تغییر رفتار طبیعی در اثر سلطه‌ی فرهنگ (قدیمی یا جدید؟)

یک چیزی از گذشته شروع شده و الان به نهایت خود رسیده و آن اینکه هرچیزی که در سنت‌های قدیمی بوده یک جور انحراف‌های فرهنگی بوده که از طریق جوامع تحمیل می‌شده. مثلا اینکه زن با مرد تفاوت رفتاری داشته چیزی بوده که به او تحمیل می‌شده. و ما الان در دورانی قرار داریم که زن و مرد رفتارشان به هم شبیه‌تر شده و تفکر مذکور آن را نشانه‌ی این می‌داند که فشار فرهنگی برداشته شده.

به نظر من در اکثر مواقع این مساله برعکس است. شما باید انتظارتان این باشید که الان ما در جوامع فرهنگی هستیم که هژمونی فرهنگی روی آدم‌ها فشار می‌آورد و ذهن‌شان را شکل می‌دهد. یک زن روستایی چند قرن قبل چقد بمباران فرهنگی می‌شده تا ذهنش شکل داده شود. الان است که ما از پنج-شش سالگی تحت یک سری آموزش‌های خاص در مدرسه قرار می‌گیریم، همه‌مان کانال‌های تلویزیونی خاصی نگاه می‌کنیم. فکر می‌کنید چقدر ذهن‌تان پر از ایده‌های مشترکی است که به همه‌ی ما داده‌اند؟

الان است که باید شک کنیم که اگر زن و مرد رفتارهای‌شان شبیه شده به این دلیل است که همه را دارند یک جور بار می‌آورند. دختر و پسر در یک مدرسه کنار هم می‌نشینند و یک تکلیف به آن‌ها داده می‌شود و فردا هم سر یک شغل قرار است وارد اجتماع شوند.

ما الان در دورانی هستیم که فرهنگ خیلی وسیع شده و فشار فرهنگی روی ذهن همه‌ی آدم‌ها هست. بعضی از رفتارها در گذشته نتیجه‌ی نوع ساختارهای اجتماعی در دنیا بوده مثلا ما یک دوران کشاورزی و فئودالیسم داریم، آن دوران برای خودش یک فضایی دارد و طبعا بدون اینکه مدرسه‌ای هم وجود داشته باشد آن ساختارهای اجتماعی یک جور فرهنگ خاص خود را ایجاد می‌کنند. از فرهنگ حمایت می‌کنند و فرهنگ از آنها حمایت می‌کند. بنابراین دورانی در دنیا نبوده که فرهنگی وجود نداشته باشد ولی این نوع فرهنگ‌ها در گذشته خیلی ضعیف بوده به این معنا که آثار فرهنگ روی ذهن مردم و درصد آموزش‌هایی که دیده‌اند و تجربه‌های مشترکی که دارند خیلی کم است واقعا چیزی به شکل هژمونی وجود ندارد. اینجوری نیست که گرامشی کشف کرد که چیزی به شکل هژمونی وجود داشته یعنی فشاری که از طرف دولت و طبقه‌ی حاکم می‌آید که از نظر نیروی پلیس و ساختارهای انضباطی جامعه و چه از نظر رسانه‌ها برای اینکه منافع طبقه حفظ شود. هژمونی فرهنگی یک چیز قرن بیستمی است وقتی روزنامه‌ها و رادیو بوجود آمد بود که طبقه‌ی حاکم این امکان را بدست آورد که تبلیغات راه بیندازد و منافع خود را حفظ کند.

بنابراین الان ما در یک دورانی قرار داریم که اگر رفتارهای گذشته تغییر کرده‌اند الان است که باید شک کنیم که آدم‌ها در اثر یک جور هژمونی فرهنگی دارند شبیه همدیگر می‌شوند.

من تصورم این است که برخلاف پیش‌فرض پست‌مدرن، چیزهایی که در جوامع قدیمی وجود داشته طبیعی‌تر است و چیزی که الان بوجود آمده مصنوعی است. در حالیکه پست‌مدرن‌ها نگاه‌شان این است که چون الان ما یک سری آزادی‌های اجتماعی داریم، می‌توانیم طبیعی رفتار کنیم.


تمام آدم‌ها در سطح دنیا تحت نظام آموزشی مشترکی قرار دارند. پنج قرن قبل نظام آموزشی وجود نداشته. بیش از آنچه که فکر می‌کنید ذهن‌تان جهت پیدا کرده. منتها چون ما غرق در یک فرهنگ مشترکی که همه جای دنیا هست و از سرمایه‌داری درآمده احساس‌مان این است که این نظام آموزشی خیلی بی‌گناه است،‌ چیزی به ما نگفته‌اند که، شیمی و فیزیک گفته‌اند. در مورد زن و مرد چیزی نگفته‌اند که ... علم که اصلا سوگیری خاصی نسبت به سرمایه‌داری و ... ندارد. ولی عمل دقیقا سوگیری دارد. تمام نظام آموزشی شما نظام آموزشی سرمایه‌داری است. ما از سن ۶ سالگی برده‌ی این نظام سرمایه‌داری جهانی هستیم که شغل‌ها را ایجاد کرده و ما را تربیت می‌کند که در آنها قرار بگریم

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٤