ازدواج‌ از ابداعات‌ نیاکان‌ حیوانی‌ ما بوده‌ است‌. چنین‌ به‌ نظر می‌رسد که‌ در بعضی‌ از پرندگان‌، حقیقتاً، هر پرنده‌ فقط‌ به‌ همسر خود اکتفا می‌کند. در گوریلها و اورانگوتانها رابطه‌ی‌ میان‌ نر و ماده‌ تا پایان‌ دوره‌ی‌ پرورش‌ نوزاد ادامه‌ دارد، و این‌ ارتباط‌ از بسیاری‌ نظرها شبیه‌ به‌ روابط‌ زن‌ و مرد است‌، و هرگاه‌ ماده‌ بخواهد با نر دیگری‌ نزدیکی‌ کند، به‌ سختی‌ مورد تنبیه‌ نر خود قرار می‌گیرد. دوکرسپینی‌ در خصوص‌ اورانگوتانهای‌ بورنئو می‌گوید که‌: «آنها در خانواده‌هایی‌ به‌ سر می‌برند که‌ از نر و ماده‌ و کودکانشان‌ تشکیل‌ می‌شود». و دکتر ساواژ در مورد گوریلها می‌نویسد که‌: «عادت‌ آنها چنین‌ است‌ که‌ پدر و مادر زیر درختی‌ می‌نشینند و به‌ خوردن‌ میوه‌ و پرچانگی‌ می‌پردازند، و کودکان‌ دور و بر پدر و مادر بر درختها جستن‌ می‌کنند». ازدواج‌ پیش‌ از ظهور انسان‌ آغاز کرده‌ است‌. اجتماعاتی‌ که‌ در آنها ازدواج‌ مرسوم‌ نباشد بسیار کم‌ است‌، ولی‌ کسی‌ که‌ در جستجو باشد می‌تواند تعدادی‌ از چنین‌ جامعه‌ها را پیدا کند و حلقه‌ی‌ اتصال‌ میان‌ بی‌نظمی‌ جنسی‌ در پستانداران‌ پست‌ و ازدواج‌ در مردم‌ اولیه‌ را بیابد. در فوتونا ، از جزایر هبریز جدید ، و در جزایر هاوایی‌ بیشتر مردم‌ اساساً ازدواج‌ نمی‌کنند؛ مردم‌ قبیله‌ی‌ لوبو، زن‌ و مرد، بدون‌ اینکه‌ کمترین‌ توجهی‌ به‌ ازدواج‌ داشته‌ باشند، با یکدیگر نزدیکی‌ می‌کنند و هیچ‌ قاعده‌ و قانونی‌ در کارشان‌ نیست‌؛ همین‌ طور برخی‌ از قبایل‌ بورنئو حیات‌ جنسی‌ خود را می‌گذرانند، بی‌آنکه‌ متوجه‌ رابطه‌ای‌ باشند که‌ دو همخوابه‌ را به‌ یکدیگر متصل‌ می‌سازد؛ به‌ همین‌ جهت‌ جدا شدن‌ دو همسر در نزد آنان‌ بسیار ساده‌تر از جدایی‌ یک‌ جفت‌ پرنده‌ است‌؛ نیز در میان‌ ملتهای‌ قدیم‌ روس‌ «مردان‌، بدون‌ تفاوت‌، با زنان‌ مختلف‌ هم‌خوابگی‌ می‌کردند، به‌ طوری‌ که‌ معلوم‌ نبود شوهر زن‌ کدام‌ مرد است‌». کسانی‌ که‌ راجع‌ به‌ کوتوله‌های‌ آفریقایی‌ (پیگمه‌ها) تحقیق‌ کرده‌اند می‌نویسند که‌ اینان‌ تابع‌ سازمان‌ همسری‌ نیستند و «بدون‌ هیچ‌ قاعده‌ای‌ به‌ فرونشاندن‌ غریزه‌ی‌ جنسی‌ خود می‌پردازند»، ولی‌ این‌ «ملی‌ بودن‌ زنان‌»، که‌ نظیر کمونیسم‌ اولیه‌، در مورد زمین‌ و خوراک‌، به‌ شمار می‌رود، خیلی‌ زود از میان‌ رفت‌، به‌ طوری‌ که‌ اثر آن‌ در زمان‌ حاضر بسیار به‌ دشواری‌ قابل‌ ملاحظه‌ است‌؛ با وجود این‌، یادگارهایی‌ از آن‌ در اذهان‌ به‌ صورتهای‌ مختلف‌ باقی‌ مانده‌ است‌: مثلاً بسیاری‌ از ملتهایی‌ که‌ به‌ حالت‌ طبیعی‌ به‌ سر می‌برند چنین‌ می‌پندارند که‌ تک‌شوهری‌ - که‌ به‌ عقیده‌ی‌ آنان‌ احتکار یک‌ مرد برای‌ یک‌ زن‌ است‌ - مخالفت‌ طبیعت‌ و اخلاق‌ است‌؛ مثال‌ دیگر، جشنهای‌ آزادی‌ جنسی‌ است‌ که‌ در مواقع‌ معین‌ بر پا می‌داریم‌ و به‌ صورت‌ موقتی‌ خود را از قیود جنسی‌ می‌رهانیم‌ (مانند کارناوالها)؛ مثال‌ دیگر این‌ است‌ که‌ از زن‌ می‌خواستند، قبل‌ از آنکه‌ شوهر کند، خود را به‌ اولین‌ مردی‌ که‌ او را می‌خواسته‌ تسلیم‌ کند؛ این‌ عمل‌ در معبد میلیتا در بابل‌ معمول‌ بوده‌ است‌؛ اثر دیگر عادتی‌ است‌ که‌ در ملتهای‌ اولیه‌ موجود بود، و زن‌ خود را به‌ عنوان‌ کرامت‌ و بزرگی‌ به‌ وام‌ می‌دادند؛ دیگر سنتی‌ است‌ که‌ در اوایل‌ دوره‌ی‌ ملوک‌الطوایفی‌ در اروپا وجود داشت‌، و شب‌ اول‌ زفاف‌، حق‌ بهره‌برداری‌ از زن‌ با ارباب‌ بود، و شاید ارباب‌ در این‌ مورد جانشین‌ حقوق‌ قدیمی‌ قبیله‌ بوده‌ و حق‌ داشته‌ است‌، پیش‌ از آنکه‌ به‌ داماد اجازه‌ داده‌ شود، بکارت‌ عروس‌ را بردارد. .......................................................................... بی‌نظمی‌ جنسی‌ کاهش‌ می‌یابد ...................................................................................................................................- پس‌ از دوره‌های‌ نخستین‌، به‌ تدریج‌ اشکال‌ مختلف‌ اتحاد میان‌ زن‌ و مرد، به‌ عنوان‌ آزمایش‌ و به‌ طور موقت‌، جای‌ روابط‌ بی‌بند و بار سابق‌ را گرفت‌. در قبیله‌ی‌ اورانگ‌ ساکای‌ در مالاکا، زن‌ با فرد قبیله‌ مدتی‌ به‌ سر می‌برد و چون‌ دوره‌ تمام‌ می‌شد این‌ کار را از سر می‌گرفت‌؛ در میان‌ افراد قبیله‌ی‌ یاکوت‌، در سیبریه‌، و قبیله‌ی‌ بوتوکودو، در آفریقای‌ جنوبی‌، و طبقات‌ پست‌ مردم‌ تبت‌ و بسیاری‌ از ملتهای‌ دیگر، ازدواج‌ آزمایشی‌ به‌ تمام‌ معنا بوده‌، و هر یک‌ از دو طرف‌، هر وقت‌ می‌خواست‌، می‌توانست‌ رابطه‌ را قطع‌ کند، بی‌آنکه‌ کسی‌ از او جویای‌ علت‌ شود؛ در میان‌ افراد قبیله‌ی‌ بوشمن‌ «کوچک‌ترین‌ اختلافی‌ کافی‌ است‌ که‌ رابطه‌ی‌ همسری‌ را از میان‌ بردارد، و زن‌ و مرد، پس‌ از آنکه‌ به‌ فکر جستن‌ همسر تازه‌ای‌ می‌افتد»؛ چنان‌ که‌ سرفرانسیس‌ گالتن‌ نقل‌ می‌کند، «در میان‌ قبیله‌ی‌ دامارا، تقریباً هر هفته‌ یک‌ بار زن‌ شوهر خود را عوض‌ می‌کند، و من‌ بسیار دشوار می‌توانستم‌ بفهمم‌ که‌ شوهر موقت‌ این‌ خانم‌ یا آن‌ خانم‌ در فلان‌ وقت‌ چه‌ کس‌ بوده‌ است‌». همین‌ طور در قبیله‌ی‌ بایلا «زنان‌ دست‌ به‌ دست‌ می‌گردند و با موافقت‌ مشترک‌ شویی‌ را ترک‌ گفته‌ نزد شوی‌ دیگر می‌رفتند. بسیاری‌ زنان‌ جوان‌ هستند که‌ هنوز از بیستمین‌ مرحله‌ی‌ زندگی‌ نگذشته‌ و تا آن‌ موقع‌ پنج‌ شوهر کرده‌اند که‌ همه‌ در قید حیات‌ هستند» کلمه‌ای‌ که‌ در هاوایی‌ معنی‌ ازدواج‌ می‌دهد در اصل‌ به‌ معنی‌ «آزمودن‌» است‌. در میان‌ مردم‌ تاهیتی‌، تا یک‌ صد سال‌ پیش‌، ازدواج‌ از هر قیدی‌ آزاد بود و تا هنگامی‌ که‌ اولادی‌ پیدا نمی‌شد زن‌ و مرد می‌توانستند، بدون‌ هیچ‌ سبب‌، از یکدیگر جدا شوند؛ اگر فرزندی‌ پیدا می‌شد، زن‌ و شوهر حق‌ داشتند آن‌ فرزند را بکشند، بی‌آنکه‌ کسی‌ به‌ آنان‌ زبان‌ ملامت‌ بگشاید و اگر زن‌ و مرد تصمیم‌ می‌گرفتند که‌ کودک‌ را بزرگ‌ کنند، ارتباط‌ میان‌ آن‌ دو صورت‌ دائمی‌ پیدا می‌کرد و مرد وعده‌ می‌داد که‌ در نگهداری‌ زن‌ از کودک‌ به‌ او کمک‌ کند. ................................................................................................................................. مارکوپولو در خصوص‌ قبیله‌ای‌ از آسیای‌ میانه‌ که‌ در قرن‌ سیزدهم‌ در ناحیه‌ی‌ پین‌ می‌زیستند (اکنون‌ کریا، در ترکسان‌ شرقی‌ چین‌) می‌نویسد که‌: «اگر مردی‌ بیش‌ از بیست‌ روز از خانه‌ی‌ خود دور شود، زن‌ او می‌تواند، در صورتی‌ که‌ بخواهد شوهر دیگر انتخاب‌ کند؛ بر مبنای‌ همین‌ اصل‌، مردان‌ هر جا می‌رسند زنی‌ اختیار می‌کنند». چنانچه‌ دیده‌ می‌شود. روشهای‌ تازه‌ای‌ که‌ ما اکنون‌ در ازدواج‌ و اخلاق‌ اختیار کرده‌ایم‌، همه‌ ریشه‌های‌ قدیمی‌ دارد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۳۱