در بحث تجویز تماشای فیلم‌های جنسی برای زوجینی که یکی از همسران یا هر دو به سردمزاجی و بی‌میلی جنسی مبتلا هستند...

دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد اما از نظر اینجانب، تماشای فیلم‌هایی که با تصاویر جنسی همراهند، ممکن است در برخی موارد خاص در کوتاه‌مدت موجب تحریک جنسی شود اما در درازمدت به عللی که به آن اشاره می‌کنم به از هم گسیختگی روابط زناشویی می‌انجامد:


• کاهش اعتماد به نفس: تماشای فیلم‌های جنسی با توجه به رفتارهای اغراق‌آمیز بازیگران کم‌کم باعث می‌شود زوجین درباره طبیعی‌بودن عملکرد جنسی خود دچار تردید شوند و خود را بسیار ضعیف‌تر از آنچه هستند، بپندارند و از روابط زناشویی بیش از گذشته فاصله بگیرند.

• مقایسه منفی: جذابیت‌های اغراق‌آمیز و تصنعی چنین فیلم‌هایی گاهی باعث می‌شود جذابیت‌های همسر، کمرنگ شده و با تشدید بی‌میلی جنسی همسر، میزان فعالیت جنسی زوجین از مقدار فعلی نیز کمتر شود.

• تقلید: برخی رفتارهای بازیگران این فیلم‌ها با وجود جذابیت‌های بصری، گاه بسیار دردناک و آسیب‌زننده است و زوجین ناآگاه که سعی در تقلید از آن دارند، موجب بی‌رغبتی همسر به روابط زناشویی می‌شود.

• وابستگی: هرچند در ابتدای امر زوجین با قصد بهبود روابط فیمابین به تماشای چنین فیلم‌هایی می‌نشینند اما در ادامه، یکی از زوجین یا هر دو متوجه می‌شوند که اگر در گذشته وقتی را برای با هم بودن صرف می‌کردند اکنون همه یا بخشی از آن وقت را برای دیدن انواع و اقسام فیلم‌های مستهجن پر می‌کنند و به این ترتیب، فیلم‌هایی که قرار بود باعث نزدیکی بیشتر زوجین به یکدیگر شود اکنون عاملی برای فاصله بیشتر آنها از یکدیگر شده است.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٩

 

سفره عقد
زن :عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.
مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟

روز زن
زن : عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی خودت بهترین هدیه ایی.
مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم اشپزی تو عالیه عزیزم (نکته نهفته:شام چی داریم؟)

روز مرد
زن :وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.
مرد:حالا اشکال نداره عزیزم سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی می یاد)

روز بعد از تولد بچه
زن:وای مامانی بازم گرسنه هستی , (عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی)
مرد: با دهان پر(نه عزیزم ندیدم , راستی یادم باشه بازم ازاین مارک بخرم،چقدر خوشمزه است)

چهل سال بعد
زن :عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما دیگه پیر شدیم
مرد : یعنی دیگه کیک نخوریم

دو ثانیه قبل از مرگ
زن :عزیزم همیشه دوستت داشتم
مرد: گشنمه

وصیت نامه
زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم ومحبتم رانثارشان می کردم ،تمام زندگی ام را!!
مرد : شب هفتم قرمه سبزی بدید

اون دنیا
زن : خطاب به فرشته ی مسئول : خواهش می کنم ما را از هم جدانکنید، نه نه عزیزم، خدایا به خاطر من
(((وسر انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت)))
مرد : خطاب به دربان جهنم : حالا توی بهشت غذا بیشتر چیه، شام چی میدن ؟؟؟

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٩

 

فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود؛ روی نیمکتی چوبی؛ روبه روی یک آب نمای سنگی. پیرمرد از دختر پرسید : – غمگینی؟ – نه – مطمئنی؟ – نه – چرا گریه می کنی؟ – دوستام منو دوست ندارن – چرا؟ – چون قشنگ نیستم – قبلا اینو به تو گفتن؟ – نه – ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم – راست می گی؟ – از ته قلبم آره دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید؛ شاد شاد. چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد؛ کیفش را باز کرد؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٩

 

زندگی بدون عشق مثل استفاده از تنفس مصنوعی است.
آیا من به خاطر اینکه به شما نیاز دارم دوستتان دارم؟ یا به خاطر اینکه دوستتان دارم به شما نیاز دارم؟ (اریج فرام)
وقتی به کسی می گویید «دوستت دارم» به چه معنی است؟ جوابها و تفاسیر زیادی به این سؤال وجود دارد. اما زمانی که این سؤال را می پرسید اکثریت مردم می گویند که عشق یک حس است و در قالب کلمه نمی گنجد. مردمی که عاشق شدن را تجربه کردند از یک احساس درونی شبیه خواب گرم و شیرین گاهی از گیجی و بی فکری صحبت می دهند. مارازیتی دوناتلا روانپزشک از دانشگاه پیزا بیان کرده که «دیوانه وار عاشق شدن براستی باعث بیماری روانی می شود.»
همیشه مردم می پرسند «عشق واقعی را چگونه بشناسم؟ چگونه مطمئن شوم چه زمانی عشق آسیب به من می زند؟» در تلاشی برای پاسخ به این سؤالها، از مردمی که احساس عاشقی را تجربه کردند سؤال شد و این نتایج طبق تحقیقات انسان شناس پروفسور هلن ای. فیشر بدست آمد:
مردمی که عاشق شدند نیروی قوی را حس می کنند که سبب کشش این دو جنس به هم می شود، گاهی این نیرو، کشش قوی فیزیکی است و به گفته روانشناسان عامل مهمی در عشق خیالی است. گاهی فراتر از این بوده و تحقیقات جدید پیشنهاد می کند بدنهای ما فرایندهایی را ایجاد می کند که مطمئن می شویم عاشق جنس مخالف شده ایم.
شرح عشق از نظر بیولوژی
فرد ممکن است روابط نامشروع با شریکش صرفاً بخاطر لذت جنسی داشته باشد، در آن هنگام کشش قوی را به شریکش احساس می کند. در موارد زیادی یکی یا هر دو طرف در یافتن عشق ثابت و با دوام اشتباه می کنند. بی شک می دانیم که چنین اشتباهاتی چه بهای گزافی دارد. هلن ای. فیشر در بررسی اش گفت: «مغز این مراحل را طی می کند: شهوت، کشش و وابستگی» که این کشش را می توان از نظر زیستی شرح داد. او دریافت که بعد از اوج لذت جنسی، سطح هورمونهای واسوپرسین در مردان و اکسی توسین در زنان طغیان می کند. این هورمونها بعنوان علت وابستگی شناخته شدند، که منجر شد فیشر نتیجه بگیرد حضور این مواد شیمیایی در بدن مسؤول نزدیکی زوجها بعد از آمیزش جنسی است.
در مقاله ای در سربرم، یک مغزشناس به نام دانافرم سه سیستم مرتبط با همسر، تولیدمثل و والدین را توضیح می دهد. این سیستمها شهوت، کشش و وابستگی نامیده شده است.
شهوت: راهی غریزی است که آنقدر مرد و زن تحریک می کند. تا عمل جنسی بین آندو انجام شود.
کشش: این سیستم دو شریک را بطور شهوت آمیزی متمرکز می کند تا تلقیح انجام گیرد. فیشر متوجه شد فرضیه سیستم کشش بعنوان راهی فردی است تا بهترین شریک را انتخاب و این تمرکز را ادامه دهد. افراد که فکر می کردند بطور ژنتیکی برترند ، و هنوز هم هستند، می توانند شریک زناشویی مطلوبی باشند.
وابستگی: این روش عاطفی (اصطلاح «عشق مهربان») بوجود آمده است تا زاد و ولد و حیات نسل ضمانت شود. منظور اصلی از افزایش سطح هورمونهای واسوپرسین و اکسی توسین که در بالا ذکر شد حفظ زندگی مشترک والدین است، حداقل تا زمانی که فرزند توانایی مراقبت از خود را داشته باشد. جالب است بدانید شهوت و کشش همیشه دست به دست هم نمی دهند. چراکه در گزارشی وقتی مرد و زن تستسترون را به خود تزریق کردند ـ تستسترون هورمونی است که بعنوان افزاینده تمایل جنسی شناخته شده است ـ ***شان افزایش یافت اما آنها عاشق هم نشدند.
در این گزارش فیشر همچنین به مطالعات اجرا شده د.مارازیتی و همکارانش اشاره کرد که عاشق شدن را مربوط به سطوح پایین هورمون سروتونین می دانند. اما بر طبق گفته مارازیتی، این تعادل شیمیایی در انسانها ثابت نیست، تایید می کند کشش شهوانی برای همیشه پابرجا نمی ماند. در آزمایشی بعد از این مدت که افراد را در حالت شیفتگی بین 12 تا 18 ماه بررسی کردند، سطوح سروتونین در بدن مردان و زنان شیفته و از خودبیخود تغییر می کند و بازگشت سطوح مشابه در افرادی که عاشق نشدند، دیده شد.
این تحقیق از این نظر مهم است که چگونگی عملکرد سیستم بیولوژیکی را همراه با فرایند احساسی شرح می دهد. هر زمان که ما شریک مناسب را پیدا کردیم، می توانیم به سیستم های بیولوژیکی و شیمیایی مان اعتماد کنیم که ما را در رسیدن به اهداف احساسی کمک می کند. و زمانی که شریکمان جذابیت کمتری برایمان دارد لزوماً به این معنی نیست که عشق دیگری غیر از ما دارد. ساده تر اینکه فرایندهای بیولوژیکی بطور طبیعی کار خود را انجام می دهد.
مردم می گویند که در جستجوی همسر مطلوبشان هستند شخصی که چگونگی نگاه به زندگی خود، مهمترین ارزشهایش و نیروی محرکی که سبب حرکتش است را با ما تقسیم کند. پروفسور ناتانیل براندن، می گوید «وقتی شخصی را می بینیم فکر می کنیم چگونه خودش را آزمایش می کند. ما سطح هیجان یا فقدان هیجان فردی را حس می کنیم. کشش یا دفع فوری ما غیرارادی است بخاطر اینکه بدن و احساسات ما واکنش سریعتری نسبت به فکری که در قالب کلمه بگنجد، شکل می دهد.»
آندرا ان.جونز در نظریه جوانی در روزنامه ای که توسط سرویس Pacific News منتشر شد گفته: هر شخصی یک موجود زنده منحصر بفرد است. آنچه در یک لحظه احساس می کنیم اینکه شریک انتخابی ما چیزی دارد که می تواند زندگی ما را کامل کند. چنین شخصی احتمالات جدیدی را می آورد که می تواند ما را توانگرتر کند. این مطلب به این معنی نیست که شخص جدیدی که یافتیم تنها شخصی است که می تواند زندگی ما را بهبود بخشد. ممکن است اشخاص دیگری هم چنین باشند. به این دلیل نتیجه گیری می شود برای هر شخصی بیش از یک معشوق وجود دارد.
این قضاوت فوری از سازگاری در اولین برخوردتان که با همدیگر آشنا می شوید، اتفاق می افتد. چون فرایندهای منطقی فکری سریعترند، همه شما در اولین ارتباط این مطلب را حس می کنید اما دلیلی برای توضیح آن ندارید.
پس از این با شریکتان خودمانی تر می شوید و شروع به یافتن راهی که او هست، واکنش ها و تجربیات عاطفی و غیره می کنید. توانایی تشخیص تشابهات و تفاهمات فردی را دارید، بنابراین اولین کشش متقابل برایتان روشن است. درست است که کشش متقابل زوجها را بهم نزدیک می کند اما عشق کششی عمیق تر از آن ایجاد می کند.

  ادامه مطلب  
   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٩

 

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
زن و مرد از راهی می رفتند، ماموران آنها را دیدند وآنها را خواستند!
پرسیدند شما چه نسبتی با هم دارید؟
زن و مرد جواب دادند زن و شوهریم
ماموران مدرک خواستند،
زن و مرد گفتند نداریم !
ماموران گفتند چگونه باور کنیم که شما زن و شوهرید ؟!
زن و مرد گفتند برای ثابت کردن این امرنشانه های فراوانی داریم ... !

اول اینکه آن افرادی که شما می گویید دست در دست هم می روند،
ما دستهایمان از هم جداست!

دوم، آنها هنگام راه رفتن و صحبت کردن به هم نگاه می کنند،
ما رویمان به طرف دیگریست!

سوم آنکه آنها هنگام صحبت کردن و راه رفتن،با هم با احساس حرف می زنند،
ما احساسی به هم نداریم!

چهارم آنکه آنها با هم بگو بخند می کنند،
می بینید که، ما غمگینیم!

پنجم، آنها چسبیده به هم راه می روند،
اما یکی ازما جلوترازدیگری می رود!

ششم آنکه آنها هنگام با هم بودن کیکی، بستنی ای، چیزی می خورند،
ما هیچ نمی خوریم!

هفتم، آنها هنگام با هم بودن بهترین لباسهایشان را می پوشند،
ما لباسهای کهنه تنمان است.. !

هشتم، ...

ماموران گفتند
خیلی خوب،
بروید،
بروید،..
فقط بروید ...

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٩

 

پیاده از کنارت گذشتم، گفتی:" چندی خوشگله؟"

سواره از کنارت گذشتم، گفتی:" برو پشت ماشین لباسشویی بنشین!"

در صف نان، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود

در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود

زیرباران منتظر تاکسی بودم، مرا هل دادی و خودت سوار شدی

در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من

در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی

در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو بلند گفتی:"زهرمار!"

در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت، فحش خواهر و مادر بود

در پارک، به خاطر بودن تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم

نتوانستم به استادیوم بیایم، چون تو شعارهای آب نکشیده می دادی

من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی

مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی!

تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است

من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده

عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی

عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد

من باید لباس هایت را بشویم و اتو بزنم تا به تو بگویند خوش تیپ

من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر

وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن، گفتی بچه مال مادر است

وقتی خواستی طلاقم بدهی، گفتی بچه مال پدر است

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٩

 

در این مقاله 10 دشمن عمده سلامت مردان از سوی مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های آمریکا آمارگیری و مطرح شده و راه‌های پیشگیری از هرکدام از این خطرها نیز بیان شده است...
بسیاری از خطرهای بهداشتی که سلامت مردان را تهدید می‌کند، قابل پیشگیری است.

1.بیماری‌های قلبی
بیماری‌های قلبی یکی از تهدیدهای جدی سلامت مردان است اما با پیش گرفتن شیوه زندگی سالم از این خطر رهایی پیدا خواهید کرد. برای این منظور لازم است که...

سیگارتان را ترک کنید و با دود سیگار افراد سیگاری هم مواجه نشوید و هرگز سراغ الکل نروید.

• رژیم‌ غذایی سالمی را دنبال کنید؛
رژیمی سرشار از میوه و سبزی و دارای غلات و حبوبات، فیبر و ماهی. غذاهایی را انتخاب کنید که اسید چرب غیراشباع داشته و دارای نمک کم باشد.

• اگر سطح کلسترول خون‌تان بالا است یا فشارخون بالا دارید، به توصیه‌های پزشکی توجه کنید.

• ورزش کنید و وزن‌تان را در حد ایده‌آل نگه دارید.

• اگر دیابت دارید، حتما قندخون‌تان را تحت کنترل داشته باشید.

• روش‌های مقابله با استرس را یاد بگیرید.
.سرطان‌ها
سرطان‌ها، مخصوصا سرطان ریه یکی دیگر از دلایل مرگ‌ومیر در میان مردان است.

بعد از سرطان ریه طبق آمارهای انجمن سرطان آمریکا، سرطان پروستات و سرطان روده بزرگ بیش از سایر سرطان‌ها سلامت مردان را تهدید می‌کنند. برای پیشگیری از سرطان‌ها لازم است که...

• سیگار نکشید و در مواجهه با دود سیگار دیگران قرار نگیرید.

• ورزش را فراموش نکنید.

• وزن‌تان را کنترل کنید و اجازه ندهید اضافه‌وزن پیدا کنید و چاق شوید.

• رژیم‌غذایی سرشار از میوه و سبزی داشته و از خوردن غذاهای پرچرب بپرهیزید.

• کمتر در معرض تابش نور آفتاب قرار بگیرید و از ضدآفتاب استفاده کنید.

• برای انجام آزمون‌های غربالگری به‌طور منظم به پزشک مراجعه کنید.

• از مواجهه با عوامل سرطان‌زا مثل رادون، آزبست و آلودگی هوا بپرهیزید و اگر در محیط‌هایی کار می‌کنید که عوامل خطرناک در آن وجود دارد هرازچند گاهی از نظر پزشکی معاینه شوید.
.سوانح رانندگی
یکی از دلایل تصادف کشنده در میان مردان، حوادثی است که هنگام موتورسواری و رانندگی اتفاق می‌افتد. برای کاهش خطر تصادفات رانندگی لازم است که...

• حتما هنگام رانندگی از کمربند ایمنی استفاده کنید.

• سرعت مجاز هنگام رانندگی یا موتورسواری را رعایت کنید.

• هرگز از مواد مخدر و الکل قبل از رانندگی استفاده نکنید.

• با خواب‌آلودگی یا خستگی رانندگی نکنید.

4.سکته‌های قلبی و مغزی
شاید نتوان برخی از عوامل خطر سکته نظیر سابقه خانوادگی، سن و جنس را تغییر داد اما می‌توان سایر عوامل خطر را کاهش داد. برای این منظور لازم است که...

سیگار را ترک کنید.

• اگر دچار کلسترول بالا یا فشارخون بالا هستید، حتما توصیه‌های پزشکی را رعایت کنید.

• از مصرف اسیدهای چرب اشباع در رژیم غذایی خود، خودداری کنید.

• وزن‌تان را در حد متعادل نگه دارید و ورزش کنید.

• اگر دیابت دارید، قندخون خود را در حد ایده‌آل نگه‌ دارید.

5.بیماری‌های انسدادی مزمن ریه
بیماری انسدادی مزمن ریه گروهی از بیماری‌های ریوی از جمله برونشیت، آسم و آمفیزم است. برای پیشگیری از این بیماری باید:
سیگارتان را ترک کنید و در معرض دود سیگار دیگران قرار نگیرید.

• سعی کنید زمانی که هوا آلوده است از منزل خارج نشوید و از مواجهه با موادشیمیایی هم خودداری کنید.
.دیابت نوع2
دیابت نوع 2 شایع‌ترین نوع دیابت است. برخی عوارض دیابت نوع 2 شامل بیماری‌های قلبی، نابینایی، تخریب اعصاب و مشکلات کلیوی است. برای پیشگیری از دیابت نوع 2 لازم است که...

• اگر اضافه‌وزن دارید، وزن‌تان را کاهش دهید.

• در رژیم‌غذایی خود از میوه و سبزی و غذاهای کم‌چرب استفاده کنید.

• در برنامه روزانه خود فعالیت جسمی را هم بگنجانید.

7.آنفلوآنزا
آنفلوآنزا یک عفونت شایع ویروسی است. هرچند خود بیماری آنفلوآنزا به تنهایی یک بیماری نیست، اما گاه عوارض آن و عدم درمان آن مخصوصا در کسانی که دچار ضعف سیستم ایمنی هستند یا بیماری مزمن دارند، کشنده است.
پس برای جلوگیری از ابتلا یا محافظت خود هر سال واکسن آنفلوآنزا بزنید.
8.خودکشی
یک عامل خطرساز مهم برای خودکشی در میان مردان افسردگی است. اگر فکر می‌کنید که دچار افسردگی هستید، حتما با یک روان‌پزشک مشورت کنید.
افسردگی به راحتی درمان می‌شود. اگر فکر خودکشی داشتید، حتما به مرکز اورژانس مراجعه کنید.

9.بیماری‌های کلیوی
نارسایی کلیه غالبا از عوارض دیابت یا فشارخون بالا است. اگر مبتلا به دیابت هستید یا فشارخون‌تان بالا است، به این توصیه‌ها توجه کنید:

غذای سالم بخورید. میزان مصرف نمک را در رژیم غذایی خود کاهش دهید.

• روزانه نیم ساعت ورزش و پیاده‌روی کنید.

• وزنتان را کاهش دهید.

• داروهای‌تان را به موقع مصرف کنید.
10.آلزایمر
هیچ راه اساسی برای پیشگیری از بیماری آلزایمر وجود ندارد اما توصیه‌های زیر می‌تواند کمک‌کننده باشد:

از قلب خود محافظت کنید. فشارخون بالا، بیماری‌های قلبی، سکته و دیابت و کلسترول بالا خطر ابتلا به آلزایمر را افزایش می‌دهد.

• در مواقع لزوم از سر خود با پوشیدن کلاه ایمنی محافظت کنید تا دچار صدمات سر نشوید. به نظر می‌رسد که بین آسیب‌های سر و آلزایمر ارتباط وجود داشته باشد.

• وزن‌تان را در حد ایده‌آل نگه ‌دارید.

• زندگی اجتماعی و روابط خود را با دوستان حفظ کرده و سعی کنید هر روز چیز جدیدی یاد بگیرید.

• فعالیت جسمانی را فراموش نکنید.

• ورزش‌های ذهنی و حل جدول را فراموش نکنید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٩

 

ازدواج مرحله ای از تکامل در زندگی میباشد و به نوعی تولدی دیگر و آغازی دیگر به حساب می آید که برای وارد شدن به این مرحله ما نیز باید آمادگی کافی رو داشته باشیم و حساب شده عمل کنیم دوست داشتن و عشق قبل از ازدواج شاید باعث کم رنگ شدن بعضی مسائل بشود که در دوران بعد از ازدواج بسیار لمس می شود پس بر پایه عشق نمی توان وارد زندگی مشترک شد چرا که شاید عشق لازم باشد اما کافی نیست ساده ترین مسائل در زندگی مشترک اگر نادیده گرفته شود به مشکل بزرگی تبدیل می شود پر واضح است که هیچ زوجی مایل به طلاق و جدایی نیستند اما عدم شناخت صحیح از مسائل بعد از ازدواج و سطحی نگری به زندگی و کوچک شمردن مشکلات باعث شده تا آمار طلاق به خط قرمز برسه پس سطح معیارهای خودمونو باید قبل از ازدواج تقویت کنیم ظاهر بین نباشیم از مشکلات به آسانی عبور نکنیم و هیچی رو برای بعد نگذاریم ما انسان هستیم یکبار آمده ایم یکبار میرویم و در این بین فقط یکبار زندگی خواهیم کرد.

براستی همینکه طرفمون صورت زیبا اندام زیبا گویش و بیان زیبا و پولدار بود باید صیغه عقد را جاری کنیم ؟

یک دانشمند روسی می گوید شناختن انسان امکان ندارد چرا که انسان حدی ندارد .

آشنایی با همکلاسی دوره دانشگاه ، رابطه دوستی ، نامزدی ، عقد و ازدواج این سه چهار مرحله زیاد اتفاق می افته بهتره زود به عقد کردن فکر نکنیم نامزدی در همین حدی که خانواده ها در جریان امور و روابط باشند و البته قرار گیری مرزی بین دو طرف شاید باعث این بشه تا فرصت شناخت بیشتری نسبت به هم داشته باشند تا اینکه اول عقد کنند و سپس بخواهند در دوران عقد همدیگرو بشناسند بعد از عقد رسمی دیگه قانونا زن و شوهر محسوب می شوند و به علت نبود محدودیت و انجام برخی روابط همچون روابط جنسی در هر سطحی کم کم باعث میشه تا مسائل دیگه به چشم نیاید دنبال فرصت می گردید که با زوجتون تنها باشید یا شما به مهمانی به منزل پدری او میروید و یا اینکه برعکس چند هفته ای یا چند ماهی و یا حتی چند سالی را به همین منوال می گذراند بدون ذره ای شناخت در این حالت چه چیزی برای بعد از ازدواج برای خود گذاشته اید ؟

آقایون ازدواج امر ساده ای نیست پذیرفتن مسئولیت در زندگی کاملا با رابطه دوستی یا نامزدی تفاوت دارد جدای از مسائل مادی بهتره بدونید بیش از 80 درصد مردهای ایرانی ابراز احساسات درست و به جار را نمی دانند حتی در انجام رابطه جنسی هم دچار مشکل هستند یه سری به دادگاه خانواده بزنید . بهتره تمامی کارهای عقب افتاده را قبل از ازدواج به پایان برسانید مطمئن باشید اگر تا سن 30 سالگی برنامه ریزی صحیح برای زندگی خود نداشته باشید هرگز نمی توانید بعد از این سن خودتونو جمع و جور کنید بهترین موقع برای اقدام به هر کاری در سنین بین 20 تا 30 میباشد چرا ؟ چون اول اینکه اکثرا تا سن 24 یا 25 سالگی مجرد هستند پس چون مسئولیت ندارند با خیالی آسوده می توانند فعالیت کنند دوم اینکه همه ما انرژی که در سنین جوانی داریم هرگز در سنین بالاتر نخواهیم داشت سوم اینکه مشکلات ما کمتره با توجه به شرایط اقتصادی جامعه دیگه دوره ای نیست که فقط درس بخوانید در کنار درس حتما باید فعالیت اقتصادی انجام شود . در روابط دوستی که با جنس مخالف دارید زود به فکر ازدواج فرو نروید از جوانی خود استفاده کنید . ازدواج اسارت نیست اما بعد از ازدواج محدودیتهایی نیز برای هر دو طرف بوجود می آید .

خانمها اگر الان وقت تونو با دوستان خود سپری میکنید پول تو جیبیتون خرج لباس و کیف و کفش می کنید اشکالی نداره دوران جوانی اقتضای چنین رفتارهایی رو میکنه که به روز باشه خوش لباس و خوش اندام و زیبا رو اما در زندگی مشترک به علت مسئولیت شاید باید انتظارات خودمونو نسبت به دوران مجردی کمتر کنیم نمی گم لباس بد بپوشید آرایش نکنید با دوستان نرید بیرون مهمانی نروید همه این کارها را بکنید اما تا جایی که لطمه ای به مسئولیت شما وارد نشود.

به دیگران اجازه دخالت در زندگی شخصی را ندهید

خیلی از خانواده ها بواسطه دوست داشتن و اینکه می خواهند مثلا به فرزند خود کمک کنند تا یه گره ای از مشکلاتشون و باز کنند متاسفانه با دخالتهای بی جا باعث کور شدن اون گره می شوند زوجهای جوان خیلی راحت با نهایت احترام می توانند خود مانع دخالتهای دیگران در زندگی زناشویی خود شوند اولین رکنی که باید به خاطر داشت هماهنگی دو زوج و اعمال رفتارهای متقابل البته مشورت کردن با بزرگان خیلی خوبه اما سعی کنید همیشه تصمیم نهایی رو خودتون بگیرید .

واژه نامفهوم و اشتباه زن ذلیلی

آقایون به خاطر داشته باشند زندگی مشترک یعنی 50 به 50 به همان مقدار که حرف و تصمیمات شما اهمیت داره متقابلا باید به تصمیم های همسرتون احترام بگذارید به جای گوش دادن به حرفهای دوستان و آشنایان بهتره به حرفهای همسرتان تجربه کنید چون دوست شما هر چقدرم که صمیم باشه بیشتر از همسر شما نمی تواند برای شما دل بسوزونه و این اصلا زن ذلیلی نیست ایم یعنی زندگی مشترک مطمئن باشید زنها رفتار شما را با سود محاسبه می کنند و به شما بر می گردانند پس به نوعی هرگلی زدید به سر خودتون زدید.

هر کسی مسئولیتی داره اما دلیل بر این نیست که الزاما تمام کارهای منزل با زن خونست این حرفها امروزه جایی نداره اطلاع رسانی باعث شده تا خانمها حقوق خودشونو بشناسند بهتره کارها نوبتی تقسیم بشوند تا بلکه زودتر به نتیجه برسید خانمها به خاطر داشته باشند مسئولیت آقایان تا حدود زیادی نسبت به شما بیشتر است محیطی را برای شوهر خود در خانه فراهم کنید تا شوهر شما پس از انجام مسئولیت خود در خارج از خانه با شوق و شور برای رسیدن به خانه و قرار گرفتن کنار شما و حفرزندان لحظه شماری کند کار سختی نیست آقایان هر مشکلی بیرون از خانه هست پشت درخانه بگذارند و بعد کلید را به در بیاندازند همه کار می کنند همه باید کار کنند پس شاهکار نکردید زمانی که نزدیک ورود شما به منزل می شود مطمئن باشید همه اعضای خانواده حتی بریا لحظاتی کوتاه هم که شده به شما فکر می کنند پس اخلاق خوب شما باعث این میشه که اون لحظه کوچک به لحظه بزرک تبدیل بشود بهتره هر چند وقت یکبار نمی گم هر روز یه هدیه در حد توان مادی خود برای غافلگیر کدرن و تشکر از زحمات همسر خود تهیه کنید نیازی نیست حتما یک سرویس برلیان برای او بخرید حتی یک شاخه گل می تونه کارساز باشه . همینطور اگر داری فرزند کوچک هستید بهتره هیمن روش رو بریا او هم اعمال کنید خانمها قدرشناسی متقابل است حتی با یک بوسه کوچک و گفتن واژه جادویی دوست داشتن واقعا خستگی رو از تن شوهرتون بیرون می کنید .

بهتره از این چند هزار بار بکار بردن واژه دوست داشتن قبل از ازدواج یه چندتایی هم برای بعد از ازدواج ذخیره کنید چون دوست داشتن شما بعد از ازدواج به اثبات میرسه نه قبل از ازدواج واقعها همینه عشق و دوست داشتن واقعی حسی میباشد که بعد از ازدواج لمس بشه

مشکلات زنان در شروع زندگی

یکی از عمده ترین مشکلات خانمها در شروع زندگی تنهایی و دلتنگی میباشد آقایان چند روزابتدای زندگی مشترک رو بیتشر باید در کنار همسرشون باشند آنها را بیرون ببرید بگردید سینما پارک خرید اگر آنها تمایل دارند حتی در هفته چند بار به ختنه پدری بروند بهتره این اجازه رو بدهید به هر حال چند سال با خانواده بودن رو نمی توان یک شبه فراموش کرد .

نکته بعدی خوب بعضی خانمها به علت کم لطفی خانواده و کوتاهی خودشون در دوران مجردی شاید در پخت و پز و برخی کارهای خانه مشکل داشته باشند اگر امدید خانه غذای حاضری بود یا اینکه بوی سوختنی اومد یا ظرفی شکسته بود سخت نگیرید و برخوردی درست داشته باشید اینها مشکلات رفع شدنی هستند.

از دیگر مشکلات خانمها عدم شناخت مردان نسبت به جنس و حالات زنان است خوب تغییر رفتار زنان در دوره ماهانه زنانه ( Period) را نباید فراموش کرد اگر نمی دانید پس بدانید که امکان دارد حالات اخلاقی زنان تا 180 درجه در ابتدا و انتهای این دوره تغییر کند خوب یکی از وجوح مشترک در این دوره میان زنان اینه که معمولا بیشتر تحریک می شوند و نیاز جنسی رو احساس می کنند ، بی حوصله می شوند و بی حال در این دوره بهتره به اونا زیاد گیر های بی خودی ندهید شاید وضعیت جسمانی و روحی آنها طوری باشد که مثلا نتواند با شما به بیرون بیایند و از اینکه وضعیت خودشونو بگویند خجالت بکشند پس شما بهتره درکشون کنید و اصرار نکنید معمولا در دورانی که خون یا خونابه از آنها خارج می شود با کمبود فشار خون روبرو هستند و از این بابت بی حال می شوند .

امکان دارد دچار دلدرد شوند پس اگر در خوردن شما یا ناهار شما را همراهی نمی کنند به آنها گیر ندهید اگر این مسائل رو رعایت کنید مطمئن باشید شما بیشتر برد کرده اید.

نقش تفریح و گردش در زندگی
کم رنگ نیست وا قعا تاثر گذاره خیلی از زوجهای جوان بعد از ماه عسل دیگه فرصت مسافرت رفتن نداشته اند حتی حسرت یه پارک رفتن ساده به دلشون می مونه خوب بشتر کم لطفی از آقایونه درسته شاید به خاطر شغلشون فرصت نکنند یا وقتی به خانه می آیند آنقدر خسته هستند که رمقی برای گردش ندارند و ا در مورد مسافرت شاید بودجه ای برای مسافرت ندارند اما آقایون بهتره بدانند مسئولیت پذیری شامل همه اعمال زندگی مشترک می شود نه تنها سیر کردن شکم و تهیه پوشاک پس حتما پس اندازی هم از نظر مادی هم از نظر زمانی برای تفریح باید کنار گذاشته باشند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٩

 

توانایی عجیب زنان

انتخاب همسر را به گوش‌هایتان بسپارید!

محققان دانشگاه کالیفرنیا کشف کردند که زنان توانایی شگفت انگیزی دارند که به آنها کمک می کند تنها با گوش دادن به صدای یک مرد، ایده آل بودن وی را برای شروع یک زندگی مشترک شناسایی کنند.

این محققان دریافتند که زنان تنها با گوش دادن به صدای ضبط شده مردان حتی اگر به زبان دیگری صحبت کرده باشند می توانند به قدرت بدنی مردان و این‌که تا چه حد در زندگی محکم هستند پی‌ببرند.

این دانشمندان به منظور دستیابی به این نتایج، صدای مردان مختلف را از قبایل بولیوایی تا چوپانان آند و دانشجویان رومانیایی و آمریکایی ضبط کردند. در این آزمایش از تمام این مردان خواسته شد که یک جمله واحد را با یک لحن عادی بیان کنند.

سپس، نیروی فیزیکی این مردان بر پایه فشار دست، دور قفسه سینه و عضلات بازو اندازه‌گیری شد.

براساس گزارش تایمز، در ادامه گروهی از زنان صدای ضبط شده این مردان را گوش دادند و تنها با شنیدن حداقل دو کلمه از لحنی که کلمات با آنها ادا شده بود به نیروی بدنی مرد پی بردند. این ارزیابی با اطلاعات جمع‌آوری شده در خصوص نیروی بدنی مردان منطبق بود.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٩

 

یه آهو بود که خیلی خوشگل بود.
روزی یک پری به سراغش اومد و بهش گفت:
آهــو جون!… دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟
آهو گفت: یه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش. ..
پری آرزوی اون رو برآورده کرد و آهو با یک الاغ ازدواج کرد.
شش ماه بعد آهو و الاغ برای طلاق و جدایی، سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسید: علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقی نداریم، این خیلی خره.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: شوخی سرش نمیشه، تا براش عشوه میام جفتک می اندازه.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: آبروم پیش همه رفته، همه میگن شوهرم حماله.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم، خونه ام عین طویله است.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: اعصابم را خـرد کرده، هر چی ازش می پرسم مثل خر بهم نگاه می کنه.
حاکم پرسید: دیگه چی؟
آهو گفت: تا بهش یه چیز می گم صداش رو بلند می کنه و عرعر می کنه.
حاکم پرسید:دیگه چی؟
آهو گفت: از من خوشش نمی آد، همه اش میگه لاغر مردنی، تو مثل مانکن ها می مونی.
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آیا همسرت راست میگه؟
الاغ گفت: آره.
حاکم گفت: چرا این کارها رو می کنی ؟
الاغ گفت: واسه اینکه من خرم.
حاکم فکری کرد و گفت: خب خره دیگه … چی کارش میشه کرد.
نتیجه گیری اخلاقی: در انتخاب همسر دقت کنید ..
مثل آهو فکر نکن ! خر نصبیت می شه

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٩

 

در صورتی که طرفین از گفتگوی جلسه اول به طور نسبی راضی بودند، بهتر است زمانی را برای جلسه دوم تعیین کنند، چرا که ممکن است در جلسه اول  برخی از پاسخ ها کلی و مبهم و سوال برانگیز باشند و یا حتی رفتارهایی انجام شده که باید در جلسات بعدی مرتفع شود و لازمه اش طرح سوالات جدید برای رفع ابهام در جلسه دوم است. این جلسه برای تکمیل اطلاعات و رسیدن به نتیجه، تجزیه و تحلیل مطالب جلسه اول و تبادل فکر با اعضای خانواده ضرورت دارد.

 

پرسش های جلسه دوم به شرح ذیل می باشد

10 سوال مشترک

5 سوال اختصاصی که پسر از دختر می پرسد

5 سوال اختصاصی که دختر از پسر می پرسد

 

 

10 سوال مشترک از سوی خانم و آقا مطرح می شود که عبارتند از:

هماهنگی اعتقادی و مذهبی با خانواده  :دلیل این سوال، فاصله هایی است که گاهی بین شخص و خانواده اش در این جهات وجود دارد و مساله همتایی خانوادگی را از بین میبرد.

-  میزان هماهنگی اعتقادی و مذهبی شما با خانواده تان چقدر است؟

گناهان موثر بر زندگی مشترک :در این مورد برای حفظ حرمت فرد، سوال را باید به شکل معکوس پرسید و فقط از گناهانی پرسیده شود که در زندگی مشترک تاثیر گذارند. پس از گناهان فردی افراد سوال نپرسید.

- اگر همسر شما بخواهد موسیقی حرام گوش دهد یا فیلمهای مبتذل ببیند، چه عکس العملی خواهید داشت؟

عصبانیت و خشونت :وقتی عصبانی می شوید، چه عکس العملی از خود نشان میدهید؟ آیا ممکن است کسی را کتک بزنید؟

بددهنی: اگر همسر شما خدای نخواسته به شما ناسزا بگوید و واژگان زشتی را به کار برد، چه خواهید کرد؟

دروغگویی: دروغگویی را در چه مواردی درست و جایز میدانید؟

 

 

 

وسواس:

آیا وسواس فکری یا عملی دارید؟

 وابستگی به دوستان: تا چه حد علاقه مندید با دوستان دوران نامزدی در محافل و مجالس رابطه داشته باشید؟

زود رنجی و قهر: اگر با همسر خود دچار مشکل شوید، در چه صورتی قهر میکنید و قهرتان چقدر طول میکشد؟

خط فکر سیاسی: شخصیتهای محبوب سیاسی شما چه کسانی هستند؟

حساسیت و آلرژی: آیا به چیز خاصی حساسیت یا آلرژی دارید؟

 

پنج سوال اختصاصی وجود دارد که آقا باید از خانم بپرسد:

این سوالات براساس عوامل ایجاد تنش در خانواده ها و آمار مراکز مشاوره و کتاب ای مربوطه تهیه شده و صرفاً جنبه مثالی دارد.

جلب رضایت همسر : زن تا چه حد باید رضایت همسرش را جلب کند و تا چه میزان باید به خواسته های او توجه داشته باشد؟

 

 

 قناعت : تعریف قناعت از نظر شما چیست و تا چه حد قناعت دارید؟

 

 

 

تجملات و تشریفات :

درباره تجملات و تشریفات در زندگی و حدود آن چه نظری دارید؟  

 سازگاری:  اگر اتفاقی برای شما بیافتد که مجبور باشید با نصف در آمد قبلی همسرتان زندگی کنید، چه میکنید؟

دغدغه زن سالاری:  دیدگاه شما درباره جایگاه مرد در زندگی چیست؟

نکته : با این سوال می خواهید بفهمید که روحیه زن سالاری دارد یا نه. آیا خود را عقل کل می داند یا برای خود جایگاه مشاوری مهربان قائل است .

 

 

پنج سوال اختصاصی وجود دارد که خانم از آقا می پرسد:

دخانیات :  نظرتان درباره سیگار و مصرف آن و مواد مخدر چیست و درباره معتادان چه احساسی دارید؟

میزان درآمد : آیا میزان درآمد شما در حدی هست که بتوانید با آن زندگی متوسطی را اداره کنید؟

نکته: این  سوال در جلسه دوم پرسیده می شود تا شائبه پول دوستی و مادی گرایی زن پیش نیاید.

 اعتقاد به مشاوره : برای رفع مشکلات زندگی تا چه حد به مشاوره اعتقاد دارید و آن را موثر می دانید؟

نکته : اکثر مردها به مشاوره تن نمی دهند؛ زیرا گمان میکنند رفتن نزد مشاور به معنای اعتراف به اشتباهات است .

مصرف درآمد زن :  چنانچه همسر آینده شما درآمدی داشته باشد ، نظر شما درباره مصرف آن چیست؟

نکته : این سوال در جایی مورد دارد که زن برای درآمد خود برنامه خاصی داشته باشد و نخواهد تمام یا قسمتی از آن را در اختیار شوهر قرار دهد .

دغدغه مرد سالاری: دیدگاه شما درباره جایگاه زن در زندگی چیست و به او چقدر میدان می دهید؟

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٧

 

در انتخاب رنگ لباس دقت کنید و قبل ازخواستگاری، رنگ های مناسب را امتحان کنید. در این رابطه می توانید از اعضای خانواده خود نیز نظر بخوا هید. یادتان باشد که نخستین دیدار همیشه تأثیرگذار است و نمی توان اثر آن را به سادگی کم کرد.

آقایان نیز باید در مورد پوشش خود دقت کنند. استفاده از لباس های سبک و اسپرت (حتی اگر در زندگی اجتماعی خود چنین پوششی دارند) برای جلسه خواستگاری مناسب نیست. بهتر است در جلسه خواستگاری، لباس رسمی تر و البته ساده و راحت پوشیده شود و درباره پوشش اجتماعی خود نیز در جلسه اول سخن بگوید.

توصیه می شود در خواستگاری آرایش نکنید، تا خواستگار چهره واقعی شما را ببیند و بتواند آگاهانه انتخاب کند. اما بعد از ازدواج با آرایشی که می کنید، می توانید زیبایی بیشتر و در نتیجه جذابیت بالاتری برای فرد مقابل داشته باشید

آرایش درخواستگاری

دختران درباره آرایش ظاهر خود در جلسه خواستگاری بسیار مقید هستند. این مطلب از این حیث که آراستگی فرد تأثیر بسزایی در طرف مقابل دارد، محترم است، اما اگر آرایش دختر در مراسم خواستگاری به قصد پنهان کردن عیب خود باشد، به نوعی نشان از بی صداقتی دختر نسبت به پسر دارد. حتی گاه ممکن است این امر منجر به جدایی طرفین بشود.

توصیه می شود در خواستگاری آرایش نکنید، تا خواستگار چهره واقعی شما را ببیند و بتواند آگاهانه انتخاب کند. اما بعد از ازدواج با آرایشی که می کنید، می توانید زیبایی بیشتر و در نتیجه جذابیت بالاتری برای فرد مقابل داشته باشید.

علاوه بر این مسائل، آرایش باعث می شود که صورت فرد زینت داشته باشد و نگاه کردن به دست و صورت زنی که آرایش داشته باشد جایز نیست. این موضوع برای مؤمنی که نمی خواهد مرتکب حرام شود، مانعی برای دیدن صورت دختر ایجاد می کند؛ در نتیجه شخص در شناخت و انتخاب آگاهانه دچار مشکل می شود.

 

 

 

نقابی بر زشتی ها

در فقه شیعه بحثی به نام تدلیس وجود دارد که به معنای پنهان کردن عیب است و بسیار مورد نکوهش قرار گرفته است. پس اگر فرد به وسیله آرایش کردن یکی از عیب های هفت گانه (که منجر به بطلان عقد می شوند) مثل پیسی را بپوشاند، عقد باطل می شود.

در گویش فقهی گفته می شود که تدلیس، فاقد را واجد، وانمود کردن است. یعنی کسی کم مو یا بی مو باشد اما موی مصنوعى بگذارد و وانمود کند موی خودش است. یا چاله هاى آبله صورت را پر کند، تا آبله رو دیده نشود.

مثلا مردی که سـواد کمی در حد خوانـدن و نوشتـن دارد و به خاطر سـانحه ای کـه در کـودکی بـرایش اتـفاق افتـاده، گردنـش کج بـوده اسـت، بـه خواستگاری دختـری می رود و در مراسـم خواستگاری خـود را دیپلمه معرفـی می کند و گردن خود را بسته و وانمود می کند که موقتاً دچارگردن درد شده است. پس از ازدواج همسر این مرد متوجه فریب شوهر می شود و می تواند به دادگاه مراجعه کرده و تقاضای فسخ نکاح بدهد.

یا زنی که قبلاً ازدواج کرده و شش ماه زندگی زناشوئی داشته است، پس از طلاق، شناسنامه المثنی گرفته و خود را دوشیزه معرفی می نماید، بعد از ازدواج، همسرش متوجه ازدواج قبلی زن می شود. او می تواند به دلیل تدلیس همسرش را طلاق دهد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٧

 

جلسه اول خواستگاری را در خانه عروس برگزارکنید نه جای دیگر، زیرا محیط خانه آرامش بیشتر و شناخت کاملتری به دنبال دارد.

 

* حضور والدین و یا شخص امین و با تجربه، کمک زیادی به انجام خواستگاری می کند.

 

* مهم نیست چند نوع میوه خریداری کرده اید. اما سعی کنید با زیبا چیدن آنها و پاکیزگی و زیبا آراستن سالن پذیرایی، محیطی دلپذیر ایجاد کنید.

 

* ازپوشیدن لباسهای تنگ که باعث ناراحتی شما می شود و همچنین از پوشیدن لباسهای پر زرق و برق اجتناب کنید به دلیل اینکه جلب توجه می کنند و تمرکز را برهم می زنند.

 

* برای دستیابی به شناخت بیشتر از خانواده پسر و نیز آشنایی با فرهنگ وآداب و رسوم و موقعیت اقتصادی آنها جلسه یا جلساتی از گفتگوها را در منزل پسر برگزارکنید.

 

* دختر و پسر برای شناخت بیشتر از یکدیگر می توانند به نحوه راه رفتن، نشستن، صحبت کردن و حتی کفش پوشیدن طرف مقابل توجه کنند. همه این رفتارها نشان دهنده شخصیت فرداست.

 

* صحبت حضوری دختر و پسر با یکدیگر بهتر از صحبت کردن با تلفن، چت و... است. با صحبت کردن حضوری قادر به دیدن حالات وحرکات و نحوه مکالمات یکدیگرهستید. درنتیجه، با رعایت این مطلب به شناخت بهتری خواهید رسید.

 

* اگر در نگاه اول از ظاهر فرد مقابل خوشتان نیامد ولی برایتان قابل تحمل بود، با او به گفتگو بپردازید؛ شاید نظرتان عوض شد.

 

* چنانچه در اواسط جلسه احساس کردید طرف مقابل مناسب شما نیست، جلسه را متوقف کنید. زیرا در صورت ادامه، ممکن است بین افراد وابستگی ایجاد شود. در این صورت، دادن جواب منفی سخت است و به فرد مقابل ضربه روحی وارد می شود.

 

چند نکته ظریف در پذیرایی از خواستگار

1- به میهمانان، ازهر دو شیرینی تهیه شده توسط خانواده عروس و داماد تعارف کنید و این کار را با خوش رویی و لبخند انجام دهید. به بهانه بیماری یا هر دلیل دیگری این شیرینی را رد نکنید. شیرینی را درپیش دستی مقابل خود نگذارید و حتماً میل کنید.

 

2- بهتر است خانواده عروس در مراسم خواستگاری از شیرینی تر استفاده نکنند، چون خوردن آن سخت است.

 شیرینی خشک و کوچک برای برگزاری این مراسم مناسب تراست. برای خوردن میوه نیز بهتراست ازمیوه هایی مثل سیب وخیار استفاده کنید و از خوردن انار، پرتقال وهندوانه پرهیز کنید؛ زیرا به دلیل آب دار بودن ممکن است باعث کثیف شدن دست و صورت و لباس شما شوند.

 

3- بکوشید از تشریفات خواستگاری بکا هید. نه دسته گل های گران قیمت به پسر بها میدهد و نه پذیرایی های غیرعادی و پرخرج ارزش دختر را بالا می برد. در مواردی هم ممکن است برداشت های خوبی از این رفتارها نشود

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٧

 

کاهش فشار خون،کنترل بهتر استرس،تقویت سیستم ایمنی بدن،تنها نمونه هایی از اثرات اعجاب انگیز عشق بر سلامت عمومی بدن هستند.عشق و سلامتی از راههای مختلفی به هم گره خورده اند.
در ادامه ۱۰ رابطه عشق با سلامت بدن که توسط تحقیقات علمی به اثبات رسیده اند، ارائه می شود:
 
۱- مراجعه کمتر به پزشک
تحقیقات ثابت کرده اند که روابط عاشقانه باعث ابتلا کمتر به بیماری ها می شود.تا کنون کسی نتوانسته علت این ارتباط بین عشق و سلامت را به طور دقیق توضیح دهد،ولی فرضیات مختلفی در این رابطه مطرح شده اند.عده ای بر این عقیده اند که کلا سیستم بیولوژیکی انسان به گونه طرح ریزی شده است که همیشه باید در اجتماعات کوچک و با دیگران زندگی کند و اگر چنین اتفاقی نیفتد سطح استرس در فرد بالا رفته و این خود منجر به ضعف سیستم ایمنی و ابتلا به بیماری های مختلفی می شود.فرضیه دیگر این است که افرادی که دارای رابطه عاشقانه با یکدیگر هستند،بیشتر مواظب سلامت یکدیگر هستند.برای مثال یک همسر و دوست واقعی بیشتر می تواند شما را به خوردن سبزیجات و میوه ها و یا رعایت بهداشت دهانتان تشویق کند.تمام این عادت های خوب مساوی است با ابتلا کمتر به بیماری ها.

۲- کاهش احتمال ابتلا به افسردگی و سو مصرف مواد
مطابق گزارش Health and Human Services داشتن یک رابطه عاشقانه بلند مدت باعث کاهش ابتلا به افسردگی در مردان و زنان می شود. همچنین مطابق همین گزارش کاهش استفاده از مشروبات الکلی و اعتیاد به مواد مخدر نیز از دیگر اثرات یک رابطه عاشقانه بلند مدت مخصوصا در جوانان است.

۳- کاهش فشار خون
محققان به این نتیجه دست یافته اند که افراد دارای روابط عاشقانه پایدار دارای فشار خون بهتری هستند.در مقابل،نوسانات فشار خون در مواجهه با هیجانات در افراد فاقد این روابط بیشتر است.

۴- اضطراب کمتر
محققان در University of New York اقدام به گرفتن تصاویر MRI از مغز افرادی که دارای روابط عاشقانه بودند کردند(Functional MRI). آنها مشاهده کردند که در این افراد قسمت هایی از مغز که باعث ایجاد وابستگی می شود فعال تر،و قسمتی از مغز که باعث ایجاد اضطراب و دلهره می شود، دارای فعالیت کمتری است.نتایج این مطالعه در کنفرانس سال ۲۰۰۸ Society for Neuroscience ارائه شد.

۵- کنترل طبیعی درد
نتایج Functional MRI همچنین نشان داد که قسمتی از مغز که باعث کنترل درد می شود نیز در افراد دارای روابط عاشقانه پایدار، فعال تر است.در مطالعه دیگری که ۱۲۷۰۰۰ نفر در آن شرکت کرده بودند، به اثبات رسید که در افرادی که دارای روابط عاشقانه هستند،میزان بروز سردرد و کمردرد بسیار کمتر از سایر افراد است.

۶- کنترل بهتر استرس
اگر عشق باعث
کنترل درد می شود،آیا نمی تواند بر روی استرس تاثیر مثبت داشته باشد؟تحقیقات وجود این اثر مثبت را اثبات کرده اند.چنانچه شما با یک شرایط استرس زا روبرو شوید و در این حین فردی که شما را دوست دارد در کنار شما باشد،قاعدتا بهتر می توانید آن شرایط را تحت کنترل خود درآورید.

۷- تقویت سیستم ایمنی و کاهش ابتلا به بیماری ها
همانطور که می دانیم،روابط عاشقانه باعث کاهش استرس و اضطراب و افسردگی می شوند که این موارد هم به نوبه خود باعث افزایش قدرت دفاعی بدن می شوند.محققان در Carnegie Mellon University به این نتیجه رسیده اند که افراد دارای روابط عاشقانه در مواجهه با ویروس سرماخوردگی و آنفلوانزا، کمتر از دیگر افراد به این بیماری ها  مبتلا می شوند.

۸- بهبودی سریع تر زخم ها و بیماری ها
قدرت روابط عاشقانه باعث افزایش سرعت بهبودی پس از ابتلا به بیماری ها و زخم ها می شود. محققان در Ohio State University Medical Center بر روی منطقه محدودی از پوست افراد مورد مطالعه جوش هایی را ایجاد کردند و سپس روند بهبودی را در افراد مورد بررسی قرار دادند.نتایج نشان داد که سرعت بهبودی جوش ها در افرادی که تازه ازدواج کرده بودند دو برابر بیشتر از افرادی بود که مجرد و فاقد روابط عاشقانه بودند.
 
۹- طول عمر بیشتر
یک کار تحقیقاتی بزرگ در دهه ۱۹۹۰ به مدت ۸ سال انجام شد و موضوع آن “بررسی اثر ازدواج های بر پایه عشق بر بروی میزان مرگ و میر” بود. نتیجه این تحقیق به این صورت منتشر شد که “میزان مرگ و میر در افرادی که ازدواج کرده بودند به میزان ۵۸% کمتر از افرادی بود که هرگز ازدواج نکرده بودند.”
 
۱۰- زندگی شاد تر و راحت تر
بنا بر مطالعه ای که در Journal of Family Psychology منتشر شد،شاد بودن بیش از اینکه به میزان درآمد خانواده وابسته باشد،به میزان صمیمیت و کیفیت رابطه افراد خانواده وابسته است.همچنین شواهد دیگری نیز وجود دارد که وجود عشق در خانواده باعث افزایش قدرت افتصادی خانواده نیز می شود

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٠

 

بررسی عزت‌نفس و تاثیر آن بر روابط زناشویی و شیوه‌های رسیدن به عزت‌نفس،  همان‌طور که هر بیماری‌ای علائمی دارد، کمبود عزت‌نفس هم نشانه‌هایی دارد.

بخوانید:  هرچند بعد از شروع زندگی مشترک یا حتی در دوران آشنایی و عشق و علاقه، انتظاراتی در طرفین ایجاد می‌شود (مثل خرید هدیه، بودن در کنار هم، پاسخ‌گفتن به نیازهای عاطفی و...) اما خواستن و به‌زبان‌آوردن این خواسته‌ها به شکل مکرر و با اصرار، نشان‌دهنده کمبود یا نبود مناعت طبع است. 

همیشه همین‌جا باش! جای شکی نیست که عشق و علاقه ما به‌هم، احساس نیاز به بودن در کنار یکدیگر را ایجاد و تقویت می‌کند اما گاهی این علاقه به حسی بیمارگونه تبدیل می‌شود که آزادی طرف مقابل را از او می‌گیرد. 

شک می‌کنم پس هستم! وقتی عزت نفس‌مان را از دست می‌دهیم یا اصلا این ویژگی رفتاری را نداریم، دائما به همه رفتارهای طرف مقابل شک می‌کنیم. برای برطرف‌کردن این شک و تردید هم مدام او را سؤال‌پیچ می‌کنیم. 

کی گفته تو مهمی؟ بی‌توجهی به توانایی‌ها، تشویق و تعریف‌نکردن از طرف مقابل، بی‌توجهی به خواسته‌های او به عمد، نشان‌دهنده مناعت طبع پایین ماست چون دوست نداریم یا نمی‌خواهیم توانایی‌های همسرمان را ببینیم و جدی بگیریم. 

ایستادن روی خط مرز؛ روان‌شناسان عقیده دارند بسیاری از اختلافات زناشویی، ناشی از بی‌توجهی به حریم شخصی طرف مقابل است. این حریم باید محترم شمرده شود. زن یا شوهری که مناعت طبع ندارد، با حضور دائمی‌اش- چه به‌صورت فیزیکی و چه با تلفن‌کردن‌های مکرر یا هر شیوه دیگر- آرامش طرف مقابل را به هم می‌زند. 

حساب واقعا حسابه؟ وقتی مناعت طبع از وجودمان پر می‌کشد، جیب‌هایمان از هم جدا می‌شود و تو و منی وارد زندگی می‌شود. 

دو دوتا گاهی 5 تا گاهی کمتر! اگر در مقابل هر کار یا محبتی که برای طرف مقابل انجام می‌دهیم، انتظار تلافی داشته باشیم و حسابگری کنیم، مطمئن باشیم، مناعت طبعمان را فراموش کرده‌ایم. 

نسخه اولیه برای درمان! 

درست است که از قدیم گفته‌اند درخت تلخ بر شیرین نیارد! اما شاید با پیشرفت علم، این روزها بتوانیم جوری خودمان را تغییر بدهیم؛ مثلا با عمل‌کردن به این نسخه: چوب‌خط را دور بینداز! برای نشان‌دادن محبتمان به طرف مقابل، چوب‌خط نگذاریم اما به پای او هم نیفتیم؛ مثلا اگر برای همسرمان هدیه‌ای می‌خریم، انتظار تلافی با خرید هدیه‌ای به ارزش همان هدیه را نداشته باشیم اما اگر با بی‌توجهی او روبه‌رو شدیم، شیوه نشان‌دادن علاقه‌مان را تغییر بدهیم. به این ترتیب، نه دچار افسردگی- ناشی از بی‌توجهی همسرمان- می‌شویم و نه اینکه با تکرار محبتمان به همان روش، احساس می‌کنیم خوار و ذلیل شده‌ایم. با این روش، هم مناعت طبعمان را حفظ کرده و اعتراضی نکرده‌ایم و هم با بی‌توجهی به او، به روابط‌مان آسیب نزده‌ایم؛ فقط روش ابراز محبت‌مان را تغییر داده‌ایم. 

اینجا اتاق من است؛ اول در بزن 

همان‌طور که دوست داریم خلوت و آرامش‌مان به هم نخورد، برای همسرمان هم احترام قائل شویم و با رفتارمان خلوت او را به هم نزنیم؛ حتی اگر خیلی احساس تنهایی کردیم. یکی از نشانه‌های عزت نفس، محترم‌شمردن خلوت و آرامش طرف مقابل و احترام‌گذاشتن به خواسته اوست. نق‌زدن، قهرکردن، بی‌توجهی، تلافی‌کردن به هر شکل ممکن، کج‌خلقی و لج‌بازی و... همگی از نشانه‌های نداشتن مناعت طبع است. 

اگر زمانی که همسرمان برنامه‌ای دارد و نمی‌تواند در کنار ما باشد، ما هم برنامه‌ریزی کنیم و آن ساعت‌ها را در منزل نباشم یا باشیم و به کارهای شخصی و موردعلاقه‌مان بپردازیم، دیگر مشکلی پیش نخواهد آمد. یک نکته را هم یادمان باشد؛ انجام کارهای شخصی یا نیاز به تنهابودن در ساعت‌هایی از روز، الزاما به معنی بی‌توجهی همسرمان به ما نیست بلکه نیازی ضروری است که باید برآورده شود. پس با رفتارهای نادرست خود، آزادی طرف مقابل را از او نگیریم. 

چرا عاقل کند کاری...؟ 

حتما برای همه ما اتفاق افتاده که از رفتار، گفتار یا اعتراض زیاد اصلا خوشمان نیامده است. حتما هم یادمان نرفته که چه واکنشی به این ناخوشایند‌ها نشان داده‌ایم. به عقیده روان‌شناسان هرچه‌قدر عزت نفس‌ما پایین‌تر باشد، به همان نسبت به آنچه آزارمان می‌دهد، واکنش‌های تندتر و غیر‌منطقی‌تری نشان می‌دهیم. در واقع مناعت طبع، بلند‌نظری‌ای به فرد می‌دهد که مانع از بروز واکنش‌های نامناسب در مقابل ناملایمات می‌شود؛ بنابراین به جای جر و بحث می‌توانیم خیلی راحت از همسرمان گله کنیم و از او درباره رفتارش توضیح بخواهیم یا با یک تذکر آرام -اما مؤثر- او را متوجه اشتباه‌اش کنیم. 

من گدا نیستم 

خیلی از ما متر و معیار سنجش عشق و محبت همسرمان را میزان و نحوه پاسخ‌گفتن او به نیازهای مادی و گاهی نیازهای معنوی غیرمنطقی‌مان می‌دانیم. مثلا منتظریم او به جای اینکه به کارهایش برسد، همیشه پیشمان باشد. این توقع نه تنها کاملا غیرمنطقی است بلکه در طرف مقابل احساس اسارت و انزجار ایجاد می‌کند. بدتر از همه هم اینکه این خواسته‌ها را دائما تکرار کرده و از همسرمان محبت گدایی کنیم. یادمان باشد نیازی که به‌دنبال درخواست- آن هم درخواست مکرر- برآورده شود، از روی عشق و علاقه نیست و به دلیل ترس یا اجبار برآورده شده است؛ بنابراین اجازه بدهیم هرکس محبتش را آن‌طور که بلد است، به ما نشان بدهد؛ شاید اصلا علاقه‌ای به ما ندارد و به اجبار در کنار ماست. 

ماشین‌حساب را خاموش‌کن 

یکی دیگر از نشانه‌های مناعت طبع، اشتراک اقتصادی است؛ به ویژه اگر زن هم شاغل باشد. اگر زن و مردی از عزت نفس برخوردار باشند، به جای جدا کردن حساب زندگی‌شان از هم، حسابشان را مشترک می‌کنند اما آقایان محترم یادشان باشد، بهتر است برای همسرشان حق داشتن حسابی جدا را درنظر بگیرند و او را مجبور به خرج‌کردن درآمدش در منزل نکنند. با این کار، مطمئن باشید همسرتان با کمال میل کمبودهای زندگی را با درآمدش جبران خواهد کرد. 

منم همین‌طور! 

یکی از شیرینی‌های زندگی مشترک، شناختن علایق طرف مقابل و علاقه‌مندشدن به آنها به صورت واقعی و نه تصنعی است. این یعنی نشان‌دادن علاقه‌مان به طرف مقابل، احترام‌گذاشتن به عقیده او، توجه به خواسته‌های او و در یک کلام احترام به همسر. از طرفی، با این کار به شکوفایی هر چه بیشتر او کمک می‌کنیم. مثلا اگر همسرمان به ورزش یا سرگرمی خاصی علاقه دارد، به جای اینکه این علاقه او را دلیلی برای جدایی او از خودمان بدانیم، با همسرمان همراه شویم و اجازه بدهیم شکوفا شود. همراه‌بودن و احترام گذاشتن به علایق طرف مقابل، یکی از نشانه‌های عزت نفس و عشق به طرف مقابل است چون نه تنها با تنگ‌نظری مانع موفقیت او نشده‌ایم بلکه او را برای رسیدن به آرزوهایش کمک هم کرده‌ایم. 

من هم بلدم! 

طبیعی است که همه ما همه کارها را بلد نیستیم اما مهم آن است که به‌خاطر عشق و علاقه به طرف مقابل، برخی کارها را یاد بگیریم. بی‌توجهی- آن هم بی‌توجهی عمدی به خواسته‌های طرف مقابل- نشانه مناعت طبع نیست بلکه برعکس، کسی که تلاش می‌کند بیاموزد تا علاقه‌اش را به همسرش نشان بدهد، از اعتماد به نفس و مناعت طبع بالایی برخوردار است؛ این تلاش یعنی تلاش برای نزدیک‌ترشدن به هم. 

همه‌پرسی خانوادگی! 

خودرأیی، تصمیم‌گیری بدون مشورت، تکروی و... نه تنها نشانه مناعت طبع و اعتماد به نفس بالا نیست بلکه به‌عکس، نشان‌دهنده کمبود این ویژگی‌های رفتاری است. از طرفی نشان می‌دهد با تنگ‌نظری می‌خواهیم همه کارها را به نام و با تلاش خودمان ثبت کنیم و اصلا به حضور و نظر طرف مقابل اهمیت ندهیم. تصمیم‌گیری‌های 2نفره را از همین حالا شروع کنیم.

و در نهایت اینکه عزت‌نفس رفتار مثبتی است که اولا باعث سلامت روحی- روانی خودمان می‌شود چون به پای طرف مقابل نمی‌افتیم و با رفتار عاقلانه و منطقی‌مان خوار و ذلیل نمی‌شویم؛ در ثانی این مناعت‌طبع، ارتباط سالم، منطقی و محترمانه‌ای را بین ما به‌وجود خواهد آورد     

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٠

 

بسیاری از بیماری‌ها با کاهش میل جنسی باعث می‌شوند روابط زناشویی تحت تاثیر قرار بگیرد. در واقع می‌توان کاهش میل جنسی را به‌عنوان یکی از بارزترین عوارض این بیماری‌ها به‌حساب آورد

با توجه به این حقیقت می‌توان اذعان کرد که اگر دچار کاهش میل زناشویی و یا هر نوع اختلال دیگری در این عملکرد هستید،بهتر است به پزشک مراجعه نمایید تا دلیل اصلی آن مشخص شود و با رفع مشکل زمینه‌ای،این مشکل شما نیز برطرف شود.
در ادامه به بعضی از مهم‌ترین بیماری‌‌هایی که میل زناشویی را تحت تاثیر قرار می‌دهد اشاره می‌کنیم...
 
 بیماری‌های عروقی
برخی از اختلالات عروقی در قالب مشکلات زناشویی خود را نشان می‌دهد.به مرور زمان رگ‌های خونی را تحت تاثیر قرار داده،شریان‌ها را سخت و باریک می‌کند و همین ساله،خون‌رسانی به دستگاه تناسلی را کاهش می‌دهد.

2دیابت
اغلب مشکلات زناشویی ناشی از بیماری دیابت است که با مشکلات دیگری نظیر آسیب‌های عصبی و بیماری‌‌های عروقی همگام می‌شود.در زنان این عارضه به شکل کاهش میل زناشویی است. البته این عوارض با کنترل قندخون،فشارخون و سطح کلسترول قابل جبران است.
 
3 افسردگی
اغلب به‌دنبال افسردگی اختلالات زناشویی بروز می‌کند.اگر مواد شیمیایی مغز و یا هورمون‌ها و ناقل‌های عصبی در وضعیت متعادلی نباشند،میل زناشویی،انگیختگی زناشویی را تحت تاثیر قرار می‌دهد و دارو‌های ضدافسردگی باعث کاهش میل زناشویی می‌شود.البته خوشبختانه دارو‌هایی با فرمول مشابه ویاگرا و یا خود ویاگرا می‌تواند به بهبود این وضعیت کمک موثری کند.

4 یائسگی
میل زناشویی زنان به موازات تغییر در هورمون‌های خاص افول می‌کند.افت مقدار استروژن که در انگیختگی زناشویی موثر است، باعث خشکی واژن و دردناکی آمیزش می‌شود.تستسترون، هورمونی که در میل زناشویی هر دو جنس نقش دارد،با افت فعالیت تخمدان‌ها کاهش می‌یابد و در جمع، این مساله باعث کاهش میل زناشویی می‌شود.
 
5 عوارض جانبی برخی داروها
دارو‌های بی‌شماری هستند که چنین تاثیر ناخواسته‌ای رابه همراه خواهند داشت.علاوه بر دارو‌های ضدافسردگی،دارو‌های فشارخون و حتی دارو‌های ضدبارداری می‌تواند میل زناشویی را تحت‌تاثیر قرار دهد.
 

 

6 ام.اس
این بیماری که باعث تخریب سیستم عصبی مرکزی می‌شود،روی عملکرد آمیزشی تاثیر می‌گذارد. عدم خشنودی از آمیزش و یا فقر میل زناشویی در زنان می‌تواند دال بر ابتلا به این بیماری باشد.بیماری‌های عصبی دیگری نظیر پارکینسون نیز چنین تاثیر مشابهی را به همراه دارد.
 
7 آندومتریوز
بیش از 5 میلیون زن در شمال آمریکا دچار این اختلال هستند.علاوه بر این،علایم دردناک این بیماری نظیر گرفتگی‌های شکمی‌ دردناک،قاعدگی‌های شدید و درد مزمن لگنی،امکان آمیزش را به سختی فراهم می‌کند و تجربه‌ای ناخوشایند خواهد بود.
 
8 کیست‌های تخمدانی
آمیزش‌‌های دردناک،می‌تواند علامتی از کسیت‌های رحمی‌ باشد.بیماری التهاب لگن و یا سرطان لگن نیز چنین علامتی را به همراه دارد. به طور کلی آمیزش‌های دردناک را نباید نادیده گرفت.
 
9 اختلالات تیروییدی
تیرویید،غده‌ای پروانه‌ای در جلوی گردن است که نقش مهمی ‌در حیات و سلامت فرد ایفا می‌کند. مدیریت فرآیند متابولیسم،از دما تا وزن و همچنین سلامت زناشویی از فعالیت‌های غده‌ تیرویید است.
 
10 آپنه
آپنه که اصطلاحا به آن،خفگی در خواب می‌گویند،مشکلی است که در آن تنفس به مدت 10 ثانیه متوقف می‌شود و این روند مرتب در خواب تکرار می‌شود.پزشکان می‌گویند آپنه نیز می‌تواند به بروز مشکلات زناشویی در مردان منجر ‌شود.
 
واقعیت‌ها
شما ممکن است احساس کنید که میل زناشویی شما کم رنگ شده است. یا چیزهایی که قبلا برای شما لذت‌آور بوده اکنون ناراحت‌کننده به نظر می‌رسد. شما تنها نیستید. خیلی از زنان دچار مشکلات زناشویی در نقاطی از زندگی خود می‌شوند. تخمین زده می‌شود که ? نفر از هر ?? زن حداقل یک نگرانی زناشویی را تجربه کرده است. ناتوانی زناشویی در زنان دلالت بر مشکلات مزمن یا عودکننده در مصاف با یک یا برخی از پاسخ‌های زناشویی است. به آنچه شما تجربه می‌کنید ناتوانی زناشویی در زنان نمی‌گویند مگر اینکه شما درباره آن مضطرب بوده یا تاثیر منفی بر ارتباط شما با همسرتان داشته باشد.اگرچه مشکلات زناشویی در ارتباط با ناتوانی زناشویی در زنان دلایل متفاوتی دارد ولی اغلب قابل درمان هستند.ارتباط دادن دلواپسی‌های خود و فهم کالبدشناسی و فیزیولوژی طبیعی پاسخ‌های بدن به میل زناشویی قدم‌های مهمی ‌است به طرف دوباره به دست آوردن رضایت زناشویی.

علایم و نشانه‌ها
دلواپسی زناشویی در زنان با هر سنی اتفاق می‌افتد ولی ممکن است در زمان‌های آسیب‌پذیری هورمونی شایع‌تر باشد، مانند بعد از زایمان یا در زمان انتقال به یائسگی.نگرانی‌های زناشویی همچنین ممکن است با بیماری‌های عمده مانند سرطان اتفاق افتد.مشکل شما به‌عنوان ناتوانی زناشویی در زنان دسته‌بندی می‌شود اگر شما یک یا بیشتر از موارد زیر را تجربه کرده‌اید و یا تجربه نگرانی شخصی به علت آنها دارید:
 میل زناشویی در شما کم شده یا وجود ندارد *
 
شما با فعالیت زناشویی برانگیخته نمی‌شوید یا علی‌رغم میل زناشویی برانگیخته نمی‌شوید.
 شما نمی‌توانید به اوج لذت زناشویی (ارگاسم) برسید.
 شما دارای درد در زمان تماس زناشویی هستید

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٠

 

بیایید با به خاطر آوردن لحظه‌ای که برای نخستین بار مردی را که امروز همسر شماست دیدید، کار را شروع کنیم. به یادآوردن این لحظه، مهم است. آیا به خاطر می‌آورید که هر بار که برای دیدن شما به خانه‌تان می‌آمد، چقدر مرتب و منظم و خوش‌لباس بودید؟ آیا آن حمام گرفتن‌های طولانی و سپس آرایش کردن‌ها و عطر زدن‌ها و شادابی و خوش برخوردی‌های خود را به یاد دارید؟ در آن زمان خیلی مطمئن بودید و به قدری هیجان داشتید که برای دیدن او دقیقه شماری می‌کردید. با شور و هیجان برای دیدنش می‌رفتید و می‌دانستید که از دیدن شما و از بودن در کنار شما خوشحال خواهد بود.

شما خود می‌دانید که تنها کسی هستید که شوهرتان از دیدن شما دچار هیجان و شادی می‌شود.

به خاطر آورید که شما تنها دختری بودید که او برای زندگی، بانوی خانه و شریک اصلی زندگی خویش از میان آن همه دختر انتخاب کرد. شما تنها کسی هستید که او برای هم‌زبانی و همدلی و همراهی خویش در مسیر پرفراز و نشیب زندگی آینده خویش برگزیده است، در حقیقت تنها کسی هستید که می‌توانید هر وقت که بخواهید او را به اوج آسمان‌ها بفرستید.

پرتحرک، با حرارت و جذاب باشید!

یکی از نیازهای اساسی شوهر شما این است که شما از نظر درونی و ظاهری هر روز برای او تازه‌تر و جذاب‌تر باشید. او عاشق تمامی ‌وجود شماست. در حقیقت مشتاق و آرزومند آن است که هر روز از باغ پرطراوت وجود شما گلی تازه بچیند.

ظاهر آراسته و پوشش زیبای شما همان چیزی است که شوهر شما در نخستین برخورد پس از ورود به خانه، از شما می‌خواهد. او می‌خواهد موقع مراجعت به منزل، دختر رویاهایش واقعاً یک خانم به تمام معنا باشد، با تمام ویژگی‌های یک زن زیبا و طناز، شادابی و شیطنت یک دختر جوان و سرزنده، لطافت و طراوت یک گل. این نیاز و انتظار واقعی یک مرد از همسر خود است.

خانم‌های عزیز، به خاطر بسپارید که مردها آدمهای عجیبی هستند. یک مرد قبل از اینکه به شخصیت یک زن توجه کند، ابتدا سر و وضع ظاهری او را می‌بیند.

هرگز از ظاهر آراسته خود به‌منظور دیگر غیراز جلب و بیان محبت استفاده نکنید. مطمئن شوید که نیت و رفتار شما با لباس پوشیدنتان متناسب است و هرگز قصد ندارید از این ابزار برای سلطه به همسر و رسیدن به اهداف پنهانی استفاده نمایید. او کاملاً احساس خواهد کرد و عکس‌العملی برخلاف خواسته شما نشان خواهد داد.

چگونه همسرمان را به خانه جذب کنیم

به جای اینکه شوهر خسته شما به هنگام ورود به خانه، در آشپزخانه یا اطاق‌ها به دنبال همسرش بگردد، بی‌درنگ برای استقبالش به جلوی درب خانه بروید. بگذارید آن لحظه‌ای که به خانه وارد می‌شود، یک لحظه شاد و زیبا باشد. با صورت آرایش کرده در حالی که رایحه عطر از وجود شما به مشام می‌رسد، خرامان خرامان به طرف در بروید. به این ترتیب نه تنها می‌توانید به ابراز محبت او پاسخ بدهید بلکه خود شما هم نیاز به این ابراز محبت دارید. اگر او با حالتی عصبی و خسته و کوفته به خانه می‌آید، با دیدن قیافه مرتب و منظم شما خستگی از تنش بیرون می‌رود.

لباس‌های خوب و زیبای شما مخصوص میهمانی نیست!

آیا در حالی که لباس جذاب و زیبایی بر تن دارید در جلو در به استقبال شوهرتان رفته‌اید؟ اکثر زنان سعی دارند که بهترین لباسشان را در مهمانی‌ها بپوشند و به رخ سایر خانم‌ها بکشند ولی هیچ‌وقت این کار را در مورد شوهرانشان نمی‌کنند. شوهرتان نیز نیاز دارد که شما رویاهایش را برای داشتن یک زن شیک برآورده سازید. هرگز اجازه ندهید که شوهرتان پی ببرد وقتی که به خانه برمی‌گردد همسرش با چه «لباس و آرایشی» منتظرش است، این عمل، باعث می‌شود او احساس خاصی نسبت به لحظه ورود به منزل پیدا کند. این، درست مانند همان احساسی است که انسان در موقع باز کردن بسته‌بندی یک هدیه دارد.

شما می‌توانید با پوشیدن لباس‌های گوناگون و جالب، نظر شوهرتان را نسبت به‌خود جلب کنید. اگر فرزند بزرگ سال دارید، طبیعتاً هنگامی‌که در خانه هستند از پوشیدن لباس‌های نامناسب در حضور آنها خودداری کنید. ولی بچه‌ها لباس‌های زیبای شما را دوست دارند، چون زندگیشان را از یکنواختی خارج و هیجان‌انگیزتر می‌کند.

شوهر شما دوست دارد که شما خوب لباس بپوشید، او شما را دوست خواهد داشت زمانی که احساس کند که می‌خواهید وی را خوشحال کنید. هنگامی‌که نیاز او به مشاهده یک زن جذاب و شاداب و طناز در خانه برآورده شد، به‌قدری سپاسگزار شما خواهد بود که احساس وظیفه برای برآوردن نیازهای شما را خواهد کرد، بدون اینکه شما از او چیزی خواسته باشید. همین امشب این موضوع را آزمایش کنید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٠

 

 

 به تازگی British Medicine Journal در سایت خود تحقیقی سوئدی را به معرض دید گذاشته که در رابطه با زندگی زناشویی افراد 70 ساله است.
به نقل از روزنامه  فیگارو، طبق این تحقیق در دهه اخیر خانم‌های 70 ساله روابط جنسی بیشتر و موفق‌تری دارند و به دنبال همین موضوع امید به زندگی و کیفیت زندگی زنان نیز بالا رفته است.
محققان دانشگاه گوتنبرگ سوئیس پس از مصاحبه با 1500 فرد بالای 70 سال طی سال‌های 2001-1971 متوجه شدند میزان روابط جنسی افراد در این سن از 50 درصد در سال 1971 به 68 درصد در سال 2001 در مردان و از 38 درصد به 56 درصد در زنان متاهل رسیده است.
 میزان رسیدن به اوج لذت جنسی نیز در زنان از 59 درصد در سال 1971 به 83 درصد در سال 2001 رسیده است.
نکته نگران‌کننده‌ای که محققان در طی این تحقیق با آن برخورد کردند این بود که سن تمایلات جنسی مردان نسبت به زنان بسیار افزایش یافته و زنان معمولا در سنین 50، 60 و 70 سالگی تمایل کمتری به برقراری روابط جنسی دارند در حالی که در مردان این سن بسیار بالاتر است.
به نظر می‌رسد امید به زندگی در مردان در حال افزایش است در حالی که در زنان تقریا ثابت باقی مانده است

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٠

 

قبل از ازدواج این 25 سئوال را حتماً از همسر آینده خود بپرسید:

1) آیا شما می‌خواهید بچه‌دار شوید؟ اگر مایلید چند فرزند؟
2) اگر زمانی مشخص شد من یا شما قادر به بچه‌دار شدن نیستیم، آیا قبول دارید که فرزندی را از پرورشگاه بپذیریم و بزرگ کنیم
3) اگر در آینده صاحب فرزند شویم، آیا حاضرید او را به مهدکودک بفرستیم؟ در غیر این صورت چه کسی از او نگهداری خواهد کرد؟
4) آیا مادر باید از شغل خود چشم بپوشد و از فرزندان نگهداری کند؟ در این صورت وضعیت مالی زندگی مشترک به چه وضعی در خواهد آمد؟ آیا مرد خانه قادر است در این صورت زندگی را به تنهایی اداره کند؟
5) تعطیلات را چگونه بگذرانیم؟ آیا برنامه تعطیلات را دو نفری خواهیم گذراند یا حتماً باید با فامیل به تعطیلات برویم؟
6) در مواقعی که جر و بحث پیش می‌آید ،چه واکنشی نشان می‌دهید؟ آیا عصبانی می‌شوید؟ در صورت عصبانیت چه رفتاری از خود نشان می‌دهید؟‌
7) نظر شما در مورد تعهد به زندگی چیست؟ در صورت خیانت از طرف خود‌تان یا من چه واکنشی نشان می‌دهید؟
8) در مورد فرزندان چه رفتار و انطباقی مدنظرتان است؟
9) عقاید مذهبی شما چگونه است؟
10) در مورد روابط زناشویی چه‌نظری دارید؟
11) در مورد مسائل مالی چه‌نظری دارید؟ درآمد هرکدام از ما چگونه خرج می‌شود؟
12) هزینه‌های زندگی بر چه مبنایی تعیین می‌شود؟ منبع درآمد چگونه است و آیا کفایت زندگی مشترک را می‌کند؟ آیا امکان پس‌انداز وجود خواهد داشت؟

 

13) ‌2 سال، 5 سال، 10 سال و 20 سال آینده، خود را چگونه می‌بینید؟
14) ساعات خواب و بیداری و کارتان چگونه است؟ صبح‌ها زود بلند می‌شوید؟ آیا عادت دارید شب‌ها تا دیروقت بیدار باشید؟
15) چه‌کسی مسئول خرید منزل، پخت و پز و تمیز کردن است؟ آیا در این زمینه کمک می‌کنید؟
16) عادت خرج‌کردن پول در شما چگونه است؟ هر ماه چه میزان پس‌انداز می‌کنید؟
17) آیا در خانواده شما سابقه بیماری روانی وجود دارد؟
18) در مورد مسائل زیر،اهداف طولانی‌مدت و کوتاه‌مدت شما چگونه است: شغل، فرزندان، مالکیت منزل و هر نوع متعلقات که به هر دوما مربوط است؟
19) کجا زندگی خواهیم کرد؟ محل سکونت و منزل ما کجا و با چه شرایطی خواهد بود؟‌
20) شهر محل سکونت ما کجا خواهید بود؟ آیا این شهر تغییر می‌کند؟
21) آیا شغل شما به صورتی است که مجبورید شب‌ها کار کنید؟
22) آیا برای همسر آینده خود محدودیت‌هایی در ذهن دارید؟
23) وقتی استرس دارید، ناراحتید و یا درگیری ذهنی شدیدی دارید، بهترین روش کمک به شما چیست؟
24) اگر در ازدواج مشکلی پیش بیاید، تا چه مدت می‌توانید صبر کرده و مشکل را حل کنید؟ آیا مسئله‌ای در ذهنتان وجود دارد که اگر در زندگی مشترک بروز کند به‌نظرتان غیرقابل ترمیم و جبران است؟
25) پنج روش کوچکی که شما به وسیله آن هر روز می‌توانید به همسرتان بگویید و نشان دهید که دوستش دارید (البته بدون آنکه همسرتان تقاضا کند) چیست؟ پاسخ بعضی سوِالات به زمان زیادی احتیاج دارد. برای پاسخ به این سوِالات بهتر است هر دوی شما وقت بگذارید. نگذارید نداشتن پاسخ برای یک سوِال مانع بررسی سایر سوِالات شود. اگر پاسخ یک سوِال به تفکر بیشتری احتیاج دارد ،فعلاً از آن بگذرید و به سراغ سوِال بعدی بروید. یادتان باشد بهترین ازدواج‌ها بر مبنای پایه و اساس محکم و قوی استوار شده‌اند

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٠

 

اما برای اینکه همسر خوبی باشید بهتره این توصیّه ها رو بخاطر داشته باشید :

نق نزنید و همسر خود را سرزنش نکنید.

- همسر خود را همانگونه که هست به حال خود بگذارید.

- خرده گیری نکنید و عیب جویی را کنار بگذارید.

- به امور کوچک زندگی زناشوئی توجه بیشتری داشته باشید.

- صادقانه به تعریف و تمجید پردازید.

- مؤدب باشید.


...و بطور کلی سعی کنید در زندگی این ها رو سرلوحه قرار بدید:


1-قلبتون را از نفرت آزاد کنید.


2-ذهنتون را از نگرانی آزاد کنید.


3- ساده زندگی کنید.


4-بیشتر بخشش کنید .


5-کمتر انتظار داشته باشید .

 

هنگام مشاجرات :

1- بهترین نتیجه از مباحثه، پرهیز از آن است.

2- به عقاید احترام بگذارید و نگوئید اشتباه میکنند.

3- اگر در اشتباه هستید، به آن اعتراف کنید.

4- در هر موردی، دوستانه شروع به صحبت کنید.

5- راه سقراط (همیشه از مخاطب پاسخ آری آری بگیری.)

6-بگذارید دیگران زیاد حرف بزنند.

7- بگذارید دیگران احساس کنند که ایده ها از خود آنهاست.

8- از دریچه چشم دیگران به کارها بنگرید.

9- نسبت به ایده ها و خواسته های دیگران همدردی نشان دهید.

10- به انگیزههای شریفتر مخاطب، توسل جوئید.

11- ایده های خود را مجسم کنید.

12-حس رقابت دیگران را تحریک کنید.

 

انتقاد از دیگران ( بدون جریحه دار کردنشان) :

1- قبل از شروع مطلب از او تمجید کنید.

2- خطاهای دیگران را غیرمستقیم گوشزد کنید.

3-قبل از انتقاد از دیگران، از اشتباهات خود سخن بگوئید.

4- به جای دستور صریح، دستورات را بصورت سئوال و خواهش بخوانید.

5- بگذارید طرف مقابل آبروی خود را حفظ کند.

6-از کوچکترین پیشرفتی، تعریف کنید.

7- به مردم اعتماد کنید تا سعی کنند خود را سزاوار خود سازند.

8- رفع و اصلاح عیوب را کاری آسان، نشان دهید.

9-کاری کنید تا مخاطب وظایفش را با میل و اشتیاق انجام دهد.

 

لازمه دوست داشتن دیگران توجه به آنهاست :

1-از صمیم قلب دیگران را دوست داشته باشید.

2- همیشه لبخند بزنید.

3- همواره به اسم دیگران توجه داشته باشید.

4-در مورد آنچه دیگران علاقمندند صحبت کنید.

5-شنونده خوبی باشید و دیگران را تشویق به صحبت در مورد خودشان کنید.

6- کاری کنید که دیگران احساس کنند وجودشان برای شما اهمیت دارد

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٠

 

تمام این موارد جزء رازهایی هستند که شما می توانید راه عاشق شدن را از طریق آن بیاموزید.

اگر از تنهایی و یا سر و کله زدن در رابطه های فعلی خود خسته شده اید وقت آن رسیده است که خود حقیقی تان را بهتر بشناسید. باید بدانید که انتظارات شما در یک رابطه چیست و چگونه می توانید با آزاد کردن ذهن خود عشق حقیقیتان را پیدا کنید. می توانید از همین جا شروع کنید. یکی از 6 حرکت زیر را از "هنر عاشق شدن" انتخاب کنید.

به کسی که در نزدیکیتان است توجه بیشتری کنید
عشق را بازیچه دست خود قرار ندهید
به پدر و مادر اجازه اظهار نظر دهید
چمدان های خود را بر روی زمین بگذارید
هدیه دهید
با خودتان آشتی کنید
به کسی که در نزدیکیتان است توجه بیشتری کنید
خیلی رایج است که بیشتر افراد وقت زیادی را صرف می کنند تا بتوانند "فرد ایده آل" خود را پیدا کنند. از این ور و آن ور چرخیدن باز ایستید و درست با چشمانی باز پیش رویتان را بنگرید.

به شخصی که همین حالا ارتباط نزدیکی با شما در زندگی دارد نگاه کنید. حال این فرد چه یک دوست باشد چه یک همکار یا هر کس دیگر، به کارهایی که برای دور کردن او از خودتان انجام می دهید دقیق تر شوید. انجام چنین کارهایی را متوقف کنید. اجازه دهید که در مسیری که هر دو دوست دارید بیفتید. همه چیز را در رابطه همانطور که هست قبول کنید.

کارهایی را که گفتیم فردا با فرد مورد نظر خود انجام دهید. البته منظور ما این نیست که با هر شخصی که در حال رد شدن از مقابل تان است، طرح ازدواج بریزید. کاری که به شما پیشنهاد کردیم تنها تمرینی است که به خودتان ثابت شود چقدر ساده از بسیاری از افراد تنها با این امید که به فکر پیدا کردن "مرد ایده آل" هستید می گذرید. اما هر چقدر که شما با دیگران درست برخورد کنید به همان اندازه نیز می توانید به شانس خود برای پیدا کردن فرد مورد علاقه تان نزدیک شوید.

عشق را بازیچه خود قرار ندهید
بسیاری از افراد مجرد گله می کنند که هیچ گاه مورد محبت دیگران قرار نمی گیرند. دلیل این امر بسیار ساده است. آنها آنقدر درگیر زندگی روزمره هستند که حتی علاقمندان بالقوه آنها حتی فرصت پیدا نمی کنند که آنها را به درستی بشناسند.

شما در رابطه خود چه مقدار نقش بازی می کنید؟ انتظار دارید تا دیگران در مقابل شما چه کارهایی انچام دهند و چه نقشی بازی کنند؟ شاید به نظرتان شانس با شماست که می توانید طرح خودتان را همانطور که می خواهید دنبال کنید؛ اما سوال اینجاست که: آیا شما عاشق فردی که نقش بازی می کند و یا نقشی که بازی می کند، می شوید؟ اگر به نقش هایی که بازی می کنید اعتباری نیست پس برای مدتی نقش بازی کردن را کنار بگذارید. سعی کنید نقش های دیگری را بازی کنید نقش هایی که تا به حال به غالب آنها فرو نرفته اید. می توانید با فردی ارتباط برقرارا کنید که نقش هایی بازی می کند که شما به آنها علاقه ای ندارید آنگاه متوجه خواهید شد که چه حالی به شما و سایرین دست می دهد.

هدف ما این است که بین شما و نقش هایی که بازی می کنید تمایز قائل شویم. و در نتیجه می توانید به راحتی نقش های ساختگی را به دور بریزید و خیلی راحت خود واقعی تان را آشکار سازید. که این قسمت خود بخشی از موفقیت است. شما همیشه دوست داشتنی و زیبا هستید. و این دو نقش هایی هستند که باید در زندگی خود همیشه به غالب آنها فرو روید.

به والدین خود اجازه اظهار نظر دهید
یکی از بزرگترین مشکلاتی که در زندگی عاطفی وجود دارد این است که هر کس میخواهد به تنهایی روی پای خودش بایستد و حضور دیگران را نادیده می گیرد. ما آنچنان سخت به یکدیگر می چسبیم و به دیگری اجازه انجام امور دلخواهش را نمیدهیم که جایی برای رشد عشق و علاقه باقی نمی ماند. ما نباید این کار را انجام دهیم.

اگر کسی می خواهد به زندگی شما وارد شود به او اجازه انجام این کار را بدهید. حتی می توانید به او خوش آمد هم بگویید. اصلا مهم نیست که او چه تیپ آدمی است. از چیزهایی که با خود به همراه دارد نهایت استفاده را ببرید، حتی اگر این رابطه برای مدت زمان کوتاهی ادامه داشته باشد.

زمانی که نوبت به آن رسید که فردی پایش را از زندگی شما بیرون کشد به او اجازه انجام این کار را بدهید. طوری او را رها نکنید که همیشه یک تجربه تلخ عدم پذیرش، یا از دست دادن در زندگی اش باقی بماند. به خاطر داشته باشید که زندگی شخصی او به شما هیچ ارتباطی ندارد. فقط قبول کنید که وقت آن رسیده که پایش را از زندگی شما بیرون کشد.

با خودتان نیز یک چنین کاری را انجام دهید. اجازه دهید که آزادانه در عرصه زندگی گام بردارید. و بی جهت خود را در دام زنجیر های بی پایه و اساس گرفتار نکنید. هر چقدر که خود و سایرین را آزادتر بگذارید خیلی راحت تر می توانید عاشق شوید.

چمدان هایتان را روی زمین بگذارید
برخی از افراد تصور می کنند که تا زمانیکه تمام نیازهایشان بر آورده نشده باشد نمیتوانند عاشق شوند. و جالب تر این است که همین افراد زمانی که به تمام نیازها و خواست هایشان می رسند متوجه می شوند که آنقدر ها هم که فکر می کردند نتوانستند به خوشبختی و سعادت دست پیدا کرده و خوشحال باشند. به همین دلیل درخواستهای مکرر تنها به عنوان مانعی بر سر راه عاشقی هستند.

"باید" های شما در یک رابطه به چه چیزهایی ختم می شود؟ اگر نمی دانید بهتر است یک تکه کاغذ بردارید و لیستی از آنها تهیه کنید و نگاه دقیقی به تک تک آنها بیندازید. می توانید آنها را به چمدانی تشبیه کنید که باعث می شود تمام فرصت ها و انسان های خوبی را که در پیش روی شما قرار می گیرند تنها به دلیل بار اضافی که بر دوش می کشید نبینید. این چمدان همچنین باعث می شود که شما احساس ترس و انعطاف ناپذیری هم بکنید. شما باید تمام خواست ها و نیازهای کهنه خود را به دور اندازید تا بتوانید آزادانه زندگی کنید.

اجازه دهید که تنها یکی از توقعات شما برای چند روز هم که شده از ذهنتان بیرون رود. ببینید که بدون وجود آنها چه احساسی به شما دست می دهد. (البته به خاطر داشته باشید که هر زمان که اراده کنید می توانید مجددا" آنها را به ذهن خود راه دهید) بعد یکروز دیگر هم این کار را انجام دهید. زمانیکه این کار را چندین بار انجام دادید، به این نتیجه می رسید که چیزهایی را که تصور می کردید واقعا برای زندگی شما حیاتی هستند در حال فراموش شدن می باشند. هر چه بیشتر این کار را انجام دهید خیلی خوشحال تر و سبک تر زندگی خواهید کرد. همچنین چنین طرز فکری، اجازه می دهد تا بسیاری افراد جدید، فرصت های و امکانات نوین پا به عرصه زندگی شما بگذارند. شما تنها با گذاشتن چمدان های خود بر روی زمین به آنها اجازه می دهید تا به زندگیتان قدم بگذارند.

هدیه دهید
بخشیدن و دریافت کردن یکی از موارد ضروری در هر رابطه می باشند. زمانی که ما عاشق می شویم هیچ مشکلی نباید بر سر راه ما پیدا شود. خیلی راحت بخشش می کنیم و هر چه که در مقابل به ما برسد ما را بسیار خوشحال می کند. اگر می خواهید عاشق شوید این موارد را باید با جان و دل بپذیرید و داد و دهش را تمرین کنید.

شما در یک رابطه به طرف مقابل خود چه هدایایی می دهید؟ انتظار دارید در مقابل آنها چه چیزهایی دریافت کنید؟ حالا چند دقیقه بر روی چیزهای دیگری که می توانید به دیگران بدهید فکر کنید. سپس دست به کار شوید و آنها را در اختیار دیگران قرار دهید. این کار را هر روز انجام دهید. هر روز چیز تازه ای به آنها دهید. هدایای شما حتما لازم نیست که یک کادوی رویایی یا گران قیمت و حتی از انواع اجناس مادی باشد فقط کافی است چیزی باشد که از جانب شما دریافت کنند. سپس این کار را برای افراد مختلف انجام دهید. ذن معتقد است که شما باید این کار را به دور از هر گونه سر و صدا و انتظار برای دریافت چیزی در ازای آن انجام دهید.

این کار را در مورد خودتان نیز انجام دهید. چند دقیقه بر روی این موضوع فکر کنید که دوست دارید چه هدایایی به خودتان دهید. هدیه شما می تواند قدم زدن در پارک، خرید یک رژ لب و یا گذراندن وقت با کسی که دوستش می دارید باشد. بهتر است که هر روز به خودتان یک هدیه بدهید.

هرچند این تمرین بسیار ساده می باشد، اما از قدرت خارق العاده ای برخوردار است. انجام این کار به طور روزانه می تواند هر رابطه ای را از این رو به آن رو کند. زمانی که چیزی می بخشید نباید هیچ گونه چشم داشتی به جبران آن از طرف مقابل داشته باشید.( حتی نه یک تشکر خشک و خالی و نه یک لبخند) فقط برای بخشندگی ببخشید بدون داشتن هیچ گونه انتظار و خواهشی. اگر با یک چنین ذهن باز و سخاوتمندی زندگی کنید به طور طبیعی تمام هدایای مورد نظرتان به سمت شما سرازیر می شوند.

با خودتان آشتی کنید
بسیاری از افراد حتی اگر با یکی از دوستانشان هم زندگی کنند باز هم اظهار میدارند که فرد تنهایی هستند. تنها مشکل این افراد این است که با خودشان قهر هستند. زمانی که به شناخت خود دست پیدا کردید و متوجه شدید که چه کسی هستید، غیر ممکن است که از آن به بعد تنها بمانید.

با خودتان آشتی کنید. وقت بگذارید تا خودتان را بهتر بشناسد. تمام اندام ها و اعضای بدنتان را همانطور که هستند بپذیرید. از سرزنش و قضاوت جریاناتی که اتفاق می افتد دست بردارید. آرام باشید و نگاهی به درون خود بیندازید.

با همین تمرین آخر کار خود را شروع کنید. به تنفس خود دقت کنید و ببنید که در داخل بدن شما چه تحولاتی در حال روی دادن است. آنها را با کمال میل بپذیرید و دوباره به تنفس کردن باز گردید. نفس به نفس خود را درک کنید و ببینید که به دور از تمام این هیاهو ها و غوغا ها شما چه فرد کامل و بی عیبی هستید. آیا می توانید این شخصیت را در روابط خود نیز نگه دارید؟ ایا با کسانی ارتباط برقرار می کنید که خود واقعی شما را می شناسند و برایشان قابل تحسین هستید. در زندگی و همچنین در روابط خود تغییرات مثبتی ایجاد کنید. این کار می تواند به سادگی دقت کردن به طرز در آوردن کفش ها از پا باشد.

"زمانی که شما به خود واقعی تان اجحاف پیدا کنید موفقیت برای شما معنا پیدا خواهد کرد. زمانی که خود واقعی تان باشید تمام دنیا عاشق شما می شود

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٠

 

همه ی شما حتماً می دانید که وقتی صحبت از شیوه ی برقراری ارتباط می رسد، خانم ها و آقایان کاملاً روی طول موج های مختلفی قرار گرفته اند. یک مجله در ماه این مشکل دیرینه را از دیدگاهی بسیار جدید و جالب بررسی کرده است. نویسنده ی این مطلب با یک روانشناس مصاحبه ای انجام داده است. تحقیقات وی نشان می دهد که تفاوت های بین روش ها و سبک های برقراری ارتباط در خانم ها و آقایان، فراتر از اجتماعی شدن محض است، و به نظر می رسد که ریشه در ساخت جنسیتی آنها داشته باشد.
او اولین بار وقتی متوجه این مسئله شد که نوارهای ویدئویی را که توسط محقق دیگری گرفته شده بود و در آن از دوستان نزدیک خواسته شده بود که با هم گفتگویی را آغاز کنند، بررسی میکرد. برخلاف دخترها، پسرها از این درخواست احساس ناراحتی میکردند. دخترها در تمام گروههای سنی وقتی با هم روبه رو می شدند، فوراً شروع به صحبت میکردند، و گفتگو را با حل مشکل یکی از دخترها به پایان می رساندند. از طرف دیگر پسرها، به موازات هم می نشستند و از یک بحث به بحث دیگری می پریدند و همه ی گفتگوها حول قرارهایی که می خواهند با هم بگذرانند می چرخید.

 

وی مشاهده کرد که، "برای مردها، گفتگو راهی برای استحکام

بخشیدن به وضعیت و مقام خود در گروه است. آنها برای حفظ

آزادی و استقلال خود گفتگو می کنند. از طرف دیگر خانم ها،

 برای ایجاد صمیمت و نزدیکی صحبت و گفتگو میکنند. برای آنها

 حرف زدن ذات و جوهره ی صمیمیت است، از اینرو دوستی

نزدیک و صمیمی برای آنها به معنای نشستن کنار هم و صحبت

کردن است. برای پسرها، فعالیت ها و انجام کارها با یکدیگر

مهم است. نشستن و حرف زدن تنها جزء ضروریات دوستی

نیست."
حتی از این مشاهدات ساده نیز، کاملاً مشخص است که چرا

 زن ها و مردها در صحبت کردن با یکدیگر اینقدر مشکل دارند.

زن ها با صحبت کردن با دوستان و عاشقان خود، احساس

نزدیکی و صمیمیت ایجاد می کنند. مردها از گفتگو در این راه

بهره نمیگیرند، به همین خاطر است که نمی فهمند که خانم ها

 چرا اینقدر پشت سر هم حرف میزنند و حرف می زنند و ...در

نتیجه بسیاری از مردها به روشی صدای زنها را قطع می کنند.


مردها از روش ها گفتگوی مختلفی که زن ها برای ایجاد

صمیمت بین خود استفاده میکنند، کاملاً گیج و مبهوت هستند.

یکی از این روش ها "گفتگوی مشکلات" است. او میگوید،

 

"برای خانم ها صحبت درمورد مشکلات جوهر ارتباط است. من

مشکلاتم را با شما درمیان می گذارم، و شما نیز همینطور،

 درمورد مشکلات خودتان با من صحبت می کنید. و این دلیل

نزدیکی ماست. اما مردها، حرف زدن درمورد مشکلات را برای

گرفتن توصیه می دانند. از اینرو با یک راه حل به آن پاسخ می

دهند." و پیداست که وقتی مردها با چنین روشی به دردل خانم

 ها درمورد مشکلاتشان پاسخ می دهند، زن تصور خواهد کرد

که او قصد کوچک کردن مشکل او و یا کم کردن شر او از سرش را داشته است.
در چشم زن، مرد از درِ حمایت و پشتیبانی برمی آید، چون

مردها فقط برای گرفتن راه حل درمورد مشکلاتشان با هم بحث

 می کنند. مرد فکر نمی کند که زن با مطرح کردن مشکلاتش برای وی قصد نزدیک شدن بیشتر به او را داشته است. به خاطر

 این تفاوت ها، بیشترین شکایتی که مردها از زن ها دارند این

است که، "زن ها مدام شکایت میکنند، و اصلاً هم کاری برای

حل آن نمی کنند. مردها ذات شکایت کردن خانم ها را درک نکرده اند."
از این شیوه های مختلف، نکته ی جالبی برداشت می شود:

زن، که به دنبال ایجاد نزدیکی و صمیمیت با مرد خود است، با او

 درمورد مشکلات خود صحبت می کند. او از آن مرد انتظار دارد

 همانطور پاسخگو باشد که دوستان دخترش پاسخگو بودند و با او درمورد مشکلات خودش حرف بزند. اما مرد، این گفتگوها به

خاطر گرفتن توصیه و راه حل تلقی می کند، نه صمیمیت. او مشکل را بررسی کرده و یک راه حل ارائه می دهد، همانطور

که دوستان پسرش سابقاً برای او می کرده اند. اما وقتی زن باز هم صحبت درمورد این مشکلات را ادامه می دهد، گویی توصیه ی او را نادیده گرفته است، ابتدا کاملاً گیج و مبهوت و بعد عصبانی می شود. مرد مطمئن می شود که زن ها فقط درمورد هیچ و پوچ حرف می زنند. و زن هم تصور خواهد کرد که مردش هیچ احساسی به او ندارد چون طوری با او صحبت نمی کند که احساس نزدیکی کند.
زن ها باید بدانند که گفتگوی مردها فقط به خاطر موقعیت است. یکی از اصلی ترین اهداف حیوانات نر در زندگی زوج گیری است. برای این منظور آنها باید آنقدر قوی و نیرومند باشند تا بتوانند با رقیبان دیگر برخورد کنند و آنها را شکست دهند. همینطور که بزرگتر می شوند، با اولویت بندی کارها زمان را می گذرانند. و وقتی این نر آنقدر بزرگ شد که بتواند در برابر حریفان نر دیگر بایستد، خواهد توانست که ماده ی مورد علاقه ی خود را انتخاب کند.
جنس نر انسان نیز به طریقی کاملاً مشابه عمل می کنند. پسرها برای گرفتن درجات اجتماعی بالا، دستور می دهند. آنها برای ایجاد نفوذ و تسلط دستور می دهند نه برای اینکه واقعاً می خواستند آن عمل انجام گیرد. و آن پسرهایی هم که مجبور به انجام آن دستورات بودند، شان و مقام پایینی داشتند.
این موضوع در مشاهده ی یکی دیگر از اختلافات زن ها و مردها با یکدیگر نیز اهمیت دارد. زن ها نمی توانند پایداری مردها را در مواقع درخواست کمک متوجه شوند. زن ها باید مطالب بالا را به خاطر آورده و بفهمند که، برای مردها انجام کارهایی که از آنها خواسته شده، به معنای از دست دادن شان و مقام خود در آن رابطه است. مردها معمولاً فکر میکنند که زن ها قصد کنترل کردن آنها را دارند. آنچه از نظر زن ها فقط یک درخواست کوچک است، از نظر مردها شیوه ای برای کنترل کردن به شمار می رود.
محقق این موضوع را گسترده تر بررسی می کند:
"زنها می خواهند که مردها هر چه آنان می خواهند انجام دهند. اگر زنی بداند که کاری که انجام می دهد واقعاً مرد را می آزارد، انجام آن کار را متوقف میکند. اگر بداند که مرد می خواهد او کاری را انجام دهد، سعی در انجام آن کار خواهد کرد. او این را معنای عشق می داند و تصور می کند که مردش هم باید مثل او فکر و عمل کند. اما مردها در برابر کارهایی که از آنها خواسته می شود، بسیار مقاوم و پایدار هستند. یعنی دقیقاً متضاد با خانم ها!" او یادآور می شود که، البته مردهایی هم وجود دارند که بسیار برای زنهایشان کمک کننده هستند.
کاملاً متغایر با شیوه ی گفتگوی مردها، که در پی ایجاد و حفظ مقام و رتبه است، گفتگوهای خانم ها بسیار تساوی طلبانه تر است. وقتی زن ها به هم می رسند، درمورد مشکل یکی از خودشان به بحث می نشینند و نتیجه ی بحث را بر مبنای خواست همه می گیرند. این نوع گفتگو بسیار مهمتر و تقریباً شبیه به سبک مدیریت ژاپنی هاست . مردهایی که با بازرگانان ژاپنی در دادوستد هستند، باید به کلی شیوه گفتگوی خود را تغییر دهند و مجبور می شوند نزدیکتر و صمیمانه تر برخورد کنند.
خوانندگان این مقاله احتمالاً این احساس را پیدا خواهند کرد که

 شیوه ی زنان برتر از شیوه ی مردان است. درواقع، از شروع

جنبش های زنان، افراد بسیاری اعلان داشته اند که مردها اصلاً

شیوه ی گفتگو را بلد نیستند (چرا؟ چون به شیوه ی خانم ها

گفتگو نمی کنند). آموزش های زیادی برای تعلیم دادن روش های گفتگو به مردان انجام گرفته است. اما هیچ گونه آسیب و

 

اشکالی متوجه شیوه و سبک گفتگوی مردان نیست، و شیوه

ی گفتگوی زنها هم البته اشکالات خاص خود را دارد.
یکی از حقایق جالبی که من کشف کردم مربوط به شیوه ی

گفتگو با توافق عموم خانم هاست. برای خانم ها موافقت و

رضایت عموم به معنای مطابقت و یکسانی آنهاست. اگر یکی از زنان در جمع بخواهد که نظر خود را پیش ببرد، همیشه مشکلی

 وجود خواهد داشت. "اگر دختری کاری را انجام دهد که دختر دیگر نپسندد، مورد انتقاد قرار گرفته و گاهی طرد می شود..."

من فکر میکنم دخترهای زیادی تا به حال با چنین طرد شدگی از جمع دوستان خود روبه رو شده باشند.
در خاتمه، هر دو جنسیت باید بتوانند اختلافات و تفاوت های

موجود در شیوه ی گفتگوی یکدیگر را بدانند، و انتظار غیرممکن

 نداشته باشند. زن ها باید یاد بگیرند که آن نوع گفتگوی صمیمی که با دوستان همجنس خود دارند را فقط باید با همانها حفظ

کنند و انتظار داشته باشند. اینکه بخواهند مردشان را هم به

یکی از دوستان دخترشان تبدیل کنند، غیرممکن خواهد بود و شکست می خورند، چون مردان به طور کلی احساس صمیمیت و نزدیکی را به آن شکل ایجاد نمی کنند. مردها نیز باید بفهمند

که وقتی زنشان صحبت میکند، سعی دارد که با او ارتباط برقرار

 کند، حرف نمی زند که فقط حرفی زده باشد، و همچنین مثل

دوست های پسر او برای تحکیم موقعیت خود صحبت نمی کند. اگر او هم بتواند آنچه در خود دارد با او تقسیم کند، زن متوجه خواهد شد که مردش او را کنار نمی زند، و نیز دوستش دارد و می خواهد تا به او نزدیک شود.
پس از خواندن این مقاله، دیگر آسان است که بفهمیم یکی از

منابع اصلی جنگ و جدل های بین جنسیت های مختلف، به

خاطر تفاوت در شیوه ی گفتگو و ارتباط برقرار کردن آنهاست.

شاید اگر مردها دیگر انتظار نداشتند که زن ها هم مثل آنها گفتگو کنند، ما انرژیمان را صرف بررسی نحوه ی تحسین کردن

 دو جنسیت از یکدیگر می کردیم. البته اگر زنها و مردها دقیقاً

مثل هم بودند، زندگی بسیار کسل کننده و یکنواخت می شد

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٠

 

بـر اسـاس نـوشـته های لوییس پروت در کتاب خود بـا نام کسـب آمـادگـی بـرای ازدواج (انـتـشـارات زنـدرمـان 1998) بسیاری از خـانـواده ها مـعـــتقـدند کـه اولین سـال زندگی مشترک سخت ترین سالهاست. عبارت "بـا هـم تــا زمان مـرگ" شـایـد در آغـاز بیـش از حـد نشــاط آور و خوشحـال کننده باشد، اما پس از مدتی خاصیت خود را از دست می دهد. چه یکسال از ازدواج شما سپری شده باشد چه 20 سال، حتما دوره هایی را به خاطر می آورید که احساس نا امیدی به شما دست داده، بی علاقه شده اید و ناکام و نا امید بودید و در برخی موارد دچار عصبانیت نیز شده اید. گاهی اوقات تصور می کنید که دچار اشتباه شده اید و اصلا علاقه ای به شریک زندگی خود ندارید. کم کم از ارتباط فعلی خود خسته می شوید و شروع می کنید به پرسیدن این سوال که آیا واقعا او را دوست می دارید. این احساسات کاملا طبیعی هستند. شما در داشتن چنین شک و تردیدهایی تنها نیستید، دیگران هم گاهی تصور می کنند که واقعیت زندگی با انتظارات درونی آنها در تضاد است. البته پس از سپری شدن این دوران شما تعهد عمیقی را نسبت به شریک زندگیتان بر اساس "واقعیت زندگی" پرورش می دهید. رفتن به ماه عسل و رهایی از واقعیات زندگی برای مدت زمان درازی دوام ندارد. شور عشقی که هر یک از شما احسس . کرده اید زمانی دوام پیدا می کند که بر اساس شالوده های ثابت و استوار پایه ریزی شده باشد، همچنین باید سعی کنید تا آنجا که می توانید از دست اندازهای موجود در طول راه پرهیز کنید. اسس . کار احساسات نیست: آیا عهدهایی را که در روز ازدواج بسته اید به خاطر می آورید؟ شما قول می دهید که همسر خود را حتی در بدترین شرایط نیز دوست بدارید. پیمان های سنتی مثل "در بیماری و سلامتی" "در فقر و ثروت" و مانند این ها. چنین عهدهایی بر اساس اعتماد، تعهد، از خود گذشتگی و توجه بسته می شوند نه بر اساس شهوت، زیبایی ظاهر و خوش گذرانی. عشق واقعی بر پایه احساس نیست: عشق تعهدی است که شما به فرد مقابل خود می دهید. باید سعی کنید بهترین ها را در او بیابید. عشق چیزی نیست که به آسانی بدست بیاید و من فکر می کنم که در حال حاضر همه شما متوجه این مطلب شده باشید. ازدواج موفق نیازمند تلاش و کوشش بسیار زیادی است. احساسات یک روز می آیند و روز دیگر می روند و زمانی می رسد که شما همسر خود را دوست ندارید، احساس عصبانیت می کنید، آزرده خاطر می شوید، احساس بیزاری و نا امیدی به شما دست می دهد و از زندگی خسته می شوید. در چنین لحظه ای عشق به داد شما می رسد شما هنوز عاشق همسر خود هستید همچنانکه در روز اول ازدواج تعهد کرده بودید. شما در تمام شرایط بدون در نظر گرفتن احساساتتان عاشق او هستید و این رازی است که تنها زوج های مو جو گندمی شاد از آن با خبر هستند. این سرنخی است که شما دو نفر را به هم نزدیک می کند و باعث می شود که زندگی مشترک شما برای مدت زمان طولانی به قوت خود باقی بماند. از زندگی مشترک خود محافظت کنید: خانم ها و آقایون نباید به راحتی تصمیم بگیرند که "من می خواهم امروز تکلیف خود را یکسره کنم." باید با خود فکر کنند که این امر برای همسر و فرزندانشان درد آور خواهد بود و در خودشان نیز احساس گناه و شرمساری کنند. اکثر افراد متاهلی که رابطه نامشروع با دیگران برقرار می کنند قصد خیانت به خانواده هایشان را ندارند. این امر زمانی مشکل ساز می شود که به مرور زمان این رفتار غلط ادامه پیدا می کند و زندگی مشترکشان را زیر سوال می برد و خیانت به اوج خود می رسد. درست مطابق با آنچه که گری اسملی در کتاب پرفروش خود رازهای پنهان عشق دائمی (انتشارات زندروان 1998) بیان کرده است. او اظهار می دارد: "رفتارهایی هستند که شما و همسرتان می توانید در آغاز زندگی مشترک به آنها متعهد شوید تا از بروز مشکلات بعدی مثل آزرده خاطر ساختن شریک زندگی و ... محافظت کنید." شما باید بیش از حد معمول از زندگی مشترک و عشقتان محافظت کنید. اسملی توضیح می دهد که خانم ها و آقایون نباید از دیگران در مقابل همسر خود تعریف و تمجید کنند. عباراتی نظیر "سارا خیلی زیباست" یا "من تحت تاثیر موفقیت شغلی پیمان قرار گرفتم" همه و همه جمله هایی هستند که حس حسادت شریک زندگی شما را بر می انگیزند و باعث می شوند که آنها ناراحت شوند. احساسات خود را نسبت به دوستانی که جنس مخالف شما هستند ابراز نکنید. شاید در نگاه اول این موارد بسیار سطحی و کوچک باشند، اما در ادامه راه مشکلات بزرگی را برای شما به وجود می آورند. چنین دوستانی معمولا اولین افرادی هستند که شما بعد از جرو بحث با همسر خود به آنها مراجعه می کنید. در آن لحظه بخصوص، شما آسیب پذیر هستید و دوستتان فهیم و دلسوز و مهربان؛ یعنی تمام ویژگی هایی که همسرتان در آن لحظه ندارد. این کار دانه هایی را در دل شما می کارد که ممکن است بعدها رشد کند و به بار بنشیند و کم کم باعث ایجاد جذابیت و در نهایت خیانت به همسرتان شود. از دوستان یا اقوامی که پشت سر همسر شما بدگویی می کنند پرهیز کنید چرا که سبب میشود که توجه شما تنها بر روی نقاط منفی ازدواجتان متمرکز شود. شما و همسرتان یک تیم هستید و بزرگترین خطری که می تواند یگانگی و وحدت شما را تهدید کند ذهنیت "من" و در مقابل "همسرم" می باشد. اهداف زندگی مشترکتان را با یکدیگر پی ریزی کنید و اجازه دهید که همسرتان متوجه شود که شما برای او جایی در قلب خود دارید که به هیچ کس دیگر تعلق ندارد. هر لحظه عاشق او شوید: در اولین سال زندگی مشترک معمولا به دلیل تغییر و تحولات، سرمان خیلی شلوغ است. شما با یکدیگر زمان زیادی را صرف می کنید و به انجام کارهای روزمره از قبیل نظافت، دوش گرفتن، آشپزی، خرید، رانندگی، خوابیدن ... می پردازید. چه مقدار از این زمان ها دارای کیفیت حقیقی عشق هستند؟ چیزی که باید برای نو عروس ها و تازه دامادها مهم باشد این است که چگونه می توانند عشق و علاقه خود را بروز دهند. آیا شما هنوز هم کارهایی می کنید که در اولین قرارهای ملاقات انجام می دادید؟ سعی کنید زمانی را به فرار از زندگی روزمره اختصاص دهید. حداقل سالی یکبار به تعطیلات بروید. با این کار شما دوباره می توانید طراوت و شادابی گذشته را پیدا کنید. س.و لوییس در کتاب خود با نام "4 نوع عشق" اینطور می نویسد که بهترین راه برای بروز عشق این است که کارهای عاشقانه انجام دهید. این رفتار ما هستند که احساساتمان را تثبیت می کنند. همواره به عشق خود نسبت به همسرتان متعهد باشید. حتی زمانی که احساس می کنید او را دوست ندارید، بر روی بخشش و تواضع خود کار کنید و بر روی یکدیگر حساب کنید. من و همسرم در طول دوران نامزدیمان کتابی با نام "یکسال برای همیشه" (انتشارات زندروان 1988) را خواندیم. من این کتاب را به تمام زوج ها پیشنهاد می کنم به ویژه زوج های جوان. در این کتاب به مطلبی که در زیر می خوانید اشاره کوچکی شده بود. اد ویت در کتاب خود نوشته بود که اگر بنا به هر دلیلی همسر خود را مورد آزار قرار دادید به او نگویید "ببخشید." گفتن ببخشید کافی نیست، چرا که می تواند معانی مختلفی داشته باشد مثل "ببخشید که مچ منو گرفتی" و یا "متاسفم که تو را ناراحت کردم، اما از کاری که انجام دادم پشیمان نیستم." به جای آن بهتر است که مسئولیت کارهایی را که انجام داده اید به عهده بگیرید و از عباراتی از این قبیل استفاده کنید: "من اشتباه کردم، آیا تو مرا می بخشی؟" با بیان چنین مطالبی شما نشان می دهید که از کار خود پشیمان هستید و توپ را در زمین حریف قرار داده اید و تصمیم گیری با آنهاست که: شما را ببخشند یا اینکه کینه توزی به خرج دهند. البته ما می دانیم که برای هر دوی شما دشوار است که حق را به دیگری بدهید. ما از این اصل در اولین سال ازدواج خود میلیون ها بار استفاده کردیم و باور نمی کنید که این کار باعث نزدیک شدن ما به یکدیگر و از بین رفتن تلخی ها شد. تا ابد و فراتر از آن: همانطور که از عنوان کتاب معرفی شده آشکار بود مهمترین سالهای ازدواج دوران ابتدایی آن است. این سال ها می توانند برای همیشه برای شما یادآور ناراحتی، تلخکامی، عصبانیت و نا امیدی باشند و یا همراه با خوشی، بخشش و عشق ابدی باشند. شما باید عشق خود را بر روی اصول محکم و تعهدات تغییر ناپذیری استوار کنید و حتی الامکان از دست اندازها اجتناب کنید. با این کار می توانید همیشه تجربه شیرینی را که در ماه عسل داشته اید تکرار کنید و عشق شما برای سال های متمادی به قوت خود باقی مانده و رشد کند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٠

 

در این بخش به 10 دروغ رایج زنان اشاره می کنیم:

 من تو رو همین جوری که هستی دوستت دارم آیا واقعا" تصور می کنیـد که او دوست ندارد هیچ تغـیـیـری در شمـا بـوجـود بـیاید؟ هیچ تغییری؟ ممکن است همسرتان خواستار تغییرات زیادی در شـما باشـد مگـر ایـنکه در ماه عسل بسر ببرید چون در این زمان شما یک مرد کامل برای همسرتان هستید. دیر یا زود او متوجه اشتباه خود خواهد شد. دروغ شماره 9 من عاشق رفت و آمد و معاشرت با دوستان تو هستم گذشه از اینکه

 دوستان شما تا چه اندازه جالب می باشند، هـمـسرتـان علاقه ای به حضور مداوم آنها در کنار شما ندارد. اگرچه ممکن است در روزهای اول بروز ندهد ولی بالاخره صبرش تمام شده و شما را از این کار منع خواهد کرد. جم و جور کردن خونه را دوست دارم این هم از آن دروغ هایی است که همسر شما ممکن

است در اوایل ارتـباط شـما بیان کند. اینکه "دوست دارم ظرفهای نشسته را بشویم"، "لبـاسـهای کثیف تو را شسته و اتو کنم"، دیری نخواهد انجامید که این دروغ او نیر برملا خـواهـد شد و از شـما خــواهد خواست که نوبتی ظرفها را بشویید و زحمت جوربهایتان را خودتان بکشید. من عاشق خانواده تو

هستم اگر مرد خوش اقبـالی باشیـد همـسرتان ممـکن اسـت دروغ نـگـوید که دوست دارد با خانواده شما رفت و آمد کند. اگرچه شاید او از آنها متنفر باشد ولی برای اینکه احساسات شما جریحه دار نشود راستش را نخواهد گفت. برای اینـکه

عـلاقه واقـعی هسمرتان را نسبت به خانواده خود بفهمید کافی است به او بگویید که مادرتان بـرای فردا شما را به نهار دعوت کرده و به عکس العمل هـمـسرتان توجـه کنیـد: اگر تمامـی عضلات صورتـش سـفت شـد و با یـک لبـخـند زوری زیـر لب و آرام گفت "خیلی خوبه" آنوقت نتیجه بگیرید که او کشته مرده خانواده تان نیست. من عاشق ورزش هستم این هم از آن

دروغـهای روزهـای اول زندگی است. او برای ایـنکـه نـشان دهـد با زنهای دیگر متفاوت است و اینکه دارای علایق مشترک با شما میباشد پا به پای شما جلوی تلویزیون می نشیند و تا دیر وقت فوتبال تماشـا می کنـد ولی بعد از گذشـت چـند ماه

شکایتها شروع شده و متاسفانه دیگر نـخـواهید تـوانسـت با خـیال راحـت بـه تماشای فوتبال بنشینید. از اینکه می گویی چاق هستم اصلا دلخور نمی شوم فرقی نمی کند که شما چه می گویـید، در هر صورت او عـصبـانی مـی شود. اگر بگویید که خیلی زیبا است متهم میشوید به دروغگویی چرا که او فکر می

کند گفته شما صرفا برای آرام کردن او و نرنجیدن بـخاطر چربــیهای اضـافه اش اســت. از طـرف دیگر اگر اضافه وزنش را گوشزد کنید قطعا" یک دعوای حسابی در اتاق نشیمن شما رخ خواهد داد. حق با تو است خیلی وقتها بحث و جدال شما با همسرتان با این جمله او تمام می شود: "باشه حق با تو ست،

 تو خیلی بهتر از من می فهمی". همسر شما فقط برای بریدن صدای شما این جمله را می گوید در حالیکه هنوز اعتقاد دارد که حق با اوست و کسی که اشتباه می کند شما هستید و پیش خودش میگوید: " بالاخره می فهمه که اشتباه می کنه" و سپس به دنبال دلیلی برای توجیه حرفش خواهد گشت. پول برای من هیچ اهمیتی ندارد پول اهمیت ندارد، ولی مقدارش

چرا! هر چند ممـکـن اسـت درسـت نبـاشـد که بگوییم همه زنها موجودی حساب بانکی همسرشان برایشان مهم است ولی اکثر آنها دوست دارند که از لحاظ اقتصادی در یک حد متـعادل و رفاه نسبی قرار داشته و دارای استقلال مالی باشند. نگران نباش عزیزم، این برای همه پیش میاد اکثر مردان در مرحله ای از زندگیشان موقتا" دچار ناتوانی جـنـسی می شـوند و اکثر زنان نیز از این موضوع مطـلع هـسـتند. با این حال این

مـساله بـدان مـعنا نیست که همسر شما شاکی و دلـخور نمی شود. این دروغ یـکـی از چـنـدیـن دروغ جنـسـی میباشد که زنان بـرای جریـحه دار نشدن احساسات همـسرشان بـه آنـها مـی گویند، دروغهایی که خوشبختانه مضر نیستند. در

نـهایت حتـی اگر شـما برای همسرتان یک شریک جنسـی ایـده آل نـباشـید، هـمسرتـان از بین همه مردان شما را انتخاب کرده بدون اینکه خـوب یا بد بودن آمیزش برایش فرقی داشته باشد. حال که با دروغهای احتمالی همسرتان آشنا شدید می توانید خودتان را آماده کنید. خبر خوب اینکه آنچه که تا بحال دروغ

 نامیده شد فقط پیچاندن های ظریفی میباشند که نه تنها مضر نیستند، بـلکه برای تجدید روحیه و تحکیم زندگی شما مفید خواهند بود. دروغهای مشابهی نیز میگویـنـد کـه دانـسـتـن آنـها خالی از لطف نیست. برایم مهم نیست که به زنهای دیگر نگاه کنی اگرچه ممکن است همسرتان برای ایـنـکه وانـمود کند که

زن خونسـرد و روشـن فکری است این دروغ را بشـمـا بـگوید اما او دوست ندارد که شما حتی به یک ماکت زن مو قرمز پشت ویترین مغازه نگاه کنیـد. او مـی خـواهـد که نگاه شـما فقط به او باشد و نه دیگری. بنابر این اگر او به شما گفت که مهم نیست

 

و اذیت نمیشود هیچگاه چشمان خود را بیش از اندازه به اطراف منحرف نکنید چون در غیـر اینـصورت باید منتـظر ضـربات محکم به سر و صورتتان باشید!

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٠

 

در مورد سلامت زنان در جهان حداقل 8 واقعیت تلخ وجود دارد که سلامت آنان را به شدت به مخاطره انداخته است.

 
 
 
 
1 - استعمال دخانیات در مردان 10 برابر زنان است.با این حال باید گفت که متاسفانه زنان کمتر از مردان موفق به ترک این عادت هستند و در اغلب موارد اعتیاد آنها برگشت‌پذیر است.علاوه بر این،درمان جایگزین نیکوتین نیز در زنان کمتر موثر واقع می شود.
 
2-  از بین مبتلایان به ایدز در منطقه صحرایی آفریقا، 61 درصد از آنها زن هستند.قابل ذکر است که در آسیا و اروپا نیز،تعداد زنان مبتلا به ایدز به شدت در حال افزایش است. 

3 - در حدود 15 تا 71 درصد زنان در جهان به علت خشونت‌های جنسی یا جسمی همسران‌شان رنج می‌برند.و این آسیب تحت تاثیر زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی است که نهایتا نتایج و عواقب بدی برای سلامت زنان دارد.
 
4 - با اینکه ازدواج زود هنگام در اغلب کشورها کاهش یافته ولی با این حال،نزدیک به 100 میلیون دختر زیر 18 سال ازدواج می‌کنند،که از این مقدار یک سوم از آنها مربوط به کشورهای در حال توسعه است.

5 - در حدود 14 میلیون نفر از دختران نوجوان هر سال مادر می‌شوند که 90 درصد آنها در کشورهای در حال توسعه زندگی می‌کنند.

6 - هر روز 1600 زن و بیش از 10 هزار نوزاد به خاطر عواقب و عوارض قابل پیشگیری در دوران بارداری و زایمان فوت می‌کنند. که باز هم 99 درصد از این مادران و 90 درصد این نوزادان مربوط به کشورهای در حال توسعه هستند.

7 - در اغلب کشورها،زنان مسوولیت پخت و پز منزل را به عهده دارند و متاسفانه اغلب آنها هنوز روی اجاق‌های سنتی اقدام به طبخ می‌کنند که در نتیجه مخلوطی از انواع آلودگی‌های هوایی را تنفس می‌کنند و مبتلا به بیماری‌های تنفسی می‌شوند.این آلودگی مسوول مرگ نیم میلیون نفر از زنانی است که از این بیماری‌های تنفسی رنج می‌برند.در طول بارداری نیز،قرار گرفتن در معرض این آلودگی باعث می‌شود که جنین به صورت کم‌وزن به دنیا بیاید.حتی ممکن است باعث تولد نوزاد مرده شود.
 
8 - در جهان به‌طور کلی و در تمام سنین،زنان به‌طور قابل‌ توجهی بیشتر از مردان در معرض آسیب‌های چشمی هستند و از آن رنج می‌برند.با این حال همه این افراد دسترسی یکسانی به مراکز درمانی برای مداوا ندارند و به علاوه،تفاوت‌های فرهنگی در درمان و جراحی زنان هم نقش دارد

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٠

 

به چه شیوه ای عشق میورزید، میتوانید رابطه

سالمتر و شادمانه تری با همسر خود به وجود آورید. پس ببینید

که چگونه عاشقی هستید!



● عاشق احساساتی

این افراد عاشق عاشق بودن هستند. آنها به سادگی به روی

زیبا با جذابیتهای ظاهری دیگر دل میبندند و سپس با از بین

رفتن یا تغییر کردن این ظواهر، مایوس میشوند.

به خاطر داشته باشید که عشق واقعی نباید با کم شدن موی

سر معشوق رو به نقصان بگذارد و احساسات عاشقانه نباید با

پختگی رابطه، کمرنگ شود. اگر چنین عاشقی هستید، برای

زنده نگهداشتن عشق خود بهتر است قرار ملاقاتهای عاشقانه

 و دو نفری بگذارید، برای تعطیلات آخر هفته برنامه ای ترتیب

 دهید و تعطیلات را با یکدیگر سپری کنید و نگذارید که عشق

رومانتیک شما دچار روزمرگی شود.

● عاشقی با معیارهای ذهنی متعدد

این افراد ملاکهایی برای عاشق شدن دارند که برایشان بسیار

مهم است و قصد تغییر دادن آن را هم ندارند. آنها حتی در رابطه

زناشویی نیز همسر خود را تحت فشار شدیدی قرار میدهند تا

مطابق با استانداردهای ایشان عمل کند.

اگر شما عاشق فهرست مشخصات خودساخته و از دسته افراد

متوقع هستید، برای حفظ رابطه باید این فهرست را دور

 بیاندازید. به عقیده کارشناسان وفادار ماندن به این لیست

بایدها و نبایدها، به رابطه ای فرسایشی و یا تنهایی منجر

میشود. آنچه بسیار اهمیت دارد رفاقت، عشق و توانایی

بخشش است نه چیزهایی که برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران

 مهم باشد.

● عاشق وسواسی

این عاشقی است که میخواهد تمام اوقات خود را با معشوقش

 بگذراند و حتی پس از گذشت سالها، مدام نگران رابطه و

 زندگی زناشویی خود است. داشتن چنین همسری میتواند

 طاقت فرسا بوده و یا به خاطر اوج و فرودهای شخصیتی،

موجب ناراحتی روحی طرف مقابل شود.



آیا این حالات به نظرتان آشنا می آید؟ برای حفظ همسر و

زندگی مشترک باید دست از نگرانی برداشته و زمانی برای

 تنفس به معشوق خود بدهید. به یاد داشته باشید که حتی

 شیرین ترین ها هم میتوانند به مرز بیش از حد برسند و دیگر

شیرین به نظر نیایند. اگر احساس نا امنی در شما بسیار شدید

 است، بدون معطلی با یک متخصص مشورت کنید و رابطه خود را بهبود بخشید.

● عاشق ایثارگر

عده ای مستعد ورود در رابطه ای هستند که در آن بیش از آنچه

به دست می آورند، از خود مایه میگذارند. گاهی احساس

میکنند که این رابطه به کلی یک طرفه شده است. یک نفر با از

 خود گذشتگی مدام در تلاش جلب رضایت و برآورده ساختن

نیازهای دیگری است و هیچ زمانی برای مراقبت از خود کنار نگذاشته است.

اگر چنین عاشقی هستید، باید بدانید که خارج از چهارچوب

زندگی زناشویی نیز چیزهایی برای لذت بردن هست و سوای

همسرتان، دوستان و اقوامی وجود دارند. باید زمانی را به انجام

فعالیتهای مورد علاقه خودتان و معاشرت با افرادی که دوست

دارید اختصاص دهید و بد نیست که گاهی این معاشرتها و

فعالیتها، بدون حضور همسرتان باشد. به این ترتیب با ارزش

نهادن به خود، رابطه عاشقانه شما نیز تقویت میشود.

● عاشق

این دسته، عاشق دوران ناز و عشوه و به دست آوردن دل

معشوق هستند. برای آنها تعقیب و گریز ابتدای یک رابطه بسیار

جذاب تر است. آنها از یک رابطه طولانی مدت به سرعت خسته

میشوند و دوباره به فکر شیطنت می افتند.



مراقب باشید، اگر چنین دل بازیگری دارید، وسوسه را از زندگی

خود دور کنید و به جای اینکه در جایی خارج از رابطه فعلی خود

 به دنبال هیجان باشید، بکوشید که آنرا در همین رابطه ایجاد

کنید. ببینید که برای ورود به یک رابطه جدید چه قابلیتهای تازه

ای از خود به نمایش میگذارید-مثلا ناگهان هوس چرخ و فلک

سواری میکنید؟-، سپس آنها را در زندگی مشترک خود پیاده کنید.

● عشق رفاقت آمیز

اگر در رابطه ای شدیدا رفاقت آمیز هستید که از آن لذت میبرید،

ممکن است کم کم سر و کله عشق درآن پیدا شود. چنین

روابطی ممکن است بسیار کند پیشروی کنند، اما بسیار

مستحکم هستند. اما نکته دراینجاست که نباید فراموش کنید

رفاقت در زندگی مشترک همه چیز نیست و باید جرقه هایی از

 احساسات و تمایلات آن را زیباتر و هیجان انگیزتر کند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٠

 

تفکر فرمال و سمبلیک در مرد و شناخت عاطفی در زن از تفاوت واقعی در مغز زن و مرد نشات می‌گیرد. تعداد لینک‌هایی که بین دو نیم‌کره‌ی مغز وجود دارد در زن و مرد خیلی متفاوت است. نیم‌کره‌های مغز زن خیلی به هم مربوط است ولی مردها. نتیجتا مردها این توانایی را پیدا می‌کنند که با یک نیم‌کره تفکر فرمال انجام دهند و هیچ کاری به احساساتشان نداشته باشند. در حالیکه در زن‌ها تفکر و احساسات هماهنگ کار می‌کنند. این به زن‌ها برتری‌هایی می‌دهد چون وقتی دو نیم‌کره با هم کار می‌کنند یک سری خاصیت‌هایی پیدا می‌شود که به تنهایی وجود ندارد در عین حال چون نیم‌کره‌ها از هم جدا نمی‌شود تفکر فرمال کاملا صرف در زن‌ها کمتر است.

.....به عنوان بحث‌های کاربردی سعی خواهیم کرد که در مورد تفاوت‌های زن و مرد و نحوه‌ی شکل‌گیری رابطه‌ی آنها از دیدگاه یونگی صحبت کنیم. کتاب یار پنهان آنیما و آنیموس چگونه زن و مرد درون‌مان در روابط ما تاثیر می‌گذارند که در جلسات قبل معرفی شده توصیه می‌شود. کتاب دوم از خانم تونی گرنت به نام زن بودن.. یک کتاب کاملا یونگی در تحلیلی ویژگی‌های زنانه و مشکلات زنان در دنیای مدرن و پست مدرن. نظریه‌ی فروید و لکان تقریبا خالی از نگاه خاصی به زن است. یک جمله‌ی از کریستوا هست که جمله‌ای از لکان را نقل می‌کند به این مضمون که زن وجود ندارد. کریستوا که خود در نظام لکانی رشد کرده از این جمله به عنوان جمله‌ی رسوای لکان یاد می‌کند. فروید به حالتی پنهان‌تری مرسالار است انگار که اصل را مرد می‌گیرد و انگار زن موجود فرعی و زایدی است در لکان این موضوع کاملا تثبیت می‌شود. در یونگ به دو جنس اهمیت معادلی داده می‌شود. وقتی که دو جنس تحت مفاهیم آنیما و آنیموس بررسی می‌شوند نمی‌توان گفت مثلا یکی اصل است و دیگری فرع و یا عقده‌های جنسی‌ای که در لکان یا فروید به زنان نسبت داده می‌شود در یونگ وجود ندارد. کلی از شاگردان خوب یونگ زن هستند که در جمع‌آوری آثارش و بسط کارش موثر بودند. از تفاوت واقعی در مغز زن و مرد نشات می‌گیرد. تعداد لینک‌هایی که بین دو نیم‌کره‌ی مغز وجود دارد در زن و مرد خیلی متفاوت است. نیم‌کره‌های مغز زن خیلی به هم مربوط است ولی مردها. نتیجتا مردها این توانایی را پیدا می‌کنند که با یک نیم‌کره تفکر فرمال انجام دهند و هیچ کاری به احساساتشان نداشته باشند. در حالیکه در زن‌ها تفکر و احساسات هماهنگ کار می‌کنند. این به زن‌ها برتری‌هایی می‌دهد چون وقتی دو نیم‌کره با هم کار می‌کنند یک سری خاصیت‌هایی پیدا می‌شود که به تنهایی وجود ندارد در عین حال چون نیم‌کره‌ها از هم جدا نمی‌شود تفکر فرمال کاملا صرف در زن‌ها کمتر است..به عنوان بحث‌های کاربردی سعی خواهیم کرد که در مورد تفاوت‌های زن و مرد و نحوه‌ی شکل‌گیری رابطه‌ی آنها از دیدگاه یونگی صحبت کنیم. کتاب یار پنهان آنیما و آنیموس چگونه زن و مرد درون‌مان در روابط ما تاثیر می‌گذارندکه در جلسات قبل معرفی شده توصیه می‌شود. کتاب دوم از خانم تونی گرنت به نام زن بودن یک کتاب کاملا یونگی در تحلیلی ویژگی‌های زنانه و مشکلات زنان در دنیای مدرن و پست مدرن. نظریه‌ی فروید و لکان تقریبا خالی از نگاه خاصی به زن است. یک جمله‌ی از کریستوا هست که جمله‌ای از لکان را نقل می‌کند به این مضمون که زن وجود ندارد. کریستوا که خود در نظام لکانی رشد کرده از این جمله به عنوان جمله‌ی رسوای لکان یاد می‌کند. فروید به حالتی پنهان‌تری مرسالار است انگار که اصل را مرد می‌گیرد و انگار زن موجود فرعی و زایدی است در لکان این موضوع کاملا تثبیت می‌شود. در یونگ به دو جنس اهمیت معادلی داده می‌شود. وقتی که دو جنس تحت مفاهیم آنیما و آنیموس بررسی می‌شوند نمی‌توان گفت مثلا یکی اصل است و دیگری فرع و یا عقده‌های جنسی‌ای که در لکان یا فروید به زنان نسبت داده می‌شود در یونگ وجود ندارد. کلی از شاگردان خوب یونگ زن هستند که در جمع‌آوری آثارش و بسط کارش موثر بودند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٤

 

یونگ تک‌جمله‌های خیلی زیبایی دارد. یک تک‌جمله‌ی زیبایش این است که در رابطه‌ی زن و مرد طبیعت زن nursing است و طبیعت مرد caring است. من حس‌ش نسبت به زن مشابه این است که یک محیط امن برای زن و بچه‌اش درست کند. و زن طبیعتش براورده کردن نیازهای ظریف عاطفی و یا مادی و خدمات جزئی انجام دادن است. مثلا اگر دزد بیاید خانه زن احساسش این نیست که باید چماق بردارد و بچه‌اش را حفظ کند...

قبل از ازدواج فرهنگ اجتماعی در دو طرف تاثیر بیشتری دارد ولی بعد از ازدواج که روابط غریزی‌تر شد. یک سری مطالبات غریزی و یک سری صفات غریزی مردانه که در مرد ضعیف بوده و صفات زنانه که در زن ضعیف بوده قوی‌تر می‌شوند. زن هرچقدر هم که فرهنگ برایش بودن در آشپزخانه و آشپزی کردن را ننگ بداند وقتی که بچه‌دار می‌شوند حس غذا دادن درشان بوجود می‌آید و حتی زن‌هایی که نیمرو هم بلد نبودند درست کنند بعد از یکی دو سال بعد از تولد بچه با شور و نشاط آشپزی می‌کنند. غذا دادن جزء غرایز زن است به دلایل فیزیولوژیک و جزء غرایز مرد نیست. اینکه از بیرون قوت و غذا فراهم شود به عهده‌ی مرد هست ولی اینکه لقمه شود و دهان بچه گذاشته شود جزء وظایف مرد نیست. فرق بین caring و nursing همین است. در واقع nursing یک جور caring است که در سطوح ظریف‌تری اتفاق می‌افتد.

شاهد بر اینکه چیزهای طبیعی caring داشتن مرد و nursing داشتن زن و خیلی چیزهای طبیعی دیگر این است که بعد از ازدواج و برقراری روابط طبیعی،‌ ایده‌ها و انتظارات دو طرف هم به سمتی می‌رود که با فرهنگی که به آنها آموزش داده تضاد دارد. شوهری که بنابر ایده‌های فرهنگی انتخاب کرده بودند حالا دیگر به‌دردشان نمی‌خورد. زن که باردار می‌شود از تمام وجودش ضعف می‌شود. چرا این غریزه‌ی caring در مرد هست؟ برای اینکه زن وقتی باردار می‌شود آسیب‌پذیر می‌شود نیاز به caring دارد. بنابراین شما چه معتقد باشید که خداوند این حس را در نهاد مرد گذاشته یا بگویید که در روند تکامل داروینی اون‌هایی که این حس را داشتند باقی ماندند و بقیه نابود شدند. فکر کنید خانواده‌هایی که شوهر خانواده پیترپن بودند موقع بارداری زن که نیاز به وجود مرد بوده مرد داشته بازی می‌کرده! نتیجه این شد که مردانی باقی ماندند که caring داشتند. از طرف دیگر وقتی مرد یک ماموت شکار می‌کرد و می‌آورد خانه،‌ خانواده‌هایی باقی ماندند که وقتی مرد جنازه‌ش به خانه رسیده زن این ماموت را تبدیل به یک آشی می‌کردند که با هم بخورند نه اینکه زن بگوید که من دیشب آشپزی کردم حالا تو امشب باید آشپزی کنی.

سیمون دوبوار یک جمله‌ی جالبی در کتاب جنس دوم که مانفیست فمینسم موج دوم است دارد. جمله این است که طبیعت عمده‌ی بار تولید نسل را روی دوش زن گذاشته. از مسایل فیزیولوژیک قبل از ازدواج بگیرید تا بارداری و شیر دادن. طبیعت این کار را کرده. این کار را نه فئودالیسم انجام داده نه دوران برده‌داری. و در ازایش انتظاری که زن در برابر این موضوع از شوهرش دارد چیزی نیست که شما بتوانید بگویید سنتی است و نباید باشد و ... اون ارتباط عاطفی که قبلا در اثر ارتباط طبیعی حمایت مرد و یک جور کارهایی که زن می‌کرد در خانواده شکل می‌گرفت دیگر شکل نمی‌گیرد.

در مقایسه با اشعار و موسیقی دوران گذشته که در آن عشق تکریم می‌شد، الان در دوران مدرن ترانه‌سراهایی داریم که عشق را یک چیز رویایی احمقانه می‌دانند که هیچ وقت هم وجود نداشته. یکی از متفکرین زمان حال می‌گفت که این غم هجران و سوز عاشقانه و ... را در عقب‌ماندگی جنسی است.

مراجع

  1. ↑ کتاب: زن بودن/تونی گرنت/فروزان گنجی زاده (مترجم)/نشر ورجاوند
  2. ↑ مقاله‌ی زن اروپایی - (1926) Women in Europe - در کتاب‌های Aspects of the Feminine (Routledge, 1986) و Collected Works of C. G. Jung, vol. 10 (Princeton Univ. Press, 1970) گردآوری شده است همچنین به‌صورت یک کتاب مجموعه مقالات تحت عنوان «جهان‌نگری» به ترجمه‌ی جلال ستاری از انتشارات طوس چاپ شده است.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٤

 

تحلیل شبیه شدن زن و مرد

 در حال حاضر عشق به مادر و مادری نسبت به گذشته بسیار کمتر شده. زن باید به‌طور طبیعی میل به بچه‌دار شدن داشته باشد ولی در جامعه‌های مدرن می‌بینید که ندارند. پس یک اتفاق جدیدی افتاده. بخشی از این اتفاق غیر طبیعی مناسبات سرمایه‌داری است که زن‌ها را از خانه بیرون کشیده و سر یک کار برده. سرمایه‌داری زن و مرد نمی‌شناسد و برای موقعیت‌های کاریش فرقی نمی‌کند که زن یا مرد در آنجا قرار بگیرد. با آن فرهنگی که سرمایه‌داری ایجاد می‌کند و تاثیری که بر مردم می‌گذارد طبیعی است که فرهنگی بوجود بیاید که در آن زن و مرد به هم شبیه شده‌اند

الان دختر و پسر در یک مدرسه می‌روند بهشان یک سری تکلیف داده می‌شود و فردا هم قرار است سر یک شغل بروند. جامعه بین مرد و زن فرقی نمی‌گذارد. یک تحلیل این است که قبلا چون جامعه بین زن و مرد فرق می‌گذاشته آنها هم متفاوت عمل می‌کردند و حالا که جامعه فرق نمی‌گذارد آنها هم مشابه عمل می‌کنند. و بعد نتیجه می‌گیرند که پس آنها با هم فرق نداشته‌اند. توجه کنید که آنها را آزاد نگذاشته‌ایم که حالا مشابه رفتار بکنند. ما آنها را در یک کانال مشترک می‌گیریم و می‌اندازیم و با یک سنبه‌ی پرزوری در یک لوله‌ای فرو می‌کنیم و بعد همه به شکل استوانه در می‌آیند بعد می‌گوییم ببینید همه شبیه استوانه شدند. کجای تاریخ یک نظام اجتماعی مردم را از ۵ - ۶ سالگی گرفته برده جایی،‌ اقلا بهشان فرصت می‌داد که نوجوان شوند. ما یک مدیری داشتیم که وقتی می‌خواست به بچه‌هایی که درس نمی‌خواندند تندی کند می‌گفت «بدبخت حمال می‌شوی». واقعیت هم این است که اگر درس نخوانیم شغل خوبی گیرمان نمی‌آید. من کلا منکر این هستم که نظام آموزشی در حال آموزش علم است. در حال آماده کردن ما برای یک شغل تکنولوژیک است که بتوانیم به عهده بگیریم. هیچ درسی را طوری آموزش نمی‌دهند که بتوانید عمیق بفهمید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٤

 

اتفاقات تاریخی که منجر به شبیه شدن رفتارهای زن و مرد شد

اتفاق واقعی این بود که نظام سرمایه‌داری در اثر پیشرفت تکنولوژی به انقلاب صنعتی رسید و وظایفی که کارگران در کارخانه‌ها قرار بود انجام شود اولا ساده شد و ثانیا تعداد موقعیت‌های کاری در این کارخانه‌ها زیاد شد. تولید چندین و چند برابر شد و مثلا در یک کارخانه‌ی نخ‌ریسی بزرگ اولا قبلا در این حد نخ ریسیده نمی‌شد

اگر کشاورزی ۵ قرن قبل فقط از مردها برمی‌آمد که بروند با گاوآهن یک زمین را شخم بزنند و احیانا نیروی بدنی خاصی لازم بود پیشرفت تکنولوژی کار را به جایی رساند که دیگر نیازی به نیروی بدنی و مهارت بالا باشد. پیشه‌ور سنتی مهارت‌های بالا داشت. نجار سال‌ها شاگردی کرده بود. درحالیکه در قرن نوزدهم در یک کارخانه‌ی ریسندگی فقط یک نفر باید بالای یک دستگاه باشد که یک نخی را بکشد که اصلا آموزش آنچنانی‌ای نیاز ندارد، می‌تواند یک بچه باشد یا زن باشد یا مرد باشد.

بعد از این تغییر نظام سرمایه‌داری در اثر احتیاجش زن‌ها را وارد کار کرد. به این صورت که آنقدر حقوق نمی‌دادند که امرار معاش با کار کردن یک نفر ممکن باشد، برای‌شان صرف نمی‌کرد. نتیجه این است که حقوق‌ها نسبت به مخارج آنقدر پایین بود که زن‌ها مجبور شدند از خانه‌های‌شان بیرون بیایند. در یک دوره‌ای زن‌ها با گریه‌وزاری از خانه بیرون آمدند. با الان مقایسه نکنید که زن‌ها مشتاقانه در فعالیت اجتماعی شرکت می‌کنند. بعضی‌ها فکر می‌کنند که مردها، زن‌ها را حبس کرده بودند و آزادی‌های اجتماعی باعث شد که زن‌ها دریچه‌ها را بشکنند و وارد فضای اجتماعی بشوند. اصلا این‌طوری نیست. زن‌ها از وضعیت‌شان در خانواده بی‌نهایت راضی‌تر از این بودند که هرروز صبح مجبور بشوند که بچه‌شان را ول کنند و بروند سر کار. این کاملا با ساختار عاطفی زن‌ها تعارض داشت. و نظام اقتصادی جدید نیاز داشت و این کار را انجام داد.

هروقت چنین کاری می‌خواهد انجام شود فرهنگش هم ایجاد می‌شود. در همان دوران حرف از آزادی اجتماعی زن‌ها و اینکه چرا زن‌ها نباید استقلال مالی داشته باشند شروع شد. برای این تبلیغات از جایی دستور گرفته نمی‌شود. اول زن‌ها مجبور می‌شوند که بیایند و وقتی آمدند،‌ خودآگاهی مشکلاتی که بوجود آمده را پوشش می‌دهد به این معنی که فرهنگی درست می‌کند که اگر یک آسیبی به یک فرد دارد می‌رسد دردش کمتر بشود.

واقعیت تاریخی این است که دلیل رفتار مشابهی که زن و مرد پیدا کردند در چنین پروسه‌ای بوده. نظام سرمایه‌داری و انقلاب صنعتی و پیشرفت تکنولوژی کار را به جایی رسانده که بخش عمده‌ای از زندگی همه‌ی انسان‌ها موقعیت شغلی‌شان شده. این چیز مدرنی است. قبلا زن و بچه که شغل نداشتند. ما الان ۱۶ سال درس خواندیم برای اینکه یک شغل پیدا کنیم. در سن ۶ سالگی ما به عشق علم به مدرسه نرفتیم، ما رفتیم چون ما را فرستادند. چرا این همه مدرسه ایجاد شده؟ برای اینکه شغل‌های خوب احتیاج به آموزش نسبتا زیادی دارند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٤

 

تغییر رفتار طبیعی در اثر سلطه‌ی فرهنگ (قدیمی یا جدید؟)

یک چیزی از گذشته شروع شده و الان به نهایت خود رسیده و آن اینکه هرچیزی که در سنت‌های قدیمی بوده یک جور انحراف‌های فرهنگی بوده که از طریق جوامع تحمیل می‌شده. مثلا اینکه زن با مرد تفاوت رفتاری داشته چیزی بوده که به او تحمیل می‌شده. و ما الان در دورانی قرار داریم که زن و مرد رفتارشان به هم شبیه‌تر شده و تفکر مذکور آن را نشانه‌ی این می‌داند که فشار فرهنگی برداشته شده.

به نظر من در اکثر مواقع این مساله برعکس است. شما باید انتظارتان این باشید که الان ما در جوامع فرهنگی هستیم که هژمونی فرهنگی روی آدم‌ها فشار می‌آورد و ذهن‌شان را شکل می‌دهد. یک زن روستایی چند قرن قبل چقد بمباران فرهنگی می‌شده تا ذهنش شکل داده شود. الان است که ما از پنج-شش سالگی تحت یک سری آموزش‌های خاص در مدرسه قرار می‌گیریم، همه‌مان کانال‌های تلویزیونی خاصی نگاه می‌کنیم. فکر می‌کنید چقدر ذهن‌تان پر از ایده‌های مشترکی است که به همه‌ی ما داده‌اند؟

الان است که باید شک کنیم که اگر زن و مرد رفتارهای‌شان شبیه شده به این دلیل است که همه را دارند یک جور بار می‌آورند. دختر و پسر در یک مدرسه کنار هم می‌نشینند و یک تکلیف به آن‌ها داده می‌شود و فردا هم سر یک شغل قرار است وارد اجتماع شوند.

ما الان در دورانی هستیم که فرهنگ خیلی وسیع شده و فشار فرهنگی روی ذهن همه‌ی آدم‌ها هست. بعضی از رفتارها در گذشته نتیجه‌ی نوع ساختارهای اجتماعی در دنیا بوده مثلا ما یک دوران کشاورزی و فئودالیسم داریم، آن دوران برای خودش یک فضایی دارد و طبعا بدون اینکه مدرسه‌ای هم وجود داشته باشد آن ساختارهای اجتماعی یک جور فرهنگ خاص خود را ایجاد می‌کنند. از فرهنگ حمایت می‌کنند و فرهنگ از آنها حمایت می‌کند. بنابراین دورانی در دنیا نبوده که فرهنگی وجود نداشته باشد ولی این نوع فرهنگ‌ها در گذشته خیلی ضعیف بوده به این معنا که آثار فرهنگ روی ذهن مردم و درصد آموزش‌هایی که دیده‌اند و تجربه‌های مشترکی که دارند خیلی کم است واقعا چیزی به شکل هژمونی وجود ندارد. اینجوری نیست که گرامشی کشف کرد که چیزی به شکل هژمونی وجود داشته یعنی فشاری که از طرف دولت و طبقه‌ی حاکم می‌آید که از نظر نیروی پلیس و ساختارهای انضباطی جامعه و چه از نظر رسانه‌ها برای اینکه منافع طبقه حفظ شود. هژمونی فرهنگی یک چیز قرن بیستمی است وقتی روزنامه‌ها و رادیو بوجود آمد بود که طبقه‌ی حاکم این امکان را بدست آورد که تبلیغات راه بیندازد و منافع خود را حفظ کند.

بنابراین الان ما در یک دورانی قرار داریم که اگر رفتارهای گذشته تغییر کرده‌اند الان است که باید شک کنیم که آدم‌ها در اثر یک جور هژمونی فرهنگی دارند شبیه همدیگر می‌شوند.

من تصورم این است که برخلاف پیش‌فرض پست‌مدرن، چیزهایی که در جوامع قدیمی وجود داشته طبیعی‌تر است و چیزی که الان بوجود آمده مصنوعی است. در حالیکه پست‌مدرن‌ها نگاه‌شان این است که چون الان ما یک سری آزادی‌های اجتماعی داریم، می‌توانیم طبیعی رفتار کنیم.


تمام آدم‌ها در سطح دنیا تحت نظام آموزشی مشترکی قرار دارند. پنج قرن قبل نظام آموزشی وجود نداشته. بیش از آنچه که فکر می‌کنید ذهن‌تان جهت پیدا کرده. منتها چون ما غرق در یک فرهنگ مشترکی که همه جای دنیا هست و از سرمایه‌داری درآمده احساس‌مان این است که این نظام آموزشی خیلی بی‌گناه است،‌ چیزی به ما نگفته‌اند که، شیمی و فیزیک گفته‌اند. در مورد زن و مرد چیزی نگفته‌اند که ... علم که اصلا سوگیری خاصی نسبت به سرمایه‌داری و ... ندارد. ولی عمل دقیقا سوگیری دارد. تمام نظام آموزشی شما نظام آموزشی سرمایه‌داری است. ما از سن ۶ سالگی برده‌ی این نظام سرمایه‌داری جهانی هستیم که شغل‌ها را ایجاد کرده و ما را تربیت می‌کند که در آنها قرار بگریم

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٤

 

کتاب خانم تونی گرنت تحت عنوان زن بودن ترجمه شده. کتاب مطلقا دیدگاه یونگی دارد ولی چون برای مخاطب عام نوشته شده در مقدمه عذرخواهی کرده و گفته خیلی فنی و دقیق صحبت نمی‌کند. نویسنده می‌گوید وقتی که متوجه شد که خودش هم مشکلاتی دارد،‌ مطالعاتی را شروع کرده و در آثار خانم توی ولف از شاگردان مستقیم خود یونگ مقاله‌ای خوانده که کلی به او بینش داد. این کتاب،‌ کتاب شهودی است و اعتماد می‌کند به احساس خواننده که احساس می‌کند این وضعیت بد است. انتظار نداشته باشید این کتاب تحلیل عمیقی داشته باشد که دسته‌بندی‌هایش از کجاهای تئوری یونگ درمی‌آید. بیشتر پدیدارشناسانه است. از فصل چهار به بعد بعد از تقسیم‌بندی‌ها شروع می‌کند به توصیه کردن به زن‌ها که اگر می‌خواهید به عشق برسید و روابط پایداری با مردی داشته باشید چه کنید. بحران روابط زن و مرد

ما الان در سطح جهان بحران خانواده و روابط زن و مرد داریم. روابط خیلی ناپایدار هستند. حتی اگر در قالب یک خانواده هم نگاه نکنید روابط عاشقانه هم نداریم. ممکن است بگویید روابط و قیدوبندهای خانوادگی ضعیف شده ولی خیلی روابط عاشقانه‌ی لطیفی وجود دارد - که این‌طور نیست. حس عدم رضایتی از وضع موجود در دنیا خیلی‌ها دارند، ممکن هم هست بعضی از وضع جدید احساس رضایت کنند. به‌هرحال نکات مثبت و منفی وجود دارد. نگاه یونگی این است که مرد و زن مدرن دچار اختلال هستند. مرد آمریکایی پیترپن شده و زن آمریکایی تبدیل به زن آمازون شده. آمازون یک اصطلاح اسطوره‌ای از اسطوره‌های یونان است. پیترپن یک شخصیت کارتونی است. به‌هرحال برای تحلیل کردن، ارجاع دادن حتی به یک شخصیت کارتونی هم یک جور استفاده از یک دیدگاه یونگی برای طرح یک اسطوره‌ی مدرن است. پیترپن پسربچه‌ای است که نمی‌خواهد بزرگ شود.

اگر متمرکز بشویم روی اینکه زن و مرد به عنوان دو جنس که تفاوت‌های بیولوژیک دارند، تفاوت‌های دیگر رفتاری‌شان چه منشایی دارند. فروید در مهم‌ترین بخش‌های تئوری‌ش تحلیل‌هایی دارد که مرد چگونه مرد می‌شود و زن، زن می‌شود. چیزی به نام عقده‌ی ادیپ وجود دارد. و گذار از این عقده‌ی ادیپ به پسر و دختر شکل می‌دهد. پسر با پدرش همانندسازی می‌کند چون ترس از اختگی دارد و دختر هم به قطب مادر کشیده می‌شود. بنابراین بخش عمده‌ای از تفاوت‌ها در سال‌های اولیه زندگی و در خانواده شکل می‌گیرد. و لزوما زیست‌شناختی نیست ولی خیلی قدیمی هستند نه اینکه بگوییم فرهنگ شکل‌شان داده.

یونگ به اینکه تفاوت‌های رفتاری زن و مرد به شدت ذاتی هستند معتقد است. در طرف دیگر طیف کسانی هستند که کل مفهوم زن و مرد را فرهنگی می‌دانند. مثلا لکان تمایزهای زن و مرد را بیشتر حاصل فرآیند فرهنگی می‌بیند. فروید وسط طیف قرار می‌گیرد. فمینیست‌های موج دوم کاملا در انتها آن طرف لکان قرار می‌گیرند با این ایده که اصلا کسی زن به دنیا نمی‌آید بعدا انگار او را زن می‌کنند انگار که رفتارهای زنانه را به اون تحمیل می‌کنند. موج دوم فمینیست از جمله سیمون دوبوار به نوعی تجویزهایی در جهت فرار از موقعیت‌هایی که جامعه و فرهنگ برای زن‌ها پیش می‌آورد دارند. هنوز در رشته‌های آکادمیک مطالعات زنان موج دوم از موج سوم قویتر است و ایده‌های یونگ خیلی مقبول نیست.

موج سوم فمینیسم،‌ فمینیسم مبتنی بر تفاوت است و تفاوت‌ها را محترم می‌شمارد. البته چیزی که بیشتر در دنیا مطرح است فمینیسم موج دوم است. فمینیسم‌های فرانسوی و خیلی از آن‌هایی که در آمریکا هستند موج دوم محسوب نمی‌شوند. وقتی که مرخصی و حقوق بارداری قائل می‌شوند یعنی مادری را به عنوان تفاوت ویژه‌ی زن و مرد مبنا قرار می‌دهند و برایش حقوق قائل می‌شوند. در موج دوم مساله این است که هرچه به مردها داده می‌شود به زن‌ها هم بدهید. متفکرهای اصلی موج سوم بیشتر فرانسوی هستند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٤

 

عشق جوشش مرموزی است که در یک روح نسبت به دیگری پدید می آید ولی دو تن که به سر حد شیفتگی عاشق یکدیگرند ممکن است در عین حال یکدیگر را به این معنی که یونگ میگوید حس نکنند بلکه با هم آشنا نیز نباشند اما چون بسیاری از آثار عشق با آنچه یونگ حلول دو روح آشنا در یکدیگر یا الینه شدن روحی بوسیله دیگری می نامد شباهت بسیار دارد این پندار پدید آمده است که این دو را یکی بدانند در صورتی که یونگ موارد اختلاف میان این دو را که تشریح می کند چنین نتیجه میگیرد که این موارد از موارد مشترک آن دو بیشتر است.

1_ دو عاشق ممکن است با هم خویشاوندنبوده یکدیگر را نشناسند ، ممکن است از یک آب وگل سرشته نشده باشند ، دو بیگانه ممکن است عاشق یکدیگر شده باشند د رحالیکه دو روح که به حالت الیناسیون یا جذب و حل در هم می رسند باید از مراحل آشنایی، خودمانی و خویشاوندی گذشته باشند. دو روح ناهم جنس ممکن نیست یکدیگررا حس کنند اما بسیار اتفاق افتاده است که بهم عشق ورزیده اند .

2_عشق پس از گذشتن از مراحل ابتدائیش پوک تر و سبک تر و سطحی تر می شودتا جائیکه در آخرین مرحله که نزدیکترین مرز دو روح است ناپدید می گردد و از ورای آن چهره ی سرد و زشت ناخویشاوندی و ناهمرنگی پدیدار می گردد در حالیکه این مسیردر مورد حلول دو روح خویشاوند کاملآ معکوس است.

3_عشق پیوند و نزدیکی ناخود آگاه و کور دو روح است و بینایی و خود آگاهی آنرا ضعیف و حقیر می سازد ، در صورتی که ادغام دو روح در اوج خود آگاهی و بینایی بارز و وسیع شکل میگیرد و هم آگاهی و هم بینی آنرا ریشه دارتر و پرجلال تر میکند .در اینجا یونگ اصطلاحی بکار می برد که بزحمت می توان
آنرا "محرومیت خاص" دو انسان در میان همه ی انسانها و در پیش چشم همه ی اشیاء طبیعت که خود را با آنها بیگانه می باد ترجمه کرد و این ویژه دو روح خویشاوند است در صورتی که دو عاشق جز در نیاز عاشقانه و چشم احساس عشقی خود ، با هم فاصله هایی دارند که چه بسا دیگرانی در این میانه با هر یک از آنان نزدیکتر باشند .

4_عشق بسادگی به کینه بدل می گردد، در صورتی که دو همزاد و همنژاد ، حتی در دشوارترین حوادثی که ممکن است روی دهد، احساس کینه ، نفرت و زشتی درآنان نسبت به یکدیگر پدید نمی آید.

5_عشق با حسد سیاه و وحشیانه ی نسبت به هر چه با معشوق پیوند دارد توام است در حالیکه در این حالت روح هرچه را با روح هم نژادش در تماس است، هر چند درمسیر او نباشد و حتی مغایر با او دوست میدارد و یا لااقل در نظرش بی تفاوت استو بطور کلی برایش جالب!

6_عشق ممکن است عوض شود یا فراموش شود.

7_عشق در همه مراحلش با خود خواهی فردی توام است و معشوق را برای خودش می خواهد و هرگاه احساس کرد عاملیبه هر صورت شرایطی موجب شود

که معشوق برای او نخواهد بود ، عشق نیز از بین می رود زیرا اگر پای عاشق در میان نباشدنمی تواند به حیاتش ادامه دهد، در حالیکه در این حالت ، سطح حال و روح از این مرحله برتر است.

عاشق به یک جنگل چون چشمان حریص و شوق زده ی یک تاجر چوب می نگرد و الینه همچون یک شاعر بزرگ ، برای یک آتش پرست که در گوشه ی آتشگاه، چشم به زیبایی خیره کننده و اسرار آمیز آتش دوخته و روشنائی و شکوه ساحرانه و جلال خدایی و زیبایی مرموز آنرا در عمق فطرت خود می یابد و قلب و روحش را به زبانه های سوزان آتش سپرده است و خود را در تماشای آن محو کرده است. چه فرق میکند که خود خادم معبد و نگهبان آتش باشد و از آن گرم شود و احیانا غذای خود را نیز در کنار آتشدان بپزد یا نه! و عاشق اگر خادم آتشکده نشده است ، احساس می کند که آتش از آن او نیست و هیچ پیوندی او را با آتش پیوند نمی دهد و ایمانش را به مذهب آتش پرستی از دست می دهد یا کافر می شود یا دین دیگر می گیرد.

8_عشق قطعا میان زن و مرد پدید می آید اما این احساس ربطی به جنسیت ندارد ، میان دو مرد ، دو زن، انسان و خدا و .....می تواند بوجود آید .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٤

 

ازدواج جادویی

کارل گوستاو یونگ هم در روانشناسی به دو جنسی بودن انسان ازلی اشاره‌ای آشکار دارد و می‌گوید حتی در ایام قبل از تاریخ هم این باور وجود داشته که انسان ازلی هم نر است و هم ماده.در فرهنگ نماد‌ها روان زنانه را آنیما (ANIMA ) و روان زنانه را آنیموس(ANIMUS ) خوانده اند. یونگ آنیما و آنیموس را از مهم‌ترین آرکی تایپ‌ها در تکامل شخصیت می‌داند و می‌گوید در نهایت انسانی به کمال انسانیت خود می‌رسد که آنیما وآنیموس در او به وحدت و یگانگی کامل برسند. یونگ یکی شدن آنیما و آنیموس را ازدواج جادویی خوانده است.

 

به روایت یونگ آنیما و آنیموسی که یگانه می‌شوند و آن ازدواج جادویی میانشان اتفاق می‌افتد. بعد از این یگانگی گیلگمش مراحل انسانی را می‌پیماید و در جهت والایی خود گام بر می‌دارد حتی به آنجا می‌رسد که با حمایت انکیدو به جنگ غول پلیدی که سال‌هاست از وجودش آگاه است اما خود را به نا آگاهی می‌زند، می‌رود و این غول را که جز نیروهای اهریمنی خودش نیست، از میان بر می‌دارد یعنی در حقیقت بر علیه خود قیام می‌کند و خود را از شرارت و پلشتی می‌رهاند و پاکیزه می‌گرداند.

در همین زمان است که انکیدو بیمار می‌شود و گیلگمش که اکنون به هیأت انسانی بایسته در آمده، تلخی رنج و بن بست مرگ رادر می‌یابد و حتی بر مرگ همزاد خویش درد مندانه می‌گرید و مرثیه‌های اندوهبار می‌خواند. از آن پس ذهنیتی فلسفی می‌یابد و گرفتارپرسش‌های بسیاری می‌شود که ذهن او را احاطه کرده اند و از همین زمان است که آوارگی‌های او آغاز می‌گردد.

آ نگاه در جستجوی گیاه جاودانگی بر می‌آید و آن را نه فقط برای خود – بلکه برای تمامی مردمش – می‌خواهد. او بر آن می‌شود که گیاه را به اوروک آورده و بکارد تا بدینسان پیران را از نگرانی مرگ رهایی بخشد. زیرا اکنون که بیهودگی زندگی را در یافته و خود را از مرگ ناچار می‌بیند، به جاودانگی معنوی یعنی برجای نهادن نام نیک، دل می‌سپارد اما تمامی تلاش او در این راه هم بیهوده می‌ماند و سرانجام قهرمان خسته، به پوچی می‌رسد و به مرگ چاره ناپذیر تسلیم می‌شود.

اسطوره‌ی گیلگمش نخستین داستان تراژیک حماسه‌ی انسان و غم بزرگ اوست که در موجی از تردید‌ها، سرگردانی‌ها ، اندوه‌های انسان و عشق او به بودن، ماندن و اینهمه تلاش‌های نافرجام شناور است و گیلگمش قهرمان تنهایی‌هاست که آگاهانه از خدای گونگی خود چشم می‌پوشد و بسوی تکامل انسانی و نهایت مرگ می‌رود. و در حقیقت پیش از آنکه خیام و کامو و کافکا و… و… پوچی برسند، یاس فلسفی را در می‌یابد و پوچی هستی را آزمون می‌کند.

باتوجه به مطالب ذکر شده و اینکه انسان در صدد فرافکنی قسمت دیگر جنسیتی خود است و نیازی از ارتباط بین دو جنس ضرورت می یابد از این منظر به بررسی روز والنتین و  ارج نهادن به نیمه دیگر انسان است پرداخته شده است تا نشان داده شود که انسان ها برای اینکه هر دو نیمه خود را زندگی وهمچنین  فرافکنی نیمه ها انجام گیرد همچنان به سنت ها ارج نهاده و اسطوره ها را سینه به سینه حفظ می کنند و به طور ناخودآگاه در صدد تکامل خود هستند . سنتها و مراسم زیبا هستند  و لااقل فرصتی ست برای توجه کردن و مورد توجه قرار گرفتن.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٤

 

عشق از دیدگاه یونگ

یونگ عشق به یک سوژه (مثلاً عشق به انسان دیگر) را به نحو بسیار کاملی مطرح کرده است که به نظر هم زیبا و هم کاربردی می باشد .یونگ اظهار داشت :

هر انسانی باید تمامیت خودش را زندگی کند. بخش کوچکی از این تمامیت را به صورت خودآگاه و هشیار زندگی می‌کند و آگاهانه به دنبال علایق و کشش‌های درونی خود می‌رود ولی بخش عمده‌ی وجودش را به صورت ناآگاه و از طریق فرافکنی (projection) به روی دنیا زندگی می‌کند.

عشق همیشه جزء بخش‌هایی است که ما آگاهانه انتخابش نمی‌کنیم و ناخودآگاه به آن گرفتار می شویم،‌پس حتما زیر آن  یک projection وجود دارد . اما از چه نوعی؟  یونگ اظهار داشت هر انسان یک موجود دو جنسیتی است  که ظاهرا فقط یک جنس به نظر می رسد.یونگ ویژگی‌های مردانه‌ی دورن هر شخصی را آنیموس و ویژگی‌های زنانه‌ی درون هر شخص را آنیما نامید. در عشق، ویژگی‌های متضاد جنسیت ظاهری هر فرد، بر روی فرد غیر هم‌جنس خودش project می‌شود یعنی فرافکنی می شود. و به این صورت شخص در درون دیگری به  دام می افتد. مثلاً فردی با ظاهر مردانه ، دارای ویژگی‌های آنیمایی خود است  که اگر انها را زندگی نکرده باشد و به اعماق ناخودآگاهش پس زده باشد، ممکن است  همان ویژگی‌ها را در زنی ببیند و قسمتی را که  زندگی نکرده‌  با project کردن روی او شروع کند و در او قلاب بشود و خودش هم متوجه نشود چه خبراست و این کشش عجیب از کجاست. !!!!!!

یونگ اظهار داشت : عشق دو ویژگی همیشگی دارد: یکی از آنها بعد ناخودآگاه بودن و دوم ناپایدار بودنش می باشد. دیر یا زود فرافکنی‌ها فرو می ریزد و فرد  متوجه می‌شود کسی که عاشقش بوده اصلاً کسی نیست که او  واقعاً می‌خواهد!

عشق چگونه به وجود می آید ؟

یونگ : تا هنگامی که نقاط تاریکی در ناخودآگاه انسان است که به حوزه‌ی هشیاری در نیامده ،‌امکان مبتلا شدن به عشق هم هست. انسان‌های فرزانه وقتی به دام عشق گرفتار می‌شوند بسیار متفاوت از افراد معمولی عمل می‌کنند. آنها تمام توجه و انرژی خود را معطوف این مسئله می‌کنند که ویژگی‌های درونی project شده‌ی خود را ببینند و به این ترتیب یک قدم دیگر به سمت هشیاری و تمامیت درونی حرکت کنند تا در نهایت ازدواج مقدس انجام بگیرد که  پیوند مرد با آنیمای درون و یا پیوند زن با آنیموس درونش است . برای این افراد،‌عشق موهبت بزرگ طبیعت در جهت شناخت و تکامل است ،‌در حالی که برای انسان‌های عادی دیگر، عشق فرصت دو روزه برای داشتن حال خوب است که بعداً با ریزش projectionها یک بار دیگر به جمله‌های نمایشنامه‌ای خود برسند و دوباره همان زندگی تکراری گذشته را ادامه بدهند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٤

 

 اولین ردة خلقت در اکثر ادیان چه الهی و چه غیرالهی نشانه‌ای از ثنویت که منجربه ازدواج گردد، وجود ندارد. اما ردة دوم آن و دسته دوم خدایان عموماً در دو جنس تعریف شده‌اند. خصوصاً خدایان ابتدایی زمین وآسمان. این بحث حتی در ادیان الهی نیز وجود دارد. چنانکه در عهد عتیق سخن از سوفیا به عنوان انیس یهوه است و در عهد جدید مریم عروس خداوند ذکر می‌شود که ثمرة این ازدواج آسمانی پسرخدا یا مسیح است و ثمرة انس سوفیا و یهوه، آفرینش زمین چنانکه در عهد عتیق از زبان سوفیا چنین آمده است:

«زمانی که بنیاد زمین را نهاد آنگاه نزد او معمار بودم و روزبه‌روز شادی می‌نمودم.»
این مفهوم ثنویت حتی در توحیدی‌ترین دین نیز مطرح می‌شود. خداوند واحد در درجة نازل‌تری به شکل صفات جلال و جمال تجلی می‌کند. دو دسته صفاتی که برای طی‌طریق و رسیدن به کمال باید که با یکدیگر تزویج کنند تا بتوانند انسان کامل را که سمبولی از الوهیت است، بسازند. البته این ثنویت در ادیان الهی از همه بیشتر در مسیحیت نمود می‌کند. اما شکل زمینی این ثنویت از موجودیت آدم و حو‌ّا تجلی می‌یابد که توضیحاتی در باب برخی جهات آن پیش‌تر داده شد. در این بخش بیشتر به ازدواج و اروس پرداخته می‌شود تا به ثنویت آنها. ازدواج پیوند بین تولد و مرگ است و اتحاد آن دو؛ و در نگاهی دیگر ازدواج در تقابل مرگ است. چنانکه فروید تمام نیروهای حیاتی را به دو بخش غریزه عشق و مرگ خلاصه می‌کند که یکی را زاینده و دیگری را ویران‌کننده می‌داند. اما حقیقت آن است که به نظر نمی‌رسد ازدواج تقابل باشد، بلکه نوعی وحدت نمادین از عالم ثنویت است. خدای دو جنسی کامل خود را نزول می‌دهد و به دو جنس بدل می‌کند و ازدواج کهن‌الگوی وحدت‌یافتن این دو و یگانگی ابتدایی است. همین سبب می‌شود، گاه‌ برای نمادین‌کردن صورت الهی نیز از اصطلاح عشق بهره گرفت:
«اتحاد عاشق و معشوق در عشق است.»
که البته اینجا عشق اروس یا نیروی حیاتی زیستی نیست؛ اما شاید بهره‌گیری نمادینی باشد از ماهیت آن. قبل‌تر گفتیم که فیثاغورث عدد 3 را رمزی از ازدواج می‌دانست و همان‌طور جنبه‌های تقدس این عدد را ذکر کردیم. بسیاری از جنبه‌های تقدس این عدد به درستی با مفهومی‌ که فیثاغورث برای آن شمرده است، یعنی ازدواج ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم‌ دارند. به هر جهت ازدواج به مفهوم جمع دو زوج تنها صورتی از یک قرارداد اجتماعی نیست، بلکه در تمام اشکال موجودات جهانی سریان دارد و جزئی از مفهوم گسترده‌تر اتحاد اضداد در عالم می‌باشد.
در قرآن آیات متعددی در باب این معنا ذکر شده است:
«و هْو‌َ الذ‌ّی مُدُّ الْاَرض‌َ و جُعُل‌َ فیها ر‌َواسِی‌َ و اَنًهاراً و‌َ مِنً کُلِّ الثَمُراتِ جُعُل‌َ فیها زُوًجُینِ اثْنینِ یْغشی الَّیًلَ النُّهارُ اِنَّ فی ذلِکُ لایاتٍ لقوم یتفکَّرون» 
«و اوست خدایی که بساط زمین بگسترد و در آن کوه‌ها برافراشت و نهرها جاری ساخت و از (درختان) هرگونه میوه پدید آورد همه‌چیز را جفت بیافرید و شب تار را به روز روشن بپوشانید، همانا در این امور متفکران را دلایل روشنی بر قدرت آفریدگار است.»
«و‌َ مِنً کُل‌ِّ شُئٍ خُلَقْنا ز‌َوًجُینِ لَعُلَّکُمً تُذَکَّرونَ» 
«و از هر چیز دو نوع (نر و ماده) بیافریدیم تا مگر متذکر حکمت خدا شوید.»
«وُ انُّه خُلَقُ الزُّوجُیًنِ الذَّکَرُ و‌َ الْا‌ُنثی» 
«و او خلق را برای انس با هم جفت نر و ماده آفریده است.»
این همان مفهومی است که یونگ نیز مکرراً آن را ذکر می‌کند یعنی از نظر او روح نمی‌تواند در صلح باشد، مگر اینکه خود را دریابد. در مفهوم کلی‌تر و عرفانی‌تر خداوند تمام ارواح عالم را (که انسان نیز شامل آنها می‌شود) جهت یافتن صلح و آرامش یا به تعبیری قرآنی آن انس به شکل زوج آفریده است. همین مفهوم انس که درواقع سخن از جاذبه‌ای است که میان دوجنس یا دو زوج ایجادشده. صورت مثالی کهن دیگری را می‌افریند که عشق نام دارد:
طبایع جز کشش کاری ندارند حکیمان این کشش را عشق خوانند
گــر اندیشه کنی از راه بینش بــه عشق ایستــاده آفــرینش 
عشق در منظر نظامی جز کشش اضداد نیست؛ کششی که در نهایت تمایل به رسیدن به وحدت ابتدایی را دارد؛ یعنی وحدت چیزی که تقسیم‌شده. در واقع نوع خداشدگی یا تصویری از کمال و تمامیت است؛ تمامیتی که سبب برخورداری از آرامش می‌شود. آرامش پیش از دوشدن و جداشدن؛ آرامش دوجنسی در بهشت و در حضور متعال‌بودن. قرآن کریم چنین می‌گوید:
«و مِنً آیاتِهِ أ‌َن‌ْ خُلَقُ لَکُمً منً أ‌َنًفُسِکُمً أ‌َزًواجاً لِتُسًکُنْوا إلَیًها و جُعُلَ بُیًنُکُمً مُّوُدُّه‌ً و ر‌َحًمُه‌ً إنَّ فی ذلِکُ لایآتٍ لِّقَوًم یُتُفَکَّرونَ» 
«باز یکی از آیات الهی آنست که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در بر او آرامش‌یافته و با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود در این امر نیز برای مردم بافکرت ادلة علم و حکمت حق آشکار است.»
همین مفهوم اتحاد دو زوج را که ثمرة آن آرامش‌خاطر است، یونگ در تمامیت شخصیت فرد متجلی می‌داند. چنانکه از نظر او ازدواج دوجنس وجودی فرد یعنی خود و روان‌انگارة (آنیما یا آنیموس) که خصلت جنس مخالف در وجود اوست، سرانجام با وحدت کامل به فرایند فردیت‌یافتن شخص می‌انجامد. چنانکه یکی از مهم‌ترین شیوه‌های درمانی او ازدواج کیمیاگری یا شیوه‌ای است که یونگ با ازدواجی نمادین بین بیمار و تحلیل‌گر موفق‌به دست‌یابی هویت فرد و بهبود او می‌شود. شیوه‌ای که در آن دو یکی می‌شود. معادل طریقی است که کیمیاگران برای فرایندهای کیمیاگری خود به کار می‌بردند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٤

 

ویپاسانا که به معنی دیدن چیزها همان گونه که هستند می باشد، یکی از قدیمیترین تکنیکهای مراقبه در هند است. این تکنیک بیش از 2500 سال قبل، به عنوان یک مداوای جهان شمول، برای بیماری جهان شمول، آموزش داده می شد، که هنر زندگی کرد است.

شاید آنها که با روش های مدیتیشن آشنایی دارند، تا به حال ناممراقبه ی ویپاسانا یا همان مراقبه ی بودایی را شنیده اند. ویپاسانا یکی از کهن ترین روش های مراقبه در هند است. گوتاما بودا ۲۵۰۰ سال پیش این روش را کشف کرد و آن را همچون دارویی برای رهایی همگی انسان ها از درد و رنج آموزش داد. 

ویپاسانا یک واژه ی «پالی»، و به معنای مشاهده کردن هرچیز همان گونه که واقعا هست، است.  

ویپاسانا یک باور کورکورانه و یا یک فلسفه نیست و هیچ ارتباطی با مذاهب ندارد. هر چند که هیچ تناقضی هم با هر نوع مذهب و اعتقادی نیز ندارد. بلکه روشی عملی است برای پالایش ذهن، و رهایی آن از تنشها و منفی گرایی هایی که باعث بدبختی انسانهاست. هر کس با هر هوش متوسطی، با هر مذهب و اعتقادی و با هر نژاد و ملیتی می تواند این روش را به کار بندد.  

ویپاسانا مدیتیشنی است که بیشترین تعداد افراد مختلف را  در مقایسه با انواع دیگر مدیتیشن  تا کنون در جهان به کمال رسانیده است . ویپاسانا اساس و عصاره اصلی مدیتیشن است . تمامی انواع دیگر مدیتیشن نیز دارای همین اساس و عصاره هستند ولی موارد فرعی دیگری نیز به آنها اضافه شده است . ویپاسانا عصاره خالص است . شما نمی توانید حتی ذره ای از آن را حذف کنید و یا چیزی به آن اضافه نمایید تا آن را بهبود بخشید .

ویپاسانا را می توان به سه گونه مختلف انجام داد. نوع اول آن آگاه بودن از اعمال ، فعالیت ها ، بدن ، ذهن و دلتان است . نوع دوم مدیتیشن ویپاسانا به نفس کشیدن مربوط می شود . در این حالت آگاهی و توجه خود را معطوف به تنفس و شکم می کنیم . در روش سوم نیز آگاهی معطوف تنفس می گردد ولی محل توجه ، مجاری ورودی بینی است که هوا وارد آنها می شود .

 و حالا با این مقدمه بسیار مختصر نگاهی به تحلیل روانشناسی تحلیلی ویپاسانا می پردازیم:

در مراقبه ویپاسانا سه مرحله وجود دارد:

سیلا (اخلاقیات) که شامل گفتار درست، عمل درست و امرار معاش درست می باشد

سمادی ( تمرکز) که شامل کوشش، آگاهی و تمرکز درست می باشد

پانیا ( خرد) که شامل تفکر و ادراک درست می باشد.

انرژی هایی که در این سه مرحله مشاهده کردم عبارتند از:

آپولو ( خدای قانونمندی و نظم)

آپولو را در شیوه اجرای اصول اخلاقی دیدم

در حقیت در مرحله اول ( سیلا) شما ملزم به اجرای یکسری اصول اخلاقی می شوید و این به معنی قاعده مندی در مسیر ویپاسانا است و بدون این قواعد مراقبه معنی نخواهد داشت.

همچنین شیوه نشستن و مراقبه کردن نیز نگاهی از آپولو را به همراه دارد زیرا بایستی با زانوان ثابت و پشتی صاف مراقبه کنیم که این نیز از اصول مراقبه است. علیرغم اینکه شیوه نشستن و یا رنگ پوشش خیلی در این روش مطرح نمی باشد.

هسیتا ( الهه خرد زنانه و آرامش و مراقبه)

یکی از برجسته ترین ویژگی های مراقبه حرکت تکرار شونده است. در ویپاسانا هم شما در ذهنتان مدام حرکتی تکرار شونده را دنبال می کنید و به آرامی حرکت می کنید.

این ویژگی در مرحله دوم ویپاسانا دیده می شود تمرکز

با این حرکت هستیا گونه می توان مراحل اولیه تمرکز را آغاز نمود. اما مرحله دیگری هم وجود دارد...

آتنا ( الهه خرد و قاعده مندی)

یکی از برجسته ترین ویژگی های آتنا داشتن تعادل طلایی است.

در ویپاسانا آنچه که بسیار مورد اهمیت است حفظ تعادل ذهن است تعادل ذهن به منظور عدم پاسخگویی به محرک های حسی درونی و این ویژگی را در آتنا دیدم.

هادس ( خدای تفکرات فلسفی و جهان زیرین)

مرحله سوم ویپاسانا که میوه ان نیز می باشد در حقیقت عصاره خرد و تفکرات درونی عمیق است. آنجاست که گویا درونت با تو به گفتگو می نشیند.

این مرحله را در هادس مشاهده کردم

 

آنچه بر من گذشت؟

کارتون پاندای کونگ فو کار را خاطران هست؟

این عکس را ببینید! هنگامی است که پاندا لوح زرین استادی را بدست می آورد...

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٤

 

دخترا به پنج گروه اصلی تقسیم میشن : ‌گروه اول دخترائی هستند که پسرا رو بدبخت میکنن! گروه دوم دخترائی هستند که اشک پسرا رو در میارن! گروه سوم دخترائی هستند که جوون پسرا رو به لبشون میرسونن! گروه چهارم دخترائی هستند که کاری میکنن پسرا روزی 18 بار‌آرزوی مرگ کنن! گروه 5 دخترائی هستند که به اشتباه فکر میکنن جزو هیچکدوم از گروههای بالا نیستن
فرهنگ لغات زنان : 1. آره یعنی نه 2. نه یعنی آره 3. ما با ید با هم حرف بزنیم یعنی بشین فقط گوش کن 4. هر کار دوست داری بکن یعنی بکن ولی بعد دهنت سرویسه 5. چقد منو دوست داری ؟ یعنی یه گندی زدم می خوام بگم 6. دو دقیقه دیگه حاضرم یعنی دو ساعت علافی
بهانه ی : 1 - فاصله سنی مون خیلی زیاده(یعنی خیلی از مرحله پرتی) 2 - من به تو علاقه به اون صورت ندارم (یعنی خیلی بد هیکلی) 3 - من الان تو موقعیت بدی هستم (یعنی دلم یه جا دیگه گیره) 4 - تقصیر تو نیست تقصیر منه (یعنی عجب غلطی کردم با تو دوست شدم) 5 - من تو دوستیمون از هیچ کاری دریغ نکردم (یعنی هر غلطی خواستم کردم) 6 - دیروز یه خواستگار دکتر داشتم (یعنی زودتر بیا منو بگیر )
مذیت مذکر بودن 1: - دختر نیستید 2 - همیشه خودتون هستید(100 مدل آرایش نمی کنید) 3 - فقط شما می تونید رئیس جمهور بشید 4 - فقط شما می تونید برید ورزشگاه آزادی و فوتبال ببینید 5 - برای دعوا کردن به بابا یا داداش بزرگتر احتیاج ندارید 6 - توی اتوبوس جای بیشتری نسبت به دخترا دارید - در کمتر از 10 دقیقه می تونید دوش بگیرید 8 - هر جور که حال کنید لباس می پوشید 9 - در کمتر از 2 دقیقه لباس می پوشید و آماده می شید 10 - و مهمتر از همه اینکه شما هیچ وقت نمی ترشید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۳

 

محققان اعتقاد دارند که مردها به خاطر دلایل بیولوژیکی طالب زیبایی هستند. درست است که هنوز کمی در ابراز احساساتشان سرسخت هستند اما به دنبال کسی هستند که بتوانند آزادانه با او مسائل احساسی و روحی-روانی خود را در میان بگذارند.

مردها چطور انتخاب می کنند؟
آشکار است که نقش زنان در جامعه رشد کرده و مردها هم می بایست خود را این تغییر وفق دهند. مطمئناً، برخی از محرکات قدیم—مثل کشش و جذب به زیبایی—هنوز هم در انتخاب های آنان تاثیر می گذارد. اما امروز، مردانی راحت تر هستند که همسرانشان شغلی برای خود داشته باشند و همینطور توقع داشته باشند که شوهرشان در کارهای خانه به آنها کمک کند. و با هرچه برابر شدن نقش زن و مرد، آنچه مردها از زن زندگیشان می خواهند به آنچه زنها از شوهرانشان توقع دارند شبیه شده است—یعنی محبوب و معشوقی که همه ی نیازهای احساسی و فکری آنها را برآورده کند.

مردها هنوز هم به همان میزان سابق خواستار ازدواج هستند. درواقع، ۹۴ درصد از نوجوانان امریکایی در ذهن خود برنامه دارند که روزی ازدواج کنند و ۹۲ درصد از آنها به بچه دار شدن هم علاقه مندند.

این آمار از سال ۱۹۷۷ حتی از میزان دخترهایی که برای ازدواج برنامه ریزی می کنند هم بالا زده است (درواقع ۶۹ درصد از همه ی افراد بزرگسال در امریکا متاهل هستند و فقط ۸ درصد از آنها طلاق گرفته اند).

اما این روزها مردها دیرتر ازدواج می کنند. امروزه سن متوسط ازدواج برای آقایان ۲۷ است درحالیکه در سال ۱۹۶۰، ۲۳ بوده است. اما چرا؟ دکتر دیوید پوپنو روانشناس و مدیر پروژه ی ازدواج ملی در دانشگاه راجرز نیو جرسی، یکی از دلایل آن را وجود سکس و رابطه ی جنسی قبل از ازدواج در جوامع غربی می داند. اما وقتی نوبت به انتخاب همسر می رسد، مردهای جوان بسیار با احتیاط عمل می کنند.

دکتر پوپنو توضیح می دهد، “خیلی از این جوانان والدینی دارند که از هم طلاق گرفته اند یا دوستانی دارند که پدر و مادرشان از هم جدا شده است. به همین خاطر دوست ندارند این تجربه دوباره تکرار شود.”

فراتر از این، مردها امروزی در مقایسه با پدرانشان به دنبال نوع متفاوتی از زن ها هستند. و دیگر آن زمان که مردها فقط نان آور خانه بودند و وظیفه ی زنها خانه داری و بچه داری بود به سر آمده است.

وقتی در سال ۱۹۳۹ از مردها سؤال شد که آیا قبول می کنند همسرانشان با حقوقی معادل ۵۰ دلار در هفته (که آن زمان درآمد خوبی به شمار می رفت) به کار مشغول شوند، پاسخ ۶۳ درصد از آنها منفی بود.

حتی در سال ۱۹۷۷ هم تقریباً %۷۰ از مردها احساس می کردند که برای زنانشان بهتر است در خانه بمانند. اما پروژه ی تحقیقاتی ازدواج ملی در سال ۲۰۰۱ تغییر شگرفی در این اعتقادات را نشان داد: %۴۲ از مردان مجرد ۲۰ تا ۲۴ ساله اظهار داشتن که برای آنها داشتن همسری که خود شغل و درآمد دارد بسیار بهتر از زنی است که فقط به کارهای خانه داری مشغول است.

و در سال ۲۰۰۲، ۵۵ درصد از مردان ادعا کردند که از نظر آنها کار کردن خانمشان در خارج از منزل حتی باوجود بچه عاری از اشکال است.

این روزها مردها نه تنها خوشحال می شوند که همسرشان هم بتواند در درآمد زایی با آنها شریک باشد بلکه اینکه همسرشان بتواند درآمدی به اندازه آنها یا حتی بیشتر داشته باشد، را تحسین می‌کنند. براساس تحقیقات انجام گرفته تعداد زوج هایی که در آن درآمد زن بیشتر از شوهر بوده از ۱۶ درصد در سال ۱۹۸۱ به ۲۳ درصد در سال ۱۹۹۶ افزایش داشته است. سامان می گوید، “این روزها اگر همسرمان بتواند به اندازه ما یا بیشتر درآمد داشته باشد، دیگر به حس مردانگی ما لطمه ای نمی زند.” (البته تحقیقات نشان میدهد که مسائل مالی زنان را هم نگران نمی کند و تقریباً ۸۰ درصد از زنان بین ۲۰ تا ۲۹ سال تصور می کنند شوهرشان بهتر است درک و فهم بالا داشته باشد تا وضعیت مالی عالی).

در عین حال، مردها دیگر چندان گرفتار طلسم کار نیستند و برای تکمیل خوشبختی خود به دنبال زندگی خانوادگی هستند.

طبق تحقیقات انجام گرفته در سال ۱۹۹۷ در نیویورک، ۷۰ درصد از مردان متاهل درمورد میزان ساعاتی که در محل کار می‌گذرانند و میزان ساعاتی که با خانواده سپری می‌کنند، در کشمکش هستند. پدر بودن این روزها مفهوم تازه ای پیدا کرده است. ۹۳ درصد از پدرای که بچه های مدرسه ای دارند حداقل هفته ای یکبار فرزندانشان را بغل می‌کنند (که در مقایسه با دهه ی قبل این آمار ۹۰ درصد افزایش داشته است.) و با وجود اینکه مردان حداقل نیمی از کارهای خانه را با همسرشان شریک می‌شوند، نسبت به سال ۱۹۶۵ که فقط یک ششم کارهای خانه بر عهده ی مردان بود، پیشرفت زیادی صرت گرفته است. سامان می گوید، “چون این روزها هر دو طرف شغل دارند و سر کار می روند، مردها دیگر نمی توانند از بهانه ی “من نان آور خانه هستم” استفاده کنند. ما خودمان همه ی سعیمان این است که کارها را ۵۰-۵۰ تقسیم کنیم. خانمم آشپزی می‌کند و من ظرفها را می‌شویم و از این قبیل…”

یافتن همسر و همدم واقعی

بالاتر رفتن زمینه ی بازی در مورد کار و مراقبت از بچه ها، باعث شده است که مردها بیشتر به مسائل احساسی گرایش پیدا کنند.

در پروژه ی تحقیقاتی که در سال ۲۰۰۱ انجام گرفت، مشخص شد که ۹۴ درصد از مردان بین ۲۰ تا ۲۹ سال می خواهند با کسی ازدواج کنند که فراتر از هر چیز دیگر بتواند نیازهای احساسی آنها رابرآورده کند. دکتر پوپنو اعتقاد دارد، “مردها می گویند که به یک همراه و همدم روحی و روانی نیاز دارند—کسی که بتواند احساسات و آرزوهایشان را با آنها سهیم شود. آنها کسی را نمی خواهند که فقط بتواند کهنه ی بچه عوض کند یا ظرف ها را بشوید. آنها یک همدم و محبوب واقعی می‌خواهند.”

در واقع تعداد مردانیکه این روزها به دنبال یک همسر و معشوق واقعی هستند به اندازه خانم ها شده است. دکتر نِیل کلارک وارن، روانشناس بالینی که بر روی هزاران زوج تحقیق و بررسی انجام داده است می گوید، “فکر نمی‌کنم این چیزی باشد که مردها به اجبار به آن رسیده باشند. به نظر من به این دلیل است که مردها هم مثل زنان به دنبال مفهوم بیشتری از زندگی هستند.”

دکتر پوپنو نگران این است که مردهای امروزی برای پیدا کردن همسری که بتواند به طور کامل نیازهای عاطفی و احساسی آنها را برآورده کند، فشار زیادی به خود می آورند. در تحقیقی که سال گذشته بر روی ۶۰ مرد مجرد در ۲۰ تا ۴۰ سالگی انجام گرفت، دلایل این مردان برای ازدواج نکردن و مجرد ماندن مشخص شد—ترس از تسالم و سازش، خطرات مالی طلاق، میل به ادامه ی لذات زندگی مجردی—اما خیلی از آنها هم ادعا کردند که هنوز نتوانسته اند زوج مناسب خود را پیدا کنند و درصدد یافتن آن هستند.

دکتر پوپنو اعتقاد دارد که مردها خیلی توقعشان را بالا نگه داشته اند. و در مقایسه با آشپزی و تمیزکاری، نیازهای روحی-روانی پیچ و خم بیشتری دارد.

زیبایی در مقابل هوش

هیچ شکی نیست که مردها هنوز هم به دنبال صورت زیبا هستند. در تحقیقی که سال ۱۹۹۹ انجام گرفت مشخص شد که ۴۳ درصد از مردها قبول کرده اند که قبل از هر چیز به خاطر مسائل ظاهری مجذوب زنان می‌شوند، و ۳۵ درصد از آنها نیز ادعا کردند که به دنبال زنان باهوش هستند. (اما در تحقیق مشابهی که روی زنان انجام گرفت مشخص شد که فقط ۲۴ درصد از آنها به دنبال ظواهر هستند و برای ۶۰ درصدشان هوش و ذکاوت طرفشان حرف اول را می زند.)

زیبایی حتی پول را هم جذب خود می کند. وقتی در تحقیقی از مردان سؤال شد که آیا دوست دارند با زنی زیبا اما فقیر ازدواج کنند یا زن زشت اما ثروتمند، ۵۵ درصد از آنها مورد اول و فقط ۲۳ درصد از آنها مورد دوم را انتخاب کردند. (اما وقتی همین سؤال از زنان پرسیده شد، مشخص شد که ۲۸ درصد از آنها زیبایی را به ثروت ترجیح می دهند و ۳۷ درصد اعتقاد داشتند ثروت مهمتر از زیبایی ظاهری است).

محققان اعتقاد دارند که مردها به خاطر دلایل بیولوژیکی طالب زیبایی هستند. و مردها حتی وقتی پا به سن می‌گذارند هم به دنبال زنانی جوانتر و زیباتر از خودشان هستند. پروفسور جان مارشال تونسند در این زمینه می‌گوید، “می‌دانم شاید خانم ها دوست نداشته باشند این را بشنوند، اما در جوامع غربی یک مرد—حتی مردهای تک همسری—وقتی یک زن زیبا و جذاب را می‌بیند، به داشتن رابطه با آن زن فکر می‌کند!”

در واقع، طبق تحقیقی که در سال ۲۰۱ در دانشگاه ورمونت انجام گرفت، اینطور دریافت شد که ۹۸ درصد از مردان متاهل در آمریکا در مورد داشتن رابطه با کسی غیر از همسرشان رویاپردازی می‌کنند (درمقابل ۷۸ درصد از خانم ها که به کسی غیر از همسرشان فکر میکنند).

مغلوب وسوسه ها شدن هم مسئله ای دیگر است. در واقع، کمتر از ۵ درصد از مردها در جوامع غربی در یکسال، روابط خارج از ازدواج دارند (درمقایسه با آمار خانم ها که ۲ درصد است) و نزدیک به ۸۰ درصد از مردان طی دوران ازدواج به همسرانشان وفادار می مانند (درمقایسه با ۹۰ درصد خانم ها).

اما گرایش بیولوژیکی مردها به سمت زیبایی آنقدرها هم که فکر میکنیم در انتخاب آنها تاثیر نمی گذارد. مثلاً تاثیر زیبایی در انتخاب های مردان بسیار به سطح تحصیلات آنها مرتبط است؛ مردهایی که تحصیلات متوسطه دارند، ۲/۲۱ مرتبه بیشتر از آنها که تحصیلات دانشگاهی دارند به زیبایی اهمیت می‌دهند. رابرت گلاور، روانشناس، در این رابطه می گوید، ” اینکه کسی دوستتان بدارد مطمئناً مهمتر از زیبایی و قیافه ی اوست.”
مردها همچنین به زنانی که از رابطه زناشویی لذت می برند هم گرایش دارند. طبق تحقیقی که در سال ۲۰۰۰ انجام گرفت، اینطور استنباط شد که ۸۰ درصد از مردان جوان میخواهند شریک زندگیشان شور و حرارت زیادی در روابط زناشویی داشته باشد (۷۳ درصد از خانم ها هم همین را می خواستند). اما مردها، مثل زنان، درمقابل کسانی که بیش از اندازه فعال باشند، محتاط عمل میکنند.

در تحقیقی که در سال ۱۹۹۷ انجام گرفت مشخص شد که هر دو جنس، میزان کم تا متوسط از دانش زناشویی را در فرد مقابلشان ترجیح داده اند—که متخصصین عقیده دارند این نشانه ی ترس آنها از بی وفایی همسرانشان بوده است.

بیولوژی در مقابل واقعیت

مردهای امروزی معمولاً به روشی عمل میکنند که مخالف محرک های تکاملی است. دکتر نیل کلارک وارن، که یک بنگاه زوجیابی را هدایت می کند، خاطرنشان می کند که بسیاری از مراجعین مرد او به دنبال زنانی هم سن خودشان هستند.

بعلاوه، او به تجربه دریافته است که مردها، برخلاف امر بیولوژیکی برای تولید مثل، زنانی را ترجیح می دهند که خود صاحب فرزند باشند. وارِن می گوید، “ما دریافته ایم که مردها هرچه سنشان بالاتر می رود، میل و علاقه اش برای ناپدری شدن بیشتر می شود. واقعیت این است که وقتی سنتان بالای ۳۵ باشد، زنانی که برای ازدواج با شما مناسب باشند کسانی هستند که بچه دارند.”

و مسئله ی تجربه ای مطرح می شود که مردها با بالا رفتن سنشان به دست می آورند، و تاثیری که این تجربیان می تواند بر طرز تفکرشان داشته باشد. جان گاتمن محقق دانشگاه واشنگتن میگوید، “مردان جوان به دنبال زنان زیبا و جذاب هستند، اما مردهای میانسال به دنبال همسری مهربانند.”

مورگان کِنِی ۵۸ ساله که مدیر موزه ای در چاپِل هیل در کارولینای شمالی است میگوید، بعد از دو ازدواج و چند رابطه که هیچکدام به ثمر ننشسته، او دریافته است که آنچه که او واقعاً آرزویش را داشته، همسری بوده که از نظر احساس صادق و عمیقاً روحانی باشد.

او بالاخره این خصوصیات را در همسر سومش پیدا می کند که زنی ۴۴ ساله و دلال املاک است. این دو علایقی مشابه در هنر و عکاسی دارند اما به عقیده خودش آنچه واقعاً در آن مشترک اند، همراهی و وفاداریشان به همدیگر است.
خوشبختانه، مردهای امروزی به دنبال کسی هستند که در همه ی مسئولیت های ازدواج، از پول درآوردن گرفته تا بزرگ کردن بچه ها، با آنها شریک باشد. درست است که هنوز کمی در ابراز احساساتشان سرسخت هستند اما به دنبال کسی هستند که بتوانند آزادانه با او مسائل احساسی و روحی-روانی خود را در میان بگذارند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۳

 

دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند

عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سَمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد!

داروساز گفت اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد تا در این مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسی به او شک نکند

دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقـداری از آن را در غـذای مادر شوهـر می ریخت و با مهربانی به او می داد

هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادر شوهر هم بهتر و بهتر شد تا آنجا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: آقای دکتر عزیز، دیگر از مادر شوهرم متنفر نیستم حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی خواهد که بمیرد، خواهش می کنم داروی دیگری به من بدهید تا سم را از بدنش خارج کند

داروساز لبخندی زد و گفت: دخترم ، نگران نباش آن معجونی که به تو دادم سم نبود بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادر شوهرت از بین رفته است

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۳

 

 

اگر همسرتان به شما غر می زند کافی است این فرمول را که به تازگی توسط یک پروفسور آلمانی کشف شده است در مورد او به کار ببرید تا آنگاه پس از مدتی واقعا نه تنها از شر غر زدن همسرتان خلاص شوید بلکه احساس کنید بهترین خانواده جهان را دارید

دکتر هانس ورنر بیرهف از واحد روانشناسی دانشگاه بوخوم به تازگی کشف کرده است که اگر در قبال هر غر زدن و انتقاد همسر پنج بار از او تعریف کنید با تاثیرات شگفت انگیزی مواجه خواهید شد و ان اینکه به تدریج نه تنها از انتقاد کردن و غر زدن وی کاسته می شود بلکه احساس خوشایندی به او دست می دهد که نتیجه آن یک زندگی کاملا خوب و بدون درگیریهای معمول است

وی معتقد است احساس خوشحالی در زندگی سبب می شود تا احساس خوشبختی نیز از در فرا رسد و لازمه اینکگه زن و مرد در زندگی احساس خوشحالی کنند این است که احساس خوبی از خود داشته باشند

او به کمک یکی از همکارانش الک روهمن کتابی در این باره نوشته و به ازار عرضه کرده است و در ان پاره ای از مشکلات دیگر زوج ها را مورد بربرسی قرار داده است

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۳

 

دخترها مثل سیب های روی درخت هستند. بهترین هایشان در بالاترین نقطه درخت قرار دارند. پسرها نمی خواهند به بهترین ها برسند چون می ترسند سقوط کنند و زخمی بشوند، بنابراین به سیب های پوسیده روی زمین که خوب نیستند اما به دست آوردنشان آسان است، اکتفا می کنند. سیب های بالای درخت فکر می کنند مشکل ازآنهاست درحالی که آنها فوق العاده اند. آنها فقط باید منتظر آمدن پسری بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا بیاید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۳

 

نشریه  women magazine  روش‭ ‬برای‭ ‬زندگی‭ ‬بهتر‭ ‬به‭ ‬مردم‭ ‬پیشنهاد‭ ‬کرده‭ ‬است‭ ‬تا‭ ‬با‭ ‬به‭ ‬کارگیری‭ ‬آن‭ ‬رضایتمندی‭ ‬بیشتری‭ ‬از‭ ‬زندگی‭ ‬برایشان‭ ‬ایجاد‭ ‬شود‮.‬‭ ‬این‭ ‬روش ها‭ ‬عبارتند‭ ‬از‮:‬
‮- ‬‭‬روزانه‭ ‬‮٣‬‭ ‬نفر‭ ‬را‭ ‬مورد‭ ‬تحسین‭ ‬قرار‭ ‬دهید
‮- ‬‭‬طلوع‭ ‬خورشید‭ ‬را‭ ‬تماشا‭ ‬کنید.
‮‮- در‭ ‬سلام‭ ‬کردن‭ ‬پیشقدم‭ ‬باشید


‮- ‬‭‬توقعات‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬کاهش‭ ‬دهید‮.‬
‮- ‬‭‬با‭ ‬همه‭ ‬طوری‭ ‬رفتار‭ ‬کنید‭ ‬که‭ ‬دوست‭ ‬دارید‭ ‬با‭ ‬شما‭ ‬رفتار‭ ‬کنند‮.‬
‮- ‬‭‬هیچ‭ ‬گاه‭ ‬از‭ ‬کسی‭ ‬ناامید‭ ‬نشوید‭ ‬زیرا‭ ‬معجزه‭ ‬غیرممکن‭ ‬نیست‮.‬
‮‮- ‬‭‬به‭ ‬دیگران‭ ‬حسادت‭ ‬نکنید
‮- ‬‭‬برای‭ ‬کسب‭ ‬دانش‭ ‬و‭ ‬شهامت‭ ‬دعا‭ ‬کنید‭ ‬نه‭ ‬برای‭ ‬به‭ ‬دست‭ ‬آوردن‭ ‬مادیات‮.‬
‮- ‬‭‬سرسخت‭ ‬باشید‭ ‬ولی‭ ‬مهربان
‮‮- ‬‭‬اسم‭ ‬اشخاص‭ ‬را‭ ‬فراموش‭ ‬نکنید
‮‮- ‬‭‬دلرحم تر‭ ‬از‭ ‬آنچه‭ ‬نشان‭ ‬می‮ ‬دهید‭ ‬باشید.
‮- ‬‭‬فراموش‭ ‬نکنید‭ ‬که‭ ‬بزرگ ترین‭ ‬نیاز‭ ‬عاطفی‭ ‬انسان‭ ‬قدرشناسی‭ ‬از‭ ‬اوست‮.‬
‮‮- ‬‭‬به‭ ‬قول‭ ‬خود‭ ‬عمل‭ ‬کنید.
‮- ‬‭‬حتی‭ ‬هنگام‭ ‬ناراحتی،‭ ‬سعی‭ ‬کنید‭ ‬خشم‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬کنترل‭ ‬کنید‮.‬
‮- ‬‭‬فراموش‭ ‬نکنید‭ ‬که‭ ‬موفقیت‭ ‬یک‭ ‬شبه‭ ‬به‭ ‬دست‭ ‬نمی‮ ‬آید.
‮- ‬‭‬فراموش‭ ‬نکنید‭ ‬برنده ها‭ ‬کاری‭ ‬می‮ ‬کنند‭ ‬که‭ ‬بازنده ها‭ ‬نمی‮ ‬کنند
‮- سعی‭ ‬کنید‭ ‬اولین‭ ‬چیزی‭ ‬که‭ ‬سر‭ ‬کار‭ ‬خود‭ ‬می‮ ‬گویید‭ ‬باعث‭ ‬شادی‭ ‬دیگران‭ ‬شود‮.‬
‮- ‬‭‬شادی‭ ‬دیگران‭ ‬را‭ ‬خراب‭ ‬نکنید‮.‬
‮- ‬‭‬فرصت‭ ‬علاقه‭ ‬نشان‭ ‬دادن‭ ‬به‭ ‬نزدیکانتان‭ ‬را‭ ‬از‭ ‬دست‭ ‬ندهید‮.‬
‮- بعضی‭ ‬مطالب‭ ‬را‭ ‬پیش‭ ‬خود‭ ‬نگه‭ ‬دارید‭ ‬تا‭ ‬احساسات‭ ‬کسانی‭ ‬که‭ ‬دوستشان‭ ‬دارید‭ ‬جریحه دار‭ ‬نشود

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱

 

دانشمندان و روانشناسان بسیاری از کشورها در تلاش هستند که فرمول تشکیل خانواده موفق و سعادت خانوادگی را تنظیم کنند. تا کنون سه فرمول مختلف لهستانی، آلمانی و آمریکایی ارائه شده اند:

لهستان: "بوگوسلاو پولوفسکی" تاکید می کند که برای ازدواج خوشبخت و بدون طلاق، تنها لازم است که مرد 1.09 برابر قدبلندتر از زن باشد. در تحقیقات انجام شده توسط این دکتر، 600 زن در سنین 19-50 و همسران آنها شرکت داشتند. دانشمند لهستانی با اندازه گیری قد آنها به این نتیجه رسید که فرد بطور ناخودآگاه همسری با چنین مختصاتی برای خود بر می گزیند و چنین پیوندهایی خوشبختی می آورند.

آلمان: فرمول آلمانی برای تشکیل خانواده موفق به شکل "1:5" است، یعنی به ازای هر 1 گوشزد به همسر، 5 بار باید از او تعریف کرد. دکتر "هانس ورنر بیرهوف" یقین دارد که تعریف از همسر سبب تحکیم روابط شده و زندگی را رمانتیک ساخته و اجازه نمی دهد که شور و عشق فروکش کند. زندگی پر از رویدادهای غیر منتظره است که گاهی خوشآیند نیستند، اما دقت در روابط و توجه به همسر و قدردانی از همه کارهای خوب هیچ گاه نباید از بین برود.

آمریکا: فرمول آمریکایی ها با دقت 94% تعیین می کند که کدام زوج ها خوشبخت خواهند بود. دانشمندان آنسوی آب معتقدند که مسئله اصلی در ازدواج، روابط عاطفی و توان حل درست و سازنده دعواهای خانوادگی است. برای این کار کافی است که چند دقیقه تماشا کرد که اختلافات چگونه حل می شوند. اگر در صحبت ها لحن خشمگین، تهدید و ناسزاگویی دیده شود، بدین معناست که این زوج نمی تواند زندگی خوشبختی داشته باشد. و برعکس، اگر همسران به یکدیگر لبخند می زنند، نوازش می کنند، از یکدیگر طرفداری می کنند و با لحن آرام صحبت می کنند، این نشان زندگی خوب و سعادتمند است. آمریکایی ها با همکار آلمانی خود موافقند که در ازای هر حرف منفی و یا گوشزد و یا حتی ژست ناراحت کننده، باید حداقل 5 کار مثبت انجام داد

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱