شخصیت زن از دیدگاه بزرگان



زن شاهکار خلقت است
برنارد شاو

زیباترین خوی زن ، نجابت اوست
ارد بزرگ

در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل
مالرب

انتقام شیرین است مخصوصا برای زنان !
بایرون

تمدن چیست ؟ نتیجه نفوذ زنان پاکدامن است
امرسون

زن رسماً مربی مرد و مهّذب اخلاق اوست
آناتول فرانس

اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد ؟
ناپلئون

مردها را شجاعت به جلو می-راند و زنها را حسادت
برنارد شاو

به سراغ زنان می روی ؟ تازیانه را فراموش مکن !
فردریش نیچه

مردان آفریننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان
رومن رولان

اگر از طبقه- بالا زن- بگیرید، به-جای- خویشاوند ارباب- خواهید داشت-
لئوپول

مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند
کونته ورسیه

با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد
بردون

خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند
رابیندرانات تاگور

زن همیشه سن خود را از تاریخ ازدواج حساب می کند ، نه تاریخ تولد
ارهارد

هرچه ایمان مرد به هوشش بیشتر شود زن بهتر میتواند گولش بزند
لرد بایرن

زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است
گوته

زنانیکه می خواهند مرد باشند ، زنانی هستند که نمی دانند زن هستند
الکساندر دوما

برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ...
مارکوس آنا

زن کودکی است که با اندک تبسم خندان و با کمترین بی مهری گریان می شود
هرود

منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود
لامارتین

چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش
ویلیام شکسپیر

جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترین غرایز خود دور می شود
فردریش نیچه

شیرین ترین سخنان در زندگی ، خوش آمد گویی بی غل و غش زن به شوهر خویش است
جورج ولز

زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمی-توانند خود را زیبا جلوه دهند
برنارد شاو

هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است
شیلر

زن عاقل به تربیت همسرش همت می گمارد و مرد عاقل می گذارد که زنش او را تربیت کند
مارک تواین

هیچ چیز غرور مرد را مثل شادی زنش ارضاء نمی کند ، چون همیشه آنرا مربوط به خود میداند
جونسون

مردانیکه بیشتر از حقوق و هنجار زنان پشتیبانی میکنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن میتازند
ارد بزرگ

زنان بخوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر میگویند تا در حفظ آن شریک باشند
داستایوفسکی

اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد
کمتر دچار گسست می شوند
ارد بزرگ

زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمایشگر پاکی ،
نمونه عطوفت و چشمه عنایت است
اقبال لاهوری

آیندۀ اجتماع در دست مادران است. اگر جهان به میانجیگری زن گرفتار شود ،
تنها اوست که می تواند آن را نجات دهد
ابوفور

به هر اندازه که زن آرام و مطیع و با عصمت و با عفت است ،
به همان اندازۀ قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است
میشله

آیا برده هستی؟ پس دوست نتوانی بود. آیا خودکامه هستی؟ پس دوستی نتوانی داشت
در زن دیر زمانی است که برده ای و خودکامگی نهان گشته اند
از این رو زن را توان دوستی نیست او عشق را می شناسد و بس
فردریش نیچه

زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هر چه عاطفه ،
مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد
آلفونس دوده

زنان تحصیلکرده همسران خوبی از آب در می آیند ، زیرا برای اینکه توضیح بدهند
که چرا غذا شور یا بیمزه شده است کلمات بیشتری در اختیار دارند
باب هاپ

کسانیکه ازدواج کرده اند خود را ناراضی نشان می دهند و می گویند زن بد است ، زیرا می خواهند فقط و فقط خودشان از این موهبت تمتّع گیرند
دیسرائیلی

خودپسندی زنان بزرگترین علت بد بختی ایشان و زوال خانواده هاست.
هیچ چیز به اندازۀ خودپسندی زن ها بنای خانواده ها را ویران نکرده است
چارلی چاپلین

کشتن میل ستیزه جوئی در بسیاری زنان کاری بی اثر است و درست مانند آن است
که سعی کنی با فشار بادکنکی را در زیر آب نگه داری که خواهی دید دوباره بیرون می زند!
ورا هتریکس

زن ها علاقۀ زیادی به ریاضیات دارند ، زیرا آنها سن خود را تقسیم بر دو و قیمت لباسهایشان را ضرب در دو و حقوق شوهرانشان را ضرب در سه می کنند
و پنجاه سال هم بر سن بهترین دوستان خود می افزایند
مارسل آشار

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢٧

 

) پاریس - فرانسه
عاشقانه ترین شهر دنیا با مکانهایی در حد شهرت جهانی، این جمله از نظر بسیاری ایده آل ترین توصیف شهر پاریس میباشد. موزه لوور، برج ایفل، شانزه لیزه، نتردام، آرک تاریخی و مشهور تریومف، مونت پارناس و بسیاری جذابیتهای دیگر، این شهر را تبدیل به شهری مینماید که حداقل یکبار دیدن توسط تمام بازدیدکنندگان توصیه میشود.


برج ایفل - نماد شهر پاریس


موزه لوور




تصویر دیدنی شانزلیزه مشهورترین خیابان جهان که از میدان اتوال تا میدان کنکورد تمام درختان حاشیه آن با چراغ‌های آبی نورباران شده‌اند و مانند نوار آبی رنگ طولانی این دو میدان مشهور شهر پاریس را به هم متصل کرده‌اند


کلیسای نتردام



2) ونیز - ایتالیا
زیبایی ونیز فراتر از توصیف آن در لغات میباشد. ونیز از نظر محیطی ، معماری و تاریخی منحصر به فرد میباشد. کانالها ، گاندالو ها (قایقهای زیبا و کوچکی که برای حمل و نقل استفاده میشوند.) عمارتهای تاریخی و خیابانهای زیبا و باریک این شهر باعث ایجاد فضای بسیار عاشقانه در این شهر منحصر به فرد گردیده است. جذابیتهای مهم این شهر عبارتند از: پونت دی ریالتو، پیازا سان مارکو، پونت دی سوسپیری.



3) آبشار نیاگارا - اونتاریو/کانادا و نیویورک/آمریکا
این آبشار بر روی مرز مابین اونتاریو در کشور کانادا و نیویورک در کشور ایالات متحده واقع گردیده. برای دهه های متمادی این آبشار مکان زیبا و مناسبی برای ماه عسل و تعطیلات پس از ازدواج بود. این آبشار که شهرت جهانی دارد دارای ارتفاع 56 متر و طول 670 متر میباشد. مناظر بدیع این آبشار را میتوان از پارک کوئین ویکتوریا در قسمت کانادایی آن و پل رنگین کمان در قسمت آمریکایی آن مشاهده نمود. میتوان با یک آسانسور به پائین آبشار رفت و از قاری که در پشت آن قرار گرفته است بازدید نمود.







4) نوشوانشتاین - آلمان
این قصر در ارتفاعات منطقه باواریای آلمان و به دستور پادشاه این منطقه ماد لودویک (شاه لویی دوم ) بنا شده است. این قصر دقیقا مانند قصرهای شوالیه ای قدیمی ساخته شده است. بدون شک این قصر یکی از مشهورترین قصرها در دنیا میباشد. مناظر قسمت رودخانه این قصر بسیار زیبا میباشد و همچنین در قسمت دیگر آن میتوان آلموتال، روستایی باورنکردنی در آلمان را مورد بازدید قرار داد.



5) اوهایو - هاوایی
هاوایی یکی از زیباترین جزایر در دنیا است که در کنار اقیانوس قرار دارد. دارای هوای معتدل استوایی میباشد که از نظر بسیاری از مردم دنیا ایده آل ترین آب و هوا میباشد. امکانات فوق العاده تفریحی و فرهنگی از قبیل زمینهای گلف و تنیس، پارکهای زیبا، سایتهای موج سواری، ساحلهای دل نواز، رستورانها، سالنهای نمایش، رویدادهای موسیقی و ورزشی در این جزیره به راحتی قابل دسترسی میباشد. این جزیره مردم بسیار خونگرمی دارد که رفتار مهمان نوازانه آنها حس دلپذیری به توریستهای این منطقه میدهد.


 



6) وین - اتریش
وین یکی از مشهورترین و زیباترین شهرهای اروپا میباشد. بیشترین مشهوریت این شهر به خاطر معماری آن میباشد. وین سنتهایش را مایه افتخار خود میداند. هنوز میتوان مانند یک قرن پیش در روستاهای این شهر شراب محلی نوشید. سواری بر روی کالسکه های قدیمی و دونفره نیز در این شهر به هیچ وجه دور از ذهن نمی نماید. وین مملو از سنت، معماری تاریخی و میراث هنری میباشد. کلیسای سنت استفان، کاخ شون برون و هوفبرگ، موزه هنرهای تجسمی و موزه سیگموند فروید تنها بخشی از جاذبه های بیشمار وین میباشد.








7) پراگ - جمهوری چک
چه چیزی میتوان در پراگ یافت؟ غذای خوب، قصرهای قدیمی، خرید ارزان و مردم خون گرم و باهوش. پراگ زادگاه فرانتس کافکا و شهر مورد علاقه نابغه موسیقی کلاسیک، موتسارت بوده است. خیابانهای باریک قسمت قدیمی شهر، توریستها را برای قدم زدن و استراحت در یکی از چندین رستوران و کافه تریا که میتوان در آنها با قیمتی نازل خورد و نوشید، دعوت می نماید. میدان ونسلاس پر است از فروشگاههای مدرن و مارکهای مشهور دنیا که تقریبا می توان تمام کالاهایی را که در پایتختهای بزرگ دنیا همچون برلین، لندن و پاریس یافت می شود، خریداری نمود. مناظر زیبای شهر را میتوان از روی تپه های اطراف آن مشاهده نمود.


نمایی از شهر پراگ در جمهوری چک

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢٦

 

این میان، گام‌های کوتاه و حساب شده در نجابت زنان تأثیری عجیب دارد که به هنگام بالا و پایین رفتن از پله‌ها به صورت مورب انجام می‌شود. مهم‌ترین موضوع آداب معاشرت در لباس سنتی ژاپن طریقه...

زن ژاپنی، روبات شبانه روزی


زنان ژاپنی با توجه به انواع مشغله‌هایی که در خانه دارند، کار خویش را در بیرون از منزل، از ساعت نه صبح آغاز می‌کنند و تا پنج بعد از ظهر ادامه می‌دهند.

در کشور صنعتی ژاپن، بیشترین بار زندگی خانوادگی و اجتماعی بر دوش زنان است.

آنان در کمال صبر و بردباری با توجه به مشکلات جامعه صنعتی درصدد رفع مشکلات خانواده و از طرفی، تهیه نیازمندی‌های آن هستند تا آسایش را برای همسر و فرزندان خویش فراهم سازند.

آن چه دشواری را برای زنان ژاپنی دو چندان می‌کند، حضور اجتماعی ایشان است و این که پا به پای مردان، در امور جاری جامعه همکاری تنگاتنگ دارند؛ آن‌ها هم باید رضایت همسر و فرزندان و هم کارفرما را تأمین کنند؛ و این بسیار مشکل و طاقت فرساست؛ زیرا زندگی در دنیای صنعت، فرهنگ خاص خود را دارد که هرگز با بافت زندگی سنتی ژاپنی‌ها تلفیق نخواهد شد.


تهیه صبحانه گرم و به صورت هر روز برای تمام افراد خانواده، از مواردی است که زنان ژاپنی را وا می‌دارد تا هر روز پنج صبح، پیش از همگان از خواب برخیزند و بعد از تهیه صبحانه، فرزندان خویش را راهی مدرسه کنند.
سپس همسر خود را با ناهار از قبل تهیه شده، راهی محل کار سازند.

بعد از راهی شدن همسر و فرزندان، زن خانواده باید رختخواب‌های آنان را که روی تاتامی‌ها پهن شده جمع آوری کند و در کمدهای کشویی که در دیوار جاسازی شده اند قرار دهد
(تاتامی: نوعی کفپوش).

پس از مرتب کردن خانه، تازه زنان خود را برای کار در محیط‌های اجتماعی – کارخانه‌ها، شرکت‌ها و ... – آماده می‌کنند.

به علاوه، هر زن ژاپنی بعد از پایان کار خود، هنگام بازگشت به منزل، حتماً سری به سوپر مارکت محله خواهد زد تا مواد غذایی لازم را، برای تهیه شام و صبحانه فردا خریداری کند.


مردان ژاپنی هنگام بازگشت به منزل، پیش از هر کار، حمام می‌کنند و دقایقی را در حوضچه‌های آب گرم غوطه ور می‌شوند تا خستگی دنیای صنعت را از تن به در کنند.

در این زمان، زنان به تهیه و طبخ غذا مشغول اند؛ ضمن آن که کارهای عقب مانده‌ی خانه را انجام می‌دهند. از طرفی به دروس فرزندان نیز رسیدگی می‌کنند.


واقعیت آن است که زنان ژاپنی به مراتب بیش از مردان این کشور زحمت می‌کشند و فعالیت می‌کنند، اما با تمام خدماتی که آنان متقبل می‌شوند.

حقوقشان توسط مردان نادیده گرفته می‌شود. هر زن ژاپنی در طول شبانه روز همانند یک روبات کار می‌کند تا بتواند زندگی اجتماعی و ماشینی خود را مهار سازد؛ و این عمل هر روز تکرار می‌شود. اصولاً زندگی در جوامع صنعتی، به ویژه ژاپن مشکلات روحی و عاطفی بسیاری به همراه دارد.

اما زنان ژاپنی فوق العاده خانواده دوست هستند؛ و با تمام فشارهای روحی، روانی و جسمی، طول عمر در مردم این کشور زیاد است؛ به طوری که ژاپن، کهنسال‌ترین کشور جهان محسوب می‌شود.

بانوان ژاپنی و آرایش


زنان ژاپنی اغلب موهایی نرم دارند؛ اما آرزومند داشتن موهای مجعد هستند. آنان در اجتماع، عموماً از کت و دامن و گاه شلوار استفاده می‌کنند و نهایت سلیقه را در آرایش و انتخاب لباس به کار می‌گیرند.

بانوان ژاپنی آرایش صورت را بسیار بسیار ساده انجام می‌دهند.


در این کشور، مردان عموماً موهای خود را چرب می‌کنند و زنان موی کوتاه دارند؛ اما موی دختران بلند و همراه با چتری است که این تفاوت در آرایش مو، یکی از علامت‌های ازدواج در میان بانوان ژاپنی است.


لباس، نماد شخصیت زنان ژاپنی


کیمونو لباس سنتی و رسمی‌ مردم ژاپن است. کیمونوی خانم‌ها عمدتاً از جنس ابریشم است و شلوار آن رنگ‌های شاد و روشن دارد.

در کیمونو هرگز دکمه ای به کار نمی‌رود. این لباس در زنان توسط شال‌های پهن ابریشمی ‌که مزین به نقش و نگار است و به آن ابی (= کمربند) گویند مهار می‌شود.

آستین‌های لباس کیمونو بلند گشاد است و از آن به عنوان جیب استفاده می‌شود؛ به این ترتیب که در آن دستمال یا کیف پول مخصوص خود را که از پارچه زربافت است قرار می‌دهند.


در فصل گرما بادبزن از دیگر وسایل همراه لباس است که زنان بیشتر مورد استفاده قرار می‌دهند.

کیمونوی خانم‌ها اغلب از ابریشم است و باید در زیر آن زیرپوشی ابریشمی ‌و سفید پوشیده شود که در بعضی مدل‌های گرانبها به دو زیرپوش هم می‌رسد تا ضمن گرفتن حرارت بدن لباس را برجسته‌تر نشان دهد.



آن چه در هر دو البسه (مردان و زنان) مهم است، پوشیدن جوراب‌های سفیدی است که انگشت شصت را از دیگر انگشتان پا مجزا می‌کند تا صندل‌های مخصوص ژاپنی به راحتی در پا قرار گیرد.

این صندل‌ها برای زنان ژاپنی به شکل بیضی است و رنگ‌های متنوع و شادی دارد؛ اما برای مردها تخته‌ای مستطیل شکل است که روی آن ضربدری از الیاف تعبیه شده و به آن «گتا» گویند.

از آن جا که پوشیدن کیمونو به مهارتی خاص نیاز دارد. آموزش قبلی آن توسط پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها انجام می‌شود.


نوع آرایش مو و شیوه گره زدن شال‌های پهن برای مهار کردن لباس به دور کمر، زنان و دختران ژاپنی را از یکدیگر متمایز می‌کند.

شخصیت زنان و دختران ژاپنی در لباس‌های کیمونو بسیار متفاوت تر از آن چیزی است که هر روز در اجتماع ظهور دارند؛ زیرا راه رفتن، نشستن، برخاستن و آداب معاشرت در این لباس بسیار ویژه و خاص صورت می‌گیرد.

این میان، گام‌های کوتاه و حساب شده در نجابت زنان تأثیری عجیب دارد که به هنگام بالا و پایین رفتن از پله‌ها به صورت مورب انجام می‌شود. مهم‌ترین موضوع آداب معاشرت در لباس سنتی ژاپن طریقه نشستن است که به آن «یس زا» گویند.

به علت بستن شال به روی شکم دور کمر، بدن کاملاً مستقیم است و هرگز نباید خم شود؛ ضمن آن که مقدار خوراک بسیار کم و ساعت‌ها دو زانو به روی پاشنه پا نشستن طاقت فرساست.

امروز مدارسی مخصوص وجود دارند که شیوه زندگی سنتی از جمله پوشیدن، راه رفتن و آداب معاشرت مربوط به لباس کیمونو را به علاقه مندان می‌آموزند.


خانواده و غذا


ژاپنی‌ها غذای خود را با دو چوب نازک که به آن «هاشی» گویند، تناول می‌کنند که در واقع نقش قاشق و چنگال را دارد. غذای گرم که توسط زن خانواده تهیه و طبخ می‌شود، اغلب گوهان (برنج) است و گاه سوپی در کنار آن دیده می‌شود.

ژاپنی‌ها در خانه عموماً از ظروف کوچک برای صرف غذا استفاده می‌کنند. آنها در پیاله‌های کوچک، برنج می‌ریزند.

آن را نزدیک دهان خود قرار می‌دهند و با‌هاشی غذای خود را تندتند راهی دهانشان می‌کنند.


چنانچه میهمان خانواده ای ژاپنی باشید


خانم خانه سوپ خوشمزه ای برای شما می‌آورد که بایستی آن را "هورت" بکشید و با نفس‌های عمیق نوش جان کنید.

یکی از رسوم و آداب غذا خوردن در ژاپن آن است که پیش از صرف غذا لیوان افراد حاضر از نوشیدنی پر می‌شود.

به علاوه، لیوان هر کس بعد از نوشیدن، به سرعت باید توسط فرد دیگری پر شود. این عمل در خانواده‌های ژاپنی توسط خانم‌ها صورت می‌گیرد.


تنوع در غذاهای ژاپنی بسیار است؛ زنان خانواده اغلب یک نوع غذا با حجم زیاد برای خانواده تهیه نمی‌کنند؛ بلکه حجم غذاها بسیار کم اما دارای تنوع است؛ و اعضای خانواده به مقدار کافی از هر کدام مصرف می‌کنند.


در تمام محله‌های ژاپن رستوران‌های سنتی وجود دارد که همان قهوه خانه‌های خودمان محسوب می‌شوند و از معروف ‌رین غذاهای آن‌ها لامه (نوعی شوربا) است که طرفداران زیادی دارد.

در سوپر مارکت‌ها و فروشگاه‌های بزرگ نیز می‌توان غذاهای خانگی را در ظروف یک بار مصرف خریداری کرد

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢٦

 

1-

مردم فیجی اعتقاد دارند، روح مرد مجرد به بهشت نمی رود و چنانچه مردی پیش از ازدواج از دنیا برود، روحش به خاکستر تبدیل شده و تا ابد در عذاب می ماند



2-

مردم جزیره ای کوچک در فیلیپین معتقدند زن تا پیش از ازدواج دارای روح نیست




3-


در گذشته در روم، عروس ها به جای دسته گل دسته ای سیر یا رزماری به دست می گرفتند که نشان باروری و خوش یمنی بود




4-


از آنجا که سفید، رنگ عزاداری در برخی کشورهای شرقی است، هندی ها معتقدند لباس عروس نباید سفید باشد



5-


لاس وگاس با سالیانه 100000 زوج، بزرگترین مقصد ماه عسل های جهان است و بعد از هاوایی با 25000 ماه عسل در سال قرار دارد


6-


حلقه ازدواج در انگشت سوم دست چپ انداخته می شود زیرا مصریان معتقدند بودند رگی از این انگشت مستقیم به قلب می رود




7-


تور روی سر از قدیم نشان معصومیت و محافظت او از ارواح خبیث بود. در قدیم تور روی سر عروس به رنگ های زرد و قرمز و آبی نیز پوشیده می شد. تور سفید از دوران ویکتوریا مد شد و نشان این بود که عروس به قدری کافی ثروتمند است که بتواند سفید بپوشد




8-


در بسیاری از فرهنگ ها، داماد، عروس را در شب عروسی می دزدید و دوستان داماد نیز در این کار او را یاری می کردند. هنگام جاری شدن عقد داماد در سمت راست عروس می ایستاد و دست راست داماد برای استفاده از شمشیر جهت مبارزه با رقیب احتمالی آزاد می مانند




9-


تعدادی ساقدوش مامور ریختن گل در مسیر رسیدن عروس و داماد به محراب می شدند تا با این حرکت نمادین، مسیری شاد و زیبا برای زندگی آتی آنها بسازند




10-


در برخی کشورهای شرقی، ریختن دانه های برنج روی سر عروس و داماد، نوعی دعای باروری و نیکروزی است



11-


مهمانان درجه یک در برخی کشورها و در دوران گذشته تکه هایی از دنباله لباس عروس را به عنوان دفع شر، پاره می کردند




12-


کیک عروسی از زمان روم باستان نشانه شادی و خوشی بوده و در قرون وسطی، رسم بوسه عروس و داماد در کنار کیک، پررنگ شده است



13-


در برخی کشورهای آفریقایی دعای "امیدوارم 12 فرزند برای داماد بیاوری" نوعی آرزوی خوشبختی برای عروس است



14-


در اروپای قدیم کفش نوعی وسیله مقدس به شمار می رفت چرا که موجب بالا آمدن فرد از سطح زمین می شد و رسم بود در شب عروسی پدر عروس یک جفت کفش به داماد هدیه دهد و با این کار اختیار دختر خود را به او بسپارد




15-


در بریتانیای قدیم رسم بود که عروس در شب عروسی جاروی گردگیری شومینه را ببوسد زیرا جارو جهت زدودن خاکستر استفاده می شد و با این کار عروس متعهد به زدودن تیرگی های خود می شد




16-


در افغانستان قدیم داماد جهت خواستگاری تکه ای از موی عروس را می برید یا تکه ای آشغال به سمت عروس پرت می کرد


17-


در برخی کشورهای بودایی دختران از 9 سالگی شروع به دوختن لباس عروس خود می کنند و اگر تا پیش از 14 یا 15 سالگی ازدواج نکنند، ترشیده محسوب می شوند



18-


عروس های یونانی باور داشتند گذاشتن مقداری شکر یا قند در لباس عروسی، در زندگی آینده شان شادی به همراه می آورد




19--
 از آنجا که مرغابی ها یک بار جفت گیری کرده و تا آخر عمر با جفت خود می مانند، در کره رسم است که بهترین دوست داماد دو مرغابی چوبی را به عنوان کادوی عروسی به داماد بدهد





20

در مصر نزدیکان عروس او را نیشگون می گیرند تا این نیشگون ها برایشان خوشی و شانس از سوی عروس و داماد به همراه بیاورد




21-


در هند ازدواج نمادین با درخت نوعی سنت نیکو و عبادت است




22-


در عربستان، پاکستان و حتی شهرهایی از ایران، دختری که بکارت خود را قبل از ازدواج از دست بدهد، به همراه معشوق خود به مرگ محکوم می شود




23-


عروسی متوسط در آمریکا 175 مهمان دارد




24-


در فرقه یهودیت در صورتی که جشن عروسی مربوط به آخرین دختر مجرد مادر عروس باشد، تاجی از برگ روی سر مادر عروس گذاشته و مهمانان دور او می رقصند


   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢۳

 

مشرق زمینی‌ها و مغرب زمینی‌ها در طول تاریخ تفاوتهای زیادی با هم داشته‌اند. البته منظور نظر از این دو طبعا میانگین جوامع شرقی در زمانهای مختلف در برابر جوامع غربی هست و نه شخصی خاص در زمانی خاص چرا که در هر صورت استثنا در هر امر مورد بررسی قابل شناسایی است.
این تفاوتها متنوع و عمیق بوده و دارای ما به ازای بیرونی و عینی است. در این مورد متفکران زیادی چون «مارکس»، «وبر»، «منتسکیو» و ... نظرات مختلفی ابراز کرده اند و بحثهای زیادی مطرح شده: از تفاوت در «شیوه تولید آسیایی» با «شیوه تولید فئودالی و سرمایه‌داری» گرفته تا تفاوتهای اخلاقی در مذاهبی چون «اسلام، بودیسم، شینتو و ...» با مثلا «اخلاق پروتستان.» از «وضعیت کم آبی در مشرق زمین و در نتیجه وابستگی مردم به حکومت مرکزی برای تأمین آب» در برابر «پر آبی اروپا و پا گرفتن فئودالیسم» گرفته تا تفاوت «پناه بردن به عرفان برای ارضاء نیازها» در برابر «پوزیتیویسم مغرب زمینی» و ...
عنوان «عشق مشرقی و عشق مغربی» هم به همین دلیل انتخاب شده است. برای بررسی چنین موضوعی شاید بهترین وسیله، جستجو در «ادبیات» ملل مختلف باشد که البته خود مطالعه ای مفصلی می طلبد که امیدوارم بتوانم زمانی انجامش بدهم. در اینجا فقط اشاراتی به این موضوع می‌کنم:
برای پی بردن به اصل قضیه، کافیست نگاهی به ادبیات کلاسیک و حتی جدید خودمان بیاندازیم. یا حتی می‌توان به متلها، مثلها و یا محاورات عاشقانه روزمره دقت کرد. از عشق آسمانی که بگذریم (که مضمونش حل شدن و ذوب شدن کامل در معشوق است)، حتی در عشقهای زمینی هم ادبیات و محاورات ما پر از مضامینیست که بطور خلاصه در عبارت «فدا شدن» قابل بیان است. تا حالا فکر کرده ایم در فرهنگ ما به گاه ابراز علاقه و دوستی، به چه میزان از چنین عباراتی استفاده می شود: «قربانت بروم» و یا «فدایت بشوم» و ...؟ به راستی در این فرهنگ اوج دوست داشتن کسی، در این دانسته می شود که عاشق حاضر باشد «همه چیزش» را برای طرف مقابل «فدا» کند. برترین و پاکترین عشق در این فهم می شود که بتوان ثابت نمود معشوق از «هر چیزی» ولو «جان» برای عاشق مهمتر است. بعضا ممکن است این کار در عمل هم رخ دهد! کم نیستند و یا نبوده اند کسانی که بخاطر از دست دادن معشوق- به دلیل مرگ، جدایی و یا ...- خودکشی و یا دق کرده اند و یا دست کم اقدام به خودکشی نموده اند. این مسأله قدمت بسیار زیادی هم دارد بطور مثال در آثاری مثل «لیلی و مجنون»، «دیوان شمس» و ... و همچنین در ترانه‌های فولکلور و یا پاپ به وفور از این قبیل مسائل قابل شناسایی است. در همه آنها به نوعی بحث از «فدا شدن» و یا «نیست شدن پس از از دست دادن معشوق» دیده می شود. به مثالهای زیر که از اشعار کلاسیک انتخاب شده است، توجه کنید:
«اگر بر جای من غیری گزیند دوست، حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان بجای دوست بگزینم» (حافظ)

«خاک بادا تن سعدی اگرش تو نپسندی
که نشاید که تو فخر من و من عار تو باشم» (سعدی)

«نانم مده، آبم مده، آسایش و خوابم مده
ای تشنگی عشق تو صد همچو ما را خونبها» (مولانا)
«مجنون چو شنید پند خویشان
از تلخی پند شد پریشان
زد دست و درید پیرهن را
کاین مرده چه می‌کند کفن را» (نظامی)

در طرف مقابل اما، اگر خوب دقت شود، یک فرد نوعی با فرهنگ غربی، به ندرت ممکن است به شخصی که دوستش دارد، بگوید «برایت می‌میرم» و یا «فدایت می‌شوم». به راستی در ترانه‌هایشان چقدر چنین مضامینی شنیده ایم؟ و یا در فیلمهایشان چقدر دیده ایم؟ و یا در اشعار مدرنشان چقدر خوانده ایم؟ به نظر می رسد فرد مغرب زمینی لزومی نمی‌بیند حتما حاضر باشد جانش را بخاطر دیگری فدا کند تا به بتواند عشقش را به اثبات برساند. یک مشرق زمینی ممکن است این را «بی‌وفایی»، «کم احساسی» و یا «ماشینی بودن» تعبیر می‌کند. احتمالا دید متقابلی هم وجود داشته باشد که برخورد ایثارگرایانه شرقی را نامفهوم بداند. هدف در اینجا ارزشگذاری نیست بلکه تاکید بر وجود این تفاوت حتی در بلاواسطه ترین احساس آدمی است و اینکه چگونه تمام شئون زندگی ما تحت تاثیر روابط تاریخی- فرهنگی مان قرار دارد. اینها دو نوع فرهنگ کاملا متفاوتند که هر کدام ریشه‌های خاص خود را دارند و موشکافی دلایلش البته در این مختصر نمی‌گنجد. فقط مختصرا اشاره می کنم که ابتدایی‌ترین دلیلش از نظر نگارنده، تفاوت نقش زن در جوامع شرقی و غربی، درجه حضور زنان در اجتماع و میزان ارتباط زن و مرد با یکدیگر است. در جوامع غربی به دلیل ارتباط بیشتر زن و مرد، درجه وابستگی بین دو نفر و در نتیجه ذوب شدن در یکدیگر، کمرنگتر و امکان دسترسی و جایگزینی یکی از آنها با شخصی دیگر‌، به مراتب بیشتر است و در نتیجه مسئله حل شدگی و یگانگی عشق، در مغرب زمین نمود کمتری دارد.
البته در جامعه ایران هم با تغییرات تدریجی فرهنگی، شکل جدید بروز عشق رواج بیشتری می یابد. نمود این تغییر را قبل از همه می‌توان در موسیقی پاپ دید چرا که نزدیکترین ارتباط را با توده مردم برقرار می کند. بطور مثال ترانه‌های «خیال نکن» عصار و «خیالی نیست» شادمهر و خیل عظیم دیگری که هر روز بر تعداد آنها افزوده می شود، هر چند سطحی، اما از همین نوعند. و یا مثلا در برخی برنامه های طنز (مثلا «پاورچین») می بینیم که در لحظات رمانتیک حال بازیگران از ابراز عشق های به زعم من شرقی، به هم می‌خورد و این مسأله مورد قبول جامعه هم واقع می شود.
در سطح بالاترش در شعر نو هم می‌بینیم که «شاملو»، «آیدا» را نمی‌پرستد بلکه «ستایش» می‌کند و یا مثلا «فروغ» صریحا «مجنون» را موجودی روانی می‌داند «که مرتب می‌خواهد خودش را اذیت کند.»
از آن طرف هم البته در اروپا (البته ما قبل مدرنیته) مواردی پیدا می‌کنید که پیش از این روند صنعتی شدن و حضور اینچنینی زن در اجتماع، تمایلات مشرق‌زمینی وجود داشته، از قبیل «هملت» یا «رومئو و ژولیت» شکسپیر.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۱٤

ک

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٤

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٤

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٤