آیا میتوانید براحتی ابراز احساسات کنید ؟
آیا میتوانید حرفهای دل خود را به طرف مقابل بزنید ؟
ایا میتوانید دستان دوستتان را بگیرید و به او بگوید که چقدر از با او بودن خوشحالید ..
آیا میتوانید به همسر خود عاشقانه بگویید که دوستش دارید
آیا میتوانید پیشانی پدر مادر خود را ببوسید و از آنها برای بودنشان تشکر کنید .؟
آیا علاقمند هستید که با تهیه کردن هدایای مختلف با سلیقه و هنر خودتان احساسات خود را به فرد مقابل نشان دهید
ایا قادرید احساسات خود را در قالب نوشتار بیان کنید ؟
آیا میتوانید در کنار دوست خود بلند بلند گریه کنید ؟
آیا میتوانید خواهر یا برادر خود را در آغوش بگیرید و بگویید چقدر به پشتیبانی اش احتیاج دارید ..
آیا به غرورتان بر نمیخورد اگر به کسی بگویید که چقدر از تماشای چهره اویا از شنیدن صدای او لذت میبرید
آیا قدرت این را دارید که به دوست صمیمی تان بگویید چقدر از یافتن او خرسندید ...
آیا میتوانید به آن کسی که دوست دارید بگویید که تنهایتان نگذارد

*** گمان میکنم ابراز احساسات و بیان کردن آنچه که در قلب ما وجود داردیکی از مسائل مهم درونی انسان است مسئله ای که میتواند براحتی بسیاری از مشکلات را سروسامان دهد .چه مابین دوستان چه مابین افراد خانواده و چه مابین زوجین ...
چه بسیار از افراد که یک عمر حسرت آن لحظه ای را خوردند که احساس قلبی خود را پنهان کردند و از گفتنش ابا داشتند ... .


*با اجازه از صاحبان نظر و متخصصین در امر روانشناسی بنده ابراز احساسات رو به چند دسته تقسیم میکنم:

1- کلامی : بیان کردن احساسات در قالب الفاظ مختلف ....مثلا : دوستت دارم ، بدون تو هرگز نمیتونم این کارو انجام بدم ...از اینکه کنر توام خوشحلم ..برای داشتن تو خدا رو شکر میکنم و ...............

2- رفتاری : مانند درآغوش گرفتن ...هدیه دادن ....بوسیدن ....نوازش کردن ...دست در دست گرفتن...ابراز کردن محبت با نگاه و حالات صورت

3- نوشتاری : نوشتن احساسات برای طرف مقابل، نامه نگار ی، گذاشتن یادداشت

جسارتا خلاصه ای از عقاید خودم را بیان میکنم :

مورد اول که بی شک یکی از مهم ترین و مهم ترین و مهم ترین و البته مثمر ترین نوع ابراز احساسات است ، بیان کردن آنها به صورت کلامی . و به نظر میرسد که اکثر انسانها با این نوع از ابراز احساسات مشکل وسیعی دارند .

اما نوع دوم ، که صد البته باز هم بیان کردن احساسات به این شیوه ، هنر خاصی میخواهد که شاید درصد فراوانی از افراد آنرا به خوبی نیاموخته اند .و یا مایل به انجام آنها نیستند ..که آن هم میتواند دلایلی از نوع خود داشته باشد به عنوان مثال : نادانی ، کمرویی ، غرور، بیهوده انگاری و....

و سرانجام مورد سوم ، که به نظر میرسد اکثر انسانها با آن بیشتر کنار آمده و میتوانند آنچه نمیتوانند بگویند بنویسند .
اگر آموزش دیده باشند قادرند که حرفهای نگفته خود را در قالب نوشتاربه طرز زیبایی به فرد مقابل بگویند ....البته آنهم شامل گروههای مختلفی میشود .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠