روابط درون خانواده

خانواده یک سازمان اجتماعی است که روابط میان اعضای آن مهمترین عنصر شکل دهنده به این سازمان است. نوع روابطی که میان اعضای هر خانواده حاکم است. فضایی ایجاد می­کند که در آن عواطف، احساسات، افکار و رفتارها، زاده می­شوند و متقابلاً بر روابط موجود در خانواده اثر می­گذارند. به عبارت دیگر شکل روابط، رفتارها را می­سازد و رفتارها متقابلاً روابط را شکل می­دهند. به این ترتیب برای درک درست ساختار و فرآیند حاکم بر خانواده، از یک سو باید روابط میان اعضا تحلیل شود و از سوی دیگر رفتارهای اعضا در درون خانواده مورد بررسی قرار گیرد. توجه به رفتار اعضای خانواده، بدون توجه به روابط موجود در فضای خانوادگی، شناختی غیر واقعی از خانواده ایجاد می­کند. همان گونه که توجه به روابط، بدون توجه به رفتارهای اعضا نیز موجب سوء برداشت در مورد خانواده می­شود. همین نکته است که گاه درک رفتارهای اعضای خانواده را در درون و بیرون خانواده، مشکل می­سازد. خانمی که شوهرش را در بیرون خانواده، فرشته صفت و در درون خانواده، دیوسیرت، توصیف می­کند، در واقع به روابط درون خانواده توجه نکرده است. او فضایی را که روابط درون خانواده، ایجاد کرده و در آن فضا رفتارهای ناپسند از شوهر سر می­زند، نادیده گرفته است. در این شرایط، نوع روابط در خانواده، موجب بروز آن رفتارها می­شود؛ هر چند که چنین رفتارهایی، به نوبه خود روابط را تحت تأثیر خود قرار می­گیرد.

در درون هر خانواده، رفتارهایی از نوع توجه، اظهار محبت، ایثار، فداکاری، پرخاشگری و عصبانیت، قهر، توهین، تحقیر و امثال آنها وجود دارد و کم و بیش به چشم می­خورد. وجود این رفتارها به تنهایی نشانگر «روابط » حاکم بر خانواده نیست، بلکه « روابط » درون خانواده حاصل تعامل حداقل دو فرد است. وقتی راجع به « رفتار » سخن می­گوئیم، در واقع عمل یک فرد را در نظر می­گیریم، ولی وقتی درباره « رابطه » صحبت می­کنیم، عمل متقابل افراد را مورد توجه قرار می­دهیم. رفتار یک کنش است، ولی رابطه، کنش و واکنش را شامل می­شود. رفتارها اغلب آشکارتر و عینی­تر از روابط­اند؛ از این رو رفتارها را می­توان ساده­تر و زودتر درک کرد، در حالی که درک روابط احتیاج به تأمل و تعمق بیشتر دارد.

در درون هر خانواده روابطی وجود دارد که درک آنها، به درک مشکلات و مسائل خانواده می­انجامد. بدون درک این روابط، نمی­توان شناخت درستی از خانواده داشت. اعضای خانواده اغلب تنها با توجه به رفتارهای افراد، به خصوص با توجه به رفتارهای افراد، به خصوص با توجه به رفتارهای مثبت خویش و رفتارهای منفی اعضای دیگر، شناختی غلط از خانواده خویش به دست می­آورند و بر این شناخت نیز پافشاری می­کنند. هر قدر پافشاری آنان بر چنین رفتارهایی افزون­تر باشد، سوء برداشت آنان از خانواده نیز بیشتر می­شود. در حالیک ه اگر آنان به شبکه روابط درون خانواده توجه کنند، می­توانند شناخت واقع بینانه­تری از خود و سایر اعضای خانواده داشته باشند. در نمودار شاره یک، دایره­ها نشانگر افرادند و خطوط اتصال دهنده دایره­ها، روابط را نشان می­دهند. در ذهن اکثر ما انسان­ها، تصویر نسبتاً روشنی ازافراد وجود دارد ولی تصویر مشخصی از خطوط، شکل نگرفته است. ما در این بحث به دنبال آنیم که این خطوط را دقیق­تر مورد توجه قرار دهیم و آن را تحت عنوان الگوهای تعاملی خانواده تحلیل کنیم.

الگوهای تعاملی خانواده:

همانگونه که ما رفتارهای افراد را دسته بندی کرده و تحت عناوینی چون صبر، توجه، تأمل، پرخاشگری، سخن گفتن، راه رفتن و … طبقه بندی می­کنیم، انواع روابط یا تعامل ها را نیز باید گروه بندی کنیم. گروه­های تعاملی را، الگوهای تعاملی می­نامیم. همچنان که رفتارهای گوناگون، دسته بندی کنش­های افراد است، الگوهای تعاملی نیز دسته بندی کنش­های گروه است. وقتی فرد با دیگری ارتباط برقرار می­کند، از فرد بودن خارج شده و گروه تشکیل می­دهد. وقتی بتوانیم دسته­ای از کنش­های این گروه را مشخص کرده و نامی بر آن بگذاریم، یک « الگوی تعاملی » را تفکیک کرده­ایم. تعامل­ها ممکن است کاز الگویی تبعیت نکنند و این زمانی است که ما نتوانسته­ایم تعاملی را در دسته­ای یا طبقه­ای جای دهیم. همانگونه که بسیاری از رفتارها را نمی­توانیم نام گذاری کنیم به بسیاری از تعامل ها هم نمی­توانیم نامی اختصاص دهیم. اگر کسی دستش را کاملاً باز کند، به آن می­گوئیم «پنجه» و اگر آن را کاملاً ببندد می­گوییم « مشت » ولی بین پنچه و مشت، بی نهایت شکل وجود دارد که برای آنها نامی نداریم. پنجه و مشت دو رفتار هستند که نامی به خود اختصاص داده­اند، در حالی که رفتارهای حد میان آن دو اغلب نامی اختصاصی ندارند. به همین ترتیب تعامل­هایی را که توانسته ایم مدون کرده و تحت عنوانی خاص نام گذاری کنیم، آن را الگویی خاص خوانده­ایم ولی تعامل­های دیگر را به شکل الگویی مورد توجه قرار نداده­ایمو.

با توجه به این واقعیت تشخیص یک الگو برای یک خانواده، تنها در مواردی که صد در صد با آن تطابق دارد، نمی­تواند انجام پذیردف بلکه زمانی که به شکل نسبی نیز ملاک­های یک الگو با خانواده­ای تطبیق پیدا کند، می­توان آن تشخیص را برای آن خانواده به کاربرد. حد این نسبیت، تطبیق ملاک­های یک الگو، بر بیش از ۵۰ درصد موارد است. این حد دارای سه جنبه است:Recados Amor - 320

۱- زمانی که ملاک­های یک الگو بر بیش از نیمی از اعضای نوجوان و بالاتر یک خانواده تطبیق کند.

۲- زمانی که ملاک­های یک الگو بر بیش از نیمی از رفتارهای اعضای نوجوان و بالاتر یک خانواده تطبیق کند.

۳- زمانی که بیش از نیمی از ملاک­های یک الگو بر اعضای نوجوان و بالاتر، یک خانواده حاکم باشد.

الگوهای تعاملی بعضاً سودمند و کارآمد و بعضاً غیر سودمند و مضر هستند. الگوهای غیر سودمند، ضرورتاً به انحلال خانواده نمی­انجامند. اگر خانواده­ای به انحلال بیانجامد، در اصل فاقد الگوی تعاملی خواهد شد. یعنی در این شرایط آن شبکه روابط از بین رفته است. تا وقتی شبکه روابطی باقی است، الگوی تعاملی نیز باقی است، هر چند که این الگو رضایت افراد را تأمین نکند. مهم ترین الگوهای تعامل خانواده عبارتند از:

۱- الگوی پذیرا و پویا

۲- الگوی وابسته

۳- الگوی سلطه گر

۴- الگوی مقابله­ای

۵- الگوی کناره گیر

۶- الگوی نامنسجم

۷- الگوی زیستی

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢٤