه از دو فرد کامل تشکیل می شود. دنبال کسی باشید که مشابهتان باشد نه مکملتان.

- شروع رابطه و قرار ملاقات با اشخاص مختلف جهت یافتن بهترین فرد خوب است. نیازی نیست که با هر کس که دوست می شوید همان فرد موردنظر شما برای ازدواج باشد.

- کاری کنید که بعضی وقت ها دلش برایتان تنگ شود. وقتی مردی همیشه بداند که کجا هستید و همیشه در دسترسش باشید، کم کم نادیده تان می گیرد.

- هیچوقت به مردی که همه آن چیزهایی که از رابطه می خواهید را به شما نمی دهد، به طور کامل متعهد نشوید.

می گویند یک دقیقه طول می کشد که یک فرد خاص را پیدا کنید، یک ساعت طول می کشد که او را تحسین کنید، یک روز تا دوستش بدارید و یک عمر تا فراموشش کنید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

شاگردی از استادش پرسید: ” عشق چیست؟ “

استاد در جواب گفت: ” به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی! “
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: “چه آوردی؟ “
و شاگرد با حسرت جواب داد: ” هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم .”
استاد گفت: ” عشق یعنی همین! “
ریشهٔ واژه

در گذشته پنداشته می‌شد که واژهٔ عشق ریشهٔ عربی دارد. ولی عربی و عبری هر دو از خانواده‌ٔ زبان‌های سامی‌اند، و واژه‌های ریشه‌دار سامی هماره در هر دو زبان عربی و عبری با معنی‌های همانند برگرفته می‌شوند. و شگفت است که واژهٔ «عشق» همتای عبری ندارد و واژه‌ای که در عبری برای عشق به کار می‌رود اَحَو (ahav) است که با عربی حَبَّ (habba) خویشاوندی دارد. ولی دیدگاه جدید پژوهشگران این است که واژهٔ «عشق» از iška اوستایی[۲] به معنی خواست، خواهش، گرایش ریشه می‌گیرد که آن نیز با واژهٔ اوستایی iš به معنی «خواستن، گراییدن، آرزو کردن، جست‌وجو کردن» پیوند دارد. هم‌چنین، به گواهی شادروان فره‌وشی، این واژه در فارسی میانه به شکلِ išt به معنی خواهش، گرایش، دارایی و توان‌گری، خواسته و داراک باز مانده‌است. خود واژه‌های اوستایی و سنسکریت نام برده شده در بالا از ریشهٔ هند و اروپایی(زبان آریاییان) نخستین یعنی ais به معنی خواستن، میل داشتن، جُستن می‌آید که ریخت نامی آن aisskā به چم خواست، گرایش، جست‌وجو است. گذشته از اوستایی و سنسکریت، در چند زبان دیگر نیز برگرفته‌هایی از واژهٔ هند و اروپایی نخستین ais بازمانده‌است.[۳] در عربی امروز نیز واژهٔ عشق کاربرد بسیاری ندارد و بیش‌تر حَبَّ (habba) و برگرفته‌های آن به کار می‌روند مانند: حب، حبیب، حبیبه، محبوب و دیگرها. فردوسی نیز که برای پاس‌داری از زبان فارسی از به کار بردن واژه‌های عربی آگاهانه و کوش‌مندانه خودداری می‌کند ولی واژهٔ عشق را به آسانی و باانگیزه به کار می‌برد و با آن که آزادی سرایش به او توانایی می‌دهد که واژهٔ دیگری را جای‌گزین عشق کند، واژهٔ حُب را به کار نمیبرد.


بررسی معنی

اگر چه تعریف دقیق کلمه «عشق» کار بسیار سختی است و مستلزم بحث‌های طولانی و دقیق است، اما جنبه‌های گوناگون آن را می‌توان از طریق بررسی چیزهایی که «عشق» یا عاشقانه «نیستند» تشریح کرد. عشق به عنوان یک احساس مثبت (وشکل بسیار قوی «دوست داشتن») معمولا درنقطه مقابل تنفر (یا بی احساسی محض) قرار می‌گیرد و در صورتی که درآن عامل میل جنسی کمرنگ باشد و یک شکل خالص و محض رابطه رمانتیک را متضمن باشد، با کلمه شهوت قابل قیاس است؛ عشق در صورتی که یک رابطه بین فرد ودیگر افراد را توصیف کند که درآن زمزمه‌های رمانتیک زیادی وجود دارد در مقابل دوستی و رفاقت قرار می‌گیرد ؛ با وجودآنکه در برخی از تعاریف «عشق» بروجود رابطه دوستانه بین دو نفر در بافت‌های خاص تاکید دارد.

کاراکتر چینی سنتی به مفهوم عشق (愛) که از یک قلب (در وسط) تشکیل شده که حاوی «کشس»، «احساس» یا «تفاهم» است و یک احساس با ارزش را تداعی می‌کند.

«عشق» در معنای عام خود بیشتر به وجود رابطه دوستانه بین دونفر دلالت دارد. عشق معمولا نوعی توجه واهمیت دادن به یک شخص یا شیء است که حتی گاهی این عشق محدود به خود نمی‌ شود (مفهوم خودشیفتگی ). با این وجود در مورد مفهوم عشق نظرات متفاوتی وجود دارد. عده‌ای وجود عشق را نفی می‌کنند. عده‌ای هم آنرا یک مفهوم انتزاعی جدید می‌دانند و تاریخ «ورود» این واژه به زبان انسان‌ها و در واقع اختراع آن را طی قرون وسطی یا اندکی پس از آن می‌دانند که این نظر با گنجینه باستانی موجود در زمینه عشق و شاعری در تضاد است. (شعر عاشقانه باستان). عده دیگری هم می‌گویند که عشق وجود دارد و یک مفهوم انتزاعی هم نیست، اما نمی‌توان آن را تعریف کرد و درواقع کمیتی معنوی و متافیزیک است. برخی از روانشناسان اعتقاد دارند که عشق عمل به عاریه سپردن «مرزهای خودی» یا «حب نفس » به دیگران است. عده‌ای هم سعی دارند عشق را از طریق جلوه‌های آن در زندگی امروزی تعریف نمایند. تفاوت‌های فرهنگی میان کشورها و اقوام مختلف امکان دستیابی به یک معنای عمومی و فراگیر درمورد کلمه عشق را تقریبا ناممکن ساخته‌است. در توصیف کلمه عشق ممکن است عشق به یک نفس یا عقیده ، عشق به یک قانون یا موسسه، عشق به جسم (بدن)، عشق به طبیعت، عشق به غذا، عشق به پول، عشق به آموختن، عشق به قدرت، عشق به شهوت، و یا عشق به انواع مفاهیم دیگر مد نظر باشد و افراد مختلف برای افراد و چیزهای مختلف درجه دوست داشتن متفاوتی را بروز می‌دهند. عشق مفهومی انتزاعی است که تجربه کردن آن بسیار ساده تر از توصیفش است. به علت پیچیدگی مفهوم عشق و انتزاعی بودن آن معمولا بحث درمورد آن به کلیشه‌های ذهنی خلاصه می‌شود ودرمورد این کلمه ضرب المثل ‌های زیادی وجود دارد، از گفته ویرجیل یعنی «عشق همه جا را تسخیر میکند» گرفته تا آواز گروه بیتلز یعنی «همه چیزی که به آن احتیاج داری عشق است». برتراند راسل عشق را یک «ارزش مطلق» می‌داند که دربرابر ارزش نسبی قرار دارد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

همیشه شنیدن حرف های کودکانه برای بزرگترها شیرین و سرگرم کننده بوده، اما گاهی هم شده که با شنیدن سخنی از کودکی یادآور این ضرب المثل شده ایم که سخن راست را باید از بچه ها شنید! ، گروه متخصص و محققی در یک تحقیق سوالی را از گروهی کودک خردسال پرسیده بودند که پاسخهایی که بچه ها دادند عمیق ترو متفکرانه تر از تصورات بود،سوال این بود...

معنی عشق چیست؟

*. وقتی کسی شما رو دوست داره ، اسم شما رو متفاوت از بقیه می گه . وقتی اون شما رو صدا می کنه احساس می کنی که اسمت از جای مطمئنی به زبون آورده شده. بیلی - 4 ساله

*. مادر بزرگ من از وقتی آرتروز گرفته نمی تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک بزنه پدر بزرگم همیشه این کار رو براش می کنه حتی حالا که دستهاش ارتروز گرفتن ، این عشقه. زبکا - 8 ساله

*. عشق موقعیکه دختره عطر می زنه و پسره هم ادکلون، و دو تایی می رن بیرون تا همدیگر رو بو کنن. کارل -5 ساله

*.عشق وقتیه که شما برای غذا خوردن می رین بیرون و بیشتر سیب زمینی سرخ شده خودتون رو می دهید به دوستتون بدون اینکه از اون انتظار داشته باشید که کمی از غذای خودشو بده به شما. کریستی - 6 ساله

*. عشق یعنی وقتی که مامان من برای بابام قهوه درست می کنه و قبل از اینکه بدش به بابا امتحانش می کنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه. دنی - 7 ساله

*. عشق اون چیزیه که لبخند رو وقتی که خسته ای به لبت میاره . تری - 4 ساله

*. عشق وقتیه که شما همش همدیگه رو می بوسید بعد وقتی از بوسیدن خسته شدید هنوز دوست دارید با هم باشید پس بیشتر با هم حرف می زنید. مامان و بابای من دقیقا اینجورین. امیلی - 8 ساله

*. عشق همون باز کردن کادوهای کریسمسه به شرطی که یه لحظه دست نگه داری و فقط با دقت گوش کنی. بابی - 7 ساله

*. اگه می خواهی دوست داشتن رو بهتر یاد بگیری ، باید از دوستی که بیشتر از همه ازش متنفری شروع کنی. نیکا 7 - ساله

*. عشق اون موقعس که تو به پسره می گی که از تی شرتش خوشت اومده ، بعد اون هر روز می پوشتش. نوئل - 7 ساله

*. عشق مثل یه پیرزن کوچولو و یه پیرمرد کوچولو می مونه که هنوز با هم دوست هستن حتی بعد از اینکه همدیگر رو خیلی خوب می شناسن. تامی - 6 ساله

*. موقع تکنوازی پیانو ، من تنهایی روی سن بودم و خیلی هم ترسیده بودم . به تمام مردمی که منو نگاه می کردن نگاه کردم و بابام رو دیدم که وول می خوره و لبخند می زد اون تنها کسی بود که این کار رو می کرد. من دیگه نترسیدم. کیندی 8 - ساله

*.مامانم منو بیشتر از هر کس دیگه ای دوست داره چون هیچ کس دیگه ای شبها منو نمی بوسه تا خوابم ببره. کلر - 6 ساله

*.عشق اون موقعی هست که مامان بهترین تیکه مرغ رو میده به بابا. الین - 5 ساله

*.عشق زمانیه که مامان، بابا رو خندان می بینه و بهش میگه که هنوز هم از رابرت ردفورد خوش تیپ تره. کریس - 7 ساله

*.عشق وقتیه که سگت می پره بقلت و صورتت رو لیس می زنه حتی اگر تمام روز تو خونه تنهاش گذاشته باشی. مری آن- 4 ساله

*.می دونم که خواهر بزرگترم منو خیلی دوست داره بخاطر اینکه تمام لباسهای قدیمی خودشو می ده به من و خودش مجبور می شه بره بیرون تا لباسهای جدید بگیره. لورن - 4 ساله

*.وقتی شما کسی رو دوست دارید موقع حرکت از مژه هاتون ستاره های کوچولویی خارج می شن. کارل - 7 ساله

*.دوست داشتن اون وقتی هست که مامان صدای بابا رو موقع دستشویی می شنود ولی بنظرش چندش آور نمیآد. مارک - 6 ساله

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

کمی به من گوش بده


در بسیاری از موارد اگر همسران واقعاً به یکدیگر گوش دهند رابطه ی خوبی با یکدیگر خواهند داشت ولی حیف که با نادیده گرفتن نظرات یکدیگر ، بسیار سریع رابطه شان به بن بست کشیده می شود.

البته تمام همسران حرف‌های یکدیگر را می‌شنوند پس چرا باز هم از نیات و تفکرات و خواسته‌های یکدیگر بی‌اطلاعند؟

زیرا گوش کردن به همسرتان را نیاموخته‌اید. برای اثبات این موضوع باید ذکر کنیم که وقتی همسرتان مشغول صحبت با شماست آیا در مورد جزئیات بیشتر از او سوال می‌پرسید یا اینکه او را نگاه می‌کنید و بعضاً سری هم تکان می‌دهید، اما فکرتان مشغول مطلب دیگری است؟

بسیاری از ما وقتی در حال گوش کردن به صحبت‌های طرف مقابل هستیم در اوایل صحبت او نتیجه‌گیری و قضاوت می‌کنیم و حتی پاسخ را می‌دهیم. در صورتی که در بسیاری موارد منظور اصلی طرف مقابل را به‌خوبی درک نکرده‌ایم.
برای رسیدن به نتیجه ی بهتر پیشنهادی به شما ارائه می‌کنیم:

وقتی همسرتان مشغول صحبت راجع به موضوعی است که شما کاملاً با آن مخالف هستید، بهترین کار این است که صحبتش را قطع نکنید بلکه تا اتمام جریان سکوت اختیار کرده و با آرامش به او گوش دهید.

سپس کاغذی بردارید و تمام نکاتی را که در مورد آن بحث شده به‌طور خلاصه بنویسید. سپس آنچه را نوشته‌اید بخوانید و به تمامی کلمات دقت کنید.

در این مرحله منظور خود را بیان کنید. از همسرتان بخواهید که به نقطه نظرات شما گوش بدهد و سپس هردو در مورد مطالب بیان شده از جانب دیگری فکر کنید. چند دقیقه سکوت کنید و نهایتاً در مورد احساستان و آنچه برایتان مهم است با دیگری صحبت نمایید. مسائل پیش‌پا افتاده را حذف کرده و در مورد اولویت‌های بحث به توافق برسید. قطعاً نکات مشترکی میان شما وجود خواهد داشت که منجر به مصالحه و رضایت شود.

وقتی از دست همسرتان عصبانی می‌شوید :


گاهی اوقات با تمام تلاشی که می‌کنید باز هم احساس عصبانیت و خشم می‌کنید.

این احساس در روابط اجتماعی بسیار طبیعی است. به ویژه وقتی احساس می‌کنید که قربانی رفتار دیگری شده‌اید و حقوق حقه و طبیعی شما زیرپا گذاشته می‌شود. حتی در برخی شرایط نیز احساس می‌کنید که نظر شما هیچ ارزشی برای همسرتان ندارد و فقط به حرف‌ها و خواسته‌های خود اهمیت می‌دهد.

حتی در برخی موارد ممکن است احساس کنید شریک زندگیتان هزینه ی زندگی و حتی هزینه‌های شخصی خود را آن‌طور که خودش صلاح بداند صرف می‌کند و نظرات شما را نادیده می‌گیرد.

بهترین کار در چنین مواردی این است که در یک فرصت مناسب زمانی را با همسرتان خلوت کنید و رودرروی هم در یک فضای آرام نشسته راجع به رفتار و یا رفتار وی با او صحبت کنید.

اما نکته ی مهم این است که در این گفتگو نباید موضوع را به نحوی طرح کنید که انگار قصد مقصر جلوه دادن او و یا متهم کردن وی را دارید.

بلکه می‌توانید به او بگویید که از رفتار و گفتارهایش در زمان‌های مختلف چه احساسی پیدا کرده‌اید.

در این موارد از او بپرسید که منظور او از انجام اعمال یا مطرح کردن گفته‌های خاص چه بوده زیرا ممکن است او با طرز فکر خاص خود عمل کرده و اصلاً آگاه نبوده که در حال ناراحت ساختن شماست.
به او بگویید که قصدتان اصلاح رابطه است و گرنه نمی‌خواهید او را مقصر جلوه دهید. حتی اگر از کاری یا حرفی نیز رنجیده‌اید باز هم همسرتان را دوست دارید و نگران سست شدن رابطه هستید. پس از او بخواهید با شما همکاری کند تا رابطه‌تان بهتر و صمیمانه‌تر پیش رود تا هر دو احساس رضایت بیشتری نمایید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

شنیدن ندای درونی 'طبیعی' است...

روانشناسان می گویند اگر شما آواهایی خیالی می شنوید که شما را خطاب قرار می دهند، نگران نشوید؛ زیرا امری شایع و طبیعی است.

پژوهشگران دانشگاه منچستر می گویند برخلاف یک باور قدیمی شنیدن صدایی خیالی در سر، نشانه ای از بیماری روانی نیست.

در واقع بسیاری از کسانی که چنین آواهایی را می شنوند در جستجوی درمان برنمی آیند و می گویند

که این آواها تاثیر مثبتی در زندگی شان داشته و احساس آرامش یا الهام به آنها می دهد.

تفاوت های فردی

آیلیش کمپبل پژوهشگر روانشناسی در این باره می گوید: ''ما می دانیم که بسیاری از مردم آواهای خیالی می شنوند

ولی هرگز درصدد مراجعه به متخصصان بهداشت روانی برنمی آیند.''

برخی از کسانی که چنین صداهایی را شنیده اند می گویند که انگار کسی شما را به نام صدا کرده است.

برخی از مردم همچنین می گویند هنگامی چنین صداهایی را می شنوند که گویی افکاری از خارج وارد سرشان می شود

و گاه این صدا خود وارد گفتگو با فرد می شود.

پژوهشگران دانشگاه منچستر می خواهند در این باره تحقیق کنند که چرا برخی از مردم با دیدی مثبت به این آواها می نگرند

و برخی دیگر وحشت زده شده و درجستجوی کمک برمی آیند.

خانم کمپبل می گوید: ''به نظر نمی رسد که شنیدن چنین آواهایی به خودی خود مشکل زا باشد.

آن چه مهم تر به نظر می رسد چگونگی تلقی افراد از این صدا ها است.''

وی می گوید عواملی چون تجارب زندگی و اعتقادات ممکن است در این امر موثر باشد.

مضمون آواها

این روانشناس می گوید: ''اگر فرد در حال رویارویی با یک ضربه روانی باشد یا خودش را آسیب پذیر یا در معرض پرخاشجویی دیگران بیابد ممکن است

این آواها را مخرب، خصومت آمیز و غلبه گر بیابد.

اگر فرد برداشت منفی نسبت به این آواها داشته باشد وآن را نشانه بیماری روانی بداند، دچار مشکلات بیشتری خواهد شد.

دکتر کمپبل، روانشناس

در همین حال وی می گوید که کسانی که تجارب مثبت بیشتری در زندگی داشته اند و بینش بهتری نسبت

به خود و دیگران دارند بیشتر از این آواها استقبال می کنند.

تحقیقات پیشین نشان داده بود، اغلب کسانی که چنین آواهایی می شنیدند کودکی دهشت باری داشته اند.

دکتر کمپبل هشدار می دهد گاهی فرد تصور کند که شنیدن این صداها نشانه بیماری روانی است

و از صحبت کردن در این باره با دیگران خود داری می کند که در این صورت بیشتر هراسان خواهد شد.

پرفسور ماریوس روم مدیر موسسه ای به نام ندای درونی، می گوید: ''به دلیل سوء تفاهم و وحشتی که در جامعه و مفاهیم روانپزشکی

در باره شنیدن آواهای درونی وجود دارد، مردم عموما از آن به عنوان نشانه ای از بیماری یاد می کنند

که باید از شر آن خلاص شد و به این ترتیب محتوا و معنای تجربه این آوا کمتر مورد بحث قرار گرفته است.''

وی می گوید تحقیقات آنها نشان می دهد هفتاد درصد کسانی که این صداها را شنیده اند گفته اند که

یک رخداد دهشت زا را در زندگی شان تجربه کرده اند که زمینه ساز پدیداری این آواها شده اند.

به این ترتیب وی معتقد است گفتمان در باره این آواها و برجستگی پیامی که برای فرد در خود نهفته دارد از اهمیت بسیاری برخوردار است

و می تواند از اظطراب و انزوای فرد بکاهد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

برخی عرفا می گویند ما هفت بدن داریم. بدن فیزیکی یعنی همین که قابل مشاهده است اولین بدن ماست. اما بدن دوم به بعد را با چشم ظاهر نمی توانی ببینی بلکه یک حس شهودی لازم است تا آن را باور کنی. در بدن دوم احساسات و عواطف ما شکل می گیرند. اگر تو عاشقی و اگر متنفری از امکان بالقوه بدن دوم استفاده کرده ای. این حالات شرایطی هستند که از استعداد طبیعی بدن دوم ناشی می شوند. سرچشمهٔ انرژی عشق و تنفر یکی است و این دو با هم هستند. این که چرا از یک فرد به خصوص خوشتان می آید و از فرد دیگری متنفر می شوید تفاوت آنها در طبیعت ارتعاشات آنهاست. در مرحله از رشد معنوی تو سعی می کنی از جهت های متضاد فراترروید و این را از دیدگاه دیگری هم می توان بررسی کرد.
برخی ذهن را به دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه تقسیم کرده اند و بودا آن را به ۳۶۰ بخش تقسیم کرده. احساسی که نسبت به دیگران داریم به هر دو بخش مربوط می شود یعنی گاهی با دیدن رفتارها و یا شنیدن حرف های یک نفر از او بدمان می آید و گاهی بدون داشتن دلیل واضح و مشخصی از کسی بدمان می آید و این حس از ناخودآگاه ما می آید. بخشی ا زذهن که حد و مرزی ندارد و در مقایسه با بخش آگاه مثل جنگل در برابر باغچه است.
بخش ناخودآگاه جایی است که اگر بتوانی به آن دست یابی به کمال خواهی رسید. وقتی از کسی بدت می آید از او فرار نکن تو می توانی به او فکر کنی و به دلایلی که باعث تنفرت شده بیاندیشی. این حس را سرکوب نکن فقط به آن فکر کن حتی تظاهر نکن که متنفر نیستی با آن مواجه شو و درکش کن.
●اگر حس تنفر نداشتیم
اگر حس تنفر نبود شما هر غذایی را می خوردید حتی غذاهای فاسد شده و گندیده. شما حسی نداشتید که شما را باخبر کند.
اگر حس تنفر نبود شما هر آبی را می نوشیدید چه آن آب تصفیه بود چه آب یک لجن زار. اگر حس تنفر نبود برایتان فرقی نمی کرد که کیسهٔ‌ زباله را هر شب بیرون بگذارید،‌ چون حس بدی به شما دست نمی داد. اگر حس تنفر نبود برایتان فرقی نمی کرد حمام بروید یا نه. شما از کثیفی بدتان می آید و برای همین به حمام می روید. شما هرگز لباسهایتان را عوض نمی کردید. سرتان را شانه نمی زدید، اتو نمی کردید چون حسی نداشتید که به شما بگوید مرز زیبایی و زشتی، عشق و تنفر کجاست؟
وجود این جفت متضاد باعث می شود که هر دو را درک کنیم.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

در این مقاله سعی می‌شود برخی از مشکل‌های عشق‌های زودگذر و سطحی بیان شود تا دست‌کم افرادی که گرفتار چنین عشق‌هایی شده‌اند ، با بررسی این نکته‌ها ، نگاه عمیق‌تر و عاقلانه‌تری به موضوع ازدواج داشته باشند:

چهره‌های تکراری:
عشق‌های زودگذر وجود دارد ، چهره و ظاهر فرد مقابل است. آنان شیفته‌ی زیبایی ظاهرهم می‌شوند
‌یکی از جذابیت‌هایی که در و با گفتن کلمه‌های عاطفی و عاشقانه ، تظاهر به علاقه‌مندی به خصلت‌های ارزشی یکدیگر می‌کنند اما بعد از گذشت مدتی از ازدواج ، با فروکش کردن هیجان‌های کاذب‌‌ از درون ، به سراغ ارزش‌های فرد مقابل می‌روند چرا‌که در این زمان ، چهر‌ه‌ی او دیگر عادی و شاید هم تکراری شده است و اکنون ویژگی‌های درونی و معنوی همسر برای‌شان مهم و جدی گشته و در صورتی‌که با نظام ارزشیِ مورد قبول آنان سازگار نباشد ،‌ شروع به بهانه‌گیری و پرخاشگری می‌کنند و زندگی را تبدیل به جهنمی سوزان و پراضطراب می‌نمایند.
‌سوء‌ظن‌های مکرر:

از آسیب‌های بسیار جدی عشق‌های زودگذری که منجر به ازدواج می‌شود ‌، سوء‌ظن‌های مکرر در زندگی زناشویی ‌می‌باشد. افرادی که به‌راحتی با یک لبخند و یا با یک گفت‌وگوی ساده در یک میهمانی و بدون هیچ پشتوانه‌ی منطقی ، دل به هم می‌سپارند ،‌ پس از زمانی اندک بعد از ازدواج ، دچار تردید می‌شوند که چنین فردی‌که به این راحتی با من بنای دوستی و محبت را گذاشت ، ممکن است با فرد دیگری هم چنین بوده باشد و یا در آینده‌ای نزدیک ، چنین رابطه‌ای را با دیگری داشته باشد. بنابراین ، مدام دچار تردید و بدبینی نسبت به همسر شده و همیشه به دیده‌ی یک متهم به او ‌می‌نگرد و همین سوء‌ظن‌های مکرر ، زندگی را آشفته و دچار بحران می‌کند. هر چه‌قدر یک خانم در ارتباط‌ها و محاوراتش با مردان غریبه ، راحت‌تر باشد ، به همان میزان ، ارزش و قیمتش ‌نزد آنان پایین‌تر می‌آید و فقط زیبایی‌های ظاهری آن زن برای آنان جلب توجه می‌کند و جوهر وجودی و ارزشی آن زن ، مورد بی‌مهری قرار‌می‌گیرد.
‌عدم پشتوانه‌ی خانواده‌:

یکی از معضل‌های بیش‌تر زوج‌هایی که با عشق‌های خیابانی ، زندگی مشترک‌ خود را آغاز می‌کنند ‌، عدم حمایت خانواده‌های‌شان می‌باشد. پدر و مادر که سال‌ها فرزندان را در چتر حمایتی خود قرارداده‌اند و آرزوی یک زندگی خوب را برای فرزندان‌شان داشته‌اند ، ناگهان ‌‌با انتخابی از طرف فرزندشان مواجه می‌شوند که شاید به هیچ‌وجه تناسبی با خانواده‌ی آنان نداشته باشد. بنابراین ، تنها با اصرار و پا‌فشاری فرزندشان ، تن به رضایت به ‌این ازدواج می‌دهند و گاهی هم هیچ‌و‌قت چنین ازدواجی را حتی به‌ظاهر ، تأیید نمی‌کنند.
چنین زوج‌هایی که مورد حمایت مادی و معنوی خانواده قرار‌نمی‌گیرند ‌، به‌طور معمول ، بعد از زمان کوتاهی از زندگی مشترک ، دچار طوفان‌های شدیدی در عرصه‌ی زندگی می‌شوند و چون تکیه‌گاه محکمی ندارند ، گاهی بادبان‌های کشتی زندگی‌شان در این بحران‌ها می‌شکند و بازسازی این بادبان شکسته ، شاید بسیار سخت و گاهی هم غیر‌ممکن باشد.

‌کاهش احساس‌های عاشقانه:

زوج‌هایی که با عشقی کاذب و بدون منطق ، زندگی مشترک خود را آغاز می‌کنند ، به دلیل طغیان بی‌اساس احساس‌‌های‌‌شان در ابراز علاقه در ابتدای آشنایی ، پس از ازدواج ، به‌طور طبیعی این معاشقه و فوران احساس‌ها، رو به تنزل می‌رود و این در حالی‌ست که انتظارها و توقع‌های گذشته هم‌چنان باقی‌ست و در این شرایط ، طرفین احساس‌های خود را با قبل از ازدواج مقایسه کرده و دچار تناقض می‌شوند و چنین برداشت می‌کنند که طرف مقابل ، تمام آن‌چه را که در گذشته بیان داشته ، دروغ گفته است. در زندگی منطقی، این نکته قابل توجه است که زوجین هر روز نسبت به یکدیگر عاشق‌تر می‌شوند و حرارت احساس‌ها و عواطف‌شان نسبت به هم بیش‌تر و عاشقانه‌تر می‌شود ‌، در صورتی‌که در زندگی غیر‌منطقی ، زندگی روز‌به‌روز غیر‌قابل‌ تحمل‌تر می‌شود و زن و شوهر از یکدیگر دورتر می‌شوند.

‌به‌راحتی دل داده و به راحتی دل از دست می‌دهند:

ازدواج‌های بی‌منطقی که بر پایه‌ی تدبیر بنا نشده و زوجین به‌راحتی به یکدیگر دل می‌سپارند و مسیر مشترک یک زندگی را آغاز می‌کنند ، بعد از گذشت مدتی ، دچار بحران‌های شدید عاطفی ، روحی و خانوادگی می‌شوند. آنان تازه به سراغ ارزش‌ها می‌روند و متوجه می‌شوند اصول مهمی در زندگی هست که می‌بایست در طرف مقابل وجود داشته باشد و اکنون همسرشان فاقد آن‌هاست. این‌گونه افراد به‌طور معمول بدون هیچ منطقی ، ساز جدایی را سر می‌دهند و به‌راحتی دم از طلاق‌ می‌زنند. آنان که در فاصله‌ای نه چندان دور، به‌راحتی دل به محبوب‌شان دادند ، اینک نیز به‌ همان راحتی از او می‌گذرند و عشق خویش را در جایی دیگر جست‌وجو و به‌سادگی ، یک زندگی مشترک را نابود می‌کنند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

از سال ۱۹۹۵ تاکنون تحقیقات زیادی در زمینه ادراک عاطفی و روابط زناشوئی صورت گرفته که نتایج آن به‌شرح زیر هستند:
۱) ازدواج و زندگی زناشوئی یک پدیده سرشار از عاطفه است.
۲) در ازدواج‌هائی که در آنها زوجین با یکدیگر در تعارض و تضاد باشند، برانگیختگی‌های هیجانی زیادتری دیده می‌شود. به‌عبارت دیگر، بیشتر تعارض‌ها و اختلافات بین زوجین به‌دلیل برانگیختگی‌های هیجانی صورت می‌گیرد.
۳) افراد در توانائی‌ دریافت و تشخیص دقیق عواطف خود و دیگران با یکدیگر تفاوت دارند. مثلاً بعضی از زوج‌ها آشکارا نسبت به علایم هیجانی همسرشان بی‌توجه هستند و آنها را نادیده می‌گیرند. با آمادگی سوءتعبیر و عدم تشخیص صحیح این عواطف را دارند. مثلاً حالت غمناکی یا اندوه همسر خود را به‌عنوان عصبانیت و خشم تفسیر می‌کنند.
۴) انسان‌ها دارای تفاوت‌های قابل توجهی در توانائی‌ ابراز صریح عواطف خود هستند. مثلاً برخی از زوج‌ها عادت دارند پیام‌های هیجانی مبهم و گیج‌کننده‌ای به طرف مقابل خود بدهند (همزمان، هم می‌خندند و هم اخم می‌کنند) پژوهشگران دریافته‌اند که ارتباط باثبات و معناداری بین تفاوت‌های فردی در توانائی ابراز دقیق و صحیح عواطف و تشخیص آنها با شادی‌های زندگی و روابط زناشوئی مطلوب وجود دارد.
۵) زوج‌های خرسند در مقایسه با زوج‌هائی که رابطه زناشوئی و هیجانی خوبی با هم ندارند، احساس همدلی بیشتری به‌هم نشان داده و نسبت به احساسات یکدیگر حساسیت بیشتری به خرج می‌دهند.
۶) زوج‌های ناراضی از زندگی زناشوئی، در عکس‌العمل به رفتار نامناسب همسرشان مقابله به مثل می‌کنند.
۷) زنان بهتر از مردان در ابراز دقیق عواطف و تشخیص آنها عمل می‌نمایند. برای مثال وقتی که یک زن پیام هیجانی مثبتی به شوهرش می‌دهد، احتمالاً از علایم غیرکلامی بدنی (مثل لبخند زدن) و از یک لحن صمیمانه در هنگام سخن گفتن استفاده می‌کند. از طرف دیگر، مردان تمایل به استفاده از پیام‌ها مبهم و مختلط (ترکیبی) دارند. برای مثال نگامی‌که مردی می‌خواهد پیام هیجانی مثبتی به همسرش بدهد، این پیام، هم همراه با خنده است و هم همراه با علایم بالقوهٔ تهدیدکننده‌ای چون حرکات ابرو یا چشم.
۸) ناتوانی مردان در تشخیص و ابراز دقیق عواطف، علت مهم و اساسی ازدواج‌های ناموفق است. برا مثال، دربرانگیختگی‌های هیجانی بالا در طول کشمکش‌های زناشوئی (که از طریق اندازه‌گیری علایم فیزیولوژیکی مثل ضربان قلب یا فشار خون مشخص می‌شود) مردانی که از زندگی زناشوئی خود راضی نیستند و با همسران خود اختلاف دارند، علایمی از گوشه‌گیری یا انزوای هیجانی و بی‌عاطفگی خود نشان می‌دهند، که روانشناسان آن را ”حصار زندگی“ می‌نامند.
۹) زوج‌های شاد و خوشبخت نسبت به زوج‌های ناسازگار، هم در اظهار و ابراز عواطف و هم در استنباط، تشخیص و دریافت عواطف، عملکرد بهتری از خود نشان می‌دهند.
۱۰) برخی از مردان احساس می‌کنند که همزمان از دو طرف مورد تهدید واقع می‌شوند: یکی از طرف موقعیت‌هائی که قادر به کنترل آنها نیستند و یکی هم از سوی عواطف ناخوشایند و منفی، همچون اضطراب و اندوه که به‌وسیله این موقعیت‌ها ایجاد می‌شوند. این مردان هنگامی‌که احساس آسیب‌پذیری ناتوانی می‌کنند، عصبانی می‌شوند و مایل به تجربه حالت‌های هیجانی‌اند تا از آن طریق احساس کنند قادر به کنترل موقعیت هستند.
۱۱) در تعامل‌های پر از تنش و تعارض زندگی زناشوئی، حتی شوهرانی که بسیار مقاوم و شکیبا هستند، احساس در هم شکسته شدن می‌کنند و در مقابل علایم جسمانی و منفی شدیدی همچون انقباضات و دردهای معده، افزایش ضربان قلب، تعریف کف دست، سردرد، احساس ناتوانی، اضطراب و دستپاچگی می‌کنند. در چنین شرایطی، مردان ممکن است به‌صورت خودکار و غیرارادی دچار خشم شوند. روی هم رفته و براساس یافته‌های مطالعات انجام شده بر روی تعامل‌های زندگی زناشوئی، فرض می‌شود که اگر زوجین از عواطف همسرانشان آگاه شوند و بتوانند عواطفش را به‌صورت واضح و آشکار ابراز نمایند، زندگی بهتری خواهند داشت. برای این‌کار لازم است تا نسبت به علل، جوانب و پیامدهای عواطفشان بر زندگی زناشوئی آگاهی یابند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

از ابراز علاقه به همسرتان خجالت نکشید

اوایل زندگی ، آنقدر به من علاقه داشت که حتی حاضر نبود ، بدون من غذا بخورد ، علاقه همسرم به حدی بود که روزی چند بار از محل کارش با من تماس می گرفت . نکات فوق ، نمونه ای از جملاتی است که بارها از مراجعان شنیده می شود . آیا شما هم فکر می کنید علاقه همسرتان کم شده است ؟ یکی از مواردی که موجب بروز آسیب های جدی در ارتباط زوج ها می شود ، این است که یکی از آنها ، یا حتی هر دو طرف ، احساس می کنند . همسرشان به آنها بی توجه شده یا علاقه اش کاهش یافته است. فردی که چنین تصوری دارد ، احساس بی ارزشی می کند ، یا حتی احساس امنیت خود را نسبت به زندگی مشترک از دست می دهد . این احساس ، زمانی نقش تخریبی بیشتری پیدا می کند که زن یا شوهری که این نگرش را دارد ، سعی کند رفتار فرد مقابل را با بی توجهی جُُُُُُُُُُُُُُُُبران کند . بسیاری از افرادی که به همسر خود بی توجهی می کنند ، دلیل رفتاشان را گرفتاری های روزمره ذکر می کنند ، در حالی که اگر ما بدانیم ایجاد ارتباط رضایت بخش با همسر ، موجب می شود در مقابله با مشکلات نیز قدرت بیشتری داشته باشیم ، هر گز محبت خود را از او دریغ نخواهیم کرد .
در ادامه ، ذکر این نکته بایسته است که ابراز علاقه در هر دوره ، شکلی متفاوت می یابد . به زبان دیگر ، شاید همسرشما هنوز به شما ابراز علاقه می کند ، ولی شکل آن با گذشته متفاوت شده است . مثلاٌ شاید زمانی که امکان آن فراهم بود ، هر هفته با یکدیگر به تئاتر می رفتید ، ولی شاید امروز دوست دارد با شما بیشتر صحبت کند از سوی دیگر ، یکی از اشتباهات رایج به ویژه در میان زوجهای جوان این است که رفتارهایی را ابتدای ازدواج انجام می دهند که امکان ادامه آن وجود ندارد ؛ مثلاً وقتی شما و همسرتان با هم در یک ظرف غذا می خورید و این را نشانه عشق به یکدیگر می دانید ، مطمئن باشید این رفتار را در آینده ای نه چندان دور باید ترک گویید ، یا اگر چند بار در روز با همسرتان تماس می گیرید ، ممکن است در وضعیتی قرار گیرید که امکان ادامه این عمل وجود نداشته باشد .
در این حالات ، مشکل از آنجا شروع می شود که زن یا شوهر ، ترک این رفتار را به حساب کم علاقه شدن همسر خود بگذارند.
بنابراین ، توصیه می شود حتماً رفتارهایی را انجام دهید که امکان ادامه آن وجود داشته باشد . این وضعیت گاهی درباره خرید هدایا هم صادق است . به صورتی که افراد معمولا اوایل ازدواج هدایای گران قمیتی به همسر خود می دهند ، در حالی که سالهای بعد ، امکان خرید چنین هدایایی را از دست می دهند ، این نیز یکی از مواردی است که موجب می شود برخی همسران احساس کنند علاقه طرف مقابل به آنها کم شده است . اگر می خواهید لذت بیشتری از زندگی مشترک ببرید ، حتماً به نکات زیر عمل کنید :
۱ - از ابراز علاقه به همسرتان خجالت نکشید . ابراز علاقه نشانگر میزان دوست داشتن شماست .
۲ – نگویید علاقه ام را با رفتارم نشان می دهم . برای ابراز علاقه باید از کلمات استفاده کرد .
۳ – هیچگاه اجازه ندهید مشکلات زندگی ، شما را از همسرتان دور کند .
۴ – همیشه ابراز علاقه به همسر ، بهترین هدیه به اوست . این هدیه مجانی را از او دریغ نکنید .
۵ – اگر در ابراز علاقه به همسرتان ناتوان هستید ، یا روش آن را نمی دانید ، حتماً به یک مشاوره امور خانواده مراجعه کنید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

چرا علاقه ما روز به روز کم رنگتر می‌شود
بر خلاف تصور خیلی ها که فکر می کنند عشق یکباره پیدا می شود و همیشه می ماند و یا حتی بیشتر می شود؛ واقعیت اینست که عشق ممکن است یک لحظه ایجاد شود، اما همانند بذری است و در صورتی باقی می ماند و رشد می کند که در زمین مناسبی جای گیرد، آب و نور کافی به آن برسانیم؛ مرتب آفت کشی کنیم و به آن کود بدهیم و مستمراً به آن رسیدگی نمائیم.

چگونه علاقه به مرور کمرنگ می شود یا از بین می‌رود؟
ما عاشق ایده‌ آلها و کمالها می شویم و از نقصان ها می گریزیم. شاید تعجب کنید اگر بدانید معمولا انسانها عاشق یک موجود کامل و بدون نقص در ذهن خود می شوند و هنگامی که این تصویر ذهنی را منطبق با یک دختر یا یک پسر در اطراف خود می‌کنند، به آن نام عشق می نهند. پس عشق به آن دختر آن وقتی رشد می یابد و قلب ما را به تپش وا می دارد که او خود را منطبق با تصویر ذهنی ما ارائه دهد. و هنگامی که به مرور او را متفاوت از ذهنیات خود بیینم ، عشق ما رو به افول می رود. اما اینکه تصویر ذهنی ما چگونه باید در بیرون شکل بگیرد و حفظ شود نیاز به تخصص و منطق دارد ، لذا عشق ما فوق عقل است ، یعنی اینکه باید از مسیر عقلانی و منطقی گذر کند و بالاتر از تفکر خام ما باشد ، نه به عکس . یعنی عشق نباید مادون فکر باشد. عشقی که مادون باشد، و از سطح پائین تری برخوردارست ، ارزش ندارد تا برایش بمیریم.
پس اگر در زندگی به مرور دریافتیم همسرمان از زیر بار وظایف و مسئولیتهای خود شانه خالی می کند، لذتهای خود را محور قرار می دهد و هنوز « من» بودن محور فکری اوست. اینگونه می شود که کسالت مزمن عشق، را به چشم خواهیم دید. از دیگر آفتهایی که ما به عشق می رسانیم ، می توان به موارد زیر اشاره کرد.
عدم انعطاف پذیری:
عدم انعطاف پذیری نسبت به مسائلی که در زندگی با آن روبرو هستیم. مثلا اگر تعصب روی روش و سلیقه های خود داشته باشیم. و به علاقه ها، سلیقه ها و شیوه های زندگی همسرمان، مکرراً انتقاد کنیم یا از آن بدتر ، اهانت کرده یا مسخره بگیریم.
کمال گرایی افراطی:
از آنجا که ما در ناخودآگاه عاشق « خوبی مطلق» ، « مثبت مطلق » و « کمال مطلق» شده ایم و معشوق خود را آخر معرفت و خوبی ارزیابی کرده ایم ، به مرور این ارزیابی خطا، خود را به ما نشان می دهد و دچار مشکل می سازد. او هرگز نمی‌تواند انتظارات و توقعات ایده آلی ما را بر آورده کند. او هم یک انسان مثل بقیه انسانهاست و بدیهی است که نقاط ضعف زیادی نیز در کنار نقاط مثبت و نقاط قوت خود دارد.
عدم مهارت های زندگی:
مهارت های کافی جهت رسیدگی به بذر عشق را نداریم. مهارتهای ارتباطی زندگی را کسب نکرده ایم ، مقابله با تنش ها و مشکلات را تجربه نکرده ایم ،‌نحوه سازگاری با مسائل زندگی را نیاموخته ایم ، همه و همه موجب ناکارآمدی ما در ایجاد عشق و آرامش در زندگی می شود
عدم رعایت حریم خانواده و مرزهای زندگی:
به وظایف خود در زندگی آگاهی نداریم یا مرزهای مسائل زندگی و مشکلات خانواده را رعایت نمی کنیم. مثلا موارد مربوط به خانواده را به بیرون منتقل می کنیم . مشکلات را به دلسوزان خود مثل پدر، مادر، دوستان ،‌فامیل ، حتی همسایگان و ... در میان می گذاریم یا در حیطه و مرزهای همسرمان دخالت می کنیم و به نام عشق و دوست داشتن وی را کنترل کرده و در قفس نامرئی انتظارات خودمان، او را محبوس و ز-ن-د-ا-نی می کنیم. مثلا به علائق او ، دوستان وی،‌نحوه لباس پوشیدن او، شیوه راه رفتن و حتی طرز تفکر و احساسش گیر می دهیم و او را در تنگنا قرار می دهیم. و در نهایت آزادی را از او می گیریم.
مشکلات شخصیتی و انتظارت غیر واقع:
توقعات بیجایی به لحاظ مسائل شخصیتی خود، از همسرمان داریم. که بر آورده شدنی نیست و برآورده نمی شود. مثلا یک نفر با اختلال شخصیت وسواسی، زیاد نکته سنجی می کند و معیارهای زیادی در ذهنش دارد و با ریزبینی بیش از حدی که به همسرش نشان می دهد و او را در چهارچوب خشک و در قالب معیارهایی که تعیین می کند؛ حبس می کند و عرصه را بر او تنگ می کند. یا کسی که اختلال شخصیت پارانوئیدی دارد و بدبین است ، با سوء‌ظن ها و بدبینی ها خود و حسادت و توهم توطئه هایی که در ذهن خود، آنها را می بافد، همسرش را همیشه در نقش یک دشمن و جاسوس می بیند.
لذت طلبی و خودکامگی:
ما می بایست در چهارچوب خانواده، خود را مقید به بعضی امور کنیم. وقتی که لذتهای خود را که در خارج از خانواده است به صورت افراطی دنبال می کنیم و توجهی به خواست و میل خانواده نداریم . به مرور زندگی یک طرفه و بی روح می شود. زن و شوهر هر کدام دنبال تمایلات خاصی در خارج از خانواده هستند. و لذت بردن از یکدیگر را فهم نمی کنند.
عدم مهارتهای ارتباطی:
نمی توانیم ارتباط موثری با همسرمان بر قرار کنیم، حرف هم را نمی فهمیم. هر کدام به ظاهر منطقی صحبت می کنیم ، ولی نمی توانیم یکدیگر را قانع کنیم. توجه کافی به احساسات ، خواسته ها و صحبتهای یکدیگر نداریم . گوش شنوا و تحمل ارتباط موثر را از هم دریغ می کنیم. در رساندن حرفهای خود به یدیگر آنها را تحریف می کنیم یا آنقدر مبهم رفتار می کنیم یا صحبت می کنیم که دیگری را به خطا می اندازیم. در واقع مهارتهای ارتباطی را نمی دانیم.

اگر گویند «لحظه ایست روئیدن عشق .... »؛ پس این هم شاید درست باشد که «لحظه ایست مردن عشق.»
ولی عشق عمیق تر از آنست که لحظه ای خلق شود یا در لحظه ای بمیرد. هم به وجود آمدن عشق مستلزم صبر، سختی و زمان است و هم از بین رفتن آن به علت مسائل مختلفی است که در طی زمان و به وسیله زوجین ایجاد می گردد.
آنچه که اکثراً افراد با هم اشتباه می گیرند؛ «هوس » و « عشق » است.
هوس : میلی شدید برای پاسخ آنی به یک نیاز جسمانی و روانی است که به خود رنگ رمانتیک می گیرد و یک استدلال به ظاهر عقلانی نیز در پی دارد و پس از ارضا تا زمان نیاز بعدی محو می شود. هوس شامل آن چیزهایی از وجودتان است که شما نقشی در آن نداشته اید. فقط احساسی هست که در خود برای ارضاء نیاز می بینید.
لیکن عشق ، دوام دارد و مهارتهای زوجین به رشد آن کمک می کند. دو طرف با برنامه و انرژی آن را رشد داده و تداوم می بخشند و از آن نگهداری می کنند و بیشتر از آنکه احساسی باشد ، متشکل از احساس و منطق است.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

گر بتوانیم شخصیت افراد را پیش از داشتن رابطه با آنها بشناسیم و یا حداقل در مورد چگونگی رفتار و اخلاق آنها حدس هایی بزنیم بدون شک این شناخت تاثیرات زیادی در رابطه ما داشته و کمک های فراوانی به ما خواهد کرد.


معمولا انسان ها برای به دست آوردن شناخت بیشتر از دوستان و اطرافیان خود و یا شناخت سطحی از کسانی که برای اولین بار با آنها رو به رو می شوند به گزینه های مختلفی پناه می برند که حدس زدن شخصیت طرف مقابل از روی لباس پوشیدن ،امضا و یا شیوه دست دادن او از جمله این امور است.



شناخت شخصیت افراد از روی رنگ چشم گزینه جدیدی است که در روابط انسانی بی تاثیر نبوده و چنانچه درست به کار رود مشکلات زیادی را حل خواهد کرد . مطلب زیر به بررسی انواع رنگ چشم و شخصیت دارندگان آن می پردازد.
_____________

رنگ چشم سبز

رنگ چشم سبز نشان دهنده آن است که صاحبان آن شخصیتی قوی و اراده ای بالا دارند. در تصمیم گیری ها، خیلی محکم عمل کرده و تا حدی خود رای و مغرور هستند.این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند و در کمک به دیگران سعی می کنند تا آخرین توان خود را مصرف کنند.
_____________

رنگ چشم آبی

دارندگان چشم های آبی دارای نگاهی عمیق بوده و شخصیتی حساس و شفاف دارند. این افراد به راحتی فکر و نظر خود را به دیگران تحمیل می کنند و به همین نسبت جرات و شجاعت وی‍ژه ای هم به خرج می زنند. قابل توجه است که بیشتر چشم آبی ها طبیعت و احساساتی هنری و ملموس دارند.
________________

رنگ چشم مشکی

صاحبان چشمان مشکی انسان هایی رویایی هستند که در فضای شاعرانه ای زندگی می کنند و همچنین بسیار دست و دل باز هستند. بسیار سعی می کنند با هر چه دارند به دیگران کمک کنند .این افراد همچنین دارای خلق و خوی اجتماعی و احساسات ظریف هستند.

________________

رن گ چشم قهوه ای

چشم قهوه ای سنبل مهربانی و محبت است و هر چه تیره تر باشد مهر و محبت صاحبش بیشتر است. چشم قهوه ای ها بسیار خون سردند و هر چه را که می خواهند به راحتی تصاحب می کنند. چنین به نظر می رسد که این افراد معنای عصبانیت را نمی شناسند و از آرامشی تمام نشدنی بهره مندند.
________________

رنگ چشم خاکستری

صاحبان چشم های خاکستری دو دسته هستند ، یا از شخصیتی آرام و با اعتماد به نفس برخوردارند و یا شخصیتی عصبی و انقلابی دارند و همیشه به دنبال آرامش می گردند ولی در مجموع انسان هایی سرسخت و سنگین دل هستند.
______________

رنگ چشم عسلی

با وجود اینکه چشم عسلی ها انسان هایی خوش قلب هستند ولی با دیگران صریح نیستند. این افراد همیشه به دنبال دوست می گردند. چشم عسلی ها معمولا از کودکی روی پای خود بزرگ شده و دوست ندارند به دیگران تکیه کنند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

میتوانید از طریق 3 رنگ، سرنخ های شگفت انگیزی بدست آورید. آیا تا بحال میدانستید که رنگهای سبز و بنفش و نــارنجی (رنگ های فرعی) میتوانند نشان دهنده آرزوها و نیازهای شما در روابط عاطفی باشند؟ اگر یکی از این رنگ ها را انتخاب کنید می توانید از روی آن تشخیص دهید که شخصیت شما جذب چه تیپ مردهایی می شود، که البته شامل مرد ایده آل شما نیز می شود! اگر می خواهید از اسرار رنگها سر در بیاورید، و بفهمید که تاثیر و معنای آنها در زندگی شما چیست این تست کوتاه را انجام دهید:
مرحله 1:رنگ مورد علاقه خود را انتخاب کنید: ازرنگ های زیر هر یک را که بیشتر از سایرین دوست می دارید انتخاب کنید: (البته لازم نیست رنگی را انتخاب کنید که در لباس پوشیدن و آرایش خود به کار می برید) سبز بنفش نارنجی
مرحله 2: نتیجه: حال که رنگ مورد علاقه خود را انتخاب کردید، نگاهی به تفسیر آن بیندازید تا با شیوه های عشق ورزی خود آگاه شوید، و بدانید که خصوصیات اخلاقی مرد ایده آلتان چگونه است.
اگر رنگ منتخب شما سبز باشد... زمانی که برای اولین بار با مردی ملاقات می کنید رفتار شما باعث می شود که او از همان آغاز سفره دلش را برای شما باز کند و در مورد زندگیش با شما صحبت کند. شما راحتی و آرامش را به فرد مقابل منتقل می کنید و او احساس می کند که تحت حمایت کامل و همه جانبه شما قرار گرفته است. شما از همان آغاز به راحتی می توانید تشخیص دهید که فرد مقابل چه نیازهایی دارد. شما به غرایز خود اعتماد می کنید و به نداهای درونیتان گوش می سپارید و از همین طریق متوجه می شوید که او در رابطه چه چیزی را طلب می کند. نکته قابل توجهی که در شما وجود دارد توانایی کسب اطلاع از طرف مقابل است. شما از این طریق حس کنجکاوی خود را تطمیع می کنید. در نهایت شما با کسی ازدواج می کنید که بتواند آسایش و امنیت را برای شما به ارمغان آورد. شما صاحب خانه ای پر از بچه می شوید، از نظر مادی بی نیاز هستید، برای همسر خود ارزش قائل می شوید و او نیز به شما احترام می گذارد. مرد ایده آل شما باید دارای یک شخصیت ثابت باشد. \"سبزی ها\" با مردهای با ثبات و قاطع ازدواج می کنند. اخطار: شما همواره با روی باز با دنیای اطراف خود ارتباط برقرار می کنید و انسان پاک و معصومی هستید. داشتن این خصوصیات اندکی کار شما را در پیدا کردن مرد ایده آلتان دشوار می کند. بیشتر افراد نمی توانند شخصیت واقعی شما را به درستی بشناسند به همین دلیل زمانی که با خود واقعی شما مواجه می شوند ممکن است شکه شده و نا امید گردند، زیرا ممکن است که شما با معیارهای ذهنی آنها مطابقت نداشته باشید.
اگر رنگ منتخب شما بنفش باشد... در اولین ملاقات بیشتر جذب انرژی و تحرک فرد مقابل می شوید، اما در واقع شما به مردی علاقمند هستید که در کنار او احساس راحتی کنید و از او آرامش بگیرید. رمز موفقیت شما در مقابل مردها گیرایی، جذبه و هیجانتان است. شما سرشار از ذوق و اشتیاق هستید به همین دلیل آقایون نیز احساس می کنند که زندگی شان در کنار شما مهیج و جالب خواهد شد. شما وفادار و وظیفه شناس هستید و ارتباط عاطفی برای شما یک امر جدی تلقی می شود. گر فردی را برای ازدواج انتخاب کردید، به این معناست که او تمام معیارها و ملاک های مورد نظر شما را دارا بوده که توانسته به این مرحله راه پیدا کند. در ضمن لازم به ذکر است که شما برای وضعیت ظاهری افراد اهمیت خاصی قائل هستید. \"بنفشی ها\" با مردهای خوش تیپ و قیافه ازدواج می کنند! اخطار: بهتر است اگر فرد مناسب پیدا شد اندکی به او فرصت دهید و شروع نکنید به حدس زدن خصوصیات اخلاقی او. بهتر است وی را بر اساس رفتارش ارزیابی کنید نه اینکه او را با مرد ایده آل ذهنی خود مقایسه کنید.
اگر رنگ منتخب شما نارنجی باشد... شما یک فرد جذاب، دوست داشتنی، مهربان و خونگرم هستید و با این خصوصیات می توانید دل مردها را بدست آورید. باید حقیقت را لمس کنید تا بتوانید آنرا باور کنید. با رفتار خود به دیگران نشان می دهید که به حرف های آنها گوش می دهید و برایشان ارزش قائل هستید. به راحتی فریفته ظاهر افراد می شوید اما جای هیچ گونه نگرانی وجود ندارد چراکه ازدواج شما همیشه از روی عقل و منطق می باشد. شما جذب مردهای با هوش می شوید و هنگامیکه به او بله گفتید، بله شما به معنای تا ابد و همیشه و در رنج و شادی است. شما با مردی ارتباط برقرار می کنید که بتوانید از او چیزی بیاموزید. \"نارنجی ها\" با مردهای با هوش ازدواج می کنند! اخطار: شما فردی هستید که سعی می کنید نقاط ضعف و منافذ حساس و نفوذ پذیر خود را پنهان کنید، تنها چیزی که فرد مقابل می تواند در شما ببیند استحکامات زیرکانه است. او احتمالا در مورد شخصیت اصلی شما دچار اشتباه می شود. سعی کنید در طول زمان وی را با کاراکتر واقعی تان آشنا کنید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 


انسان به دو روش می تواند به زندگی خود ادامه دهد.یا با باز نگه داشتن چشم خرد حاکم بر سرنوشت خود باشد،یا محکوم باورهای خود. منشاء باورهای ما گذشته ما است، اما چون ما تصور می کنیم باورهای قدیمی همه درست و مقدس هستند و قبلا توسط دیگران باز بینی شده اند،آنها را مستقیما به نیمکره راست مغز می سپاریم، این باورها یکی پس از دیگری در ذهن رسوب می کند و ما گمان می کنیم، این لایه های فسیل، ایمانی است که از ازل در قلب ما وجود داشته است.بیداری چشم خرد مانع از رسوب هر باوری در وجود ما می شود، چرا که خرد از هر باوری مدرک معتبر می طلبد،اما بیداری چشم خرد، نیاز به تحقیق و مطالعه و تمرین و ممارست دارد. ما در نظر داریم زنگ بیداری را به صدا در اوریم
هر چند زن و مرد موجود یکسان و دو انسان هستند ، اما وجود عواطف واحساسات سرشارو عدم شناخت کامل مردان از این احساسات و عدم جهت دهی این عواطف توسط خود زنان باعث سوء تعبیرها و برداشتهای غلطی از زن شده است
برای زن عشق از همه چیز مهمتر و بر همه چیز مقدم است.بنابرای برای رابطه عاشقانه با زن اهمیت خاصی قائل باشید، ووفور عشق او را به وسواس و انتقاد بیجا و کنترل های دائمیش نسبت ندهید.مطمئن باشید زنی که بعدعشق را مطرح نمی کند از عشق سر خورده شده واین بالاترین نیاز را در خود سرکوب کرده است. .پس به او حس اعتماد ببخشید.و مواقعی که فکرتان به مسائل دیگر زندگی مشغول است به او بفهمانید که دوستش دارید و قصد بی تفاوتی نسبت به او را ندارید
هنگامی که زن پیشنهاد یا برنامه ای خاص برای رابطه تان دارد، سعی نداردشما را کنترل کند.او تنها می خواهد کمک کند وعشق و خوشحالی بیشتری بین رابطه خودو شما بیافریند.ولی بیشتر مرد، خلاقیت زنانه را تلاشی از جانب او برای مغلوب کردن مرد تلقی می کند و عمق شدت احساسات او برای آن،معنای تحکیم وریاست طلبی دارد. بیشتر این خلاقیتهای زنانه وقتی به ضرر خود آنها تمام می شود که در روابط با مرد دچار اضطراب، نگرانی، ناامنی و ترس می شوند. زنان مناسبتهای مختلف را به آن جهت دوست دارند که مرد محبوبشان با یادآوری آن مناسبت یا با خرید کادو به این بهانه عشق و محبت خود را تکرا رمیکند.پس مناسبتهای مختلف مانند روز تولد،سال روز آشنایی و روزهایی مانند والنتاین را حتی با کارت پستالی به او یادآوری کنید.از تلفن ،اس مس وایمیل برای محبوبتان کوتاهی نکنید.برای با او بودن برنامه ریزی کنید.همیشه از خوبیهایی که در او هست تعریف کنید.تا حدممکن او رامتعجب وغافلگیر کنید. زنان سه نیاز اساسی از مردان دارند.اولین نیاز احساس امنیت است.یعنی عشق، تعهد و پایبندی از سوی مرد. دوم احساس پیوند و ارتباط. مردان در رابطه خود خواستار عشق پیوندی هستند. که این عشق در زمان برخورد فیزیکی نمود میکند وبه شکل مقطع است.اما زنان در روابط خود ضمن وجود عشق پیوندی خواستار عشق رابطه ای نیز هستند،تا عشق در رابطه آنها به شکل ممتد باشد.پس برای زن لازم است که وجود و توام بودن عشق را از مرد مقابل خود دائما دریافت کند.
سوم نیاز به احترام است.برای اینکه به یک زن اثبات کنید برایش احترام قائلید لازم است که:به او بفهمانید خوشحالی او در اولویت همه برنامه های شماست، برای زندگیش ارزش قائلید، به او نیاز دارید و هرگز در زندگی برایتان عادی نمی شود. بعضی اشتباهات مردان، برای زنان غیر قابل قبول و آنها را تامرز جنون می کشاند.اینکه با او حرف نزنید ویا صحبتهایتان دو پهلو باشد.به صحبتهایش خوب گوش نکنید.نیازهایش را نادیده بگیرید.هرگز به او آسایش خاطر و آرامش خیال ندهید.بادیگران لاس بزنید واز او فاصله بگیرید.دائم از او انتقاد کنید و نسبت به چیزهایی که علاقه مند است فراموشکارو برای درخواستهایش بی تفاوت باشید.به او بی توجه باشید و از احساسات درونی خود به او چیزی نگویید.هرگز ما نباید تصور کنیم زنان قوی و توانا نیاز به توجه و مراقبت عاطفی ندارند.چرا که توانایی نمی تواند جای عاطفه زنانه را پرکند. زنان عاشق صحبت کردن هستند و از این راه، هم عواطف خود را بروز میدهند و هم تنش های درونی خود را تخلیه میکنند.دوست دارند جزئیات مسائل را بیان کنند با صدای بلند فکر کنند با صدای بلند احساس کنند اما نگرانی و ناراحتی خود را کمتر از آنچه که هست بروز می دهند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

● تصورات قالبی و کلیشه ای در مورد زنان
باورهای قالبی، همانا ذهنیت های ایستا و ثابتی هستند که پایه های عملی ندارند و مردم به مردان یا زنان نسبت می دهند، به عبارت دیگر مردم پیشاپیش ویژگی های خاصی را به دو جنس نسبت می دهند. امروزه در دانشگاه های برخی کشورها این باور رواج دارد که زنان با مردان از لحاظ روان شناختی و فیزیولوژیکی تفاوت دارند. به علاوه تحقیقات امروزی نشان می دهد که این باورهای قالبی از سال ۱۹۷۲ تاکنون تغییرات محسوسی نداشته است.
● اکثریت مردم صفات زیر را از ویژگی های جنس زن می دانند:
- محافظه کار و خویشتن دار
- دلواپس عواطف و احساسات دیگران
- دارای گرایشات دینی عمیق
- میل به امنیت خواهی فراوان
- تمایل و علاقه شدید به هنر و ادبیات
- به سادگی ، عواطف لطیف را به زبان آوردن
● وخصوصیات زیر را به مردان نسبت می دهند :
- بسیار مستقل است
- پرخاشگر و سلطه طلب است
- به سادگی تحت تأثیر قرار نمی گیرد
- عمیقاً شیفته ریاضیات و مقولات علمی
- در برابر بحران ها، خویشتنداری خود را حفظ می کند
- در بسیاری از زمینه ها فعال بوده و تمایلات رقابت جویی عمیقی دارد
- تقریباً بسان یک رهبر عمل می کند
- معتمد به نفس بوده و بسیار جاه طلب است
- عمیقاً به آداب و شیوه های جهان آگاه است
برخی کلیشه ها نه تنها در قیاس با سایر فرهنگ ها متفاوت است بلکه این موضوع در میان نژادها و طبقات اجتماعی نیز تفاوت دارد. مثلاً ً کلیشه هایی سفید پوستان و رنگین پوستان متفاوت هستند. روان شناسانی چون A« لاندرینA» ، با توجه به تحقیقاتی که انجام داده اند به نتایجی نیز دست یافته اند. مثلاً وی زمانی که زنان سفیدپوست را با زنان سیاه پوست مقایسه می کرد به کلیشه های چون وابستگی بیشتر، احساساتی بودن بیشتر و هوشمندی بیشتر دست یافت در صورتی که زنان سیاه پوست را خرافاتی و ستیزه جو یافت.
● دیدگاه های کلیشه ای راجع به مردان
همانطور که در مورد زنان کلیشه هایی رواج دارد ، این مسئله در مورد مردان نیز صدق می کند. ویژگی های ایده آل اجتماعی مردان باید شامل صفاتی چون پرخاشگری، استقلال و خودکفایی، غیر احساسی بودن و اعتماد به نفس باشد.
پژوهش های انجام شده نشان می دهد که چهار عامل اصلی در پایداری باورهای قالبی در مورد مردان نمود آشکار دارند:
۱) مردانگی طلب می کند که هرگونه خصوصیات زنانه از مردان دور باشد.
۲) مردان باید نماد A«چرخ بزرگA» باشند. مرد باید کامیاب شود و همگان به دیده احترام به او بنگرند و نان آوری بزرگ باشد.
۳) مرد باید نماد اعتماد به نفس ، نیرومندی و خود اتکایی باشد.
۴) مرد باید پرخاشگر و قدرتمند باشد و از ابراز خشونت و جسارت ابایی نداشته باشد.
● تغییرات نقش های مردان
القائات گذشته با هنجارهای امروزی مردان متفاوت است. در گذشته مرد ایده آل کسی بود که قدرت پرخاشگری داشته باشد. لیکن امروز این صفت سرزنش می شود، به علاوه در گذشته مرد می بایست در فضای کاری، قاطعیت و خشونت از خود نشان دهد، لیکن امروزه هنر در این است که شخص هر چه بیشتر با همکاران خویش هماهنگ و همسو باشد.
نقش های سنتی مردان توسط جامعه شناسان و انسان شناسان مورد مطالعه قرار گرفته است. امروزه اوضاع دگرگون شده است، زیرا کار کردن در کارخانجات و شرکت ها و موفق شدن، مستلزم ویژگی هایی می باشد که به جای زورمندی محتاج ظرافت و هوشمندی است. مرد امروزی باید به طور مطلوب با همکاران خویش تعامل داشته باشد و با مساعدت آنان به اهداف عالیه خویش برسد. به علاوه مردان امروزی باید خویشتن دار باشند ، لیکن باید حساسیت های عاطفی خویش را نیز ابراز نمایند.
● مقایسه روان شناسی زن و مرد
گوهر وجودی زن و مرد یکی است، هر دو انسانند و طبیعتاً با یکدیگر شباهت های بسیار دارند، ضمن آنکه در مواردی با یکیگر تفاوت دارند. متأسفانه پژوهش ها و گرایش های علمی بیشتر به تفاوت های زن و مرد ، و نه بر شباهت های آنها تکیه دارد. افزون بر آن جنس زن و مرد در پاره ای از ویژگی ها همپوشی های زیادی را نشان می دهند که در این مورد باید به توزیع فراوانی این ویژگی ها در دو جنس توجه کرد و دریافت که میانگین نمره های هر گروه در مقایسه با دیگری در آزمون های مربوطه چه میزانی است

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

عامل ارثی و ژنتیکی جنسیت
در انسانهای بهنجار و سالم تقریباً هر سلول بدن شامل 23 جفت کروموزوم یا مجموع 46 کروموزوم است که از این مجموع 22 جفت حامل هزاران ژن است که خصوصیات بدن انسان چون رنگ مو، نوع خون و دیگر ویژگیها را تعیین می کند. و یک جفت باقیمانده کروموزوم جنسی است که تعیین کننده جنسیت زن و مرد است. جنس مؤنث دارای یک جفت کروموزوم جنسی به نام . . و جنس مذکر دارای یک جفت کروموزوم جنسی به نام . . است. همچنین جنسیت قبل از تولد تعیین می شود. تحقیقات بسیاری در زمینه جنسیت نوزاد درباره این موضوع که مبنای تفاوت جنسیت بیولوژیکی در طبیعت است یا حاصل تجارب گوناگون تربیتی و پرورشی دختر و پسر است، صورت گرفته است. نتایج این مطالعات نشان می دهد که در رشد نوع جنسیت، عامل تربیت و پرورش از اهمیت به سزایی برخوردار است.
توانایی های شناختی
زن و مرد در هوش کلی مانند توانایی یادگیری، حافظه، مفهوم سازی، استدلال، حل مسأله و خلاقیت بیشتر به یکدیگر شباهت دارند تا اینکه تفاوت داشته باشند. با این همه بعضی از استدلالهای خاص در یکی از دو جنس قوی تر و رشدیافته تر از دیگری است که به مهمترین آنها اشاره می شود:
1) توانایی کلامی: برتری دختران در توانایی کلامی نسبت به پسران یکی از زمینه های بارز تفاوت بین دو جنس است. این تفاوت از دوران طفولیت شکل می گیرد. دختر بچه ها زودتر از پسر بچه ها فرا میگیرند و دارای خزانه لغات بیشتری هستند و صداهای مربوط به زبان را نیز سریعتر یاد می گیرند. در حدود نوجوانی از نظر دیکته نویسی، دقیقتر نوشتن، درک مفاهیم دشوارتر و حرف زدن، دختران عملکرد بهتری نسبت به پسران دارند. همچنین در مهارتهای خواندن که آشکارا با مهارتهای کلامی در ارتباط است، مشکلات پسران به مراتب از دختران بیشتر است.
: 2) توانایی های فضایی توانایی های فضایی شامل مهارت در مشاهده کردن و دست کاری کردن اشکال و ارقام، تصور شی پس از جابه جا کردن ذهنی آن، تشخیص اشکال مختلف، خواندن نقشه و نظایر آن می باشد. از آغاز دوره نوجوانی تا بزرگسالی، پسران در تست های مختلف توانایی فضایی، عملکرد بهتری در مقایسه با دختران دارند.
3) توانایی های ریاضی:به طور نسبی مردان از نظر توانایی ریاضی قویترند. این برتری در آزمونهایی است که استدلال ریاضی جای محاسبات ساده را می گیرد و از حدود 11 سالگی نمایان می شود. بر اساس بیشتر تحقیقات، پسران و دختران از نظر ریاضیات تا پایان کودکی شبیه یکدیگرند اما در نوجوانی پسران بر دختران پیشی می گیرند.
4) عوامل زیباشناسی: در این دسته می توان موردی چون تشخیص رنگها، مشخص کردن سنین ، عوامل ظاهری و نظایر آن قرار داد که زنان نسبت به مردان دارای برتری هستند.
ویژگی های روانی
همانگونه که میان دو جنس از نظر ساختمان بدنی تفاوت وجود دارد، از لحاظ ویژگی های روانی نیز تفاوتهایی بین زن و مرد مشاهده می شود که بعضی از آنها در این قسمت مطرح می گردند:
1- اعتماد به نفس: تحقیقات انجام شده حاکی از این است که زنان در قیاس با مردان از اعتماد به نفس کمتری برخوردار هستند. حتی تحقیقاا انجام شده در مورد کودکان پیش دبستانی در مقطع سنی 4 - 4/5 سالگی نیز نتایج مشابهی را به دست آورده است. به عبارت دیگر جنس مؤنث تلقی چندان مثبتی از کارکردهای خویش ندارد. البته نکات چندی در این رابطه حائز اهمیت است.
اول اینکه زنان در مقوله های وابسته به جنسیت خود اعتماد به نفس بیشتری نشان می دهند. دوم زنان به هنگام مقایسه با دیگران اعتماد به نفس کمتری نشان می دهند و سوم اینکه به دلیل هنجارهای فرهنگی، بسیاری از اوقات رفتار حاکی از اعتماد به نفس برای زنان ممکن است لاف زنی تلقی گردد و پسندیده نیست. 
2- عزت نفسعزت نفس ارزش و احترامی است که فرد برای خود قائل است. در سنین کودکی از این لحاظ تفاوتی بین پسر و دختر مشاهده نمی شود اما در سنین نوجوانی دختران نسبت به پسران از عزت نفس ضعیفتری برخوردارند. 
3- سبک زندگیمجموعه عادتها و رفتارها در زندگی و چگونگی زیستن را سبک زندگی گویند. بر اساس مطالعات، در مجموع سبک زندگی زنان سالمتر و مثبت تر از شیوه زندگی مردان است. زنان به تغذیه مناسب، خواب به موقع و رعایت بهداشت فردی و اجتماعی پایبندتر از مردان هستند و رفتارهایی که به آسیب های جسمی و روانی می انجامد مانند استفاده از مواد مخدر و الکل، در مردان شیوع بیشتری دارد. 
4- پرخاشگری پرخاشگری رفتاری است که با انگیزه آسیب رساندن به دیگران انجام می شود. مطالعات نشان می دهد که جنس مذکر پرخاشگرتر از جنس مؤنث می باشد. بسیاری از مطالعات نشان می دهند که پسران از کودکی پرخاشگرتر و تندخوتر از دختران هستند و در مقابل دختران رفتار ملایم تر و صلح آمیزتری از خود بروز می دهند. همچنین شیوه های خشونت نیز در میان دو جنس متفاوت است. در جنس مرد پرخاشگری بدنی بیشتری و در جنس زن پرخاشگری اغلب به صورت کلامی است. 
5- یادگیری مطالعات نشان می دهد که میزان یادگیری مردان بیشتر از زنان است. این ممکن است تعجب انگیز باشد زیرا انتظار داریم که زنان از ماهیت یاری رسانی و غمخوارگی بیشتری برخوردار باشند. تحقیقات نشان می دهد که میزان یاری رسانی مردان و زنان در موقعیتهای خاص با یکدیگر متفاوت است.
مثلاً مردان در موقعیت قهرمانانه مانند نجات یک انسان از خطر به ویژه در حضور دیگران ایفای نقش می کنند، حال آنکه زنان در رابطه با غمخواری برای دیگران و همدردی با آنان بهتر عمل می کنند.
6- احساسات و عواطف:در این زمینه تفاوتهای محسوسی بین دو جنس مشاهده می شود. زنان از مردان عاطفی تر هستند. سریعتر تحت تأثیر عواطف قرار می گیرند و راحت تر از مردان عواطف خود را آشکار می سازند.
علائق و انگیزه ها
مطالعات نشان می دهد که از لحاظ علائق و انگیزه ها نیز میان دو جنس تفاوت به چشم می خورد. احتمالاً مقدار زیادی از آن ناشی از عوامل فرهنگی و اجتماعی باشد. برخی از آنها احتمالاً مورد اشاره قرار می گیرند: 
1) رهبری تحقیقات سنتی موید بر آن است که مردان نقشهای رهبری را بهتر ایفا می کنند. با این وجود با توجه به اینکه امروزه زنان بیشتری وارد تشکیلات و سازمانهای سیاسی و اقتصادی می شوند، تحقیقات جدیدتر حاکی از دو نوع سبک رهبری زنانه و مردانه می باشد به نظر می رسد که زنان گرایشات قوی تری نسبت به رهبری دموکراتیک و لیبرالیستی دارند. 
2) دوستی دوستان مؤنث بیشتر بر روی حرف زدن و سهیم گشتن عاطفی تکیه می کنند، حال آنکه دوستان مذکر بر روی فعالیتها و انجام کارهای مشترک تأکید می ورزند. گذشته از این نحوه صحبت کردن دو جنس با هم تفاوت دارد. مردان صمیمی عمدتاً راجع به مسائل روز و بیرونی حرف می زنند در حالی که زنان عمدتاً مسایل و احساسات شخصی را مطرح می کنند. 
3) مذهب و دینداری گرایش به دین در میان زنان بیشتر از مردان است و آنها در امور دینی فعالیت بیشتری دارند. مطابق تحقیقات، زنان در ارزشهای ذوقی، اجتماعی و دینی نمره بهتری می گیرند و پسران در ارزشهای اقتصادی، سیاسی و نظری نمرات بالاتری می گیرند. 
4) عشقعشق از زیباترین مفاهیم زندگیست که همه آدمیان با این واژه آشنایند. تفاوتهای جنسی در این زمینه وجود دارد. بر اساس تحقیقات عشق برای زنان یک ارزش است. در روابط جنسی آنان به آغوش گرم و آکنده از محبت نیاز دارند. پوست زنان 10بار حساس تر از پوست مردان است و با نوازش نشاط روانی می یابند. به طور کلی جنس زن به عشق و ارتباط و زیبایی بها می دهد. به حمایت و کمک و پرورش دیگران می پردازد و کمال را در سهیم بودن و روابط داشتن تجربه می کند.
بر اساس یک تحقیق، علایق زیباشناختی، اجتماعی و مذهبی در زنان بیشتر است. آنان به زیبایی و هنر، معاشرت با مردم و تجربه های عرفانی گرایش شدیدتری دارند، در حالی که مردان به امور سیاسی و تئوریک علاقمندند و به قدرت یا نفوذ بر مردم و پیگیری حقیقت با ابراز عقل و خود گرایش دارند. از دیگر علاقه ها در زنان، گرایش به کارهای خانه، اشیا و کارهای ذوقی است و نیز مشاغلی که نیاز به تحریک کم داشته باشند و کارهایی که مواظبت و دلسوزی بسیار بخواهد مثل مراقبت از کودکان و سالمندان. از آن سوی مردان به داد و ستد و فعالیتهایی چون شکار، ماهیگیری، اتومبیل رانی و اخبار علاقمند هستند.
مهارتهای ارتباطی
به نظر می رسد که زنان و مردان همواره از شیوه های ارتباطی یکسانی استفاده نمی کنند و به همین خاطر گرفتار مشکلات ارتباطی می شوند. مردان بیشتر از اظهارات قاطع، آمرانه و قدرت نمایانه استفاده می کنند و اطلاعات فردی خود را ارائه می کنند و هدف آنان از گفتگو حفظ پایگاه شخصی است در حالی که زنان بیشتر از کلمات آزمایشی و تأییدجویی استفاده می کنند.حمایت عاطفی ارائه می دهند و هدف آنان از گفتگو برقراری و حفظ ارتباط است. زنان بیشتر از الگوی آهنگی، تعجب، بشاشت و ادب استفاده می کنند و میزان پایبندی آنان به درستی کلمات بیشتر است. مردان بیشتر از زنان صحبت شخص مقابل را قطع می کنند. زنان به اندازه مردان حرف هم جنسهای خود را قطع می کنند اما به ندرت حرف مردان را قطع می کنند. همینطور با کمال تعجب مردان بیشتر از زنان در گروه صحبت می کنند. زنان به پیامهای غیر کلامیحساس تر هستند و پیامهای صمیمانه تری را منتقل می کنند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

شناخت تفاوتهاى زن و مرد
اولین گام در برقرارى یک رابطه موفق بین زن و شوهر شناخت تفاوتهاى فردى زن و مرد است. عدم شناخت این تفاوتها باعث ایجاد سوء تفاهم، تنش و نهایتاً شکست یک رابطه مى شود. بطور مثال زنها معمولاً براى تخلیه خود، بیشتر حرف مى زنند در حالى که مردها بیشتر گوش مى دهند. مردها حتى در موقع ناراحتى، براى حرف زدن فرصت مى خواهند و به تدریج آمادگى حرف زدن را پیدا مى کنند. اگر در این حالت زن، به اجبار مرد را وادار به حرف زدن کند، نوعى عقب نشینى در مرد ایجاد مى شود و به سکوتش ادامه مى دهد. بنابراین زن باید بداند که همسرش در چه مواقعى آمادگى صحبت کردن دارد.
دکتر جان گرى در این باره مى گوید: «زنى که احساساتش را با شوهرش در میان مى گذارد، طبیعتاً همسرش را به حرف زدن تشویق مى کند اما وقتى مرد احساس کند زنش از او توقع صحبت دارد، ترجیح مى دهد که سکوت کند و حرفى نزند. او حرفى براى گفتن ندارد و حتى اگر داشته باشد در برابر ابراز آن مقاومت مى کند زیرا توقع زنش را احساس مى کند.»
در مقابل زن احساس مى کند که حرف نزدن مرد دلیل بر عدم علاقه او به همسرش است و بنابراین زن احساس ناراحتى مى کند.
دکتر جان گرى عقیده دارد: «مرد مى خواهد به همان شکلى که هست پذیرفته شود و بعد به تدریج گفتنى هاى خود را مطرح مى سازد. وقتى زن انتظار دارد که شوهرش بیشتر حرف بزند و یا وقتى از اینکه او خود را عقب مى کشد ناراحت است، مرد احساس مى کند که مورد پذیرش زنش قرار ندارد. مردى که احساس مى کند براى در میان گذاشتن احساسات و براى اینکه لب به سخن بگشاید باید خود را به عقب بکشد، نیاز فراوانى به گوش کردن دارد. او مى خواهد همسرش از گوش دادن او تشکر کند تا به تدریج نوبت حرف زدن او فرا برسد.» بنابراین شناخت کافى در این مواقع نجات دهنده یک رابطه است.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠

 

سن مناسب و اختلاف سنی مناسب برای ازدواج

همانگونه که گفته شد، برای موفقیت در ازدواج، رعایت سن مناسب ازدواج بسیار مهم است. متخصصان سن مناسب ازدواج را برای دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و برای پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود

مسئولیت پذیری و پاسخگویی به نیازهای جسمی روحی و عاطفی همسر

زوجین باید متوجه باشند که با تشکیل خانواده، نقشهای جدیدی برای آنان بوجود می آید که می بایستی در مقابل آن مسئولیت پذیر باشند. زن و مرد متأهل نسبت به یکدیگر متعهد هستند و می بایستی با تمام وجود سعی در ایفای وظایف نمایند. یکی از اساسی ترین پایه های موفقیت یک زندگی زناشویی، شناخت دقیق نیازهای جسمی ، روحی و عاطفی همسر و تلاش مستمر و دائم در پاسخ به این نیازهاست . زوجین می بایستی در این جهت به یکدیگر کمک رسانند و مشوق و همکار یکدیگر باشند. همچنین لازم است تا از توقعات خارج از توانایی همسر اجتناب گردد. به عبارت دیگر زوجین باید تلاش کنند تا در کنار یکدیگر باشند و نه در مقابل هم.علاوه بر این، هر یک از زوجین می بایستی مسئولیت تنظیم خانواده را بپذیرند و تعداد فرزندان و فاصله مناسب تولد آنان را رعایت نمایند.

یک عشق یک همسر

این اصل متضمن دوام و خوشبختی یک خانواده است. وفاداری به همسر، وفاداری به عشق را به ارمغان می آورد

به همسر خود احترام بگذارید و گذشت داشته باشید

زوجین می بایستی در همه حال و در هر شرایطی به همسر خود احترام بگذارند. نزدیکی زوجین هیچگاه حق توهین و تحقیر یکدیگر را به آنان نمی دهد. با اولین توهین به همسر، اولین گام برای فروریختن بنای خانواده برداشته شده است و اصالت خانواده زیر سؤال می رود. هیچ خطایی از طرف همسر، شما را محق به توهین به او نمی کند. گذشت لازمه هر رابطه طولانی مدت است. انسان در طول زندگی مرتکب خطاهایی می گردد و گذشت و راهنمایی دوستانه همسر، زمینه پیشگیری از وقوع مجدد آن خطا را فراهم می کند، احساس صمیمیت را تقویت می کند و زندگی را به کام زوجین شیرین می سازد

معنویات

دین داری، تقویت معنویات و توجه به دستورات مذهبی که به زیبایی در دین مبین اسلام و سایر ادیان الهی به آن پرداخته شده است، همچون چراغی روشن در راه تعالی بشریت است. زوجین باید به تقویت معنویات در یکدیگر یاری رسانند و در این صورت است که عطر و طراوت ایمان، فضای خانوادگیشان را صفا می بخشد

 

زمان مناسب بچه دار شدن

توجه داشته باشید که از نظر جسمانی، روانی، اجتماعی و اقتصادی صلاح نیست که یک زوج بلافاصله پس از ازدواج بچه دار شوند و حداقل در دو سال اول زندگی می بایستی از یک روش های پیشگیری از بارداری استفاده نمود. بهترین سن حاملگی برای زن بین ۲۰ تا ۳۰ سالگی است. حاملگی پیش یا پس از این سنین، احتمال خطرات برای سلامتی جنین و مادر را می افزاید. همچنین فاصله کمتر از ۳ سال بین دو زایمان برای مادر و کودک، هر دو، خطرناک است. امروزه به دلایل متعددی بیش از دو حاملگی توصیه نمی شود.

هدف اصلی ازدواج و تشکیل خانواده چیست؟

متاسفانه %۸۰ ازدواجها از انگیزه های غلط و خود خواهانه نشات میگیرند تعدادی از انگیزه های ازدواج به شرح زیر است:

۱- فشار اطرافیان:

تاثیراتی است که دوستان،خانواده، جامعه و حتی عقاید شما بر شما تحمیل می کنند. پیامی که مضمون آن اینچنین است: ”تو باید در یک رابطه با جنس مخالف خود باشی و یا حتما ازدواج کنی، اگر رابطه نداشته باشی و یا ازدواج نکرده باشی حتما عیبی در تو وجود دارد.” در جامعه فشار زیادی به افراد مجرد تحمیل میگردد اما دیگر زمان آن فرا رسیده است که آنها را به حال خود رها کنیم و بیاموزیم که تجرد آنها را درک کرده و ارج نهیم.هر فردی مختار است مجرد بماند و یا ازدواج کند.

۲- رهایی از تنهایی و افسردگی:

بسیاری از افراد تنها به این خاطر که تنها هستند (و یا از تنها ماندن هراس دارند) و یا مایوس میباشند تن به ازدواج میدهند. آنها تصور میکنند که ازدواج مشکل آنها را مرتفع میکند. اما در این شرایط معمولا فرد قادر به یک گزینش صحیح نمیباشد و احتمال آنکه فرد با شخص نامناسبی ازدواج کند زیاد است. یک انسان ناامید و تنها پس از ازدواج نیز تنها خواهد ماند. برخی افراد تا آن حد از لحاظ عاطفی تهی میباشند که امیدی به یک ازدواج موفق با هیچ فردی را احتمال نمیدهند. در نهایت نیز اینگونه افراد گرفتار روابط محنت زا و غم انگیزی میشوند.

۳- عطش جنسی:

برخی افراد آنقدر غرق در غرایض جنسی خود می باشند که جز روابط جنسی به چیزی دیگری نمی اندیشند. آنها رابطه جنسی را به یک رابطه صمیمانه و دراز مدت ترجیح می دهند. این گونه افراد تنها بدنبال یک همخوابه می باشند تا یک همسر خوب. این گونه ازدواج ها نیز پس از مدتی به سردی گراییده و از هم می پاشد. این انگیزه معمولا در مردان مشاهده می شود و تعداد آنها هم کم نیست.

۴- گریختن از واقعیات زندگی خود:

بسیاری از افراد ازدواج می کنند نه به این خاطر که شخص مناسبی را برای ازدواج یافته اند، بلکه به جهت آنکه عذری برای دوری گزیدن از مشکلات و واقعیات زندگی خود تراشیده باشند. زندگی اینگونه افراد عاری از شور و اشتیاق و هدف مشخص می باشد. اما جای آنکه راه حل را درون خودشان بیابند ازدواج کرده و تصور می کنند با ورود فرد دیگری در زندگیشان، زندگی آنها نیز از سکون و کسالت آوری بیرون خواهد آمد.

۵- گریختن از رشد و بالندگی:

این گونه افراد تنها به این منظور ازدواج می کنند که فرد دیگری مسئولیت مراقبت از انها را به عهده گیرد. اینگونه افراد معمولا از لحاظ عاطفی به شریک خود وابسته می شوند.
اینگوه ازدواج ها در موارد زیر نمود بیشتری دارند:
• ازدواج هایی که اختلاف سنی فاحشی میان دو فرد وجود دارد.
• در ازدواج هایی که اختلاف فاحشی در قدرت مالی و یا موفقیت شغلی دو فرد وجود دارد.
• ازدواج هایی که مغایرت محسوسی در سبک زندگی دو فرد وجود دارد.

۶- احساس گناه:

برخی افراد که پیش از ازدواج با فردی رابطه دراز مدت داشته اند تن به ازدواج با فرد می دهند به این خاطر که از ترک کردن شریک خود هراس دارند که پس از رفتن آنها چه بر سر شریکشان خواهد آمد. هم چنین احساس گناه می کنند زیرا که تصور می کنند آنطور که باید و شاید رفتار پسندیده ای نسبت به شریک خود نداشته اند و یا متقابلا لطف هایی که شریکشان در حق آنها روا داشته را جبران نکرده اند. هنگامی که فرد از روی احساس گناه و عذاب وجدان و نه از روی عشق واقعی تن به ازدواج با فردی دیگر می دهد ثمری جز ناکامی و نابودی هر دو فرد در پی نخواهد داشت.

۷- پر کردن خلاء احساسی و معنوی:

اینگونه افراد دارای حس پوچی و بی ارزشی می باشند و می خواهند توسط فرد دیگری خلاء وجودی خود را به گونه ای پر کنند اما باید آگاه باشند که هر میزان هم که فرد مقابلشان آنها را دوشت داشته باشد قادر به پر کردن خلاء های زندگی آنها نمی باشد.

۸- پذیرش اجتماعی:

جامعه به افراد مجرد به چشم یک انسان متهم می نگرد. این جمله را در درب ورودی بسیاری از رستوران ها و یا مراکز دیگر زیاد دیده اید: ”ورود افراد مجرد ممنوع” و یا بسیار از موسسات و ادارات افراد مجرد را به استخدام خود در نمی آورند. بنابراین ازدواج انگیزه ای می گردد برای جوانان تا در جامعه مورد پذیرش قرار گیریند.

۹- تامین مخارج زندگی:

این گونه ازدواج ها در زنان بیشتر به چشم می خورد که به منظور تامین نیازهایشان با مرد ثروتمندی تن به ازدواج می دهند.

۱۰- اعتماد بنفس پایین:

برخی افراد با نخستین فردی که به آنان پیشنهاد ازدواج می دهد می پذیرند و ازدواج می کنند. اینگونه افراد به لحاظ اعتماد بنفس پایینشان می پندارند قابل دوست داشتن نبوده و یا ارزش، زیبایی، محاسن و هنر کافی در خود سراغ ندارند که فردی شیفته آنان گردد. آنان از ترس آنکه نکند فرد دیگری آنان را نپسندد و شاید این آخرین فرصتی باشد که در زندگی برایشان ایجاد گشته، شتابزده تن به ازدواج می دهند.(مانند دخترانی که خیلی زود ازدواج می کنند)

۱۱- اخذ تابعیت کشور دیگر:

اینگونه افراد برای اخذ تابعیت کشور خاصی تن به ازدواج می دهند که یک ازدواج مصلحتی محسوب می گردد.

۱۲- بی ارزش شمردن ارزش خود:

این گونه طرز تفکر در زنان به چشم می خورد. این گونه زنان و یا دختران چنین می پندارند که وظیفه یک مرد تامین مخارج معیشتی و وظیفه یک زن تنها برآورده ساختن نیازهای جنسی مرد می باشد. آنها ارزش زن را در سطح یک همخوابه صرف می دانند. یکی از عللی که دختران جوان با مردان مسن ازدواج می کنند همین مسئله می باشد.
به خاطر داشته باشید بسیاری از محققین سن مناسب ازدواج را برای دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و برای پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود.

بنابراین عجله نکنید و با دید گشوده شریک زندگی خود را برگزینید.

همچنین سعی کنید پیش از بچه دار شدن حداقل ۲ سال از ازدواج شما گذشته باشد تا رابطه شما با فرد مقابل به ثبات مطمئنی رسیده باشد.هدف اصلی ازدواج و تشکیل خانواده، ارضای غریزه جنسی و شهوانی نیست، بلکه تولید مثل است.بدون شک، خالق بزرگ هستی خواهان تداوم زندگی انسان روی کره خاکی است و تنها راه تداوم نسل بشر، آمیزش جنسی است. خداوند کششی بین دو جنس مخالف (نر و ماده) برقرار ساخت، که اگر این کشش میان نر و ماده نبود، آمیزشی میان دو جنس مخالف صورت نمی گرفت، و اگر آمیزش در کار نبود نسل بشر منقرض می گشت.قوی ترین نیرویی که زن و مرد را به یکدیگر می کشاند، غریزه جنسی است. در حقیقت، جاذبه جنسی بین زن و مرد علت محدثه خانواده و علت مبقیه آن است؛ ولی هدف اصلی ازدواج، ارضای غریزه جنسی نیست، بلکه عاملی ورای این عامل شهوانی و تمتعات جنسی است که عبارت است از تولید نسل.بهترین دلیلی که می توان بر این مدعا که هدف اصلی از ازدواج صرف تلذذ و تمتع جنسی بردن نیست جدائی مردان از زنان نازا و زنان از مردان عقیم آن هم با وجود تلذذ جنسی در حد ارضاء و وجود اقتصاد سالم و وضع معیشتی مناسب در خانه است.

سه عامل مهم افراد را به طرف ازدواج و تشکیل خانواده سوق می دهد: نیاز اقتصادی، میل به فرزند و عشق. میل به فرزند که همان علاقمندی به بقای نسل و حفظ نوع می باشد، عشق یا لذت جنسی یا نیازهای اقتصادی به عنوان مقدمات وصول به این هدفند. بنابر نظریه کینک، جامعه شناس آمریکایی، از لحاظ جهان شناسی، وظیفه خانواده (زن و مرد) تنها امتداد نسل است و نیازهای اقتصادی یا شهوانی به عنوان مقدمه ای برای رسیدن به این هدف بزرگند.

مزایای ازدواج سالم و موفق چیست؟

موفقیت در ازدواج تنها در تامین مادیات خلاصه نمی شود. تحقیقات گویای این مطلب هستند که تمام افراد خانواده در یک زندگی مشترک سالم سعادتمند و کامل از مزایای آن بهره مند خواهند شد همه ما می دانیم که خداوند به مزایای زندگی مشترک آگاه است و به همین دلیل بوده که زن ها و مردها را تشویق به ازدواج کرده و نتیجه این تحقیقات چیزی جز سخنان خداوند نیست.

مزایای ازدواج موفق برای کودکان و نوجوانان آن خانواده:

تحقیقات نشان می دهد که کودکانی که در آغوش گرم خانواده بزرگ می شوند برتری های بیشتری نسبت به سایرین دارند. از آن جمله می توان موارد زیر اشاره کرد.
- احتمال ورود آنها به مدارج بالاتر علمی بیشتر است.
- از نظر آکادمیک بچه های موفق تری هستند.
- از نظر جسمی سالم تر هستند.
- از نظر عاطفی سالم تر هستند.
- احتمال خودکشی در آنها کمتر است.
- ناآرامی های کمتری را در مدرسه از خود نشان می دهند.
- احتمال کمتری وجود دارد که قربانی سو استفاده جنسی شوند.
- کمتر از الکل و مواد مخدر استفاده می کنند.
- کمتر مرتکب جنایت می شوند.
- ارتباط بهتری با پدر و مادر خود دارند.
- وقتی ازدواج کردند. احتمال طلاق کمتر است.
- در ففر بزرگ نمی شوند.

مزایای ازدواج سالم برای خانم ها:

تحقیقات نشان می دهد که خانم هایی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به خانم هایی که از ازدواج نا موفق هستند نسبت به خانم هایی که در ازدواج ناموفق هستند مزایای بیشتری دارند از جمله:
- از ارتباط خود راضی هستند.
- از نظر احساسی سالم تر هستند.
- از نظر مالی غنی تر هستند.
- کمتر قربانی خشونت سو استفاده های جنسی و یا سایر جرم ها می شوند.
- تلاش کمتری برای خودکشی انجام می دهند.
- از الکل و مواد مخدر استفاده نمی کنند.
- زیر خط فقر به سر نمی برند.
- با فرزندان خود ارتباط بهتری برقرار می کنند.
- از نظر جسمانی سالم تر هستند.

مزایای ازدواج سالم برای مردها:

تحقیقات مزایای بسیار زیادی را در مورد مردانی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به سایر آقایان پیدا کرده است به نمونه زیر توجه کنید
- عمر طولانی سلامت جسمانی تامین مالی اشتغال بلند مدت.
- دستمزد بالا ریسک کمتر در روی آوردن به مواد مخدر مشروبات الکلی داشتن ارتباط بهتر با فرزندان احتمال کمتر به ارتکاب به جرم و جنایت. احتمال کمتر در خودکشی

مزایای ازدواج سالم برای اجتماع:

زمانی که در جامعه درصد افرادی که در یک ازدواج سالم هستند بیشتر شود مزایای بی شماری به همراه آنها با اجتماع وارد می شود .
-داشتن شهروندان سالم از نظر فیزیکی
دارا بودن شهروندان سالم از نظر احساسی
بالا رفتن درصد افراد تحصیلکرده
کاهش خشونت های خانوادگی
کاهش امار جرم و جنایت
کاهش میان ارتکاب به جرم در نوجوانان و حوانان
کاهش میزان مهاجرت
افزایش ارزش دارایی های افراد
کاهش نیاز به خدمت مشاوره خانوادگی

زمان مناسب برای پیشنهاد ازدواج دادن و پیشنهاد ازدواج را چگونه مطرح کنیم

پیشنهاد ازدواج دادن بی شک یکی از مهمترین و بزرگترین گام هایی میباشد که تا به حال برداشته اید. شما خواهان آن هستید که در آن لحظه همه چیز عالی و به بهترین نحو پیش رود و از آن مهمتر که می خواهید پاسخ وی مثبت باشد! این نکات را هنگام دادن پیشنهاد ازدواج مد نظر قرار دهید تا شانس موفقیت شما افزایش یابد:

۱- مطمئن گردید که فرد مناسبی را برگزیده اید:

واضح است نه! اما حقیقت امر آن است که ازدواج چیزی نیست که بخواهید بخاطر انگیزه های آنی وارد آن گردید. ممکن است شما دیوانه وار همدیگر را دوست داشته باشید اما اگر همسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زیاد دوام نخواهد آورد و یا آنکه ارزش های شما با ارزش های همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید تردید دارید، بهتر است بیشتر درباره آن بیاندیشید.

۲- مطمئن شوید هر دوی شما آمادگی دارید:

پیش از آنکه پیشنهاد ازدواج دهید درباره آن که در زندگی بدنبال چه اهدافی میباشید، حتی اهداف ۵۰ سال آینده خود با یکدیگر صحبت کنید. هر چه بیشتر با یکدیگر در مورد آن چه برای شما حائز اهمیت می باشد گفتگو کنید بیشتر متوجه آن می گردید که آیا با یکدیگر تفاهم و سازگاری دارید یا خیر. همچنین باید از لحاظ مالی آمادگی داشته باشید. اگر شما قادر نیستید که مخارج خود را تامین کنید، بهتر است نامزدی خود را به تعویق بیاندازید.

۳- از پدر و مادر وی اجازه بگیرید:

شما ابتدا باید بدانید که آیا اگر پیش از ازدواج با پدر و مادر وی مشورت کرده و اجازه بخواهید، آنها را خشنود می سازد یا خیر. این نکته شاید عجیب بنظر آید اما شما که نمی خواهید پدر زن و مادر همسر آینده خود را برنجانید؟ این عمل برای آنکه دلشان را بدست بیاورید بسیار موثر خواهد بود.

۴- بطریقی پیشنهاد بدهید که خوشایند وی باشد:

به پیشنهاد ازدواج همچون یک هدیه به بانوی زندگی خود بنگرید. آن را بطریقی طرح ریزی کنید که باب میل و سلیقه وی بوده و مطابق با شخصیتش باشد. آیا وی رومانتیک است و یا اهل تفریح و شوخ طبعی؟ آیا میل دارد بطور محرمانه از وی خواستگاری کنید و یا روی دیوار درخواست خود را بنوسید؟

۵- در باره هدیه دادن به وی تصمیم بگیرید:

برای دخترها و زنان هیچ چیز مبهوت کننده تر از یک هدیه غیر منتظره و غافلگیر کننده حلقه برلیان نمی باشد. اما اگر توان مالی شما اجازه این کار را به شما نمی دهد، برای یک حلقه مناسب بودجه شما کفایت می کند. اما حتما پیش از آنکه حلقه را خریداری کنید از نوع سلیقه وی اطلاع یابید. این کار را می توانید با سوال کردن از دوستان و یا خانواده وی و یا مشاهده نوع جواهر آلاتی که وی استفاده می کند انجام دهید. اما بسیاری از دختران تمایل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال باید به خواسته های وی احترام بگذارید.

۶- مطمئن گردید پاسخ وی مثبت می باشد:

هنگامیکه پیشنهاد ازدواج میدهید، باید مطمئن باشید که پاسخ وی ”بله” خواهد بود. شما میباست از قبل در مورد ازدواج به اندازه کافی صحبت کرده و کاملا از آن چه طرف مقابل از یک شریک زندگی بلند مدت انتظار دارد، آگاهی یافته باشید. درست است که می خواهید پیشنهاد ازدواج شما برای او سورپریز باشد اما نباید بی مقدمه دست به این کار بزنید.

۷- افراد زیادی را از قصد و تصمیم خود آگاه نسازید:

شما ممکن است وسوسه شوید که قصد خود را با دوستان و خانواده خود در میان بگذارید. اما عاقلانه تر آن است که این خبر را تنها با یکی دو تا ازدوستان و یا نزدیکان صمیمی خود در میان گذاشته و به آنها اطمینان داشته باشید که رازدار و محرم اسرار شما می باشند.

۸- پیشنهاد خود را از حفظ نکنید:

صرفنظر از آنکه کجا و چگونه پیشنهاد ازدواج می دهید، باید آن با نهایت صداقت و ابراز عشق حقیقی شما نسبت به وی همراه باشد. از قبل در مورد حرف هایی که می خواهید به او بزنید یادداشت بردارید اما دقیقا آنها را از بر نکنید. در آن لحظه به وی بگویید که چرا وی یک فرد استثنایی بوده و چرا شما خواهان آن می باشید که باقی عمر خود را با وی سپری کنید. باید جملات شما از دلتان برآید او می خواهد با یک مرد ازدواج کند و نه یک ربات!

۹- مکان و زمان مناسب را بیابید:

مکانی که پیشنهاد ازدواج می دهید می تواند: رستوران، پارک، سینما و یا لب دریا باشد.اما بهتر است مکانی انتخاب گردد که برای هر دوی شما خاطره انگیز بوده و شما را به یاد خاطرات گذشته بیندازد. فاکتور زمان نیز بسیار مهم می باشد اگر وی شرایط سختی را سپری می کند، اگر خسته و یا گرفتار دغدغه های شخصی و شغلی خود می باشد و یا آنکه از دست کسی عصبانی است، زمان مناسبی برای این کار نمی باشد.

۱۰- او را دستپاچه نکنید:

شما ممکن است بخواهید پیشنهاد خود را برای جهانیان فریاد بزنید و یا حداقل برای همسایگان مجاور خود! اما مراقب باشید اشتیاق بی حد شما کار دستتان ندهد. اگر وی شخص درونگرا بوده و از آن که مرکز توجه دیگران واقع گردید بی زار می باشد، بهتر است این کار را بطور خصوصی با وی در میان بگذارید.

۱۱- انتظار همه نوع پیشامدی را داشته باشید:

صرف نظر از همه نقشه ها و طرح ریزی ها، امکان دارد امور دقیقا آن طوری که شما و یا وی تصور می کردید پیش نرود. خود را برای واکنش های احتمالی آماده کنید.او ممکن است دستپاچه شده و یا هیجان زده گردد و یا آن که کاملا آرام و بی تفاوت باقی بماند. وی ممکن است بگوید: ”بله-خیر” و یا ”شاید”. شما ممکن است تصور کنید وی را کاملا می شناسید اما از پیش داوری و آنکه پاسخ وی چگونه خواهد بود پرهیز کنید چون ممکن است مایوس گردید.

۱۲- اگر پاسخ وی منفی بود مایوس نشوید:

همواره احتمال آن که وی ”نه”بگوید وجود دارد. اما دلسرد نشوید با او صحبت کنید و علت عدم آمادگی وی را جویا گردید. وی ممکن است تنها به زمان بیشتری نیاز داشته باشد و یا آن که اصلا وی دختر مناسبی برای شما نباشد. اگر این طور باشد بهتر است همین حالا پی به آن ببرید تا آنکه پس از ازدواج.

۱۳- خیلی زود و یا خیلی دیر پیشنهاد ندهید:

زمان معینی برای پیشنهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت ۲ هفته از آشنایی خود با وی پیشنهاد ازدواج ندهید! زمان پیشنهاد ازدواج هنگامی است که شما برای مدتی کافی به یکدیگر متعهد شده باشید. همچنین زیاد وقت را تلف نکنید شجاع باشید و حرف دلتان را بزنید. اگر هم خیلی هم کمرو می باشید، می توانید پیشنهاد خود را در قالب نامه برای دختر مورد علاقه خود ارسال کنید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱

 

نتایج بررسیهای پژوهشگران انگلیسی نشان می دهد که کلید یک ازدواج موفق و پایدار در این است که مردان در نظافت خانه به همسران خود کمک کنند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱

 

دانشمندان فرمولی ریاضی را برای یافتن همسر ایده آل کشف کرده اند که بر اساس آن زن باید 5 سال کوچکتر از مرد باشد. همچنین باید از زمینه فرهنگی مشابهی با مرد برخوردار بوده و باهوشتر از وی باشد.

به گزارش خبرگزاری مهر، به گفته دانشمندان دانشکده بازرگانی ژنو پیروی از این فرمول می تواند شانس زوجها را برای داشتن ازدواجی پایدار و شاد یک پنجم افزایش دهد. یکی از زوجهایی که این فرمول در ازدواج آنها رعایت شده است ملکه و پادشاه ادینبرگ معرفی شده اند.

محققان با مطالعه بر روی هزار و 74 زوج از سنین 19 تا 75 ساله به بررسی عوامل اجتماعی که در برقراری رابطه ای طولانی تاثیر گذار است پرداخته و این فرمول را نوشتند.

جدا از اختلاف سنی 5 ساله و دارا بودن فرهنگ یکسان، دانشمندان نتیجه گرفتند زن باید حداقل 27 درصد باهوش تر از مرد باشد. همچنین این تحقیقات نشان داده است ازدواج با فردی که تجربه طلاق را دارد می تواند از موفقیت و شادی در ازدواج بکاهد.

بر اساس گزارش تلگراف، در حالی که بسیاری از متخصصان باور دارند این فرمول تنها بخشی از تحقیقاتی ناتمام است اما دانشمندانی که آن را ابداع کرده اند معتقدند در صورتی که افراد از فرمول آنها پیروی کنند می توانند بخت خود را در داشتن زندگی مشترک شاد و طولانی تا 20 درصد افزایش دهند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱