زنان نسبت به همسرانشان مهارت بیشتری در حل کشمکش ها دارند. زندگی دنباله بی پایان از گفتگوهای کوچک و بزرگ دارد. معامله خوبی بر سر یک اتومبیل، جلب نظر همسر برای رفتن به مسافرت، جلب موافقت همکاران برای سازگاری با ایده جدید شما، همراه کردن دوستان با خواست و عقیده خود، اینها همگی نیاز به قدرت و هوشمندی برای قانع کردن افراد دارد.با ادغام نتایج تحقیقات روانشناسان و اقتصاددانان در کنار هم، می‌توان مهارت لازم برای باز کردن راه را به شما بدهد.

برنده بهترین قیمت ممکن باش!

از قانون 15 تا 20 درصد استفاده کنید. نتایج تحقیقات نشان میدهد، زمانی که نوبت به یک معامله بزرگ مثل خرید خانه یا ماشین می رسد، خریداران و فروشندگان همیشه با غلو کردن و دست بالا گرفتن می خواهند نشان بدهند که معامله بسیار خوب و عادلانه است.
اگر شما خریدارید، به فروشنده 15 تا 20 درصد پایین تر از آنچه می‌توانید پرداخت کنید، پیشنهاد دهید. به این وسیله شما امتیاز بیشتری برای خود نگه می‌دارید. برای مثال اگر شما تنها تا 6000 دلار برای یک ماشین که 7000 دلار تبلیغ شده، می‌توانید بپردازید، مبلغ 5100 دلار را پیشنهاد دهید. سپس شرح دهید که چرا این قیمت معقولانه است (ماشین گارانتی محدودی دارد یا امکاناتی کمتر از انچه فکر می‌کردید، دارد). اگر فروشنده اید، روش معکوس را بکار گیرید، قیمت ابتدایی را 15 درصد بیشتر از انچه در نهایت قبول می‌کنید، اعلام کنید. اگر شما برای یک ماشین باید 6000 دلار دریافت کنید، قیمتش را در حدود 7000 دلار پیشنهاد دهید. به یاد داشته باشید که محدودیتهای معقولانه‌ای قایل شوید و اگر به نتیجه نرسیدید از نقشه B استفاده کنید.
موافقت همسرت را جلب کن!

زنان نسبت به همسرانشان مهارت بیشتری در حل کشمکش ها دارند. این بدین معنی نیست که شما همواره باید از این مهارتها برای رسیدن به مقصد خود استفاده کنید. بلکه با تکیه بر توانایی برتر خود در حل مشکلات باید قدرت هدایت برای یافتن راهی به سمت سازش و مسالمت بیابید. یک راه خوب برای شروع این است: "یک بحث کوچک درباره مقصد مسافرتتان راه بیندازید و از همسر خود بخواهید که در بحث شرکت کند."
لیندا بابکوک در کتابش با نام "چطور زنان می تواند از قدرت گفتگو برای دستیابی به آنچه می خواهند استفاده کنند" می گوید: "استراتژی شما : بر مشابهت‌ها تمرکز کنید."
به همسرتان نگویید: "من می‌خواهم به فلان شهر بروم." – زیرا این یک موقعیت ستیزه جویانه ایجاد خواهد کرد. بجای آن، بگویید که دوست دارید در سفر چه کنید: "من دلم می‌خواهد قایق سواری کنم و مدتی را در کنار ساحل بگذرانم." سپس پیشنهاد دهید که او هم همین کارها را انجام دهد و به دنبال نقاط مشترک باشید و به تدریج با علایق او پیش بروید و هدف را به سمت محلی که در نظر دارید هدایت کنید.
همکارت را تحت تاثیر قرار بده! خواسته خود را بارها و بارها اظهار کنید. وقتی یک نفر نظرش را مکرراً و به شکلی دوستانه بیان می‌کند، تاثیرش مثل این است که عده ای مردم با هم متحد شوند و اعمال نفوذ کنند. تکرار حس آشنایی ایجاد می‌کند و باعث می‌شود به نظر آید که این عقاید به طور گسترده‌ای با همه در میان گذاشته شده .
استراتژی شما، پیام خود را با کلمات آنها بیان کنید. قبل از اجرای یک ایده جدید در محیط کار، سعی کنید استایل ارتباطی همکارانتان را تقلید کنید. قبول کردن سخنان کسی که مثل شما صحبت می‌کند، راحت‌تر است.
جلب موافقت دوستان مردم زمانی که یک ایده را همراه با داستان خوبی که درباره اش ترسیم شده، می‌شنوند، راحت تر آن را می‌پذیرند. برای مثال بینندگان یک سریال تلویزیونی به نام ER بعد از دیدن اپیزودی که درباره بیماران چاق با فشار خون بالا بود، 65 درصد بیشتر از دیگران تصمیم داشتند غذای سالم بخورند.
اگر می‌خواهید توجه کسی را به هدف خیرخواهانه تان جلب کنید، از شرح حقایق پرهیز کنید و از داستانهای واقعی فقیران و کسانی که بهشان کمک شده است برایش بگویید. همه می دانند که فقط مشکل بزرگی است اما شرح ماجرای مشکلات کسی که آن را تجربه کرده تاثیر گذار تر است.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠