عامل ارثی و ژنتیکی جنسیت
در انسانهای بهنجار و سالم تقریباً هر سلول بدن شامل 23 جفت کروموزوم یا مجموع 46 کروموزوم است که از این مجموع 22 جفت حامل هزاران ژن است که خصوصیات بدن انسان چون رنگ مو، نوع خون و دیگر ویژگیها را تعیین می کند. و یک جفت باقیمانده کروموزوم جنسی است که تعیین کننده جنسیت زن و مرد است. جنس مؤنث دارای یک جفت کروموزوم جنسی به نام . . و جنس مذکر دارای یک جفت کروموزوم جنسی به نام . . است. همچنین جنسیت قبل از تولد تعیین می شود. تحقیقات بسیاری در زمینه جنسیت نوزاد درباره این موضوع که مبنای تفاوت جنسیت بیولوژیکی در طبیعت است یا حاصل تجارب گوناگون تربیتی و پرورشی دختر و پسر است، صورت گرفته است. نتایج این مطالعات نشان می دهد که در رشد نوع جنسیت، عامل تربیت و پرورش از اهمیت به سزایی برخوردار است.
توانایی های شناختی
زن و مرد در هوش کلی مانند توانایی یادگیری، حافظه، مفهوم سازی، استدلال، حل مسأله و خلاقیت بیشتر به یکدیگر شباهت دارند تا اینکه تفاوت داشته باشند. با این همه بعضی از استدلالهای خاص در یکی از دو جنس قوی تر و رشدیافته تر از دیگری است که به مهمترین آنها اشاره می شود:
1) توانایی کلامی: برتری دختران در توانایی کلامی نسبت به پسران یکی از زمینه های بارز تفاوت بین دو جنس است. این تفاوت از دوران طفولیت شکل می گیرد. دختر بچه ها زودتر از پسر بچه ها فرا میگیرند و دارای خزانه لغات بیشتری هستند و صداهای مربوط به زبان را نیز سریعتر یاد می گیرند. در حدود نوجوانی از نظر دیکته نویسی، دقیقتر نوشتن، درک مفاهیم دشوارتر و حرف زدن، دختران عملکرد بهتری نسبت به پسران دارند. همچنین در مهارتهای خواندن که آشکارا با مهارتهای کلامی در ارتباط است، مشکلات پسران به مراتب از دختران بیشتر است.
: 2) توانایی های فضایی توانایی های فضایی شامل مهارت در مشاهده کردن و دست کاری کردن اشکال و ارقام، تصور شی پس از جابه جا کردن ذهنی آن، تشخیص اشکال مختلف، خواندن نقشه و نظایر آن می باشد. از آغاز دوره نوجوانی تا بزرگسالی، پسران در تست های مختلف توانایی فضایی، عملکرد بهتری در مقایسه با دختران دارند.
3) توانایی های ریاضی:به طور نسبی مردان از نظر توانایی ریاضی قویترند. این برتری در آزمونهایی است که استدلال ریاضی جای محاسبات ساده را می گیرد و از حدود 11 سالگی نمایان می شود. بر اساس بیشتر تحقیقات، پسران و دختران از نظر ریاضیات تا پایان کودکی شبیه یکدیگرند اما در نوجوانی پسران بر دختران پیشی می گیرند.
4) عوامل زیباشناسی: در این دسته می توان موردی چون تشخیص رنگها، مشخص کردن سنین ، عوامل ظاهری و نظایر آن قرار داد که زنان نسبت به مردان دارای برتری هستند.
ویژگی های روانی
همانگونه که میان دو جنس از نظر ساختمان بدنی تفاوت وجود دارد، از لحاظ ویژگی های روانی نیز تفاوتهایی بین زن و مرد مشاهده می شود که بعضی از آنها در این قسمت مطرح می گردند:
1- اعتماد به نفس: تحقیقات انجام شده حاکی از این است که زنان در قیاس با مردان از اعتماد به نفس کمتری برخوردار هستند. حتی تحقیقاا انجام شده در مورد کودکان پیش دبستانی در مقطع سنی 4 - 4/5 سالگی نیز نتایج مشابهی را به دست آورده است. به عبارت دیگر جنس مؤنث تلقی چندان مثبتی از کارکردهای خویش ندارد. البته نکات چندی در این رابطه حائز اهمیت است.
اول اینکه زنان در مقوله های وابسته به جنسیت خود اعتماد به نفس بیشتری نشان می دهند. دوم زنان به هنگام مقایسه با دیگران اعتماد به نفس کمتری نشان می دهند و سوم اینکه به دلیل هنجارهای فرهنگی، بسیاری از اوقات رفتار حاکی از اعتماد به نفس برای زنان ممکن است لاف زنی تلقی گردد و پسندیده نیست. 
2- عزت نفسعزت نفس ارزش و احترامی است که فرد برای خود قائل است. در سنین کودکی از این لحاظ تفاوتی بین پسر و دختر مشاهده نمی شود اما در سنین نوجوانی دختران نسبت به پسران از عزت نفس ضعیفتری برخوردارند. 
3- سبک زندگیمجموعه عادتها و رفتارها در زندگی و چگونگی زیستن را سبک زندگی گویند. بر اساس مطالعات، در مجموع سبک زندگی زنان سالمتر و مثبت تر از شیوه زندگی مردان است. زنان به تغذیه مناسب، خواب به موقع و رعایت بهداشت فردی و اجتماعی پایبندتر از مردان هستند و رفتارهایی که به آسیب های جسمی و روانی می انجامد مانند استفاده از مواد مخدر و الکل، در مردان شیوع بیشتری دارد. 
4- پرخاشگری پرخاشگری رفتاری است که با انگیزه آسیب رساندن به دیگران انجام می شود. مطالعات نشان می دهد که جنس مذکر پرخاشگرتر از جنس مؤنث می باشد. بسیاری از مطالعات نشان می دهند که پسران از کودکی پرخاشگرتر و تندخوتر از دختران هستند و در مقابل دختران رفتار ملایم تر و صلح آمیزتری از خود بروز می دهند. همچنین شیوه های خشونت نیز در میان دو جنس متفاوت است. در جنس مرد پرخاشگری بدنی بیشتری و در جنس زن پرخاشگری اغلب به صورت کلامی است. 
5- یادگیری مطالعات نشان می دهد که میزان یادگیری مردان بیشتر از زنان است. این ممکن است تعجب انگیز باشد زیرا انتظار داریم که زنان از ماهیت یاری رسانی و غمخوارگی بیشتری برخوردار باشند. تحقیقات نشان می دهد که میزان یاری رسانی مردان و زنان در موقعیتهای خاص با یکدیگر متفاوت است.
مثلاً مردان در موقعیت قهرمانانه مانند نجات یک انسان از خطر به ویژه در حضور دیگران ایفای نقش می کنند، حال آنکه زنان در رابطه با غمخواری برای دیگران و همدردی با آنان بهتر عمل می کنند.
6- احساسات و عواطف:در این زمینه تفاوتهای محسوسی بین دو جنس مشاهده می شود. زنان از مردان عاطفی تر هستند. سریعتر تحت تأثیر عواطف قرار می گیرند و راحت تر از مردان عواطف خود را آشکار می سازند.
علائق و انگیزه ها
مطالعات نشان می دهد که از لحاظ علائق و انگیزه ها نیز میان دو جنس تفاوت به چشم می خورد. احتمالاً مقدار زیادی از آن ناشی از عوامل فرهنگی و اجتماعی باشد. برخی از آنها احتمالاً مورد اشاره قرار می گیرند: 
1) رهبری تحقیقات سنتی موید بر آن است که مردان نقشهای رهبری را بهتر ایفا می کنند. با این وجود با توجه به اینکه امروزه زنان بیشتری وارد تشکیلات و سازمانهای سیاسی و اقتصادی می شوند، تحقیقات جدیدتر حاکی از دو نوع سبک رهبری زنانه و مردانه می باشد به نظر می رسد که زنان گرایشات قوی تری نسبت به رهبری دموکراتیک و لیبرالیستی دارند. 
2) دوستی دوستان مؤنث بیشتر بر روی حرف زدن و سهیم گشتن عاطفی تکیه می کنند، حال آنکه دوستان مذکر بر روی فعالیتها و انجام کارهای مشترک تأکید می ورزند. گذشته از این نحوه صحبت کردن دو جنس با هم تفاوت دارد. مردان صمیمی عمدتاً راجع به مسائل روز و بیرونی حرف می زنند در حالی که زنان عمدتاً مسایل و احساسات شخصی را مطرح می کنند. 
3) مذهب و دینداری گرایش به دین در میان زنان بیشتر از مردان است و آنها در امور دینی فعالیت بیشتری دارند. مطابق تحقیقات، زنان در ارزشهای ذوقی، اجتماعی و دینی نمره بهتری می گیرند و پسران در ارزشهای اقتصادی، سیاسی و نظری نمرات بالاتری می گیرند. 
4) عشقعشق از زیباترین مفاهیم زندگیست که همه آدمیان با این واژه آشنایند. تفاوتهای جنسی در این زمینه وجود دارد. بر اساس تحقیقات عشق برای زنان یک ارزش است. در روابط جنسی آنان به آغوش گرم و آکنده از محبت نیاز دارند. پوست زنان 10بار حساس تر از پوست مردان است و با نوازش نشاط روانی می یابند. به طور کلی جنس زن به عشق و ارتباط و زیبایی بها می دهد. به حمایت و کمک و پرورش دیگران می پردازد و کمال را در سهیم بودن و روابط داشتن تجربه می کند.
بر اساس یک تحقیق، علایق زیباشناختی، اجتماعی و مذهبی در زنان بیشتر است. آنان به زیبایی و هنر، معاشرت با مردم و تجربه های عرفانی گرایش شدیدتری دارند، در حالی که مردان به امور سیاسی و تئوریک علاقمندند و به قدرت یا نفوذ بر مردم و پیگیری حقیقت با ابراز عقل و خود گرایش دارند. از دیگر علاقه ها در زنان، گرایش به کارهای خانه، اشیا و کارهای ذوقی است و نیز مشاغلی که نیاز به تحریک کم داشته باشند و کارهایی که مواظبت و دلسوزی بسیار بخواهد مثل مراقبت از کودکان و سالمندان. از آن سوی مردان به داد و ستد و فعالیتهایی چون شکار، ماهیگیری، اتومبیل رانی و اخبار علاقمند هستند.
مهارتهای ارتباطی
به نظر می رسد که زنان و مردان همواره از شیوه های ارتباطی یکسانی استفاده نمی کنند و به همین خاطر گرفتار مشکلات ارتباطی می شوند. مردان بیشتر از اظهارات قاطع، آمرانه و قدرت نمایانه استفاده می کنند و اطلاعات فردی خود را ارائه می کنند و هدف آنان از گفتگو حفظ پایگاه شخصی است در حالی که زنان بیشتر از کلمات آزمایشی و تأییدجویی استفاده می کنند.حمایت عاطفی ارائه می دهند و هدف آنان از گفتگو برقراری و حفظ ارتباط است. زنان بیشتر از الگوی آهنگی، تعجب، بشاشت و ادب استفاده می کنند و میزان پایبندی آنان به درستی کلمات بیشتر است. مردان بیشتر از زنان صحبت شخص مقابل را قطع می کنند. زنان به اندازه مردان حرف هم جنسهای خود را قطع می کنند اما به ندرت حرف مردان را قطع می کنند. همینطور با کمال تعجب مردان بیشتر از زنان در گروه صحبت می کنند. زنان به پیامهای غیر کلامیحساس تر هستند و پیامهای صمیمانه تری را منتقل می کنند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٠