چه‌ چیز سبب‌ شده‌ است‌ که‌ مردم‌ تک‌همسری‌ (تکگانی‌) را بر آن‌ صورت‌ بی‌نظم‌ و سامان‌ زندگی‌ اولیه‌ ترجیح‌ داده‌ و برگزیده‌اند؟ چون‌ در میان‌ اقوامی‌ که‌ به‌ حال‌ فطری‌ و طبیعی‌ زندگی‌ می‌کنند هیچ‌ قید وبندی‌ برای‌ روابط‌ جنسی‌ وجود ندارد، یا لااقل‌ برای‌ مدت‌ پیش‌ از ازدواج‌ چنین‌ قیدهایی‌ موجود نیست‌. بنابراین‌، نمی‌توان‌ گفت‌ که‌ احتیاجات‌ جنسی‌ سبب‌ پیدایش‌ سازمان‌ ازدواج‌ شده‌ باشد، زیرا ازدواج‌، با محدودیتهایی‌ که‌ همراه‌ دارد و اشکالات‌ روانشناختی‌ که‌ با خود می‌آورد، هرگز با تسهیلاتی‌ که‌ کمونیسم‌ جنسی‌ از لحاظ‌ تسکین‌ اشتهای‌ جنسی‌ فراهم‌ می‌ساخته‌ قابل‌ مقایسه‌ نیست‌؛ نیز نمی‌توان‌ گفت‌ که‌، در آن‌ زمانهای‌ دور، ازدواج‌ از لحاظ‌ پرورش‌ فرزند مزایای‌ بیشتری‌ نسبت‌ به‌ پرورش‌ فرزند به‌ وسیله‌ی‌ مادر و خویشاوندانش‌ همراه‌ داشته‌ است‌. بنابراین‌، ناچار علتهای‌ قوی‌تر اقتصادی‌ باید سبب‌ پیدایش‌ ازدواج‌ شده‌ باشد، و به‌ اقرب‌ احتمال‌ این‌ علتها با مقررات‌ مالکیت‌ رابطه‌ی‌ نزدیک‌ داشته‌ است‌. .................................................................................................................................................................- ازدواج‌ فردی‌ بی‌شک‌ از آنجا پیدا شد که‌ مرد میل‌ داشته‌ است‌ بندگان‌ بیشتری‌ به‌ بهای‌ ارزان‌ در اختیار داشته‌ باشد، و نمی‌خواست‌ که‌ دارایی‌ او، پس‌ از مرگش‌، به‌ فرزند دیگران‌ برسد. چندهمسری‌ (چندگانی‌) که‌ عبارت‌ از ازدواج‌ یک‌ فرد با چند فرد غیرهم‌جنس‌ خود بود، کم‌کم‌ به‌ صورت‌ چندشوهری‌ درآمد و یک‌ زن‌ چند شوهر می‌گرفته‌ است‌. این‌ کیفیت‌ در قبیله‌ی‌ تودا و بعضی‌ از قبایل‌ تبت‌ قابل‌ مشاهده‌ است‌؛ این‌ عادات‌ معمولاً در کشورهایی‌ پیدا می‌شود که‌ عدد مردان‌ بر عدد زنان‌ فزونی‌ قابل‌ ملاحظه‌ دارد. ولی‌ مردان‌ به‌ زودی‌ از این‌ عادتها تنها به‌ نفع‌ خود استفاده‌ کردند و صورت‌ دیگر آن‌ را متروک‌ ساختند؛ و اینک‌ چندگانی‌، تنها، به‌ صورت‌ تعدد زوجات‌ وجود دارد. علمای‌ دینی‌ در قرون‌ وسطی‌ چنین‌ تصور می‌کردند که‌ تعدد زوجات‌ از ابتکارات‌ پیغمبر اسلام‌ است‌؛ در صورتی‌ که‌ چنین‌ نیست‌ و چنان‌ که‌ دیدیم‌ در اجتماعات‌ اولیه‌ اصل‌ چند همسری‌ روشی‌ متداول‌ و رایج‌ بوده‌ است‌. عللی‌ که‌ سبب‌ پیدایش‌ عادت‌ تعدد زوجات‌ در اجتماعات‌ اولیه‌ گشته‌ فراوان‌ است‌: به‌ واسطه‌ی‌ اشتغال‌ مردان‌ به‌ جنگ‌ و شکار، زندگی‌ مرد بیشتر در معرض‌ خطر بود، به‌ همین‌ جهت‌ مردان‌ بیشتر از زنان‌ تلف‌ می‌شدند، و فزونی‌ عده‌ی‌ زنان‌ بر مردان‌ سبب‌ می‌شد که‌ یا تعدد زوجات‌ رواج‌ پیدا کند، یا عده‌ای‌ از زنان‌ به‌ حال‌ تجرد به‌ سر برند، ولی‌ برای‌ مللی‌ که‌ در میان‌ آنها مرگ‌ و میر فراوان‌ بود ضرورت‌ ایجاب‌ می‌کرد که‌ کثرت‌ زاد و ولد جبران‌ کثرت‌ مرگ‌ و میر را بکند؛ به‌ همین‌ مناسبت‌، نازادی‌ برای‌ زن‌ سرشکستگی‌ به‌ شمار می‌رفت‌. علت‌ دیگر آن‌ است‌ که‌ مرد تنوع‌ را دوست‌ دارد؛ چنان‌ که‌ سیاه‌ پوستان‌ آنگولا می‌گویند: «همیشه‌ نمی‌توان‌ در یک‌ ظرف‌ غذا خورد»؛ به‌ علاوه‌ مردان‌ دوست‌ دارند که‌ همسرانشان‌ جوان‌ باشند، در صورتی‌ که‌ در اجتماعات‌ اولیه‌ زنان‌ به‌ سرعت‌ پیر می‌شدند، و به‌ همین‌ جهت‌، خود غالباً مردان‌ را به‌ زناشویی‌ جدید تشویق‌ می‌کردند، تا بتوانند مدت‌ درازتری‌ غذای‌ کودکان‌ خود را تأمین‌ کنند و در عین‌ حال‌ فاصله‌ی‌ میان‌ دوره‌های‌ حمل‌ خود را طولانی‌تر سازند، بی‌آنکه‌ از میل‌ مردان‌ در تولید نسل‌ و دفع‌ شهوت‌ خود چیزی‌ بکاهند. غالباً دیده‌ شده‌ که‌ زن‌ اول‌ شوهر خود را ترغیب‌ می‌کرد تا زن‌ تازه‌ای‌ بگیرد که‌ کار سبک‌تر شود و زن‌ تازه‌ برای‌ خانواده‌ اطفال‌ دیگری‌ بیاورد و بهره‌برداری‌ و ثروت‌ زیادتر شود. در نزد آن‌ اجتماعات‌، طفل‌ ارزش‌ اقتصادی‌ داشت‌، و زنان‌ را به‌ عنوان‌ سرمایه‌ای‌ می‌خریدند که‌ سود آن‌، کودکان‌ نوزاد بوده‌ است‌. در سازمان‌ پدرشاهی‌، زن‌ و فرزند همچون‌ بندگان‌ مرد به‌ شمار می‌رفتند و هر چه‌ عدد آنها زیادتر بود نماینده‌ی‌ فزونی‌ ثروت‌ مرد محسوب‌ می‌شد. مرد فقیر با یک‌ زن‌ به‌ سر می‌برد، ولی‌ این‌ چون‌ ننگی‌ برای‌ وی‌ بود و انتظار روزی‌ را می‌کشید تا به‌ مقام‌ بلندی‌ که‌ مردان‌ چندزنه‌ در برابر دیگران‌ داشتند ارتقا پیدا کند. ............................................................................................................................................. بی‌شک‌، تعدد زوجات‌ در اجتماعات‌ اولیه‌ امر مناسبی‌ بوده‌، زیرا عدد زنان‌ و مردان‌ فزونی‌ داشته‌ است‌. از لحاظ‌ بهبود نسل‌ هم‌ باید گفت‌ که‌ چندگانی‌ بر تکگانی‌ فعلی‌ ترجیح‌ داشته‌ است‌. چه‌ همان‌ گونه‌ که‌ می‌دانیم‌، اکنون‌ وضع‌ به‌ صورتی‌ است‌ که‌ تواناترین‌ و محتاط‌ترین‌ مردان‌ عصر جدید غالباً دیر موفق‌ به‌ اختیار همسر می‌شوند و به‌ همین‌ جهت‌ کم‌ فرزند می‌آورند. در صورتی‌ که‌ در ایام‌ گذشته‌، تواناترین‌ مردان‌، ظاهراً، به‌ بهترین‌ زنان‌ دست‌ می‌یافتند و فرزندان‌ بیشتر تولید می‌کردند. به‌ همین‌ جهت‌ است‌ که‌ تعدد زوجات‌ مدت‌ مدیدی‌ در میان‌ ملتهای‌ اولیه‌، بلکه‌ ملتهای‌ متمدن‌، توانسته‌ است‌ دوام‌ کند، و فقط‌ در همین‌ اواخر و در زمان‌ ماست‌ که‌ رفته‌ رفته‌ دارد از کشورهای‌ خاوری‌ رخت‌ برمی‌بندد. در زوال‌ این‌ عادت‌ عواملی‌ چند دخالت‌ کرده‌ است‌: زندگانی‌ کشاورزی‌، که‌ حالت‌ ثباتی‌ دارد، سختی‌ و ناراحتی‌ زندگی‌ مردان‌ را تقلیل‌ داد و مخاطرات‌ کمتر شد؛ به‌ همین‌ جهت‌ عده‌ی‌ مرد و زن‌ تقریباً مساوی‌ یکدیگر شد و در این‌ هنگام‌، چند زنی‌، حتی‌ در اجتماعات‌ اولیه‌، از امتیازات‌ اقلیت‌ ثروتمندی‌ گردید، و توده‌ی‌ مردم‌ به‌ همین‌ جهت‌ با یک‌ زن‌ به‌ سر می‌برند و عمل‌ زنا را چاشنی‌ آن‌ قرار می‌دهند. در صورتی‌ که‌ اقلیت‌ دیگری‌، خواه‌ ناخواه‌ به‌ عزوبت‌ تن‌ می‌دهند و با این‌ محرومیت‌ زمینه‌ را برای‌ ثروتمندانی‌ که‌ چند زن‌ می‌گیرند مهیا می‌سازند. هر چه‌ عدد مرد و زن‌ به‌ یکدیگر نزدیک‌تر می‌شد، حس‌ غیرت‌ مرد نسبت‌ به‌ زن‌ خود، و حرص‌ زن‌ برای‌ نگاهداری‌ شوهر، بیشتر می‌گردید، چه‌ از لحاظ‌ تساوی‌ عده‌، برای‌ اغنیا گرفتن‌ زنهای‌ متعدد به‌ آسانی‌ میسر نمی‌شد، مگر آنکه‌ زنان‌ یا نامزدهای‌ دیگران‌ را غصب‌ کنند. در بعضی‌ از مواقع‌ اتفاق‌ می‌افتاد که‌ شوهران‌ این‌ زنان‌ را از پا درمی‌آورند تا بر زنان‌ ایشان‌ دست‌ یابند؛ با چنین‌ اوضاع‌ و احوال‌، تعدد زوجات‌ فقط‌ برای‌ کسانی‌ میسر می‌شد که‌ زرنگ‌تر و چاره‌ سازتر بودند. به‌ تدریج‌ که‌ ثروت‌ در نزد یک‌ فرد به‌ مقدار زیاد جمع‌ می‌شد و از آن‌ نگرانی‌ پیدا می‌کرد که‌ چون‌ ثروتش‌ به‌ قسمتهای‌ زیاد منقسم‌ شود سهم‌ هر یک‌ از فرزندان‌ کم‌ خواهد شد، این‌ فرد به‌ فکر می‌افتاد که‌ میان‌ «زن‌ اصلی‌ و سوگلی‌» و «هم‌خوابه‌»های‌ خود فرق‌ بگذارد، تا میراث‌، تنها، نصیب‌ فرزندان‌ زن‌ اصلی‌ شود - ازدواج‌ تا نسل‌ معاصر در قاره‌ی‌ آسیا تقریباً بدین‌ ترتیب‌ بوده‌ است‌. کم‌کم‌ زن‌ اصلی‌ مقام‌ زن‌ منحصر به‌ فرد را پیدا کرد و زنان‌ دیگر، یا محبوبه‌های‌ سری‌ مرد شدند، یا اصلاً از میان‌ رفتند. هنگامی‌ که‌ دین‌ مسیح‌ ظهور کرد، چندگانی‌ از بین‌ رفت‌ و لااقل‌ در اروپا، زن‌ منحصر به‌ فرد صورت‌ اساسی‌ و رسمی‌ ازدواج‌ را تشکیل‌ داد؛ ولی‌ باید دانست‌ که‌ این‌ نوع‌ زناشویی‌ امری‌ مصنوعی‌ است‌ که‌ در دوره‌ی‌ تاریخ‌ مدون‌ ایجاد شده‌ و به‌ سازمان‌ طبیعی‌ ابتدای‌ پیدایش‌ تمدن‌ ارتباطی‌ ندارد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۳۱