ازدواج‌ در میان‌ ملل‌ اولیه‌، هر صورتی‌ که‌ داشته‌، تقریباً امری‌ اجباری‌ بوده‌ است‌؛ مرد بی‌زن‌ مقام‌ و منزلتی‌ در جامعه‌ نداشت‌ و ارزش‌ او برابر نصف‌ مرد بود. همچنین‌ مرد ناچار بود که‌ از غیر عشیره‌ی‌ خود زن‌ بگیرد (برونگانی‌)، و ما نمی‌دانیم‌ که‌ آیا علت‌ این‌ بوده‌ که‌ آن‌ مردم‌، با عقل‌ ساده‌ای‌ که‌ داشتند، این‌ مسئله‌ را درک‌ کرده‌ بودند که‌ ازدواج‌ با اقارب‌ نتایج‌ بد دارد یا آنکه‌ می‌خواستند، با وصلت‌ میان‌ جماعتهای‌ مختلف‌، اتحاد سیاسی‌ مفیدی‌ ایجاد کنند و اگر اتحادی‌ وجود داشته‌ آن‌ را قوی‌تر سازند و به‌ این‌ ترتیب‌، سازمان‌ اجتماعی‌ را تقویت‌ کنند و خطر جنگ‌ را تقلیل‌ دهند. نیز ممکن‌ است‌ که‌ ربودن‌ زن‌ از قبیله‌ی‌ دیگر، برای‌ همسری‌، در میان‌ مردم‌ علامت‌ کمال‌ مرد بوده‌ باشد، یا اینکه‌ مرد جوان‌ چون‌ نزدیکان‌ خود را همیشه‌ می‌دیده‌ از توجه‌ به‌ آنها روگردان‌ می‌شده‌ و چشم‌ به‌ دختران‌ همسایه‌ می‌دوخته‌ و رو به‌ قبیله‌ی‌ دیگر می‌آورده‌ است‌. به‌ هر صورت‌. علت‌ هر چه‌ باشد، وضع‌ ازدواجها در اجتماعات‌ اولیه‌ چنین‌ بود و اگر فراعنه‌ با بطالسه‌ و اینکاها این‌ رسم‌ را شکستند و در زمان‌ آنان‌ خواهر و برادر با یکدیگر درآمیختند، قواعد قدیم‌ در میان‌ رومیان‌ به‌ قوت‌ خود باقی‌ ماند - قانون‌ جدید نیز بر همین‌ اساس‌ است‌ و ما خود دانسته‌ یا ندانسته‌، تا امروز از این‌ عادت‌ قدیمی‌ تقلید می‌کنیم‌ و به‌ آن‌ مقید هستیم‌. آیین‌ جفت‌یابی‌ . آیا چگونه‌ یک‌ مرد زن‌ خود را از میان‌ افراد قبیله‌ی‌ دیگر به‌ چنگ‌ می‌آورد؟ در آن‌ هنگام‌ که‌ سازمان‌ مادرشاهی‌ روی‌ کار بود، مرد ناچار باید به‌ قبیله‌ی‌ زن‌ برود و در آنجا زندگی‌ کند. به‌ تدریج‌ که‌ نظام‌ پدرشاهی‌ قوت‌ می‌گرفت‌، داماد حق‌ آن‌ را پیدا می‌کرد که‌ زن‌ خود را بردارد و به‌ قبیله‌ی‌ خویش‌ ببرد، منتها به‌ این‌ شرط‌ که‌ مدتی‌ در خدمت‌ پدرزن‌ خود کار کند؛ چنین‌ بود که‌ یعقوب‌ پیغمبر، برای‌ آنکه‌ زنان‌ خود، لیئه‌ و راحیل‌ را به‌ چنگ‌ آرد، مدتی‌ برای‌ لابان‌ کار کرد. غالباً مرد سعی‌ می‌کرده‌ است‌ که‌ زن‌ خود را با اعمال‌ زور به‌ اختیار درآورد و از کار کردن‌ برای‌ پدرزن‌ فرار کند، این‌گونه‌ زن‌ گرفتن‌ (از طریق‌ ربودن‌ زن‌) امتیازی‌ برای‌ مرد به‌ شمار می‌رفت‌، چه‌ از یک‌ طرف‌ کنیزی‌ به‌ رایگان‌ تحصیل‌ می‌کرد و از طرف‌ دیگر غلام‌بچگانی‌ برای‌ او پیدا می‌شد، و هر چه‌ تعداد این‌ قبیل‌ فرزندان‌ فزونی‌ می‌یافت‌ فرمانبرداری‌ و پیوستگی‌ زن‌ نسبت‌ به‌ مرد شدیدتر می‌شد. چنین‌ ازدواجی‌ که‌ به‌ صورت‌ ربودن‌ صورت‌ می‌گرفت‌ عمومیت‌ نداشته‌، ولی‌ گاه‌ به‌ گاه‌ اتفاق‌ می‌افتاده‌ است‌ - در میان‌ هندی‌شمردگان‌ آمریکای‌ شمالی‌، زنان‌ در جزو غنایم‌ جنگی‌ به‌ شمار می‌رفتند. این‌ عمل‌ به‌ قدری‌ رواج‌ داشت‌ که‌ در بسیاری‌ قبایل‌ زن‌ و شوهر هر یک‌ به‌ لغتی‌ سخن‌ می‌گفتند که‌ دیگری‌ آن‌ را نمی‌فهمیده‌ است‌؛ در میان‌ اسلاوهای‌ روسیه‌ و صربستان‌، تا قرن‌ گذشته‌، ازدواج‌ با ربودن‌ زن‌ هنوز رواج‌ داشت‌ و از بازمانده‌ی‌ همین‌ عادت‌ است‌ که‌ هنوز در جشنهای‌ عروسی‌، داماد تشریفاتی‌ را انجام‌ می‌دهد که‌ به‌ ربودن‌ عروس‌ بسیار شباهت‌ دارد. به‌ هر صورت‌، این‌ عمل‌ یکی‌ از صورتهای‌ جنگ‌ پایان‌ناپذیر میان‌ قبایل‌ بود و غیرمعقول‌ به‌ شمار نمی‌رفت‌، و همین‌ عمل‌ سرچشمه‌ی‌ نزاعی‌ دائمی‌ است‌ که‌ میان‌ زن‌ و مرد وجود دارد و جز شبهای‌ معدود، و در مواقع‌ خوابهای‌ عمیق‌، فرو نمی‌نشیند. ..................................................................................................هنگامی‌ که‌ ثروت‌ زیاد شد، مردم‌ کم‌کم‌ دریافتند که‌ اگر به‌ پدر عروس‌ هدیه‌ یا مقداری‌ پول‌ از طرف‌ نامزد زناشویی‌ پرداخته‌ شود، بهتر از آن‌ است‌ که‌ به‌ خاطر به‌ دست‌ آوردن‌ زن‌ در نزد قبیله‌ی‌ دیگر به‌ بیگاری‌ روند، یا برای‌ ربودن‌ او خود را به‌ دردسر اندازند و جنگ‌ و خون‌ریزی‌ را سبب‌ شوند. از همین‌ جاست‌ که‌ خریدن‌ زن‌ از والدین‌ او قاعده‌ی‌ رایج‌ زناشویی‌ در میان‌ اجتماعات‌ اولیه‌ گردید. شکل‌ متوسطی‌ از زناشویی‌ در جزیره‌ی‌ ملانزی‌ دیده‌ می‌شود؛ و آن‌ این‌ است‌ که‌ پس‌ از ربودن‌ عروس‌، با پرداخت‌ مبلغی‌ مال‌ به‌ خانواده‌ی‌ او، زناشویی‌ را که‌ از راه‌ سرقت‌ انجام‌ شده‌ مشروع‌ و قانونی‌ می‌سازند؛ در گینه‌ی‌ جدید، مرد عروس‌ خود را می‌رباید و پنهان‌ می‌شود و در عین‌ حال‌، دوستان‌ خود را نزد خانواده‌ی‌ عروس‌ می‌فرستد تا قیمت‌ عروس‌ را با آنان‌ طی‌ کنند. تعجب‌ در این‌ است‌ که‌ چگونه‌ یک‌ عمل‌ خلاف‌ اخلاق‌ با پرداخت‌ مبلغی‌ مال‌ صورت‌ صحیح‌ پیدا می‌کند و از زشتی‌ می‌افتد! از یک‌ مادر قبیله‌ی‌ ماثوری‌ حکایت‌ می‌کند که‌ زارزار می‌گریسته‌ و به‌ مردی‌ که‌ دخترش‌ را ربوده‌ لعنت‌ می‌فرستاده‌ است‌، هنگامی‌ که‌ داماد نزد او می‌آید و یک‌ پتو به‌ عنوان‌ هدیه‌ به‌ وی‌ می‌دهد، می‌گوید: «این‌ چیزی‌ است‌ که‌ می‌خواستم‌، و برای‌ همین‌ بود که‌ می‌گریستم‌» ولی‌ معمولاً قیمت‌ عروس‌ بیش‌ از یک‌ پتو بوده‌ است‌: در میان‌ قبیله‌ی‌ هوتنتوت‌، یک‌ گاو نر یا ماده‌؛ در قبیله‌ی‌ کرو، سه‌ گاو و یک‌ گوسفند؛ در قبیله‌ی‌ کافرها، از شش‌ تا سی‌ گاو، بر حسب‌ مقام‌ خانواده‌ی‌ عروس‌؛ و در میان‌ توگوها، هدیه‌ای‌ نقدی‌ معادل‌ 16 دلار، و هدیه‌ای‌ به‌ ارزش‌ 6 دلار. خرید و فروش‌ ن هنوز خرید و فروش‌ زن‌ در تمام‌ آفریقا رایج‌ است‌، و در چین‌ و ژاپن‌ هنوز صورت‌ عادی‌ دارد؛ در هندوستان‌ قدیم‌، و در نزد یهودیان‌ قدیم‌، در آمریکای‌ مرکزی‌ پیش‌ از زمان‌ کریستوف‌ کلمب‌، و در پرو نیز شایع‌ بوده‌ و هم‌ امروز نمونه‌هایی‌ از آن‌ در اروپا دیده‌ می‌شود. این‌ نوع‌ ازدواج‌ در واقع‌ نتیجه‌ی‌ سازمان‌ پدرشاهی‌ خانواده‌ به‌ شمار می‌رود، چه‌ پدر مالک‌ دختر خود بود و حق‌ هر گونه‌ تصرف‌ را نسبت‌ به‌ آن‌ داشت‌ و غیر از قیود بسیار ناچیز، هیچ‌ مانعی‌ نمی‌توانسته‌ او را از کاری‌ که‌ می‌خواهد بکند بازدارد؛ هندی‌شمردگان‌ اوریتوکو می‌گویند که‌ نامزد بایستی‌ پولی‌ را که‌ پدر خرج‌ تربیت‌ دختر خود کرده‌ است‌ به‌ او بپردازد. در بعضی‌ از کشورها، دختر را در میدانهای‌ عمومی‌ نمایش‌ می‌دادند، تا مگر از میان‌ مردان‌ کسی‌ خواستار و خریدار او شود؛ مردم‌ سومالی‌ چنین‌ عادت‌ دارند که‌ دختر را بیارایند و او را، سواره‌ یا پیاده‌ در میان‌ بوهای‌ خوش‌ عطر و عود حرکت‌ دهند تا دامادهای‌ داوطلب‌ تحریک‌ شوند و بهای‌ بیشتری‌ بپردازند. از آماری‌ که‌ در دست‌ است‌ هیچ‌ برنمی‌آید که‌ زنی‌ از چنین‌ نوع‌ زناشویی‌ شکایت‌ داشته‌ باشد، بلکه‌ کاملاً قضیه‌ برعکس‌ است‌ و زنان‌ به‌ بهایی‌ که‌ در مقابل‌ خریداری‌ آنان‌ پرداخته‌ می‌شده‌ افتخار می‌کردند و زنی‌ را که‌ بدون‌ فروخته‌ شدن‌ تن‌ به‌ ازدواج‌ با مردی‌ می‌داد تحقیر می‌کردند، چه‌ در نظر آنان‌ ازدواجی‌ که‌ بر بنیان‌ عشق‌ و محبت‌ صورت‌ می‌گرفته‌ و مسئله‌ پرداخت‌ وجه‌ در کار نبوده‌، همچون‌ کسبی‌ نامشروع‌ بوده‌ که‌ بدون‌ پرداخت‌ چیزی‌ منافعی‌ عاید شوهر می‌گردیده‌ است‌. از طرف‌ دیگر، رسم‌ چنان‌ بود که‌ پدر عروس‌، در مقابل‌ هدیه‌ یا پولی‌ که‌ از داماد می‌گرفت‌، هدیه‌ای‌ نیز به‌ او می‌داد، که‌ رفته‌ رفته‌ مقدار آن‌ ترقی‌ کرده‌ و به‌ اندازه‌ی‌ هدیه‌ی‌ داماد رسیده‌ است‌. پس‌ پدران‌ ثروتمند از آن‌ پیش‌تر رفته‌، بر مبلغ‌ هدیه‌ افزودند تا دختران‌ خود را بهتر به‌ شوهر بفرستند؛ به‌ این‌ ترتیب‌ است‌ که‌ قضیه‌ی‌ همراه‌ کردن‌ جهیز با عروس‌ به‌ میان‌ آمد؛ در واقع‌ این‌ دفعه‌ پدر عروس‌ است‌ که‌ داماد را می‌خرد، یا لااقل‌ دو عمل‌ خرید پهلو به‌ پهلوی‌ یکدیگر سیر می‌کند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۳۱