سه مشکل اصلی که اکثر زوج هـا بـا آن دست به  گریبان میباشند و ببینید چگونه میتوان آنها را حل نمود.

اشتباه 1: ایجاد ارتباط برای زیر نفوذ خود قرار دادن و زرنگی
گاهی  اوقات ما یک رابطه را برای بدست آورن خواسته هایمان آغاز می کنیم خواه طرف  مـقابـل تـوانایی برآوردن آن را داشته باشد و خواه نداشته باشد. قـهـر مـی  کنـیم، اخــم می کنیم، تهدید میـکنیم، چاپلوسی میکنیم و آنچه در تـوان  داریم برای ایجاد احساس ناراحتی در طرف مقابلمان انجام می دهیم. این نـوع  رفـتـار، گـرچـه مـمـکن اسـت بطور موقتی مؤثر باشد، اثر بسیار ناگواری در  طولانی مدت بر سلامـت رابـطه خـواهـد گذارد. آن را رها کنید، برای خواسته و  پیشنهادات نفر دیگر احترام قائل گردید. اگر او نمی تـواند خواسته شما را  برآورده کند، ببینید میتوانید خودتان آن را به خود بدهید.
اشتباه 2: ایجاد ارتباط برای فریب دادن
با  اینکه نیازی به گفتن ندارد، این یکی از خطرناکترین انواع رفتـار اسـت کـه  بـسیـاری از رابطه ها را نابود می کنـد. دروغ هـا، گـزافه گـویـی ها، بازی  دادن ها و نیرنگهای متداول همگی باعث پریشانی و رنجش میــگردند. آنها بنیان  رابطه را به لرزه درآورده و در نهایت شکافی عمیق در اعتماد بوجود می  آورند. نسبت بـه خـطر آن هـوشیـار بـوده و پیش از اینکه آغاز شود متوقفش  سازید. اگر این چیزی است که برای شما آشنا بنظر میـرسـد، ابتدا آنرا در  رفتارهای خودتان مورد سنجش قرار دهید. اگر صادق و رک باشید، دیگر مایل به  پذیرش فریب دیگران نخواهید بود. در روابط خود راستی و درستی را پیشه کنید.
اشتباه 3: ایجاد ارتباط با پیغامهای متناقض
پـیـامـهای  متناقض -- چیزی را گفتن و چیز دیگری را انجام دادن -- یک فـرم بـسیـار  رایــج فریب و نیرنگ می بـاشد. همچنـین ایـن مـی تواند بـصورت قـول دادن  لفـضی یـا عـملی و انجام ندادن آن دربیاید. پیغامهای متناقض باعث پریشانی  بسیار میگردند. همیشه به اعمال فرد توجه نمایید. معـمولا اعمال نـسبت بـه  گـفتـار هـمتـرازی بیـشتری با حقیقت دارنـد. اگـر گـفتـارشـان بـا  اعـمالـشان در تناقض بود، آنچه که گفته می شـود را نـادیـده پـنـداریـد.  درک کنید که شخص دارای تعارض بـوده و اجازه ندهـیـد شـمـا را نـیـز دچــار  آن احساس نماید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢۸

 

سوال این جاست که ۲ انسانی که متضاد یکدیگر هستند چطور می توانند ازدواج موفقی داشته باشند؟


نکته  همین جاست. فقط یک انسان خودخواه است که دنبال کسی شبیه خودش می گردد تا  بشوند دو تا؛ در صورتی که یک انسان بالغ و دیگرخواه می خواهد با کسی ازدواج کند که شبیه او نباشد و آن چه او ندارد در اختیار داشته باشد تا با کمک  توانمندی های طرف مقابل به کمال و وحدت برسد.

اگر می بینید که ازدواج های سنتی گذشتگان ما  موفق تر از ازدواج های مدرن روزگار ماست، دلیلش این است که مردم آن زمان  تضادها را بهتر می پذیرفتند و با جمع اضداد میانه خوبی داشتند اما مردم حال  حاضر دنبال شبیه سازی هستند و می خواهند کسی را پیدا کنند که شبیه خودشان  باشد.
در  ازدواج های جدید هرکسی خودش را دوست دارد و می خواهد یک نفر مثل خودش را  انتخاب کند غافل از این که دو قطب همنام پس از مدتی هم را دفع می کنند و  نمی توانند با هم کنار بیایند. آغاز این ازدواج ها خوشایند و پایانش حامل  تلخی و جدایی است اما ازدواج های سنتی با تضاد شروع می شود و ۲ نفر به رشد و  تکامل می رسند و زندگی پایداری را تجربه می کنند.

در  ازدواج های سنتی«دوستی» وجود دارد که با گذشت زمان عمیق تر می شود اما در  ازدواج های مدرن عشق مثل شهاب گذراست و فقط لحظه ای آسمان را روشن می کند.

این روان پزشک تاکید می کند: هدف ما دفاع از ازدواج سنتی  یا رد ازدواج مدرن نیست زیرا انسان چه در عصر سنتی و چه در عصر مدرن مشکلات  زیادی داشته است.

لازم است انسان با نگاه به سنت و مدرنیته و با ورود به دوره پست مدرن سعی  کند مشکلات آن دوران را پشت سر بگذارد و با بصیرت از امتیازات گذشته بهره  ببرد.

جالب است که اساس دوره پست مدرن بر تضاد بنا شده حتی در ادبیات، معماری و  فلسفه. برای همین است که به نقطه شروع بحث بر می گردیم و این که انسان به هنگام ازدواج باید به دنبال نیمه مکمل وجودی خود باشد و نه شبیه خودش.

نباید در انتخاب همسر دچار خودشیفتگی یا خودپسندی شد زیرا این کار آفت  ازدواج  است و باعث می شود فرد تصور کند آن قدر بی عیب و ایراد است که می  تواند یک نفر عین خودش را تحمل کند.

اما پس از مدتی در می یابد که اشتباه کرده است و قادر نیست همسری را که آن  همه در وجودش به دنبال شباهت بود، بپذیرد. واقعیت این است که در زندگی هم  مثل طبیعت جمع اضداد است که ادامه حیات را میسر می کند. مثل گرما و سرما،  آتش و آب، تاریکی و روشنایی که در کنار هم معنا می دهند و تضاد زیربنای هر تکاملی در زندگی است. اگر تضاد نباشد رشد و تکامل شخصیت ناممکن است.
اما انسان باید به هنگام ازدواج  آن قدر به بلوغ رسیده باشد که بتواند  آبرومندانه تعارضات و تضادها را حل و سعی کند کمترین آسیب را به طرف مقابل و  زندگی اش وارد کند تا به رشد و تکامل برسد.
اتفاقی که اغلب رخ می دهد این است که غرور، قدرت و استقلال نزد مرد انباشته  می شود و عاطفه ، احساس و وابستگی نزد زن احتکار می شود. مردی که نخواهد  از قدرتش به زن انفاق کند و زنی که عواطف و عشق را زندانی می کند و به مرد  نمی بخشد هیچ یک نمی توانند تکامل را تجربه کنند؛ زیرا نتوانسته اند  تعارضات را بین خودشان حل کنند. در این شرایط زندگی مثل بازاری می شود که کسی نمی خواهد چیزی بخرد یا بفروشد و به اصطلاح «کساد» می شود.
به گفته دکتر ناصری ازدواج خوب ازدواجی است  که تحمل و گذشت در آن حرف اول را بزند، چیزی که در زندگی مشترک جوانان  امروز ما نایاب است. ازدواجی که هر ۲ طرف بدانند همه حق یا حقیقت با آن ها  نیست و آن ها نیاز دارند روی حرف خود پا بگذارند تا تجربه های بهتری کسب  کنند. با بخشیدن و انفاق کردن می توان به پذیرش نظرهای مخالف و متضاد در  زندگی مشترک دست یافت.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢۸

 

در زیر 15 دلیل اصلی جدا شدن زوج‌ها از هم را قید می‌کنیم:

  1. میل به      استقلال
  2. علاقه ‌مند      شدن به فردی دیگر
  3. خیانت
  4. ناسازگاری جسمی
  5. عدم علاقه      جنسی به طرف مقابل
  6. نگهداری      نکردن از وضعیت خوب بدن مثل چاق شدن
  7. اختلاف در      عقاید و امیال
  8. بحث و      مشاجره زیاد
  9. مقایسه      مداوم همسر با دیگران

10.  نصیحت کردن اجباری

11. اعتیاد به موادمخدر و مشروبات الکلی

12. زوال سلامتی یک طرف یا ابتلا به بیماری‌های لاعلاج مثل ایدز

13. سوءاستفاده و آزار جسمی و فکری

14. نادیده گرفتن یا بی ‌احترامی به دوستان و اقوام همسر

15. ناباروری

این دلایل ازجمله مهمترین دلایل برهم خوردن ازدواج‌ها است. گاهی‌اوقات، یک دلیل به تنهایی برای جدایی کافی است اما در موارد بسیاری، ترکیبی از چند دلیل موجب طلاق می‌شود. در این لیست، علاقه ‌مند شدن به فردی دیگر و خیانت به نظر یکسان می‌آیند اما این دو یک تفاوت مهم با هم دارند. در اولی، فرد ممکن است به شخصی دیگر غیر از همسرش علاقه ‌مند شود و تصور کند که در کنار او زندگی بهتری داشته و خوشبخت‌تر خواهد شد و ازاینرو قبل از تماس جسمی با آن فرد، زندگی مشترک خود با همسرش را خاتمه می‌دهد. ازطرف دیگر، در خیانت رابطه جنسی خارج از ازدواج صورت می‌گیرد که در موارد بسیار یکی از مهمترین دلایل طلاق است.

در برخی ازدواج‌های خاص وقتی زن و مرد بدون شناخت قبل از ازدواج با هم ازدواج می‌کنند، باگذشت زمان ممکن است متوجه ناسازگاری خود شده و از هم جدا شوند. به همین ترتیب، ناباروری در مرد یا نازایی در زن چه بلافاصله بعد از ازدواج و چه سالها بعد هم یکی دیگر از دلایل طلاق است. کاهش میل جنسی بعد از چند سال هم یکی دیگر از دلایل جدایی است. اگر سلامت مرد یا زن به شدت رو به زوال باشد یا یکی از طرفین به یک بیماری لاعلاج مثل ایدز مبتلا شوند، ازدواج ممکن است برهم بخورد. حتی توجه نکردن به وضعیت تناسب‌اندام و بیش از حد چاق یا ضعیف شدن می‌تواند باعث برهم خوردن رابطه شود.

سوءاستفاده و آزار جسمی و فکری یک دلیل دیگر طلاق‌هاست. تمایلات سادیسمی در هرکدام از زوج‌ها که موجب شکنجه جسمی روحی طرف مقابل شود معمولاً موجب جدا شدن دو طرف می‌گردد. اعتیاد زیاد به موادمخدر یا الکل هم یکی دیگر از دلایل شکست ازدواج‌هاست. بحث و دعوا و مشاجره زیاد هم باعث طلاق می‌شود. یک دلیل مشابه دیگر مقایسه کردن همسر با دیگران است که باعث صدمه زدن به احساسات طرف و ایجاد عقده خودکم‌بینی می‌شود.

حتی بیش از اندازه نصیحت کردن هم یکی از دلایل جدا کردن زوج‌ها بوده است. قسمت خنده‌دار قضیه اینجاست که روانشناسان برای همان نصیحت‌هایی که همسرتان مجانی در اختیارتان قرار می‌دهد، مبلغ هنگفتی از شما می‌گیرد. هر چیزی زیادش حتی یک رابطه خوب را هم خراب می‌کند. همینطور اختلاف علایق که قبل از ازدواج به نظر جزئی و پیش پا افتاده می‌رسد، بعد از ازدواج بزرگتر و برجسته‌تر شده و موجب دعوا و مرافعه می‌شود. اگر مرد یا زن نسبت به دوستان یا خانواده و اقوام همسرش بی‌احترامی کند یا آنها را نادیده بگیرد، موجب سوء تفاهم و ناراحتی می‌شود. به تدریج زوج از هم دور شده و در آخر به طور کامل جدا می‌شوند.

و آخر اینکه، استقلال مالی زن موجب تغییر رفتار او می‌شود. این زنان تصور می‌کنند که فردیت آنها باید محترم شمرده شود و نباید در آن دخالتی صورت گیرد. وابستگی مالی زنان به مردان این روزها درمقایسه به گذشته بسیار کمتر شده است. همچنین کارهای جدای مرد و زن نه تنها جدایی جسمی آنها را بیشتر می‌کند بلکه جدایی روحی و فکری هم می‌آورد. همه این دلایل، چه به تنهایی و چه در کنار هم، موجب طلاق و جدایی دو طرف می‌شود. اما اگر مرد و زن هر دو صبر و تحمل بیشتری داشته باشند، داشتن یک رویکرد مهربانانه و سیاست دادن و گرفتن دوجانبه از بروز طلاق جلوگیری می‌کند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢۸

 

الان چه حسی دارید؟ این اولین  سوالی است که برای غلبه بر برهم خوردن رابطه باید از خودتان بپرسید. غصه  خوردن در چنین شرایطی کاملاً طبیعی است. بااینکه اوضاع با شریک رابطه‌تان  به‌خوبی پیش نرفته است اما اینکه دیگر بخشی از زندگی شما نیست برایتان  ویرانگر است. باید به خودتان اجازه غصه خوردن بدهید. ناراحت بودن یا حتی  گریه کردن گاه‌گاه هیچ اشکالی ندارد. وقتی به خودتان اجازه بیرون ریختن  احساساتتان را بدهید، خیلی حالتان بهتر خواهد شد.

ناراحتی یکی دیگر از احساسات طبیعی است که  باید بپذیرید. طبیعی است که احساس ناراحتی و تنهایی کنید. ممکن است احساس  ناامیدی و بی‌ارزش بودن هم بکنید. درست است که اینها نشانه افسردگی است اما  باید قبول کنید که کاملاً طبیعی هستند. از اینها گذشته، شما نیمه زندگیتان  را از دست داده‌اید، به همین دلیل کاملاً طبیعی است که اعتمادبه‌نفستان  کمتر شود. نگران شدن درمورد آینده هم مسئله‌ای کاملاً طبیعی است.

اضطراب هم یکی دیگر از ویژگی‌های کسانی است  که به تازگی رابطه خود را برهم زده‌اند. این اضطراب بخاطر مسائل و مشکلاتی  است که موجب برهم خوردن رابطه شده است. ممکن است نگران پیدا کردن یک یار  جدید برای خود باشید. ممکن است نگران مشکلات مالیتان باشید. اگر از دیدگاهی  بیط‌رفانه‌تر به موقعیت خود نگاه کنید، بهتر می‌توانید با برهم خوردن  رابطه‌تان کنار بیایید. اگر آرام و متمرکز باشید، مطمئناً می‌توانید برای  مشکلاتتان راه‌حل پیدا کنید.

حالا که احساساتتان را شناخته‌اید، دیگر از  تجربه کردن آنها نگران نخواهید شد و به خودتان اجازه دهید که غصه بخورید و  برای مدتی ناراحت باشید. شاید بخواهید که همه چیز را در زندگیتان آرام و  کند کنید تا سرعت زندگیتان با سرعت روحیه‌تان هماهنگ شود. برای ریلکس کردن و  آرام شدن و بودن کنار عزیزانتان بیشتر وقت بگذارید. از اینها مهمتر،  موقعیت جدیدتان را بپذیرید و سعی کنید به نقاط مثبت آن نگاه کنید. این باعث  می‌شود بتوانید بهتر با این برهم خوردن رابطه کنار بیایید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢۸

 

در این قسمت پنج پاسخ درست به 5 سؤال مشکلی که ممکن است همسرتان از شما بپرسد و شما هم معمولا پاسخ نادرست به آنها می دهید، را برایتان آورده ایم.

5 سوال عبارتند از: 1- "به چی فکر می کنی؟"، 2- "دوستم داری؟"، 3- "به نظرت من چاقم؟"، 4- "فکر می کنی اون خانم از من زیباتره؟" و 5- " اگر من بمیرم تو چی کار میکنی؟"

چیزی که این سوال ها را اینقدر پیچیده کرده این است که یک پاسخ اشتباه ممکن است یک دعوای طولانی مدت را به وجود آورده و در بعضی موارد منجر به طلاق شود. به نمونه های زیر توجه کنید:

1- "به چی فکر می کنی؟" مطمئنا پاسخ مناسب به این سوال چیزی جز این نیسـت: "ببخشید اگه ناراحتت کردم، عزیزم، فقط داشتم به این فکر می کردم که تو چه خانم فوق العاده، با ارزش، با ملاحظه، باهوش و زیبایی هستی و من چقدر خوش شانس هستم که تو را در کنار خود دارم." این سوال به طور حتم افکار درونیتان را برای خانم فاش نمی کند. به عنوان مثال ممکن است شما در آن موقع در حال فکر کردن به یکی از موارد زیر بودید:

الف) بیس بال

ب) فوتبال

ث) چقدر چاق شدید

ج) خانم زیباتر است یا شما

د) اگر شما مردید پول بیمه را چطور خرج می کند

پاسخ مناسبی که به این پرسش داده شده برگرفته از کتاب "ازدواج با بچه ها" نوشته ال باندی است. این اتفاق درست زمانی روی داد که همسر ال، "پگی" به او گفت: "میخواهم بدانی که..." و ال هم گفت "بیشتر ترجیح می دهم حرف بزنم تا فکر کنم."

سوال دیگری که تنها یک پاسخ مثبت دارد و هزاران جواب منفی عبارتست از:

2- "منو دوست داری؟" پاسخ مناسب به این سوال "بله" است. کسانی که میخواهند کمی استادانه تر عمل کنند می توانند بگویند: "بله عزیزم." پاسخ های اشتباه شامل موارد زیر می شود:

الف) فکر کنم اینطور باشه

ب) اگه بگم آره خوشحال می شی؟

ث) بستگی داره منظورت از دوست داشتن چی باشه

ج) فرقیم می کنه؟

د) کی؟ من؟

3- " به نظرت من چاقم؟" پاسخ مردها باید به این سؤال مطمئنا " نه، البته که نیستی" باشد و بعد هم باید به سرعت اتاق را ترک کنند. موارد نادرست عبارتند از:

الف) نه چاقی نه لاغر

ب) در مقایسه با کی؟

ث) یکم وزنت زیاده ولی بهت می یاد

ج) من خانم های چاق تر از تو هم دیده ام

د) چی گفتی؟ من داشتم به بیمه نامت فکر می کردم

4- "فکر می کنی اون خانم از من زیباتره؟" "اون خانم" می تواند هر کسی از نامزد قبلی شما گرفته، تا یک عابر که شما آنچنان به او خیره شده اید که باعث یک سانحه اتومبیل می شوید، و یا یک هنر پیشه ای که در یک فیلم بازی می کند، باشد. در هر شرایطی پاسخ درست این است: "نه، تو خیلی زیباتری" پاسخ های اشتباه شامل موارد زیر می شوند:

الف) زیباتر از تو نیست، اما زیبایی های خودش را دارد

ب) نمی دونم آدم باید زیبایی رو چطوری دسته بندی کنه

ث) آره، ولی شرط می بندم که شخصیت تو از اون خیلی بالاتره

ج) فقط از این نظر که از تو جوانتر و لاغر تره

د) می تونی دوباره سوالت رو تکرار کنی؟ من داشتم به بیمه نامت فکر می کردم

5- "اگر من بمیرم تو چه کار می کنی؟". پاسخ مناسب: "محبوب من، اگر تو به طور ناگهانی چشم از جهان ببندی زندگی دیگر برای من هیچ معنایی نخواهد داشت و خودم را زیر چرخ های اولین کامیونی که ببینم می اندازم." همانطور که در چند خط بعدی می بینید، مشاهده خواهید کرد که یک پاسخ نا بخردانه شما را تا کجاها میشکد:

خانم: عزیزم، اگر من بمیرم تو چه کار می کنی؟

آقا: چرا عزیزم؛ خوب معلومه خیلی ناراحت می شم.

خانم: دوباره ازدواج می کنی؟

آقا: نه معلومه که نمی کنم

خانم: دوست نداری ازدواج کنی؟

آقا: خوب دوست که دارم

خانم: پس چرا ازدواج نمی کنی؟

آقا: خیلی خوب، دوباره ازدواج می کنم

خانم: تو این کار رو می کنی؟

آقا: بله

خانم:( پس از یک مکث طولانی) باهاش توی تخت من می خوابی؟

آقا: خوب آره، فکر کنم همچین کاری کنم

خانم:خوبه، حالا فهمیدم، لابد میذاری لباس های من رو هم بپوشه؟

آقا: فکر کنم اگه بخواهد بهش اجازه بدم

خانم: (با سردی) واقعا؟! حتما جای عکس های من رو هم با عکس های او عوض میکنی؟

آقا: آره فکر کنم کار درستی باشه

خانم: این طوریه؟ آیا بهش اجازه میدی که با چوب گلف من بازی کنه؟

آقا: نه عزیزم آخه اون چپ دسته

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢۸

 

- بهبود حس بویایی: پس از رابطه جنسی ترشح هورمون پرولاکتین افزایش مییابد. این هورمون سبب میگردد تا سلولهای بنیادی مغز نورونهای جدیدی را در پیاز بویایی مغز ایجاد کنند. (در دوران شیردهی نیز این بهبودی حس بویایی در زنان مشاهده میگردد)

۲- کاهش ریسک بیماریهای قلبی: داشتن بیش از ۳ نوبت رابطه جنسی در طول هفته ریسک ابتلا به بیماریهای قلبی را درمردان به نصف کاهش میدهد. رابطه جنسی کلسترول بد خون را نیز کاهش میدهد.

۳- کاهش وزن و تناسب اندام: رابطه جنسی یک نوع فعالیت بدنی است. یک رابطه جنسی پرحرارت ۲۰۰ کالری انرژی می سوزاند، یعنی معادل ۱۵ دقیقه دویدن بروی دستگاه ترد میل(دو ثابت). ضربان قلب فرد برانگیخته (از لحاظ جنسی) از ۷۰ بار در دقیقه به ۱۵۰ بار در دقیقه افزایش می یابد. انقباضات حین رابطه جنسی باعث تمرین و درگیر شدن عضلات لگن، رانها، باسن، بازوها، گردن و قفسه سینه میگردد. پلاسمای منی مردان حاوی هورمونهای تحریک کننده غدد تیروئید میباشد، که میتواند باعث افزایش متابولیسم پایه در زنان و کاهش وزن آنان گردد.

۴- رابطه جنسی باعث افزایش تولید هورمون تستوسترون میشود: این هورمون باعث محکمتر شدن عضلات و استخوانها میگردد.

۵- کاهش افسردگی: زنانی که از لحاظ جنسی فعال بوده و شریک جنسی آنان نیز از کاندوم استفاده نمی کنند، کمتر مستعد افسردگی میباشند. هورمون پروستاگلاندین موجود در منی مردان بوسیله دستگاه تناسلی زنان جذب گردیده و باعث تعدیل هورمونهای زنانه می شود. منی مردان حاوی هورمونهای استروژن و پروژسترون میباشد که هر دوی آنها در بهبود خلق موثر میباشند. زنانی که در معرض منی شوهران خود قرار دارند (رابطه جنسی بدون کاندوم) شادتر میباشند. (البته حاملگی ناخواسته و عدم ابتلا به بیماریهای مقاربتی بایستی در اولویت باشد)

۶- تسکین درد:درست قبل ازارگاسم (اوج لذت جنسی) سطح هورمون اکسی توسین به ۵ برابر سطح نرمال افزایش می یابد. این هورمون باعث ترشح آندورفین (ضد درد طبیعی بدن) گردیده و هرگونه دردی را تسکین میدهد. رابطه جنسی باعث ترشح هورمون استروژن نیز میگردد که میتواند دردهای قاعدگی را کاهش دهد.

۷- سرماخوردگی کمتر: افرادی که ۱-۲ بار درهفته رابطه جنسی دارند، سطح پادتن ایمنوگلوبین A در بدن آنها ۳۰ درصد بیشتر میباشد. این امر باعث تقویت سیستم ایمنی بدن میگردد.

۸- کنترل بهتر مثانه: رابطه جنسی تمرینات کگل طبیعی می باشند و باعث تقویت عضلات مثانه میگردد.

۹- دندانهای سالم تر: پلاسمای منی (جذب شده از مخاط مهبل) حاوی روی، کلسیم و دیگر مواد معدنی میباشد که از پوسیدگی دندانها جلوگیری میکند. همچنین آداب برفراری رابطه جنسی، دو شریک جنسی را ملزم به رعایت اصول اولیه بهداشت از جمله مسواک زدن دندانها میکند.

۱۰- سلامت پروستات: برخی اورولوژیستها به رابطه میان تعداد انزال و سرطان پروستات اعتقاد دارند. برای تولید مایع منی پروستات و کیسه منی موادی همچون روی، اسید سیتریک و پتاسیم را از خون میگیرند و آنها را تا ۶۰۰ برابر تغلیظ میکنند. در این بین هر عامل سرطانزای موجود در خون نیز ممکن است به همراه این مواد و به همین میزان در پروستات تغلیظ و انباشته گردد. رابطه جنسی و انزال مکرر میتواند از انباشته شدن عوامل سرطانزا در درون غده پروستات جلوگیری به عمل آورد. البته ثابت گردیده داشتن رابطه جنسی با چندین شریک جنسی میتواند سرطان پروستات را در مردان تا ۴۰ درصد افزایش دهد. (به خاطر افزایش ریسک ابتلا به بیماریهای منتقله از راه جنسی)

۱۱- افراط در رابطه جنسی برای زنان بی خطر است: رابطه جنسی باعث سفت شدن عضلات شکم و باسن و بهبود ساختار قامتی در زنان میگردد. البته مشروط بر اینکه از بیماریهای مقاربتی ،حاملگی ناخواسته و هرگونه استرس خبری نباشد. زنان یائسه ای که از رابطه جنسی امتناع می ورزند ممکن است دچار آتروفی(تحلیل) مهبل و مقاربت دردناک گردند. تمام هورمونهایی که زنان یائسه به آنها نیاز دارند، از طریق رابطه جنسی سالم با شوهرانشان قابل دریافت میباشد. (رابطه جنسی بدون کاندوم)

۱۲- اما افراط در رابطه جنسی میتواند برای مردان دردسر آفرین باشد: آلت تناسلی مردان ممکن است دچار خراشیدگی و یا تحریک پوستی گردد. همچنین در رابطه جنسی خشن و طولانی مدت بافت آلت تناسلی مردان میتواند دچار آسیب گردد. شل شدن آلت پس از نعوظ و انزال بی علت نیست. هنگام نعوظ آلت مرد از خون پر میگردد. اما پس از آن دیگر خونی در آلت جریان نمی یابد. برای جذب مجدد اکسیژن عضلات آلت بایستی شل گردند. چنانچه شما اجازه ندهید تا آلت شل شده و استراحت کند، با این کار عضلات آلت را از دریافت اکسیژن کافی محروم کرده اید. در بیماری پریاپیسم(PRIAPISM) که در آن نعوذ دائمی پدید می آید، آلت ممکن است دچار مرگ سلولی گردد. به همین خاطر پریاپیسم یک اورژانس پزشکی محسوب میگردد.

۱۳- افزایش جریان خون: رابطه جنسی جریان خون به مغز و دیگر اعضای بدن را افزایش میدهد. بنابراین اکسیژن و مواد مغذی بیشتری به ارگانهای بدن رسیده و مواد زاید نیز سریعتر از بدن دفع میگردند.

۱۴- افزایش طول عمر: نرخ مرگ و میر درافرادی که ۲ بار درهفته به ارگاسم میرسند، نصف افرادی است که در طول ماه تنها یک مرتبه ارگاسم را تجربه میکنند.

۱۵- رابطه جنسی باعث افزایش سطح هورمون استروژن در زنان میگردد: این هورمون باعث انعطاف پذیری و لغزندگی بیشتر مهبل شده و زنان را در برابر بیماریهای قلبی محافظت میکند.

۱۶- رابطه جنسی در کاهش استرس و اضطراب بسیار موثر است: همچنین رابطه جنسی باعث بهبود کیفیت خواب میگردد.

۱۷- رابطه جنسی چنانچه با عشق توام باشد شفا بخش و درمانگر است: چنانچه کسی را دارید که برایتان اهمیت قائل بوده و دوستتان داشته باشد و در مقابل شما نیز برای وی اهمیت قائل بوده و دوستش داشته باشید، از لحاظ احساسی و جسمی نیز با یکدیگر صمیمی باشید، آنوقت ۳-۵ برابر کمتر در معرض خطر مرگ زودرس و یا ابتلا به بیماریهای گوناگون قرار خواهید داشت. بخشی از آن به خاطر اثرات مثبت لمس کردن میباشد. در آغوش گرفتن و نوازش کردن باعث تغییر در ترکیبات شیمیایی بدن شما میشود.

۱۸- رابطه جنسی سالم در افزایش اعتماد بنفس و عزت نفس زنان و مردان (خصوصا مردان) میتواند تاثیر بسزایی داشته باشد

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٢۸

 

قبل از هر اقدام ،موقعیت‌های مسئله ساز و معنایی را که برای هر یک از آنها در نظر می‌گیرید پیدا کنید . فرض کنید همسرتان با لحن تند صحبت می‌کند، و فکر اتوماتیک شما می‌تواند این باشد که «همسرم از من خشنود نیست» .به خصوص باید مراقب باشید که هراس یا سوءظن پنهان خود را پیدا کنید. مثلاً، «آیا خطایی مرتکب شده‌ام؟» یا «آیا قصد توهین به مرا دارد؟» حالا به زنجیره واکنش زیر توجه کنید: آیا مرتکب اشتباه شده‌ام؟ (اضطراب) همسرم حق ندارد با من بلند صحبت کند. (عصبانیت) رفتار همسرم دوستانه نیست. همسرم پر از تنفر است. دشمنی را دوست دارد. زندگی را به کام من تلخ می‌کند. نمی‌توانم تحمل کنم. ازدواج ما شکست خورده است. دیگر روی خوشبختی را نخواهم دید. در برابر گرایش طبیعی قبول این افکار که به ظاهر درست و منطقی می‌‌رسند مقاومت کنید. در آنها دقیق شوید، مدرک و شاهدی بیابید و بعد به نشانه‌های ضد آنها توجه کنید و به جستجوی توضیحات منطقی‌تر بروید.
با تسلیم شدن و تن دادن به این وسوسه‌ها، تفسیر اشتباه خود را اعتبار می‌بخشید.
مثلاً، با حمله متقابل فرض را بر خطا کار بودن همسر خود می‌گذارید، و آنگاه با این فرض اشتباه برای واکنش کیفری خود دلیل توجیه کننده می‌تراشید. ممکن است تفسیر منفی در ذهن شما ماندگار شود.اینکه در برخورد با همسرمان عصبی نشویم نه همیشه عملی است و نه حتی ‌امکان پذیر. شدت عصبانیت در بعضی از اشخاص بقدری است که می‌خواهند هر طور شده آنرا ابراز کنند. در این شرایط، بهتراست با تمرین مراحل زیر افکار خود را باز سازی کنید تا بتوانید بر رفتارتان کنترل داشته باشید.
می‌توانید با توجه به راهنمایی زیر، از درست بودن یا نبودن توجیه خود آگاه شوید. می‌توانید با مطالعه دقیق راهنما، به وجود خطاهای شناختی و از جمله آنها تعمیم مبالغه‌آمیز، تفکر هیچ یا همه چیز، یا ذهن خوانی پی ببرید. استفاده از اصول شناخت درمانی برای داشتن زندگی مشترک بهتر مستلزم طی مراحلی است. برای عبور از هر مرحله به تمرین و ممارست احتیاج دارید.
مرحله 1: واکنش‌های احساسی را با افکار اتوماتیک ارتباط دهید
هدف اصلی در این مرحله، شناخت واکنش احساسی ناخوشایند، ارتباط دادن آن به یک حادثه، و آنگاه یافتن رابطه‌ی است که آنها را به هم مرتبط می‌سازد (فکر اتوماتیک). با آنکه به ظاهر می‌توان توجیه کرد که زنی به خاطر دیر آمدن شوهرش عصبانی یا نگران شود، این خود حادثه نیست که کیفیت احساسی زن را مشخص می‌کند. بلکه مهم تفسیری است که او برای حادثه در نظر می‌گیرد. در این موقعیت خود با توجه به معنایی که برای حادثه در نظر می‌گیرد، احساس‌های متفاوتی پیدا می‌کند. ممکن است زنی از دیر آمدن شوهرش خوشحال شود زیرا می‌بیند در فرصتی که بدست آمده می‌تواند بیشتر به کارهای شخصی خود برسد.
با آنکه ممکن است افکار اتوماتیک شما به ظاهر موجه به نظر برسند، اما به احتمال زیاد در برخورد با واقعیت مورد تایید قرارنمی‏گیرند.
مرحله 2: از قدرت تصور برای شناخت افکار استفاده کنید.
می‌توانید احساسات و افکار اتوماتیک را نه تنها پس از بروز حادثه، بلکه در تصور و تخیل تجربه کنید. مثلاً صحنه زیر را تا جایی که می‌توانید بطور زنده در برابر چشمانتان مجسم و آنگاه احساسات و افکار ذهنتان را یادداشت کنید. تمام مدت روز در شهر گرفتار بوده‌اید. با همسرتان قرار دارید که ساعت پنج بعدازظهر در تقاطعی شما را سوار کند. سر وقت در محل حاضر می‌شوید، اما اثری از همسرتان نیست. دقایقی را به انتظار می‌گذرانید، اما از همسرتان خبری نمی‌شود. مرتب به ساعت نگاه می‌کنید: 5، 10: 5،15: 5، 20: 5.
حالا، پس از آنکه صحنه را بطور کامل در نظرتان مجسم نمودید واکنش‌های احساسی و افکار اتوماتیک خود را روی برگه جداگانه بنویسید.
افکار اتوماتیک)تفسیر) واکنش احساسی
1-                                                                        1-
2-                                                                         2-
اشخاصی که این نمایشنامه را در برابر چشمانتان به تصویر کشیدند افکار و احساسات متفاوتی پیدا می کنند از جمله، احتمالاً حادثه ناگواری اتفاق افتاده است، داستان‌ تنهایی من است، … حالا اگر موافقید به خواندن نمایشنامه ادامه دهیم: دوباره به ساعت نگاه می‌کنید. پنج و بیست و پنج دقیقه است. لحظه‌ای بعد، اتومبیلی از گوشه خیابان پیدا می‌شود. همسر شماست. در حالیکه تبسمی بر لب دارد می‌گوید: «عزیزم به کلی فراموش کردم که باید تو را سوار کنم… داشتم به آرایشگاه می‌رفتم که یادم افتاد.»حالا با خواندن این بخش از نمایشنامه واکنش‌های احساسی و افکار اتوماتیک خود را روی برگه جداگانه‌ای یادداشت نمایید.
افکار اتوماتیک واکنش احساسی
1-                                                                        1-
2-                                                                         2-
بسیاری از زوج‌ها در این مرحله از تمرین عصبانی می‌شوند و افکاری نظیر «چه آدم بی‌خیالی است» از ذهنشان عبور می‌کند. اگر دقت کنید، شناسایی واکنش‌ها آنقدر دشوار نیست. در زندگی واقعی، ممکن است همین افکار از ذهن شما عبور کنند اما چون سرعت گذر آنها بسیار زیاد است و شما به خاطر عصبانیت زیاد متوجه نمی‌شوید. ممکن است در همان لحظه متوجه آنها نگردید.
مرحله 3: شناخت افکار اتوماتیک را تمرین کنید
با مرور تفکرات خود می‌توانید افکار اتوماتیکی را که از افق آگاهی شما عبور می‌کند پیدا کنید. این پیام‌های درونی واکنش‌های احساسی نظیر عصبانیت یا امیالی نظیر میل حمله به همسر را در شما ایجاد می‌کند. آنگاه در ظاهر آرامشی برقرار می‌شود، در حالیکه احساس یا میل همچنان به قوت خود باقی می‌ماند. اما اغلب مردم به افکاری که آن حادثه را به احساسات و امیال آنها ربط می‌دهد توجه نمی‌کنند. می‌توانید از احوال ذهن خود مطلع شوید و به کنه ذهنیت خود پی ببرید. با این بینش می‌توانید بجای تبعیت از احساسات خود بر آن مسلط گردید. می‌توانید بر شرایط زندگی زناشویی خود حاکم شوید و زمام امور آن را بدست گیرید. البته شناخت افکار اتوماتیک به تنهایی کافی نیست. اما با این شناخت می‌توانید احساسات خود را تعدیل کنید و در نتیجه با مسئله اصلی برخورد معقولانه‌تری داشته باشید. تمرین شناخت افکار اتوماتیک اقدام بسیار مهمی است. کافیست قلم و کاغذی کنار خود داشته باشید و وقتی در برخورد با همسر یا هر شخص دیگری احساس ناخوشایندی پیدا می‌کنید، ماجرای را به طور خلاصه یادداشت کنید. با استفاده از جدول دو ستونی واکنش‌های احساسی و افکار اتوماتیک خود را یادداشت کنید.
به عنوان مثال می توان جدول زیر را تهیه کرد:
حادثه فکر واکنش احساسی
تام با سرعت زیاد رانندگی می‌کند. اگر تصادف کنیم چه می‌شود؟ عصبیت
مرحله 4: بازبینی کنید
اگر در حالت ناراحتی نتوانستید افکار اتوماتیک خود را به آن شکل که در مرحله 3 عنوان گردید مشخص نمایید، حادثه را به آن شکل که وجود داشته در ذهنتان زنده کنید. سعی کنید با طرح این سوال مهم که «از ذهن من چه می‌گذرد؟» فکر اتوماتیک جاری در ذهنتان را پیدا کنید.
مرحله 5: افکار اتوماتیک خود را مورد سوال قرار دهید.
اغلب واکنش‏های احساسی ما با حادثه- به‏خصوص در ازدواج- بی‏تناسب هستند. برای اطلاع از اینکه آیا افکار اتوماتیک شما شکل مبالغه یا بی‏تناسب دارند، باید آنها را از بوته آزمایش بگذرانید. با آنکه ممکن است افکار اتوماتیک شما به ظاهر موجه به نظر برسند، اما به احتمال زیاد در برخورد با واقعیت مورد تایید قرار نمی‏گیرند. برای اطمینان از اعتبار آنها از خود بپرسید: چه دلایلی برخلاف نظریه من وجود دارد؟ آیا می‏توانم با استناد به رفتار همسرم درباره نیت او قضاوت کنیم؟
آیا دلیل دیگری برای توضیح وجود ندارد؟ به فرض که همسرم عصبانی باشد، آیا می‏توانم نتیجه بگیرم که: همسرم مرا دوست ندارد یا همیشه رفتار غیردوستانه‏ای دارد؟ آیا واقعا همسرم همیشه با من این برخورد را دارد؟
مرحله‏ 6: استفاده از واکنش‏های منطقی
وقتی برگه افکار اتوماتیک را تکمیل کردید، یاد می گیرید که نسبت به افکار اتوماتیک خود واکنش نشان دهید، و در برخورد با این افکار پاسخ‏های منطقی پیدا کنید.

برگرفته از کتاب » عشق هرگز کافی نیست»

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/۱۱

مقیاس عشق مثلثی اشترنبرگ

به نظر اشترنبرگ عشق مثل یک مثلث است و بهترین عشق به مثلث متساوی الاضلاع شباهت دارد. عشق سه عنصر دارد : صمیمیت هوس و تعهد . عشق زمانی بهترین حالت را خواهد داشت که هر یک از سه عنصر را تقریبا به طور یکسان شامل شود .
دستور العمل :
در جای خالی هر یک از جملات مقیاس زیر ابتدا اسم کسی را که دوست دارید یا شیفته او هستید بنویسید . بعد مشخص کنید که تا چه اندازه با هر یک از جملات موافق هستید . برای این کار از مقیاس 9 درجه ای که در آن 1= اصلا 5=به طور متوسط 9=به طور کامل استفاده کنید . از بقیه اعداد بین 1و 9 بر اساس سطح موافقت خود با جملات کمک بگیرید .

1 . به شدت در فکر راحتی ………. هستم .

2. با ………روابط بسیار گرمی دارم .

3 . در مواقع دشوار میتوانم روی ……… حساب کنم .

4 . ……….. میتواند در مواقع دشوار روی من حساب کند .

5. آماده ام هر چه دارم با …………. قسمت کنم .

6 . ………… خیلی مرا از نظر عاطفی حمایت میکند .

7 . …………. را از نظر عاطفی خیلی حمایت می کنم .

8 . با ……….. خیلی خوب ارطباط بر قرار می کنم .

9 . در زندگی خود خیلی به ……….. بدهکار هستم .

10 . خیلی خودم را به …………… نزدیک احساس می کنم .

11 . با ………… روابط بسیار خوشایندی دارم .

12 . به نظر خودم …………را خیلی خوب درک می کنم .

13 . ……….. مرا خیلی خوب درک می کند .

14 . فکر می کنم که می توانم به ……… افتخار کنم .

15 . برخی اسرار خودم را در اختیار …….. می گذارم .

16 . هیچ چیزی مرا به اندازه دیدن ………… بر نمی انگیزد .

17 . تعجب می کنم که در طول روز نیز خواب ……… را می بینم .

18 . رابطه من با ……خیلی روانتیک است .

19 .شخصا …….. را خیلی جذاب می دانم .

20 .به نظر من ………… یک فرد ایده ال است .

21. اصلا نمی توانم فکر کنم که فرد دیگری مثل …… بتواند مرا اینقدر خوشحال کند .

22. تر جیح می دهم با …… باشم نه با هر کس دیگری .

23 .هیچ چیزی مهمتر از رابطه من با ……… نیست.

24. مخصوصا دوست دارم با ……….. رابطه فیزیکی داشته باشم .

25 .در رابطه من با ……… تقریبا سحر و جادو وجود دارد .

26 .واقعا ……… را می پرستم .

27 .نمی توانم بدون ……….. زندگی کنم .

28 .رابطه من با …………. خیلی هوس انگیز است .

29 . وقتی فیلمهای عاشقانه نگاه می کنم و وقتی رمانهای عشقی می خوانم به یاد ……….. می افتم .

30 . در مورد ………. همیشه خیال پردازی می کنم .

31. متقاعد شده ام که …………. را دوست دارم .

32 .تلاش من این است که رابطه ام را با ………. حفظ کنم .

33 به علت تعهدی که نسبت به ……… دارم اجازه نمی دهم کسی بین ما دخالت کند .

34 .معتقدم که رابطه من با ……….. همیشه ثابت خواهد ماند .

35 . هیچ چیزی نمی تواند در تعهد من نسبت به ……….. خلل وارد کند .

36 . عشق من نسبت به ………… تا آخر عمر م باقی خواهد ماند .

37. همیشه نسبت به …….. احساس مسئولیت خواهم کرد .

38 . تعهد من نسبت به ……….. بسیار سفت و سخت است .

39 . نمی توانم تصور کنم که بین من و ………. فاصله بیفتد .

40 .در مورد عشق خود نسبت به ………… تردید ندارم .

41 . رابطه خودم را با ………. دائمی می دانم .

42 . رابطه خودم را با ………….. یک تصمیم گیری عاقلانه می دانم .

43 . خودم را نسبت به ……….. مسئول می دانم .

44 . تصمیم دارم به رابطه خود با ……….. ادامه دهم .

45 . حتی زمانی که ……….. رفتار نا مناسب دارد سعی می کنم رابطه خود را با او حفظ کنم .
برای تفسیر نتایج خود می توانید به درجه بندی زیر نگاه کنید:

نمره گذاری :
15 جمله اول صمیمیت 15 جمله بعدی هوس و 15 جمله آخر ی تعهد را منعکس می کنند .اعدادی ر که در جلو هر گروه 15 جمله ای گذاشتید جمع کنید تا سطح شما در سه عنصر عشق معلوم شود

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/۱٠

 

خوشبختی موضوعی نسبی است. بعضی از ما اگر در غار زندگی کنیم راضی هستیم و برخی دیگر اگر در قصر باشیم باز هم ناراحت هستیم. در تمام اعصار ، اندیشمندان درباره معنای خوشبختی بررسی کرده اند. راستی خوشبختی چیست ؟ به پرسشنامه زیر جواب بدهید تا جواب خود را بیابید. آزمون اگر می خواهید بدانید که نسبت به دیگران چقدر خوشبخت هستید ، پرسشنامه زیر را تکمیل کنید.

1 ـ وقتی مسابقه ای را می بازم از آن لذت نمی برم. درست غلط

2 ـ وقتی کسی درباره من لطیفه ای می گوید از آن لذت می برم. درست غلط

3 ـ وقتی کسی از دوستانم در حضور من جایزه ای را می برد خوشحال می شوم. درست غلط

4 ـ اگر کسی در صف از من جلو بزند اعتراض می کنم. درست غلط

5 ـ خیلی زود از سرگرمیها و تفریحات حوصله ام سر می رود.درست غلط

6 ـ اغلب روزها خیال پردازی می کنم. درست غلط

7 ـ آرزوهای زیادی دارم. درست غلط

8 ـ بیش از اندازه چاق هستم. درست غلط

9 ـ از خواندن رمان لذت می برم. درست غلط

10 ـ از خوابیدن متنفرم درست غلط

11 ـ فکر می کنم جذاب هستم. درست غلط

12 ـ انتقادات را به خوبی پذیرا می شوم. درست غلط

محاسبه امتیازات با توجه به جوابهای زیر ، در ازای هر جواب مشابه به خود یک امتیاز بدهید. 1.غلط 2.درست 3.درست 4.غلط 5. غلط 6. غلط 7. غلط 8. غلط 9. درست 10. غلط 11. درست 12. درست امتیاز

12 – 9 : نسبت به دیگران شما انسان خوشبختی هستید. میان انتظاری که از زندگی دارید و آنچه از آن می گیرید تعادلی برقرار کرده اید. اشخاص با امتیاز بالا ، مانند شما ، از تعادل اجتماعی خوبی بهره مندند. شما از آن جهت مورد توجه دیگران قرار دارید که از سیاست «زندگی کن و بگذار زندگی کنند» پیروی می کنید.

امتیاز 8 – 5 : شما فراز و نشیبهای خودتان را دارید. اما در اغلب مواقع به شکل متعادل و متوسطی خوشبخت هستید. اشتیاق سوزانی برای تغییر دادن زندگی تان ندارید. شما اگر با اشخاص خوشبخت تر از خود معاشرت کنید در وضعیت بهتری قرار می گیرید. امتیاز

4 – 0: می توانید به مراتب خوشبخت تر از این باشید. جوابهای خود را مرور کنید. سعی کنید ببینید چه می توانید بکنید تا از این که هستید بهتر شوید.

توضیحات این پرسشنامه براساس اهتمام دکتر تئو لنتز ، مدیر سابق انجمن پژوهشهای شخصیتی در سن لوییز میسوری تهیه شده است. دکتر لنتز بزرگ ترین پژوهش درباره خوشبختی را انجام داده. اشخاصی که مورد بررسی قرار گرفتند زنان و مردانی بودند که طیف سنی 16 تا 50 سال را تشکیل می دادند. حداقل تحصیلات این اشخاص دوازده سال بود. دکتر لنتز براساس ارقام و اطلاعاتی که به دست آورد به «معیار خوشبختی» دست یافت. مباحث دوازده گانه زیر را به دقت بخوانید تا در این مورد اطلاعات بهتری به دست آورید.

1 ـ غلط. انسان خوشبخت حتی اگر چیزی را از دست بدهد ، باز هم خودش را دوست دارد. او می داند که خصوصیات مطلوب و تحسین برانگیز دیگری دارد و با اتکا به آنها برای خود تصویر ذهنی مثبتی درست می کند.

2 ـ درست. اشخاص خوشبخت به راحتی بیشتری می توانند به خودشان بخندند ، زیرا از تصویر ذهنی مطلوبی برخوردارند. آنها خودشان را بیش از اندازه جدی نمی گیرند.

3 ـ درست. انسان شاد و خوشبخت با دیگران برخوردی همدلانه دارد. او به قدر کافی احساس خوب دارد و از این حیث به کسی غبطه نمی خورد.

4 ـ غلط. انسان خوشبخت می تواند تا حدودی رفتارهای ناخوشایند دیگران را تحمل کند.

5 ـ غلط. نسبت به کسی که خشنود و خوشحال نیست ، انسان خوشبخت از انعطاف لازم برخوردار است. او به راحتی مایوس نمی شود. می تواند زمانهای ناراحتی را تحمل کند و به هدفهای خود برسد.

6 ـ غلط. انسان خوشبخت برای جبران ذهنیتی بد در خیال فرو نمی رود.

7 ـ غلط. افراد خوشبخت آرزوهای زیادی ندارند و با آنچه دارند راضی هستند.

8 ـ غلط. اگر خوشبخت باشید ، در چیزی افراط نمی کنید. افراد پرخور اغلب احساس خوشبختی نمی کنند.

9 ـ درست. افراد خوشبخت آن قدر انعطاف پذیر هستند که از واقعیت فاصله بگیرند و از تصورات دیگران لذت ببرند.

10.غلط. دلیلش روشن نیست ، اما اشخاص خوشبخت به راحتی بیشتری می خوابند. شاید برای آنان که احساس خوشبختی نمی کنند پایان دادن به روز از آن رو سخت است که لحظات لذت بخش کافی را تجربه نکرده اند. از این رو دیرتر می خوابند تا شاید لحظه خوشایندی را تجربه کنند.

11. درست. افراد خوشبخت پذیرای خود هستند و در مقام لعن و نفرین خود حرف نمی زنند. افراد غیرخوشبخت اغلب تصویر جسمانی بدی دارند و درباره خود اندیشه منفی دارند.

12. درست. افراد خوشخبت وقتی اشکالاتشان برملا می شود چیزی از خود کم نمی کنند. آنها می توانند بدون اینکه حالت تدافعی بگیرند ، انتقادات را قبول کنند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/۱٠